رویه تجدیدنظرتوضیح و تحلیلJul 2, 2026, 10:24 PM· 9 دقیقه مطالعه

مکانیسم نهایی شدن: چرا دیوان عالی حکم ۵ میلیون دلاری ای. جین کارول را تأیید کرد

دیوان عالی ایالات متحده از بررسی درخواست تجدیدنظر دونالد ترامپ در مورد حکم مدنی سال ۲۰۲۳ خودداری کرد و به این ترتیب، رأی ۵ میلیون دلاری به نفع ای. جین کارول، نویسنده، نهایی شد. این تصمیم بر اساس قوانین پیچیده حاکم بر «شواهد تمایلی» (propensity evidence) در محاکمات مدنی و سازوکارهای سختگیرانه بررسی تجدیدنظر اتخاذ شده است.

به قلم تیم سردبیری کوهستان

تیم حقوقی کارول 35%دفاع ترامپ 35%تحلیلگران حقوقی 30%
تیم حقوقی کارول
تمرکز بر نهایی شدن حکم اجماعی هیئت منصفه و نیاز به پاسخگویی مالی فوری.
دفاع ترامپ
استدلال می‌کند که محاکمه به دلیل پذیرش شواهد تمایلی بسیار تحریک‌آمیز، اساساً ناعادلانه بوده است.
تحلیلگران حقوقی
تأکید می‌کند که خودداری دیوان عالی از مداخله، رویه استاندارد تجدیدنظرخواهی است که اختیار دادگاه بدوی را تأیید می‌کند.

زوایای پوشش‌داده‌نشده

  • · حامیان بازماندگان تجاوز جنسی

چرا مهم است

این حکم به طور قطعی به روند تجدیدنظرخواهی برای یک حکم مدنی ۵ میلیون دلاری پر سر و صدا پایان می‌دهد، محدودیت‌های سختگیرانه مداخله دیوان عالی را نشان می‌دهد و نحوه رسیدگی دادگاه‌های فدرال به شواهد مربوط به رفتارهای گذشته در پرونده‌های سوءاستفاده جنسی را تثبیت می‌کند.

نکات کلیدی

  • دیوان عالی ایالات متحده از بررسی درخواست تجدیدنظر دونالد ترامپ در مورد حکم مدنی ۵ میلیون دلاری اعطا شده به ای. جین کارول، نویسنده، خودداری کرد.
  • این تصمیم حکم هیئت منصفه سال ۲۰۲۳ را که ترامپ را مسئول سوءاستفاده جنسی و افترا تشخیص داده بود، نهایی می‌کند.
  • مجموع مبلغ بدهی به دلیل سود پس از حکم که در طول تجدیدنظر انباشته شده، به تقریباً ۵.۸ میلیون دلار افزایش یافته است.
  • تجدیدنظرخواهی ترامپ بر اعتراض به اجازه قاضی دادگاه بدوی برای شنیدن شواهد سوءرفتار جنسی قبلی او توسط هیئت منصفه متمرکز بود.
  • تیم حقوقی کارول درخواست تسریع شده‌ای را برای آزادسازی وجوه از حساب نگهداری تحت کنترل دادگاه ارائه کرده است.
  • یک حکم افترا جداگانه به مبلغ ۸۳.۳ میلیون دلار علیه ترامپ در پرونده‌ای دیگر همچنان در حال تجدیدنظرخواهی است.
$5.8 million
مجموع حکم با سود انباشته شده
Rule 415
قانون شواهد فدرال در مرکز تجدیدنظرخواهی
$83.3 million
حکم افترا جداگانه که همچنان در حال تجدیدنظر است

