رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانقیمت‌گذاری کربنتحلیل اقتصادی۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۲۹· 5 دقیقه مطالعه

آیا شواهد اقتصادی نشان می‌دهد که مالیات کربن سیاستی کارآمدتر از طرح سقف و تجارت است؟

در حالی که سیستم‌های سقف و تجارت (Cap-and-Trade) محدودیت‌های انتشار مشخصی را تضمین می‌کنند، داده‌های اقتصادی به طور فزاینده‌ای نشان می‌دهند که ثبات قیمتی مالیات مستقیم کربن، سرمایه‌گذاری خصوصی بلندمدت کارآمدتری را در جهت کربن‌زدایی هدایت می‌کند.

به قلم یاسمن قربانی

اقتصاددانان پیگویی 45%حامیان قطعیت زیست‌محیطی 35%واقع‌گرایان سیاست صنعتی 20%
اقتصاددانان پیگویی
استدلال می‌کنند که مالیات‌های مستقیم کربن کارآمدترین راه برای درونی‌سازی هزینه اجتماعی کربن و در عین حال ارائه سیگنال‌های سرمایه‌گذاری پایدار هستند.
حامیان قطعیت زیست‌محیطی
محدودیت‌های سختگیرانه و الزام‌آور قانونی بر کل انتشار را برای تضمین نتایج زیست‌محیطی در اولویت قرار می‌دهند و نوسانات قیمت را به عنوان یک مصالحه ضروری می‌پذیرند.
واقع‌گرایان سیاست صنعتی
بر امکان‌پذیری سیاسی اجرا تمرکز می‌کنند و اشاره می‌کنند که طرح سقف و تجارت امکان تخصیص مجوزهای رایگان را فراهم می‌کند که مخالفت صنعت را خریداری می‌کند.

در سال ۱۹۹۰، فنلاند اولین مالیات کربن جهان را با مبلغ ناچیز ۱.۴۱ دلار به ازای هر تن دی‌اکسید کربن وضع کرد. سه دهه و ده‌ها تجربه سیاست‌گذاری جهانی بعد، بحث بر سر نحوه قیمت‌گذاری آلودگی به دو اردوگاه اقتصادی متمایز تقسیم شده است. سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا انتشار کربن باید هزینه مالی داشته باشد، بلکه این است که کدام سازوکار—مالیات مستقیم یا سیستم بازارمحور سقف و تجارت—در واقع کارآمدترین گذار را از سوخت‌های فسیلی فراهم می‌کند.[6]

اجماع اقتصادی به طور فزاینده‌ای در حال انتخاب یک طرف است. در حالی که سیستم‌های سقف و تجارت آسایش سیاسی یک محدودیت سختگیرانه انتشار را ارائه می‌دهند، شواهد تجربی به شدت به نفع مالیات کربن به عنوان ابزار اقتصادی برتر است. دلیل این امر به یک نیاز اساسی بازار بازمی‌گردد: قطعیت قیمت.[4]

برای درک چرایی این موضوع، باید به مکانیسم‌های هر دو سیستم نگاه کرد. مالیات کربن قیمت انتشار را ثابت می‌کند اما میزان کل کاهش را نامشخص می‌گذارد و به بازار اجازه می‌دهد تا خروجی خود را بر اساس آن هزینه ثابت تنظیم کند. در مقابل، سیستم سقف و تجارت با صدور تعداد محدودی مجوز، کل انتشار مجاز را ثابت می‌کند، اما قیمت آن مجوزها را به نوسانات بر اساس تقاضای بازار واگذار می‌کند.[3]

مبادله اقتصادی اساسی: قطعیت قیمت در مقابل قطعیت زیست‌محیطی.

برای دهه‌ها، حامیان محیط زیست از طرح سقف و تجارت حمایت می‌کردند زیرا یک نتیجه زیست‌محیطی مشخص را تضمین می‌کرد. اگر دولتی انتشار را در یک میلیون تن محدود کند، بازار نمی‌تواند از آن حد فراتر رود مگر با مجازات‌های شدید. با این حال، این قطعیت زیست‌محیطی به قیمت نوسانات شدید قیمت تمام می‌شود، که محیطی خصمانه برای سرمایه‌گذاری بلندمدت سرمایه ایجاد می‌کند.[1]

