قانون جدید جهانی اقیانوس: راهنمای پیمان اعماق دریاها و منابع ژنتیکی دریایی
توافقنامه مهم BBNJ رسماً در سال ۲۰۲۶ لازمالاجرا شد و اولین چارچوب حقوقی جامع را برای اعماق دریاها (آبهای بینالمللی) ایجاد کرد. در اینجا نحوه مدیریت مناطق حفاظتشده دریایی، ارزیابیهای زیستمحیطی و استفاده تجاری از منابع ژنتیکی دریایی توسط این پیمان آمده است.
به قلم سپیده مهرابی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سازمانهای حفاظت محیط زیست
- بر توانایی پیمان برای ایجاد مناطق حفاظتشده دریایی و توقف از دست رفتن تنوع زیستی تمرکز دارد.
- کشورهای در حال توسعه و حامیان عدالت
- تقسیم عادلانه منافع اقتصادی حاصل از منابع ژنتیکی دریایی را در اولویت قرار میدهد.
- جامعه علمی و بیوتکنولوژی
- به دنبال مقررات روشن و عملی است که تحقیقات را تسهیل کند بدون اینکه بارهای بوروکراتیک بازدارنده تحمیل کند.
نکات کلیدی
- پیمان اعماق دریاها پس از عبور از ۶۰ تصویب، رسماً در ژانویه ۲۰۲۶ لازمالاجرا شد.
- این پیمان اولین سازوکار قانونی را برای ایجاد مناطق حفاظتشده دریایی (MPAs) در آبهای بینالمللی فراهم میکند.
- یک سازوکار جدید اتاق تسویه، منابع ژنتیکی دریایی (MGRs) را با استفاده از شناسههای دستهای منحصربهفرد ردیابی خواهد کرد.
- این پیمان تقسیم عادلانه منافع را برای هر دو نمونه ژنتیکی فیزیکی و اطلاعات توالی دیجیتال (DSI) الزامی میکند.
- اکنون ارزیابیهای اثرات زیستمحیطی سختگیرانه برای فعالیتهای تجاری جدید در اعماق دریاها الزامی است.
چرا مهم است
برای دههها، اعماق دریاها فاقد مقررات بودند و اکوسیستمهای حیاتی و اکتشافات ژنتیکی سودآور بدون مدیریت رها شده بودند. این پیمان یک کتاب قانون الزامآور ایجاد میکند که بر همه چیز از زنجیرههای تأمین دارویی جهانی گرفته تا کشتیرانی بینالمللی و حفاظت از اعماق دریا تأثیر خواهد گذاشت.
برای قرنها، گستره وسیع اقیانوس آزاد تحت یک رژیم نظارتی تکهتکه و اغلب بیاثر عمل کرده است. «اعماق دریاها» که تقریباً دو سوم اقیانوس جهانی و نیمی از سطح زمین را پوشش میدهند، فراتر از مناطق اقتصادی انحصاری هر کشور واحدی قرار دارند. از آنجایی که این آبها متعلق به همه هستند، عملاً متعلق به هیچکس نبودهاند – یک تراژدی کلاسیک منابع مشترک که اکوسیستمهای حیاتی دریایی را در برابر بهرهبرداری بیش از حد، آلودگی و فشارهای فزاینده تغییرات اقلیمی آسیبپذیر کرده است. تا همین اواخر، کمتر از یک درصد از این منابع مشترک عظیم جهانی به طور کامل حفاظت میشد و سازوکارهای قانونی برای حفاظت از تنوع زیستی آن به سادگی وجود نداشت.[1][3]
این الگو در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶، زمانی که توافقنامه حفاظت و استفاده پایدار از تنوع زیستی دریایی در مناطق فراتر از صلاحیت ملی (BBNJ) – که به طور گسترده به عنوان پیمان اعماق دریاها شناخته میشود – رسماً لازمالاجرا شد، به طور دائم تغییر کرد. پس از تقریباً دو دهه مذاکرات طاقتفرسای سازمان ملل، این پیمان در سپتامبر ۲۰۲۵ به آستانه لازم ۶۰ کشور برای تصویب رسید و شمارش معکوس ۱۲۰ روزه برای تبدیل شدن به قانون بینالمللی را آغاز کرد. تا اواسط سال ۲۰۲۶، بیش از ۹۰ کشور این توافقنامه را تصویب کردهاند و خود را به چارچوب جدیدی متعهد کردهاند که اساساً قوانین حکمرانی جهانی اقیانوس را بازنویسی میکند.[2][4][6]
