رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانسیاست تجاریتوضیح و تحلیل۱۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۹:۲۹· 6 دقیقه مطالعه

آیا جنگ تجاری آمریکا و چین از تعرفه به درگیری نظارتی دائمی تغییر کرده است؟

آنچه در سال ۲۰۱۸ به عنوان یک اختلاف تعرفه‌ای آشفته بر سر کسری تجاری آغاز شد، اکنون به یک درگیری نظارتی ساختاری و دائمی تبدیل شده که بر فناوری، کنترل‌های صادراتی و امنیت ملی متمرکز است.

به قلم الناز احمدی

حامیان امنیت ملی 40%اقتصاددانان تجارت آزاد 40%تحلیلگران صنعت فناوری 20%
حامیان امنیت ملی
استدلال می‌کنند که کنترل‌های صادراتی سخت‌گیرانه و غربالگری سرمایه‌گذاری برای جلوگیری از دستیابی رقبا به فناوری‌های با کاربرد دوگانه ضروری است.
اقتصاددانان تجارت آزاد
تأکید می‌کنند که تعرفه‌ها و موانع نظارتی عمدتاً به عنوان مالیات بر مصرف‌کنندگان داخلی عمل کرده و زنجیره‌های تأمین جهانی کارآمد را مختل می‌کنند.
تحلیلگران صنعت فناوری
بر چالش‌های عملی حرکت در یک چشم‌انداز نظارتی گسسته تمرکز دارند و از قوانین واضح و محدود حمایت می‌کنند.

نکات کلیدی

  • جنگ تجاری آمریکا و چین از تعرفه‌های گسترده به کنترل‌های صادراتی هدفمند فناوری تغییر کرده است.
  • تعرفه‌ها عمدتاً به عنوان مالیات بر مصرف‌کنندگان عمل کردند و زنجیره‌های تأمین را مجبور به تغییر مسیر از طریق کشورهای ثالث نمودند.
  • کنترل‌های صادراتی ممنوعیت‌های دودویی هستند که برای حفاظت از فناوری‌های با کاربرد دوگانه مانند هوش مصنوعی و نیمه‌رساناهای پیشرفته طراحی شده‌اند.
  • این درگیری نظارتی اکنون یک ویژگی ساختاری و دائمی در اقتصاد جهانی است.

چرا مهم است

قوانین حاکم بر تجارت جهانی به طور اساسی از تعرفه‌های قابل مدیریت به ممنوعیت‌های سخت‌گیرانه و دائمی فناوری تغییر یافته است. برای مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها، این به معنای هزینه‌های بالاتر، گسستگی زنجیره‌های تأمین و شکاف دائمی در فناوری‌هایی است که نیروی محرکه همه چیز از تلفن‌های هوشمند گرفته تا خودروهای برقی هستند.

اگر تلفن هوشمند یا خودروی برقی می‌خرید یا به رایانش ابری متکی هستید، قوانین حاکم بر نحوه ساخت این محصولات به طور اساسی تغییر کرده است. دوران زنجیره‌های تأمین جهانی ارزان و بدون اصطکاک به پایان رسیده و جای خود را به سیستمی جدید داده که در آن امنیت ملی، تجارت را دیکته می‌کند. جنگ تجاری آمریکا و چین دیگر یک اختلاف آشفته بر سر کسری تجاری نیست؛ بلکه به یک درگیری نظارتی ساختاری و دائمی تبدیل شده است. و این واقعیتی است که باید بپذیریم. این تغییر از تعرفه‌های گسترده به ممنوعیت‌های هدفمند فناوری، نشان‌دهنده بازآرایی عمیق اقتصاد جهانی است، بازآرایی که دهه آینده نوآوری را تعریف خواهد کرد.[4]

فاز اولیه این درگیری که در سال ۲۰۱۸ آغاز شد، با تعرفه‌ها تعریف می‌شد. این نبرد به عنوان مبارزه‌ای بر سر عدم توازن تجاری و اقدامات اقتصادی ناعادلانه مطرح شد، با هر دو طرف مالیات‌های گسترده‌ای را بر صدها میلیارد دلار کالا اعمال کردند. هدف ظاهری این بود که تولید به سواحل آمریکا بازگردد و با استفاده از عوارض تهاجمی واردات، مدل اقتصادی پکن تغییر کند و وابستگی به تولیدات خارجی جریمه شود.[3]

اما تعرفه‌ها ابزاری کُند و پر از نشت بودند. قوی‌ترین استدلال مخالف استراتژی تعرفه – مبنی بر اینکه این تعرفه‌ها صرفاً به عنوان مالیات بر مصرف‌کنندگان داخلی عمل خواهند کرد – کاملاً درست از آب درآمد. تحقیقات دفتر ملی پژوهش اقتصادی و فدرال رزرو نشان می‌دهد که تعرفه‌ها هزینه‌ها را برای کسب‌وکارهای آمریکایی افزایش دادند، بدون اینکه لزوماً به اهداف استراتژیک خود دست یابند. به جای بازگشت کامل تولید به ایالات متحده، تعرفه‌ها صرفاً عملیات زنجیره‌های تأمین موجود را گران‌تر کردند و دقیقاً صنایعی را که قرار بود از آنها حمایت کنند، مجازات نمودند.[2]

