تلاشها برای انتقال پیکر سیروس ابراهیمزاده به ایران؛ پایان شش دهه درخشش در سینما و تئاتر
خانواده سیروس ابراهیمزاده، بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر که در ۸۹ سالگی در خارج از کشور درگذشت، در حال فراهم کردن مقدمات انتقال پیکر او به ایران هستند.
به قلم یاسر شاهرخی
این خبر را به اشتراک بگذارید

روند تحول این خبر
این گزارش بخشی از یک خبر در حال توسعه است — فصلهای پیشین را در زیر بخوانید.
- درگذشت سیروس ابراهیمزاده؛ پایان پرده برای بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر ایران
- تلاشها برای انتقال پیکر سیروس ابراهیمزاده به ایران؛ پایان شش دهه درخشش در سینما و تئاتر (همین مطلب)
- خانواده هنرمند
- پیگیری انتقال پیکر به ایران و انتقاد از روند درمان پزشکی در خارج از کشور.
- جامعه هنری و سینمایی
- تاکید بر جایگاه آکادمیک و تاثیرگذاری شش دههای او در تئاتر و سینمای ایران.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- پزشکان معالج در خارج از کشور
- مسئولان دیپلماتیک برای تسهیل انتقال پیکر
چرا مهم است
سیروس ابراهیمزاده تنها یک چهره شناختهشده در سینما و تلویزیون نبود؛ او با تحصیلات آکادمیک در بریتانیا و تسلط بر ادبیات، سطحی از روشنفکری و عمق را به بازیگری ایران اضافه کرد و بازگشت پیکر او به وطن، ادای دینی به شش دهه فعالیت هنری اوست.
نکات کلیدی
- سیروس ابراهیمزاده، بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر، در سن ۸۹ سالگی و در خارج از کشور از دنیا رفت.
- همسر وی علت مرگ را عفونت ریوی ناشی از خطای پزشکی در جریان عمل جراحی سنگ کلیه اعلام کرده است.
- خانواده او در تلاش هستند تا طبق وصیتش، پیکر او را برای خاکسپاری به ایران منتقل کنند.
- او با تحصیلات آکادمیک در بریتانیا، در آثار ماندگاری چون «کمالالملک» و «حسن کچل» ایفای نقش کرد و دارای نشان درجه یک هنری بود.
پردهها برای همیشه افتادند و صدای بم و روشنفکرانهای که دههها در گوش تئاتر و سینمای ایران طنینانداز بود، خاموش شد. سیروس ابراهیمزاده، بازیگر پیشکسوت و صاحبسبک، در ۸۹ سالگی و هزاران کیلومتر دورتر از زادگاهش درگذشت، اما داستان او هنوز به پرده آخر نرسیده است. اکنون خانواده و نزدیکان این هنرمند در تکاپوی غلبه بر موانع اداری و لجستیکی هستند تا پیکر او را از آمریکا به ایران منتقل کنند. احترام برومند، از دوستان نزدیک خانواده، تایید کرده است که بازگشت به وطن، وصیت و خواسته قلبی ابراهیمزاده بوده و تلاشها برای فراهم کردن شرایط خاکسپاری او در خاکی که شش دهه برای اعتلای هنرش کوشید، با جدیت ادامه دارد.[1][3]
مرگ او، برخلاف تصور بسیاری، نتیجه یک بیماری طولانی و فرساینده دوران کهولت نبود؛ بلکه پایانی تلخ بر یک خطای پزشکی بود. ناهید کبیری، همسر این هنرمند و نویسنده شناختهشده، در یادداشتی صریح و دردناک توضیح داد که ابراهیمزاده تنها از یک سنگ کلیه ساده رنج میبرده است. به گفته او، پس از ماهها سرگردانی در مطبها و دریافت بیدلیل آنتیبیوتیک، سرانجام سیتیاسکن نشان داد که سنگی از کلیه خارج شده است. برای خرد کردن این سنگ، یک استنت موقت در بدن او قرار دادند؛ مداخلهای که قرار بود درمانی ساده باشد، اما به نقطه بیبازگشت تبدیل شد.[2]
کبیری با لحنی گلایهآمیز پرده از روزهای آخر برداشت: تنها یک روز پس از قرار دادن استنت، ابراهیمزاده با تب و لرز شدید و عفونتی سهمگین به بیمارستان بازگشت. پزشکان او را دوباره به اتاق عمل بردند و استنت را تعویض کردند، اما دیگر دیر شده بود. عفونت به سرعت ریههای او را درگیر کرد. همسر وی با طرح پرسشهایی گزنده درباره وفاداری پزشکان معالج به سوگند بقراط و تزریق بیدلیل آنتیبیوتیکهایی که در زمان نیاز بیاثر شده بودند، از قصور پزشکی در روند درمان این هنرمند پرده برداشت.[2]
شاید تلخترین بخش این تراژدی، حسرت ناتمامی باشد که در دل این هنرمند ماند. به گفته کبیری، سیروس ابراهیمزاده در حالی چشم از جهان فروبست که آرزوی سفر به ایران و بازگشت به خانهای که دوستش میداشت را در سر میپروراند. تلاشهای کنونی خانواده برای انتقال پیکر او به ایران، در واقع تلاشی برای التیام همین حسرت است؛ بازگرداندن مردی که حتی در سالهای دوری از وطن، قلبش برای فرهنگ و هنر ایران میتپید.[2][3]
شاید تلخترین بخش این تراژدی، حسرت ناتمامی باشد که در دل این هنرمند ماند.
