هنر تولید شده توسط هوش مصنوعی، باعث طرح دعاوی حقوقی و بازنگری فرهنگی در «اصالت» و خلاقیت انسانی شده است.
در حالی که دادگاههای فدرال و اداره حق تکثیر ایالات متحده (U.S. Copyright Office) قوانین مربوط به لزوم «خالقیت انسانی» را تثبیت میکنند، دعاوی حقوقی بزرگی از سوی استودیوهای هالیوود و گتی ایمیجز (Getty Images) در حال به چالش کشیدن مبانی قانونی هوش مصنوعی مولد (Generative AI) هستند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دارندگان حقوق و هنرمندان
- استدلال میکنند که جمعآوری غیرمجاز دادهها، سرقت گستردهای است که از کار آنها بدون جبران خسارت سوءاستفاده میکند و بقای اقتصادی خالقان انسانی را تهدید میکند.
- توسعهدهندگان هوش مصنوعی
- استدلال میکنند که آموزش بر روی دادههای عمومی، استفاده منصفانه تحولآفرین است و ابزارهای هوش مصنوعی با کاهش موانع ورود، بیان بصری را دموکراتیزه میکنند.
- سنتگرایان حقوقی
- تأکید میکنند که قانون مالکیت فکری باید به خلاقیت انسانی متکی باقی بماند، به این معنی که ماشینها نمیتوانند خالق باشند.
زوایای پوششدادهنشده
- · حامیان هوش مصنوعی متنباز
چرا مهم است
نتیجه این دعاوی حقوقی تعیین خواهد کرد که آیا هنرمندان انسانی میتوانند از معیشت خود محافظت کنند یا خیر، و اینکه آیا شرکتهای فناوری مجبور خواهند شد میلیاردها دلار بابت دادههایی که نیروی محرکه اینترنت مدرن هستند، بپردازند.
نکات کلیدی
- دیوان عالی ایالات متحده از رسیدگی به درخواست تجدیدنظر که الزام «خالقیت انسانی» را به چالش میکشید، خودداری کرد و بدین ترتیب تثبیت کرد که هنر تولید شده صرفاً توسط هوش مصنوعی قابل ثبت حق تکثیر نیست.
- هنرمندان تنها در صورتی میتوانند آثار کمکشده توسط هوش مصنوعی را ثبت کنند که ثابت کنند خروجی را با استفاده از ابزارهای دیجیتال سنتی به شدت ویرایش یا تغییر دادهاند.
- یک قاضی فدرال به گتی ایمیجز اجازه داد تا ادعاهای علامت تجاری علیه استبیلیتی اِیآی را به دلیل واترمارکهای تحریف شدهای که در تصاویر تولید شده ظاهر میشوند، پیگیری کند.
- میدجرنی از استودیوهای هالیوود میخواهد که استفاده داخلی خود از هوش مصنوعی را فاش کنند تا ثابت شود جمعآوری دادهها یک استاندارد پذیرفته شده در صنعت است.
هوش مصنوعی به طور دائمی چشمانداز بصری اینترنت را تغییر داده و در عرض چند ثانیه، دستورات متنی را به عکسهای فوقالعاده واقعگرایانه و تصاویر سورئال تبدیل میکند. اما با تبدیل شدن هوش مصنوعی مولد از یک آزمایش جدید به ابزاری تجاری و فراگیر، واکنشهای حقوقی و فرهنگی گستردهای را برانگیخته است. در سراسر دادگاههای فدرال و نهادهای دولتی، یک پرسش اساسی در حال بررسی است: در عصر الگوریتمها، «اصالت» به چه معناست؟ پاسخهایی که در سال ۲۰۲۶ در حال ظهور هستند، با توجه به نبرد هنرمندان، غولهای فناوری و شرکتهای رسانهای بر سر مالکیت آینده هنر دیجیتال، جامعه را وادار به بازنگری فرهنگی در مورد ارزش خلاقیت انسانی میکند.[7]
برای درک بحران حقوقی، باید مکانیسم زیربنایی هوش مصنوعی مولد را فهمید. پلتفرمهایی مانند میدجرنی (Midjourney) و استیبل دیفیوژن (Stable Diffusion) متعلق به استبیلیتی اِیآی (Stability AI)، توسط مدلهای انتشار نهفته (latent diffusion models) قدرت میگیرند. این سیستمها به معنای سنتی «نقاشی نمیکنند»؛ بلکه با جمعآوری میلیاردها تصویر و توضیحات متنی مرتبط با آنها که به صورت عمومی در اینترنت موجود است، آموزش دیدهاند. این مدلها با تجزیه و تحلیل این مجموعه داده عظیم، الگوها و روابط بصری را یاد میگیرند و به آنها اجازه میدهند تا در پاسخ به دستور کاربر، تصاویر کاملاً جدیدی را از نویز دیجیتالی تصادفی بسازند. جنجال از این واقعیت ناشی میشود که اکثریت قریب به اتفاق این تصاویر آموزشی، آثار دارای حق تکثیر بودهاند که بدون اجازه، رضایت یا جبران خسارت به سازندگان اصلی، مورد استفاده قرار گرفتهاند.[5][6]
