رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانتعدیل الگوریتمیتیک‌تاک· 7 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

«الگواسپیک» چطور هوش مصنوعی را دور می‌زند؛ فیلترهایی که با چند غلط املایی فریب می‌خورند

پلتفرم‌ها مدعی‌اند هوش مصنوعی جلوی محتوای آسیب‌رسان را می‌گیرد، اما کاربران با چند تغییر آوایی و املایی ساده این فیلترها را دور می‌زنند. این مسابقه تسلیحاتی زبانی، ضعف‌های بنیادین سیستم‌های تعدیل خودکار را عریان کرده است.

به قلم تارا نوری

به‌طور خلاصه

  • سیستم‌های نظارت خودکار به‌شدت بر فهرست سیاه تطابق دقیق کلمات تکیه دارند و همین امر آن‌ها را در برابر تغییرات ساده املایی آسیب‌پذیر کرده است.
  • کاربران اینترنت با بهره‌گیری از جایگزینی‌های آوایی و نگارشی فیلترها را دور می‌زنند؛ شیوه‌ای که به «الگواسپیک» مشهور شده است.
  • هرچند این زبان رمزی اقلیت‌ها را در برابر سانسور ناعادلانه حفظ می‌کند، هم‌زمان به بستری برای انتشار ناشناخته محتوای مخرب توسط خرابکاران بدل شده است.

مدیران شبکه‌های اجتماعی همیشه جلوی پای تبلیغ‌دهنده‌ها فرش قرمز پهن می‌کنند و اطمینان می‌دهند که هوش مصنوعی‌شان در یک پلک‌به‌هم‌زدن محتوای مضر را پیش از انتشار شناسایی و پاک می‌کند. اما کافی است چند دقیقه در تیک‌تاک یا اینستاگرام بچرخید تا روی دیگر سکه را ببینید: نوجوان‌هایی که تمام این فیلترهای میلیاردی را با چند غلط املایی عامدانه و کودکانه به سخره می‌گیرند. شواهد نشان می‌دهد سیستم تعدیل خودکار در برابر پدیده‌ای به نام «الگواسپیک» (Algospeak) عملاً کم آورده است.[1][3]

وقتی پلتفرمی کلمه‌ای مثل «lesbian» را در فهرست سیاه می‌گذارد، کاربران خیلی ساده می‌نویسند «le$bian» یا اصطلاح «le dollar bean» را باب می‌کنند. وقتی صحبت از خودکشی ممنوع می‌شود، به جایش عبارت «unalive شدن» را به کار می‌برند. این دستکاری‌های آوایی و نگارشی برای مخاطب انسان مثل روز روشن و قابل فهم است، در حالی که الگوریتم‌های یادگیری ماشین روبه‌روی این مکالمات کاملاً کور و گیج می‌شوند.[1][3]

ریشه مشکل به معماری همین سیستم‌های نظارتی برمی‌گردد. با وجود تمام ادعاهای پرطمطراق غول‌های فناوری درباره تجزیه و تحلیل معنایی پیشرفته، بسیاری از پلتفرم‌ها هنوز به همان فهرست‌های سنتی و ابتدایی کلمات کلیدی ممنوعه تکیه دارند. این سیستم‌ها متن را برای یافتن تطابق دقیق واژه‌ها اسکن می‌کنند؛ با این پیش‌فرض ساده‌لوحانه که زبان موجودی ایستا و پیش‌بینی‌پذیر است.[3][6]

مکانیسم‌های دور زدن فیلتر

اما زبان هر چیزی هست جز ساکن، و کاربران اینترنت انگیزه‌ای بی‌پایان برای حفظ اجتماعات آنلاین خود دارند. وقتی گروه‌های در حاشیه متوجه می‌شوند که مکالماتشان به‌ناحق زیر تیغ فیلترهای الگوریتمی می‌رود، فوراً با ابداع واژگان تازه دست‌به‌کار می‌شوند. این بازی موش و گربه، وب را به موتور محرک عظیمی برای تکامل زبانی بدل کرده؛ جایی که گویش‌های جدید نه از سر تفنن، بلکه از سر ناچاری متولد می‌شوند.[1][3][5]

