پاشنهبلند چگونه از چکمه سوارهنظام ایرانی به نماد مد زنانه بدل شد؟
کفش پاشنهبلند در اصل ابزاری نظامی بود که در سده دهم میلادی برای تیراندازان سوار بر اسب ایرانی طراحی شد و نزدیک به ۷۰۰ سال تماماً مردانه ماند؛ پوششی که بعدها با رنسانس فکری قرن هجدهم از کمد مردان حذف و به نمادی زنانه بدل شد.
به قلم الناز کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- پاشنهبلند در سده دهم میلادی در ایران به عنوان ابزاری نظامی ساخته شد تا پای سوارکار کماندار را در رکاب اسب قفل کند.
- اشراف اروپایی و در صدر آنها لویی چهاردهم در قرن هفدهم پاشنه را برای قدبلندی، نمایش ثروت و ابهت مردانه پوشیدند.
- مردان در قرن هجدهم طی «انصراف بزرگ مردانه» پاشنه را به طور ناگهانی رها کردند، زیرا تفکر حاکم، پوشاک ساده را عقلانی و جامه تزیینی را زنانه میدانست.
در این مطلب
کمد لباسهای امروزی ما تاوان یک زلزله فکری در قرن هجدهم را پس میدهد؛ موجی که به یکباره رنگ، ابریشم و بلندی قد را از پوشش مردان زدود. پیش از آنکه عصر روشنگری، مردان را در کتوشلوارهای تیره و چکمههای بیخاصیت تخت محبوس کند، پاشنهبلند نهایت اقتدار و خشونت مردانه در میدان جنگ بود. امروز وقتی زنی کفش پاشنهمیخی یا استیلتو میپوشد، در واقع پایش را درون تکهای از فناوری نظامی ایران در سده دهم میلادی گذاشته است.[1]
برای نزدیک به ۷۰۰ سال، این ابزار بالاآورنده قد انحصاراً در اختیار سوارکاران و اشرافزادگان مرد بود. پاشنه نه برای دلربایی، بلکه برای حل یک معضل عینی در میدان نبرد ساخته شده بود: چفت شدن پای تیرانداز سواره درون رکاب اسب. قرنها گذشت تا پدیدهای موسوم به «انصراف بزرگ مردانه»، پای مردان را از این کفشها بیرون بکشد.[1][4]
این تصفیه سلیقهای در قرن هجدهم، مرز تصنعی عجیبی ساخت: عقلانیت برای مردان و سبکسری برای زنان. با رفتن مردان به سراغ پشمهای تیره و دوختهای معقول، پاشنه در دامن زنان رها شد و زبان بصری جنسیتها از نو نوشته شد؛ تغییری که قرنها تاریخِ آمیخته با خون و جنگاوری را از یادها برد.[1][3]
طراحیشده برای نبرد سواره
نخستین ردپای پاشنهبلند نه در بلوارهای شیک پاریس، بلکه در میان گرد و غبار ایران قرون وسطی دیده شد. در حدود قرن دهم میلادی، سواران ایرانی نوعی چکمه سوارکاری میپوشیدند که پاشنههایی بلند و مخروطی داشت؛ برجستگیهایی که اصلاً جنبه زینتی نداشت و ضرورتی حیاتی برای جنگیدن روی اسب بود.[4]
وقتی سوارکار روی رکابها برمیخاست، پاشنه چکمه لبه فلزی رکاب را قفل میکرد و تکیهگاه قرص و محکمی میساخت. همین ثبات پا به کماندار اجازه میداد افسار اسب را رها کند و هنگام تاختن با سرعت کامل، با دقتی مرگبار تیر بیندازد. بدون این پاشنه، پای سوارکار لیز میخورد و پرتاب تیر به بهای سرنگونیاش تمام میشد.[2][4]
