داگرئوتایپ چیست و چگونه به ایران قاجاری رسید؟
داگرئوتایپ به عنوان نخستین روش موفق عکاسی در جهان، با فرآیندی پیچیده و شیمیایی در اواسط دهه ۱۸۴۰ میلادی به دربار قاجار راه یافت. این فناوری شگفتانگیز که نیازمند کار با بخار ید و جیوه بود، پایهگذار ورود هنر عکاسی به ایران و تغییر بنیادین فرهنگ بصری کشور شد.
به قلم شاهین زند
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- داگرئوتایپ نخستین فناوری عکاسی بود که در اواسط دهه ۱۸۴۰ میلادی از طریق هدایای دیپلماتیک بریتانیا و روسیه به دربار محمدشاه قاجار راه یافت.
- این روش نیازمند صیقل دادن صفحه مسی نقرهاندود، حساسسازی با بخار ید و ظهور خطرناک با بخار جیوه داغ بود.
- زمان نوردهی در ابتدا تا ۱۵ دقیقه طول میکشید، که ثبت پرتره را به کاری طاقتفرسا تبدیل میکرد.
در اواسط دهه ۱۸۴۰ میلادی، دو جعبه چوبی سنگین و اسرارآمیز به دربار محمدشاه قاجار رسیدند؛ یکی هدیهای از سوی ملکه ویکتوریای بریتانیا و دیگری پیشکشی از تزار نیکلای یکم روسیه. این هدایا صرفاً ابزارهای دیپلماتیک در میانه رقابتهای سیاسی نبودند، بلکه دروازهای به سوی یک انقلاب بصری محسوب میشدند. ژول ریشار، مردی فرانسوی که بعدها به «ریشار خان» ملقب شد، مأموریت یافت تا این دستگاههای عجیب را که به «داگرئوتایپ» شهرت داشتند، برای شاه ایران راه بیندازد. این لحظه، نقطه آغازین ورود علم و هنر عکاسی به ایران بود.[1]
برای درک شگفتی دربار قاجار، باید به خاستگاه این فناوری بازگشت. لویی داگر، مخترع فرانسوی، در سال ۱۸۳۹ میلادی این روش را به عنوان نخستین فرآیند موفق و تجاری عکاسی در جهان معرفی کرد. تا پیش از آن، ثبت دائمی یک تصویر واقعی روی یک سطح فیزیکی، رویایی دستنیافتنی به نظر میرسید. داگرئوتایپ، برخلاف نقاشی که نیازمند روزها کار با قلممو بود، وعده میداد که واقعیت را با دقتی بیرحمانه و در کسری از زمان ثبت کند.
اما این جعبه جادویی دقیقاً چگونه کار میکرد؟ برخلاف عکاسی دیجیتال امروزی، داگرئوتایپ یک فرآیند شیمیایی و مکانیکی طاقتفرسا بود. عکاس ابتدا باید یک صفحه مسی با روکش نقره را با استفاده از پارچههای مخملی و مواد ساینده تا حدی صیقل میداد که شبیه به یک آینه بینقص شود. کوچکترین لکه یا غبار روی این صفحه میتوانست کل فرآیند را نابود کند. سپس، در تاریکی مطلق، این صفحه در معرض بخار ید قرار میگرفت.
این واکنش شیمیایی در تاریکخانه، لایهای حساس به نور از جنس «یدور نقره» روی سطح فلز ایجاد میکرد که رنگی زرد مایل به صورتی داشت. بعدها، شیمیدانان دریافتند که افزودن بخار برم یا کلر به این ترکیب، حساسیت صفحه را به شدت افزایش میدهد. این صفحه حساسشده، درون یک محفظه ضد نور قرار میگرفت و با احتیاط کامل به درون دوربین منتقل میشد تا آماده ثبت تصویر شود.
مرحله بعدی، باز کردن دریچه لنز و آغاز زمان نوردهی بود. در نسخههای اولیه این فناوری، زمان نوردهی میتوانست بین ۳ تا ۱۵ دقیقه طول بکشد. این زمان طولانی، ثبت پرتره از انسانها را به شکنجهای فیزیکی تبدیل میکرد، چرا که سوژه باید بدون پلک زدن و کوچکترین حرکتی خیره به لنز باقی میماند. با پیشرفت در علم شیمی و استفاده از لنزهای سریعتر مانند لنزهای «پتزوال»، این زمان در سالهای بعد به کمتر از یک دقیقه کاهش یافت.
