بسته شواهد: چگونه کانالهای پنهان زیر یخ، ذوب شدن قطب جنوب را تسریع میکنند
درههای معکوس تازه نقشهبرداریشده در زیر قفسههای یخی قطب جنوب، آب گرم اقیانوس را مستقیماً به زیرِ آسیبپذیر این قاره هدایت میکنند، که نشان میدهد مدلهای فعلی افزایش سطح آب دریا ممکن است خطرات آینده را به طور قابل توجهی کمتر از واقع تخمین بزنند.
به قلم فرشید جمشیدی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدلسازان یخشناسی
- استدلال میکنند که مدلهای اقلیمی کنونی با فرض سطوح صاف برای قفسههای یخی، اساساً دارای نقص هستند و خواستار بهروزرسانی فوری فیزیک مدلها هستند.
- دانشمندان مشاهدهگر
- بر نیاز به دادههای تجربی مستمر در زیر یخ برای تأیید روندهای بلندمدت و رد حلقههای بازخورد تثبیتکننده تأکید میکنند.
- برنامهریزان انطباق اقلیمی
- تخمین کمتر از واقع نرخ ذوب را به عنوان یک بحران کوتاهمدت تلقی میکنند که نیازمند بازنگری فوری در پروژههای زیرساختی ساحلی است.
قفسههای یخی عظیم قطب جنوب به عنوان تکیهگاههای حیاتی عمل میکنند و یخچالهای طبیعی خشکیمحور قاره را از سُر خوردن به داخل اقیانوس باز میدارند. برای دههها، مدلهای اقلیمی عمدتاً بر گرم شدن هوای بالا و گرمایش عمومی اقیانوسهای زیرین تمرکز کردهاند. با این حال، حادترین تهدید برای این دژهای یخی، یک فرآیند ذوب یکنواخت نیست، بلکه حملهای بسیار هدفمند از زیر است. دادههای ترکیبی اخیر نشان میدهند که سطوح زیرین این قفسههای یخی صاف نیستند؛ بلکه توسط درههای معکوس پنهانی که به عنوان کانالهای زیرین (basal channels) شناخته میشوند، عمیقاً زخمی شدهاند.
ارتفاعسنجی راداری ماهوارهای با وضوح بالا و وسایل نقلیه زیرآبی خودران (AUVs) یک شبکه گسترده و پیچیده از این کانالها را که در زیرِ یخ کنده شدهاند، نقشهبرداری کردهاند. برخی از این درههای معکوس دهها کیلومتر امتداد دارند و تا ۱۳۰ متر به سمت بالا در یخ نفوذ کردهاند. این ساختارها با عمل کردن به عنوان قیف، نحوه تعامل اقیانوس با یخ را به طور اساسی تغییر میدهند و قدرت مخرب آبهای گرمشده را در نقاط ضعف موضعی متمرکز میکنند.[1]
سازوکار هدایتکننده این ذوب سریع موضعی، متکی بر طبقهبندی اقیانوس و شناوری است. هنگامی که آب نسبتاً گرم عمقی قطبی (CDW) به فلات قاره قطب جنوب رانده میشود، با خطوط زمینگیر عمیق قفسههای یخی برخورد میکند. از آنجایی که این آب گرم و شور نسبت به آب ذوبشده سرد و تازهای که در تماس با یخ ایجاد میکند، شناور است، به سرعت در امتداد سطح شیبدار زیرین قفسه به سمت بالا جریان مییابد و به طور طبیعی به دنبال این کانالهای زیرین گشته و از طریق آنها حرکت میکند.[2][3]
ادعای اصلی که از مطالعات اخیر یخشناسی مطرح میشود این است که این کانالها مانند مشعلهای موضعی عمل میکنند. دادههای جمعآوریشده توسط عملیات «آیسبریج» (IceBridge) ناسا و مأموریتهای بعدی AUV نشان میدهند که ضخامت یخ در داخل این کانالها میتواند سالانه دهها متر کاهش یابد. این نرخ بسیار فراتر از میانگین نرخ ذوب زیرین محاسبهشده برای بخشهای وسیعتر و صافتر قفسههای یخی است، که نشاندهنده انتقال بسیار متمرکز انرژی حرارتی است.[1][3]
