دیوان عالی آمریکا «خالقیت انسانی» را تأیید کرد؛ رد حق کپیرایت برای آثار کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی
دیوان عالی آمریکا از رسیدگی به درخواستی برای اعطای حق کپیرایت به یک تصویر تولید شده کاملاً مستقل توسط هوش مصنوعی خودداری کرد و به این ترتیب، احکام دادگاههای پایینتر مبنی بر اینکه تنها انسانها میتوانند به عنوان خالق تحت قوانین ایالات متحده شناخته شوند، تثبیت شد.
به قلم شاهین زند
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سنتگرایان کپیرایت
- استدلال میکنند که قوانین مالکیت فکری اساساً برای تشویق و حمایت از خلاقیت انسانی طراحی شدهاند و ماشینها نمیتوانند دارای حق باشند.
- خالقان ترکیبی
- بر ادغام عملی هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار تمرکز دارند و از دستورالعملهای روشنی در مورد میزان ویرایش انسانی مورد نیاز برای تضمین کپیرایت آثار با کمک هوش مصنوعی حمایت میکنند.
- متخصصان فناوری هوش مصنوعی
- معتقدند که چارچوبهای کپیرایت منسوخ شده، پیشرفت تکنولوژیک مدرن را در خود جای نمیدهند و خطر تضعیف نوآوری در هوش مصنوعی مولد را به همراه دارند.
نکات کلیدی
- دیوان عالی ایالات متحده درخواست تجدیدنظری را که به دنبال ایجاد حمایت کپیرایت برای یک اثر هنری کاملاً خلق شده توسط سیستم هوش مصنوعی بود، رد کرد.
- این تصمیم احکام دادگاههای پایینتر مبنی بر اینکه «خالقیت انسانی» یک الزام اساسی و غیرقابل مذاکره برای حمایت کپیرایت در ایالات متحده است را تثبیت میکند.
- داراییهای صرفاً تولید شده توسط هوش مصنوعی نمیتوانند کپیرایت شوند و عملاً بلافاصله پس از خلق وارد مالکیت عمومی میشوند.
- خالقان همچنان میتوانند آثار با کمک هوش مصنوعی را کپیرایت کنند، اما تنها در صورتی که مداخله معنادار انسانی و کنترل خلاقانه بر محصول نهایی را نشان دهند.
- اداره کپیرایت ایالات متحده معتقد است که نوشتن یک دستور متنی دقیق برای ادعای خالقیت انسانی بر خروجی بصری هوش مصنوعی کافی نیست.
دیوان عالی ایالات متحده رسماً از مداخله در بحث حقوقی جاری در مورد اینکه آیا هوش مصنوعی میتواند به عنوان خالق یک اثر خلاقانه شناخته شود یا خیر، خودداری کرد. در تاریخ ۲ مارس ۲۰۲۶، قضات درخواست تجدیدنظر (writ of certiorari) در پرونده مهم «تالر علیه پرلموتر» (Thaler v. Perlmutter) را رد کردند و عملاً به تلاش چند ساله یک دانشمند کامپیوتر برای کسب حمایت فدرال کپیرایت برای تصویری که کاملاً توسط یک ماشین خودکار تولید شده بود، پایان دادند. دیوان عالی با نپذیرفتن این درخواست، اجازه داد احکام دادگاههای پایینتر به عنوان قانون قطعی کشور باقی بمانند. این تصمیم یک نقطه عطف حیاتی در قانون مالکیت فکری است و نشان میدهد که بالاترین مرجع قضایی در ایالات متحده فعلاً تمایلی به بازنویسی تعاریف بنیادی خلاقیت برای سازگاری با ظهور سریع هوش مصنوعی مولد ندارد.[1][4]
پیامد حقوقی فوری رد درخواست توسط دیوان عالی، تثبیت حکم قبلی دادگاه استیناف حوزه دیسی است که «خالقیت انسانی» را به عنوان یک پیشنیاز اساسی و غیرقابل مذاکره برای حمایت کپیرایت در ایالات متحده تعیین کرده است. برای کسبوکارها، هنرمندان و صنعت رو به رشد هوش مصنوعی مولد، این تصمیم شفافیت لازم را فراهم میکند: یک سیستم هوش مصنوعی، هر چقدر هم که پیچیده باشد، نمیتواند حقوق مالکیت فکری داشته باشد و آثاری که بدون دخالت معنادار انسانی خلق شدهاند، واجد شرایط ثبت کپیرایت فدرال نیستند.[2][5]