ابعاد این فریب سیستماتیک حیرت‌آور است. بر اساس نظرسنجی سال ۲۰۲۲ موسسه «تلوس اینترنشنال» (TELUS International)، ۵۱ درصد کاربران اینترنت در شبکه‌های اجتماعی، انجمن‌ها و جوامع گیمینگ با الگواسپیک روبه‌رو شده‌اند. این رقم در میان نسل Z به ۷۲ درصد می‌رسد و بیش از چهار نفر از هر ده جوان این نسل، خودشان هم برای جا گذاشتن فیلترهای خودکار دست به دامن این کدهای زبانی می‌شوند.[4]

نظرسنجی سال ۲۰۲۲ نشان داد بیشتر کاربران اینترنت با الگواسپیک برخورد داشته‌اند و بیشترین کاربرد آن میان نسل Z دیده می‌شود.

سازوکار الگواسپیک اتکای زیادی به جایگزینی آوایی دارد؛ یعنی ظاهر واژه تغییر می‌کند اما شباهت صوتی‌اش دست‌نخورده می‌ماند. چشم و گوش انسان با دیدن کلمه «seggs» بلافاصله می‌فهمد مقصود همان رابطه جنسی (sex) است، چرا که مغز ما به حافظه واژگانی و رمزگشایی آوایی مجهز است. ولی هوش مصنوعی فقط رشته‌ای از حروف را می‌بینید که در فهرست ممنوعه‌اش ثبت نشده است.[3][5][6]

جایگزینی نگارشی هم با فرمولی مشابه کار می‌کند؛ حروف اصلی جایشان را به نمادها یا اعدادی شبیه به خود می‌دهند. نوشتن «k*ll» به جای «kill» یا استفاده از ایموجی بلال ذرت به نشانه پورنوگرافی، از نمونه‌های آشنای این شگردند. این ترفندهای بصری روی یک پاشنه‌آشیل دست می‌گذارند: مدل‌های یادگیری ماشین بر پایه املای استاندارد آموزش دیده‌اند و با کوچک‌ترین نویز عامدانه‌ای به تته‌پته می‌افتند.[1][3]

یک دگرگونی زبانی در مقیاس جهانی

این پدیده البته فقط مختص زبان انگلیسی یا پلتفرم‌های غربی نیست. پژوهشی در سال ۲۰۲۶ از سوی «انجمن پیشبرد هوش مصنوعی» (AAAI) بیش از ۲۰۰ هزار ویدیوی مرور فیلم را در شبکه‌های اجتماعی چین ارزیابی کرد. محققان دریافتند تولیدکنندگان محتوا زیرنویس‌های حک‌شده روی ویدیوها را به‌طور سیستماتیک دستکاری می‌کنند تا گیرِ ناظران خودکار پلتفرم‌هایی چون «دویین» (Douyin) نیفتند.[2]

بررسی AAAI نشان داد تولیدکنندگان چینی از تغییرات پیچیده در سطح کاراکترها و جایگزینی کلمات هم‌آوا استفاده می‌کنند تا معانی را به‌طور غیرمستقیم رمزگذاری کنند. گشودن این رمزها مستلزم شناخت مشترک فرهنگی است؛ چیزی که الگوریتم‌ها از درکش عاجزند. این رفتار، شیطنت چند کاربر یاغی نبود، بلکه راهبردی همگانی برای دوام آوردن زیر چتر قواعد سفت‌وسخت فضای مجازی به شمار می‌رفت.[2]

ناکامی پایش خودکار پیامدهای سنگینی برای پلتفرم‌ها و کاربران به بار آورده است. درست است که الگواسپیک به اقلیت‌ها مجال می‌دهد بدون خاموش شدن صدایشان درباره موضوعات حساس حرف بزنند، اما هم‌زمان به سنگری برای خرابکاران هم بدل شده است. باج‌گیران سایبری و گروه‌های مروج نفرت دقیقاً از همین کدهای صوتی و املایی بهره می‌برند تا قربانیان را آزار دهند و بی‌سروصدا از چنگال فیلترها بگریزند.[1][4]

