رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستانتئوری موسیقیکوک استاندارد گیتار· 5 دقیقه مطالعه· در سرگرمی

راز سیم دوم گیتار؛ چرا شکستن یک قاعده ریاضی آکوردها را نجات داد؟

کوک استاندارد گیتار بر یک فاصله نامنظم میان سیم‌های سوم و دوم استوار است تا گستره صوتی ساز فشرده‌تر شود؛ سازشی هوشمندانه با ریاضیات که به نوازنده اجازه می‌دهد در محدوده فیزیکی دست انسان، دو اکتاو کامل را زیر انگشتانش مهار کند.

به قلم سلین خسروشاهی

به‌طور خلاصه

  • کوک استاندارد گیتار در بیشتر سیم‌ها مبتنی بر فواصل چهارم درست است، اما میان سیم‌های سل و سی یک فاصله کوتاه‌ترِ سوم بزرگ تعبیه شده است.
  • این بی‌نظمی حساب‌شده چیدمان فیزیکی دسته ساز را فشرده می‌کند و آکوردهای پایه‌ای شش‌سیمی را در محدوده راحت چهار فرت نگه می‌دارد.
  • پایین آوردن سیم سی تضمین می‌کند که بیرونی‌ترین سیم‌ها دقیقاً دو اکتاو با یکدیگر فاصله داشته باشند و آکوردها به یک نت پایه یکسان تکیه کنند.

هر ساز زهی در نهایت مغلوب یک محدودیت بیولوژیکی سختگیرانه است: حداکثر گشودگی انگشتان دست انسان. روی دسته یک گیتار استاندارد با طول سیم ۲۵٫۵ اینچ، دست یک فرد بالغ به طور معمول تنها می‌تواند چهار فرت را به راحتی پوشش دهد.[6]

اگر چیدمان یک آکورد به کشیدگی دست در طول پنج فرت نیاز داشته باشد، هندسه بازی به هم می‌ریزد؛ یا صدای سیم‌ها خفه می‌شود، یا تاندون‌های دست آسیب می‌بینند، و یا ساز از دست نوازنده رها می‌شود.[6]

همین تنگنای جسمانی، معمار نامرئی کوک استاندارد گیتار شد. برای اینکه این جعبه چوبی خوش‌صدا قابل نواختن بماند، نسل‌های پیاپی از سازندگان و نوازندگان ناچار شدند نقصی عمدی را وارد ساختاری از پیش بی‌نقص کنند.[4]

بیشتر سازهای زهی از یک الگوی منظم و تکرارشونده پیروی می‌کنند. ویولن به تمامی در فواصل چهارم درست کوک نمی‌شود بلکه بر فواصل پنجم درست منطبق است؛ یعنی هر سیم دقیقاً هفت نیم‌پرده از سیم قبلی زیرتر است.[2]

گیتار اما بر فواصل چهارم درست بنا شده است. سیم بم می (E) با پنج نیم‌پرده افزایش به لا (A) می‌رسد، لا با پنج نیم‌پرده به ر (D) و ر به سل (G) ختم می‌شود.[3]

کوک استاندارد تنها بر یک فاصله نامتقارنِ سوم بزرگ میان سیم‌های سل و سی متکی است.

تله کوک تمام‌چهارم

اگر این سیر منطقی به همین ترتیب پیش می‌رفت، سیم بعدی باید روی نت دو (C) کوک می‌شد و زیرترین سیم هم باید به نت فا (F) می‌رسید؛ نظامی که در دنیای موسیقی به کوک تمام‌چهارم معروف است.[2]

استنلی جردن، نابغه گیتار جاز، دقیقاً از همین آرایش می-لا-ر-سل-دو-فا استفاده می‌کند. این ساختار دسته ساز را کاملاً متقارن می‌کند؛ طوری که هر الگوی گام روی سیم‌های بم، دقیقاً به همان شکل روی سیم‌های زیر هم قابل اجراست.[5]

اما برای یک نوازنده معمولی ریتم، کوک تمام‌چهارم یک فاجعه تمام‌عیار ارگونومیک است. این تقارن وسوسه‌انگیز، هنگام اجرای آکوردهای کامل و مرسوم، بهای بدنی گزافی طلب می‌کند.[5]

در کوک تمام‌چهارم، اجرای یک سه‌صدایی ماژور ساده روی هر شش سیم نیازمند باز شدن دست در گستره پنج فرت است؛ امری که پهنای دست را در نزدیکی شیطانک به بیش از ۴٫۵ اینچ می‌رساند و از سد مرزهای زیستی عبور می‌کند.[6]

علاوه بر این، در چنین چیدمانی بیرونی‌ترین سیم‌ها نوت‌های می و فا خواهند بود؛ فاصله‌ای معادل نهم کوچک که چنان صدای ناهنجار و ناسازگاری می‌سازد که با هر بار مضراب زدن، شنونده تصور می‌کند نوازنده اشتباه فاحشی کرده است.[2]

تصویرگری: لوتیرهای قرن هجدهم کوک شش‌سیمه گیتار را نهایی کردند تا بیشترین قابلیت‌های هارمونیک را به دست آورند.