به جای جداسازی (Decoupling)، زنجیره‌های تأمین صرفاً خود را سازماندهی مجدد کردند. قطعات چینی از طریق کشورهای ثالثی مانند ویتنام و مکزیک قبل از رسیدن به ایالات متحده جریان یافتند، به این معنی که وابستگی اقتصادی زیربنایی تا حد زیادی دست‌نخورده باقی ماند، فقط گران‌تر و ناکارآمدتر شد. ارقام ناخالص تجارت دوجانبه تغییر کرد و توهم جداسازی را ایجاد نمود، اما اتکای اساسی به ظرفیت تولید چین از بین نرفت. این واقعیت سیاست‌گذاران را مجبور کرد تا بپذیرند که تعرفه‌ها به تنهایی نمی‌توانند پیوندهای اقتصادی عمیق بین دو اقتصاد بزرگ جهان را قطع کنند و همین امر باعث شد به دنبال ابزارهای مؤثرتری باشند.[2]

با درک محدودیت‌های تعرفه‌ها، سیاست آمریکا به طور قاطع تغییر کرده است. این درگیری دیگر عمدتاً بر سر تراز تجاری نیست؛ بلکه در مورد این است که چه کسی فناوری‌های بنیادی قرن ۲۱ را کنترل می‌کند. تمرکز از حمایت از تولیدکنندگان داخلی فولاد و سویا به سمت حفاظت از مالکیت فکری و قابلیت‌های پیشرفته تولیدی منتقل شده که تعیین‌کننده تسلط ژئوپلیتیکی آینده خواهند بود.[1]

این تغییر با حرکت از تعرفه‌های گسترده به ابزارهای نظارتی جراحی‌شده و دائمی مشخص می‌شود: کنترل‌های صادراتی، غربالگری سرمایه‌گذاری و فهرست‌های سیاه نهادها. این سازوکارها برای جلوگیری از دسترسی به کالاهای حیاتی با کاربرد دوگانه و پیشرفت‌ها در فناوری‌های حساس به امنیت ملی طراحی شده‌اند. این ابزارها به جای مالیات بر تجارت، قصد دارند به طور فیزیکی از انتقال دانش و سخت‌افزاری که می‌تواند برای مدرن‌سازی قابلیت‌های نظامی رقیب استفاده شود، جلوگیری کنند.[1][5]

این تغییر با حرکت از تعرفه‌های گسترده به ابزارهای نظارتی جراحی‌شده و دائمی مشخص می‌شود: کنترل‌های صادراتی، غربالگری سرمایه‌گذاری و فهرست‌های سیاه نهادها.

دولت بایدن این گذار را تسریع کرد، به ویژه با کنترل‌های گسترده صادراتی اکتبر ۲۰۲۲ بر نیمه‌رساناهای پیشرفته و تجهیزات ساخت تراشه. این قوانین برای مذاکره در مورد یک توافق تجاری بهتر طراحی نشده بودند؛ بلکه برای منجمد کردن قابلیت‌های محاسباتی پیشرفته چین در جای خود طراحی شدند. دولت آمریکا با هدف قرار دادن گلوگاه‌های زنجیره تأمین نیمه‌رسانا، سیگنال داد که سیاست فناوری رسماً با سیاست امنیت ملی ادغام شده است.[1]

برخلاف تعرفه‌ها، که می‌توان در مورد آنها مذاکره کرد یا آنها را به عنوان هزینه انجام کسب‌وکار جذب نمود، کنترل‌های صادراتی ماهیت دودویی دارند. آنها به طور فیزیکی از انتقال فناوری‌های خاصی که کاربردهای نظامی و تجاری دوگانه دارند، به ویژه در هوش مصنوعی و رایانش کوانتومی، جلوگیری می‌کنند. یک شرکت می‌تواند انتخاب کند که ۲۵ درصد تعرفه بپردازد تا یک قطعه فولادی وارد کند، اما نمی‌تواند مبلغی اضافی بپردازد تا کنترل صادراتی بر یک تراشه پیشرفته هوش مصنوعی را دور بزند. این ماهیت دودویی، ابزارهای نظارتی را بسیار قدرتمندتر و برای اکوسیستم جهانی فناوری بسیار مخرب‌تر می‌سازد.[5]

این استراتژی «حیاط کوچک، حصار بلند» با هدف حفاظت از یک نوار باریک از فناوری‌های حیاتی با موانع فوق‌العاده سخت‌گیرانه است، نه تلاش برای جداسازی کل روابط تجاری دوجانبه. هدف حفظ برتری تکنولوژیک بدون از بین بردن پیوندهای اقتصادی گسترده‌تری است که هر دو ملت هنوز به آنها متکی هستند. با این حال، تعریف مرزهای آن «حیاط کوچک» با تکامل سریع فناوری‌های تجاری، به طور فزاینده‌ای دشوار شده است.[1]