علاوه بر این، فیزیک دینامیک سیالات در داخل این کانالها یک حلقه بازخورد خطرناک ایجاد میکند. همانطور که آب گرم یخ را ذوب میکند، کانال عمیقتر شده و دیوارههای آن شیبدارتر میشود. این هندسه شیبدارتر، جریان آشفته آب را تسریع میکند، که به نوبه خود نرخ انتقال حرارت به یخ را افزایش میدهد. هرچه سریعتر ذوب شود، آب سریعتر جریان مییابد و آسیب ساختاری به قفسه یخی در طول زمان تشدید میشود.[3]
این کشف یک شکاف قابل توجه در مدلسازی اقلیمی جهانی کنونی را آشکار میکند. از لحاظ تاریخی، پروژه مقایسه مدلهای کوپلشده (CMIP) – چارچوبی که گزارشهای IPCC و سیاستهای اقلیمی جهانی را شکل میدهد – سطح زیرین قفسههای یخی را به عنوان سطوحی نسبتاً صاف و هموار در نظر گرفته است. این سادهسازی ریاضی، نرخ ذوب را در کل قفسه میانگینگیری میکند و ذوب متمرکز و با سرعت بالا را که در داخل کانالهای زیرین رخ میدهد، کاملاً نادیده میگیرد.[2][4]
این کشف یک شکاف قابل توجه در مدلسازی اقلیمی جهانی کنونی را آشکار میکند.
با عدم لحاظ کردن این تضعیف ساختاری موضعی، مدلهای کنونی ممکن است جدول زمانی شکستگی و فروپاشی قفسه یخی را بین ۲۰ تا ۵۰ درصد کمتر از واقع تخمین بزنند. هنگامی که یک قفسه یخی به طور نامتوازن نازک میشود، کانالهای عمیق خطوط گسل ساختاری ایجاد میکنند. درست مانند یک قطعه شیشه خراشیده، یخ در معرض تنشهای مکانیکی عظیم ناشی از جزر و مد اقیانوس و جریان یخچال، به شدت مستعد شکستگی و جدا شدن قطعات بزرگ میشود.[4]
یخچالهای طبیعی «توِیتس» (Thwaites) و «پاین آیلند» (Pine Island) در غرب قطب جنوب اهداف اصلی نگرانی هستند. هر دوی این سامانههای عظیم دارای شبکههای گستردهای از کانالهای زیرین بوده و در حال حاضر با نرخهای هشداردهندهای در حال عقبنشینی هستند. از آنجایی که این یخچالها بر روی بستر دریایی قرار دارند که به سمت داخل قاره شیب دارد، به طور منحصر به فردی در برابر سناریوی فروپاشی غیرقابل کنترل که به عنوان بیثباتی ورقه یخی دریایی شناخته میشود، آسیبپذیر هستند.[2]
پیامدهای این تخمین کمتر از واقع، جهانی است. خود قفسههای یخی شناور هنگام ذوب شدن مستقیماً سطح آب دریا را بالا نمیبرند، زیرا از قبل آب را جابجا کردهاند. با این حال، اگر این قفسهها متلاشی شوند، یخچالهای طبیعی خشکیمحور پشت سر آنها اصطکاک خود را از دست داده و جریان خود را به داخل اقیانوس تسریع میکنند. ورقه یخی غرب قطب جنوب به تنهایی حاوی آب یخزده کافی برای بالا بردن سطح آب دریاهای جهان تا حدود ۳.۲ متر است.[4]
با وجود دادههای هشداردهنده، نرخ دقیق ذوب در آینده در هالهای از ابهام شفاف باقی مانده است. برخی دانشمندان مشاهدهگر اشاره میکنند که با بزرگ شدن کانالها به ابعاد شدید، دینامیک سیالات ممکن است تغییر کند. از لحاظ نظری ممکن است که کانالها در نهایت به یک حالت پایدار برسند، یا اینکه غلظت بالای آب ذوبشده تازه بتواند انجماد مجدد موضعی – معروف به تشکیل یخ دریایی – را تحریک کند که ممکن است تا حدی شکستگیها را ترمیم کند.[2]