توافقنامه BBNJ سومین توافقنامه اجرایی تحت کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) است، اما مسلماً جاهطلبانهترین آنهاست. این پیمان بر چهار ستون اساسی بنا شده است که برای ایجاد تعادل بین حفاظت از محیط زیست و استفاده عادلانه از منابع اقیانوسی طراحی شدهاند. این ستونها شامل ایجاد ابزارهای مدیریتی مبتنی بر منطقه (عمدتاً مناطق حفاظتشده دریایی)، یک رژیم سختگیرانه برای ارزیابیهای زیستمحیطی، سازوکارهایی برای ظرفیتسازی و انتقال فناوری، و – شاید پیچیدهترین بخش – یک سیستم جامع برای مدیریت منابع ژنتیکی دریایی هستند.[3][7]
مفاد این پیمان در مورد مناطق حفاظتشده دریایی (MPAs) مهمترین ابزار حفاظتی فوری آن را نشان میدهد. پیش از توافقنامه BBNJ، ایجاد یک منطقه حفاظتشده در آبهای بینالمللی مستلزم عبور از هزارتوی سازمانهای منطقهای مدیریت شیلات و نهادهای خاص بخش بود که هیچکدام صلاحیت کلی برای الزام حفاظت جامع را نداشتند. پیمان جدید یک مسیر قانونی واحد برای کشورهای عضو فراهم میکند تا مناطق حفاظتشده دریایی را در اعماق دریاها پیشنهاد، در مورد آنها مشورت و آنها را اجرا کنند. این سازوکار به طور گسترده به عنوان تنها راه عملی برای دستیابی به هدف «۳۰ در ۳۰» چارچوب تنوع زیستی جهانی کونمینگ-مونترال – یعنی هدف حفاظت از ۳۰ درصد از سطح زمین تا سال ۲۰۳۰ – تلقی میشود.[1][6]
در حالی که عناصر حفاظتی این پیمان توجه عمومی گستردهای را به خود جلب کرده است، هسته اقتصادی و علمی توافقنامه BBNJ حول منابع ژنتیکی دریایی (MGRs) میچرخد. اعماق اقیانوس مخزنی از تنوع زیستی فوقالعاده است. ارگانیسمهایی که در فشارهای خردکننده، دماهای انجماد و دودکشهای گرمابی اعماق دریا زنده میمانند، خواص بیوشیمیایی منحصربهفردی را تکامل دادهاند. این موجودات مقاوم در شرایط سخت (اکستریموفیلها)، اسفنجهای اعماق دریا و میکروبهای دریایی پتانسیل عظیمی برای صنایع دارویی، آرایشی و بهداشتی و بیوتکنولوژی دارند و مسیرهایی را برای آنتیبیوتیکهای جدید، درمانهای سرطان و آنزیمهای صنعتی فراهم میکنند.[5][8]
از لحاظ تاریخی، اکتشاف و تجاریسازی این منابع ژنتیکی تحت سلطه تعداد انگشتشماری از کشورهای ثروتمند و شرکتهای چندملیتی بوده است که کشتیهای تحقیقاتی پیشرفته و زیردریاییهای اعماق دریا مورد نیاز برای دسترسی به آنها را در اختیار دارند. کشورهای در حال توسعه مدتهاست استدلال میکنند که از آنجایی که اعماق دریاها «میراث مشترک بشریت» هستند، منافع حاصل از تنوع زیستی آن باید به طور عادلانه تقسیم شود. توافقنامه BBNJ این اصل را تدوین میکند و یک رژیم اجباری تقسیم منافع را برای دستاوردهای پولی و غیرپولی ناشی از استفاده از منابع ژنتیکی دریایی در اعماق دریاها ایجاد میکند.[3][7]
کشورهای در حال توسعه مدتهاست استدلال میکنند که از آنجایی که اعماق دریاها «میراث مشترک بشریت» هستند، منافع حاصل از تنوع زیستی آن باید به طور عادلانه تقسیم شود.
