پیمان سازمان ملل برای آینده: راهنمایی برای پیمان جهانی دیجیتال، اصلاحات مالی و تحول حکمرانی جهانی
پیمان سازمان ملل برای آینده، که با هدف مدرنسازی سیستم چندجانبهگرایی پس از سال ۱۹۴۵ به تصویب رسید، چارچوبهای جدیدی را برای هوش مصنوعی، برابری دیجیتال و اصلاحات مالی بینالمللی ایجاد میکند. با تسریع اجرای آن در سال ۲۰۲۶، این توافقنامه قصد دارد ضمن حفظ حقوق نسلهای آینده، صدای بیشتری به کشورهای در حال توسعه بدهد.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان جنوب جهانی
- استدلال میکنند که معماری مالی بینالمللی و حکمرانی هوش مصنوعی باید به طور اساسی بازسازی شوند تا قدرت تصمیمگیری عادلانهای به کشورهای در حال توسعه داده شود.
- اصلاحطلبان چندجانبه
- بر بهروزرسانی نهادهای پس از جنگ جهانی دوم مانند شورای امنیت سازمان ملل و سیستم برتون وودز برای انعکاس واقعیتهای ژئوپلیتیکی مدرن تمرکز دارند.
- مدافعان حقوق دیجیتال
- بر لزوم جلوگیری از گسستگی اینترنت، حمایت از حقوق بشر آنلاین و تضمین اینکه توسعه هوش مصنوعی شامل چارچوبهای حفاظتی اخلاقی و ایمنی قوی باشد، تأکید میکنند.
زوایای پوششدادهنشده
- · غولهای فناوری بخش خصوصی
- · جنبشهای سیاسی ملیگرا/پوپولیست
چرا مهم است
پیمان برای آینده جامعترین تلاش در دهههای اخیر برای بازنویسی قوانین حکمرانی جهانی است و مستقیماً بر نحوه تنظیم هوش مصنوعی، چگونگی تأمین مالی تابآوری اقلیمی توسط کشورهای در حال توسعه، و چگونگی باز و امن ماندن اینترنت تأثیر میگذارد.
نکات کلیدی
- پیمان سازمان ملل برای آینده یک طرح جامع است که توسط ۱۹۳ کشور عضو برای مدرنسازی حکمرانی جهانی و رسیدگی به چالشهای قرن بیست و یکم به تصویب رسیده است.
- «پیمان جهانی دیجیتال» ضمیمه شده، اولین چارچوب جهانی را برای کاهش شکاف دیجیتال و حکمرانی عادلانه هوش مصنوعی ایجاد میکند.
- این توافقنامه خواستار بازسازی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی برای اعطای قدرت تصمیمگیری بیشتر به کشورهای در حال توسعه است.
- اعلامیه نسلهای آینده به طور رسمی حقوق ۱۰ میلیارد نفری را که هنوز متولد نشدهاند، در تصمیمات اقلیمی و سیاسی امروز گنجانده است.
سیستم سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ برای جهانی طراحی شد که در حال بازیابی از جنگهای صنعتی بود، نه جهانی که در حال مدیریت هوش مصنوعی، گسست دیجیتال و بحرانهای اقلیمی سیارهای است. رهبران جهان با اذعان به اینکه معماری حکمرانی جهانی به طرز خطرناکی از سرعت تغییرات تکنولوژیک و محیط زیستی عقب مانده است، «پیمان برای آینده» را تصویب کردند. این توافقنامه گسترده که اکنون وارد فاز حیاتی اجرای خود در سال ۲۰۲۶ میشود، جاهطلبانهترین تلاش در دهههای اخیر برای راهاندازی مجدد چندجانبهگرایی است. این پیمان به عنوان یک طرح جامع برای مدرنسازی نهادهای بینالمللی عمل میکند و تضمین میکند که آنها برای رسیدگی به شوکهای بههمپیوسته قرن بیست و یکم مجهز باشند.[1]
در هسته خود، این ابتکار حول یک اعلامیه سیاسی مرکزی همراه با دو ضمیمه اساسی ساختار یافته است: پیمان جهانی دیجیتال و اعلامیه نسلهای آینده. این اسناد در مجموع ۵۴ اقدام گسترده را با هدف احیای همکاریهای بینالمللی ترسیم میکنند. پیمان به جای برچیدن نظم جهانی موجود، به دنبال اصلاح آن از درون است، با هدف رفع کمنمایندگی تاریخی کشورهای در حال توسعه و ایجاد چارچوبهای حفاظتی جدید برای فناوریهای نوظهوری که از مرزهای ملی فراتر میروند.[3][5]
ملموسترین و فوریترین جزء این توافق، «پیمان جهانی دیجیتال» (GDC) است که اولین چارچوب واقعاً جهانی برای همکاری دیجیتال محسوب میشود. این پیمان که طی چندین سال و با مشورت دولتها، بخش خصوصی و جامعه مدنی مذاکره شده است، هدفش کاهش شکاف دیجیتال جهانی و تقویت یک فضای دیجیتال امن و فراگیر است. این پیمان بر این فرض استوار است که دسترسی به اینترنت و سواد دیجیتال دیگر تجملات اختیاری نیستند، بلکه پیشنیازهای اساسی برای بقای اقتصادی و مشارکت اجتماعی در عصر مدرن هستند.[1][2][5]