ریشه این اختلاف حقوقی بنیادی به دکتر استفن تالر، دانشمند کامپیوتر آمریکایی بازمیگردد که یک سیستم هوش مصنوعی مولد به نام «ماشین خلاقیت» (Creativity Machine) توسعه داد. این نرمافزار به صورت خودکار، یک اثر هنری بصری دو بعدی با عنوان «ورودی اخیر به بهشت» (A Recent Entrance to Paradise) تولید کرد. برخلاف کاربران معمولی ابزارهای تجاری مدرن هوش مصنوعی که برای هدایت تولید تصویر، دستورات متنی (prompt) خاصی وارد میکنند، تالر ادعا کرد که ماشین خلاقیت او این اثر هنری را کاملاً به تنهایی و بدون هیچ دستور، ویرایش یا جهتدهی خلاقانه مستقیم انسانی تولید کرده است.[3][6]
در نوامبر ۲۰۱۸، تالر درخواستی را به اداره کپیرایت ایالات متحده ارائه کرد و خواستار ثبت این اثر هنری شد. تالر در اقدامی عمدی که برای آزمودن مرزهای قانون مالکیت فکری طراحی شده بود، به صراحت «ماشین خلاقیت» را به عنوان تنها خالق اثر فهرست کرد. او خود را به عنوان مدعی کپیرایت معرفی کرد و استدلال نمود که به عنوان مالک و برنامهنویس ماشین، حقوق باید تحت دکترین سنتی «کار ساخته شده برای استخدام» (work made for hire) به او منتقل شود؛ دکترین که معمولاً به کارفرمایان اجازه میدهد مالک کپیرایت آثاری باشند که توسط کارمندان انسانیشان خلق شده است.[3][8]
اداره کپیرایت ایالات متحده به سرعت درخواست تالر را رد کرد و یک نبرد طولانی اداری و حقوقی را آغاز نمود. این اداره استدلال کرد که چارچوب بنیادی قانون کپیرایت ایالات متحده ذاتاً محدود به مفاهیم فکری اصیل یک خالق انسانی است. این سازمان با استناد به سوابق تاریخی، تأکید کرد که حمایتهای کپیرایت منحصراً برای محافظت از «ثمرات کار فکری» که مستقیماً از «قدرتهای خلاق ذهن» نشأت میگیرند، طراحی شدهاند. از آنجایی که این اثر هنری فاقد هرگونه خالقیت سنتی انسانی بود، اداره نتیجه گرفت که اساساً نتوانسته است الزامات قانونی برای ثبت را برآورده کند.[3][6]
تالر که مایل به پذیرش رد اداری درخواستش نبود، این اختلاف را به دستگاه قضایی فدرال کشاند. او در دادگاه منطقهای ایالات متحده در ناحیه کلمبیا درخواست بازنگری قضایی کرد و استدلالهای قانونی و مبتنی بر قانون اساسی را مطرح نمود که الزام به خالقیت انسانی یک مانع منسوخ و غیرقانونی است که نتوانسته پیشرفتهای تکنولوژیک مدرن را در خود جای دهد. در سال ۲۰۲۳، دادگاه منطقهای حکم اجمالی را به نفع اداره کپیرایت صادر کرد. سپس تالر به دادگاه استیناف حوزه دیسی شکایت برد که در سال ۲۰۲۵ تصمیم دادگاه پایینتر را تأیید کرد و زمینه را برای امتناع نهایی دیوان عالی از مداخله فراهم ساخت.[2][4]
سازوکار اصلی استاندارد حقوقی غالب، هوش مصنوعی را به طور کامل از فرآیند خلاقیت منع نمیکند. در عوض، یک خط مرزی سخت و عملیاتی بین خروجیهای صرفاً تولید شده توسط هوش مصنوعی و خلاقیتهای انسانی با کمک هوش مصنوعی ترسیم میکند. دادگاه حوزه دیسی و اداره کپیرایت هر دو روشن کردهاند که الزام به خالقیت انسانی، حمایت کپیرایت را برای آثاری که با کمک هوش مصنوعی خلق شدهاند، به طور مطلق ممنوع نمیکند، مشروط بر اینکه خالق نهایی اثر یک انسان باشد که کنترل خلاقانه معناداری بر بیان نهایی اعمال کرده باشد.[2][8]
سازوکار اصلی استاندارد حقوقی غالب، هوش مصنوعی را به طور کامل از فرآیند خلاقیت منع نمیکند.
