چگونه کمبود زمین و بحرانهای بهداشتی، سوزاندن مردگان را جایگزین خاکسپاری سنتی کرد؟
گذر از آیین کهن خاکسپاری به سوزاندن مدرن مردگان نیازمند یک قرن تلاش کارشناسان بهداشت عمومی و مهندسان بود تا تابوهای مذهبی دیرینه را کنار بزنند. بحران گورستانهای سرریز در شهرهای بزرگ سرانجام تدبیری رادیکال را به یک استاندارد جهانی بدل ساخت.
به قلم شاهین زند
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- سرریز شدن گورستانهای شهرهای اروپایی در قرن نوزدهم، پزشکان را ناگزیر کرد تا سوزاندن مردگان را به عنوان یک نیاز بهداشتی مبرم برای مهار بیماریها جا بیندازند.
- ابداع کوره بازتابی مدرن در سال ۱۸۷۳ میلادی، جهش فناورانهای بود که سوزاندن محصور، پربازده و بدون زحمت پیکرها را عملی ساخت.
- کلیسای کاتولیک تحریم خود بر این سنت را تا سال ۱۹۶۳ حفظ کرد، تا اینکه بحران جا و مضیقه مالی در شهرها نهایتاً الهیدانان را وادار به عقبنشینی کرد.
شهری که بخواهد مردگانش را در خاک بگذارد، به زمینی تمامنشدنی نیاز دارد؛ کالایی که پایتختهای صنعتی اروپای سده نوزدهم از آن بیبهره بودند. میلیونها کارگر از روستاها به سوی لندن، پاریس و برلین سرازیر شدند و گورستانهای شهری که برای جمعیتی اندک طراحی شده بودند، خیلی زود تا لبه پر شدند.[1][6]
این بحران خفهکننده جوامع غربی را به بازنگری اساسی در شیوه مدیریت پیکر مردگان واداشت. در طول یک سده، اصلاحطلبان حوزه بهداشت و مهندسان پرچمدار «مردهسوزی» شدند؛ رسمی که در اروپای مسیحی تابویی بزرگ به شمار میرفت، اما در چشم آنان یگانه راه نجات کلانشهرهای مدرن از بنبست کمبود جا و بیماری بود.[1][4]
از زمان پذیرش خاکسپاری در اواخر امپراتوری روم، تدفین در خاک معیاری دستنخورده مانده بود. تغییر این پایه فرهنگی عمیقاً ریشهدار، به معجونی از نوآوریهای فنی، پافشاریهای خستگیناپذیر بهداشتی و البته در نهایت، عقبنشینی ناگزیر و محافظهکارانه بزرگترین نهادهای مذهبی جهان نیاز داشت.[1][5]
بحران بهداشتی کلانشهرها
پیش از تثبیت نظریه میکروبی، پزشکان عصر ویکتوریا عامل شیوع بیماریها را «میازما» یا همان هوای آلوده و بخارات برخاسته از تعفن میدانستند. کلیساهایی که حیاطشان مالامال از گورهای کمعمق بود و اجساد تنها چند سانتیمتر زیر خاک قرار داشتند، کانونهای سمی پخش وبا و آبله شناخته میشدند.[1][4]
در بریتانیا کارد به استخوان رسید. سر هنری تامپسون، جراح مخصوص ملکه ویکتوریا، علم مخالفت با خاکسپاری سنتی را برداشته بود. او استدلال میکرد که اجساد در حال پوسیدگی این جمعیت فزاینده، تهدیدی وجودی علیه سلامت و بقای جامعه است.[2][3]
تامپسون در سال ۱۸۷۴ میلادی رساله تاثیرگذار خود را با عنوان «مردهسوزی: شیوه رفتار با پیکر پس از مرگ» منتشر ساخت. او هشدار داد که دفن اموات در مراکز پرجمعیت شهری آبهای زیرزمینی را مسموم و هوا را آلوده میکند و خواستار گذار فوری به کورههای سوزاندن شد.[2][3]
در اسناد تاریخی ثبت شده از اقدامات تامپسون آمده است: «او بر این باور بود که سوزاندن اجساد یک ضرورت بهداشتی برای جلوگیری از گسترش بیماری در میان جمعیتی است که مساحتش روزبهروز برای زیستن تنگتر میشود.»[3]
