آیا «تسهیلات اجرایی» ISSB برای IFRS S2، بیسروصدا قابلیت مقایسه دادهها را فدای پذیرش جهانی کرد؟
برای تضمین پذیرش جهانی استاندارد افشای اطلاعات اقلیمی، هیئت استانداردهای پایداری بینالمللی (ISSB) تسهیلات اجرایی گستردهای را معرفی کرد که گزارشدهی دامنه ۳ (Scope 3) را به تأخیر میاندازد و اجازه استفاده از روشهای محلی اندازهگیری را میدهد. در حالی که تنظیمکنندگان مقررات استدلال میکنند که این امتیازات از تکهتکه شدن جلوگیری میکند، منتقدان هشدار میدهند که این تسهیلات، دادههای اقلیمی شرکتی را در سالهای اول برای سرمایهگذاران اساساً غیرقابل مقایسه میسازد.
به قلم رسول توکلی
این خبر را به اشتراک بگذارید
روند تحول این خبر
این گزارش بخشی از یک خبر در حال توسعه است — فصلهای پیشین را در زیر بخوانید.
- واقعیت جدید گزارشدهی جهانی: راهنمای استاندارد پایه ISSB، تضمین ISSA 5000 و بازنگری کامل استانداردهای اقلیمی GRI در ۲۰۲۷
- آیا «تسهیلات اجرایی» ISSB برای IFRS S2، بیسروصدا قابلیت مقایسه دادهها را فدای پذیرش جهانی کرد؟ (همین مطلب)
- تنظیمکنندگان جهانی استاندارد
- استدلال میکنند که انعطافپذیری موقت، بهای لازم برای دستیابی به یک مبنای جهانی یکپارچه است.
- سرمایهگذاران نهادی
- هشدار میدهند که روشهای اندازهگیری ناسازگار، افشاگریها را برای تخصیص سرمایه فرامرزی بیفایده میسازد.
- تنظیمکنندگان بازار نوظهور
- تأکید میکنند که انطباق سختگیرانه و فوری هزینههای غیرضروری را تحمیل میکند و اقدامات مقیاسبندی را ضروری میسازد.
نکات کلیدی
- استاندارد IFRS S2 هیئت ISSB شامل تسهیلات گذار است که به شرکتها اجازه میدهد گزارشدهی انتشار دامنه ۳ را به تأخیر بیندازند و دادههای مقایسهای را در سال اول خود حذف کنند.
- اصلاحات اخیر قوانین را برای مؤسسات مالی بیشتر تسهیل کرد و به آنها اجازه داد انتشار گازهای گلخانهای تسهیلشده را از گزارشدهی دامنه ۳ خود مستثنی کنند.
- منتقدان استدلال میکنند که این معافیتها هدف اصلی استاندارد را از بین میبرد: ارائه دادههای ریسک اقلیمی قابل مقایسه در سطح جهانی به سرمایهگذاران.
- طرفداران معتقدند که بدون این اقدامات تناسب، بازارهای نوظهور استاندارد را به طور کامل رد خواهند کرد.
تصور رایج در مورد هیئت استانداردهای پایداری بینالمللی (ISSB) این است که استاندارد اقلیمی IFRS S2 آن، یک مبنای جهانی فوری و کاملاً یکسان برای انتشار گازهای گلخانهای شرکتها ایجاد میکند. شواهد خلاف این را نشان میدهد. برای تضمین پذیرش در حوزههای قضایی مختلف، ISSB مجموعهای از «تسهیلات اجرایی» را در استاندارد خود گنجانده است که به شرکتها اجازه میدهد در طول سالهای اولیه گزارشدهی، سختگیرانهترین الزامات را دور بزنند. این امتیازات برای کاهش بار انطباق طراحی شدهاند، اما متغیرهای قابل توجهی را وارد دادههایی میکنند که بازارهای سرمایه به آنها وابسته هستند.[1][5]
مهمترین این امتیازات مربوط به انتشار گازهای گلخانهای دامنه ۳ (Scope 3) است؛ یعنی انتشار غیرمستقیم در سراسر زنجیره ارزش یک شرکت که اغلب بخش عمدهای از ردپای کربن آن را تشکیل میدهد. بر اساس تسهیلات گذار پایه، شرکتها یک سال معافیت کامل از افشای دادههای دامنه ۳ دریافت میکنند. علاوه بر این، آنها از ارائه دادههای تاریخی مقایسهای در سال اول گزارشدهی خود معاف هستند، که عملاً سرمایهگذاران را نسبت به روندهای سال به سال کور میکند و افشاهای اولیه را به جای یک خط روند، به یک عکس فوری مجزا تبدیل میکند.[1]