الیزابت سملهک، مدیر و کیوریتور ارشد موزه کفش باتا در تورنتو، این پیشینه رزمی را به تفصیل ثبت کرده است. او میگوید: «وقتی سرباز روی رکاب میایستاد، پاشنه به او کمک میکرد تعادلش را چنان حفظ کند که بتواند تیر و کمان را با بیشترین کارایی به کار بگیرد.» نمونههای بازمانده از این چکمههای رکابگیر در همین موزه نگهداری میشوند.[2][4]
نگهداری اسب جنگی در ایران هزینهای سرسامآور داشت و از همین رو، چکمه پاشنهدار خیلی زود نمادی از ثروت شد. کار به جایی رسید که مردان سرشناس ایرانی حتی وقتی سوار بر اسب نبودند، با همین کفشها راه میرفتند تا تمول خود را به رخ بکشند. در اواخر سده شانزدهم میلادی، شاه عباس صفوی مجهزترین و پرشمارترین سوارهنظام جهان را در اختیار داشت و پایافزار مردانش آماده بود تا مرزهای بینالمللی را درنوردد.[4]
ورود به دربار اشراف اروپایی
در سال ۱۵۹۹ میلادی (۹۷۸ خورشیدی)، شاه عباس هیئتی دیپلماتیک را برای بستن اتحاد نظامی علیه عثمانی روانه دربارهای روسیه، آلمان و اسپانیا کرد. فرستادگان ایرانی با همان چکمهها و کفشهای پاشنهدار سنتی وارد دربار اروپا شدند؛ ظاهری متمایز، غریب و به غایت مردانه که توجه اشراف فرنگی را در دم جلب کرد.
نجیبزادگان اروپایی با ولع بسیار از این پوشش جدید استقبال کردند تا ژستی سرسخت، ارتشی و باصلابت به خود بگیرند. کفش پاشنهدار مزیت بیواسطهای هم داشت: قامت مرد را بلندتر نشان میداد و برجستگی ساق و عضلات ران را عیانتر میکرد. در دورهای که مد مردانه غربی بر محور نمایش پاهای تراشیده میچرخید، پاشنه بدل به اکسسوری بیرقیب قدرت شد.
لویی چهاردهم، پادشاه فرانسه در دوران سلطنت طولانیاش میان سالهای ۱۶۴۳ تا ۱۷۱۵، این مد را به اوج افراط رساند. شاه که تنها ۱۶۲ سانتیمتر قد داشت، کفشهایی با پاشنههایی تا حدود ۱۳ سانتیمتر به پا میکرد و معروف بود که کفی و پاشنه کفشهایش را به رنگ سرخ فاخر و گرانی درمیآورد.[3]
آن رنگ سرخ یادآور خون دشمنان در میدان جنگ و گواهی بر ثروت سرشار صاحبش بود، چرا که رنگدانه قرمزدانه در آن زمان قیمت طلا را داشت. در دهه ۱۶۷۰، لویی چهاردهم با فرمانی رسمی پوشیدن کفش با پاشنه سرخ را فقط به اعضای دربار سلطنتی محدود کرد. پاشنه قرمز عملاً به ابزاری برای سنجش جایگاه سیاسی افراد در دربار تبدیل شده بود.[3]
زنان سبک مردانه را قرض میگیرند
با گذشت زمان در سده هفدهم، زنان مرفه اروپایی دقیقاً به این دلیل به سمت پاشنهبلند رفتند که آن را جامهای مردانه میدیدند. سملهک در این باره مینویسد: «در آن دوران برخی زنان که جسارت و اهل ریسکپذیری در سبک پوشش بودند، به قرض گرفتن تکههایی از کمد مردان روی آوردند.» این کار در واقع دستاندازی جسورانه به قواعد سختگیرانه جنسیتی آن روزگار بود.[2][4]
زنان در دهه ۱۶۳۰ موهایشان را کوتاه کردند، سردوشیهای ارتشی بر لباس نشاندند و پاشنهبلند پوشیدند تا اقتدار خود را تثبیت کنند. برای دورهای تاریخی و کوتاه، پاشنهبلند یک پدیده کاملاً فارغ از جنسیت یا یونیسکس شد؛ زن و مرد همگام با هم روی سنگفرشهای خیس اروپا با پاشنههای لایهلایه چرمی و چوبی راه میرفتند.[2][4]
