چگونه گذار به «نظم مبتنی بر دولت» قوانین استراتژی جهانی شرکتها و موفقیت شرکتهای چندملیتی را بازنویسی میکند
با تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک، دولتها به طور فزایندهای در امور شرکتهای چندملیتی دخالت میکنند و اقتصاد جهانی را از یک مدل مبتنی بر بازار و کارایی به یک نظم مبتنی بر دولت سوق میدهند که در آن ملیت شرکتی و همسویی سیاسی، موفقیت را تعیین میکنند.
به قلم نیما موسوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان امنیت ملی
- استدلال میکنند که مداخله دولتی در بخشهای استراتژیک برای حفاظت از منافع ملی در دوران رقابت ژئوپلیتیک ضروری است.
- استراتژیستهای شرکتی
- بر انطباق با واقعیت جدید از طریق ایجاد افزونگی در زنجیره تأمین و استفاده از ملیت شرکتی تمرکز دارند.
- طرفداران کارایی جهانی
- هشدار میدهند که تکهتکه کردن اقتصاد جهانی به بلوکهای رقیب مبتنی بر دولت، هزینهها را افزایش داده و نوآوری را خفه خواهد کرد.
نکات کلیدی
- اقتصاد جهانی در حال گذار از یک نظم مبتنی بر بازار با تمرکز بر کارایی، به یک نظم مبتنی بر دولت با تمرکز بر امنیت ملی است.
- دولتها به طور فزایندهای به عنوان استراتژیستهای سطح سیستم عمل میکنند و از ابزارهای دولتداری اقتصادی (economic statecraft) برای شکلدهی به شرکتهای چندملیتی استفاده میکنند.
- در یک نظم مبتنی بر دولت، قدرت چانهزنی یک شرکت و «ملیت شرکتی» آن به منابع حیاتی مزیت رقابتی تبدیل میشوند.
- این تغییر در بخشهای استراتژیک مانند هوش مصنوعی و نیمهرساناها مشهودتر است، در حالی که بخشهای غیر استراتژیک عمدتاً همچنان تحت تأثیر منطق بازار هستند.
- استراتژیستهای شرکتی در واکنش به عدم قطعیت ژئوپلیتیک، اولویت را به افزونگی زنجیره تأمین و انعطافپذیری استراتژیک میدهند.
در طول سه دهه گذشته، شرکتهای چندملیتی تحت یک فرض نسبتاً پایدار عمل میکردند: جهان یک نظم مبتنی بر بازار بود. در این محیط، جهانیشدن تعمیق یافت، بازارها همگرا شدند و کارایی عملیاتی محرک اصلی مزیت رقابتی بود. شرکتها زنجیرههای تأمین گسترده و «بهموقع» (just-in-time) ساختند که برای به حداقل رساندن هزینهها و به حداکثر رساندن بازده سهامداران طراحی شده بودند و عمدتاً از اصطکاک مرزهای بینالمللی مصون بودند.[2]
این دوران فراجهانیشدن بر این باور استوار بود که وابستگی متقابل اقتصادی ذاتاً مفید است و دولتها عمدتاً به عنوان تعیینکنندگان بیطرف قوانین عمل خواهند کرد. شرکتهای چندملیتی از درجه بالایی از استقلال برخوردار بودند و این امکان را داشتند که استراتژیهای بازاری خود را از ملاحظات سیاسی جدا کنند. بازار جهانی به کسبوکارهایی پاداش میداد که صرف نظر از کشور مبدأشان، بر کیفیت محصول، نوآوری و خدمات مشتری تمرکز داشتند.[7]
امروز، این فرض اساسی توسط احیای عمیق رقابتهای ژئوپلیتیک به چالش کشیده شده است. از تشدید اختلافات تجاری گرفته تا بازآرایی زنجیرههای تأمین فناوریهای حیاتی، اختلالات دهه ۲۰۲۰ نشاندهنده یک تغییر ساختاری به سمت جهانی تکهتکه و چندقطبی است. ژئوپلیتیک به عنوان یک نیروی تعیینکننده در استراتژی شرکتی بازگشته و مدیران اجرایی را مجبور میکند تا در محیطی عملیاتی که به طور فزایندهای پیچیده و از نظر ساختاری ناپایدار است، حرکت کنند.[3]
