بررسی واقعیت: حقوقدانان ادعای «روزنه قانونی» برای سومین دوره ریاستجمهوری ترامپ را رد میکنند
کارشناسان قانون اساسی به طور قاطع نظریههای آنلاین مبنی بر اینکه یک روزنه متنی در متمم بیست و دوم میتواند به رئیسجمهوری که دو بار انتخاب شده اجازه دهد از طریق معاونت ریاستجمهوری برای سومین دوره خدمت کند، رد میکنند.
به قلم الهام قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اجماع حقوقی جریان اصلی
- استدلال میکند که متمم دوازدهم و قصد قانونگذاری به وضوح روزنه قانونی را مسدود میکنند.
- نظریهپردازان متنی
- استدلال میکند که استفاده خاص از کلمه «انتخاب شود» یک منطقه خاکستری قانون اساسی نظری ایجاد میکند.
- گمانهزنی رسانههای زرد
- نظریه روزنه قانونی را به عنوان یک استراتژی سیاسی عملی برای جلب توجه تقویت میکند.
نکات کلیدی
- متمم بیست و دوم هر کسی را از اینکه بیش از دو بار به عنوان رئیسجمهور «انتخاب شود» منع میکند.
- نظریههای ویروسی پیشنهاد میکنند که یک رئیسجمهور سابق میتواند به عنوان معاون رئیسجمهور نامزد شود و بدون اینکه برای آن انتخاب شده باشد، به ریاستجمهوری برسد.
- متمم دوازدهم با الزام معاون رئیسجمهور به واجد شرایط بودن از نظر قانون اساسی برای ریاستجمهوری، این مسیر را مسدود میکند.
- حقوقدانان به طور قاطع موافقند که دادگاهها هرگونه تلاش برای سوءاستفاده از این روزنه قانونی نظری را باطل خواهند کرد.
- قصد قانونگذاری متمم بیست و دوم صراحتاً جلوگیری از کنترل طولانیمدت قوه مجریه بود.
چرا مهم است
درک سازوکارهای دقیق قانون اساسی، مردم را در برابر اطلاعات نادرست گسترده محافظت میکند. شفافسازی موانع قانونی سختگیرانه علیه دوره سوم ریاستجمهوری، نگرانیهای بیاساس در مورد یک بحران قریبالوقوع قانون اساسی را از بین میبرد.
یک نظریه آنلاین مداوم که توسط گزارشهای زرد و لفاظیهای سیاسی مبهم تقویت میشود، حاکی از آن است که یک «روزنه قانونی» در قانون اساسی ایالات متحده میتواند به رئیسجمهوری که دو بار انتخاب شده اجازه دهد برای سومین دوره خدمت کند. این ادعا اضطراب عمومی گسترده و بحثهای شدیدی را در مورد سازوکارهای دقیق جانشینی ریاستجمهوری ایجاد کرده است، به طوری که پستهای رسانههای اجتماعی اغلب برای تأیید این فرضیه به مجلات حقوقی مبهم استناد میکنند. با این حال، بررسی جامع حقوق اساسی و اجماع گسترده در میان حقوقدانان نشان میدهد که این مسیر نظری از نظر قانونی غیرقابل اجرا و عملاً مسدود است. شواهد به شدت نشان میدهد که سیستم حقوقی آمریکا کاملاً مجهز است تا از چنین نتیجهای جلوگیری کند.[1][2]
هسته اصلی نظریه روزنه قانونی بر خوانش سختگیرانه و تحتاللفظی از متمم بیست و دوم استوار است. این متمم که در سال ۱۹۵۱ پس از ریاستجمهوری بیسابقه چهار دورهای فرانکلین دی. روزولت به تصویب رسید، صراحتاً بیان میکند: «هیچ شخصی نباید بیش از دو بار به مقام ریاستجمهوری انتخاب شود.» طرفداران این نظریه استدلال میکنند که تدوینکنندگان متمم با استفاده از کلمه خاص «انتخاب شود» به جای یک اصطلاح گستردهتر مانند «خدمت کند»، مرتکب یک خطای مهم در نگارش شدهاند. نظریهپردازان با تمرکز کامل بر سازوکار انتخاب به جای عمل تصدی پست، پیشنهاد میکنند که متن، راه بازگشت رئیسجمهور سابق به قدرت را باز گذاشته است.[1][3]
تحت این تفسیر محدود، رئیسجمهوری که دو بار انتخاب شده، تنها از قرار گرفتن در صدر فهرست نامزدهای ریاستجمهوری منع شده است. این نظریه فرض میکند که رئیسجمهور سابق میتواند به جای آن به عنوان نامزد معاونت ریاستجمهوری در کنار یک نامزد جایگزین که به عنوان یک چهره اسمی عمل میکند، نامزد شود. اگر این فهرست فرضی در انتخابات عمومی پیروز شود، رئیسجمهور تازه تحلیف شده میتواند بلافاصله استعفا دهد. این توالی رویدادها از نظر تئوری به رئیسجمهور سابق اجازه میدهد تا به دفتر بیضی صعود کرده و اختیارات کامل اجرایی را بدون اینکه از نظر فنی برای سومین بار «انتخاب» شده باشد، به دست گیرد.[2][6]