ظهور عکس، خطرناکترین بخش ماجرا بود. صفحه مسی پس از نوردهی، درون جعبهای قرار میگرفت تا در معرض بخار جیوه داغ واقع شود. بخار سمی جیوه با ذرات نقرهای که نور به آنها تابیده بود واکنش میداد و تصویر پنهان را مرئی میکرد. عکاسان قرن نوزدهم اغلب بدون هیچگونه تجهیزات ایمنی با این بخارات سمی کار میکردند. در نهایت، تصویر با استفاده از محلول تیوسولفات سدیم تثبیت میشد تا در برابر نور خورشید سیاه نشود.
صفحه مسی پس از نوردهی، درون جعبهای قرار میگرفت تا در معرض بخار جیوه داغ واقع شود.
در ایران، این فرآیند شیمیایی پیچیده به سرعت جای خود را در دل دربار باز کرد. ناصرالدین میرزا، ولیعهد جوان که در آن زمان تنها ۱۳ سال داشت، با دیدن تصویر ثبتشده خود بر روی صفحه نقرهای، شیفته این فناوری شد. پس از رسیدن به سلطنت در سال ۱۸۴۸، او عکاسی را از یک سرگرمی حاشیهای به یک نهاد رسمی تبدیل کرد و «عکاسخانه مبارکه همایونی» را در کاخ گلستان بنیان گذاشت. او خود به یکی از پرکارترین عکاسان آماتور تاریخ ایران بدل شد.[1]
با وجود تمام تلاشهای ژول ریشار و دیگر پیشگامان، امروز هیچیک از داگرئوتایپهای اولیه دربار محمدشاه باقی نماندهاند. صفحات نقرهای به شدت در برابر خراشیدگی و اکسید شدن آسیبپذیر بودند و به راحتی از بین میرفتند. تنها تصویر بازمانده از این دوران که به روش داگرئوتایپ ثبت شده، یک پرتره از خود متعلق به ملک قاسم میرزا، پسر بیست و چهارم فتحعلیشاه است. با این حال، ورود این فناوری، مسیر را برای ورود روشهای نوین عکاسی هموار کرد و سنت بصری ایران را برای همیشه تغییر داد.[1]
اصطلاحات کلیدی
- داگرئوتایپ (Daguerreotype)
- نخستین روش موفق عکاسی تجاری که تصویر را روی یک صفحه مسی با روکش نقره ثبت میکرد.
- یدور نقره (Silver Iodide)
- ترکیب شیمیایی حساس به نوری که از واکنش بخار ید با سطح نقرهای ایجاد میشود و اساس ثبت تصویر در داگرئوتایپ است.
- بخار جیوه (Mercury Vapor)
- گاز سمی و خطرناکی که در فرآیند داگرئوتایپ برای مرئی کردن تصویر پنهان روی صفحه استفاده میشد.
- تیوسولفات سدیم (Sodium Thiosulfate)
- مادهای شیمیایی که برای تثبیت نهایی عکس و جلوگیری از سیاه شدن آن در برابر نور به کار میرفت.
پرسشهای متداول
داگرئوتایپ چیست؟
نخستین روش موفق و تجاری عکاسی در جهان است که در سال ۱۸۳۹ اختراع شد و تصویر را روی یک صفحه مسی با روکش نقره ثبت میکرد.
اولین دوربین عکاسی چگونه وارد ایران شد؟
در اواسط دهه ۱۸۴۰ میلادی، دو دستگاه دوربین داگرئوتایپ به عنوان هدایای دیپلماتیک از سوی بریتانیا و روسیه به دربار محمدشاه قاجار اهدا شد.
چرا عکسهای داگرئوتایپ اولیه ایران از بین رفتهاند؟
صفحات نقرهای داگرئوتایپ به شدت در برابر خراشیدگی فیزیکی و اکسید شدن در مجاورت هوا آسیبپذیر بودند و به مرور زمان محو شدند.
