کالای وبلن: چرا در دنیای لاکچری، قیمت بالاتر تقاضای بیشتری میآورد؟
در اقتصاد سنتی، قیمت بالاتر به معنای کاهش تقاضاست. اما برای دسته خاصی از کالاهای لوکس که به «کالاهای وبلن» معروفاند، همان برچسب قیمت نجومی، اصلیترین دلیلی است که آنها را تا این حد خواستنی میکند.
به قلم الناز کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- جامعهشناسان
- مصرفگرایی خودنمایانه را به عنوان ابزاری منطقی برای تثبیت سلسلهمراتب اجتماعی تحلیل میکنند.
- اقتصاددانان کلاسیک
- تقاضای صعودی را به عنوان یک ناهنجاری در بازار یا یک انحراف روانی میبینند.
- استراتژیستهای برندهای لوکس
- با اثر وبلن به عنوان یک مدل کسبوکار بنیادین برخورد میکنند که باید از طریق قیمتگذاری از آن محافظت کرد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مصرفکنندگان کمدرآمدی که به دلیل قیمتهای بالا از بازیِ نمایش منزلت حذف شدهاند.
- منتقدان محیطزیستی که به مصرفگراییِ بیهوده و اسرافکارانه اعتراض دارند.
چرا مهم است
درک «اثر وبلن» نشان میدهد که چرا ما از نظر روانی تمایل داریم برای نمادهای منزلت اجتماعی پولِ اضافه بدهیم. این مفهوم، سازوکار مصنوعیِ پشت قیمتگذاری کالاهای لوکس را برملا میکند و به مصرفکننده نشان میدهد چه زمانی واقعاً برای کارایی یک محصول پول میدهد و چه زمانی صرفاً هزینه میکند تا از دیگران متمایز و جدا باشد.
نکات کلیدی
- اثر وبلن زمانی رخ میدهد که با افزایش قیمت یک کالای لوکس، تقاضا برای آن هم بالا میرود؛ پدیدهای که قوانین سنتی اقتصاد را زیر پا میگذارد.
- تورستین وبلن، اقتصاددان، در سال ۱۸۹۹ اصطلاح «مصرفگرایی خودنمایانه» را برای توصیف خرجکردنهایی ابداع کرد که هدفشان صرفاً به رخ کشیدن ثروت بود.
- کالاهای وبلن به یک سد ورودِ بلند (قیمت بالا) وابستهاند؛ اگر قیمت افت کند، کالا ارزش فرهنگی خود را به عنوان نماد منزلت از دست میدهد.
- ارزش این کالاها به دو بخش تقسیم میشود: کارکرد عملی آنها (سودمندی) و قدرتشان در نشان دادن جایگاه اجتماعی (ارزش افتخاری).
برای اینکه یک کیف ۱۰,۰۰۰ دلاری «بیرکین» (Birkin)، یک ساعت مکانیکی تیتانیومی یا یک حق عضویت VIP واقعاً کارش را درست انجام دهد، یک شرط ساختاری باید مطلقاً پابرجا بماند: قیمت باید آنقدر دردناک باشد که تقریباً دست همه را از رسیدن به آن کوتاه کند. اگر این سد ورود فرو بریزد، ارزش فرهنگی آن شیء در یک چشمبههمزدن دود میشود و به هوا میرود. (هیچکس با جنس تخفیفخورده پز نمیدهد). در اقتصاد سنتی، این موضوع هیچ منطقی ندارد. قانون بنیادین عرضه و تقاضا میگوید وقتی قیمتها بالا میروند، آدمهای کمتری تمایل به خرید دارند. اما در قلمرو فرهنگ لاکچری، دسته خاصی از اشیاء تمام قواعد را زیر پا میگذارند. برای این کالاها، قیمت بالا مانعی برای خرید نیست؛ بلکه خودِ محصول است.[1]