دیوان عالی ایالات متحده رسماً از رسیدگی به درخواست تجدیدنظر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق، در مورد یک حکم مدنی مربوط به سال ۲۰۲۳ خودداری کرد و عملاً تصمیم هیئت منصفه مبنی بر مسئولیت او در سوءاستفاده جنسی و افترا زدن به ای. جین کارول، نویسنده، را نهایی کرد. قضات این تصمیم را روز دوشنبه در یک حکم کوتاه و بدون امضا و بدون هیچ مخالفت ثبت شده‌ای صادر کردند، که رویه‌ای استاندارد برای اکثریت قریب به اتفاق درخواست‌هایی است که به این دادگاه عالی می‌رسد. دیوان عالی با رد اعطای «حکم فرجام‌خواهی» (writ of certiorari)، رأی دادگاه استیناف حوزه دوم ایالات متحده را که پیش از این حکم اجماعی هیئت منصفه فدرال منهتن را تأیید کرده بود، دست‌نخورده باقی گذاشت. این تصمیم پایان مسیر اصلی حقوقی برای این دعوای خاص است و پرونده را از یک نبرد فعال تجدیدنظرخواهی به یک حکم نهایی نیازمند اجرای مالی تبدیل می‌کند.[1][2]

در نظام قضایی آمریکا، رد فرجام‌خواهی توسط دیوان عالی به معنای تأیید صریح استدلال دادگاه‌های پایین‌تر نیست، بلکه تصمیمی است مبنی بر اینکه پرونده نیازی به مداخله دادگاه عالی ندارد. دیوان عالی هر ساله هزاران درخواست دریافت می‌کند و تنها بخش کوچکی از آنها را می‌پذیرد و معمولاً پرونده‌های خود را برای مواردی که سؤالات جدید قانون اساسی را مطرح می‌کنند یا تعارضات تفسیری بین حوزه‌های مختلف استیناف فدرال را حل می‌کنند، اختصاص می‌دهد. در این مورد، قضات تشخیص دادند که اختلافات مربوط به شواهد که توسط تیم حقوقی ترامپ مطرح شده بود، به آن حد نصاب نمی‌رسد. پیامد حقوقی فوری این رد، نهایی شدن مطلق نتیجه دادگاه بدوی است و متهم را از هرگونه مسیر استاندارد تجدیدنظرخواهی برای لغو یافته‌های هیئت منصفه محروم می‌کند.[2][3]

پیامدهای مالی این نهایی شدن قابل توجه و فوری است. حکم اصلی هیئت منصفه در سال ۲۰۲۳، ۵ میلیون دلار خسارت جبرانی و تنبیهی به کارول اختصاص داد. با این حال، احکام مدنی در دادگاه فدرال در طول مدت تجدیدنظر، مشمول سود پس از حکم می‌شوند که برای جبران تأخیر در دریافت وجوه تعیین شده به خواهان طراحی شده است. بر اساس اسناد اخیر ارائه شده توسط تیم حقوقی کارول، مجموع مبلغ بدهی اکنون به حدود ۵.۸ میلیون دلار افزایش یافته است. از آنجا که دیوان عالی رسماً از رسیدگی به پرونده صرف نظر کرده است، سازوکارهای قانونی که جمع‌آوری این بدهی را در طول روند تجدیدنظر متوقف کرده بودند، اکنون در حال برچیده شدن هستند و تمرکز در دادگاه فدرال منهتن به لجستیک پرداخت این وجوه معطوف شده است.[3][4]

هسته اصلی درخواست تجدیدنظر ترامپ به دیوان عالی بر مصونیت قانون اساسی متمرکز نبود، بلکه بر سازوکارهای دقیق رویه محاکمات فدرال—به طور خاص، قانون شواهد فدرال ۴۱۵—متمرکز بود. در محاکمات استاندارد مدنی و جنایی، دادگاه‌ها عموماً ارائه «شواهد تمایلی» (propensity evidence) را ممنوع می‌کنند. این بدان معناست که وکلا معمولاً نمی‌توانند شواهدی از اعمال بد گذشته متهم را ارائه دهند تا استدلال کنند که او نقص شخصیتی دارد که احتمال ارتکاب عمل خاص مورد بحث را بیشتر می‌کند. منطق این است که هیئت‌های منصفه باید متهم را صرفاً بر اساس شواهد مربوط به رویداد خاص مورد دعوا قضاوت کنند، نه اینکه او را به خاطر رفتار گذشته یا شخصیت کلی‌اش مجازات کنند.[5][6]