داستان زندگی ابراهیمزاده از دوازدهمین روز فروردین ۱۳۱۶ در اردبیل آغاز شد. او که خیلی زود شیفته کلمات و نمایش شده بود، پس از مهاجرت به تهران، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. اما این برای ذهن جستجوگر او کافی نبود؛ وی عازم انگلستان شد و در دو رشته تئاتر و موسیقی به صورت همزمان تحصیل کرد. این پشتوانه آکادمیک، از او هنرمندی ساخت که برخلاف بسیاری از همنسلانش، درک عمیق و تئوریکی از درام، ریتم و بیان نمایشی داشت و این دانش را با خود به صحنههای ایران آورد.[4]
حضور حرفهای او در عرصه نمایش از سال ۱۳۳۴ و با پیوستن به تئاتر آناهیتا زیر نظر زندهیاد مصطفی اسکویی آغاز شد. ابراهیمزاده با تلفیق آموختههای آکادمیک خود در بریتانیا و تجربههای عملی در تئاتر آناهیتا، استانداردهای جدیدی را به بازیگری روی صحنه معرفی کرد. او در نمایشهای متعددی از جمله «اتللو»، «جعفرخان از فرنگ برگشته» و «ملیحه» روی صحنه رفت و تنها دو سال بعد از آغاز بازیگری، جسارت آن را یافت که اولین تجربه کارگردانی تئاتر خود را نیز رقم بزند.[1][4]
سینمای ایران در سال ۱۳۴۶ با فیلم ماندگار «حسن کچل» به کارگردانی علی حاتمی، میزبان حضور او شد. این همکاری، راه را برای نقشآفرینیهای بیشتر او در هنرهای تصویری باز کرد. در اوایل دهه پنجاه، بازی در سریال تلویزیونی «اختاپوس» شهرتی ملی برای او به ارمغان آورد. صدای خاص، لحن بیان منحصربهفرد و طنز پنهان در نگاهش، او را به یکی از چهرههای متمایز تلویزیون ملی ایران تبدیل کرد؛ هنرمندی که همزمان یک دهه از عمر خود را نیز به غنیسازی برنامههای رادیویی اختصاص داد.[4]
پس از انقلاب، ابراهیمزاده با نقشآفرینی در آثار شاخصی چون «کمالالملک»، «مسافر ری»، «همسر» و «مومیایی ۳» جایگاه خود را در سینمای ایران تثبیت کرد. بازی درخشان او در «مومیایی ۳» تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از چهارمین جشن خانه سینما در سال ۱۳۷۹ برایش به ارمغان آورد. او که دارای نشان درجه یک هنری بود، علاوه بر بازیگری، در زمینه نویسندگی و ترجمه نیز میراثی ارزشمند از خود به جای گذاشت؛ میراثی که با بازگشت پیکرش به خاک ایران، برای همیشه در حافظه تاریخی این سرزمین جاودانه خواهد شد.[1][4]
بررسی عمیق دیدگاهها
خانواده و نزدیکان
تاکید بر قصور پزشکی در روند درمان و تلاش برای تحقق آخرین خواسته هنرمند.
ناهید کبیری، همسر سیروس ابراهیمزاده، با انتشار جزئیات دقیق از روند درمان او در خارج از کشور، انگشت اتهام را به سوی کادر درمان نشانه رفته است. او معتقد است که تجویز بیرویه آنتیبیوتیکها و خطای پزشکی در تعویض استنت کلیه، عامل اصلی عفونت ریوی و مرگ این هنرمند بوده است. در حال حاضر، تمرکز اصلی خانواده بر غلبه بر موانع لجستیکی و اداری برای انتقال پیکر او به ایران است تا وصیت او برای آرام گرفتن در خاک وطن محقق شود.
جامعه هنری ایران
ادای احترام به شش دهه فعالیت مستمر و تاثیرگذار در ارتقای سطح کیفی بازیگری.
نهادهای صنفی مانند خانه سینما و چهرههای شاخص هنری از جمله احترام برومند، درگذشت ابراهیمزاده را ضایعهای بزرگ برای هنر ایران توصیف کردهاند. از نگاه منتقدان و همکارانش، او تنها یک بازیگر نبود؛ بلکه روشنفکری بود که با تسلط بر ادبیات انگلیسی و تحصیلات آکادمیک در بریتانیا، عمق و غنای خاصی به نقشهایش میبخشید. صدای گرم و لحن بیان منحصربهفرد او، در کنار اخلاقمداری حرفهای، از او الگویی برای نسلهای بعدی بازیگران ساخته است.
منابع
[1]ایسناجامعه هنری و سینماییسیروس ابراهیمزاده درگذشت
مطالعه در ایسنا →
[2]اقتصادنیوزخانواده هنرمندعلت فوت سیروس ابراهیم زاده از زبان همسرش/ با حسرت سفر به ایران درگذشت
مطالعه در اقتصادنیوز →
[3]تابناکخانواده هنرمندسیروس ابراهیمزاده در ایران به خاک سپرده میشود؟
مطالعه در تابناک →
[4]خبرآنلاینجامعه هنری و سینماییسیروس ابراهیمزاده درگذشت
مطالعه در خبرآنلاین →
نظرات
بیشتر در سرگرمی
مشاهده همه →سینمای ایران
جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره جاده ابریشم چین به «داستانهای موازی» اصغر فرهادی رسید
4 منبع
اقتصاد هالیوود
چرا فیلمهای پرفروش هالیوود برای موفقیت به بازارهای بینالمللی وابسته هستند؟
2 منبع
تامین مالی فیلم
بالای خط، پایین خط و آن روز مبادای معروف: بودجه یک فیلم واقعاً چطور دستهبندی و خرج میشود؟
6 منبع
اسطورههای هالیوود
کلینت ایستوود در ۹۶ سالگی رسماً بازنشسته شد و به یک دوران تاریخی در هالیوود پایان داد
2 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