چه کسی اولین سلفی تاریخ ایران را گرفت؟
ملک قاسم میرزا، پسر بیست و چهارم فتحعلیشاه، تنها پرتره بازمانده از خود به روش داگرئوتایپ را در تبریز ثبت کرد.
بررسی عمیق دیدگاهها
نگاه مورخان تاریخ عکاسی
داگرئوتایپ یک معجزه شیمیایی بود که با وجود خطراتش، مسیر ثبت نور را هموار کرد.
از دیدگاه مورخان فناوری، فرآیند داگرئوتایپ یک دستاورد بینظیر در علم شیمی قرن نوزدهم بود. ترکیب بخار ید، برم و جیوه داغ، اگرچه برای سلامت عکاسان به شدت خطرناک بود، اما برای نخستین بار به بشر اجازه داد تا بازتابی دقیق از واقعیت را روی یک سطح فیزیکی تثبیت کند. این گروه تأکید دارند که کاهش زمان نوردهی از ۱۵ دقیقه به چند ثانیه، کلید اصلی تجاری شدن این هنر بود.
نگاه جامعهشناسان هنر قاجار
دوربین عکاسی ابزاری برای نمایش قدرت و تغییر پارادایم زیباییشناسی دربار بود.
جامعهشناسان هنر بر این باورند که ورود داگرئوتایپ به دربار قاجار، تنها یک واردات تکنولوژیک نبود، بلکه یک تغییر بنیادین در نگاه ایرانیان به خود و جهان پیرامونشان محسوب میشد. ناصرالدین شاه با درک قدرت مستندنگاری این ابزار، از آن برای ثبت دقیق چهرهها، معماری و وقایع استفاده کرد و به تدریج سنت تصویرسازی آرمانی در نقاشیهای ایرانی را به سمت واقعگرایی عریان سوق داد.
نگاه متخصصان حفظ و مرمت
شکنندگی ذاتی صفحات نقرهای، بزرگترین تراژدی آرشیوهای تاریخی است.
مرمتگران آثار تاریخی با حسرت به دوران داگرئوتایپ نگاه میکنند. از آنجا که تصویر روی یک لایه میکروسکوپی از ذرات نقره تشکیل میشد، کوچکترین تماس فیزیکی یا قرار گرفتن در معرض هوای مرطوب میتوانست عکس را برای همیشه محو کند. به همین دلیل است که از تلاشهای اولیه ژول ریشار در دربار محمدشاه هیچ اثری باقی نمانده و تاریخ عکاسی ایران در دهه نخست خود با یک خلأ بزرگ بصری مواجه است.
- مورخان تاریخ عکاسی
- بر پیچیدگیهای فنی، شیمیایی و مکانیکی این اختراع و نقش آن در تکامل فناوری تصویربرداری تأکید دارند.
- جامعهشناسان هنر قاجار
- ورود دوربین را نقطه عطفی در تغییر فرهنگ بصری ایران از نقاشیهای مینیاتوری به واقعگرایی مستند میدانند.
- متخصصان حفظ و مرمت
- بر شکنندگی شدید و تراژدی از دست رفتن تقریباً تمام داگرئوتایپهای اولیه به دلیل واکنشهای شیمیایی تمرکز دارند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- خاطرات مکتوب شخص ژول ریشار از چالشهای عکاسی در ایران
- نگاه مردم عادی کوچه و بازار به این دستگاه عجیب
منابع
[1]Encyclopædia Iranicaجامعهشناسان هنر قاجارDAGUERREOTYPE
مطالعه در Encyclopædia Iranica →
[2]تیم سردبیری کوهستانمتخصصان حفظ و مرمتتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →تکنیکهای عکاسی
عمق میدان در عکاسی چیست و چگونه میتوان آن را کنترل کرد؟
4 منبع
فیزیک اپتیکال
فاصله هایپرفوکال: نقطه فوکوس ریاضی که عمق میدان را به حداکثر میرساند
7 منبع
عکاسی نجومی
عکاس کویتی با ثبت «شکارچی خاموش» برنده جایزه عکاس نجومی سال شد
5 منبع
ادبیات بومی
راهاندازی بنیاد زبان و ادب ترکی در تبریز با حمایت فرهنگستان زبان و ادب فارسی
4 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





