آمریکا برای دومین بار از توافق اقلیمی پاریس خارج شد؛ «محدودیتهای اقتصادی غیرقابل قبول» دلیل خروج
ایالات متحده رسماً روند خروج خود را از توافق پاریس و کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی آغاز کرده است. این اقدام نشاندهنده عقبنشینی گسترده از تعهدات جهانی آب و هوایی است. دولت آمریکا دلایل اصلی خروج از این پیمانهای بینالمللی را بار اقتصادی و اختلافات ایدئولوژیک عنوان کرده است.
به قلم آوا شیرازی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان حاکمیت ملی
- استدلال میکنند که توافقات اقلیمی بینالمللی بارهای اقتصادی ناعادلانه و محدودیتهای ایدئولوژیک را بر سیاست داخلی تحمیل میکنند.
- ائتلاف جهانی اقلیم
- این خروج را عقبنشینی خطرناکی از همکاریهای چندجانبه میداند که تلاشها برای مهار انتشار جهانی گازها را تضعیف میکند.
- کشورهای در حال توسعه
- نگرانی خود را در مورد از دست دادن منابع مالی حیاتی اقلیمی و تأثیر نامتناسب تغییرات اقلیمی بر دولتهای آسیبپذیر ابراز میکنند.
نکات کلیدی
- آمریکا رسماً روند خروج از کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی و توافق پاریس را آغاز کرده است.
- دولت اختلافات ایدئولوژیک و محدودیتهای اقتصادی را به عنوان دلایل اصلی خروج ذکر کرد.
- این خروج، هدف قبلی آمریکا برای کاهش ۵۰ تا ۵۲ درصدی انتشار گازها نسبت به سطح سال ۲۰۰۵ تا سال ۲۰۳۰ را کنار میگذارد.
- آمریکا تمام تعهدات مالی اقلیمی را متوقف خواهد کرد که تأثیر قابل توجهی بر صندوق اقلیمی سبز خواهد داشت.
- کشورهای در حال توسعه و دولتهای جزیرهای ممکن است برای جایگزینی بودجه از دست رفته اقلیمی آمریکا، به دنبال شراکتهای دیپلماتیک جایگزین باشند.
ایالات متحده رسماً روند خروج خود را از توافق پاریس و کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC) آغاز کرده است. این اقدام یکی از مهمترین عقبنشینیهای آمریکا از مشارکت در حاکمیت زیستمحیطی جهانی محسوب میشود. این دستور اجرایی که توسط پرزیدنت دونالد ترامپ امضا شد، ایالات متحده را از معاهده بنیادی که از سال ۱۹۹۲ زیربنای همکاریهای بینالمللی اقلیمی بوده است، جدا میکند. دولت آمریکا نهادهای چندجانبه را با منافع ملی ایالات متحده ناسازگار دانسته و استدلال کرده است که آنها محدودیتهای ایدئولوژیک و اقتصادی غیرقابل قبولی را بر سیاست داخلی تحمیل میکنند.[1]
این تصمیم پس از یک بررسی جامع از سازمانهای بینالمللی که با بودجه آمریکا حمایت میشوند، اتخاذ شد. این بررسی بر اساس یک دستور اجرایی در اوایل سال ۲۰۲۵ انجام شده بود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، تأیید کرد که این بررسی منجر به خروج آمریکا از دهها نهاد بینالمللی، از جمله هیئت بیندولتی تغییرات اقلیمی و آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر شده است. رویکرد دولت، همکاری اقلیمی را نه تنها یک چالش اقتصادی، بلکه یک اختلاف ایدئولوژیک بر سر حاکمیت و هنجارهای جهانی میداند.[1]
