رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانحقوق بین‌الملل بشردوستانهبسته شواهد۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۱۷:۲۳· 5 دقیقه مطالعه· در دفاع و امنیت

سازوکارهای حقوق درگیری‌های مسلحانه: مقایسه اصول تمایز، تناسب و ضرورت نظامی

ساختار حقوقی جنگ‌های مدرن بر تعادل ظریفی میان دستیابی به اهداف نظامی و به حداقل رساندن رنج انسانی استوار است. درک اینکه فرماندهان چگونه ضرورت نظامی را در برابر اصول تمایز و تناسب می‌سنجند، محدودیت‌های ساختاری اعمال شده بر خشونت دولتی را آشکار می‌سازد.

به قلم سامان جعفری

علمای حقوق بشردوستانه 40%متخصصان نظامی 40%نظریه‌پردازان حقوق سایبری 20%
علمای حقوق بشردوستانه
استدلال می‌کنند که سخت‌گیرانه‌ترین تفسیر ممکن از تمایز و تناسب برای به حداکثر رساندن حمایت از غیرنظامیان لازم است.
متخصصان نظامی
بر واقعیت‌های عملیاتی ضرورت نظامی و ماهیت ذهنی و آینده‌نگر تصمیمات تناسب که در میدان نبرد گرفته می‌شود، تأکید می‌کنند.
نظریه‌پردازان حقوق سایبری
بر انطباق اصول حقوقی جنبشی با حوزه‌های دیجیتالی که اثرات آن‌ها غیرفیزیکی اما بسیار مخرب است، تمرکز دارند.

چرا مهم است

از آنجایی که درگیری‌ها به طور فزاینده‌ای به محیط‌های شهری و حوزه‌های سایبری کشیده می‌شوند، مرز میان غیرنظامی و نظامی کمرنگ می‌شود. آستانه‌های دقیق حقوقی که بر این اصول حاکم هستند، تعیین می‌کنند که آیا یک حمله، عملی قانونی در جنگ است یا یک جنایت جنگی.

تنش اساسی در قلب حقوق درگیری‌های مسلحانه (LOAC)، اصطکاک بین ضرورت پیروزی و ضرورت حفظ انسانیت است. فرماندهان موظف به نابودی توانمندی‌های دشمن هستند، با این حال حقوق بین‌الملل بشردوستانه (IHL) به شدت نحوه اعمال این تخریب را محدود می‌کند. حل این تنش مستلزم اجرای مکانیکی سه اصل در هم تنیده است: ضرورت نظامی، تمایز و تناسب.[1][6]

این اصول به طور مستقل عمل نمی‌کنند؛ بلکه یک ساختار حقوقی سیستمی و متوالی را تشکیل می‌دهند. پیش از شلیک یک سلاح یا استقرار یک محموله سایبری، اقدام پیشنهادی باید از هر یک از این فیلترهای حقوقی عبور کند. اگر عملیاتی در هر یک از آزمون‌های این ماتریس شکست بخورد، از یک اقدام قانونی جنگی به نقض قوانین بین‌المللی تبدیل می‌شود.[1][8]

شواهد نشان می‌دهد که ضرورت نظامی اغلب توسط عموم به اشتباه به عنوان یک مجوز مطلق برای خشونت – توجیهی برای هر اقدامی که پیروزی را تسریع کند – درک می‌شود. در واقعیت حقوقی، این اصل به عنوان یک اصل محدودکننده سختگیرانه عمل می‌کند. این دکترین تنها میزان و نوع نیروی لازم برای دستیابی به یک هدف نظامی مشروع را مجاز می‌داند، مشروط بر اینکه آن نیرو به نحو دیگری توسط حقوق بین‌الملل بشردوستانه ممنوع نشده باشد.[2]

فیلترهای حقوقی متوالی که یک عملیات نظامی برای انطباق با حقوق بین‌الملل بشردوستانه باید از آن‌ها عبور کند.