برای عملیاتی کردن این امر، این پیمان یک سازوکار متمرکز اتاق تسویه (Clearing-House Mechanism) ایجاد میکند. هر هیئت تحقیقاتی که قصد جمعآوری نمونههای بیولوژیکی در مناطق فراتر از صلاحیت ملی را دارد، اکنون باید اطلاعیههای قبل و بعد از سفر دریایی را به این ثبت جهانی ارسال کند. پس از جمعآوری، این سازوکار یک «شناسه دستهای BBNJ» منحصربهفرد تولید میکند که به نمونههای فیزیکی متصل میشود. این شناسه برای ردیابی مواد ژنتیکی در طول کل زنجیره نگهداری آن طراحی شده است – از لحظهای که از کف اقیانوس بیرون کشیده میشود تا ادغام احتمالی آن در یک محصول تجاری ثبتشده، سالها بعد در یک آزمایشگاه شرکتی.[5]
نکته حیاتی این است که دامنه نظارتی این پیمان فراتر از نمونههای بیولوژیکی فیزیکی گسترش یافته و شامل اطلاعات توالی دیجیتال (DSI) نیز میشود. در بیوتکنولوژی مدرن، محققان به ندرت نیاز به انتقال نمونههای فیزیکی در سراسر جهان دارند؛ در عوض، آنها DNA یا RNA یک ارگانیسم را توالییابی کرده و کد ژنتیکی را در پایگاههای داده جهانی بارگذاری میکنند. با گنجاندن صریح DSI در چارچوب تقسیم منافع، توافقنامه BBNJ تضمین میکند که دیجیتالی شدن زیستشناسی دریایی به راه فراری برای دور زدن الزامات عدالت تبدیل نشود. هر کسی که از DSI اعماق دریاها برای تحقیق یا توسعه تجاری استفاده میکند، مشمول تعهدات اطلاعرسانی و تقسیم منافع پیمان است.[5][8]
مکانیسمهای مالی دقیق این تقسیم منافع یکی از مورد بحثترین جنبههای اجرای پیمان باقی مانده است. این توافقنامه یک فرآیند دو مرحلهای را برای کشورهای توسعهیافته تشریح میکند که شامل مشارکتهای ارزیابیشده و ایجاد نهایی روشهای خاص برای تقسیم منافع پولی مرتبط با تجاریسازی منابع ژنتیکی دریایی است. این وجوه برای یک سازوکار مالی اختصاصی در نظر گرفته شده است که از تلاشهای حفاظتی در اعماق دریاها حمایت کرده و به کشورهای در حال توسعه در ساخت ظرفیتهای علوم دریایی خود کمک خواهد کرد.[5]
فراتر از منابع ژنتیکی، توافقنامه BBNJ الزامات جدید و سختگیرانهای را برای ارزیابیهای اثرات زیستمحیطی (EIAs) معرفی میکند. هر فعالیت برنامهریزیشدهای تحت صلاحیت یک کشور تصویبکننده که میتواند آلودگی قابل توجه یا تغییرات مهم و مضری در محیط زیست دریایی ایجاد کند، اکنون باید قبل از ادامه، تحت یک ارزیابی دقیق قرار گیرد. انتظار میرود این مقرره پیامدهای عمیقی برای صنایع نوظهور مانند استخراج معادن اعماق دریا، و همچنین برای مداخلات اقلیمی جدید مانند بارورسازی اقیانوس یا پروژههای بزرگ جذب کربن داشته باشد و تضمین کند که این فعالیتها نمیتوانند در خفا پیش بروند.[1][7]