جنگ حقوقی بر سر هنر هوش مصنوعی در حال حاضر در دو جبهه متمایز در جریان است: ورودیها و خروجیها. جبهه «ورودی» قانونی بودن فرآیند آموزش را به چالش میکشد و این سوال را مطرح میکند که آیا جمعآوری دادههای دارای حق تکثیر، نقض گسترده قانون است یا تحت چتر حمایتی «استفاده منصفانه» (fair use) قرار میگیرد. جبهه «خروجی» به تصاویر حاصل میپردازد و میپرسد که آیا کاربری که یک دستور متنی را تایپ میکند، میتواند مالکیت قانونی تصویری را که ماشین تولید میکند، ادعا کند. هر دو جبهه پیامدهای مالی حیاتی برای صنعت هوش مصنوعی مولد دارند، اما دادگاهها در حل مسئله خروجیها بسیار سریعتر عمل کردهاند.[1][4]
در مورد مسئله مالکیت، دولت ایالات متحده موضع قاطعی اتخاذ کرده است: ماشینها نمیتوانند خالق باشند. اداره حق تکثیر ایالات متحده به طور مداوم تأکید کرده است که حمایت از حق تکثیر برای تشویق خلاقیت انسانی وجود دارد، و بنابراین، یک اثر برای ثبت شدن باید دارای «خالقیت انسانی» معناداری باشد. صرف تایپ یک دستور متنی دقیق در یک مولد هوش مصنوعی، از نظر قانونی به عنوان سفارش دادن یک اثر به ماشین تلقی میشود، نه خلق آن. در نتیجه، تصاویر تولید شده صرفاً توسط هوش مصنوعی بلافاصله وارد مالکیت عمومی میشوند و هر کسی میتواند بدون محدودیت آنها را کپی، استفاده یا بفروشد.[1][2]
این موضع در ژانویه ۲۰۲۶، زمانی که اداره حق تکثیر بر رد درخواست ثبت اثر هنری برنده جایزه جیسون آلن با عنوان «تئاتر اپرای فضایی» (Théâtre D'opéra Spatial) تأکید کرد، با قدرت بیشتری تکرار شد. آلن در سال ۲۰۲۲ با استفاده از تصویری که توسط میدجرنی تولید شده بود، برنده مسابقه هنر دیجیتال نمایشگاه ایالتی کلرادو شده بود. هنگامی که او تلاش کرد حق تکثیر این اثر را ثبت کند، اداره از او خواست که عناصر تولید شده توسط هوش مصنوعی را از ادعای خود حذف کند. آلن نپذیرفت و استدلال کرد که دستورات متنی او، جهتدهی خلاقانه محسوب میشوند. اداره ثبت او را به طور کامل رد کرد و در پروندههای دادگاه فدرال اظهار داشت که این اختلاف بر سر الزام دیرینه خالقیت انسانی است، نه خصومت با فناوری جدید.[4]
اکنون عالیترین دادگاه ایالات متحده این دکترین را تثبیت کرده است. در مارس ۲۰۲۶، دیوان عالی ایالات متحده از رسیدگی به درخواست تجدیدنظر استیون تالر، دانشمند کامپیوتر، که سالها تلاش کرده بود حق تکثیر اثری با عنوان «ورودی اخیر به بهشت» (A Recent Entrance to Paradise) را ثبت کند، خودداری کرد. تالر صراحتاً سیستم هوش مصنوعی خود، DABUS، را به عنوان تنها خالق اثر معرفی کرده بود. دیوان عالی با رد صدور حکم بازنگری (certiorari)، حکم یکپارچه دادگاه تجدیدنظر را که اساساً قانون حق تکثیر نیازمند یک خالق انسانی است، دستنخورده باقی گذاشت. این رد، عملاً راه را برای آثار هوش مصنوعی کاملاً خودمختار برای دریافت حمایت مالکیت فکری تحت قوانین فعلی ایالات متحده بست.[2][5]
اکنون عالیترین دادگاه ایالات متحده این دکترین را تثبیت کرده است.
