ژنتیک روانپزشکیبسته شواهد۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۸:۲۰· 4 دقیقه مطالعه· #1 از 4 در سلامت

مطالعه مهم ژنتیکی: اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی ۷۰ درصد ریسک مشترک دارند

یک تحلیل ژنومی گسترده جدید نشان می‌دهد که اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بخش اعظم ساختار ژنتیکی خود را به اشتراک می‌گذارند. این یافته‌ها مرزهای تشخیصی صد ساله را به چالش می‌کشند و مسیرهای جدیدی را برای درمان‌های روانپزشکی یکپارچه باز می‌کنند.

به قلم تیم سردبیری کوهستان

محققان ژنومیک 40%روانپزشکان بالینی 35%اصلاح‌طلبان تشخیصی 25%
محققان ژنومیک
استدلال می‌کنند که طبقه‌بندی روانپزشکی باید حول واقعیت‌های بیولوژیکی و ژنتیکی بازسازی شود.
روانپزشکان بالینی
معتقدند که اگرچه زیست‌شناسی همپوشانی دارد، درمان مبتنی بر علائم همچنان برای مراقبت‌های حاد از نظر عملی ضروری است.
اصلاح‌طلبان تشخیصی
برای جایگزینی دسته‌بندی‌های سنتی DSM با چارچوب‌های طیف‌محور و عصبی-بیولوژیکی تلاش می‌کنند.

چرا مهم است

دهه‌هاست که بیماران مجبور شده‌اند در چارچوب‌های تشخیصی سخت‌گیرانه‌ای قرار گیرند که درمان و پوشش بیمه‌ای آن‌ها را تعیین می‌کند. این تحقیق با اثبات درهم‌تنیدگی بیولوژیکی این شرایط، راه را برای داروهایی هموار می‌کند که ریشه‌های سلولی بیماری‌های روانی شدید را هدف قرار می‌دهند، نه صرفاً مدیریت علائم.

برای بیش از یک قرن، اساس روانپزشکی مدرن بر یک خط تقسیم سخت استوار بوده است. در یک طرف، اسکیزوفرنی قرار دارد که با روان‌پریشی و گسست شناختی مشخص می‌شود؛ در طرف دیگر، اختلال دوقطبی قرار دارد که با نوسانات شدید خلقی و انرژی تعریف می‌شود.

این مرز، که در تمام دانشکده‌های پزشکی تدریس می‌شود و در کتابچه‌های راهنمای تشخیصی مدون شده است، اکنون در حال بازنویسی اساسی است. یک تحلیل ژنومی مهم از ۱.۵ میلیون فرد نشان داده است که اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی بیماری‌های کاملاً مجزایی نیستند، بلکه ۷۰ درصد از ساختار ژنتیکی زمینه‌ای خود را به اشتراک می‌گذارند.[1]

این یافته‌ها که در مجله نیچر ژنتیکس (Nature Genetics) منتشر شده‌اند، یکی از بزرگترین مطالعات گسترده ارتباط ژنوم (GWAS) هستند که تاکنون انجام شده است. محققان با بررسی DNA صدها هزار بیمار و افراد سالم کنترل، ۱۲۰ ناحیه ژنی خاص را شناسایی کردند که ریسک هر دو بیماری را هدایت می‌کنند.[1][3]

تحلیل تیم تحریریه فکتلن از داده‌ها اشاره می‌کند: «ما با یک تقاطع بیولوژیکی عظیم روبرو هستیم.» طرح ژنتیکی این دو بیماری روانی شدید به طور چشمگیری مشترک است، که نشان می‌دهد آن‌ها جلوه‌های متفاوتی از یک آسیب‌پذیری عصبی-تکاملی زمینه‌ای مشابه هستند.[4]

زمینه تاریخی این تغییر عمیق است. در اواخر قرن نوزدهم، امیل کراپلین، روانپزشک، دوگانگی کراپلینی (Kraepelinian dichotomy) را پایه‌گذاری کرد و دمانس زودرس (اسکیزوفرنی) را از افسردگی شیدایی (اختلال دوقطبی) جدا ساخت. این تقسیم‌بندی مسیر کل مراقبت‌های روانپزشکی و توسعه دارویی قرن بیستم را شکل داد.[2]

با این حال، واقعیت بالینی همیشه آشفته‌تر از کتاب‌های درسی بوده است. روانپزشکان اغلب با بیمارانی روبرو می‌شوند که علائم هر دو را نشان می‌دهند—یک منطقه خاکستری که در حال حاضر به عنوان اختلال اسکیزوافکتیو (schizoaffective) نامیده می‌شود. داده‌های ژنتیکی جدید آنچه را که پزشکان خط مقدم مدت‌ها گمان می‌کردند تأیید می‌کند: این مرز مصنوعی است.

این مطالعه فراتر از صرفاً شناسایی ژن‌های مشترک است؛ بلکه عملکرد واقعی آن ژن‌ها را ترسیم می‌کند. قوی‌ترین همپوشانی در ژن‌های مسئول هرس سیناپسی (synaptic pruning) رخ می‌دهد—فرآیندی که طی آن مغز نوجوان اتصالات عصبی غیرضروری را برای افزایش کارایی پاکسازی می‌کند.[1]

این مطالعه فراتر از صرفاً شناسایی ژن‌های مشترک است؛ بلکه عملکرد واقعی آن ژن‌ها را ترسیم می‌کند.