مهندسی کوره به سبک مدرن
با تمام اینها جنبش تا سال ۱۸۷۳ ابزار مناسبی نداشت؛ تا آنکه لودوویکو برونتی، استاد ایتالیایی، در نمایشگاه وین از کورهای بازتابی و قابل اتکا پردهبرداری کرد. پیش از آن، سوزاندن به معنای هیمههای آتش در فضای باز بود؛ روشی بسیار کمبازده که چشمانداز چندان خوشایندی هم برای نظارهگران شهری نداشت.[1][4]
برونتی چهار سال تمام در دانشگاه پادووا با بقایای انسانی آزمونوخطا کرده بود. در آزمایش نهایی نمونه اولیهاش، جسد مردی ۵۰ ساله زیر گرمای مداوم ظرف چهار ساعت به ۴ درصد وزن اولیهاش کاهش یافت و به مشتی خاکستر بدل شد.[4]
برونتی خاکسترهای برجایمانده را در گنجهای شیشهای در نمایشگاه وین به نمایش گذاشت. او تابلویی بالای خاکسترها نصب کرده بود که میگفت: «رهاشده از کرمها، پاکیزه با شعلههای نابودگر»؛ متنی که نگاه هیئتهای پزشکی فرانسوی و بریتانیایی را بیدرنگ به خود دوزید.[1][4]
این کورههای با حرارت بالا امتداد منطق انقلاب صنعتی در ساحت آیینهای تدفین بودند. کورههای نوین با دودکشهای کارخانهای و سامانه بازیافت حرارت سوخت، مدیریت مردگان را از یک فرایند سنتی به سازوکاری مکانیکی، مهارشده و به شدت کارآمد دگرگون کردند.[1]
گشودن گرههای قانونی
تامپسون مسلح به اختراع فنی برونتی به لندن بازگشت و در سال ۱۸۷۴ «انجمن مردهسوزی انگلستان» را بنیاد نهاد. این انجمن در سال ۱۸۷۸ نخستین مردهسوزگاه کشور را در ووکینگ ساری ساخت، اما دولت بریتانیا ابتدا سفتوسخت در برابر صدور مجوز سوختن انسانها ایستاد.[2][3]
مقامهای قضایی نگران بودند سوزاندن، ادله حیاتی پزشکی قانونی درباره قتل یا مسمومیتها را دود کند و به هوا بفرستد. کوره ووکینگ سالها خاموش نشست و در سال ۱۸۷۹ فقط برای سوزاندن لاشه یک اسب به کار رفت؛ رویدادی که فریاد اهالی محل را به آسمان برد و کار را به شکایت نزد وزیر کشور کشاند.[3]
بنبست حقوقی سرانجام در سال ۱۸۸۴ شکست؛ وقتی ویلیام پرایس، پزشک ۸۳ ساله ولزی، حین سوزاندن جسد نوزادش بر فراز تپهای بازداشت شد. قاضی دادگاه رأی داد که چون مردهسوزی صراحتاً در قانون ممنوع نشده، پس جرمی رخ نداده و مجاز است.[1][3]
در پی این حکم تاریخی، نخستین سوزاندن رسمی جسد انسان در بریتانیا در سال ۱۸۸۵ انجام شد. این بدعت اگرچه در میان روشنفکران دگراندیش و جامعه پزشکی پیشرو اندکاندک جا باز کرد، اما برای عامه مردم همچنان تلخ و مناقشهبرانگیز بود.[1][3]
ورود به خاک آمریکا
استدلالهای بهداشتی خیلی زود به آن سوی اقیانوس اطلس رسید؛ جایی که شهرهای آمریکایی نیز با همان بحران بیپایان زمین دستبهگریبان بودند. در سال ۱۸۷۶ دکتر فرانسیس جولیوس لوموین در واشینگتنِ پنسیلوانیا کورهای خصوصی ساخت و تنها بر پایه بهداشت عمومی و حفظ زمینهای بایر از آن دفاع کرد.[4]
با همه این تکاپوها، رغبت آمریکاییها به این روش به شدت کند پیش رفت. تا سال ۱۹۰۰، از میان ۳۴۳ هزار فوتی در کل ایالات متحده، فقط ۲,۴۱۴ مرده سوزانده شدند. از سوی دیگر، جهش علم باکتریشناسی خط بطلانی بر نظریه میازما کشید و ثابت کرد که اجساد مدفون منبع اصلی طاعون و عفونت نیستند.[4]