با این حال، اداره حق تکثیر یک روزنه باریک برای هنرمندان فعال باقی گذاشته است: چارچوب «کمکشده توسط هوش مصنوعی». در حالی که خروجی خام هوش مصنوعی قابل ثبت نیست، هنرمند میتواند در صورتی که کنترل خلاقانه معناداری بر محصول نهایی اعمال کند، حمایت قانونی را تضمین نماید. این بدان معناست که تصویر هوش مصنوعی صرفاً به عنوان یک لایه پایه یا ماده خام استفاده شود و به دنبال آن ویرایش، ترکیب یا بازنقاشی گسترده توسط انسان با استفاده از ابزارهای دیجیتال سنتی مانند فتوشاپ انجام گیرد. اکنون بار اثبات قانونی بر دوش هنرمند است که فرآیند خلاقانه خود را مستند کند و به صراحت فاش سازد که کدام بخشهای تصویر توسط ماشین تولید شده و کدام بخشها با دست انسان ساخته شدهاند.[4][7]
در حالی که مسئله خروجی کاربران فردی را ناامید میکند، مسئله ورودی موجودیت شرکتهای هوش مصنوعی را تهدید میکند. دارندگان حقوق اصلی به شدت در حال پیگیری دعاوی قضایی در مورد استفاده غیرمجاز از مالکیت فکری آنها برای آموزش این مدلها هستند. اگر دادگاهها در نهایت حکم دهند که آموزش هوش مصنوعی بر روی آثار دارای حق تکثیر تحت حمایت دکترین «استفاده منصفانه» نیست، شرکتهای فناوری ممکن است مجبور شوند میلیاردها دلار هزینه مجوزدهی معوق بپردازند، یا بدتر از آن، دستور تخریب کامل مدلهای موجود خود را دریافت کنند.[5][6]
یکی از مهمترین پروندههای مربوط به ورودی، شکایت گتی ایمیجز علیه استبیلیتی اِیآی است. این غول عکاسی استوک ادعا میکند که استبیلیتی اِیآی به طور غیرقانونی ۱۲ میلیون تصویر و فرادادههای مرتبط با آنها را از سرورهای گتی برای آموزش استیبل دیفیوژن جمعآوری کرده است. فراتر از نقض حق تکثیر استاندارد، گتی یک ادعای جدید علامت تجاری را تحت قانون لنهام (Lanham Act) مطرح کرد. از آنجا که استیبل دیفیوژن بر روی تعداد زیادی از تصاویر واترمارکدار گتی آموزش دیده است، این هوش مصنوعی اغلب تصاویری جدید تولید میکند که دارای نسخههای تحریف شده و عجیب و غریب از واترمارک نمادین گتی هستند.[3][6]

در آوریل ۲۰۲۶، یک قاضی فدرال در ناحیه شمالی کالیفرنیا با اجازه دادن به پیشبرد ادعاهای علامت تجاری گتی، ضربه قابل توجهی به استبیلیتی اِیآی وارد کرد. دادگاه حکم داد که گتی به اندازه کافی نشان داده است که این واترمارکهای تحریف شده میتوانند باعث سردرگمی مصرفکننده شوند و عموم را به اشتباه وادار کنند که گتی این خروجیهای تولید شده توسط هوش مصنوعی را تأیید کرده یا به آنها وابسته است. این حکم جبهه جدید و خطرناکی را برای توسعهدهندگان هوش مصنوعی گشود و نشان داد که حتی اگر آنها از چالشهای حق تکثیر جان سالم به در ببرند، ممکن است همچنان با مسئولیتهای سنگینی تحت قانون علامت تجاری مواجه شوند.[3]
صنعت سرگرمی نیز یک ضدحمله گسترده را آغاز کرده است. ائتلافی از بزرگان هالیوود—از جمله دیزنی، یونیورسال و وارنر براس—شکایت گستردهای را در مورد حق تکثیر علیه میدجرنی تنظیم کردند. این استودیوها ادعا میکنند که میدجرنی عمداً مدلهای خود را بر روی مالکیت فکری آنها آموزش داده است، که به کاربران اجازه میدهد به راحتی تصاویر غیرمجاز و بسیار دقیقی از شخصیتهای محافظتشده مانند دارث ویدر، السا و باگز بانی تولید کنند. استودیوها استدلال میکنند که میدجرنی اساساً در حال اداره یک ماشین نقض خودکار و عظیم است که مستقیماً با محصولات دارای مجوز و هنر تبلیغاتی خودشان رقابت میکند.[1]