سازش هوشمندانه با فاصله سوم بزرگ

سازندگان ساز در قرن هجدهم برای خروج از این بن‌بست دست به ابتکاری درخشان زدند: سیم پنجم را نیم‌پرده بم‌تر کردند و آن را از دوِ منطقی، به یک سیِ (B) به‌ظاهر بی‌قاعده کاهش دادند.[4]

این کار فاصله‌ای به اندازه یک سوم بزرگ (چهار نیم‌پرده) میان سیم‌های سل و سی پدید آورد؛ تنها بی‌نظمی موجود در الگوی فواصل چهارم درست این ساز.[3]

همین تغییر کوچک مثل یک سوپاپ اطمینان هندسی عمل کرد. با فشرده‌تر کردن کوک به اندازه یک فرت، بالاترین نت‌ها دوباره در تیررس انگشتان دست قرار گرفتند.[5]

به یکباره، آکوردهای پیچیده شش‌سیمی در قاب دست‌یافتنی چهار فرت گنجانده شدند و آکورد باره‌دار ماژور تنها با یک خواباندن ساده انگشت اشاره و آرایش سه انگشت دیگر جان گرفت.[2]

ریچارد اسمیت، نظریه‌پرداز موسیقی، می‌گوید: «فاصله سوم بزرگ ستون فقرات ارگونومیک گیتار است. بدون این فاصله، گیتار درست مثل ویولنسل سازی صرفاً ملودیک باقی می‌ماند و هرگز به یک شاهکار هارمونیک تبدیل نمی‌شد.»[5]

مهار دو اکتاو بی‌نقص

پایین آوردن سیم دوم به نت سی، سرنوشت سیم آخر را هم به زیبایی رقم زد. چون پایه سیم دوم بم‌تر شده بود، پیمودن یک فاصله چهارم درستِ دیگر دقیقاً روی نت میِ زیر فرود آمد.[3]

این چرخش باعث شد فاصله میان بم‌ترین و زیرترین سیم دقیقاً دو اکتاو کامل باشد؛ طنین بم ۸۲٫۴ هرتزی سیم می پایین با وضوح درخشان ۳۲۹٫۶ هرتزی می بالا هم‌پوشانی پیدا کرد.[3]

کوک مبتنی بر فواصل چهارم درست، اجرای آکوردهای اولیه را از توان دسترسی فیزیکی اغلب نوازندگان خارج می‌کند.

این مرزبندی دو اکتاوی برای مسیریابی نوازنده حکم کیمیا را دارد. به او اجازه می‌دهد یک نت پایه مشترک را در دو لبه ساز لمس کند و آکوردها را به جای فاصله‌ای گوش‌خراش، در اکتاوی مطبوع و آرام‌بخش بنشاند.[2]

وقتی یک نوازنده آکورد می ماژور را با قدرت به صدا درمی‌آورد، همزمان سه نت میِ متفاوت را به ارتعاش درمی‌آورد؛ صدایی فراگیر و پرطنین که تنها به خاطر هم‌نامی سیم‌های بیرونی ممکن شده است.[3]

تاوان ذهنی یک راه‌حل ارگونومیک

با تمام این اوصاف، این پیروزی ارگونومیک هزینه‌ای همیشگی بر ذهن تحمیل می‌کند: فرت‌بورد دیگر از نظر بصری ساختاری متقارن ندارد.[5]

هر بار که نوازنده بخواهد یک الگوی گام یا فرم آکورد را از سیم‌های بم به سیم‌های زیر منتقل کند، باید این فاصله سوم بزرگ را به صورت دستی و ذهنی جبران نماید.[5]

اهل موسیقی این وضعیت را «انتقال روی سیم سی» می‌نامند. اگر در حال نواختن ملودی روی سیم سل باشید و بخواهید به سیم سی بروید، ناچارید انگشتتان را یک فرت جلوتر از آنچه منطق ریاضی حکم می‌کند بگذارید.[2]

اگر در حال نواختن ملودی روی سیم سل باشید و بخواهید به سیم سی بروید، ناچارید انگشتتان را یک فرت جلوتر از آنچه منطق ریاضی حکم می‌کند بگذارید.