با این حال، قانون ۴۱۵ یک استثنای نادر و خاص برای این ممنوعیت استاندارد ارائه می‌دهد. این قانون که در سال ۱۹۹۴ توسط کنگره تصویب شد، به صراحت در مورد پرونده‌های مدنی مربوط به اتهامات تجاوز جنسی یا آزار کودکان اعمال می‌شود. بر اساس این مقرره، قاضی دادگاه بدوی اختیار دارد شواهدی مبنی بر ارتکاب سایر تجاوزات جنسی توسط متهم را بپذیرد و به هیئت منصفه اجازه می‌دهد هنگام ارزیابی اعتبار ادعاهای خواهان، آن سابقه را در نظر بگیرد. هدف قانون‌گذاران از قانون ۴۱۵، به رسمیت شناختن چالش‌های منحصر به فرد شواهد در پرونده‌های سوءاستفاده جنسی بود که اغلب به شدت به شهادت‌های متضاد بدون شواهد فیزیکی متکی هستند، و با اجازه دادن به هیئت‌های منصفه برای مشاهده الگوهای تثبیت شده رفتار شکارچیانه، این چالش‌ها را برطرف می‌کند.[6]

در طول محاکمه سال ۲۰۲۳، قاضی فدرال لوئیس ای. کاپلان از اختیار خود تحت قانون ۴۱۵ استفاده کرد تا دو بخش از شواهد بسیار مورد مناقشه را بپذیرد. اول، او به دو زن دیگر اجازه داد شهادت دهند که ترامپ در حوادث جداگانه در دهه‌ها قبل به آنها تجاوز جنسی کرده است. دوم، قاضی به هیئت منصفه اجازه داد نوار بدنام «اکسس هالیوود» (Access Hollywood) مربوط به سال ۲۰۰۵ را بشنوند، که در آن ترامپ در حال اظهارنظرهای صریح در مورد دست‌درازی به زنان ضبط شده بود. قاضی دادگاه بدوی حکم داد که این شواهد برای اثبات الگوی رفتاری که روایت کارول مبنی بر مورد حمله قرار گرفتن در اتاق پرو فروشگاه برگدورف گودمن (Bergdorf Goodman) در اواسط دهه ۱۹۹۰ را تأیید می‌کند، بسیار مرتبط است.[5][6]

کاپلان از اختیار خود تحت قانون ۴۱۵ استفاده کرد تا دو بخش از شواهد بسیار مورد مناقشه را بپذیرد.

هنگامی که ترامپ نسبت به این حکم در دادگاه استیناف حوزه دوم تجدیدنظرخواهی کرد، وکلای او استدلال کردند که پذیرش این شواهد یک اشتباه مهلک بوده است. آنها ادعا کردند که شهادت زنان دیگر و ضبط صوتی «بسیار تحریک‌آمیز» بوده و هیئت منصفه را به طور ناعادلانه‌ای تحت تأثیر قرار داده است و محاکمه را به یک همه‌پرسی در مورد شخصیت او تبدیل کرده، نه یک تحقیق واقعی در مورد اتهامات خاص کارول. هیئت استیناف در سال ۲۰۲۴ به اتفاق آرا این استدلال را رد کرد و حکم داد که قاضی کاپلان قانون ۴۱۵ را به درستی اعمال کرده است. قضات استیناف خاطرنشان کردند که شواهد مستقیماً برای نشان دادن شیوه عمل (modus operandi) مرتبط بوده و دادگاه بدوی ارزش اثباتی آن را در برابر خطر تعصب ناعادلانه به درستی متعادل کرده است.[1][4]

تیم حقوقی ترامپ در درخواست خود از دیوان عالی برای مداخله، تصمیم دادگاه حوزه دوم را به عنوان گسترش خطرناک شواهد تمایلی قلمداد کردند. آنها استدلال کردند که محاکمه اساساً توسط «شواهد تمایلی نامناسب که دادگاه‌ها معمولاً آنها را رد می‌کنند» به خطر افتاده است و ادعا کردند که اتهامات «ظاهراً غیرقابل قبول و با انگیزه سیاسی» بوده‌اند. دفاع هشدار داد که اجازه دادن به چنین کاربرد گسترده‌ای از قانون ۴۱۵، عدالت اساسی محاکمات مدنی را از بین می‌برد، به ویژه برای متهمان برجسته‌ای که با اتهامات مربوط به دهه‌ها پیش روبرو هستند. آنها از قضات خواستند که از این پرونده برای تعیین مرزهای سخت‌گیرانه‌تر در مورد زمان مجاز بودن پذیرش اعمال بد گذشته در دعاوی سوءاستفاده جنسی توسط قضات دادگاه بدوی استفاده کنند.[2][5]