با این حال، میدجرنی با یک استراتژی حقوقی تهاجمی در حال مقابله است. در ژوئیه ۲۰۲۶، این شرکت هوش مصنوعی درخواستی را مطرح کرد که استودیوهای هالیوود استفاده داخلی خود از هوش مصنوعی مولد را فاش کنند. وکلای میدجرنی استدلال میکنند که اگر دیزنی و وارنر براس مخفیانه از ابزارهای جمعآوری مشابه برای آموزش مدلهای داخلی یا تولید هنر مفهومی استفاده میکنند، این میتواند به عنوان مدرک قدرتمندی عمل کند که خود صنعت سرگرمی این عمل را «استفاده منصفانه» میداند. این مانور واقعیت آشفته بخش خلاقیت را برجسته میکند، جایی که شرکتها به طور علنی هوش مصنوعی را محکوم میکنند در حالی که به طور خصوصی پتانسیل آن برای کاهش هزینهها را بررسی میکنند.[1]
برای تصویرگران، طراحان گرافیک و هنرمندان مفهومی فعال، این عدم قطعیت حقوقی در پسزمینه اضطراب اقتصادی فوری در حال وقوع است. توانایی ماشینها در تولید هنر با کیفیت تجاری با هزینهای ناچیز، بازار آزادکاری را به هم ریخته است. در پاسخ، یک شکاف فرهنگی در حال ظهور است. تصاویر تولید شده صرفاً توسط هوش مصنوعی به طور فزایندهای به عنوان یک کالای ارزان و فراگیر تلقی میشوند، در حالی که هنر قابل تأیید و ساخته شده توسط انسان به عنوان یک محصول سفارشی و ممتاز جایگاهیابی میشود. برخی از هنرمندان حتی در حال استفاده از «برچسبهای تغذیه» دیجیتال هستند تا گواهی دهند که کارشان ۱۰۰٪ توسط انسان خلق شده است و برای برندها و مصرفکنندگانی که برای مهارت سنتی ارزش قائل هستند، جذابیت ایجاد کنند.[7]
حل و فصل نهایی بحث هنر هوش مصنوعی سالها زمان خواهد برد. در حالی که الزام به خالقیت انسانی اکنون به طور محکم تثبیت شده است، قانونی بودن دادههای آموزشی احتمالاً به مداخله دادگاههای تجدیدنظر فدرال در اواخر سال ۲۰۲۶ یا ۲۰۲۷ نیاز خواهد داشت. تا آن زمان، تعریف اصالت متزلزل باقی میماند. شرکتهای فناوری همچنان مرزهای استفاده منصفانه را جابجا خواهند کرد، دارندگان حقوق همچنان خواستار جبران خسارت خواهند بود، و هنرمندان مجبور خواهند بود در چشماندازی که ابزارهای خلق به طور همزمان توانمندکننده و تهدیدکننده وجودی هستند، حرکت کنند.[1][2]
روند رویداد
January 2023
گتی ایمیجز و گروهی از هنرمندان مستقل اولین دعاوی حقوقی دستهجمعی بزرگ را علیه مولدهای تصویر هوش مصنوعی ثبت میکنند.
August 2025
گتی ایمیجز ادعاهای علامت تجاری قانون لنهام را علیه استبیلیتی اِیآی در دادگاه فدرال کالیفرنیا مطرح میکند.
January 2026
اداره حق تکثیر ایالات متحده بر رد درخواست ثبت اثر هنری برنده جایزه جیسون آلن که توسط میدجرنی ساخته شده بود، تأکید میکند.
March 2026
دیوان عالی ایالات متحده از رسیدگی به درخواست تجدیدنظر استیون تالر خودداری میکند و الزام خالقیت انسانی را تثبیت مینماید.
April 2026
یک قاضی فدرال اجازه میدهد ادعاهای علامت تجاری گتی علیه استبیلیتی اِیآی به مرحله محاکمه برسد.