به نظر می‌رسد در هر دو اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی، این فرآیند هرس بیش از حد فعال یا نامنظم است. این مکانیسم مشترک کمک می‌کند تا توضیح داده شود که چرا هر دو بیماری معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی، دقیقاً زمانی که هرس سیناپسی در اوج خود است، ظاهر می‌شوند.[1][3]

دومین همپوشانی بیولوژیکی عمده بر کانال‌های کلسیم متمرکز است. نورون‌ها برای آزادسازی انتقال‌دهنده‌های عصبی و برقراری ارتباط با یکدیگر به جریان دقیق یون‌های کلسیم متکی هستند. داده‌های ژنومی جهش‌های شدیدی را در ژن‌های تنظیم‌کننده این کانال‌ها در هر دو گروه بیمار نشان می‌دهد.[1][3]

این کشف خاص یک موهبت بزرگ برای توسعه‌دهندگان دارویی است. داروهای ضدروان‌پریشی و تثبیت‌کننده‌های خلقی کنونی عمدتاً دهه‌ها پیش به طور تصادفی کشف شدند و اغلب عوارض جانبی متابولیکی شدیدی دارند. با مشخص کردن سیگنال‌دهی کانال کلسیم به عنوان یک علت ریشه‌ای، محققان اکنون یک هدف مولکولی دقیق برای نسل جدیدی از داروها دارند.[4]

اگر همپوشانی ژنتیکی ۷۰ درصد است، چه چیزی ۳۰ درصد تفاوت را توضیح می‌دهد؟ این مطالعه چندین مسیر متمایز را جدا می‌کند. ریسک اسکیزوفرنی به طور منحصر به فردی با جهش‌های عصبی-تکاملی خاصی مرتبط است که بر شکل‌گیری اولیه مغز تأثیر می‌گذارند، در حالی که اختلال دوقطبی پیوندهای ژنتیکی منحصر به فردی با تنظیم متابولیک و سیستم ایمنی نشان می‌دهد.[1]

علاوه بر این، ژنتیک فقط اسلحه را پر می‌کند؛ محیط ماشه را می‌کشد. مؤسسه ملی سلامت روان (NIMH) تأکید می‌کند که این ژن‌های مشترک با عوامل استرس‌زای محیطی—مانند تروما، عفونت‌های ویروسی یا مصرف مواد—تعامل می‌کنند تا مغز آسیب‌پذیر را به سمت یک تظاهر بالینی خاص سوق دهند.[2]

پیامدهای این یافته‌ها برای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) قابل توجه است. NIMH قبلاً از معیارهای دامنه تحقیقاتی (RDoC) حمایت کرده است، ابتکاری برای طبقه‌بندی اختلالات سلامت روان بر اساس رفتار قابل مشاهده و معیارهای عصبی-بیولوژیکی، به جای فهرست‌های سخت‌گیرانه علائم.[2][4]

محدودیت‌های شفافی در داده‌های فعلی وجود دارد. محققان خاطرنشان می‌کنند که اکثریت قریب به اتفاق ۱.۵ میلیون ژنوم تجزیه و تحلیل شده از افراد با تبار اروپایی هستند. گسترش پایگاه‌های داده ژنومی برای شامل شدن جمعیت‌های متنوع جهانی برای تأیید اینکه آیا همپوشانی ۷۰ درصدی به طور جهانی صادق است، حیاتی است.[1][3]

در نهایت، این تحقیق ابزاری قدرتمند برای رفع انگ (destigmatization) ارائه می‌دهد. با اثبات اینکه بیماری‌های روانی شدید ریشه در بیولوژی عینی و قابل اندازه‌گیری دارند، نه نقص‌های شخصیتی یا عدم تعادل‌های شیمیایی مبهم، جامعه علمی راه را برای یک رویکرد دلسوزانه‌تر، دقیق‌تر و یکپارچه‌تر در مراقبت‌های روانپزشکی هموار می‌کند.[4]

آنچه نمی‌دانیم

  • چرا بیمارانی با مشخصات ریسک ژنتیکی کاملاً یکسان می‌توانند علائم بالینی متفاوتی داشته باشند (یکی دچار اختلال دوقطبی شود و دیگری اسکیزوفرنی).
  • آیا این یافته‌ها نسبت همپوشانی دقیق ۷۰ درصدی را در جمعیت‌های ژنتیکی غیراروپایی نیز حفظ می‌کنند، که در پایگاه‌های داده ژنومی کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.
  • چقدر طول می‌کشد تا این بینش‌های ژنتیکی به داروهای دقیق مورد تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) تبدیل شوند.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

محققان ژنومیک 40%روانپزشکان بالینی 35%اصلاح‌طلبان تشخیصی 25%
  1. [1]Nature Geneticsمحققان ژنومیک

    Shared genetic architecture between schizophrenia and bipolar disorder revealed by multi-trait GWAS

    مطالعه در Nature Genetics
  2. [2]National Institute of Mental Healthاصلاح‌طلبان تشخیصی

    Genomics and Mental Health: Rethinking Diagnostic Categories

    مطالعه در National Institute of Mental Health
  3. [3]Psychiatric Genomics Consortiumمحققان ژنومیک

    Cross-Disorder Group Findings on Severe Mental Illness

    مطالعه در Psychiatric Genomics Consortium
  4. [4]Factlen Editorial Teamاصلاح‌طلبان تشخیصی

    Synthesis by Factlen editorial team

    مطالعه در Factlen Editorial Team
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت سلامت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.