نکته حیاتی برای هنرمندان دیجیتال مدرن و مهندسان دستور (prompt engineers) این است که اداره کپیرایت مشخص کرده است که صرفاً نوشتن یک دستور متنی برای یک مولد تصویر هوش مصنوعی برای ادعای خالقیت کافی نیست. این سازمان دستورات را از نظر عملکردی معادل دادن دستورالعمل به یک هنرمند مأمور یا یک ابزار پیچیده میداند. در حالی که یک دستور ممکن است یک ایده غیرقابل حمایت یا یک مفهوم کلی را منتقل کند – مانند درخواست نقاشی از یک شهر آیندهنگر به سبک سایبرپانک – سیستم هوش مصنوعی نهادی است که در واقع عناصر بیانی، ترکیببندی، نورپردازی و خروجی بصری نهایی را تعیین میکند. از آنجایی که ماشین اجرای واقعی بیان ایده را انجام میدهد، تصویر حاصل فاقد خالقیت انسانی تلقی میشود. این تفسیر عملاً این استدلال را که «مهندسی دستور» (prompt engineering) یک شکل قابل حمایت قانونی از نویسندگی خلاق در مورد خروجیهای بصری تولید شده است، باطل میکند.[8][9]
برای کسب موفقیتآمیز حمایت کپیرایت برای یک اثر با کمک هوش مصنوعی، یک خالق انسانی باید «کنترل خلاقانه معنادار» بر محصول نهایی را نشان دهد. این امر معمولاً شامل مداخله قابل توجه انسانی پس از تولید اولیه توسط هوش مصنوعی است، مانند ویرایش دیجیتال گسترده، چیدمان پیچیده عناصر متعدد تولید شده توسط هوش مصنوعی، یا اصلاح دستی قابل توجه خروجی خام. در این سناریوهای ترکیبی، اداره کپیرایت ایالات متحده تنها به بخشهای خاصی از اثر که توسط انسان خلق شدهاند، حمایت اعطا خواهد کرد و صراحتاً مواد زیربنایی تولید شده توسط هوش مصنوعی را از ادعای کپیرایت مستثنی میکند.[1][2]
اهمیت این سابقه حقوقی برای صنایع سرگرمی، بازاریابی و رسانه بسیار زیاد است. فیلمسازان، توسعهدهندگان بازی و استودیوهای تجاری به طور فزایندهای به هوش مصنوعی مولد برای تسریع جدول زمانی تولید، مفهومسازی طراحی شخصیتها و پیشنویس اولیه فیلمنامهها متکی هستند. با این حال، تحت استاندارد حقوقی تأیید شده، شرکتها نمیتوانند ادعای مالکیت انحصاری بر هیچ داراییای که صرفاً توسط هوش مصنوعی تولید شده، داشته باشند. اگر یک استودیو از ابزار هوش مصنوعی برای تولید طراحی یک شخصیت اصلی یا یک محیط دیجیتال منحصر به فرد استفاده کند، بدون اینکه اصلاحات معنادار انسانی را تزریق کند، آن طراحی خاص قابل کپیرایت نیست. نمیتوان آن را در برابر استفاده غیرمجاز توسط رقبا محافظت کرد و همچنین نمیتواند مبنای یک امپراتوری تجاری اختصاصی باشد. برای صنعتی که کاملاً بر اساس کسب درآمد از مالکیت فکری انحصاری بنا شده است، عدم توانایی در کپیرایت کردن خروجیهای خام هوش مصنوعی، رویکرد استودیوها به خطوط تولید خلاقانه خود را به طور اساسی تغییر میدهد.[9]