این ماجرا کابوس همیشگی هنرجویان مبتدی است؛ کسانی که با تعجب می‌پرسند چرا الگوهای منظمی که حفظ کرده‌اند ناگهان روی دو سیم بالایی صدای ناکوک و اشتباه می‌دهند.[5]

با این حال، گذر قرن‌ها ثابت کرده که این مالیات ذهنی ارزش پرداختن را دارد. مغز انسان بالاخره راهش را روی دسته‌ای نامتقارن پیدا می‌کند، اما انگشتان دست هیچ‌گاه معجزه‌آسا کشیده‌تر نخواهند شد.[4]

گیتار با قربانی کردن خلوص ریاضی به پای آسایش دست، جایگاه خود را به عنوان محبوب‌ترین ساز پلی‌فونیک جهان تثبیت کرد. سیم نامتعارفِ سی، درست همان رازی است که این ساز را به تپش درمی‌آورد.[1]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
محاسبه هندسی فاصله فرت‌ها و نیم‌پرده‌های مورد نیاز برای اجرای سه‌صدایی ماژور روی هر شش سیم، در دو حالت کوک تمام‌چهارم و کوک استاندارد می-لا-ر-سل-سی-می.
یافته
کوک کردن گیتار در فواصل یکدستِ چهارم درست، فاصله فیزیکی مورد نیاز برای انگشت‌گذاری یک آکورد ماژور باره‌دار را به پنج فرت افزایش می‌دهد که از حد مجاز ۴٫۵ اینچی دست یک انسان بالغ روی دسته ۲۵٫۵ اینچی فراتر می‌رود.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
محدودیت‌های این تحلیل
این تحلیل بر پایه طول دسته معیار ۲۵٫۵ اینچی یا ۲۴٫۷۵ اینچی انجام شده است و شرایط نوازندگانی با دستان فوق‌العاده بزرگ یا کوک‌های باز مخصوص تکنیک اسلاید را لحاظ نمی‌کند.

اصطلاحات کلیدی

چهارم درست (Perfect Fourth)
فاصله‌ای در موسیقی شامل پنج نیم‌پرده، که فاصله میان اکثر سیم‌های مجاور گیتار را تشکیل می‌دهد.
سوم بزرگ (Major Third)
فاصله‌ای فشرده‌تر شامل چهار نیم‌پرده، که در گیتار منحصراً بین سیم‌های سل و سی به کار می‌رود.
آکورد باره‌دار (Barre Chord)
تکنیکی که در آن انگشت اشاره به صورت صاف روی چند سیم قرار می‌گیرد و مانند یک کاپوی متحرک عمل می‌کند.
طول سیم یا اسکیل (Scale Length)
فاصله بخش نوسان‌کننده سیم از شیطانک تا خرک، که تعیین‌کننده فاصله فیزیکی میان فرت‌هاست.
طبقه نغمه (Pitch Class)
مجموعه‌ای از تمامی نت‌هایی که نام یکسانی دارند، فارغ از اینکه در کدام اکتاو یا زیروبمی نواخته شوند.

پرسش‌های متداول

چرا گیتار بیس کاملاً بر مبنای فواصل چهارم کوک می‌شود؟

از آنجا که گیتار بیس عمدتاً سازی ملودیک و تک‌نت است و کمتر آکوردهای پر و چندسیمی می‌نوازد، نیازی به مهار کشش پنج فرت ندارد؛ بنابراین کوک متقارن می-لا-ر-سل به نوازنده اجازه می‌دهد گام‌ها را به آسانی روی دسته جابه‌جا کند.

آیا سازهای قدیمی‌تر مانند لوت هم از همین کوک استفاده می‌کردند؟

سازهایی نظیر لوت و ویوئلا در دوره رنسانس از رویکرد مشابهی بهره می‌بردند، اما فاصله استثنایی سوم بزرگ را میان سیم‌های دیگر (معمولاً سیم‌های سوم و چهارم) جای می‌دادند تا متناسب با رپرتوار و تعداد سیم‌هایشان باشد.

