معاهده هوش مصنوعی شورای اروپا: راهنمای اولین چارچوب جهانی الزامآور قانونی
اتحادیه اروپا رسماً اولین معاهده بینالمللی الزامآور قانونی جهان در مورد هوش مصنوعی را تصویب کرد و به ایالات متحده و بریتانیا در یک توافق تاریخی پیوست که حاکمیت هوش مصنوعی را بر پایه حقوق بشر و ارزشهای دموکراتیک استوار میسازد.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان حقوق بینالملل
- کارشناسان حقوقی که این معاهده را نقطه عطفی تاریخی برای حقوق بشر میدانند.
- گروههای جامعه مدنی
- مدافعانی که از معاهده حمایت میکنند اما از معافیتهای امنیت ملی آن انتقاد دارند.
- استراتژیستهای صنعت
- رهبران تجاری که بر اجرای عملی و انعطافپذیر قوانین تمرکز دارند.
- طرفداران حاکمیت ملی
- سیاستگذارانی که بر اهمیت اجرای انعطافپذیر داخلی تأکید میکنند.
زوایای پوششدادهنشده
- · آژانسهای دفاعی و اطلاعاتی
- · توسعهدهندگان هوش مصنوعی متنباز
چرا مهم است
این معاهده، حاکمیت جهانی هوش مصنوعی را از تعهدات داوطلبانه شرکتی به یک قانون بینالمللی قابل اجرا تبدیل میکند. این توافق حق شهروندان را برای آگاهی از تعامل با هوش مصنوعی تضمین میکند و مسیرهای قانونی را برای به چالش کشیدن تصمیمات الگوریتمی که بر زندگی، شغل و آزادیهای آنها تأثیر میگذارد، فراهم میآورد.
نکات کلیدی
- معاهده هوش مصنوعی شورای اروپا اولین چارچوب بینالمللی الزامآور قانونی جهان برای هوش مصنوعی است.
- این معاهده سیستمهای هوش مصنوعی را ملزم میکند که به حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون احترام بگذارند.
- این معاهده به طور سختگیرانه برای مقامات دولتی اعمال میشود، در حالی که گزینههای اجرای انعطافپذیری را برای بخش خصوصی ارائه میدهد.
- شهروندان باید هنگام تعامل با هوش مصنوعی مطلع شوند و حق به چالش کشیدن تصمیمات الگوریتمی را دارند.
- کاربردهای امنیت ملی و دفاع نظامی صراحتاً از دامنه این معاهده مستثنی شدهاند.
در ماه مه ۲۰۲۶، اتحادیه اروپا رسماً «کنوانسیون چارچوب شورای اروپا در مورد هوش مصنوعی» را تصویب کرد و بدین ترتیب وضعیت عملیاتی اولین معاهده بینالمللی الزامآور قانونی جهان در مورد هوش مصنوعی را تثبیت نمود. این معاهده که در اواخر سال ۲۰۲۴ برای امضا گشوده شد، نشاندهنده لحظهای نادر و مهم از همسویی فراآتلانتیکی در سیاست فناوری است. این توافق علاوه بر دهها کشور اروپایی، امضای قدرتهای بزرگ جهانی از جمله ایالات متحده، بریتانیا، اسرائیل و کانادا را نیز به دست آورده است. برخلاف دستورالعملهای داوطلبانه، اصول سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) یا تعهدات ایمنی تحت رهبری صنعت که سالها بر فضای فناوری حاکم بودند، این کنوانسیون یک قانون بینالمللی قابل اجرا را پایهگذاری میکند. این امر نشاندهنده بلوغ عمیق در نحوه برخورد دولتها با استقرار سریع یادگیری ماشینی و سیستمهای خودمختار است و گفتگوی جهانی را از بحثهای انتزاعی اخلاقی به تعهدات حقوقی مشخص سوق میدهد.[1][3]