از آنجایی که آثار کاملاً تولید شده توسط هوش مصنوعی واجد شرایط حمایت کپیرایت نیستند، عملاً بلافاصله پس از خلق وارد مالکیت عمومی (public domain) میشوند. این واقعیت یک خطر قابل توجه برای کسبوکارهایی است که تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای خودکار، برندهای اختصاصی یا کتابخانههای محتوای انحصاری بسازند. کارشناسان حقوقی هشدار میدهند که شرکتها نمیتوانند حقوق انحصاری داراییهایی را که قانوناً مالک آنها نیستند، مجوز دهند یا بفروشند. در نتیجه، دپارتمانهای حقوقی شرکتها به طور فزایندهای به تیمهای خلاق توصیه میکنند که مشارکت انسانی قابل توجهی را در هر پروژه تجاری که از هوش مصنوعی مولد استفاده میکند، تضمین و مستند کنند.[9]
امتناع دیوان عالی از به رسمیت شناختن خالقیت هوش مصنوعی در قانون کپیرایت، شباهت زیادی به نبردی موازی و به همان اندازه قطعی در حوزه قانون ثبت اختراع دارد. دکتر تالر پیش از این نیز تلاش کرده بود تا حقوق مالکیت فکری برای اختراعات تولید شده توسط سیستم هوش مصنوعی خود را تضمین کند و دو درخواست ثبت اختراع ارائه داد که صراحتاً «ماشین خلاقیت» – که در آن زمینه با نام «دابوس» (DABUS) شناخته میشد – را به عنوان تنها مخترع فهرست کرده بود. اداره ثبت اختراعات و علائم تجاری ایالات متحده (USPTO) هر دو درخواست را رد کرد و نتیجه گرفت که قانون فدرال ثبت اختراع، مخترع بودن را به شدت به اشخاص حقیقی انسانی محدود میکند.[4][7]
اختلاف ثبت اختراع تالر مسیری تقریباً مشابه را در سیستم دادگاه فدرال دنبال کرد. دادگاه استیناف فدرال ایالات متحده در نهایت رد درخواست توسط USPTO را تأیید کرد و حکم داد که سیستمهای هوش مصنوعی نمیتوانند به عنوان مخترع نامگذاری شوند. دیوان عالی نیز قبلاً از رسیدگی به درخواست تجدیدنظر در آن پرونده خودداری کرده بود. این نتایج موازی در کنار هم، یک موضع فدرال یکپارچه و ثابت را در تمام رژیمهای اصلی مالکیت فکری ایالات متحده ایجاد میکنند: سیستمهای هوش مصنوعی از نظر قانونی به عنوان ابزارهای پیچیده شناخته میشوند، نه به عنوان خالقان یا مخترعان دارای حق.[4][7]
با وجود وضوح قطعی در مورد آثار کاملاً خودکار، چشمانداز حقوقی در مورد اینکه دقیقاً چه مقدار مداخله انسانی برای عبور از آستانه خالقیت لازم است، همچنان بسیار نامشخص است. نه اداره کپیرایت و نه دادگاههای فدرال یک فرمول ریاضی روشن یا سهمیه مشخصی از ویرایش انسانی که حمایت کپیرایت را تضمین کند، تعیین نکردهاند. مرز بین یک خروجی هوش مصنوعی غیرقابل حمایت و یک اثر انسانی با کمک هوش مصنوعی قابل حمایت، همچنان یک تعیین ذهنی و موردی باقی مانده است که هنرمندان دیجیتال را که به دنبال حمایتهای مالکیت فکری قابل اعتماد هستند، ناامید میکند.[5][8]
این مرز حلنشده در حال حاضر در یک دعوای حقوقی برجسته دیگر، «آلن علیه پرلموتر» (Allen v. Perlmutter)، که در دادگاه فدرال کلرادو در جریان است، مورد آزمایش قرار گرفته است. در آن پرونده، یک هنرمند در حال به چالش کشیدن امتناع اداره کپیرایت از ثبت تصویری است که با استفاده از پلتفرم هوش مصنوعی میدجرنی (Midjourney) تولید شده است. شاکی استدلال میکند که این اثر باید واجد شرایط حمایت کپیرایت باشد زیرا نتیجه بیش از ۶۰۰ دستور متنی تکراری، ارتقاء دیجیتال گسترده و ویرایشهای بعدی انسانی بوده است، که سؤالات پیچیدهای را در مورد اینکه آیا دستوردهی و مدیریت جامع میتواند در نهایت به خالقیت انسانی معنادار منجر شود، مطرح میکند.[5][8]
