رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانتاریخ عکاسیکالبدشکافی فناوری· 4 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

داگرئوتایپ چیست و چگونه به ایران قاجاری رسید؟

داگرئوتایپ به عنوان نخستین روش موفق عکاسی در جهان، با فرآیندی پیچیده و شیمیایی در اواسط دهه ۱۸۴۰ میلادی به دربار قاجار راه یافت. این فناوری شگفت‌انگیز که نیازمند کار با بخار ید و جیوه بود، پایه‌گذار ورود هنر عکاسی به ایران و تغییر بنیادین فرهنگ بصری کشور شد.

به قلم شاهین زند

مورخان تاریخ عکاسی 40%جامعه‌شناسان هنر قاجار 35%متخصصان حفظ و مرمت 25%
مورخان تاریخ عکاسی
بر پیچیدگی‌های فنی، شیمیایی و مکانیکی این اختراع و نقش آن در تکامل فناوری تصویربرداری تأکید دارند.
جامعه‌شناسان هنر قاجار
ورود دوربین را نقطه عطفی در تغییر فرهنگ بصری ایران از نقاشی‌های مینیاتوری به واقع‌گرایی مستند می‌دانند.
متخصصان حفظ و مرمت
بر شکنندگی شدید و تراژدی از دست رفتن تقریباً تمام داگرئوتایپ‌های اولیه به دلیل واکنش‌های شیمیایی تمرکز دارند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • خاطرات مکتوب شخص ژول ریشار از چالش‌های عکاسی در ایران
  • نگاه مردم عادی کوچه و بازار به این دستگاه عجیب

در اواسط دهه ۱۸۴۰ میلادی، دو جعبه چوبی سنگین و اسرارآمیز به دربار محمدشاه قاجار رسیدند؛ یکی هدیه‌ای از سوی ملکه ویکتوریای بریتانیا و دیگری پیشکشی از تزار نیکلای یکم روسیه. این هدایا صرفاً ابزارهای دیپلماتیک در میانه رقابت‌های سیاسی نبودند، بلکه دروازه‌ای به سوی یک انقلاب بصری محسوب می‌شدند. ژول ریشار، مردی فرانسوی که بعدها به «ریشار خان» ملقب شد، مأموریت یافت تا این دستگاه‌های عجیب را که به «داگرئوتایپ» شهرت داشتند، برای شاه ایران راه بیندازد. این لحظه، نقطه آغازین ورود علم و هنر عکاسی به ایران بود.[1]

برای درک شگفتی دربار قاجار، باید به خاستگاه این فناوری بازگشت. لویی داگر، مخترع فرانسوی، در سال ۱۸۳۹ میلادی این روش را به عنوان نخستین فرآیند موفق و تجاری عکاسی در جهان معرفی کرد. تا پیش از آن، ثبت دائمی یک تصویر واقعی روی یک سطح فیزیکی، رویایی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید. داگرئوتایپ، برخلاف نقاشی که نیازمند روزها کار با قلم‌مو بود، وعده می‌داد که واقعیت را با دقتی بی‌رحمانه و در کسری از زمان ثبت کند.

اما این جعبه جادویی دقیقاً چگونه کار می‌کرد؟ برخلاف عکاسی دیجیتال امروزی، داگرئوتایپ یک فرآیند شیمیایی و مکانیکی طاقت‌فرسا بود. عکاس ابتدا باید یک صفحه مسی با روکش نقره را با استفاده از پارچه‌های مخملی و مواد ساینده تا حدی صیقل می‌داد که شبیه به یک آینه بی‌نقص شود. کوچکترین لکه یا غبار روی این صفحه می‌توانست کل فرآیند را نابود کند. سپس، در تاریکی مطلق، این صفحه در معرض بخار ید قرار می‌گرفت.

این واکنش شیمیایی در تاریکخانه، لایه‌ای حساس به نور از جنس «یدور نقره» روی سطح فلز ایجاد می‌کرد که رنگی زرد مایل به صورتی داشت. بعدها، شیمی‌دانان دریافتند که افزودن بخار برم یا کلر به این ترکیب، حساسیت صفحه را به شدت افزایش می‌دهد. این صفحه حساس‌شده، درون یک محفظه ضد نور قرار می‌گرفت و با احتیاط کامل به درون دوربین منتقل می‌شد تا آماده ثبت تصویر شود.

این واکنش شیمیایی در تاریکخانه، لایه‌ای حساس به نور از جنس «یدور نقره» روی سطح فلز ایجاد می‌کرد که رنگی زرد مایل به صورتی داشت.