نکته حیاتی این است که معاهده شورای اروپا رویکردی اساساً متفاوت از «قانون هوش مصنوعی» بسیار تجویزی خود اتحادیه اروپا در پیش گرفته است. در حالی که قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا مشخصات فنی، آستانههای محاسباتی و دسترسی به بازار مدلهای خاص هوش مصنوعی را تنظیم میکند، معاهده بینالمللی حاکمیت هوش مصنوعی را کاملاً بر حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون متمرکز میسازد. فرض اصلی این چارچوب این است که نوآوری فناورانه باید تابع ارزشهای دموکراتیک تثبیتشده باقی بماند. این معاهده حکم میکند که هر سیستم هوش مصنوعی – چه برای استخدام شرکتی، تشخیصهای مراقبتهای بهداشتی یا اجرای قانون به کار رود – نباید حقوق اساسی بشر را نقض کند یا فرآیندهای دموکراتیک را مختل سازد. این امر تمرکز نظارتی را از نحوه کدنویسی نرمافزار به سمت تأثیر نرمافزار بر کرامت انسانی تغییر میدهد.[2][4]
این چارچوب «حقوق بشر اول» دقیقاً همان چیزی است که به ایالات متحده و اتحادیه اروپا اجازه داد تا با وجود فلسفههای نظارتی بسیار متفاوتشان، یک سند الزامآور مشترک را امضا کنند. از لحاظ تاریخی، اتحادیه اروپا برای اداره بازارهای فناوری به مقررات سختگیرانه و متمرکز متکی بوده است، در حالی که ایالات متحده به شدت به سمت دستورالعملهای غیرمتمرکز، خاص بخش و تعهدات داوطلبانه شرکتی گرایش داشته است. با تمرکز بر تأثیر نهایی هوش مصنوعی بر شهروندان، به جای دیکته کردن ابزارهای فنی برای دستیابی به انطباق، این معاهده با موفقیت شکاف نظارتی فراآتلانتیکی را پر میکند. هر دو حوزه قضایی بر سر اصول دموکراتیک پایه که در کنوانسیون مشخص شده است، توافق دارند، حتی اگر مکانیسمهای داخلی آنها برای اجرای این اصول در عمل بسیار متفاوت به نظر برسد.[5]
دامنه این معاهده عمداً گسترده است و کل چرخه عمر یک سیستم هوش مصنوعی – از طراحی اولیه و جمعآوری دادهها تا استقرار و از کار انداختن نهایی – را در بر میگیرد. با این حال، این معاهده دارای یک «مدالیته دوگانه» منحصر به فرد برای اجرا است که به شدت بین بخشهای دولتی و خصوصی تمایز قائل میشود. این معاهده به طور مستقیم و سختگیرانه برای مقامات دولتی و همچنین هر بازیگر خصوصی که از طرف آن مقامات عمل میکند، اعمال میشود. این امر تضمین میکند که استفاده دولت از هوش مصنوعی، به ویژه در حوزههای پرمخاطره مانند عدالت کیفری، کنترل مرزها و خدمات اجتماعی، به شدت تحت نظارت قرار گیرد و بدون استثنا مشمول اقدامات حفاظتی سختگیرانه حقوق بشر باشد.[1][3]
با این حال، در مورد بخش خصوصی گستردهتر، انعطافپذیری دیپلماتیک قابل توجهی به کشورهای امضاکننده اعطا شده است. کشورها میتوانند انتخاب کنند که تعهدات معاهده را مستقیماً برای شرکتهای خصوصی اعمال کنند، یا میتوانند اقدامات داخلی جایگزینی را اتخاذ کنند که به همان نتایج حقوق بشری دست یابند. این انعطافپذیری یک مصالحه دیپلماتیک حیاتی در طول فرآیند تدوین بود. این امر امضای ایالات متحده را تضمین کرد، کشوری که از لحاظ تاریخی در برابر مقررات بینالمللی الزامآور که میتواند بخش فناوری داخلی آن را خفه کند، مقاومت کرده است، در حالی که به اتحادیه اروپا اجازه داد تا صرفاً به قانون هوش مصنوعی موجود خود برای برآورده کردن الزامات بخش خصوصی معاهده تکیه کند.[2][5]
با این حال، در مورد بخش خصوصی گستردهتر، انعطافپذیری دیپلماتیک قابل توجهی به کشورهای امضاکننده اعطا شده است.
