رفتن به محتوای اصلی
کوهستان
توضیح کوهستان· 5 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

مسئله جبر و اختیار: نزاع دیرینه فلسفه بر سر اراده آزاد و پیامدهای اخلاقی آن

آیا انتخاب‌های ما واقعاً آزادانه است یا از پیش توسط قوانین فیزیک تعیین شده‌اند؟ بررسی سه دیدگاه اصلی فلسفی نشان می‌دهد که اکثریت متخصصان، اراده آزاد را نه در شکستن قوانین طبیعت، بلکه در نحوه عملکرد ذهن انسان جستجو می‌کنند.

به قلم هستی فیروزی

به‌طور خلاصه

  1. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد حدود ۵۹ درصد از فیلسوفان حرفه‌ای به «سازگارگرایی» اعتقاد دارند؛ دیدگاهی که اراده آزاد و جبرگرایی فیزیکی را در تضاد نمی‌بیند.
  2. جبرگرایان سخت معتقدند که انسان‌ها ماشین‌های بیولوژیکی هستند و سیستم‌های قضایی باید به جای انتقام‌جویی، بر بازدارندگی و درمان تمرکز کنند.
  3. اختیارگرایان تلاش می‌کنند با استفاده از مفاهیمی مانند عدم قطعیت کوانتومی، راهی برای فرار ذهن انسان از زنجیره علت و معلول فیزیکی پیدا کنند.

تصور کنید در یک کافه ایستاده‌اید و بین سفارش دادن چای یا قهوه مردد هستید. پس از چند ثانیه کلنجار رفتن، سرانجام قهوه را انتخاب می‌کنید. این انتخاب کاملاً آزادانه به نظر می‌رسد؛ هیچ‌کس اسلحه‌ای روی شقیقه شما نگذاشته است.

اما شرط بنیادین برای اینکه این انتخاب واقعاً «آزاد» باشد، این است که شما منشأ نهایی آن باشید. آیا این شرط در جهانی که با قوانین فیزیک اداره می‌شود، امکان‌پذیر است؟ اگر هر رویدادی نتیجه قطعی گذشته باشد، انتخاب شما نیز حلقه‌ای از یک زنجیره طولانی است.

این زنجیره علی شاید از ۱۴ میلیارد سال پیش و لحظه مه‌بانگ آغاز شده باشد. این همان بن‌بست فکری است که هزاران سال فیلسوفان را به جان هم انداخته است. اگر گذشته و قوانین طبیعت، آینده را دیکته می‌کنند، اراده آزاد چه معنایی دارد؟

برای درک عمق این بحران، باید به استدلالی توجه کنیم که در فلسفه به «برهان پیامد» معروف است. پیتر ون اینواگن، فیلسوف معاصر، می‌گوید اگر جبرگرایی صادق باشد، تمام اعمال ما پیامد قوانین طبیعت و رویدادهای گذشته هستند. ما نه کنترلی بر گذشته داریم و نه بر قوانین طبیعت.[2]

جبرگرایی سخت؛ توهمی به نام انتخاب

برای گروهی از متفکران، پاسخ به این پرسش تلخ اما سرراست است: اراده آزاد یک توهم تکاملی است. در دیدگاه «جبرگرایی سخت»، انسان‌ها صرفاً ماشین‌های بیولوژیکی بسیار پیچیده‌ای هستند. ما فکر می‌کنیم آزادیم، چون از تمام علل پنهانی که تصمیماتمان را شکل می‌دهند بی‌خبریم.

بر اساس نظرسنجی معتبر «فیل‌پیپرز» در سال ۲۰۲۰، حدود ۱۵ درصد از فیلسوفان حرفه‌ای معتقدند که اراده آزاد اصلاً وجود ندارد. از منظر این گروه، ژنتیک، محیط پرورش، ساختار مغز و حتی میزان قند خون در لحظه تصمیم‌گیری، انتخاب‌های ما را رقم می‌زنند.

نتایج نظرسنجی فیل‌پیپرز ۲۰۲۰ نشان می‌دهد اکثریت قاطع فیلسوفان به سازگارگرایی اعتقاد دارند.