مهمترین مدرکی که این نظریه را از بین میبرد، در متمم دوازدهم یافت میشود که در سال ۱۸۰۴ برای اصلاح فرآیند انتخابات به تصویب رسید. متمم دوازدهم صراحتاً صلاحیتهای معاونت ریاستجمهوری را دیکته میکند و به طور غیرقابل انکاری بیان میدارد: «هیچ شخصی که از نظر قانون اساسی واجد شرایط برای مقام ریاستجمهوری نباشد، واجد شرایط برای مقام معاونت ریاستجمهوری ایالات متحده نخواهد بود.» برای اکثریت قریب به اتفاق حقوقدانان و کارشناسان حقوقی، این امر یک مانع قانونی نفوذناپذیر ایجاد میکند. اگر متمم بیست و دوم، رئیسجمهوری دو دورهای را از انتخاب شدن به عنوان رئیسجمهور منع کند، متمم دوازدهم به طور خودکار و همزمان او را از انتخاب شدن به عنوان معاون رئیسجمهور نیز منع میکند و استراتژی جایگزین را به طور کامل خنثی میسازد.[1][4][5]
با وجود این مانع ظاهراً واضح، اقلیتی از دانشگاهیان حقوقی، مناطق خاکستری معنایی این متون همپوشان را بررسی کردهاند. مقالهای در سال ۱۹۹۹ که در مجله حقوقی مینهسوتا (Minnesota Law Review) منتشر شد و اغلب توسط طرفداران امروزی این روزنه قانونی مورد استناد قرار میگیرد، استدلال کرد که اصطلاح «واجد شرایط بودن» در متمم دوازدهم ممکن است منحصراً به صلاحیتهای اساسی که در ماده دوم قانون اساسی ذکر شدهاند، اشاره داشته باشد—یعنی شهروند متولد آمریکا بودن، حداقل ۳۵ سال سن داشتن، و ۱۴ سال مقیم بودن. نویسندگان این نظریه را مطرح کردند که این تعریف ۱۸۰۴ از واجد شرایط بودن لزوماً محدودیتهای «واجد شرایط بودن مجدد» را که ۱۴۷ سال بعد توسط متمم بیست و دوم تعیین شد، در بر نمیگیرد.[1][3]
با وجود این مانع ظاهراً واضح، اقلیتی از دانشگاهیان حقوقی، مناطق خاکستری معنایی این متون همپوشان را بررسی کردهاند.
با این حال، اجماع حقوقی جریان اصلی قاطعانه این خوانش محدود و تکهتکه از قانون اساسی را رد میکند. آخیل رید آمار (Akhil Reed Amar)، استاد برجسته حقوق اساسی در دانشکده حقوق ییل، اشاره کرده است که اگرچه تعامل متنی بین متممها پیچیده است، منطق حقوقی اساسی همچنان پابرجاست: شخصی که از ریاستجمهوری منع شده است، نمیتواند با اشغال پستی که یک ضربان قلب با آن فاصله دارد، این محدودیت را دور بزند. تلاش برای انجام چنین کاری باعث مداخله فوری و بیسابقه دیوان عالی خواهد شد، جایی که قضات مجبور خواهند بود متون را با هم تطبیق دهند. اکثر کارشناسان موافقند که دادگاه به سرعت این مانور را باطل خواهد کرد.[3][4]
یک مسیر نظری ثانویه، و حتی پیچیدهتر، برای دوره سوم شامل شاخه قانونگذاری به جای معاونت ریاستجمهوری است. قانون اساسی ایالات متحده صراحتاً ایجاب نمیکند که رئیس مجلس نمایندگان عضو فعلی کنگره باشد، و همچنین صراحتاً بیان نمیکند که رئیس مجلس باید از نظر قانون اساسی واجد شرایط ریاستجمهوری باشد. بر اساس قانون جانشینی ریاستجمهوری سال ۱۹۴۷، رئیس مجلس نمایندگان در ردیف دوم جانشینی ریاستجمهوری، بلافاصله پس از معاون رئیسجمهور، قرار میگیرد.[2][4]
در این سناریوی بسیار گمانهزنانه، یک رئیسجمهور سابق دو دورهای میتواند توسط اکثریت کنگرهای دلسوز به عنوان رئیس مجلس نمایندگان منصوب شود. اگر هم رئیسجمهور فعلی و هم معاون رئیسجمهور به طور همزمان استعفا دهند، از طریق استیضاح برکنار شوند، یا فوت کنند، رئیس مجلس به طور خودکار به ریاستجمهوری صعود خواهد کرد. کارشناسان حقوقی اشاره میکنند که اگرچه این مسیر خاص از نظر فنی از محدودیتهای معاونت ریاستجمهوری متمم دوازدهم اجتناب میکند، اما متکی بر یک زنجیره بسیار بعید از رویدادهای فاجعهبار یا هماهنگ شده است که اساساً دولت فدرال را بیثبات کرده و کشور را در یک بحران بیسابقه فرو خواهد برد.[2]