تا زمانی که دادگاهها یا کنگره یک آزمون قطعی برای آثار با کمک هوش مصنوعی تعیین کنند، متخصصان حقوقی به کسبوکارها و خالقان توصیه میکنند که استراتژیهای دفاعی اتخاذ کنند. برای به حداکثر رساندن شانس تضمین حمایت مالکیت فکری، از سازمانها خواسته میشود که جریان کار خلاقانه خود را با دقت مستند کنند. این شامل نگهداری تمام دستورات متنی، ذخیره پیشنویسهای میانی، و ردیابی واضح تغییرات دیجیتالی خاصی است که توسط هنرمندان انسانی انجام شده است. با حفظ یک مسیر شواهد روشن از مداخله انسانی، خالقان میتوانند موقعیت بهتری برای دفاع از ادعاهای کپیرایت خود در یک اقتصاد دیجیتال که به طور فزایندهای خودکار میشود، داشته باشند.[1][5]
چرا مهم است
این حکم یک مرز قانونی قطعی برای دوران هوش مصنوعی مولد تعیین میکند: کسبوکارها، فیلمسازان و هنرمندان نمیتوانند ادعای مالکیت بر داراییهایی کنند که صرفاً توسط هوش مصنوعی تولید شدهاند، و این امر صنایع خلاق را مجبور میکند تا مشارکت معنادار انسانی را در اولویت قرار داده و مستند کنند.
منابع
[1]Morgan Lewisخالقان ترکیبیSupreme Court Denies Certiorari in Thaler v. Perlmutter
مطالعه در Morgan Lewis →
[2]Holmes Weinberg PCخالقان ترکیبیSupreme Court Leaves AI Copyright Precedent in Place: Human Authorship Still Required for Copyright
مطالعه در Holmes Weinberg PC →
[3]The TMCAسنتگرایان کپیرایتThe Supreme Court Just Declined to Say Yes to AI Authorship
مطالعه در The TMCA →
[4]Holland & Knightمتخصصان فناوری هوش مصنوعیSupreme Court Refuses to Hear Case on AI Authorship and Inventorship
مطالعه در Holland & Knight →
[5]Baker Donelsonسنتگرایان کپیرایتSupreme Court Denies Certiorari in Thaler v. Perlmutter: AI Cannot Be an Author Under the Copyright Act
مطالعه در Baker Donelson →
[6]National Constitution Centerسنتگرایان کپیرایتSupreme Court ends bid for AI authorship
مطالعه در National Constitution Center →
[7]Finneganمتخصصان فناوری هوش مصنوعیSupreme Court Denies Certiorari in Thaler v. Perlmutter, Leaving Human Authorship Requirement Intact
مطالعه در Finnegan →
[8]Mayer Brownخالقان ترکیبیSupreme Court Declines to Review Thaler v. Perlmutter
مطالعه در Mayer Brown →
[9]No Film Schoolخالقان ترکیبیThe Supreme Court Just Ruled on AI Copyright, and It's Bad News for Prompt Engineers
مطالعه در No Film School →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