آزمایش‌های عصب‌شناسی مانند آزمایش مشهور بنجامین لیبت در دهه ۱۹۸۰ نیز این دیدگاه را تقویت کرد. این آزمایش‌ها نشان دادند که مغز ما کسری از ثانیه پیش از آنکه خودمان آگاه شویم، تصمیم به حرکت می‌گیرد. فعالیت عصبی مرتبط با حرکت، پیش از آگاهی فرد آغاز می‌شود.

برای جبرگرایان، این آزمایش میخ نهایی بر تابوت اراده آزاد بود. آن‌ها استدلال می‌کنند که آگاهی ما صرفاً یک ناظر منفعل است که پس از اتخاذ تصمیم توسط ناخودآگاه، به آن برچسب «انتخاب من» می‌زند. در این چارچوب، افتخار کردن به موفقیت‌ها بی‌معناست.

رابرت ساپولسکی، عصب‌شناس مشهور، استدلال می‌کند که پذیرش جبرگرایی سخت باید به یک انقلاب در سیستم‌های قضایی منجر شود. اگر مجرم محصول شرایطی است که خودش انتخاب نکرده، مجازات او تنها باید جنبه بازدارندگی و قرنطینه داشته باشد. رویکرد ما باید کاملاً مهندسی و درمانی باشد.

اختیارگرایی؛ طغیان علیه فیزیک کلاسیک

در نقطه مقابل، «اختیارگرایان» قرار دارند که نباید آن‌ها را با مکتب سیاسی لیبرتارینیسم اشتباه گرفت. این گروه معتقدند که اراده آزاد انسان واقعی است و جبرگرایی فیزیکی نمی‌تواند در مورد ذهن صادق باشد. آن‌ها می‌گویند سوژه انسانی توانایی آغاز کردن یک زنجیره علی جدید را دارد.[1]

تنها حدود ۱۲ درصد از فیلسوفان امروزی از این دیدگاه دفاع می‌کنند. مشکل اصلی اختیارگرایی این است که توضیح مکانیزم آن در دنیای علمی مدرن بسیار دشوار است. چگونه یک موجود فیزیکی می‌تواند از قوانین فیزیک مستثنی باشد و بدون علت قبلی عمل کند؟

برخی از آن‌ها برای یافتن روزنه‌ای از آزادی، به عدم قطعیت در مکانیک کوانتوم پناه می‌برند. آن‌ها استدلال می‌کنند که ذهن در سطح کوانتومی عمل می‌کند و از جبر خطی می‌گریزد. اما منتقدان به سرعت این ایده را به عنوان یک راه حل ناکارآمد رد می‌کنند.

منتقدان می‌گویند که جایگزین کردن جبر با تصادف کوانتومی، به معنای اراده آزاد نیست. اگر تصمیمات شما نتیجه فروپاشی تصادفی یک ذره زیراتمی در مغزتان باشد، شما همچنان کنترلی بر آن ندارید. تصادف، عاملیت و مسئولیت‌پذیری به همراه نمی‌آورد، بلکه صرفاً پیش‌بینی‌ناپذیری ایجاد می‌کند.

سازگارگرایی؛ راه حل اکثریت

اگر جبرگرایی سخت ناامیدکننده و اختیارگرایی غیرعلمی به نظر می‌رسد، راه سوم چیست؟ اینجاست که «سازگارگرایی» وارد میدان می‌شود. این دیدگاه که انتخاب اول ۵۹ درصد از فیلسوفان در نظرسنجی ۲۰۲۰ است، ادعا می‌کند که جبرگرایی و اراده آزاد می‌توانند همزمان حقیقت داشته باشند.[2]

درخت تصمیم‌گیری فلسفی در مسئله جبر و اختیار و شاخه‌های اصلی آن.