این پدیده به نام «اثر وبلن» شناخته میشود؛ نامی که از اقتصاددان نروژی-آمریکایی، تورستین وبلن (Thorstein Veblen) گرفته شده است. در سال ۱۸۹۹، وبلن رساله ۴۰۰ صفحهای خود با نام «نظریه طبقه مرفه» را منتشر کرد و در آن به بررسی عادات ولخرجانه نوکیسههای «عصر طلایی» آمریکا پرداخت. او اصطلاح «مصرفگرایی خودنمایانه» را ابداع کرد تا عملِ خریدن چیزها را نه به خاطر کاربرد عملیشان، بلکه برای نمایش عمومی قدرت اقتصادی توصیف کند. وبلن فهمید که برای طبقه مرفه، پول خرج کردن یک ورزش رقابتی است. هدف این بود که از طریق چیزی که او «رقابت پولی» مینامید، جایگاه اجتماعی خود را به رخ بکشند؛ یعنی در واقع، چشم و همچشمی کردن با بقیه از طریق بیشتر خرج کردن.[2][6]
برای درک اینکه یک کالای وبلن چگونه کار میکند، باید ارزش آن را به دو دسته مجزا تقسیم کنید. اولی همان چیزی است که وبلن آن را «سودمندی» مینامید؛ یعنی کاری که آن کالا در واقعیت انجام میدهد. یک ساعت کاسیوی ۲۰ دلاری و یک رولکس ۲۰,۰۰۰ دلاری، هر دو زمان را با دقت ۹۹٫۹ درصد نشان میدهند. یک هوندا سیویک و یک فراری، هر دو شما را به مقصد میرسانند. اگر مصرفکنندگان فقط به سودمندی اهمیت میدادند، بازار کالاهای لوکس اصلاً وجود نداشت. دسته دوم، جنبه «افتخاری» ماجراست. همانطور که دایرةالمعارف بریتانیکا اشاره میکند، تحسینی که یک کالای لوکس برمیانگیزد «در درجه اول ناشی از توانایی ماشین برای انجام کار نیست، بلکه از شواهد مشهود ثروتی است که به نمایش میگذارد.»[3]
این ماهیت دوگانه، یک منحنی تقاضای صعودی ایجاد میکند؛ یک ناهنجاری عجیب در اقتصاد خرد. در حالت عادی، اگر شرکتی قیمت کالایی را پایین بیاورد، تقاضا به شدت بالا میرود. اما اگر یک برند لوکس قیمت یکی از کالاهای پرچمدار وبلن خود را به شدت کاهش دهد، تقاضا در میان مشتریان اصلیاش در واقع سقوط میکند. جذابیت این کالاها در انحصاری بودنشان است. اگر هر کسی بتواند آن را بخرد، دیگر به عنوان نماد منزلت کارکردی نخواهد داشت. آن شیء برای همان کسانی که در ابتدا خواهانش بودند، از نظر فرهنگی بیارزش میشود.[1]
این ماهیت دوگانه، یک منحنی تقاضای صعودی ایجاد میکند؛ یک ناهنجاری عجیب در اقتصاد خرد.