آیا یک نوازنده مبتدی می‌تواند یادگیری را با کوک تمام‌چهارم شروع کند؟

گرچه یادگیری فواصل تک‌نت و گام‌ها ساده‌تر می‌شود، اما اجرای ترانه‌های عامه‌پسند پاپ و راک برای او ناممکن خواهد شد، زیرا آکوردهای پایه‌ای که در همه کتاب‌های آموزشی تدریس می‌شوند روی این کوک جواب نمی‌دهند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

طرفداران کوک تمام‌چهارم

نوازندگانی که تقارن ساختاری و هندسی ساز را به آکوردهای معمول ترجیح می‌دهند.

گروهی ویژه و حرفه‌ای از نوازندگان سبک جاز و فیوژن، به‌ویژه استنلی جردن، سازهای خود را کاملاً در فواصل چهارم درست (می-لا-ر-سل-دو-فا) کوک می‌کنند. استدلال آن‌ها این است که فواید ذهنی فرت‌بورد متقارن بر دشواری‌های بدنی آن می‌چربد. در این چینش، گام یا آرپژی که در هر نقطه از دسته آموخته شود، بدون کوچک‌ترین تغییری در تمامی شش سیم قابل پیاده‌سازی است. از آنجا که این دسته از نوازندگان بیشتر به نواختن جملات ملودیک یا آکوردهای کم‌حجمِ سه‌صدایی متکی هستند تا آکوردهای کامل باره‌دار، کشیدگی دست در پنج فرت عملاً محدودیتی برای شیوه نوازندگی آنها پدید نمی‌آورد.

مدافعان کوک‌های باز و جایگزین

نوازندگانی که برای دستیابی به رزونانس و زنگ صوتی متفاوت، کوک سنتی را رها می‌کنند.

بسیاری از نوازندگان موسیقی فولک، بلوز و متال، کوک استاندارد را به نفع کوک‌های باز مانند اپن‌جی (ر-سل-ر-سل-سی-ر) یا دَدگَد (DADGAD) کنار می‌گذارند. نگاه آنها این است که کوک متعارف نوعی سازش میان‌مایه است که طنین ناب و حداکثری ساز را مهار می‌کند. با کوک کردن سیم‌ها به گونه‌ای که بدون گرفتن فرت، یک آکورد ماژور یا معلق بی‌نقص شنیده شود، می‌توان با اسلاید فلزی یا سیم‌های واخوان طنینی پایدار شبیه به پیانو پدید آورد. هرچند این شیوه توانایی مدولاسیون و چرخش‌های پیچیده آکوردی را تا حد زیادی سلب می‌کند و به همین خاطر به جای یک استاندارد عام، همچنان کاربردی تخصصی دارد.

طرفداران ارگونومی سنتی 60%هواداران تقارن ریاضی 20%سازندگان سنتی ساز 20%
طرفداران ارگونومی سنتی
معتقدند محدودیت‌های زیستی دست انسان باید پایه و اساس معماری ساز باشد و راحتی فیزیکی بر هر ساختار نظری مقدم است.
هواداران تقارن ریاضی
بر الگوهای منظم و فواصل تکرارشونده پافشاری می‌کنند تا مسیریابی هندسی و تعمیم گام‌ها روی فرت‌بورد ساده‌تر شود.
سازندگان سنتی ساز
بر فرآیند تکاملی و تجربی لوتیرهای قرون گذشته تکیه دارند که شکل‌گیری ساز شش‌سیمه امروزی را رقم زده است.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • نوازندگان چپ‌دست و چالش‌های ارگونومیک آنان با دسته ساز استاندارد
  • دیدگاه متخصصان آموزش موسیقی درباره تأثیر پرش سیم سی بر روند یادگیری هنرجویان

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران ارگونومی سنتی 60%هواداران تقارن ریاضی 20%سازندگان سنتی ساز 20%
  1. [1]تیم سردبیری کوهستانطرفداران ارگونومی سنتی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
  2. [2]Journal of Mathematics and Musicسازندگان سنتی ساز

    Combinatorial and ergonomic properties of guitar tuning

    مطالعه در Journal of Mathematics and Music →
  3. [3]Acoustical Society of Americaطرفداران ارگونومی سنتی

    Acoustics of the guitar and its tuning mechanics

    مطالعه در Acoustical Society of America →
  4. [4]Galpin Society Journalسازندگان سنتی ساز

    The Development of the Six-Course Guitar in the Eighteenth Century

    مطالعه در Galpin Society Journal →
  5. [5]Music Theory Onlineهواداران تقارن ریاضی

    Fretboard Geometry and the Navigation of Guitar Tunings

    مطالعه در Music Theory Online →
  6. [6]Ergonomicsطرفداران ارگونومی سنتی

    Hand anthropometry and its application to musical instrument design

    مطالعه در Ergonomics →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار سرگرمی با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.