داروی قدیمی و در دسترس اناستیلسیستئین اتصالات عصبی را در بیماران اماس ترمیم میکند
یک کارآزمایی بالینی محدود نشان داده است که افزودن آنتیاکسیدان ارزانقیمت اناستیلسیستئین به درمانهای استاندارد اماس، اتصالات عملکردی مغز و سوختوساز گلوکز را بهبود میبخشد. این ترکیب رایج، استرس اکسیداتیو را هدف میگیرد؛ عاملی کلیدی در تخریب عصبی که اغلب درمانهای فعلی تأثیری بر آن ندارند.
به قلم زهرا رحیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
داروهای تعدیلکننده بیماری اماس با یک محدودیت بیولوژیک مشخص روبهرو هستند: آنها با مهار سیستم ایمنیِ بیشفعال مانع تشکیل پلاکهای جدید میشوند، اما قادر به ترمیم آسیبهای ساختاری گذشته نیستند. این موضوع باعث شده روند تخریب تدریجی سلولهای عصبی در ۲٫۸ میلیون مبتلا به این بیماری در سراسر جهان همچنان مهارنشده باقی بماند.[1]
یکی از عوامل اصلی این تخریب مداوم، پدیدهای به نام استرس اکسیداتیو است؛ عدم تعادلی سلولی که اکثر داروهای تاییدشده اساساً کاری به کار آن ندارند. پژوهشگران سالهاست در پی یافتن راهی برای مداخله در این مسیر زیستی هستند تا روند زوال شناختی و جسمی بیماران را متوقف یا معکوس کنند.
اکنون نتایج یک کارآزمایی بالینی محدود نشان میدهد که یک داروی شناختهشده، ارزانقیمت و خارج از حق ثبت انحصاری، ممکن است این شکاف درمانی را پر کند. با افزودن یک آنتیاکسیدان در دسترس به پروتکل درمانی استاندارد، محققان متوجه بازسازی پیوندهای عملکردی در مغز بیماران مبتلا به اماس شدند.[1][2]
این یافتهها که در اواخر سال ۲۰۲۶ در نشریه IBRO Neuroscience Reports منتشر شده، نشانهای اولیه اما بسیار امیدوارکننده از طریق تصویربرداری ارائه میدهد؛ اینکه شبکههای عصبی ازکارافتاده بر اثر بیماری را میتوان دوباره به تبادل پیام واداشت. این شیوه به جای تمرکز صرف بر سیستم ایمنی، سلامت متابولیک مغز را هدف قرار میدهد.[2]
استفاده نوین از یک آنتیاکسیدان قدیمی
ترکیب محوری این کارآزمایی اناستیلسیستئین است که بهطور خلاصه با نام NAC شناخته میشود. این دارو دهههاست در طب اورژانس با ایمنی کامل استفاده میشود و در مسمومیتهای حاد ناشی از استامینوفن، به صورت وریدی برای پیشگیری از نارسایی کبد تجویز میگردد.[1]
مکانیسم عمل این دارو از طریق مقابله مستقیم با استرس اکسیداتیو و افزایش ذخایر گلوتاتیون در بدن است. گلوتاتیون آنتیاکسیدانی طبیعی است که از سلولها در برابر آسیب محافظت میکند؛ با این حال، در مغز مبتلایان به اماس معمولاً سطح این مولکولهای حیاتی بهشدت افت میکند.[1]
دکتر دانیل مونتی، استاد و مدیر دپارتمان پزشکی تلفیقی و علوم تغذیه در دانشگاه توماس جفرسون و سرپرست این مطالعه، میگوید: «تمام بیمارستانها این دارو را دارند. ما از آن در موارد اوردوز تایلنول استفاده میکنیم، جایی که استرس اکسیداتیو یکی از عوامل اصلی تخریب کبد است.»[1]
از آنجا که این دارو به صورت گسترده تولید میشود و سابقه ایمنی آن کاملاً روشن است، بخش بزرگی از موانع زمانبر توسعه داروهای جدید را پشت سر میگذارد. فرضیه تیم پژوهشی این بود که بازگرداندن توان دفاعی آنتیاکسیدانی مغز میتواند به نورونها کمک کند سوختوساز طبیعی خود را بازیابند.