برندهای لوکس مدرن این سازوکار را کاملاً درک میکنند و برای محافظت از اثر وبلن، دست به مهندسیِ کمیابی میزنند. آنها قیمتها را فقط برای پوشش تورم یا هزینه مواد اولیه بالا نمیبرند؛ بلکه قیمتها را مشخصاً برای حفظ همان سد ورود افزایش میدهند. وقتی یک ساعتساز ردهبالا قیمت خردهفروشی یک مدل اسپرت فولادی را یکشبه ۱۵ درصد بالا میبرد، دنبال این نیست که حجم فروش را به حداکثر برساند. او دارد ارزش افتخاریِ آن ساعت را تقویت میکند. این افزایش قیمت تضمین میکند افرادی که آن را به دست میبندند، همچنان سطحِ درستی از ثروت را به دیگران مخابره میکنند.[5]
اما اثر وبلن به یک مخاطب نیاز دارد. برای اینکه مصرفگرایی خودنمایانه جواب بدهد، ناظر باید حدوداً بداند که آن کالا چقدر میارزد. اگر یک میلیاردر یک پلیور کشمیریِ سفارشی و بدون برند بپوشد که ۵,۰۰۰ دلار قیمت دارد، شاید آن لباس یک کالای لوکس باشد، اما یک کالای وبلنِ خالص نیست؛ مگر اینکه اطرافیانش ارزش آن را تشخیص دهند. به همین دلیل است که کالاهای وبلن تقریباً همیشه بسیار به چشم میآیند، لوگوهای درشتی دارند یا از نظر فرهنگی همهجا شناختهشدهاند. سیگنالِ منزلت تنها در صورتی مخابره میشود که گیرنده بتواند برچسب قیمت را رمزگشایی کند.[4]
این پویایی از سال ۱۸۹۹ تا به امروز تغییرات زیادی کرده است. امروزه، مصرفگرایی خودنمایانه دیگر به فوقثروتمندان محدود نمیشود. دموکراتیزه شدنِ اعتبار بانکی و ظهور شبکههای اجتماعی به مصرفکنندگان طبقه متوسط هم اجازه داده تا در این «رقابت پولی» شرکت کنند. یک نوجوان ممکن است ۶ ماه پول جمع کند تا یک جفت کتانیِ مارکدار ۱,۰۰۰ دلاری بخرد؛ نه به این خاطر که از نظر کارایی بهتر از یک کتانی ۱۰۰ دلاری است، بلکه به این دلیل که آن کتانی به او دسترسی موقتی به زبان بصریِ نخبگان جامعه را میدهد. اینترنت هر فضای عمومی را به یک سالن مد (رانوی) برای نمایش منزلت تبدیل کرده است.[3][5]
با این حال، منطق ساختاریِ ماجرا دقیقاً همان چیزی است که وبلن بیش از یک قرن پیش توصیف کرد. ما هنوز هم در چرخهای از مقایسههای حسادتآمیز گرفتاریم و از کالاهای مادی برای تثبیت جایگاه خود در سلسلهمراتب اجتماعی استفاده میکنیم. اشیاء تغییر میکنند؛ از کرستهای نقرهکوب در دوران ویکتوریا گرفته تا لباسهای خیابانیِ تولید محدود در امروز، اما آن انگیزه و غریزه انسانیِ زیربنایی تغییری نمیکند. تا زمانی که جامعه، ثروت را معادل ارزش انسانی بداند، همیشه بازاری برای چیزهایی وجود خواهد داشت که گرانترند، صرفاً به این دلیل که میتوانند گران باشند. در واقع، تمامِ هدف همان برچسب قیمت است.[2][5]
منابع
[1]Wikipediaاقتصاددانان کلاسیکVeblen good
مطالعه در Wikipedia →
[2]Wikipediaاقتصاددانان کلاسیکThe Theory of the Leisure Class
مطالعه در Wikipedia →
[3]BritannicaجامعهشناسانConspicuous consumption | Definition, Examples, & Facts
مطالعه در Britannica →
[4]Merriam-WebsterجامعهشناسانConspicuous consumption Definition & Meaning
مطالعه در Merriam-Webster →
[5]تیم سردبیری کوهستاناستراتژیستهای برندهای لوکستحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]Project GutenbergجامعهشناسانThe Theory of the Leisure Class by Thorstein Veblen
مطالعه در Project Gutenberg →
نظرات
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →سیستمهای آوایی
۱۰۷ صامت و ۳۱ مصوت: الفبای آوانگاری بینالمللی چگونه تمام صداهای گفتار بشر را نقشهبرداری میکند
5 منبع
ساختار قرآن
منطق ساختاری قرآن: چرا ۱۱۴ سوره از ترتیب زمانی پیروی نمیکنند؟
9 منبع
تایپوگرافی متخاصم
چگونه فونتهای متخاصم با جایگزینی گلیف، دادههای آموزشی هوش مصنوعی را مسموم میکنند
4 منبع
سیاست میراث فرهنگی
کمیته آمریکایی تحت فشار است تا به دلیل «پروژههای عظیم پرستیژی» و بیتوجهی به سایتها، توافق میراث فرهنگی با مصر را لغو کند
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