در حالی که آمریکا پیش از این در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ از توافق پاریس خارج شده بود – و سپس در دوره جو بایدن دوباره به آن پیوست – تصمیم برای ترک کنوانسیون زیربنایی UNFCCC بیسابقه است. این معاهده ۱۹۹۲ تقریباً مشارکت جهانی دارد و به عنوان والد قانونی هم پروتکل کیوتو و هم توافق پاریس عمل میکند. با خروج کامل از این کنوانسیون، ایالات متحده اولین کشوری است که مجمع اصلی برای حسابرسی جهانی انتشار گازها، هماهنگی مالی اقلیمی و برنامهریزی سازگاری را ترک میکند.[1][2]
انتظار میرود تأثیرات عملی فوری بر انتشار گازهای داخلی و تأمین مالی بینالمللی قابل توجه باشد. این خروج رسماً هدف تعیینشده ملی (NDC) دولت بایدن را که کاهش ۵۰ تا ۵۲ درصدی انتشار گازهای گلخانهای آمریکا نسبت به سطح سال ۲۰۰۵ تا سال ۲۰۳۰ را هدف قرار داده بود، کنار میگذارد. ایالات متحده دیگر از نظر قانونی موظف به گزارش یا اجرای این اهداف داخلی نیست، که اساساً مسیر گذار انرژی آن را تغییر میدهد. علاوه بر این، دولت تمام تعهدات مربوط به تأمین مالی اقلیمی را متوقف کرده و به طور ناگهانی کمکهای برنامهریزی شده به مکانیسمهای بینالمللی مانند صندوق اقلیمی سبز و صندوق خسارت و زیان را متوقف کرده است.[5]
انتظار میرود تأثیرات عملی فوری بر انتشار گازهای داخلی و تأمین مالی بینالمللی قابل توجه باشد.
توقف ناگهانی تأمین مالی اقلیمی آمریکا یک چالش حیاتی و فوری برای کشورهای در حال توسعه و دولتهای جزیرهای کوچک ایجاد میکند که به شدت برای تلاشهای سازگاری و کاهش خود به این بودجهها وابسته هستند. ایالات متحده از لحاظ تاریخی بزرگترین کمککننده به صندوق اقلیمی سبز بوده است و خروج آن میتواند در طول دهه آینده میلیاردها دلار حمایت مورد انتظار را از کشورهای فقیرتر سلب کند. تحلیلگران خاطرنشان میکنند که کشورهای آفریقایی و جزایر اقیانوس هند، در میان دیگران، ممکن است مجبور شوند برای تأمین بودجه لازم، روابط دیپلماتیک خود را به صورت استراتژیک متنوع سازند. این خلاء مالی احتمالاً این کشورهای آسیبپذیر را وادار میکند تا برای کمکهای حیاتی اقلیمی و زیرساختی به سمت شرکای جهانی جایگزین، مانند چین یا اتحادیه اروپا، روی آورند.[4]
با وجود عقبنشینی گسترده دیپلماتیک، تأثیر عملی بر برخی صنایع جهانی ممکن است به دلیل واقعیتهای اقتصادی و عملیاتی موجود تعدیل شود. به عنوان مثال، در بخش کشتیرانی دریایی، خروج آمریکا از استانداردهای زیستمحیطی بینالمللی مانند مارپول ضمیمه ششم (MARPOL Annex VI) میتواند کشتیهایی را که منحصراً در آبهای آمریکا فعالیت میکنند، از مقررات سختگیرانه انتشار گازها معاف کند. با این حال، ماهیت جهانی کشتیرانی مدرن و ناکارآمدی اقتصادی عمیق حفظ سیستمهای انطباق دوگانه به این معنی است که اکثر شرکتهای چندملیتی احتمالاً صرف نظر از کاهش اجرای مقررات آمریکا، به استانداردهای بینالمللی پایبند خواهند بود. هزینه و پیچیدگی تغییر سیستمهای سوخت برای دورههای کوتاهی که در حوزههای قضایی آمریکا سپری میشود، احتمالاً از هرگونه صرفهجویی نظارتی احتمالی بیشتر خواهد بود.[3]
با این حال، پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهتر عمیق هستند. خروج آمریکا در پسزمینه فشارهای اقتصادی فزاینده و واکنش شدید علیه اقدامات اقلیمی در چندین اقتصاد توسعهیافته رخ میدهد. با اولویتبندی تولید سوخت فسیلی و استقلال انرژی توسط ایالات متحده، پیشبینی میشود انتشار گازها افزایش یابد، که به طور بالقوه اجماع جهانی و شتاب برای کاهش کربن را تضعیف میکند. منتقدان استدلال میکنند که این خروج، آمریکا را در صحنه جهانی منزوی کرده و اعتبار توافقات بینالمللی را تضعیف میکند.[6][7]