مشکل قابلیت مقایسه دادهها با اصلاحات هدفمندی که در اواخر سال ۲۰۲۵ تأیید شد، تشدید گردید. ISSB در مواجهه با مخالفت بخش مالی در مورد پیچیدگی محاسبه انتشار گازهای گلخانهای تأمین مالیشده (financed emissions)، الزامات «دسته ۱۵» دامنه ۳ را برای بانکها و شرکتهای بیمه محدود کرد. اکنون به مؤسسات مالی اجازه داده شده است که افشای انتشار گازهای گلخانهای تأمین مالیشده خود را به وامها و سرمایهگذاریهای مستقیم محدود کنند و صراحتاً «انتشار گازهای گلخانهای تسهیلشده» (facilitated emissions) مرتبط با بانکداری سرمایهگذاری و پذیرهنویسی را مستثنی سازند.[1][5]
برای سرمایهگذاران نهادی، این وضعیت اصطکاک جدی در قیمتگذاری ایجاد میکند. اگر یک بانک اروپایی تعهدات مشتقه را در مشخصات ریسک اقلیمی خود بگنجاند، در حالی که یک بانک آمریکای شمالی از این تسهیلات برای حذف آنها استفاده کند، معیارهای حاصله قابل مقایسه دقیق نیستند. شواهد پشتیبان کارایی استاندارد برای بازارهای سرمایه به شدت به ورودیهای دادهای یکنواخت متکی است، که این تسهیلات به طور موقت آنها را از بین میبرد. بدون یک زمین بازی هموار، خطر اشتباه قیمتگذاری قرار گرفتن در معرض ریسک اقلیمی بالا باقی میماند.[5]
برای سرمایهگذاران نهادی، این وضعیت اصطکاک جدی در قیمتگذاری ایجاد میکند.
یکی دیگر از تسهیلات حیاتی به شرکتها اجازه میدهد تا به جای پروتکل گازهای گلخانهای (GHG Protocol) که در سطح جهانی به رسمیت شناخته شده است، از روشهای جایگزین اندازهگیری گازهای گلخانهای استفاده کنند، مشروط بر اینکه حوزه قضایی محلی آنها این را الزامی کرده باشد. به عنوان مثال، چین در حال توسعه استانداردهای همسو با IFRS است اما قصد دارد از روشهای ملی برای اندازهگیری انتشار کربن استفاده کند. این امر یک متغیر اساسی را وارد مبنای استاندارد میکند: یک تن کربن اندازهگیری شده در شنژن ممکن است با یک تن اندازهگیری شده در اشتوتگارت برابر نباشد و تحلیلگران را مجبور به تطبیق دستی اختلافات میکند.[1][2]
ISSB و تنظیمکنندگان مقررات متحد از این تسهیلات به عنوان یک سازش عملگرایانه ضروری دفاع میکنند. شواهد پشتیبان رویکرد آنها بیشتر سیاسی است تا ریاضی: بدون «اقدامات تناسب و مقیاسبندی»، بازارهای نوظهور و ناشران کوچکتر احتمالاً این چارچوب را به طور کامل رد میکردند. حوزههای قضایی مانند هنگ کنگ صراحتاً به این تسهیلات به عنوان توانمندساز اصلی برای زمانبندی پذیرش اجباری خود اشاره کردهاند و استدلال میکنند که رویکرد مرحلهای از بار غیرضروری بر شرکتهای فهرستشده جلوگیری میکند.[3][4]
این دفاع بر این فرض استوار است که یک مبنای تکهتکه و تأخیری، به مراتب بهتر از تکهتکه شدن دائمی مقررات است. ISSB با اجازه دادن به یک رویکرد «اقلیم-اول» و کاهش بار انطباق اولیه، با موفقیت تعهد بیش از ۴۰ حوزه قضایی را برای پذیرش یا همسویی با استانداردها جلب کرده است. طرفداران استدلال میکنند که وارد کردن شرکتها به مسیر گزارشدهی، گام حیاتی اول است و کیفیت دادهها به طور طبیعی با انقضای تسهیلات بهبود خواهد یافت.[1][5]
با این حال، ابهام شفاف در مورد پایان یافتن این مقررات نهفته است. در حالی که ISSB تسهیلات گذار را طوری طراحی کرده است که پس از اولین دوره گزارشدهی سالانه منقضی شوند، مشخصات پذیرش قضایی همچنان بسیار متغیر است. هنوز کاملاً ثابت نشده است که آیا تنظیمکنندگان مقررات ملی انقضای این تسهیلات را اعمال خواهند کرد یا بیسروصدا آنها را به صورت معافیتهای محلی دائمی در خواهند آورد، که این امر به طور دائم قابلیت مقایسه را فدای توهم پذیرش جهانی خواهد کرد.[1][5]
چرا مهم است
سرمایهگذاران نهادی برای تخصیص سرمایه و قیمتگذاری ریسک در سطح بینالمللی به دادههای اقلیمی استانداردشده متکی هستند. اگر استاندارد جهانی اجازه دهد شرکتها از روشهای اندازهگیری متفاوت استفاده کنند و دستهبندیهای اصلی انتشار گازهای گلخانهای را حذف کنند، دادههای حاصله قابل مقایسه دقیق نخواهند بود و به طور بالقوه تریلیونها دلار ریسک اقلیمی در طول دوره گذار، اشتباه قیمتگذاری میشوند.