در سطح عملیاتی، این معاهده چندین اصل غیرقابل مذاکره را برای مدیریت چرخه عمر هوش مصنوعی تعیین میکند که همه امضاکنندگان باید آنها را اجرا کنند. این اصول شامل شفافیت، پاسخگویی، عدم تبعیض، قابلیت اطمینان و حفاظت سختگیرانه از حریم خصوصی و دادههای شخصی است. به عنوان مثال، این معاهده حکم میکند که افراد باید در صورت تعامل با یک سیستم هوش مصنوعی به جای انسان، در هر زمان که از نظر فنی امکانپذیر باشد، مطلع شوند. همچنین ایجاد رویههای جبرانی قابل دسترس را الزامی میکند و تضمین میدهد که شهروندان یک مسیر قانونی روشن برای به چالش کشیدن تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی که بر زندگی، اشتغال یا وضعیت قانونی آنها تأثیر منفی میگذارد، داشته باشند.[2][4]
کارشناسان حقوقی و مدافعان حقوق بشر خاطرنشان میکنند که این معاهده «تناسب» (Proportionality) را به عنوان ابزار تحلیلی اصلی برای قضات و سیاستگذاران در سراسر جهان ارتقا میدهد. تحت این چارچوب، روشی ساختاریافته به دادگاهها ارائه میشود تا ارزیابی کنند که آیا مزایای مورد نظر یک سیستم هوش مصنوعی، خطرات بالقوه آن برای آزادیهای اساسی را توجیه میکند یا خیر. اگر یک سیستم الگوریتمی که برای پیشبینی جرم یا توزیع رفاه استفاده میشود، به طور نامتناسبی بر یک گروه به حاشیهرانده شده تأثیر بگذارد، این معاهده مبنای قانونی را برای به چالش کشیدن و برچیدن آن سیستم بر اساس قوانین بینالمللی حقوق بشر فراهم میکند و ابزار جدید قدرتمندی را در اختیار مدافعان در دادگاههای داخلی قرار میدهد.[4][5]
با وجود اجماع گسترده و ماهیت تاریخیاش، این معاهده حاوی یک استثنای مهم و بحثبرانگیز است: امنیت ملی و دفاع. مسائلی که مربوط به کاربردهای نظامی، دفاع ملی و عملیات امنیت دولتی هستند، صراحتاً در دامنه کنوانسیون قرار نمیگیرند. این معافیت به شدت توسط آژانسهای دفاعی لابی شد و پیششرطی برای پیوستن چندین قدرت نظامی بزرگ به این توافق بود. با این حال، این معاهده تصریح میکند که حتی خارج از دامنه سختگیرانه آن، دولتها باید اطمینان حاصل کنند که فعالیتهای هوش مصنوعی آنها با تعهدات گستردهتر بینالمللی حقوق بشر سازگار باقی میماند، اگرچه اجرای آن در بخش دفاعی مبهم است.[2]
سازمانهای جامعه مدنی، در حالی که عمدتاً از این معاهده به عنوان یک نقطه عطف در حاکمیت جهانی حمایت میکنند، به شدت از این معافیت دفاعی انتقاد کردهاند. گروههایی مانند مرکز سیاست دیجیتال و هوش مصنوعی (CAIDP) استدلال میکنند که حذف امنیت ملی یک حفره خطرناک برای نظارت دولتی، تسلیحات خودمختار و استقرار هوش مصنوعی نظامی ایجاد میکند. این مدافعان هشدار میدهند که بدون نظارت الزامآور بر کاربردهای دفاعی، دولتها میتوانند از این استثنا برای استقرار فناوریهای بسیار تهاجمی تحت پوشش امنیت ملی سوء استفاده کنند و به طور بالقوه همان ارزشهای دموکراتیکی را که معاهده به دنبال حفاظت از آنها در حوزه غیرنظامی است، تضعیف نمایند.[5]