مرحله بعدی، باز کردن دریچه لنز و آغاز زمان نوردهی بود. در نسخه‌های اولیه این فناوری، زمان نوردهی می‌توانست بین ۳ تا ۱۵ دقیقه طول بکشد. این زمان طولانی، ثبت پرتره از انسان‌ها را به شکنجه‌ای فیزیکی تبدیل می‌کرد، چرا که سوژه باید بدون پلک زدن و کوچکترین حرکتی خیره به لنز باقی می‌ماند. با پیشرفت در علم شیمی و استفاده از لنزهای سریع‌تر مانند لنزهای «پتزوال»، این زمان در سال‌های بعد به کمتر از یک دقیقه کاهش یافت.

ظهور عکس، خطرناک‌ترین بخش ماجرا بود. صفحه مسی پس از نوردهی، درون جعبه‌ای قرار می‌گرفت تا در معرض بخار جیوه داغ واقع شود. بخار سمی جیوه با ذرات نقره‌ای که نور به آن‌ها تابیده بود واکنش می‌داد و تصویر پنهان را مرئی می‌کرد. عکاسان قرن نوزدهم اغلب بدون هیچ‌گونه تجهیزات ایمنی با این بخارات سمی کار می‌کردند. در نهایت، تصویر با استفاده از محلول تیوسولفات سدیم تثبیت می‌شد تا در برابر نور خورشید سیاه نشود.

در ایران، این فرآیند شیمیایی پیچیده به سرعت جای خود را در دل دربار باز کرد. ناصرالدین میرزا، ولیعهد جوان که در آن زمان تنها ۱۳ سال داشت، با دیدن تصویر ثبت‌شده خود بر روی صفحه نقره‌ای، شیفته این فناوری شد. پس از رسیدن به سلطنت در سال ۱۸۴۸، او عکاسی را از یک سرگرمی حاشیه‌ای به یک نهاد رسمی تبدیل کرد و «عکاسخانه مبارکه همایونی» را در کاخ گلستان بنیان گذاشت. او خود به یکی از پرکارترین عکاسان آماتور تاریخ ایران بدل شد.[1]

با وجود تمام تلاش‌های ژول ریشار و دیگر پیشگامان، امروز هیچ‌یک از داگرئوتایپ‌های اولیه دربار محمدشاه باقی نمانده‌اند. صفحات نقره‌ای به شدت در برابر خراشیدگی و اکسید شدن آسیب‌پذیر بودند و به راحتی از بین می‌رفتند. تنها تصویر بازمانده از این دوران که به روش داگرئوتایپ ثبت شده، یک پرتره از خود متعلق به ملک قاسم میرزا، پسر بیست و چهارم فتحعلی‌شاه است. با این حال، ورود این فناوری، مسیر را برای ورود روش‌های نوین عکاسی هموار کرد و سنت بصری ایران را برای همیشه تغییر داد.[1]

نکات کلیدی

  • داگرئوتایپ نخستین فناوری عکاسی بود که در اواسط دهه ۱۸۴۰ میلادی از طریق هدایای دیپلماتیک بریتانیا و روسیه به دربار محمدشاه قاجار راه یافت.
  • این روش نیازمند صیقل دادن صفحه مسی نقره‌اندود، حساس‌سازی با بخار ید و ظهور خطرناک با بخار جیوه داغ بود.
  • زمان نوردهی در ابتدا تا ۱۵ دقیقه طول می‌کشید، که ثبت پرتره را به کاری طاقت‌فرسا تبدیل می‌کرد.
  • ناصرالدین شاه قاجار با تأسیس «عکاسخانه مبارکه همایونی»، عکاسی را در ایران نهادینه کرد.
  • به دلیل آسیب‌پذیری شدید شیمیایی و فیزیکی صفحات نقره‌ای، تقریباً هیچ‌یک از داگرئوتایپ‌های اولیه ایران باقی نمانده‌اند.

اصطلاحات کلیدی

داگرئوتایپ (Daguerreotype)
نخستین روش موفق عکاسی تجاری که تصویر را روی یک صفحه مسی با روکش نقره ثبت می‌کرد.
یدور نقره (Silver Iodide)
ترکیب شیمیایی حساس به نوری که از واکنش بخار ید با سطح نقره‌ای ایجاد می‌شود و اساس ثبت تصویر در داگرئوتایپ است.
بخار جیوه (Mercury Vapor)
گاز سمی و خطرناکی که در فرآیند داگرئوتایپ برای مرئی کردن تصویر پنهان روی صفحه استفاده می‌شد.
تیوسولفات سدیم (Sodium Thiosulfate)
ماده‌ای شیمیایی که برای تثبیت نهایی عکس و جلوگیری از سیاه شدن آن در برابر نور به کار می‌رفت.

منابع

پوشش منابع

2 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

مورخان تاریخ عکاسی 40%جامعه‌شناسان هنر قاجار 35%متخصصان حفظ و مرمت 25%
  1. [1]Encyclopædia Iranicaجامعه‌شناسان هنر قاجار

    DAGUERREOTYPE

    مطالعه در Encyclopædia Iranica
  2. [2]تیم سردبیری کوهستانمتخصصان حفظ و مرمت

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.