یک شرکت برق را در نظر بگیرید که در حال تصمیم‌گیری برای ساخت یک نیروگاه هسته‌ای یک میلیارد دلاری یا یک تأسیسات گاز طبیعی است. برای انجام این محاسبه، مدیران باید بدانند که انتشار کربن در ده یا بیست سال آینده چقدر هزینه خواهد داشت. تحت مالیات کربن، این مسیر قانونی و قابل پیش‌بینی است. اما تحت سقف و تجارت، قیمت مجوز کربن می‌تواند در طول یک رکود اقتصادی سقوط کند یا در طول کمبود انرژی به شدت افزایش یابد.[2]

این نوسان صرفاً تئوری نیست. در مراحل اولیه سیستم تجارت انتشار اتحادیه اروپا (EU ETS)، قیمت مجوزها تقریباً به صفر سقوط کرد، زیرا بازار بیش از حد تخصیص یافته بود و رشد اقتصادی کند شد. وقتی کربن رایگان باشد، انگیزه مالی برای کربن‌زدایی کاملاً از بین می‌رود و نوآوری‌ای که سیاست برای تحریک آن طراحی شده بود، متوقف می‌شود.[3]

در مراحل اولیه سیستم تجارت انتشار اتحادیه اروپا (EU ETS)، قیمت مجوزها تقریباً به صفر سقوط کرد، زیرا بازار بیش از حد تخصیص یافته بود و رشد اقتصادی کند شد.

یک فراتحلیل جامع از ارزیابی‌های پسینی در ۴۳ طرح مختلف قیمت‌گذاری کربن جهانی، این پویایی را تأیید می‌کند. داده‌ها نشان می‌دهند که در حالی که هر دو سیستم با موفقیت انتشار را نسبت به خط پایه کاهش می‌دهند، حوزه‌های قضایی با مالیات کربن پایدار و قابل پیش‌بینی، شاهد سرمایه‌گذاری پایدارتر بخش خصوصی در تحقیق و توسعه فناوری پاک بوده‌اند.[5]

نوسانات قیمت در بازارهای سقف و تجارت می‌تواند سرمایه‌گذاری بلندمدت بخش خصوصی در کربن‌زدایی را دلسرد کند.

فراتر از ثبات قیمت، مالیات کربن یک مزیت بزرگ در سادگی اداری دارد. اکثر اقتصادهای مدرن از قبل دارای زیرساخت‌های قوی جمع‌آوری مالیات هستند. اجرای مالیات کربن به سادگی مستلزم اعمال یک هزینه در بالادست است—در معدن زغال سنگ، پالایشگاه نفت یا خط لوله گاز طبیعی. دفتر بودجه کنگره اشاره کرده است که این رویکرد بالادستی تعداد نهادهای تحت نظارت را به حداقل می‌رساند و هزینه‌های انطباق را به شدت کاهش می‌دهد.[1]

در مقابل، طرح سقف و تجارت مستلزم ایجاد یک بازار کالایی کاملاً جدید است. دولت‌ها باید ثبت‌نام‌های تجاری ایجاد کنند، بر سفته‌بازی بازار ثانویه نظارت داشته باشند و فرآیند شدیداً سیاسی تخصیص اولیه مجوزها را مدیریت کنند. از لحاظ تاریخی، این امر منجر به لابی‌گری سنگین توسط صنایع موجود شده است که به دنبال تخصیص‌های رایگان هستند، که کارایی اقتصادی کل برنامه را تضعیف می‌کند.[3]

صندوق بین‌المللی پول (IMF) به ویژه در این بحث صدای بلندی داشته و استدلال می‌کند که مالیات کربن قدرتمندترین و کارآمدترین ابزار در دسترس سیاست‌گذاران است. آنها تخمین می‌زنند که یک قیمت جهانی کربن قابل پیش‌بینی، که تا سال ۲۰۳۰ به تقریباً ۷۵ دلار در هر تن برسد، برای حفظ گرمایش جهانی در محدوده‌های قابل کنترل و در عین حال اجازه تنظیم آرام اقتصادها، ضروری است.[4]

علاوه بر این، مالیات کربن درآمد دولتی بسیار قابل پیش‌بینی ایجاد می‌کند. این «بازیافت درآمد» یک ویژگی حیاتی از کارایی اقتصادی این سیاست است. دولت‌ها می‌توانند از این وجوه برای کاهش مالیات‌های مخدوش‌کننده دیگر—مانند مالیات بر درآمد یا حقوق و دستمزد—استفاده کنند یا پول را مستقیماً به عنوان سود سهام بین شهروندان توزیع کنند و خانوارهای کم‌درآمد را از افزایش هزینه‌های انرژی محافظت نمایند.[2]

ارقام کلیدی که اجماع اقتصادی فعلی در مورد قیمت‌گذاری کربن را هدایت می‌کنند.