برای اطمینان از اینکه این معاهده به یک سند ایستا تبدیل نشود که توسط نسل بعدی مدلهای هوش مصنوعی منسوخ گردد، به گونهای تدوین شده است که کاملاً از نظر فناوری خنثی باشد. این معاهده تلاش نمیکند تا معماریهای الگوریتمی خاص، اندازههای شبکه عصبی یا آستانههای محاسباتی را تعریف کند. در عوض، صرفاً بر تأثیر اجتماعی فناوری تمرکز دارد. این رویکرد مبتنی بر تأثیر تضمین میکند که چارچوب از نظر قانونی مرتبط و قابل اجرا باقی بماند، چه هوش مصنوعی مورد نظر یک الگوریتم ساده مبتنی بر قوانین باشد، چه یک مدل مولد بسیار پیشرفته یا یک عامل خودمختار آینده.[1][4]
اجرا و انطباق مستمر توسط یک «کنفرانس طرفین» تازه تأسیس نظارت خواهد شد. این نهاد نظارتی رسمی برای تسهیل همکاری بینالمللی، به اشتراکگذاری بهترین شیوهها در میان کشورهای امضاکننده و تطبیق راهنماییهای چارچوب با تکامل فناوری هوش مصنوعی طراحی شده است. این کنفرانس به عنوان یک مجمع دیپلماتیک دائمی عمل خواهد کرد که در آن کشورها میتوانند در مورد تقاطع فناوریهای نوظهور و حقوق بشر بحث کنند و اطمینان حاصل کنند که این معاهده به جای یک ژست دیپلماتیک فراموش شده، یک ابزار زنده باقی میماند.[2]
تصویب رسمی توسط اتحادیه اروپا در اواسط سال ۲۰۲۶، در کنار انباشت مداوم امضاها از بیش از ۲۰ کشور دیگر، نشاندهنده یک تغییر قطعی از اصول اخلاقی انتزاعی به قانون بینالمللی قابل اجرا است. در حالی که کشورها فرآیند پیچیده ادغام این تعهدات در سیستمهای حقوقی داخلی خود را آغاز میکنند، معاهده هوش مصنوعی شورای اروپا به عنوان مبنای قطعی برای حاکمیت جهانی هوش مصنوعی ایستاده است. این امر ثابت میکند که با وجود رقابت شدید اقتصادی و فلسفههای نظارتی متفاوت، اجماع بینالمللی بر سر قوانین اساسی عصر دیجیتال نه تنها ممکن، بلکه قابل دستیابی است.[1][5]
روند رویداد
2019
شورای اروپا یک کمیته موقت برای بررسی امکانسنجی یک معاهده الزامآور هوش مصنوعی تأسیس میکند.
2022
کمیته هوش مصنوعی (CAI) پیشنویس و مذاکره متن قانونی را آغاز میکند.
May 2024
متن نهایی کنوانسیون چارچوب رسماً توسط شورای اروپا تصویب میشود.
September 2024
معاهده برای امضا در ویلنیوس گشوده میشود و ایالات متحده، بریتانیا و اتحادیه اروپا بلافاصله آن را امضا میکنند.
May 2026
اتحادیه اروپا رسماً معاهده را تصویب میکند و ادغام آن در قوانین اروپا را تثبیت مینماید.
بررسی عمیق دیدگاهها
مدافعان حقوق بینالملل
کارشناسان حقوقی که این معاهده را نقطه عطفی تاریخی برای حقوق بشر میدانند.
این گروه استدلال میکند که معاهده با موفقیت هوش مصنوعی را در قوانین تثبیتشده حقوق بشر لنگر انداخته و یک پایه جهانی یکپارچه فراهم میکند. آنها معتقدند که با ارتقاء «تناسب» به عنوان یک استاندارد قانونی، این معاهده ابزارهای لازم را به دادگاههای داخلی میدهد تا سیستمهای الگوریتمی تبعیضآمیز یا مضر را برچینند، صرف نظر از اینکه فناوری زیربنایی چقدر پیشرفته شود.
گروههای جامعه مدنی و حقوق بشر
مدافعانی که از معاهده حمایت میکنند اما از معافیتهای آن انتقاد دارند.
در حالی که سازمانهای جامعه مدنی تمرکز معاهده بر ارزشهای دموکراتیک را جشن میگیرند، به شدت از معافیت کلی برای امنیت ملی و دفاع انتقاد میکنند. آنها هشدار میدهند که حذف کاربردهای نظامی و اطلاعاتی یک حفره خطرناک برای نظارت دولتی و تسلیحات خودمختار ایجاد میکند و به طور بالقوه مأموریت اصلی معاهده برای حفاظت از شهروندان در برابر تجاوز دولت را تضعیف مینماید.
استراتژیستهای صنعت و انطباق
رهبران تجاری که بر اجرای عملی و انعطافپذیر قوانین تمرکز دارند.