این چارچوب حکم می‌کند که اگر یک هدف نظامی را بتوان با دستگیری دشمن به جای کشتن او، یا با از کار انداختن یک تأسیسات به جای تخریب آن، محقق کرد، گزینه کم‌تخریب‌تر از نظر قانونی الزامی است. نمی‌توان به ضرورت نظامی استناد کرد تا اقداماتی را توجیه کند که سایر قواعد اساسی حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مانند ممنوعیت شکنجه یا استفاده از تسلیحات بی‌رویه، را نقض می‌کنند.[2][7]

هنگامی که ضرورت نظامی تثبیت شد، محاسبات هدف‌گیری به سمت اصل تمایز حرکت می‌کند. این اصل به عنوان دوگانگی بنیادی درگیری‌های مسلحانه عمل می‌کند: طرفین باید در هر زمان بین رزمندگان و غیرنظامیان، و بین اهداف نظامی و اشیاء غیرنظامی تمایز قائل شوند. بر اساس حقوق عرفی بین‌المللی بشردوستانه، حملات تنها باید علیه اهداف نظامی هدایت شوند.[3][6]

شواهد برای تمایز در جنگ‌های متعارف و میدانی، که در آن نظامیان یونیفرم‌پوش دور از مراکز جمعیتی با یکدیگر درگیر می‌شوند، قوی است. در این محیط‌ها، دوگانگی حقوقی به طور واضح با واقعیت فیزیکی همسو می‌شود و به فرماندهان اجازه می‌دهد تا اهداف قانونی را به راحتی از جمعیت‌های غیرنظامی محافظت‌شده شناسایی و جدا کنند.[3]

شواهد برای تمایز در جنگ‌های متعارف و میدانی، که در آن نظامیان یونیفرم‌پوش دور از مراکز جمعیتی با یکدیگر درگیر می‌شوند، قوی است.

با این حال، شواهد برای تمایز در جنگ‌های مدرن و سیستم‌محور به شدت تحت فشار قرار می‌گیرد. زیرساخت‌های با کاربرد دوگانه – مانند شبکه‌های برق، شبکه‌های ارتباطی و مراکز حمل و نقل – هم کارکردهای نظامی و هم غیرنظامی دارند. حمله به پلی که هم توسط زره‌پوش‌های دشمن و هم کاروان‌های تدارکاتی غیرنظامی استفاده می‌شود، ساختار حقوقی را مجبور می‌کند تا برای تعیین قانونی بودن، به فیلتر سیستمی بعدی تکیه کند.[6][8]

هنگامی که تمایز در مورد یک هدف با کاربرد دوگانه اعمال می‌شود، یا زمانی که غیرنظامیان در مجاورت یک هدف نظامی قانونی قرار دارند، اصل تناسب به عنوان آخرین تضمین حقوقی عمل می‌کند. این اصل حملاتی را که انتظار می‌رود منجر به تلفات جانبی غیرنظامی یا آسیب به اشیاء غیرنظامی شود و این آسیب در مقایسه با مزیت نظامی ملموس و مستقیمی که پیش‌بینی می‌شود، بیش از حد باشد، ممنوع می‌کند.[4][8]

اصل تناسب فرماندهان را ملزم می‌کند که مزیت نظامی مورد انتظار را در برابر آسیب غیرنظامی پیش‌بینی‌شده بسنجند.

تناسب ذاتاً ذهنی و آینده‌نگر است. «مزیت نظامی ملموس و مستقیم» در برابر «آسیب جانبی غیرنظامی» توسط فرمانده در شرایط مبهم جنگ، بر اساس اطلاعات موجود در آن زمان، سنجیده می‌شود، نه توسط قاضی در دادگاه با استفاده از مزیت نگاه به گذشته. این امر مستلزم یک محاسبه پیچیده و بلادرنگ از نتایج مورد انتظار است.[4][7]

محدودیت اصلی اصل تناسب، فقدان یک معیار عینی است. هیچ فرمول ریاضی در حقوق بین‌الملل بشردوستانه وجود ندارد که تعداد مشخصی از تلفات غیرنظامی را با تخریب یک دارایی نظامی خاص برابر کند. استاندارد حقوقی بر مفهوم «فرمانده معقول» تکیه دارد، که اصطکاک اجتناب‌ناپذیری را در ارزیابی‌های حقوقی پس از حمله و پاسخگویی بین‌المللی ایجاد می‌کند.[7][8]

کاربرد مکانیکی این اصول دیگر محدود به جنگ جنبشی (فیزیکی) نیست. اجماع حقوقی، همانطور که توسط کمیته بین‌المللی صلیب سرخ (ICRC) مستند شده است، تصریح می‌کند که تمایز و تناسب تأثیر مستقیمی بر عملیات سایبری در طول درگیری مسلحانه دارند. حوزه دیجیتال معافیتی از قوانین جنگ ارائه نمی‌دهد.[5]