قوی‌ترین استدلال متقابل علیه مالیات کربن، اقتصادی نیست، بلکه سیاسی است. تصویب مالیات‌ها در مجالس قانونگذاری به طور مشهوری دشوار است. سیستم‌های سقف و تجارت اغلب دقیقاً به این دلیل از نظر سیاسی موفق می‌شوند که پیچیدگی آنها هزینه را از دید مصرف‌کننده پنهان می‌کند و تخصیص اولیه مجوزهای رایگان می‌تواند مخالفت صنعت را خریداری کند.[3]

با این حال، با بلوغ سیاست آب و هوایی، نادیده گرفتن هزینه‌های اقتصادی آن سازش سیاسی دشوارتر می‌شود. اصطکاک اداری، آسیب‌پذیری در برابر لابی‌گری، و اثر بازدارنده نوسانات قیمت بر سرمایه‌گذاری سبز، همگی کارایی اقتصاد کلان طرح سقف و تجارت را کاهش می‌دهند.[6]

در نهایت، شواهد اقتصادی نشان می‌دهد که اگر هدف، بازسازی اساسی سیستم انرژی جهانی با کمترین هزینه ممکن برای تولید ناخالص داخلی باشد، قطعیت قیمت بیش از قطعیت انتشار کوتاه‌مدت اهمیت دارد. مالیات کربن سیگنال مالی واضح و تزلزل‌ناپذیری را فراهم می‌کند که بازارها برای نوآوری به آن نیاز دارند و آن را به موتور کارآمدتری برای سیاست آب و هوایی بلندمدت تبدیل می‌کند.[4][5]

نکات کلیدی

  • مالیات کربن ثبات قیمت را فراهم می‌کند، که برای سرمایه‌گذاری بلندمدت بخش خصوصی در انرژی پاک حیاتی است.
  • طرح سقف و تجارت محدودیت انتشار را تضمین می‌کند اما از نوسانات قیمت و آسیب‌پذیری در برابر لابی‌گری صنعتی رنج می‌برد.
  • داده‌های پسینی (Ex-post) از ۴۳ طرح جهانی نشان می‌دهد که مالیات کربن عموماً به کارایی پویای اقتصادی بالاتری دست می‌یابد.
  • مالیات کربن از نظر اجرایی ساده‌تر است و می‌توان از زیرساخت‌های موجود جمع‌آوری مالیات ملی برای اجرای آن استفاده کرد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

اقتصاددانان پیگویی

استدلال می‌کنند که مالیات‌های مستقیم کربن کارآمدترین راه برای درونی‌سازی هزینه اجتماعی کربن و در عین حال ارائه سیگنال‌های سرمایه‌گذاری پایدار هستند.

این اردوگاه، که به شدت توسط مؤسساتی مانند صندوق بین‌المللی پول و اقتصاددانان دانشگاهی نمایندگی می‌شود، تغییرات آب و هوایی را اساساً به عنوان یک اثر خارجی بدون قیمت می‌بیند. آنها استدلال می‌کنند که مالیات کربن ظریف‌ترین راه‌حل اقتصاد کلان است زیرا از زیرساخت‌های مالیاتی موجود استفاده می‌کند و قطعیت قیمت مطلق را فراهم می‌آورد. با دانستن دقیق هزینه کربن در یک دهه، سرمایه خصوصی می‌تواند با اطمینان به پروژه‌های زیرساختی سبز چند میلیارد دلاری سرازیر شود. علاوه بر این، آنها تأکید می‌کنند که درآمد حاصل می‌تواند برای کاهش مالیات‌های مخدوش‌کننده درآمد بازیافت شود و یک «سود مضاعف» برای اقتصاد ایجاد کند.

حامیان قطعیت زیست‌محیطی

محدودیت‌های سختگیرانه و الزام‌آور قانونی بر کل انتشار را برای تضمین نتایج زیست‌محیطی در اولویت قرار می‌دهند و نوسانات قیمت را به عنوان یک مصالحه ضروری می‌پذیرند.