بدون ترس فلجکننده از شیوع همهگیریها، مردهسوزی به انتخابی حاشیهای بدل شد. تا میانههای سده بیستم، نرخ سوزاندن در آمریکا حول ۳ درصد درجا میزد و این رخوت محصول اینرسی فرهنگی و سختگیریهای شدید مذهبی بود.[4]
کاسبان سنتهای تدفین نیز در حفظ این چرخه نقشی عمده داشتند. رونق مومیایی کردن پس از جنگ داخلی آمریکا بازاری پرسود برای تابوتهای گرانقیمت، مجلل و نمازخانههای تشییع ساخته بود؛ کاسبی دندانگیری که کوره مردهسوزی همه آن را بر باد میداد.[1][6]
سازش شریعت با واقعیت
در حالی که مدیران شهری عاقبت تسلیم دو دو تا چهار تای کمبود جا شدند، سنگر دینداران سرسختانه پابرجا ماند. کلیسای کاتولیک این رفتار را نفی مادیگرایانه اصل معاد جسمانی میدید. در ۱۸۸۶، دیوان عالی تفتیش عقاید پیوستن کاتولیکها به این انجمنها یا سوزاندن اجساد را اکیداً حرام اعلام کرد.[1][5]
نزدیک به یک قرن فشار فزاینده بر سر زمین و هزینههای خاکسپاری لازم بود تا شکافی در این جزماندیشی بیفتد. سرانجام در سال ۱۹۶۳، پاپ پل ششم این تحریم را لغو کرد؛ او اعتراف کرد که خاکستر شدن مانع از آن نیست که خداوند مردگان را برانگیزد و همزمان تنگناهای وخیم زمین در شهرهای امروزی را به رسمیت شناخت.[5][6]
واتیکان بعدها شفافتر موضع گرفت و نوشت: «سوزاندن بدن اثر نامطلوبی بر روح فرد ندارد و پروردگار را در رستاخیز ناتوان نمیکند»، هرچند کماکان ترجیح دیرینه خود را بر خاکسپاری جسم سالم اعلام داشت.[5]
فرمان ۱۹۶۳ مسیر تاریخ این شیوه وداع را در غرب زیرورو کرد. با برداشتن تیغ تکفیر، میلیونها کاتولیک شهرنشین توانستند راهی کمهزینهتر و جمعوجورتر از گورستانهای اشباعشده محلی برگزینند.[5][6]
زیرساختهای دنیای نو
با عادیتر شدن این روند، کلیسا رفتهرفته مواضعش را تعدیل کرد. در سال ۱۹۹۷، واتیکان برای آرامش خانوادههای داغداری که نیاز به حضور عینی متوفی داشتند، اجازه داد ظرف خاکستر در مراسم عشای ربانی تدفین روی میز قرار گیرد.[5]
با این حال قیدوبندهای الهیاتی بر جا مانده است. کلیسای کاتولیک پراکندن خاکستر در طبیعت، تقسیم آن میان بازماندگان یا نگهداشتنش در خانه را کاملاً ناروا میداند؛ باقیماندهها باید حتماً در ظرفی یگانه قرار گیرند و در مکانی متبرک به خاک سپرده شوند.[5]
امروز همان بحران مکانی که روزگاری پزشکان عصر ویکتوریا را به تکاپو انداخته بود، سیمای مرگ در عصر نو را دگرگون کرده است. نرخ مردهسوزی در ایالات متحده از ۴ درصد در سال ۱۹۶۰ به بیش از ۷۵ درصد در حال حاضر رسیده و اقدامی رادیکال و اعتراضی، حالا به مسیر طبیعی و پیشفرض بشر تبدیل شده است.[4]
آنچه زمانی تدبیری اضطراری برای فرار از تعفن در پایتختهای فشرده سده نوزدهم بود، اکنون استاندارد زیست شهری در جهان است. کورههای مدرن مردهسوزی نماد روزگاری هستند که در آن مرزهای فیزیکی کلانشهرها، سنتهای سدهساله کلیسا را به زانو درآورد.[6]
این تحلیل چگونه انجام شد
- روش
- بازسازی گاهشمار تاریخی و محاسبه فواصل زمانی
- یافته
- دقیقاً ۹۰ سال به درازا کشید تا از ساخت نخستین کوره کارآمد در فضای بسته، کلیسای کاتولیک سرانجام به سوزاندن اجساد تن در دهد؛ رقمی که نشان میدهد فشار کمبود زمین در شهرها برای شکستن سد سنتهای مذهبی در خصوص رستاخیز به یک قرن زمان نیاز داشته است.