دکتر مونتی با تأکید بر اینکه هدف این درمان احیای پایه زیستی تخریبشده توسط بیماری است، توضیح میدهد: «میتوان گفت ما در حال بازسازی ذخایر هستیم، نه صرفاً اضافه کردن یک مکمل.» در مطالعات مقدماتی قبلی نیز بیمارانی که این ترکیب را دریافت کرده بودند، از کاهش خستگی و بهبود اضطراب خبر داده بودند.[1]
بررسی دقیق پیوندهای مغزی
برای سنجش دقیق اثرات این ترکیب بر عملکرد مغز، تیم پژوهشی در سال ۲۰۲۶ بیمارانی را با فرم خفیف تا متوسط اماس وارد مطالعه کرد. شرکتکنندگان به دو گروه تصادفی تقسیم شدند: گروهی که فقط درمانهای رایج را ادامه دادند و گروهی که در کنار مراقبت استاندارد، رژیم مشخصی از اناستیلسیستئین دریافت کردند.[2]
گروه درمانی به مدت چهار ماه تحت یک پروتکل درمانی فشرده و ترکیبی قرار گرفتند. این بیماران هفتهای یکبار دوز ۵۰ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را به شکل تزریق وریدی و در شش روز دیگر هفته، روزانه دو بار کپسول ۵۰۰ میلیگرمی خوراکی مصرف کردند.
پژوهشگران در ابتدای طرح و سپس در پایان ماه چهارم، مغز شرکتکنندگان را با دستگاه ترکیبی PET-MRI اسکن کردند. این روش تصویربرداری همزمان به تیم امکان داد هم اتصالات عملکردی وابسته به سطح اکسیژن خون را بسنجد و هم میزان مصرف گلوکز در بافت مغز را بررسی کند.[2]
دادهها تغییرات معناداری را در اتصالات مغزیِ دریافتکنندگان این آنتیاکسیدان نشان داد. اسکنهای MRI عملکردی گویای بهبود ارتباطات عصبی در ناحیه فرونتال تحتانی، مخچه و بخشهایی از لوبهای گیجگاهی و آهیانهای در مقایسه با گروه کنترل بود.[2]
دکتر اندرو نیوبرگ، مدیر برنامه تصویربرداری PET/MRI دانشگاه و از نویسندگان این مطالعه، میگوید: «این شاخص نشان میدهد که بخشهای مختلف مغز چگونه با یکدیگر همکاری میکنند.» تصویربرداریها شواهد عینی و ملموسی از تأثیر دارو بر شبکههای عصبی ارائه کردند.[1]
احیای متابولیسم و نشانههای بالینی
بهبود ساختاری ثبتشده در امآرآی، با جهشهای متابولیک در اسکنهای پت همخوانی داشت. تصویربرداری با فلورودئوکسیگلوکز نشان داد که در گروه درمان، متابولیسم گلوکز دقیقاً در همان نواحی فعالتر شده مغز افزایش چشمگیری یافته است.[2]
افزایش متابولیسم گلوکز نشانه روشنی است از اینکه سلولهای عصبی در آن بخشها با انرژی و هماهنگی بهتری پیامها را منتقل میکنند. برای بیمارانی که مسیرهای عصبیشان بر اثر تخریب میلین و استرس اکسیداتیو آسیب دیده، این احیای انرژی به معنی بازگشت نسبی عملکردهای طبیعی مغز است.
دکتر نیوبرگ با جمعبندی این نتایج گفت: «اماس اتصالات را قطع میکند و این دارو به بازسازی آنها کمک میرساند؛ به عبارت ساده، باعث میشود مغز بهتر کار کند.» این اسکنها نخستین شواهد همزمان از این سودمندی دوگانه را پیش روی متخصصان گذاشت.[1]
این دگرگونیهای فیزیولوژیک در زندگی روزمره بیماران نیز نمود پیدا کرد. افراد حاضر در گروه درمانی پس از چهار ماه در پرسشنامههای سنجش علائم بالینی به شکل معناداری امتیازهای بهتری ثبت کردند، در حالی که گروه کنترل چنین تغییری را تجربه نکرد.
بهطور خاص، دریافتکنندگان آنتیاکسیدان بهبودهایی را در شاخصهای درد، خستگی، عملکرد شناختی و تمرکز گزارش کردند. نکته جالب اینکه بهبود ادراک ذهنی و تمرکز، مستقیماً با نواحی مغزی که مصرف گلوکز در آنها افزایش یافته بود، همبستگی داشت.