در مقابل، حامیان خروج استدلال میکنند که این اقدام یک تأکید مجدد ضروری بر حاکمیت ملی است. آنها معتقدند که چارچوب اقلیمی جهانی نتوانسته است تغییرات دمایی قابل اندازهگیری ایجاد کند، بدون اینکه سیستمهای انرژی را از منابع فراوان و قابل اعتماد دور سازد. از این منظر، خروج یک پاسخ منطقی به یک سیستم معیوب است که رشد اقتصادی داخلی، برق قابل اعتماد برای تولیدکنندگان و احیای صنعت سوخت فسیلی را بر فرآیندهای نظارتی بینالمللی اولویت میدهد.[2][6]
همانطور که روند خروج پیش میرود – که جدول زمانی آن توسط دورههای انتظار مربوط به معاهدات تعیین میشود – جامعه بینالمللی با یک چشمانداز متلاشی شده روبرو است. غیبت دومین تولیدکننده بزرگ گازهای گلخانهای جهان از UNFCCC اساساً معماری دیپلماسی اقلیمی جهانی را تغییر میدهد. این که آیا این تغییر باعث میشود کشورهای دیگر تعهدات خود را کاهش دهند یا یک ائتلاف جدید، هرچند بدون حضور آمریکا، را تقویت کند، سؤال اصلی برای آینده سیاست زیستمحیطی بینالمللی است.[1][7]
روند رویداد
۱۹۹۲
کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC) تصویب شد و مجمع اصلی دیپلماسی اقلیمی جهانی را تأسیس کرد.
۲۰۱۵
توافق پاریس مذاکره شد و تقریباً ۲۰۰ کشور را متعهد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای کرد.
۲۰۱۷
پرزیدنت دونالد ترامپ در دوره اول خود، خروج اولیه آمریکا از توافق پاریس را اعلام کرد.
۲۰۲۱
پرزیدنت جو بایدن دوباره به توافق پاریس پیوست و اهداف جدیدی برای کاهش انتشار تعیین کرد.
ژانویه ۲۰۲۵
پرزیدنت ترامپ یک دستور اجرایی امضا کرد که دستور بررسی جامع سازمانهای بینالمللی و آغاز روند دوم خروج را صادر کرد.
ژانویه ۲۰۲۶
آمریکا رسماً خروج خود را از UNFCCC و توافق پاریس اعلام کرد و تعهدات مالی اقلیمی را متوقف ساخت.
منابع
[1]OneStopESGحامیان حاکمیت ملیA Sweeping Withdrawal from Multilateral Climate Architecture
مطالعه در OneStopESG →
[2]Newsweekحامیان حاکمیت ملیOpinion: What would actually change if the treaty disappeared tomorrow?
مطالعه در Newsweek →
[3]Reed Smithکشورهای در حال توسعهOperational Realities and Economic Constraints of U.S. Withdrawal
مطالعه در Reed Smith →
[4]Down To Earthکشورهای در حال توسعهAfrican islands under threat: What to do about Trump's withdrawal from climate change agreement
مطالعه در Down To Earth →
[5]Climate Policy Databaseائتلاف جهانی اقلیمNationally Determined Contribution - NDC United States of America (2021)
مطالعه در Climate Policy Database →
[6]Geographicalحامیان حاکمیت ملیTrump withdraws US from Paris agreement – now what?
مطالعه در Geographical →
[7]Institute for Global Changeائتلاف جهانی اقلیمScepticism is undermining climate action in this, the Apathy Era
مطالعه در Institute for Global Change →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