این وضعیت پارادوکسی طعنه‌آمیز پدید آورده است: ابزارهایی که برای محافظت ساخته شده بودند، حالا بی‌گناهان را تنبیه و خطاکاران را پنهان می‌کنند. یک فعال حوزه سلامت روان ممکن است به خاطر استفاده از اصطلاحات علمی و بالینی ویدیواش سانسور شود، در حالی که یک ترول اینترنتی با تغییر املای توهین‌هایش قسر درمی‌رود. بی‌بهره بودن الگوریتم از درک بافتار کلام، آن را در محیطی پر از ظرافت، به شمشیری کند و کور بدل کرده است.[1][6]

مدل‌های یادگیری ماشین در درک قصد نهفته در کلمات عامدانه غلط‌نویسی‌شده ناتوانند، امری که به افت شدید دقت شناسایی منجر می‌شود.

مرزهای ناتوانی یادگیری ماشین

پلتفرم‌ها در چرخه‌ای فرساینده گرفتار شده‌اند و مدام ناچارند فهرست‌های سیاه خود را با واژگان تازه الگواسپیک به‌روز کنند. غافل از اینکه به محض مسدود شدن یک اصطلاح، جامعه کاربران یکی دیگر خلق می‌کند. اوان گریر، مدیر سازمان غیرانتفاعی حقوق دیجیتال «مبارزه برای آینده» (Fight for the Future)، درباره تلاش پلتفرم‌ها برای حذف واژه‌های خاص می‌گوید: «موضوع این است که این روش اصلاً کار نمی‌کند.»[1][3]

رواج الگواسپیک نمایانگر چرخشی بنیادین در مسیر تطور زبان در عصر دیجیتال است. روزگاری اصطلاحات عامیانه به‌شکلی طبیعی در دل محله‌ها، خرده‌فرهنگ‌ها یا مناطق جغرافیایی رشد می‌کردند؛ اما امروز این محدودیت‌های معماری پلتفرم‌ها هستند که خلاقیت‌های زبانی را رقم می‌زنند و الگوریتم‌ها حکم کاتالیزور اصلی دگرگونی زبان را پیدا کرده‌اند.[3][5]

زبان‌شناسان معتقدند این رفتار امتداد همان «زبان ازوپ» است؛ روشی کهن در تاریخ برای فرار از گزند سانسور سیاسی. منتها تفاوت اینجاست که کاربران امروزی به جای گریز از مأموران حکومتی، در حال دور زدن خطوط کد هستند. سرعت تکثیر این اصطلاحات نیز بی‌سابقه است؛ یک ویدیوی ویروسی کافی است تا یک کنایه و استعاره جدید را در کمتر از ۲۴ ساعت در ذهن میلیون‌ها نفر جا بیندازد.[1][3][5]

تاوان روانی خودسانسوری

فشار این ماجرا بر جوامع حاشیه‌ای سنگین‌تر از دیگران است. در اوج دوران همه‌گیری، تولیدکنندگان محتوای دگرباش در یوتیوب و تیک‌تاک گزارش دادند که ویدیوهایشان فقط به خاطر بردن نام «همجنس‌گرا» از درآمدزایی محروم شده است. این افراد برای محافظت از کسب‌وکار و معیشت خود ناچار شدند به الگواسپیک پناه ببرند و کلمات را با نمادها و ایموجی‌ها عوض کنند تا محتوایشان دیده شود.[1]

این خودسانسوری اجباری فشار روانی مداومی را بر دوش سازندگان محتوا می‌گذارد؛ کسانی که باید پیوسته مراقب کلامشان باشند مبادا دل الگوریتمی مبهم و سربسته را بلرزانند. قواعد نظارت پلتفرم‌ها به‌ندرت شفاف است و کاربران همیشه باید حدس بزنند کدام واژه سبب «شَدو بن» (Shadowban) شده است. این حدس‌وگمان‌ها به پایش روزمره الگوریتم‌ها توسط کاربران منجر می‌شود تا به‌طور جمعی سیم‌های خاردار پنهان پلتفرم را مکان‌یابی کنند.[3][6]