فراتر از استدلالهای متنی پیچیده، حقوقدانان بر وزن غالب قصد قانونگذاری تأکید میکنند. متمم بیست و دوم با هدف صریح و منحصر به فرد جلوگیری از اعمال کنترل طولانیمدت و بیقید و شرط هر فرد بر شاخه اجرایی، تدوین، بحث و تصویب شد. دبورا پرلستاین (Deborah Pearlstein)، یک محقق شناخته شده حقوق اساسی، استدلال کرده است که هرگونه بررسی قضایی «روزنه قانونی» به شدت این قصد تاریخی واضح را در برابر بازیهای معنایی وزن خواهد داد. دادگاهها معمولاً تفاسیر بیش از حد تحتاللفظی از قوانین را که منجر به نتایج پوچ یا تناقض مستقیم با هدف مستند و اعلام شده یک متمم قانون اساسی میشود، رد میکنند.[1][3]
علاوه بر این، اجرای عملی چنین طرحی با موانع سیاسی و لجستیکی غیرقابل عبوری روبرو است که بسیار فراتر از بحثهای نظری دانشکده حقوق است. این امر مستلزم آن است که یک حزب سیاسی بزرگ نامزدی جایگزین را معرفی کند که مایل به تعهد عمومی برای استعفای فوری باشد، و همچنین مستلزم آن است که دهها میلیون رأیدهنده یک براندازی شفاف از هنجارهای دموکراتیک تثبیت شده را تأیید کنند. مدتها قبل از روز انتخابات، مقامات انتخاباتی ایالتی احتمالاً از قرار دادن نامزد معاونت ریاستجمهوری فاقد صلاحیت در برگه رأی خودداری خواهند کرد، که منجر به ۵۰ نبرد حقوقی جداگانه و آشفته در سطح ایالتی میشود که فرآیند انتخابات را فلج خواهد کرد.[2][5]
پایداری مداوم نظریه روزنه قانونی، چالش گستردهتری را در عصر اطلاعات دیجیتال مدرن برجسته میکند: گسترش سریع نظریههای حقوقی خارج از متن که برای افراد عادی بسیار قابل قبول به نظر میرسند. با جدا کردن یک کلمه واحد مانند «انتخاب شود» و نادیده گرفتن چارچوب قانون اساسی گستردهتر و به هم پیوسته، پستهای ویروسی رسانههای اجتماعی و مقالات زرد میتوانند بحرانی را از یک مسئله حقوقی حل شده بسازند. این پدیده کارشناسان حقوقی و واقعیتسنجها را مجبور میکند تا دائماً نظریههایی را که عملاً هیچ جایگاهی در رویه قضایی واقعی ندارند، رد کنند.[1][6]
در نهایت، مجموعه شواهد پیرامون متمم بیست و دوم در کاربرد عملی خود قوی، جامع و بدون ابهام است. در حالی که اساتید حقوق ممکن است گهگاه از «خطای نگارشی» به عنوان یک آزمایش فکری جذاب در سمینارهای پیشرفته حقوق اساسی استفاده کنند، سازوکارهای حقوقی دولت ایالات متحده صراحتاً برای جلوگیری از دقیقاً این نوع مانورهای خودکامه طراحی شدهاند. محدودیت دو دورهای یک مرز سخت و قابل اجرا در دموکراسی آمریکا باقی میماند و تضمین میکند که قدرت اجرایی به طور معمول همانطور که تدوینکنندگان متمم در نظر داشتند، منتقل میشود.[1][2][4]
منابع
[1]FactCheck.orgاجماع حقوقی جریان اصلیLegal Scholars Dispute Constitutional 'Loophole' for a Third Trump Term
مطالعه در FactCheck.org →
[2]PolitiFactاجماع حقوقی جریان اصلیCan Trump serve a third term? The 22nd Amendment and the 'loophole' theory
مطالعه در PolitiFact →
[3]ABA Journalنظریهپردازان متنیYale Law prof sees 'possible loophole' to 22nd Amendment ban
مطالعه در ABA Journal →
[4]Colorado Undergraduate Law Reviewنظریهپردازان متنیCan President Trump Serve a Third Term?
مطالعه در Colorado Undergraduate Law Review →
[5]NBC Chicagoاجماع حقوقی جریان اصلیCould President Trump run for a third term?
مطالعه در NBC Chicago →
[6]The Daily Mailگمانهزنی رسانههای زردRevealed: How Trump could be president until 2037 due to a simple loophole in the Constitution
مطالعه در The Daily Mail →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