برای درک این گذار، محققان چارچوب نظم ژئوپلیتیک-اقتصادی (GEO) را توسعه دادهاند که اخیراً در مجله استراتژی جهانی (Global Strategy Journal) به تفصیل شرح داده شده است. این چارچوب استدلال میکند که شدت رقابت ژئوپلیتیک مستقیماً دولتها را ترغیب میکند تا یکی از دو نوع متمایز نظم اقتصادی را ایجاد کنند. درک اینکه یک شرکت در کدام نظم فعالیت میکند حیاتی است، زیرا هر محیط استراتژیها و منابع مزیت رقابتی کاملاً متفاوتی را پاداش میدهد.[1]
محیط اول، نظم مبتنی بر بازار است. این سیستم بر اصول آزادی عمل (Laissez-Faire) و مبادلات داوطلبانه متقابل سودمند بنا شده است. این نظم در دورههایی شکوفا میشود که دولتها نگرانیهای امنیت ملی کمتری دارند و مایلند با کاهش موانع ورود، تضمین حقوق مالکیت و همسو کردن مقررات، سرمایهگذاریهای فرامرزی را ترویج کنند. در یک نظم مبتنی بر بازار، شرکتها به شدت بر بهرهبرداری از کاراییهای جهانی تمرکز میکنند و دامنه موفقیت استراتژیک گسترده است.[1]
محیط دوم، نظم مبتنی بر دولت است که زمانی پدیدار میشود که دولتها تهدیدات فزایندهای را برای ملتهای خود درک میکنند و با رقابت شدید ژئوپلیتیک روبرو هستند. از آنجایی که هیچ دولت جهانی برای حفظ منافع آنها وجود ندارد، دولت-ملتها بقا و امنیت خود را در اولویت قرار میدهند. در یک نظم مبتنی بر دولت، تمرکز به سمت قدرت دولتی و مداخله مستقیم دولت در اقتصاد تغییر میکند و محیط نهادی برای کسبوکارهای فرامرزی را به طور اساسی دگرگون میسازد.[1]
در این پارادایم جدید، دولتها به طور فزایندهای به عنوان استراتژیستهای سطح سیستم عمل میکنند. آنها به جای صرفاً تعیین قوانین بازی، از ابزارهای دولتداری اقتصادی—مانند تعرفهها، کنترلهای صادراتی، یارانههای صنعتی و غربالگری سرمایهگذاری—برای شکلدهی فعال به شرکتهای چندملیتی و زنجیرههای ارزش جهانی استفاده میکنند. هدف دیگر رشد اقتصادی صرف نیست، بلکه پیگیری و حفاظت از امنیت اقتصادی ملی است.[1]
در این پارادایم جدید، دولتها به طور فزایندهای به عنوان استراتژیستهای سطح سیستم عمل میکنند.
برای شرکتهای چندملیتی، گذار به نظم مبتنی بر دولت، قوانین موفقیت را به طور کامل بازنویسی میکند. مزیت رقابتی دیگر صرفاً از کارایی عملیاتی یا برتری فناوری حاصل نمیشود. در عوض، قدرت چانهزنی یک شرکت و «ملیت شرکتی» آن به داراییهای حیاتی تبدیل میشوند. شرکتها خود را در حال بهرهبرداری استراتژیک از مبدأ خود و نشان دادن همسویی با اهداف سیاسی کشورهای مبدأ و میزبان مییابند.[7]
هنگام فعالیت در خارج از کشور در یک نظم مبتنی بر دولت، شرکتها باید اهمیت خود را برای اهداف ملی کشور میزبان برجسته کرده و فعالانه هرگونه نگرانی امنیتی را کاهش دهند. شرکتهای بزرگ، یا آنهایی که از کشورهای مبدأ قدرتمندتر سرچشمه میگیرند، اغلب محتملترین گزینهها برای موفقیت در این محیط هستند، زیرا اهرم فشار و حمایت دیپلماتیک لازم برای عبور از هزینههای فزاینده تراکنش و موانع نظارتی را در اختیار دارند.[1]
با این حال، این تغییر در کل اقتصاد جهانی یکنواخت نیست. چارچوب GEO بین «بخشهای استراتژیک» و «بخشهای غیر استراتژیک» تمایز قائل میشود. در بخشهای استراتژیک—مانند نیمهرساناهای پیشرفته، هوش مصنوعی، مخابرات و مواد معدنی حیاتی—همترازی استراتژیک دولتی شدید است و استقلال شرکت به شدت توسط اولویتهای دولتی محدود میشود. در بخشهای غیر استراتژیک، منطقهای سنتی بازار و رقابت مبتنی بر کارایی همچنان غالب هستند.[1]
