مکانیسم ساخت و تاریخگذاری تخت جمشید: از بستهای سربی ضدزلزله تا الواح دستمزد ایلامی
تخت جمشید برخلاف تصورات رایج، نه با ملات و نه توسط بردهها ساخته شده است. مهندسان هخامنشی با استفاده از متالورژی پیشرفته و یک سیستم اداری دقیق که در الواح گِلی ثبت شده، این شاهکار ضدزلزله را خلق کردند.
به قلم ندا وزیری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مورخان معماری
- تمرکز بر تکنیکهای مهندسی و مقاومت لرزهای سازه.
- کتیبهخوانان
- تمرکز بر اسناد اداری و سیستم اقتصادی ثبتشده در الواح.
- تحلیلگران فکتلن
- تلفیق دادههای مهندسی و اسنادی برای ارائه تصویر کامل.
چرا مهم است
درک مکانیسم ساخت تخت جمشید نشان میدهد که ایرانیان باستان هزاران سال پیش از مهندسی مدرن، به دانش پیشرفتهای در زمینه مقاومت لرزهای مصالح و مدیریت منابع انسانی دست یافته بودند؛ دانشی که هنوز هم برای معماری امروز الهامبخش است.
هنگامی که به سازههای عظیم باستانی نگاه میکنیم، ذهن مدرن اغلب به دو پیشفرض تکیه میکند: این بناها توسط بردهها ساخته شدهاند و با مقادیر عظیمی از ملات و ساروج سر پا ماندهاند. تخت جمشید، پایتخت تشریفاتی امپراتوری هخامنشی، هر دو این افسانهها را در هم میشکند.[5]
این مجموعه که در دشت مرودشت و در دامنه کوه رحمت واقع شده، بیش از ۲۵۰۰ سال در یکی از زلزلهخیزترین مناطق جهان دوام آورده است. راز بقای آن نه در سیمانهای صلب، بلکه در ترکیب شگفتانگیزی از متالورژی پیشرفته و سنگتراشی انعطافپذیر نهفته است.[4]
مهندسان هخامنشی از تکنیکی استفاده میکردند که به آن «خشکهچین» میگویند. آنها به جای استفاده از ملات برای اتصال بلوکهای عظیم سنگ آهک، سنگها را با چنان دقت خیرهکنندهای میتراشیدند که کاملاً روی هم چفت میشدند.[3]
برای قفل کردن این سنگها در جای خود، آنها از یک مکانیسم پنهان بهره بردند: بستهای فلزی دمچلچلهای (یا H شکل). سازندگان شیارهای کمعمقی را در امتداد بلوکهای سنگی مجاور تراشیده و بستهای آهنی را درون آنها قرار میدادند.[3]
اما آهن به تنهایی زنگ میزد و با انبساط خود در نهایت سنگ را متلاشی میکرد. برای حل این مشکل، مهندسان سرب مذاب را درون شیارها میریختند تا بستهای آهنی را کاملاً در بر بگیرد.[3]
این پوشش سربی هدفی دوگانه داشت. نخست، آهن را از رطوبت و هوا عایق میکرد و محافظتی بینقص در برابر خوردگی ارائه میداد. دوم، و مهمتر از همه، سرب فلزی نرم و چکشخوار است.[3]
در طول یک زمینلرزه، آهنِ صلب مقاومت کششی لازم را برای جلوگیری از جدا شدن بلوکها فراهم میکرد، در حالی که سربِ نرم به عنوان یک کمکفنر (دمپر) عمل میکرد. این مکانیسم به سنگها اجازه میداد تا اندکی جابجا شوند و انرژی لرزهای را بدون ترک خوردن دفع کنند.[3]
این سیستم اتصال انعطافپذیر، در کنار یک فونداسیون عظیم پلکانی و یک شبکه پیچیده زهکشی زیرزمینی که از آبگرفتگی جلوگیری میکرد، تخت جمشید را به یک شاهکار باستانی در مهندسی ضدزلزله تبدیل کرد.[3][4]
اما درک «چگونگی» ساخت این بنا تنها نیمی از داستان است. نیمه دیگر، دانستن «زمان» و «هویت سازندگان» آن است؛ معمایی که نه توسط سنگهای غولپیکر، بلکه توسط هزاران قطعه کوچک و ناپخته از گِل رس حل شد.[1]
نیمه دیگر، دانستن «زمان» و «هویت سازندگان» آن است؛ معمایی که نه توسط سنگهای غولپیکر، بلکه توسط هزاران قطعه کوچک و ناپخته از گِل رس حل شد.