ترفند سازگارگرایان، تغییر دادن تعریف سنتی اراده آزاد است. آن‌ها می‌گویند اراده آزاد به معنای توانایی جادویی برای شکستن قوانین فیزیک نیست. بلکه به این معناست که شما بتوانید بر اساس خواسته‌ها و دلایل درونی خودتان عمل کنید، بدون اینکه از بیرون مجبور شده باشید.[2]

هری فرانکفورت، فیلسوف برجسته، با طرح آزمایش‌های فکری معروفی نشان داد که برای داشتن مسئولیت اخلاقی، نیازی به گزینه‌های جایگزین نداریم. او استدلال کرد که آنچه ما را آزاد می‌سازد، توانایی ما برای داشتن خواسته‌های مرتبه دوم است. ما می‌توانیم آرزو کنیم که خواسته‌های متفاوتی داشته باشیم.

پیامدهای اخلاقی؛ چرا این بحث اهمیت دارد؟

نزاع بر سر جبر و اختیار صرفاً یک بازی فکری در راهروهای دانشگاه نیست. این بحث مستقیماً پایه و اساس سیستم‌های قضایی، روابط انسانی و احساسات روزمره ما را هدف می‌گیرد. پیتر استراوسون استدلال کرد که احساسات واکنشی ما مانند خشم و بخشش، هسته روابط انسانی هستند.

استراوسون معتقد بود که حتی اگر جبرگرایی ثابت شود، ما از نظر روانی نمی‌توانیم نگاه کاملاً مکانیکی به انسان‌های دیگر داشته باشیم. ما نمی‌توانیم رفتار یک دوست خیانتکار را صرفاً نتیجه معادلات فیزیکی ببینیم. این احساسات واکنشی، پایه و اساس مسئولیت اخلاقی را تشکیل می‌دهند.

سازگارگرایان پاسخ می‌دهند که در یک جهان جبرگرا، نهادهای کیفری همچنان معتبرند. ما انسان‌ها را مسئول می‌دانیم تا رفتار آینده آن‌ها را شکل دهیم و از جامعه محافظت کنیم. تحسین و سرزنش، ابزارهایی اجتماعی هستند که به عنوان علت‌های جدید وارد ذهن افراد می‌شوند.

تصویرسازی: بحث بر سر اراده آزاد مستقیماً پایه و اساس سیستم‌های قضایی و مفهوم مجازات را هدف می‌گیرد.

در نهایت، به نظر می‌رسد که علم فیزیک و عصب‌شناسی هر روز حلقه محاصره را بر ایده سنتی اراده آزاد تنگ‌تر می‌کنند. اما فلسفه نشان می‌دهد که با بازتعریف دقیق مفاهیم، می‌توانیم عاملیت انسانی خود را حفظ کنیم. دفعه بعد که قهوه سفارش می‌دهید، این همچنان انتخاب شماست.

اصطلاحات کلیدی

جبرگرایی (Determinism)
این نظریه که هر رویدادی، از جمله تصمیمات انسانی، نتیجه قطعی و اجتناب‌ناپذیر رویدادهای پیشین و قوانین طبیعت است.
سازگارگرایی (Compatibilism)
دیدگاهی فلسفی که ادعا می‌کند اراده آزاد و جبرگرایی می‌توانند همزمان حقیقت داشته باشند و با هم در تناقض نیستند.
اختیارگرایی (Libertarianism)
در متافیزیک، باوری است که جبرگرایی را رد کرده و معتقد است انسان‌ها توانایی آغاز زنجیره‌های علی جدید را دارند.
برهان پیامد (Consequence Argument)
استدلالی که می‌گوید چون ما کنترلی بر گذشته و قوانین طبیعت نداریم، پس بر اعمال فعلی‌مان که پیامد آن‌هاست نیز کنترلی نداریم.

پرسش‌های متداول

آیا فیزیک کوانتوم ثابت می‌کند که ما اراده آزاد داریم؟

خیر. اکثر فیلسوفان معتقدند که جایگزین کردن جبر با تصادف کوانتومی در مغز، عاملیت و کنترل آگاهانه‌ای به انسان نمی‌دهد. تصادف با آزادی برابر نیست.

اگر جبرگرایی حقیقت داشته باشد، آیا باید زندان‌ها را تعطیل کنیم؟

خیر. حتی جبرگرایان سخت نیز معتقدند که برای محافظت از جامعه و ایجاد بازدارندگی، نهادهای کیفری ضروری هستند، اما هدف آن‌ها نباید انتقام‌جویی باشد.