اما این برابری پایدار نماند و خطوط طراحی میان دو جنس زاویه گرفت. مردان به سراغ پاشنههای مربعی، عریض و سنگین چرمی رفتند که چهرهای خشنتر داشت و زنان کفشهایی با پاشنههای چوبی باریکتر و تراشیدهتر به پا کردند که روکشی از چرم ظریف روی آن کشیده میشد.[4]
این شکاف ظاهری، مقدمه واژگونی کامل هویت پاشنهبلند شد. اگرچه مردان هنوز برای نمایش اشرافیت پاشنه میپوشیدند، اما دیگر بوی رزم و تیراندازی از آن به مشام نمیرسید. لایههای فکری اروپا در حال لرزیدن بود و کارد سادهسازی مد مردانه داشت به استخوان میرسید.[3]
انصراف بزرگ مردانه
ضربه نهایی بر پیکر پاشنه مردانه با آغاز عصر روشنگری در قرن هجدهم فرود آمد. فلاسفه به ستایش منطق، پژوهش علمی و کارکردگرایی نشستند و این مفاهیم را فضیلتهای اصیل مردانه خواندند. در این چارچوب فکری، پارچههای حریر، زلمزیمبوهای تجملی و البته پاشنههای بلند، سبکسرانه و احمقانه جلوه داده شدند.[2][3]
جی. سی. فلوگل، روانشناس بریتانیایی، سالها بعد اصطلاح «انصراف بزرگ مردانه» را برای توصیف این دگرگونی وضع کرد. مردان متمول غربی به اراده خود کمد پرزرقوبرق گذشته را رها کرده و لباسهای پشمی تیره، تخت و حسابشده را انتخاب کردند. حوالی دهه ۱۷۴۰، پاشنه برای همیشه از پوشش روزمره مردان رخت بربست.[3]
این خانهتکانی کمدها صرفاً سلیقهای نبود، بلکه ریشه در ایدئولوژی داشت. با سپردن لباسهای پرکار، دستوپاگیر و تزیینی به زنان، جامعه روشنگری این باور را القا میکرد که زن موجودی احساسی و ناتوان از تفکر عقلانی است. پاشنهبلند اکنون ابزاری شده بود که عملاً و نمادین گامهای زن را لرزان میکرد، در حالی که مرد با کفش تخت شتابان پیش میرفت.[2][3]
انقلاب فرانسه میخ آخر را بر تابوت پاشنه کوبید؛ پوشیدن البسه اشرافی حکومت سابق، به معنای دعوتنامهای مستقیم برای تیغه گیوتین بود. انقلابیون طبقه کارگر شلوارهای گشاد و پایافزار تخت پوشیدند و هیبت مرد نوین را تثبیت کردند. پس از سال ۱۸۰۰، تنها جایی که میشد مردی را با پاشنهبلند دید، روی زین اسب بود یا صحنه تئاتر.[3]
میراث این تحول فرهنگی
انصراف بزرگ مردانه درک عمومی ما از پوشش و تفکیک جنسی را دگرگون کرد. پاشنهبلندی که روزگاری فناوری انحصاری سوارکاران میدانهای جنگ ایران بود، از تمام خاطرات نظامیاش تهی شد؛ ابزاری که بعدها با کمک عکاسی قرن نوزدهم و پوسترهای زنان جذاب در جنگ جهانی دوم، یکسره با جذابیت جنسی زنانه پیوند خورد.[3]
امروزه آخرین بقایای پاشنه مردانه را تنها میتوان در چکمههای کابویی یا کفشهای کوبایی دید. جالب اینجاست که چکمه کابوی امروزی مستقیماً نواده همان چکمه سوارکاری سده دهم ایرانی است و هنوز همان وظیفه قفل شدن در رکاب را ایفا میکند، اما خارج از پیست سوارکاری، حکومت بیچونوچرای کفش تخت برای مردان پابرجاست.
امروزه آخرین بقایای پاشنه مردانه را تنها میتوان در چکمههای کابویی یا کفشهای کوبایی دید.