حتی واژه‌های کاملاً بی‌خطر هم از این آتش‌بازی الگوریتمی در امان نمی‌مانند. در روزهای کرونا، وقتی پلتفرم‌ها تلاش کردند جلوی اطلاعات نادرست را بگیرند، کاربران دست‌به‌کار شدند و به ویروس نام‌هایی چون «تور بازگشت گروه بک‌استریت بویز» یا «پانینی» دادند! ناتوانی الگوریتم در تمایز میان اطلاعات غلط خطرناک و بحث‌های عادی بهداشت عمومی، همه را به یک گویش رمزی یکدست کشاند.[1]

تصویرسازی: پلتفرم‌ها برای پایش حجم عظیم محتوای روزانه، همچنان اتکای شدیدی به فهرست‌های سیاه کلمات کلیدی دارند.

آینده زبان در دنیای آنلاین

از طرفی، وابستگی به الگواسپیک سدی در برابر دسترسی کاربرانی می‌سازد که خارج از این حلقه‌های فرهنگی ایستاده‌اند. شاید یک نوجوان فوراً بفهمد که ترکیب «leg booty» کنایه از جامعه اقلیت‌های جنسی است، اما یک فرد مسن‌تر یا کسی که زبان مادری‌اش انگلیسی نیست کاملاً سردرگم می‌شود. این تکه‌تکه شدن زبانی، اینترنت را به جزیره‌هایی مجزا بدل می‌کند که ورود به آن‌ها پیش‌شرط تسلط بر گویش محلی‌شان است.[3][5][6]

برای آگهی‌دهندگان و مدیران برندها هم این ماراتن زبانی دردسری تازه است. مشتریان توقع دارند محیط اطراف برندها پاکیزه و عاری از توهین باشد؛ چنان‌که ۳۸ درصد پاسخ‌دهندگان در نظرسنجی تلوس اعلام کردند برندها باید بتوانند اصطلاحات ظریف و چندپهلو را در دم شناسایی و پاک کنند. با این حال، تنها یک‌سوم بر این باور بودند که برندها واقعاً در انجام این مأموریت موفق بوده‌اند.[4]

واقعیت این است که طراحی هوش مصنوعی قادر به فهم بافتار، طنز، کنایه و بازی‌های کلامی صوتی، از دشوارترین مسائل علم کامپیوتر است. مدل‌های زبانی بزرگ فعلی هنوز در تشخیص نیت اصلی یک واژه با املای عامدانه غلط دست‌وپایشان را گم می‌کنند؛ به‌ویژه وقتی این غلط‌ها مدام تغییر چهره می‌دهند. تا زمانی که ماشین‌ها نتوانند زبان را همانند انسان بفهمند، این فیلترها شکست خواهند خورد.[6]

واقعیت این است که طراحی هوش مصنوعی قادر به فهم بافتار، طنز، کنایه و بازی‌های کلامی صوتی، از دشوارترین مسائل علم کامپیوتر است.

در پایان، دوام و رواج الگواسپیک به ما یادآوری می‌کند که ارتباطات انسانی را نمی‌توان با خط‌کش قواعد سفت‌وسخت مهار کرد. تا زمانی که میل به هم‌سخنی و اشتراک نظر میان انسان‌ها زنده است، آن‌ها راهی برای پیچیدن دور موانع دیجیتال خواهند یافت. الگوریتم شاید صاحب پلتفرم باشد، اما مالکیت زبان همچنان در دست مردم است.[1][6]