یک حمله سایبری که شبکه لجستیک نظامی را از کار می‌اندازد اما به طور همزمان به زیرساخت‌های بیمارستانی غیرنظامی نیز سرایت می‌کند، باید دقیقاً همان آزمون تناسب یک حمله هوایی سنتی را پشت سر بگذارد. فقدان نیروی انفجاری فیزیکی، عملیات را از الزام سنجش اختلال غیرنظامی پیش‌بینی‌شده در برابر مزیت نظامی معاف نمی‌کند.[5]

عملیات سایبری باید از همان اصول تمایز و تناسبی پیروی کنند که حملات جنبشی (فیزیکی) از آن‌ها پیروی می‌کنند.

شواهد برای اعمال حقوق درگیری‌های مسلحانه (LOAC) بر عملیات سایبری با موانع فنی قابل توجهی روبرو است. ماهیت در هم تنیده شبکه‌های غیرنظامی و نظامی، پیش‌بینی دقیق «آسیب جانبی غیرنظامی» ناشی از استقرار بدافزار را برای یک فرمانده بسیار دشوار می‌سازد و محاسبات تناسب را پیش از آغاز عملیات پیچیده می‌کند.[5][9]

در نهایت، سازوکارهای حقوق درگیری‌های مسلحانه نه وعده یک جنگ بدون خونریزی را می‌دهند و نه ایمنی غیرنظامیان را بر همه ملاحظات دیگر اولویت می‌بخشند. در عوض، آن‌ها یک چارچوب سیستمی و الزام‌آور قانونی برای جلوگیری از خشونت بی‌مورد فراهم می‌کنند و تضمین می‌کنند که هرگونه اعمال نیروی دولتی به یک هدف نظامی مشروع و قابل دفاع گره خورده باقی بماند.[1][8]

روند رویداد

  1. ۱۸۶۸

    اعلامیه سن پترزبورگ، تدوین اولیه ضرورت نظامی را فراهم کرد و استفاده از برخی پرتابه‌های انفجاری را محدود نمود.

  2. ۱۹۴۹

    کنوانسیون‌های ژنو حمایت‌های اساسی را برای افراد غیررزمنده و سربازان زخمی ایجاد کردند.

  3. ۱۹۷۷

    پروتکل الحاقی اول به کنوانسیون‌های ژنو، اصول تمایز و تناسب را به صراحت مدون کرد.

  4. ۲۰۱۷

    راهنمای تالین ۲.۰ (Tallinn Manual 2.0) به طور رسمی اصول تثبیت شده حقوق بین‌الملل بشردوستانه را در مورد عملیات سایبری تحت حمایت دولت اعمال کرد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

علمای حقوق بشردوستانه

استدلال می‌کنند که سخت‌گیرانه‌ترین تفسیر ممکن از تمایز و تناسب برای به حداکثر رساندن حمایت از غیرنظامیان لازم است.

این دیدگاه، که اغلب توسط سازمان‌هایی مانند کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و سازمان‌های حقوق بشری حمایت می‌شود، تأکید می‌کند که هدف اصلی حقوق بین‌الملل بشردوستانه کاهش رنج است. علمای این حوزه استدلال می‌کنند که بخش «مزیت نظامی» در محاسبات تناسب اغلب توسط بازیگران دولتی بیش از حد برآورد می‌شود، در حالی که آسیب‌های بلندمدت و آبشاری غیرنظامی – مانند فروپاشی زیرساخت‌های بهداشت عمومی پس از حمله به شبکه برق – به طور سیستماتیک دست کم گرفته می‌شود. آن‌ها از تعاریف حقوقی سخت‌گیرانه‌تری حمایت می‌کنند که استفاده از هدف‌گیری با کاربرد دوگانه را محدود کرده و قبل از صدور مجوز نیروی کشنده، خواستار اطمینان تقریباً مطلق در اصل تمایز هستند.

متخصصان نظامی

بر واقعیت‌های عملیاتی ضرورت نظامی و ماهیت ذهنی و آینده‌نگر تصمیمات تناسب که در میدان نبرد گرفته می‌شود، تأکید می‌کنند.