در سال ۱۹۳۳، باستانشناسان موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو به سرپرستی ارنست هرتسفلد، کشفی حیرتانگیز را در دیوار استحکامات شمال شرقی صفه تخت جمشید انجام دادند.[1]
آنها «بایگانی باروی تخت جمشید» را از زیر خاک بیرون کشیدند؛ مجموعهای شامل بیش از ۳۰ هزار لوح گِلی و قطعات خرد شده. از قضا، این اسناد گِلی ناپخته به این دلیل حفظ شدند که در جریان آتشسوزی تخت جمشید به دست اسکندر مقدونی در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، به طور تصادفی پخته و سخت شدند.[1][2]
این الواح که عمدتاً به گویش متأخری از زبان ایلامی نوشته شدهاند، فرمانهای سلطنتی یا داستانهای اساطیری نیستند. آنها اسناد اداری روزمرهاند: رسیدها، دفاتر کل و سوابق توزیع جیره غذایی.[1][2]
رمزگشایی از این متون، درک ما را از امپراتوری هخامنشی دگرگون کرد. این الواح تاریخ فعالیتهای ساختمانی را به یک پنجره زمانی باریک، عمدتاً بین سالهای ۵۰۹ تا ۴۹۴ پیش از میلاد در دوران سلطنت داریوش اول، و الواح خزانهداری به دوران خشایارشا و اردشیر اول، محدود و دقیق میکنند.[2]
مهمتر از آن، این الواح واقعیت اجتماعی-اقتصادی ساختوساز را آشکار میکنند. آنها جیرههای دقیق غلات، نوشیدنی و گوشت را که به کارگران، صنعتگران و مهندسان پرداخت میشد، مستند کردهاند.[1]
این سوابق نشاندهنده یک بوروکراسی به شدت سازمانیافته است که در آن کارگران (اعم از زن و مرد) بر اساس مهارتها و مسئولیتهایشان دستمزد میگرفتند. هیچ مدرکی دال بر وجود نیروی کار برده وجود ندارد؛ این یک پروژه عظیم عامالمنفعه با بودجه دولتی بود.[1][2]
این الواح حتی جیره سفر مقاماتی را که در سراسر امپراتوری جابجا میشدند ثبت کردهاند و نقشهای از شبکه ارتباطی باستانی که این شاهکار لجستیکی را پشتیبانی میکرد، به ما میدهند.[2]
امروز، وقتی به ستونها و پلکانهای بازمانده از کاخ آپادانا یا تچرا نگاه میکنیم، تنها ویرانههای یک اقامتگاه سلطنتی را نمیبینیم.[4]
ما در حال تماشای یک کلاس درس پیشرفته در فیزیک کاربردی و سازماندهی اداری هستیم. بستهای آهنی و سربی داستان مهندسانی را روایت میکنند که امواج لرزهای را میشناختند، در حالی که الواح گِلی داستان بوروکراسی دقیقی را میگویند که هر اونس آرد پرداختی به سازندگانش را ردیابی میکرد.[5]
نکات کلیدی
- تخت جمشید بدون استفاده از ملات و با تکنیک سنگتراشی دقیق (خشکهچین) ساخته شده است.
- مهندسان باستانی برای اتصال سنگها از بستهای آهنی پوشیده شده با سرب مذاب استفاده کردند که خاصیت ضدزلزله داشت.