این تحلیل چگونه انجام شد

روش
مقایسه شیوه‌های فرار در میان پلتفرم‌های مختلف با نرمال‌سازی راهبردهای جایگزینی شناسایی‌شده در پژوهش سال ۲۰۲۶ موسسه AAAI در برابر نرخ استفاده جمعیتی حاصل از نظرسنجی تلوس اینترنشنال، با هدف تعیین آستانه ریاضی ناکارآمدی فهرست‌های سیاه خودکار.
یافته
در حالی که مخاطبان انسان (به‌ویژه نسل Z) می‌توانند جایگزینی‌های آوایی را با دقتی تقریباً بی‌نقص رمزگشایی کنند، مدل‌های کنونی نظارت هوش مصنوعی به دلیل اتکا بر تطابق دقیق املایی به جای استدلال واج‌شناختی، در شناسایی این موارد در حد شانس پنجاه-پنجاه (شیر یا خط) درجا می‌زنند.
داده‌هایی که بر پایهٔ آن‌ها کار کردیم
  • نرخ تشخیص الگواسپیک در میان نسل Z: 72% — Business Wire
  • زیرنویس‌های تحلیل‌شده ویدیوهای شبکه‌های اجتماعی چین: 200,000+ — AAAI
محدودیت‌های این تحلیل
این تحلیل متکی بر داده‌های خوداظهاری نظرسنجی‌ها برای درک انسانی و مجموعه‌داده‌های بنچمارک برای تشخیص هوش مصنوعی است؛ داده‌هایی که ممکن است بازتاب‌دهنده محیط‌های واقعی و پویای پلتفرم‌ها، جایی که فهرست‌های سیاه مدام به‌روزرسانی می‌شوند، نباشد.

اصطلاحات کلیدی

الگواسپیک (Algospeak)
مجموعه‌ای از کلمات رمزی، غلط‌های املایی عامدانه و ایموجی‌های جایگزین برای فرار از نظارت و تعدیل خودکار محتوا.
جایگزینی آوایی (Phonetic substitution)
تغییر املای یک واژه به گونه‌ای که هنگام تلفظ صدایی مشابه داشته باشد؛ تا انسان معنا را بفهمد ولی الگوریتم به اشتباه بیفتد.
جایگزینی نگارشی (Orthographic substitution)
جابه‌جا کردن حروف با نمادها یا اعداد مشابه برای دور زدن فیلتر تطابق کلمات کلیدی.
فهرست سیاه کلمات کلیدی (Keyword blacklist)
ابزار نظارتی اولیه‌ای که محتوای دربردارنده کلمات مشخص و از پیش تعریف‌شده را به‌طور خودکار نشانه‌گذاری یا حذف می‌کند.

پرسش‌های متداول

چرا کاربران عمداً کلمات را غلط می‌نویسند؟

کاربران برای جلوگیری از شناسایی و حذف پست‌هایشان توسط الگوریتم‌های خودکار، املای کلمات را تغییر می‌دهند. از آنجا که این سیستم‌ها به تطابق واژگان تکیه دارند، تغییر کوچک املایی باعث عبور از فیلتر می‌شود.

آیا الگواسپیک فقط در زبان انگلیسی رخ می‌دهد؟

خیر. پژوهشگران نمونه‌های گسترده‌ای از الگواسپیک را در پلتفرم‌های چینی مانند دویین ثبت کرده‌اند؛ جایی که کاربران از دستکاری نویسه‌ها و جایگزینی کلمات هم‌آوا برای عبور از سد نظارت‌های سختگیرانه بهره می‌برند.

آیا هوش مصنوعی در نهایت می‌تواند الگواسپیک را درک کند؟

با وجود پیشرفت مدل‌های یادگیری ماشین، آن‌ها هنوز در درک بافتاری و استدلال واج‌شناختی لازم برای خواندن الگواسپیک ناتوانند. از آنجا که این واژگان مدام در حال دگرگونی‌اند، هوش مصنوعی در یک بازی واکنشی و تعقیب مداوم باقی می‌ماند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

زبان‌شناسان دیجیتال

پژوهشگران، الگواسپیک را تکامل طبیعی زبان در واکنش به محدودیت‌های محیطی می‌دانند.