- دادههایی که بر پایهٔ آنها کار کردیم
- نمایش نخستین کوره مدرن مردهسوزی در نمایشگاه وین: 1873 — Cremation Association of North America
- لغو فتوای تحریم سوزاندن اجساد توسط کلیسای کاتولیک: 1963 — Catholic Answers
- محدودیتهای این تحلیل
- این بازه زمانی صرفاً دگرگونی در موضع رسمی واتیکان را میسنجد و تفاوتهای پذیرش در میان جوامع پروتستان یا گروههای سکولار را در این ۹۰ سال بازتاب نمیدهد.
اصطلاحات کلیدی
- نظریه میازما (Miasma theory)
- فرضیهای کهنه در پزشکی که شیوع بیماریهایی مانند وبا و آبله را ناشی از هوای آلوده و بخارات برخاسته از اجساد و مواد گندیده میدانست.
- خاکسپاری سنتی (Inhumation)
- رسم کهن قرار دادن پیکر بیجان انسان در دل خاک به عنوان آیین وداع.
- کوره بازتابی (Reverberatory furnace)
- محفظهای حرارتی که ماده را بدون تماس مستقیم با سوخت میسوزاند و امکان سوزاندن یکنواخت با دمای بالا را فراهم میکند.
- حقوق شرعی (Canon law)
- مجموعه احکام، مقررات و قوانین مدون از سوی متولیان کلیسا برای اداره امور جامعه مسیحی.
پرسشهای متداول
چرا کلیسای کاتولیک در ابتدا سوزاندن اجساد را تحریم کرده بود؟
کلیسا این کار را دهنکجی مادیگرایانه به اصل معاد و رستاخیز جسمانی میپنداشت و بر این باور بود که باید با پیکر انسان طبق حرمت سنتی خاکسپاری رفتار شود.
چه اتفاقی وضعیت قانونی مردهسوزی را در بریتانیا دگرگون ساخت؟
در سال ۱۸۸۴، پزشک ۸۳ ساله ولزی به نام ویلیام پرایس هنگام سوزاندن پیکر نوزادش بازداشت شد. دادگاه اعلام کرد چون هیچ قانونی این عمل را منع نکرده، سوزاندن جرم نیست و مجاز است.
آیا پیروان آیین کاتولیک اجازه دارند خاکستر مردگان را در طبیعت بپاشند؟
خیر. هرچند واتیکان سوزاندن را پذیرفته، اما پخش کردن خاکستر، قسمت کردن آن میان بستگان یا نگهداری در خانه را اکیداً ممنوع کرده است؛ خاکستر باید در ظرفی مشخص در مکانی مقدس و آرامستان دفن شود.
آیا سوزاندن مردگان در دین اسلام نیز پذیرفته شده است؟
خیر، در فقه اسلامی پیکر انسان پس از مرگ دارای حرمت کامل است و سوزاندن اموات به هیچ عنوان جایز شمرده نمیشود و تدفین کامل در خاک واجب شرعی است.