نشانههای اولیه نیازمند تثبیت در جامعه بزرگتر
با وجود این نتایج درخشان، متخصصان داروشناسی بالینی هشدار میدهند که نباید دچار ذوقزدگی زودهنگام شد. شبکه ارتباطات سلامت تأکید کرده است که این یافتهها صرفاً یک سیگنال اولیه در تصویربرداری هستند، نه اثباتی قطعی بر تغییر مسیر درازمدت بیماری یا کاهش پایدار ناتوانی حرکتی.[3]
کوچک بودن حجم نمونه و طول دوره چهارماهه مطالعه، امکان صدور احکام قطعی در مورد اثربخشی نهایی دارو را محدود میکند. این تحقیق در واقع برای آزمودن یک فرضیه طراحی شده بود تا اثبات کند چنین مکانیزمی در انسان عمل میکند، پیش از آنکه وارد کارآزماییهای بالینی بزرگ و پرهزینه چندمرکزی شوند.[3]
تحلیلگران حوزه سلامت نیز خاطرنشان میکنند که تغییرات مشاهدهشده در اسکنها لزوماً تضمینکننده ماندگاری دستاوردهای بالینی در بلندمدت نیست. هرچند کاهش خستگی و وضوح ذهنی نویدبخش است، اما باید در جمعیتهای آماری گستردهتر تکرار شود تا از پایداری و تعمیمپذیری آن اطمینان حاصل گردد.[3]
افزون بر این، محققان صراحتاً یادآور میشوند که این ترکیب منحصراً به عنوان درمان کمکی مطالعه شده است. هدف آن تقویت روند ترمیم در کنار داروهای کنترلکننده اماس است، نه جایگزینی برای آنها؛ داروهای اصلی همچنان نقشی حیاتی در مهار التهابهای خودایمنی ریشهای ایفا میکنند.[1][3]
پزشکان همچنین به بیماران اکیداً هشدار میدهند که سعی نکنند با تهیه مکملهای بدون نسخه، رژیم دارویی این پژوهش را تقلید کنند. در این آزمایش از دوزهای درمانی بالا با ترکیب تزریق وریدی و خوراکی استفاده شده که اثر بیولوژیک آن با مصرف قرصهای معمولی داروخانهای به دست نمیآید.[3]
گشودن افقهای تازه در درمان بیماریهای عصبی
موفقیت این کارآزمایی مسیرهای تازهای را برای مدیریت جنبههای فرسایشی اماس میگشاید. از آنجا که این مولکول آزمونهای ایمنی را سالها پیش پس داده و از انحصار تجاری خارج است، ابزاری بسیار کمخطر و در دسترس محسوب میشود که در صورت تایید نهایی در کارآزماییهای بزرگ، بلافاصله قابل استفاده در کلینیکها خواهد بود.[1]
دکتر مونتی میگوید: «نگرانی و خطر بسیار ناچیز است، چرا که با ترکیبی بینهایت ایمن روبهرو هستیم.» تیم پژوهشی هماکنون در حال برنامهریزی مطالعات گستردهتر است تا یافتههای اولیه را تثبیت کند، دوزبندی بهینه را بسنجد و پیامدهای بالینی بلندمدت بیماران را رصد نماید.[1]
نتایج این دستاورد فراتر از حوزه بیماری اماس ارزیابی میشود. استرس اکسیداتیو یکی از بازیگران اصلی تخریب سلولی در زنجیره وسیعی از بیماریهای سیستم عصبی است و هدف قرار دادن آن با این روش میتواند پنجرههای تازهای در کل رشته نورولوژی باز کند.[1]
دکتر نیوبرگ اشاره کرد که این تیم پیشتر نیز هنگام تجویز این ترکیب به بیماران مبتلا به پارکینسون، دگرگونیهای مشابهای را در عملکرد دوپامین و پیوستگی شبکههای مغزی ثبت کرده بود. توانایی این دارو در عبور از سد خونی-مغزی و ارتقای ذخایر گلوتاتیون، آن را به ابزاری چندمنظوره تبدیل کرده است.[1]
مونتی همچنین مصمم است این رویکرد را روی افراد آسیبدیده از ضربههای مغزی آزمایش کند؛ بیمارانی که استرس اکسیداتیو در آنها نقش اصلی را در تخریبهای ثانویه پس از ضربه ایفا میکند. او میگوید: «تا به اینجای کار، اناستیلسیستئین فراتر از حد انتظار موفق عمل کرده است.»[1]
نکات کلیدی
- یک کارآزمایی بالینی نشان داد افزودن آنتیاکسیدان اناستیلسیستئین به درمانهای استاندارد اماس، اتصالات عملکردی مغز را تقویت میکند.