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- بازسازی گاهشمارانه جهت برآورد طول دوره استفاده انحصاری از پاشنهبلند به عنوان ابزار جنگی و اشرافی مردانه، پیش از واژگونی نقش جنسیتی آن.
- یافته
- پاشنهبلند نزدیک به ۷۰۰ سال انحصاراً ابزاری رزمی برای سواران و نمادی از شوکت اشراف مرد بود تا اینکه زنان در دهه ۱۶۳۰ آن را قرض گرفتند؛ این یعنی پیشینه مردانه پاشنه، بیش از دو برابر عمر زنانه مدرن آن است.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- کهنترین شواهد تاریخی پاشنه چکمه سوارهنظام ایرانی: 10th century — Bata Shoe Museum
- آغاز نخستین موج استفاده فراگیر زنان اروپایی از پاشنهبلند: 1630s — Quartz
- محدودیتهای این تحلیل
- این محاسبه بر پایه قدیمیترین شواهد فیزیکی بازمانده از پاشنه انجام شده است؛ ابداع واقعی این چکمهها ممکن است کهنتر از سده دهم میلادی باشد که در این صورت دوره انحصار مردانه آن فراتر نیز خواهد رفت.
اصطلاحات کلیدی
- انصراف بزرگ مردانه (Great Male Renunciation)
- رویدادی تاریخی در اواخر سده هجدهم که طی آن مردان طبقه مرفه غرب لباسهای رنگارنگ، حریر و پاشنهدار را به نفع کتوشلوارهای تیره و ساده کنار گذاشتند.
- گالش / چکمه سواری کهن
- پایافزار سوارکاری سنتی ایران در قرون وسطی با پاشنهای زاویهدار که برای چفت شدن در رکاب اسب تعبیه شده بود.
- رژیم پیشین (Ancien Régime)
- نظام سیاسی و اجتماعی حاکم بر پادشاهی فرانسه پیش از وقوع انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹.
- چوپین (Chopine)
- نوعی کفش لژدار بلند زنانه در سدههای پانزدهم تا هفدهم اروپا که برای آلوده نشدن لبه لباس به گلولای و نمایش پایگاه طبقاتی استفاده میشد.
پرسشهای متداول
آیا زنان پاشنهبلند را اختراع کردند تا قدبلندتر به نظر برسند؟
خیر. پاشنهبلند در قرن دهم میلادی به دست سوارکاران ایرانی به عنوان یک ابزار کاربردی نظامی ساخته شد تا پای سوارکار هنگام پرتاب تیر با کمان از درون رکاب اسب نلغزد.
چرا لویی چهاردهم پاشنه کفشهایش را قرمز میکرد؟
رنگ قرمز بسیار گرانقیمت بود و بوی خون و قدرت نظامی میداد. لویی چهاردهم پوشیدن پاشنه قرمز را صرفاً به درباریان نزدیک خود محدود کرد تا نشانی انحصاری از پایگاه سیاسی و ثروت باشد.
مردان چه زمانی پوشیدن پاشنهبلند را کنار گذاشتند؟
مردان در حوالی دهه ۱۷۴۰ میلادی و در خلال جریانی موسوم به «انصراف بزرگ مردانه» در عصر روشنگری، پاشنه را کنار گذاشتند؛ جریانی که پوشش تخت و ساده را عقلانی و پاشنهبلند را سبکسرانه قلمداد کرد.
آیا چکمههای کابوی امروزی ارتباطی با پاشنههای ایرانی دارند؟
بله. پاشنه زاویهدار و بلند چکمههای کابوی مدرن مستقیماً از چکمههای سوارکاری سده دهم ایران ریشه گرفته و هنوز دقیقاً همان کاربرد قفل کردن پا در رکاب اسب را دارد.
بررسی عمیق دیدگاهها
تاریخنگاران مد و پایافزار
پژوهشگرانی که پاشنه را یک فناوری کاربردی میدانند که بعدها برچسب جنسیتی خورد.