جمعآوری دادههای تجربی مورد نیاز برای رفع این ابهامات به طور مشهودی دشوار است. عملیات در زیر صدها متر یخ جامد در سختترین محیط روی زمین، محدودیتهای مهندسی مدرن را به چالش میکشد. در حالی که زیردریاییهای خودران عکسهای فوری حیاتی و با وضوح بالا از آب آشفته داخل این کانالها ارائه کردهاند، نظارت مستمر و تماموقت همچنان یک هدف دستنیافتنی برای جامعه علمی باقی مانده است.[1]
برای برنامهریزان ساحلی و سیاستگذاران از میامی تا بمبئی، این کشف ساختاری به عنوان آژیر خطر عمل میکند. پیشبینیهای افزایش سطح آب دریا، مبنای اساسی برای سرمایهگذاریهای زیرساختی چند تریلیون دلاری، ساخت دیوارهای دریایی و منطقهبندی بلندمدت شهری را تشکیل میدهند. اگر جدول زمانی فروپاشی یخ قطب جنوب دهها سال فشرده شود، استراتژیهای انطباقی که در حال حاضر در دست اجرا هستند، ممکن است قبل از تکمیل شدن منسوخ شوند.[4]
اولویت فوری برای جامعه یخشناسی، تبدیل این مشاهدات موضعی و با وضوح بالا به موتورهای فیزیکی کلانمقیاس مدلهای اقلیمی جهانی است. ادغام دینامیک کانالهای زیرین در نسل بعدی مدلهای پیشبینیکننده، برای اطمینان از اینکه جهان یک جدول زمانی دقیق و مبتنی بر شواهد از تهدید قریبالوقوع سواحل جهانی در اختیار دارد، ضروری است.[3][4]
اصطلاحات کلیدی
- ذوب زیرین (Basal Melt)
- ذوب شدن یک قفسه یخی از سطح زیرین آن، جایی که مستقیماً با اقیانوس در تماس است.
- آب گرم عمقی قطبی (CDW)
- یک جریان اقیانوسی نسبتاً گرم و شور که در اطراف قطب جنوب جریان دارد و میتواند به فلات قاره نفوذ کرده و باعث ذوب یخ شود.
- قفسه یخی (Ice Shelf)
- یک سکوی ضخیم و شناور از یخ که در جایی تشکیل میشود که یک یخچال یا ورقه یخی به سمت خط ساحلی جریان یافته و بر روی سطح اقیانوس قرار میگیرد.
- بیثباتی ورقه یخی دریایی
- سازوکاری که در آن یک یخچال در حال عقبنشینی که بر روی بستر دریایی با شیب معکوس قرار دارد، وارد یک چرخه فروپاشی غیرقابل توقف و کنترلناپذیر میشود.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا کانالهای زیرین در نهایت به حداکثر اندازه خود میرسند یا به کندن رو به بالا ادامه میدهند تا زمانی که قفسه یخی کاملاً شکسته شود.
- حجم دقیق آب گرم عمقی قطبی (CDW) که در سناریوهای گرمایش آینده به فلات قاره رانده خواهد شد.
- اینکه آیا انجماد مجدد موضعی آب ذوب شده تازه در داخل کانالها میتواند تا حدی ذوب سریع را جبران کند.
منابع
[1]NASA Earth Observatoryدانشمندان مشاهدهگرOperation IceBridge Reveals Hidden Subglacial Cavities
مطالعه در NASA Earth Observatory →
[2]National Snow and Ice Data Centerدانشمندان مشاهدهگرState of the Cryosphere: Ice Shelf Dynamics and Basal Melt
مطالعه در National Snow and Ice Data Center →
[3]Science Advancesمدلسازان یخشناسیOcean-driven melting in basal channels amplifies ice shelf instability
مطالعه در Science Advances →
[4]تیم سردبیری کوهستانبرنامهریزان انطباق اقلیمیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