درگیری نظارتی همچنین در حال گسترش به جریان‌های سرمایه است. سازوکارهای جدید غربالگری سرمایه‌گذاری خروجی طراحی شده‌اند تا از تأمین مالی توسعه فناوری پیشرفته در چین توسط سرمایه‌های خطرپذیر و سهام خصوصی آمریکایی جلوگیری کنند و به طور مؤثری شبکه‌های مالی را در کنار زنجیره‌های تأمین به سلاح تبدیل کنند. این امر تضمین می‌کند که تخصص و سرمایه آمریکا سهواً باعث تسریع رشد فناوری یک رقیب استراتژیک نشود.[1]

در پاسخ، چین چارچوب نظارتی خود را تطبیق داده و محدودیت‌های صادراتی را بر مواد معدنی حیاتی مانند گالیوم و ژرمانیوم اعمال کرده است که برای خودروهای برقی و زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر ضروری هستند. پکن همچنین بر تلاش خود برای خوداتکایی فناوری تأکید کرده و یارانه‌های دولتی را به تولید داخلی نیمه‌رساناها تزریق می‌کند تا اقتصاد خود را از تحریم‌های آتی آمریکا مصون نگه دارد.[5]

این تشدید نظارتی متقابل اساساً با جنگ تعرفه‌ای متفاوت است. این امر در چارچوب‌های قانونی و امنیت ملی هر دو کشور نهادینه شده است، که برچیدن آن را بسیار دشوارتر از یک مالیات ساده بر واردات می‌کند. یک دولت جدید می‌تواند با یک امضا تعرفه‌ای را لغو کند، اما برچیدن یک شبکه پیچیده از کنترل‌های صادراتی و ممنوعیت‌های سرمایه‌گذاری مستلزم برچیدن سال‌ها اجماع امنیت ملی است.[4]

While physical goods still flow globally, the regulatory barriers governing them have become permanent.
While physical goods still flow globally, the regulatory barriers governing them have become permanent.

برای کسب‌وکارهای جهانی، این به معنای حرکت در یک چشم‌انداز انطباق گسسته است. شرکت‌ها اکنون باید زنجیره‌های تأمین اضافی بسازند و اکوسیستم‌های فناوری جداگانه‌ای را برای فعالیت در بازارهای آمریکا و چین حفظ کنند، که این امر هزینه‌ها را افزایش داده و نوآوری جهانی را کند می‌کند. رؤیای یک بازار جهانی واحد و یکپارچه برای فناوری با واقعیت اکوسیستم‌های رقیب و محصور جایگزین شده است.[4]

در نهایت، این تغییر ساختاری به این معنی است که روابط اقتصادی آمریکا و چین به وضعیت قبل از سال ۲۰۱۸ باز نخواهد گشت. این درگیری از یک اختلاف معاملاتی بر سر سویا و فولاد به یک واقعیت نظارتی دائمی تبدیل شده که آینده فناوری جهانی را تعریف می‌کند. درک این تغییر برای هر کسی که تلاش می‌کند در اقتصاد جهانی مدرن حرکت کند، ضروری است، زیرا قوانین بازی به طور دائمی بازنویسی شده‌اند.[1][4]

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه آیا استراتژی «حیاط کوچک، حصار بلند» با موفقیت پیشرفت فناوری چین را مهار خواهد کرد یا صرفاً انگیزه آن برای خوداتکایی را تسریع می‌بخشد.
  • چگونه کشورهای متحد فشار برای همسو کردن رژیم‌های کنترل صادراتی خود با سیاست‌های آمریکا را مدیریت خواهند کرد.
  • تأثیر تورمی بلندمدت گسستگی دائمی زنجیره‌های تأمین فناوری جهانی.

منابع

پوشش منابع

5 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان امنیت ملی 40%اقتصاددانان تجارت آزاد 40%تحلیلگران صنعت فناوری 20%
  1. [1]Carnegie Endowment for International Peaceحامیان امنیت ملی

    The Technology Relationship

    مطالعه در Carnegie Endowment for International Peace
  2. [2]National Bureau of Economic Researchاقتصاددانان تجارت آزاد

    Rising Import Tariffs, Falling Export Growth: When Modern Supply Chains Meet Old-Style Protectionism

    مطالعه در National Bureau of Economic Research
  3. [3]Wikipediaاقتصاددانان تجارت آزاد

    China–United States trade war

    مطالعه در Wikipedia
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران صنعت فناوری

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  5. [5]Observer Research Foundationحامیان امنیت ملی

    The Great U.S.-China Tech Decoupling: Perils of Techno-Nationalism

    مطالعه در Observer Research Foundation

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.