فرماندهان و مشاوران حقوقی نظامی بر کاربرد عملی حقوق درگیری‌های مسلحانه در شرایط مبهم جنگ تمرکز دارند. این دیدگاه تأکید می‌کند که حقوق بین‌الملل بشردوستانه توسط دولت‌ها برای تنظیم جنگ طراحی شده است، نه برای غیرممکن ساختن آن. متخصصان استدلال می‌کنند که تناسب باید بر اساس اطلاعاتی که به طور معقول در لحظه تصمیم‌گیری در دسترس فرمانده بوده است، قضاوت شود، نه از طریق لنز نگاه به گذشته پس از درگیری. آن‌ها معتقدند که ضرورت نظامی یک مفهوم عملیاتی حیاتی باقی می‌ماند و به نیروها اجازه می‌دهد تا به سرعت با تاکتیک‌های دشمن – مانند استفاده غیرقانونی دشمن از سپر انسانی – سازگار شوند، بدون اینکه روند تصمیم‌گیری فلج شود.

نظریه‌پردازان حقوق سایبری

بر انطباق اصول حقوقی جنبشی با حوزه‌های دیجیتالی که اثرات آن‌ها غیرفیزیکی اما بسیار مخرب است، تمرکز دارند.

کارشناسان حقوقی متمرکز بر حوزه دیجیتال با چگونگی اعمال مفاهیم فیزیکی قرن بیستم بر شبکه‌های قرن بیست و یکم دست و پنجه نرم می‌کنند. این حوزه در مورد آستانه‌ای بحث می‌کند که در آن یک عملیات سایبری تحت حقوق بین‌الملل بشردوستانه به عنوان «حمله» تلقی می‌شود. اگر استقرار بدافزار به طور موقت یک سیستم بانکی غیرنظامی را بدون ایجاد تخریب فیزیکی یا تلفات جانی از کار بیندازد، نظریه‌پردازان بحث می‌کنند که آیا این امر مستلزم تحلیل دقیق تناسب است یا خیر. آن‌ها چالش منحصر به فرد تمایز در فضای سایبری را برجسته می‌کنند، جایی که بسته‌های داده نظامی و غیرنظامی دقیقاً از طریق همان کابل‌های فیبر نوری منتقل می‌شوند، که جداسازی اهداف نظامی را از نظر فنی پیچیده و از نظر حقوقی مبهم می‌سازد.

آنچه نمی‌دانیم

  • چگونه می‌توان تناسب را به طور عینی هنگام مقایسه مزیت نظامی فیزیکی فوری با تخریب بلندمدت زیرساخت‌های غیرنظامی، کمی‌سازی کرد.
  • آستانه دقیق که در آن یک عملیات سایبری غیرجنبشی تحت حقوق بین‌الملل بشردوستانه (IHL) به عنوان «حمله» تلقی می‌شود و نیازمند تحلیل دقیق تناسب است، چیست.
  • سامانه‌های تسلیحاتی خودکار چگونه برنامه‌ریزی خواهند شد تا بدون شهود انسانی، قضاوت‌های ذهنی تناسب را انجام دهند.

منابع

پوشش منابع

9 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

علمای حقوق بشردوستانه 40%متخصصان نظامی 40%نظریه‌پردازان حقوق سایبری 20%
  1. [1]ICRCعلمای حقوق بشردوستانه

    Fundamental principles of IHL

    مطالعه در ICRC
  2. [2]ICRCعلمای حقوق بشردوستانه

    Military necessity

    مطالعه در ICRC
  3. [3]ICRCعلمای حقوق بشردوستانه

    Principle of distinction

    مطالعه در ICRC
  4. [4]Cambridge University Pressمتخصصان نظامی

    Military Necessity and Proportionality (Chapter 13)

    مطالعه در Cambridge University Press
  5. [5]ICRCعلمای حقوق بشردوستانه

    Principles of IHL (distinction, proportionality) have direct bearing on cyber operations

    مطالعه در ICRC
  6. [6]Diakonia IHL Centreعلمای حقوق بشردوستانه

    Basic principles of IHL

    مطالعه در Diakonia IHL Centre
  7. [7]Lieber Instituteمتخصصان نظامی

    In Honor of Françoise Hampson - Calibrating the Balance Between Military Necessity and Humanity in LOAC Practice

    مطالعه در Lieber Institute
  8. [8]The Law Instituteنظریه‌پردازان حقوق سایبری

    Navigating the Complexities: Military Necessity and Proportionality in IHL

    مطالعه در The Law Institute
  9. [9]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.