وکلای کارول، به رهبری روبرتا کاپلان، قویاً پاسخ دادند که این پرونده هیچ سؤال حقوقی جدیدی را که نیاز به بررسی دیوان عالی داشته باشد، مطرح نمی‌کند. آنها استدلال کردند که احکام شواهد قاضی دادگاه بدوی، کاربرد درسی یک قانون فدرال بود که به طور خاص توسط کنگره برای همین نوع دعاوی طراحی شده است. تیم کارول در لوایح خود در مخالفت با این درخواست، تأکید کرد که هیئت منصفه بر اساس غلبه شواهد به یک حکم اجماعی رسیده است و تجدیدنظرخواهی ترامپ صرفاً تلاشی برای محاکمه مجدد حقایق تثبیت شده است. پس از رد درخواست توسط دیوان عالی، کاپلان بیانیه‌ای صادر کرد و اعلام نمود که این تصمیم «حکم اجماعی هیئت منصفه را برای همیشه تأیید می‌کند» و «تلاش او برای فرار از پاسخگویی را پایان می‌دهد.»[1][4]

با پایان رسمی روند تجدیدنظرخواهی، مانورهای حقوقی به سرعت به سمت سازوکارهای پرداخت تغییر کرده است. هنگامی که یک متهم نسبت به یک حکم مدنی فدرال تجدیدنظرخواهی می‌کند، معمولاً ملزم است وثیقه بگذارد یا کل مبلغ حکم را به یک حساب تحت کنترل دادگاه واریز کند تا تلاش‌های جمع‌آوری متوقف شود. این امر تضمین می‌کند که در صورت شکست تجدیدنظرخواهی، خواهان پول خود را دریافت کند و از پنهان کردن دارایی‌ها یا طولانی کردن نامحدود روند توسط متهم جلوگیری می‌کند. در این پرونده، ۵ میلیون دلار، به علاوه مبلغی برای سود مورد انتظار، بیش از یک سال است که در یک حساب امن تحت مدیریت دادگاه نگهداری می‌شود و منتظر نتیجه قطعی روند تجدیدنظر بود.[4]

تمرکز حقوقی اکنون به دادگاه فدرال منهتن بازگشته است، جایی که یک قاضی در حال تعیین یک برنامه زمانی تسریع شده برای پرداخت وجوه است.
تمرکز حقوقی اکنون به دادگاه فدرال منهتن بازگشته است، جایی که یک قاضی در حال تعیین یک برنامه زمانی تسریع شده برای پرداخت وجوه است.

بلافاصله پس از صدور حکم دیوان عالی، تیم حقوقی کارول درخواستی را برای تعیین یک برنامه زمانی تسریع شده برای پرداخت وجوه ارائه کرد. آنها از قاضی دادگاه بدوی خواستند که به تیم ترامپ دستور دهد ظرف هفت روز، به جای چهارده روز استاندارد، پاسخ دهند. آنها استدلال کردند که کارول سال‌ها دعوای حقوقی را تحمل کرده و نباید با تأخیر بیشتری در دریافت پولی که هیئت منصفه به او اعطا کرده، روبرو شود. قاضی به سرعت با جدول زمانی تسریع شده موافقت کرد و یک برنامه سریع برای ارائه لوایح تعیین کرد که می‌تواند منجر به انتقال ۵.۸ میلیون دلار به حساب‌های کارول ظرف چند هفته شود، مشروط بر اینکه موانع رویه‌ای دیگری با موفقیت ایجاد نشود.[3][4]