تحلیلگران صنعت رویکرد «مدالیته دوگانه» معاهده را ستایش میکنند، که به کشورها اجازه میدهد قوانین را به طور انعطافپذیر در بخش خصوصی اجرا کنند. آنها استدلال میکنند که این مصالحه از خفه شدن نوآوری توسط معاهده جلوگیری میکند و به کشورهایی مانند ایالات متحده اجازه میدهد تا مدلهای نظارتی خاص بخش خود را حفظ کنند و در عین حال به استانداردهای جهانی حقوق بشر پایبند باشند.
آنچه نمیدانیم
- دادگاههای داخلی در کشورهای مختلف چگونه اصل «تناسب» را هنگام ارزیابی خطرات هوش مصنوعی تفسیر خواهند کرد.
- آیا دولتها از معافیت امنیت ملی برای محافظت از برنامههای جنجالی نظارت داخلی در برابر نظارت استفاده خواهند کرد یا خیر.
- کنفرانس طرفین که به تازگی تأسیس شده است، در صورت نقض اصول معاهده توسط یک کشور امضاکننده، چگونه انطباق را اجرا خواهد کرد.
اصطلاحات کلیدی
- کنوانسیون چارچوب
- یک معاهده بینالمللی الزامآور قانونی که تعهدات و اصول گستردهای را تعیین میکند و جزئیات اجرای خاص را به دولتهای ملی واگذار مینماید.
- مدالیته دوگانه
- سازوکار معاهده که به دولتها اجازه میدهد قوانین را مستقیماً برای بخش خصوصی اعمال کنند یا از طریق اقدامات داخلی جایگزین به همان اهداف دست یابند.
- تناسب
- یک اصل حقوقی که ایجاب میکند خطرات یا آسیبهای بالقوه یک سیستم هوش مصنوعی نباید بیشتر از مزایای مورد نظر آن برای جامعه باشد.
- کنفرانس طرفین
- نهاد نظارتی رسمی که توسط معاهده برای نظارت بر اجرا، تضمین انطباق و تطبیق قوانین با تکامل فناوری تأسیس شده است.
پرسشهای متداول
آیا معاهده هوش مصنوعی شورای اروپا همان قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا است؟
خیر. قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا یک مقررات خاص و تجویزی برای بازار اروپا است، در حالی که معاهده هوش مصنوعی یک توافق بینالمللی گستردهتر است که بر حقوق بشر تمرکز دارد و هر کشوری میتواند آن را امضا کند.
آیا این معاهده برای شرکتهای خصوصی مانند OpenAI یا گوگل اعمال میشود؟
این معاهده مستقیماً برای شرکتهای خصوصی که از طرف دولتها عمل میکنند، اعمال میشود. برای بخش خصوصی گستردهتر، کشورهای امضاکننده میتوانند نحوه اجرای اصول معاهده را در داخل کشور انتخاب کنند.
آیا سیستمهای هوش مصنوعی نظامی تحت پوشش این معاهده قرار میگیرند؟
خیر. این معاهده صراحتاً مسائلی را که مربوط به دفاع ملی و کاربردهای نظامی هستند، مستثنی میکند، که این مورد یکی از نقاط اختلاف در میان گروههای حقوق بشری است.
آیا ایالات متحده این معاهده را امضا کرده است؟
بله، ایالات متحده این معاهده را در سال ۲۰۲۴ امضا کرد و از انعطافپذیری چارچوب برای همسو کردن تعهدات بینالمللی با سیاستهای داخلی ایالات متحده استفاده نمود.
منابع
[1]Council of Europeمدافعان حقوق بینالملل
European Union ratifies the Council of Europe Framework Convention on Artificial Intelligence
مطالعه در Council of Europe →[2]Official Journal of the European Union
Council of Europe Framework Convention on Artificial Intelligence and Human Rights, Democracy and the Rule of Law
مطالعه در Official Journal of the European Union →[3]Privacy Laws & Business
UK signs Council of Europe AI Treaty
مطالعه در Privacy Laws & Business →[4]Federal Bar Associationمدافعان حقوق بینالملل
The Framework Convention on Artificial Intelligence: A Milestone in Human Rights Law
مطالعه در Federal Bar Association →[5]Factlen Editorial Teamطرفداران حاکمیت ملی
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
هر زاویه. هر روز.
دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.