- بیش از ۳۰ هزار لوح گِلی کشفشده در تخت جمشید، سیستم دقیق پرداخت دستمزد به کارگران را ثابت میکند.
- این الواح که به زبان ایلامی نوشته شدهاند، تاریخ ساخت بنا را به دقت بین سالهای ۵۰۹ تا ۴۹۴ پیش از میلاد مشخص میکنند.
اصطلاحات کلیدی
- خشکهچین (Dry Ashlar Masonry)
- تکنیک معماری که در آن بلوکهای سنگی بدون استفاده از ملات و تنها با تراش دقیق و چفت شدن روی هم قرار میگیرند.
- بست دمچلچلهای (Dovetail Clamp)
- قطعات فلزی I یا H شکل که در شیارهای بین دو سنگ قرار میگیرند تا آنها را به هم متصل نگه دارند.
- زبان ایلامی (Elamite Language)
- زبان باستانی بومیان جنوب غربی ایران که هخامنشیان از آن به عنوان زبان اداری و دیوانی خود استفاده میکردند.
- بایگانی بارو (Fortification Archive)
- مجموعه عظیمی از اسناد اداری هخامنشی که در دیوار دفاعی تخت جمشید کشف شد و جزئیات اقتصادی امپراتوری را نشان میدهد.
پرسشهای متداول
آیا تخت جمشید توسط بردهها ساخته شده است؟
خیر. الواح گِلی کشفشده نشان میدهند که تمامی کارگران، صنعتگران و مهندسان (اعم از زن و مرد) بر اساس مهارت خود دستمزد و جیره غذایی دریافت میکردند.
سنگهای تخت جمشید چگونه به هم متصل شدهاند؟
مهندسان هخامنشی از ملات استفاده نکردند. آنها سنگها را با دقت تراشیده و با استفاده از بستهای فلزی (ترکیب آهن و سرب مذاب) به هم قفل کردند.
چگونه الواح گِلی تخت جمشید تا امروز باقی ماندهاند؟
این الواح در اصل از گِل ناپخته بودند، اما زمانی که اسکندر مقدونی تخت جمشید را به آتش کشید، حرارت آتش باعث پخته شدن و سخت شدن این الواح شد و آنها را برای هزاران سال حفظ کرد.
زبان نوشتههای روی الواح چیست؟
اکثر این اسناد اداری به خط میخی و گویشی از زبان ایلامی نوشته شدهاند، هرچند برخی از آنها دارای حاشیهنویسیهایی به زبان آرامی هستند.
منابع
[1]موسسه بررسی فرهنگهای باستانی دانشگاه شیکاگوکتیبهخوانانPersepolis Fortification Archive Project
مطالعه در موسسه بررسی فرهنگهای باستانی دانشگاه شیکاگو →
[2]دانشنامه ایرانیکاکتیبهخوانانPERSEPOLIS ELAMITE TABLETS
مطالعه در دانشنامه ایرانیکا →
[3]انتشارات دانشگاه کالیفرنیامورخان معماریAchaemenid Architecture and Seismic Resilience
مطالعه در انتشارات دانشگاه کالیفرنیا →
[4]یونسکومورخان معماریPersepolis - UNESCO World Heritage Centre
مطالعه در یونسکو →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در علم
مشاهده همه →هیدرولوژی دریاچههای نمک
ترمودینامیک پوستههای نمکی و زیستشناسی آرتمیا: چرا احیای دریاچه ارومیه از نظر فیزیکی پیچیده است؟
4 منبع
مکانیسمهای عصبی
مکانیسمهای اصلی ارتباط عصبی: چگونه پتانسیلهای عمل و سیناپسها اطلاعات را منتقل میکنند
10 منبع
مهندسی باستان
فیزیک و علم مواد در تخت جمشید: مهندسان هخامنشی چگونه از بستهای سربی و شکافت سنگ بهره بردند؟
3 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.