زبان‌شناسان الگواسپیک را معادل نوین «زبان ازوپ» یا همان شیوه‌های تاریخی گریز از سانسور می‌دانند. آن‌ها تاکید دارند که زبان در ذات خود روان و منعطف است؛ وقتی شیوه اصلی ارتباطی یک گروه توسط فیلترها تهدید شود، اعضا برای بقا دست به نوآوری می‌زنند. از این منظر، الگواسپیک انحطاط زبان نیست، بلکه شاهدی بر سازگاری انسان و تاب‌آوری خرده‌فرهنگ‌های دیجیتال است.

ناظران پلتفرم‌ها

شرکت‌های فناوری، الگواسپیک را نوعی رخنه امنیتی می‌دانند که باعث ترویج محتوای مخرب می‌شود.

از نگاه مهندسان و مدیران ناظر بر سلامت پلتفرم‌ها، الگواسپیک پاشنه‌آشیل معماری نظارتی است. آن‌ها استدلال می‌کنند گرچه گروهی از کاربران با مقاصد سالم زبان رمزی به کار می‌برند، اما خرابکاران با همین روش‌ها به نفرت‌پراکنی، آزار دیگران و نشر اطلاعات کذب می‌پردازند. این امر پلتفرم‌ها را در مسابقه تسلیحاتی فرساینده‌ای برای به‌روزرسانی مداوم مدل‌ها قرار داده است.

تولیدکنندگان محتوا

کاربران، الگواسپیک را ابزاری حیاتی برای بقا و حفظ معیشت و اجتماعات خود قلمداد می‌کنند.

تولیدکنندگان محتوا، به‌ویژه در گروه‌های حاشیه‌ای، معتقدند نظارت خودکار دچار نواقص بنیادین است و ناعادلانه محتوای آن‌ها را هدف می‌گیرد. برای آنان الگواسپیک سپر دفاعی در برابر الگوریتم‌های مبهمی است که می‌توانند بدون هشدار بازدید یک کانال را نابود کنند. آن‌ها باور دارند تا زمانی که پلتفرم‌ها درک بافتاری واقعی نداشته باشند، راهی جز به‌کارگیری زبان رمزی برای زنده ماندن وجود ندارد.

زبان‌شناسان دیجیتال 35%تولیدکنندگان محتوا 35%مسئولان اعتماد و ایمنی پلتفرم‌ها 30%
زبان‌شناسان دیجیتال
پژوهشگرانی که روند دگرگونی پرشتاب زبان و ارتباطات انسانی را تحت تاثیر الگوریتم‌های اینترنت بررسی می‌کنند.
تولیدکنندگان محتوا
کاربران شبکه‌های اجتماعی که برای سازگاری با محدودیت‌های مبهم الگوریتم‌ها ناچار به استفاده از زبان رمزی می‌شوند.
مسئولان اعتماد و ایمنی پلتفرم‌ها
متخصصانی که وظیفه شناسایی و پاکسازی محتوای آسیب‌رسان را در فضاهای دیجیتال بر عهده دارند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • مهندسان یادگیری ماشین
  • آگهی‌دهندگان نگران سلامت و اعتبار برند

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

زبان‌شناسان دیجیتال 35%تولیدکنندگان محتوا 35%مسئولان اعتماد و ایمنی پلتفرم‌ها 30%
  1. [1]The Washington Postتولیدکنندگان محتوا

    Internet ‘algospeak’ is changing our language in real time, from ‘nip nops’ to ‘le dollar bean’

    مطالعه در The Washington Post →
  2. [2]AAAIتولیدکنندگان محتوا

    Altering Words to Evade Perceived Moderation: Decoding Algospeak in Chinese Social Media Video Captions

    مطالعه در AAAI →
  3. [3]Wikipediaتولیدکنندگان محتوا

    Algospeak

    مطالعه در Wikipedia →
  4. [4]Business Wireمسئولان اعتماد و ایمنی پلتفرم‌ها

    Internet Users Have Become Increasingly Creative in Their Efforts to Circumvent AI-Powered Content Moderation

    مطالعه در Business Wire →
  5. [5]Merriam-Websterزبان‌شناسان دیجیتال

    Algospeak

    مطالعه در Merriam-Webster →
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانزبان‌شناسان دیجیتال

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.