در آخرین تلاش برای به تأخیر انداختن پرداخت، وکلای ترامپ اعلام کرده‌اند که قصد دارند از دیوان عالی بخواهند که در مورد رد فرجام‌خواهی خود تجدیدنظر کند. طبق قوانین دیوان عالی، یک طرف ۲۵ روز فرصت دارد تا پس از رد فرجام‌خواهی، درخواست بازنگری ارائه دهد. با این حال، کارشناسان حقوقی خاطرنشان می‌کنند که چنین درخواست‌هایی تقریباً به طور جهانی رد می‌شوند، زیرا مستلزم یک وضعیت مداخله‌گر با تأثیر قابل توجه یا کنترل‌کننده، یا یک نکته حقوقی مهم است که دادگاه کاملاً آن را نادیده گرفته باشد. وکلای کارول رسماً از رضایت دادن به هرگونه تأخیر بیشتر در پرداخت خودداری کرده‌اند، در حالی که تیم ترامپ در حال بررسی این مانور رویه‌ای بسیار بعید است.[3]

در حالی که این حکم خاص ۵ میلیون دلاری به فصل پایانی خود رسیده است، تنها کسری از تعهد مالی ترامپ در قبال کارول را تشکیل می‌دهد. در یک محاکمه مدنی جداگانه که در ژانویه ۲۰۲۴ به پایان رسید، هیئت منصفه دیگری در منهتن، ۸۳.۳ میلیون دلار خسارت جبرانی و تنبیهی به کارول به دلیل اظهارات افتراآمیزی که ترامپ در دوران ریاست جمهوری خود درباره او بیان کرده بود، اعطا کرد. آن حکم بزرگتر در حال حاضر در همان مسیر تجدیدنظرخواهی قرار دارد و وکلای ترامپ اعلام کرده‌اند که قصد دارند در نهایت برای آن پرونده نیز به دیوان عالی درخواست دهند. این دو پرونده، اگرچه از اتهامات زمینه‌ای مشابهی نشأت می‌گیرند، اما شامل سؤالات حقوقی متفاوتی در مورد مصونیت ریاست جمهوری و استانداردهای افترا هستند.[2][3]

در نهایت، خودداری دیوان عالی از رسیدگی به پرونده ۵ میلیون دلاری، سابقه مهمی را در مورد اجرای قانون بازماندگان بزرگسال (Adult Survivors Act) و قانون شواهد فدرال ۴۱۵ تثبیت می‌کند. با اجازه دادن به پابرجا ماندن حکم دادگاه حوزه دوم، دادگاه عالی به طور ضمنی اختیار گسترده قضات دادگاه بدوی برای پذیرش شواهد سوءرفتار جنسی قبلی در پرونده‌های سوءاستفاده مدنی را تأیید کرده است. برای دست‌اندرکاران حقوقی، این حکم نهایی شده به عنوان یک مطالعه موردی قطعی عمل می‌کند که نشان می‌دهد چگونه می‌توان از شواهد تمایلی با موفقیت برای تأیید اتهامات مربوط به دهه‌ها پیش استفاده کرد و چشم‌انداز استراتژیک دعاوی مدنی آینده مربوط به تجاوز جنسی را اساساً شکل می‌دهد.[1][6]

روند رویداد

  1. می ۲۰۲۳

    هیئت منصفه فدرال منهتن، دونالد ترامپ را مسئول سوءاستفاده جنسی و افترا به ای. جین کارول تشخیص داد و ۵ میلیون دلار به او اعطا کرد.

  2. ژانویه ۲۰۲۴

    هیئت منصفه دیگری در دومین محاکمه افترا در مورد اظهارات متفاوت، ۸۳.۳ میلیون دلار به کارول اعطا کرد.

  3. آوریل ۲۰۲۴

    دادگاه استیناف حوزه دوم ایالات متحده حکم ۵ میلیون دلاری را تأیید کرد و استدلال‌های ترامپ در مورد شواهد نامناسب را رد کرد.

  4. ۲۹ ژوئن ۲۰۲۶

    دیوان عالی ایالات متحده درخواست فرجام‌خواهی ترامپ را رد کرد، حکم ۵ میلیون دلاری را دست‌نخورده باقی گذاشت و پرونده را نهایی کرد.