برای این گروه، هدف اصلی سیاست آب و هوایی، کارایی اقتصاد کلان نیست، بلکه بقای زیست‌محیطی است. آنها استدلال می‌کنند که مالیات کربن یک قمار است: اگر مالیات خیلی پایین تعیین شود، انتشار همچنان افزایش خواهد یافت و آب و هوا از نقاط عطف برگشت‌ناپذیر عبور خواهد کرد. در مقابل، سیستم سقف و تجارت، انتشار را به طور قانونی از فراتر رفتن از یک آستانه تعیین شده علمی منع می‌کند. آنها نوسانات قیمت حاصل در بازار مجوز را در مقایسه با ضرورت مطلق دستیابی به اهداف کاهش انتشار سختگیرانه و قابل اندازه‌گیری، یک نگرانی ثانویه می‌دانند.

واقع‌گرایان سیاست صنعتی

بر امکان‌پذیری سیاسی اجرا تمرکز می‌کنند و اشاره می‌کنند که طرح سقف و تجارت امکان تخصیص مجوزهای رایگان را فراهم می‌کند که مخالفت صنعت را خریداری می‌کند.

این دیدگاه بر مکانیسم‌های واقعی تصویب قانون در دموکراسی‌های قطبی تمرکز دارد. واقع‌گرایان اشاره می‌کنند که کلمه «مالیات» از نظر سیاسی سمی است و تصویب مالیات کربن را در حوزه‌های قضایی مانند ایالات متحده تقریباً غیرممکن می‌کند. سیستم‌های سقف و تجارت، اگرچه از نظر اقتصادی آشفته‌تر هستند، اما یک ابزار سیاسی حیاتی ارائه می‌دهند: توانایی اعطای مجوزهای انتشار رایگان به صنایع قدرتمند موجود در طول دوره گذار. در حالی که این امر کارایی اقتصادی سیاست را تضعیف می‌کند، واقع‌گرایان استدلال می‌کنند که یک سیستم سقف و تجارت ناقص که واقعاً تصویب می‌شود، بی‌نهایت بهتر از یک مالیات کربن کامل است که در کمیته می‌میرد.

چرا مهم است

تریلیون‌ها دلار سرمایه جهانی منتظر سیگنال‌های نظارتی واضح هستند تا گذار انرژی را تأمین مالی کنند. درک اینکه کدام سازوکار قیمت‌گذاری در عمل واقعاً مؤثر است، تعیین می‌کند که آیا دولت‌ها می‌توانند اقتصاد خود را بدون ایجاد تورم یا فروپاشی صنعتی، کربن‌زدایی کنند یا خیر.

اصطلاحات کلیدی

مالیات پیگویی (Pigouvian Tax)
مالیاتی که بر افراد یا مشاغل خصوصی به دلیل انجام فعالیت‌هایی که عوارض جانبی نامطلوبی برای جامعه ایجاد می‌کنند، مانند آلودگی، وضع می‌شود.
سقف و تجارت (Cap-and-Trade)
یک سیستم نظارتی که کل انتشار را با صدور تعداد مشخصی مجوز قابل معامله محدود می‌کند و به شرکت‌ها اجازه می‌دهد حق آلودگی را خرید و فروش کنند.
بازیافت درآمد (Revenue Recycling)
رویه‌ای که در آن از پولی که توسط مالیات کربن تولید می‌شود برای کاهش مالیات‌های دیگر (مانند مالیات بر درآمد) یا صدور چک‌های سود سهام مستقیم برای شهروندان استفاده می‌شود.
نوسان قیمت (Price Volatility)
نرخی که قیمت یک دارایی یا کالا در طول یک دوره معین افزایش یا کاهش می‌یابد، که در بازارهای کربن می‌تواند سرمایه‌گذاری بلندمدت را دلسرد کند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اقتصاددانان پیگویی 45%حامیان قطعیت زیست‌محیطی 35%واقع‌گرایان سیاست صنعتی 20%
  1. [1]Congressional Budget Officeحامیان قطعیت زیست‌محیطی

    Implications of a cap-and-trade program

    مطالعه در Congressional Budget Office
  2. [2]Climate Change Economicsاقتصاددانان پیگویی

    Carbon Taxes Versus Cap And Trade: A Critical Review

    مطالعه در Climate Change Economics
  3. [3]Harvard Kennedy Schoolواقع‌گرایان سیاست صنعتی

    Carbon Taxes vs. Cap and Trade: Theory and Practice

    مطالعه در Harvard Kennedy School
  4. [4]IMF F&Dاقتصاددانان پیگویی

    The Case for Carbon Taxation – IMF F&D

    مطالعه در IMF F&D
  5. [5]PubMed

    Systematic review and meta-analysis of ex-post evaluations on the effectiveness of carbon pricing

    مطالعه در PubMed
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.