- اسکنهای ترکیبی PET-MRI حاکی از افزایش مصرف گلوکز در بافتهای لوب پیشانی و گیجگاهی بیماران دریافتکننده دارو بود.
- شرکتکنندگان گروه درمان پس از چهار ماه از بهبود چشمگیر در مهارتهای شناختی، تمرکز، سطح انرژی و کاهش درد خبر دادند.
- متخصصان تأکید میکنند این مطالعه نمونه کوچکی داشته و پیش از اعمال در پروتکلهای رسمی درمانی، نیازمند کارآزماییهای بالینی گستردهتر است.
آنچه نمیدانیم
- آیا بازیابی اتصالات مغزی در یک بازه چهارماهه میتواند در بلندمدت مانع از پیشرفت ناتوانیهای جسمی بیماران شود؟
- دوز مصرفی ایدهآل برای کاربرد فراگیر بالینی چیست و آیا مکملهای خوراکی بهتنهایی توان ایجاد اثری مشابه تزریقهای وریدی را دارند؟
- این ترکیب با داروهای متعدد و متفاوتی که امروزه برای کنترل اماس در بازار عرضه میشوند، چه برهمکنشی خواهد داشت؟
روند رویداد
۲۰۲۰
مطالعات مقدماتی اولیه نشان داد اناستیلسیستئین متابولیسم مغز و حافظه بیماران اماس را ارتقا میدهد.
اواخر ۲۰۲۶
پژوهشگران با ارائه دادههای جدید PET-MRI ثابت کردند این ترکیب به طور فیزیکی اتصالات عملکردی مغز را بازیابی میکند.
۲۰۲۷ به بعد
برنامهریزی برای کارآزماییهای بالینی چندمرکزی با هدف تعیین دقیقترین دوز مصرفی و سنجش اثرات طولانیمدت درمان انجام میشود.
- پژوهشگران بالینی
- معتقدند مهار استرس اکسیداتیو کلید ترمیم اتصالات عصبی و بازگرداندن انرژی و متابولیسم مغز است.
- تحلیلگران داروشناسی
- هشدار میدهند که نشانههای مثبت در تصویربرداری باید پیش از هرگونه تغییر در شیوه درمان بیماران، در آزمایشهای بزرگتر اثبات شوند.
- متخصصان نورولوژی
- به دنبال درمانهای کمکی ایمن و ارزانقیمتی هستند که خلأ داروهای ایمونولوژیک را در بخش تخریب سلولی پر کند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- بیماران مبتلا به اماس
- شرکتها و نهادهای بیمهگر درمانی
منابع
[1]EurekAlert!پژوهشگران بالینیImproving treatment for people with multiple sclerosis
مطالعه در EurekAlert! →
[2]Medical Xpressمتخصصان نورولوژیInexpensive drug may improve brain connectivity in people with multiple sclerosis
مطالعه در Medical Xpress →
[3]Healthcare Communications Networkتحلیلگران داروشناسیInexpensive Drug May Improve Brain Connectivity in People with Multiple Sclerosis
مطالعه در Healthcare Communications Network →
بیشتر در سلامت
مشاهده همه →بیماری کلیوی
یک فراتحلیل بزرگ تأیید کرد: مهارکنندههای SGLT2 تولید گلبولهای قرمز خون را افزایش میدهند
4 منبع
سرکوب سیستم ایمنی پیوند
عملکرد برتر داروی تگوپروپارت نسبت به تاکرولیموس در حفظ کارایی کلیه پیوندی
5 منبع
ویروسشناسی
شناسایی نخستین مورد ابتلای انسان به ویروس دامی شاموندا در فرانسه
3 منبع
سارکوپنی
چرا کاهش حجم عضلات در سالمندی خطر ابتلا به عفونتهای شدید را افزایش میدهد؟
5 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار سلامت با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