بررسی عمیق دیدگاهها
اصلاحطلبان بهداشت عمومی
پزشکان و مهندسان دوران ویکتوریا که خاکسپاری به سبک کهن را فاجعهای برای سلامت جامعه قلمداد میکردند.
در روزگاری که نظریه بخارات سمی یا میازما حکمرانی میکرد، دانشمندان سده نوزدهم گورستانهای شهری را منبع تباهی آب و هوای پایتختها میدیدند. چهرههایی نظیر سر هنری تامپسون تغییر رویه به سوی مردهسوزی را تفنن فکری نمیدانستند، بلکه آن را الزامی حیاتی برای پاکسازی شهرهای طاعونزده و آلوده به وبا تلقی میکردند.
سنتگرایان مذهبی
مراجع و آبای کلیسا که حفظ و تدفین تن در خاک را الزامی اعتقادی و غیرقابل خدشه میدانستند.
قرنها بود که در اندیشه مسیحی، بدن انسان به مثابه معبد روحالقدس شناخته میشد که باید دستنخورده در خاک آرمیده و منتظر روز رستاخیز بماند. پاپها و اسقفها سوزاندن تن را بدعتی مادیگرایانه و تیشهای به ریشه باورهای آیینی تلقی میکردند؛ باوری که در فتوای تحریم ۱۸۸۶ تجلی یافت و تا هشت دهه دستنخورده ماند.
طراحان زیرساخت شهری
شهرداریها و جمعیتشناسانی که با بحران وسعت اراضی شهری دست به گریبان هستند.
امروزه متغیرهای تعیینکننده بیش از آنکه پزشکی باشند، اقتصادی و مکانی هستند. در زمانهای که بهای هر متر زمین در کلانشهرها سر به فلک میکشد، طراحان شهری و خانوادههای معاصر ترجیح میدهند از هزینههای نامعقول و اشغال بیپایان خاک عبور کنند و به سوی راهکارهای فشرده و ارزانقیمت بروند.
- اصلاحطلبان بهداشت عمومی
- پزشکان و مهندسان دوران ویکتوریا که خاکسپاری به سبک کهن را فاجعهای برای سلامت جامعه قلمداد میکردند.
- سنتگرایان مذهبی
- مراجع و آبای کلیسا که حفظ و تدفین تن در خاک را الزامی اعتقادی و غیرقابل خدشه میدانستند.
- طراحان زیرساخت شهری
- مهندسان و برنامهریزانی که با کمبود طاقتفرسای فضا در شهرهای صنعتی مدرن دست به گریبان بودند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کنشگران محیط زیست نگران از تصاعد آلایندههای گازی کورهها
- خانوادههای قشر کارگر که به دلیل هزینههای گزاف تابوت و زمین، از خاکسپاری سنتی رانده شدند
منابع
[1]Wikipediaطراحان زیرساخت شهریCremation - History and modern practice
مطالعه در Wikipedia →
[2]Britannicaاصلاحطلبان بهداشت عمومیSir Henry Thompson | British physician
مطالعه در Britannica →
[3]UK Parliamentاصلاحطلبان بهداشت عمومیCremation - UK Parliament
مطالعه در UK Parliament →
[4]Cremation Association of North Americaطراحان زیرساخت شهریThe History of Cremation
مطالعه در Cremation Association of North America →
[5]Catholic Answersسنتگرایان مذهبیCremation - Catholic Encyclopedia
مطالعه در Catholic Answers →
[6]تیم سردبیری کوهستانسنتگرایان مذهبیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →نظریه جامعهشناسی
سرعت نابرابر تغییرات: چرا فرهنگ همیشه از تکنولوژی جا میماند؟
5 منبع
مصرفگرایی خودنمایانه
کالای وبلن: چرا در دنیای لاکچری، قیمت بالاتر تقاضای بیشتری میآورد؟
6 منبع
دره وهم
مرز ۶۰ تا ۸۰ درصدی واقعگرایی: چرا چهرههای انساننما ما را به دره وهم میاندازند؟
6 منبع
انتقال فرهنگی
چگونه ایدهها مرزها را درمینوردند: چهار مسیر اصلی انتشار فرهنگی
5 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