July 2026
میدجرنی در جریان دعوای حقوقی حق تکثیر، از استودیوهای هالیوود میخواهد که استفاده داخلی خود از هوش مصنوعی را فاش کنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
توسعهدهندگان هوش مصنوعی مولد
استدلال میکنند که آموزش بر روی تصاویر عمومی، استفاده منصفانه تحولآفرین است و ابزارهای هوش مصنوعی خلاقیت را دموکراتیزه میکنند.
شرکتهای فناوری مانند میدجرنی و استبیلیتی اِیآی تأکید میکنند که مدلهای آنها نسخههای دقیق آثار دارای حق تکثیر را ذخیره یا بازتولید نمیکنند. در عوض، آنها استدلال میکنند که تجزیه و تحلیل میلیاردها تصویر برای یادگیری روابط ریاضی بین پیکسلها و متن، یک فرآیند بسیار تحولآفرین است که تحت حمایت دکترین «استفاده منصفانه» قرار دارد. آنها این فرآیند را به دانشجوی هنری تشبیه میکنند که برای مطالعه آثار استادان به موزه میرود و سپس اثر اصلی خود را نقاشی میکند. علاوه بر این، آنها استدلال میکنند که هوش مصنوعی مولد بیان بصری را دموکراتیزه میکند و به هر کسی با یک ایده اجازه میدهد بدون توجه به مهارتهای فنی طراحی، هنر با کیفیت بالا خلق کند.
هنرمندان سنتی و دارندگان حقوق
استدلال میکنند که جمعآوری غیرمجاز دادهها، سرقت گستردهای است که از کار آنها بدون جبران خسارت سوءاستفاده میکند.
از نظر هنرمندان فعال، آژانسهای عکس استوک و استودیوهای سرگرمی، رونق هوش مصنوعی مولد بر پایه سرقت بیسابقه مالکیت فکری بنا شده است. آنها استدلال میکنند که شرکتهای هوش مصنوعی میلیاردها تصویر دارای حق تکثیر را جمعآوری کردهاند تا محصولات تجاری بسازند که اکنون مستقیماً با خالقان اصلی رقابت میکنند. تصویرگران اشاره میکنند که میتوان به مدلها دستور داد تا هنر را «به سبک» هنرمندان زنده خاصی تولید کنند، که عملاً هویتهای بصری متمایز آنها را خودکار کرده و معیشت آنها را تضعیف میکند. آنها خواستار آن هستند که شرکتهای هوش مصنوعی مجبور به مجوزدهی دادههای آموزشی و جبران خسارت خالقانی شوند که آثارشان نیروی محرکه الگوریتمها است.
اداره حق تکثیر ایالات متحده
معتقد است که قانون حق تکثیر صرفاً برای تشویق تلاش فکری انسان وجود دارد.
اداره حق تکثیر ایالات متحده، با حمایت احکام اخیر دادگاههای فدرال، دیدگاه سختگیرانهای نسبت به قانون مالکیت فکری دارد. آنها استدلال میکنند که هدف قانون اساسی حق تکثیر، تشویق خلاقیت و بیان انسانی است. بنابراین، یک ماشین نمیتواند خالق باشد و آثاری که صرفاً توسط الگوریتمها تولید میشوند، بلافاصله به مالکیت عمومی تعلق دارند. در حالی که آنها اذعان دارند که هوش مصنوعی میتواند به عنوان یک ابزار کمکی استفاده شود، اما از متقاضیان میخواهند ثابت کنند که یک انسان کنترل خلاقانه معناداری بر عناصر بیانی نهایی اثر اعمال کرده است، نه اینکه صرفاً یک دستور متنی را تایپ کرده و اجازه داده باشد نرمافزار نتیجه را دیکته کند.
آنچه نمیدانیم
- دادگاههای تجدیدنظر فدرال در نهایت چگونه در مورد اینکه آیا آموزش مدلهای هوش مصنوعی بر روی دادههای دارای حق تکثیر، «استفاده منصفانه» محسوب میشود یا خیر، حکم خواهند داد.
- دقیقاً چه مقدار ویرایش انسانی برای عبور از آستانه یک خروجی هوش مصنوعی غیرقابل ثبت به یک اثر محافظت شده «کمکشده توسط هوش مصنوعی» مورد نیاز است.