بررسی عمیق دیدگاهها
تنظیمکنندگان جهانی استاندارد
استدلال میکنند که انعطافپذیری موقت، بهای لازم برای دستیابی به یک مبنای جهانی یکپارچه است.
ISSB و نهادهای نظارتی متحد معتقدند که یک استاندارد سختگیرانه و سازشناپذیر در بازارهای نوظهور از همان ابتدا شکست میخورد. آنها با ارائه اقدامات تناسب و تسهیلات مقیاسبندی، استدلال میکنند که از تکهتکه شدن دائمی مقررات جلوگیری کردهاند. دیدگاه آنها این است که وادار کردن شرکتها به شروع گزارشدهی – حتی با دادههای ناقص و غیرقابل مقایسه – زیرساخت داخلی لازم برای افشاهای با کیفیت بالا را پس از انقضای تسهیلات گذار ایجاد میکند.
سرمایهگذاران نهادی
هشدار میدهند که روشهای اندازهگیری ناسازگار، افشاگریها را برای تخصیص سرمایه فرامرزی بیفایده میسازد.
مدیران دارایی و تحلیلگران مالی استدلال میکنند که هدف اصلی یک «مبنای جهانی» قابلیت مقایسه است. اگر به شرکتها اجازه داده شود انتشار دامنه ۳ را حذف کنند، دادههای تاریخی مقایسهای را نادیده بگیرند و به جای پروتکل GHG از روشهای محلی اندازهگیری گازهای گلخانهای استفاده کنند، دادههای حاصله نمیتوانند به درستی قیمتگذاری شوند. آنها هشدار میدهند که این تسهیلات یک نقطه کور چند ساله ایجاد میکند که در آن ریسک اقلیمی به دلیل ورودیهای دادهای ناسازگار، به طور سیستماتیک اشتباه قیمتگذاری میشود.
تنظیمکنندگان بازار نوظهور
تأکید میکنند که انطباق سختگیرانه و فوری هزینههای غیرضروری را تحمیل میکند و اقدامات مقیاسبندی را ضروری میسازد.
تنظیمکنندگان مقررات در حوزههای قضایی خارج از ایالات متحده و اتحادیه اروپا استدلال میکنند که بازارهای محلی آنها فاقد زیرساخت حسابداری کربن و قابلیتهای نرمافزاری برای انطباق فوری با الزامات کامل IFRS S2 هستند. برای این بازارها، تسهیلات اجرایی نه یک راه گریز، بلکه یک شریان حیاتی است. آنها استدلال میکنند که بدون توانایی استفاده از روشهای اندازهگیری محلی و به تأخیر انداختن گزارشدهی دامنه ۳، هزینه انطباق، ناشران کوچکتر را به طور کامل از بازارهای عمومی خارج خواهد کرد.
اصطلاحات کلیدی
- Scope 3 Emissions
- انتشار گازهای گلخانهای غیرمستقیم که در زنجیره ارزش یک شرکت رخ میدهد، شامل فعالیتهای بالادستی و پاییندستی.
- Implementation Reliefs
- معافیتهای موقتی که توسط ISSB اعطا میشود تا به شرکتها اجازه دهد برخی از الزامات گزارشدهی را در طول سال اول پذیرش به تأخیر بیندازند یا اصلاح کنند.
- Financed Emissions (Category 15)
- یک دسته خاص از انتشار گازهای گلخانهای دامنه ۳ که برای مؤسسات مالی کاربرد دارد و انتشار مرتبط با وامها، سرمایهگذاریها و پذیرهنویسی آنها را پوشش میدهد.
- GHG Protocol
- پرکاربردترین ابزار حسابداری بینالمللی برای رهبران دولتی و تجاری جهت درک، کمیسازی و مدیریت انتشار گازهای گلخانهای.
منابع
[1]IFRS Foundationتنظیمکنندگان جهانی استانداردIFRS S2 Climate-related Disclosures
مطالعه در IFRS Foundation →
[2]Greenhouse Gas ProtocolCorporate Standard | GHG Protocol
مطالعه در Greenhouse Gas Protocol →
[3]Hong Kong Stock Exchangeتنظیمکنندگان جهانی استانداردHKEX Publishes Conclusions to its Consultation on Climate-related Disclosures
مطالعه در Hong Kong Stock Exchange →
[4]S&P Globalتنظیمکنندگان بازار نوظهورHong Kong Stock Exchange publishes climate disclosure requirements
مطالعه در S&P Global →
[5]تیم سردبیری کوهستانسرمایهگذاران نهادیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