تفاوت تقدیرگرایی و جبرگرایی چیست؟

تقدیرگرایی می‌گوید یک نتیجه خاص فارغ از کارهایی که انجام می‌دهید رخ خواهد داد. اما جبرگرایی می‌گوید کارهای شما مهم هستند و مسیر را تغییر می‌دهند، هرچند خود آن کارها معلول گذشته‌اند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه سازگارگرایان

اراده آزاد به معنای توانایی عمل بر اساس خواسته‌های درونی است، نه شکستن قوانین فیزیک.

سازگارگرایان استدلال می‌کنند که تعریف سنتی اراده آزاد (به معنای توانایی انجام کار دیگری در شرایط کاملاً یکسان) یک تعریف غیرممکن و غیرضروری است. از نظر آن‌ها، تا زمانی که اعمال ما ناشی از شخصیت، دلایل و خواسته‌های مرتبه دوم خودمان باشد و از سوی نیروی خارجی به ما تحمیل نشده باشد، ما آزاد هستیم و مسئولیت اخلاقی اعمالمان را بر عهده داریم.

دیدگاه جبرگرایان سخت

انسان‌ها ماشین‌های بیولوژیکی هستند و اراده آزاد صرفاً یک توهم تکاملی است.

این گروه با استناد به فیزیک کلاسیک و یافته‌های عصب‌شناسی، معتقدند که هر تصمیمی در مغز ما معلول زنجیره‌ای از رویدادهای پیشین (ژنتیک، محیط، شیمی مغز) است که ما هیچ کنترلی بر آن‌ها نداشته‌ایم. در نتیجه، مفاهیمی مانند گناه، سزاواری و انتقام‌جویی در سیستم قضایی باید جای خود را به رویکردهای درمانی و بازدارنده بدهند.

دیدگاه اختیارگرایان

ذهن انسان توانایی آغاز زنجیره‌های علی جدید را دارد و کاملاً مقهور جبر فیزیکی نیست.

اختیارگرایان متافیزیکی معتقدند که برای معنادار بودن اخلاق و عاملیت انسانی، جبرگرایی باید حداقل در مورد ذهن انسان نادرست باشد. آن‌ها تلاش می‌کنند با استفاده از مفاهیمی مانند «علیت عاملی» (Agent Causation) یا پدیده‌های کوانتومی، نشان دهند که انسان‌ها می‌توانند بدون اینکه خود معلول رویدادهای پیشین باشند، علت رویدادهای جدیدی در جهان فیزیکی شوند.

سازگارگرایان 59%جبرگرایان سخت 15%عصب‌شناسان تقلیل‌گرا 14%اختیارگرایان 12%
سازگارگرایان
معتقدند اراده آزاد و جبرگرایی فیزیکی با هم در تناقض نیستند و آزادی به معنای عمل بر اساس خواسته‌های درونی است.
جبرگرایان سخت
بر این باورند که اراده آزاد یک توهم است و تمام اعمال ما معلول قطعی گذشته و قوانین طبیعت هستند.
عصب‌شناسان تقلیل‌گرا
با استناد به آزمایش‌های مغزی معتقدند آگاهی تنها یک ناظر منفعل بر تصمیمات ناخودآگاه است.
اختیارگرایان
جبرگرایی را رد کرده و معتقدند انسان‌ها توانایی آغاز زنجیره‌های علی جدید و مستقل از گذشته را دارند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • دیدگاه‌های فلسفه شرقی و عرفانی
  • روان‌شناسان بالینی

منابع

پوشش منابع

3 منبع

4 دیدگاه شناسایی‌شده

سازگارگرایان 59%جبرگرایان سخت 15%عصب‌شناسان تقلیل‌گرا 14%اختیارگرایان 12%
  1. [1]Stanford Encyclopedia of Philosophyاختیارگرایان

    Incompatibilist (Nondeterministic) Theories of Free Will

    مطالعه در Stanford Encyclopedia of Philosophy →
  2. [2]Stanford Encyclopedia of Philosophyاختیارگرایان

    Compatibilism

    مطالعه در Stanford Encyclopedia of Philosophy →
  3. [3]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

اخبار فرهنگ با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، هر روز و رایگان.