تاریخنگارانی چون الیزابت سملهک معتقدند لباسها هیچ ذات و جنسیت درونی ندارند و پاشنهبلند محکمترین برهان برای این مدعاست. آنان تأکید دارند که این کفش صرفاً قطعهای از جنگافزار تیراندازان سواره بوده و زنانه شدنش در قرن هجدهم، تصادفی تاریخی ناشی از تغییر مکاتب فلسفی بود نه ساختار آناتومی پا. از این دیدگاه، تصور مدرن از پاشنهبلند به عنوان ابزاری شکننده و ذاتاً زنانه، برساختهای فرهنگی و نوظهور است که ۷۰۰ سال تاریخ رزمآوری آن را نادیده میگیرد.
فیلسوفان عصر روشنگری
اندیشمندان سده هجدهم که هدایتگران انصراف بزرگ مردانه بودند.
در سده هفدهم و هجدهم، نظریهپردازان غربی شروع به تفکیک شدید خصلتهای انسانی بر اساس جنسیت کردند؛ مردان مظهر عقلانیت و زنان مظهر احساسات نامیده شدند. آنان استدلال میکردند که جامه مردانه باید بازتابدهنده منطق کاربردی باشد، بنابراین کلاهگیسها، پارچههای زربفت و پاشنههای بلند جای خود را به کتوشلوارهای منظم دادند. از دیدگاه این گروه، وانهادن پاشنه گامی بایسته برای ساختن شهروند مرد معقول و امروزی بود، در حالی که مدهای پردردسر و بهاصطلاح سبکسرانه برای زنان باقی ماند.
نظریهپردازان مدرن مد
منتقدانی که بررسی میکنند این رنسانس فکری چگونه کمد مردان را فقیر کرد.
منتقدان معاصر، «انصراف بزرگ مردانه» را رویدادی محدودکننده میدانند که کمد لباس مردانه را برای همیشه از رنگ و تنوع تهی ساخت. آنها بر این باورند که مردان با تسلیم کردن رنگها، بافتها و پاشنه، خود را در یونیفورمی خشک گرفتار کردند که متانت را معادل با بیروحی میداند. این کارشناسان، بازگشت پاشنههای کوبایی به موسیقی راک دهه ۱۹۷۰ یا مدهای جسورانه امروزی را تلاشی برای بازپسگیری همان قامت برجسته و باابهتی میدانند که در دهه ۱۷۴۰ از دست رفت.
- تاریخنگاران مد و پایافزار
- پژوهشگرانی که پاشنه را یک فناوری نظامی کاربردی میدانند که بعدها برچسب جنسیتی خورد.
- فیلسوفان عصر روشنگری
- اندیشمندان سده هجدهم که لباس ساده را نماد خرد و پوشاک تزیینی را نشانه سبکسری میدانستند.
- نظریهپردازان مدرن مد
- منتقدانی که بررسی میکنند انصراف بزرگ چگونه هنوز تنوع کمد لباس مردانه را محدود نگه داشته است.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- طراحان مدرن تجهیزات سوارکاری
- پژوهشگران مطالعات جنسیتی
منابع
[1]تیم سردبیری کوهستاننظریهپردازان مدرن مدتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[2]Quartzتاریخنگاران مد و پایافزارThe high heel was originally worn by men
مطالعه در Quartz →
[3]Wikipediaفیلسوفان عصر روشنگریGreat Male Renunciation
مطالعه در Wikipedia →
[4]Bata Shoe Museumتاریخنگاران مد و پایافزارStanding Tall: The Curious History of Men in Heels
مطالعه در Bata Shoe Museum →
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →دره وهم
مرز ۶۰ تا ۸۰ درصدی واقعگرایی: چرا چهرههای انساننما ما را به دره وهم میاندازند؟
6 منبع
انتقال فرهنگی
چگونه ایدهها مرزها را درمینوردند: چهار مسیر اصلی انتشار فرهنگی
6 منبع
نظریه نوآوری
نوآوریها چگونه منتشر میشوند: پنج گروه پذیرنده و راز منحنی S
8 منبع
انسانشناسی
چارچوب سهمرحلهای آرنولد ون گنپ: چرا تغییرات زندگی ما همیشه سه گام دارد؟
8 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