  5. ۱ ژوئیه ۲۰۲۶

    تیم حقوقی کارول درخواست تسریع شده‌ای را برای پرداخت ۵.۸ میلیون دلار نگهداری شده در حساب تحت کنترل دادگاه ارائه کرد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

تیم حقوقی کارول

تمرکز بر نهایی شدن حکم اجماعی هیئت منصفه و نیاز به پاسخگویی مالی فوری.

روبرتا کاپلان و وکلای کارول، رد درخواست توسط دیوان عالی را پایان قطعی تلاش چندین ساله برای به تأخیر انداختن عدالت می‌دانند. آنها استدلال می‌کنند که محاکمه به طور بی‌نقصی تحت قوانین فدرال تثبیت شده که به طور خاص برای پرونده‌های سوءاستفاده جنسی طراحی شده‌اند، انجام شده است. اولویت فعلی آنها اجرای حکم است، با این استدلال که کارول به اندازه کافی منتظر مانده است و هرگونه درخواست بیشتر برای تأخیر توسط دفاع، تاکتیک‌های رویه‌ای بی‌اساس برای وقت‌کشی است.

دفاع ترامپ

استدلال می‌کند که محاکمه به دلیل پذیرش شواهد تمایلی بسیار تحریک‌آمیز، اساساً ناعادلانه بوده است.

دفاع همچنان ادعا می‌کند که محاکمه با انگیزه سیاسی و از ابتدا دارای نقص ساختاری بوده است. آنها استدلال می‌کنند که تصمیم قاضی کاپلان برای اجازه دادن به شهادت سایر شاکیان و نوار «اکسس هالیوود» هیئت منصفه را مغرضانه کرده و محاکمه را به جای یک تحقیق واقعی، به ترور شخصیت تبدیل کرده است. در حالی که مسیر اصلی تجدیدنظرخواهی آنها بسته شده است، آنها همچنان مقاومت نشان می‌دهند و احتمال نادر درخواست از دیوان عالی برای بازنگری در رد را مطرح می‌کنند.

تحلیلگران حقوقی تجدیدنظر

تأکید می‌کند که خودداری دیوان عالی از مداخله، رویه استاندارد تجدیدنظرخواهی است.

ناظران حقوقی مستقل خاطرنشان می‌کنند که تصمیم دیوان عالی کاملاً قابل پیش‌بینی بود. دادگاه عالی به ندرت در اختلافات دقیق مربوط به شواهد مداخله می‌کند، مگر اینکه نقض آشکار قانون اساسی یا شکاف عمیقی بین دادگاه‌های استیناف وجود داشته باشد. تحلیلگران این نتیجه را تأییدی ساده بر قانون شواهد فدرال ۴۱۵ می‌دانند که اختیار گسترده قضات دادگاه بدوی برای پذیرش شواهد اعمال بد گذشته در دعاوی مدنی تجاوز جنسی را بدون ترس از لغو در مرحله تجدیدنظر، تثبیت می‌کند.

آنچه نمی‌دانیم

  • دقیقاً چند روز طول می‌کشد تا دادگاه فدرال رسماً ۵.۸ میلیون دلار را به حساب‌های کارول منتقل کند.
  • آیا تیم حقوقی ترامپ واقعاً درخواست بسیار غیرمعمولی را برای بازنگری در رد درخواست توسط دیوان عالی ارائه خواهد کرد یا خیر.
  • این حکم نهایی شده چگونه ممکن است بر استراتژی تجدیدنظرخواهی در پرونده جداگانه افترا به مبلغ ۸۳.۳ میلیون دلار تأثیر بگذارد.