- آیا کنگره برای ایجاد یک چارچوب مجوزدهی جدید یا استثنای قانونی برای آموزش هوش مصنوعی مولد مداخله خواهد کرد یا خیر.
اصطلاحات کلیدی
- هوش مصنوعی مولد
- سیستمهای هوش مصنوعی که بر اساس الگوهای آموخته شده از مجموعه دادههای عظیم، متن، تصویر یا صدای جدیدی را خلق میکنند.
- مدل انتشار نهفته
- فناوری زیربنایی که توسط مولدهای هنر هوش مصنوعی استفاده میشود تا به تدریج تصاویر را از نویز دیجیتالی تصادفی بر اساس دستورات متنی شکل دهد.
- خالقیت انسانی
- الزام اساسی در قانون حق تکثیر ایالات متحده مبنی بر اینکه یک اثر خلاقانه برای دریافت حمایت مالکیت فکری باید توسط یک انسان ساخته شده باشد.
- استفاده منصفانه
- یک دکترین حقوقی که استفاده محدود از مواد دارای حق تکثیر را بدون کسب اجازه مجاز میداند، که شرکتهای هوش مصنوعی ادعا میکنند از جمعآوری دادههای آنها محافظت میکند.
- قانون لنهام
- قانون اصلی فدرال علامت تجاری در ایالات متحده است که گتی ایمیجز برای شکایت از شرکتهای هوش مصنوعی به دلیل واترمارکهای تحریف شده از آن استفاده میکند.
پرسشهای متداول
آیا میتوانم حق تکثیر تصویری را که با میدجرنی یا دال-ای ساختهام، ثبت کنم؟
خیر، اگر صرفاً توسط هوش مصنوعی تولید شده باشد. اداره حق تکثیر ایالات متحده به «خالقیت انسانی» نیاز دارد، به این معنی که برای دریافت حمایت، باید خروجی هوش مصنوعی را خودتان به طور اساسی ویرایش، بازنقاشی یا ترکیب کنید.
چرا استودیوهای هالیوود از میدجرنی شکایت کردهاند؟
دیزنی، یونیورسال و وارنر براس ادعا میکنند که میدجرنی هوش مصنوعی خود را بر روی شخصیتهای دارای حق تکثیر آنها آموزش داده است، که به کاربران اجازه میدهد به راحتی تصاویر غیرمجاز از داراییهایی مانند دارث ویدر و السا تولید کنند.
استدلال «استفاده منصفانه» برای آموزش هوش مصنوعی چیست؟
شرکتهای هوش مصنوعی استدلال میکنند که تجزیه و تحلیل تصاویر عمومی برای یادگیری الگوهای بصری یک فرآیند تحولآفرین است که آثار اصلی را کپی نمیکند، شبیه به نحوه یادگیری یک دانشجوی هنر انسانی با مطالعه شاهکارها.
چرا گتی ایمیجز به دلیل علامت تجاری شکایت کرد؟
از آنجا که مدلهای هوش مصنوعی بر روی میلیونها عکس واترمارکدار گتی آموزش دیدهاند، گاهی اوقات تصاویر جدیدی با نسخههای تحریف شده و جهشیافته از واترمارک گتی تولید میکنند، که گتی استدلال میکند باعث سردرگمی مصرفکننده میشود.
منابع
[1]The Art Newspaperتوسعهدهندگان هوش مصنوعی
Midjourney asks Hollywood studios to reveal their own AI use in copyright lawsuit
مطالعه در The Art Newspaper →[2]Morgan Lewisسنتگرایان حقوقی
US Supreme Court Declines to Review AI Copyright Case
مطالعه در Morgan Lewis →[3]Baker Bottsدارندگان حقوق و هنرمندان
Federal Court Allows Getty Images' Trademark Claims Against Stability AI to Proceed
مطالعه در Baker Botts →[4]The Fashion Lawسنتگرایان حقوقی
Copyright Office Doubles Down on AI Authorship Stance in the Midjourney Case
مطالعه در The Fashion Law →[5]Built Inسنتگرایان حقوقی
Can AI Art Be Copyrighted?
مطالعه در Built In →[6]AP Newsدارندگان حقوق و هنرمندان
Getty Images lawsuit against Stability AI
مطالعه در AP News →[7]Singulartدارندگان حقوق و هنرمندان
AI, art and global approaches to copyright law
مطالعه در Singulart →
هر زاویه. هر روز.
دریافت سبک زندگی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.