ستون نهایی این پیمان بر ظرفیتسازی و انتقال فناوری دریایی تمرکز دارد. با اذعان به اینکه یک چارچوب نظارتی جهانی تنها به اندازه ضعیفترین حلقه خود قوی است، این توافقنامه حکم میکند که کشورهای توسعهیافته به کشورهای در حال توسعه در کسب دانش علمی، تجهیزات و چارچوبهای نهادی لازم برای مشارکت معنادار در حکمرانی اعماق دریاها کمک کنند. این شامل آموزش دانشمندان، به اشتراک گذاشتن دادههای اقیانوسشناسی و تسهیل سرمایهگذاریهای تحقیقاتی مشترک است و از این طریق دسترسی به آخرین مرز اقیانوس را دموکراتیک میکند.[3][7]
با لازمالاجرا شدن این پیمان، جامعه بینالمللی در حال تلاش برای گذار از مذاکرات دیپلماتیک به اجرای عملی است. کمیسیون مقدماتی در حال حاضر در حال زمینهسازی برای اولین کنفرانس اعضا (COP1) است که موظف است تا ژانویه ۲۰۲۷ تشکیل جلسه دهد. این نشست افتتاحیه حیاتی خواهد بود، زیرا کشورهای عضو باید ساختار نهادی پیمان، از جمله دبیرخانه دائمی، نهاد علمی و فنی، و کمیته دسترسی و تقسیم منافع که بر مفاد منابع ژنتیکی دریایی نظارت خواهد کرد، را نهایی کنند.[1][2]
موفقیت توافقنامه BBNJ در نهایت به تمایل کشورهای تصویبکننده برای اجرای مفاد آن در برابر صنایع داخلی و تأمین مالی کافی سازوکارهای آن بستگی دارد. در حالی که این پیمان جایگزین سازمانهای منطقهای مدیریت شیلات یا نهادهایی مانند سازمان بینالمللی بستر دریا نمیشود، اما یک تعهد کلی جدید برای انسجام و مدیریت محیط زیست تحمیل میکند. برای اولین بار در تاریخ بشر، گستره بیقانون اعماق دریاها دارای یک قانون اساسی جامع است – قانونی که اقیانوس عمیق را نه تنها به عنوان منبعی برای بهرهبرداری، بلکه به عنوان یک میراث شکننده و مشترک که باید فعالانه مدیریت شود، به رسمیت میشناسد.[4][6][8]
منابع
[1]World Resources Instituteجامعه علمی و بیوتکنولوژیThe High Seas Treaty Enters Into Force: What to Know
مطالعه در World Resources Institute →
[2]IFAWسازمانهای حفاظت محیط زیستHigh Seas Treaty enters into force, unlocking new era of ocean conservation
مطالعه در IFAW →
[3]London School of Economicsجامعه علمی و بیوتکنولوژیWhat is the BBNJ Agreement?
مطالعه در London School of Economics →
[4]High Seas Allianceسازمانهای حفاظت محیط زیستHigh Seas Treaty Ratification Tracker
مطالعه در High Seas Alliance →
[5]Harvard Universityجامعه علمی و بیوتکنولوژیMarine Genetic Resources under the BBNJ Treaty
مطالعه در Harvard University →
[6]The Nature Conservancyسازمانهای حفاظت محیط زیستA Defining Moment for Global Ocean Governance
مطالعه در The Nature Conservancy →
[7]United Nations Universityکشورهای در حال توسعه و حامیان عدالتWhat is the High Seas Treaty and Why is it Important?
مطالعه در United Nations University →
[8]Taylor & Francisجامعه علمی و بیوتکنولوژیThe BBNJ Agreement and the regulation of marine genetic resources
مطالعه در Taylor & Francis →
نظرات
بیشتر در راهنماها
مشاهده همه →هر زاویه. هر روز.
دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.