اصطلاحات کلیدی

حکم فرجام‌خواهی (Writ of Certiorari)
یک درخواست رسمی برای دیوان عالی جهت بازنگری در تصمیمی که توسط دادگاه پایین‌تر گرفته شده است، که قضات می‌توانند بنا به صلاحدید خود آن را بپذیرند یا رد کنند.
شواهد تمایلی (Propensity Evidence)
شواهدی از رفتار گذشته یا ویژگی‌های شخصیتی یک فرد که معمولاً از محاکمات حذف می‌شود تا از مجازات متهم توسط هیئت منصفه به دلیل اعمال گذشته به جای حادثه خاص مورد محاکمه جلوگیری شود.
قانون شواهد فدرال ۴۱۵ (Federal Rule of Evidence 415)
یک قانون حقوقی خاص که اجازه می‌دهد سوءرفتار جنسی گذشته به عنوان مدرک در محاکمات مدنی مربوط به اتهامات تجاوز جنسی ارائه شود.
سود پس از حکم (Post-Judgment Interest)
پول اضافی که در طول مدت تجدیدنظرخواهی به مبلغ اعطا شده توسط دادگاه تعلق می‌گیرد و برای جبران تأخیر در دریافت وجوه به برنده طراحی شده است.
قانون بازماندگان بزرگسال (Adult Survivors Act)
یک قانون ایالت نیویورک که به طور موقت محدودیت زمانی (مرور زمان) را لغو کرد و به بازماندگان جرایم جنسی اجازه داد تا برای ادعاهای قدیمی‌تر، شکایات مدنی ثبت کنند.

پرسش‌های متداول

چرا دیوان عالی از رسیدگی به درخواست تجدیدنظر خودداری کرد؟

دیوان عالی هزاران درخواست دریافت می‌کند و تنها به پرونده‌هایی رسیدگی می‌کند که شامل سؤالات جدید قانون اساسی یا تعارضات بین حوزه‌های استیناف باشد. قضات تشخیص دادند که این اختلاف مربوط به شواهد به آن حد نصاب نمی‌رسد.

آیا ترامپ باید ۵ میلیون دلار را فوراً پرداخت کند؟

این وجوه در طول تجدیدنظرخواهی در یک حساب تحت کنترل دادگاه نگهداری شده است. با پایان یافتن تجدیدنظرخواهی، قاضی دادگاه بدوی در حال تعیین یک برنامه زمانی تسریع شده برای آزادسازی ۵.۸ میلیون دلار (شامل سود) به کارول است.

آیا این همان پرونده‌ای است که کارول در آن ۸۳ میلیون دلار برنده شد؟

خیر. حکم ۵ میلیون دلاری ناشی از محاکمه سال ۲۰۲۳ برای سوءاستفاده جنسی و افترا است. حکم ۸۳.۳ میلیون دلاری در یک محاکمه جداگانه در سال ۲۰۲۴ اعطا شد که صرفاً بر اظهارات افتراآمیز بعدی متمرکز بود و همچنان در حال تجدیدنظرخواهی است.

قانون شواهد فدرال ۴۱۵ چیست؟

این یک قانون فدرال خاص است که به قضات در پرونده‌های مدنی مربوط به تجاوز جنسی اجازه می‌دهد شواهدی از سوءرفتار جنسی دیگر متهم را بپذیرند، که استثنایی بر ممنوعیت معمول «شواهد تمایلی» است.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

تیم حقوقی کارول 35%دفاع ترامپ 35%تحلیلگران حقوقی 30%
  1. [1]The Guardianتیم حقوقی کارول

    US supreme court rejects Trump's bid to appeal $5m E Jean Carroll verdict

    مطالعه در The Guardian
  2. [2]PBSدفاع ترامپ

    Supreme Court rejects Trump's push to toss $5 million verdict in E. Jean Carroll sexual abuse case

    مطالعه در PBS
  3. [3]Forbesتحلیلگران حقوقی

    Supreme Court Rejects Trump's Appeal In $5 Million E. Jean Carroll Case

    مطالعه در Forbes
  4. [4]CBS Newsتیم حقوقی کارول

    Supreme Court refuses to hear Trump appeal of E. Jean Carroll verdict

    مطالعه در CBS News
  5. [5]Washington Postدفاع ترامپ

    Supreme Court lets stand $5 million judgment against Trump in Carroll case

    مطالعه در Washington Post
  6. [6]Los Angeles Timesتحلیلگران حقوقی

    Supreme Court refuses Trump's appeal of E. Jean Carroll's $5-million sexual abuse verdict

    مطالعه در Los Angeles Times
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت حقوق و قضا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.