برای مدیرانی که در بخشهای استراتژیک فعالیت میکنند، ملاحظات ژئوپلیتیک دیگر نمیتواند به عنوان یک ریسک خارجی تلقی شود که توسط بخشهای انطباق یا تیمهای روابط دولتی مدیریت شود. در عوض، این شرکتها باید استراتژیهای سیاسی خود را عمیقاً با استراتژیهای رقابتی اصلی خود ادغام کنند. وابستگی متقابل اقتصادی، که زمانی صرفاً منبعی برای رفاه تلقی میشد، اکنون به منبعی برای آسیبپذیری استراتژیک تبدیل شده است.[1]
پیامدهای اقتصادی گستردهتر این تکهتکه شدن قابل توجه است. صندوق بینالمللی پول هشدار داده است که بازآرایی زنجیرههای تأمین جهانی و گسترش موانع تجاری میتواند منجر به افزایش قیمتها، کاهش سرعت بهرهوری و ناکارآمدیهای ساختاری بیشتر شود. از آنجایی که کشورها امنیت ملی و انعطافپذیری را بر کارایی اقتصادی اولویت میدهند، اقتصاد جهانی با چشمانداز افزایش نوسانات روبرو است.[5]
علاوه بر این، مجمع جهانی اقتصاد تنشهای ژئوپلیتیک و قطبیسازی سیاسی را به عنوان یکی از شدیدترین خطرات جهانی پیش روی سازمانهای امروزی شناسایی کرده است. استقرار سریع ابزارهای سیاستی مانند تحریمها و قوانین بومیسازی دادهها میتواند دسترسی به بازار و اولویتهای سرمایهگذاری را یک شبه تغییر دهد و شرکتهای چندملیتی را در معرض شوکهای ناگهانی و غیرقابل پیشبینی قرار دهد.[4]
دشوارترین چالش برای استراتژیستهای شرکتی زمانی به وجود میآید که جهان در حالت گذار است و نظم غالب نامشخص است. هنگامی که شرکتها نمیتوانند پیشبینی کنند که آیا نظم مبتنی بر بازار یا مبتنی بر دولت بر آینده صنعت آنها حاکم خواهد بود، مجبورند انعطافپذیری استراتژیک را در اولویت قرار دهند. این امر اغلب به معنای ایجاد افزونگی در زنجیرههای تأمین، متنوعسازی استراتژیهای تأمین منابع و افزایش ظرفیت تولید منطقهای است، حتی اگر سودآوری کوتاهمدت را کاهش دهد.[7]
در نهایت، دوران شرکت چندملیتی بدون مرز و کاملاً بهینهسازی شده، جای خود را به واقعیتی پیچیدهتر میدهد. اکنون از مدیران عامل انتظار میرود که عملیات جهانی را بهینه کنند در حالی که در سراسر یک جهان تکهتکه شده، همچنان پایدار بمانند. چالش دیگر در مورد چگونگی مدیریت یک سیستم جهانی یکپارچه نیست، بلکه در مورد چگونگی بقا و شکوفایی در سیستمی است که به طور همزمان به هم پیوسته و عمیقاً تقسیم شده است.[6]
چرا مهم است
در طول ۳۰ سال گذشته، کسبوکارها با بهینهسازی کارایی جهانی به موفقیت رسیدند. اکنون که جهان به سمت یک نظم مبتنی بر دولت در حال تکهتکه شدن است، شرکتهایی که نتوانند استراتژی شرکتی خود را با اولویتهای امنیت ملی همسو کنند، در معرض خطر از دست دادن دسترسی به بازار، مواجهه با جریمههای سنگین نظارتی و عقب افتادن از رقبای زیرک سیاسی قرار دارند.
منابع
[1]Global Strategy Journalحامیان امنیت ملیWhen governments act as strategists: Geopolitical turmoil and global strategy theory
مطالعه در Global Strategy Journal →
[2]Wikipediaاستراتژیستهای شرکتیMultinational corporation
مطالعه در Wikipedia →
[3]Wikipediaاستراتژیستهای شرکتیGeopolitics
مطالعه در Wikipedia →
[4]World Economic Forumطرفداران کارایی جهانیThe Global Risks Report 2024
مطالعه در World Economic Forum →
[5]International Monetary Fundطرفداران کارایی جهانیThe Cost of Geoeconomic Fragmentation
مطالعه در International Monetary Fund →
[6]World Trade Organizationطرفداران کارایی جهانیEconomic research and analysis
مطالعه در World Trade Organization →
[7]تیم سردبیری کوهستاناستراتژیستهای شرکتیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