هدف اصلی GDC دستیابی به «اتصال معنادار» برای همه مردم، مدارس و بیمارستانها است، زیرا دسترسی اولیه دیگر کافی نیست. این امر فراتر از صرفاً کشیدن کابلهای فیبر نوری در مناطق روستایی است؛ بلکه شامل مقرونبهصرفه کردن فناوریهای دیجیتال، در دسترس بودن آنها به زبانهای مختلف و پشتیبانی از زیرساختهای عمومی دیجیتال قوی است. با تعهد به افزایش سرمایهگذاری در کالاهای عمومی دیجیتال – مانند نرمافزارهای متنباز، دادههای باز و مدلهای هوش مصنوعی باز – جامعه بینالمللی تلاش میکند تا اطمینان حاصل کند که لایههای بنیادی اقتصاد دیجیتال منحصراً توسط تعداد انگشتشماری از شرکتهای چندملیتی کنترل نمیشوند، بلکه برای توانمندسازی نوآوران محلی، محققان و شرکتهای کوچک در سراسر جهان در حال توسعه در دسترس هستند.[1][2][5]
این پیمان همچنین وارد قلمرو پیچیده حکمرانی هوش مصنوعی میشود، حوزهای که در آن گسستگی مقرراتی به طور تاریخی کشورهای در حال توسعه را به حاشیه رانده است. GDC ایجاد یک هیئت علمی بینالمللی مستقل در مورد هوش مصنوعی را الزامی میکند و گفتگوی جهانی در مورد حکمرانی هوش مصنوعی را آغاز مینماید. این سازوکار برای ارائه ارزیابیهای مبتنی بر شواهد از خطرات و فرصتهای هوش مصنوعی طراحی شده است و تضمین میکند که مسیر این فناوری توسط یک اجماع جهانی نماینده هدایت شود، نه الزامات تجاری چند مرکز فناوری مسلط.[1][4]
برای کشورهای «جنوب جهانی»، این رویکرد فراگیر به هوش مصنوعی حیاتی است. انجمنهای اخیر، مانند اجلاس تأثیر هوش مصنوعی هند، نیاز فوری به قرار دادن اولویتهای کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعهیافته در قلب دستور کار جهانی هوش مصنوعی را برجسته کردهاند. مشارکتهای ظرفیتسازی GDC و بررسی یک صندوق جهانی برای هوش مصنوعی با هدف جلوگیری از سناریویی است که در آن اقتصادهای پیشرفته از مزایای بهرهوری هوش مصنوعی بهرهمند شوند، در حالی که کشورهای در حال توسعه به نقش صرفاً ارائهدهنده داده یا مصرفکننده تنزل یابند.[2][4]
در کنار هوش مصنوعی، GDC به حفظ اینترنت باز میپردازد. در حالی که اقتدارگرایی دیجیتال و گسستگی اینترنت تهدید میکنند که وب جهانی را به اینترانتهای منزوی و تحت کنترل دولتها تقسیم کنند، این پیمان دولتها را متعهد میکند که قوانین بینالمللی و حقوق بشر را به صورت آنلاین رعایت کنند. این پیمان تعادل ظریفی را برقرار میکند و خواستار تقویت چارچوبهای قانونی برای حمایت از کودکان و مقابله با اطلاعات نادرست است، در حالی که همزمان مطالبه میکند که این اقدامات آزادی بیان را نقض نکنند یا نظارت بیمورد را تسهیل نکنند.[1][2][5]
فراتر از حوزه دیجیتال، پیمان برای آینده به نابرابریهای ساختاری اقتصاد جهانی از طریق فشار خود برای اصلاح «معماری مالی بینالمللی» (IFA) میپردازد. نهادهای برتون وودز – یعنی صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی – زمانی تأسیس شدند که بسیاری از کشورهای در حال توسعه امروزی هنوز تحت سلطه استعماری بودند. در نتیجه، ساختارهای رأیدهی و تصمیمگیری این نهادها به شدت به نفع اقتصادهای پیشرفته غربی است، پویایی که پیمان صراحتاً به دنبال اصلاح آن است.[3][5]
فراتر از حوزه دیجیتال، پیمان برای آینده به نابرابریهای ساختاری اقتصاد جهانی از طریق فشار خود برای اصلاح «معماری مالی بینالمللی» (IFA) میپردازد.
این توافق صراحتاً خواستار اصلاح ساختارهای حکمرانی نهادهای مالی بینالمللی برای افزایش صدا و نمایندگی کشورهای در حال توسعه است، کشورهایی که به طور تاریخی در سیاستهای اقتصاد کلان به حاشیه رانده شدهاند. این صرفاً یک مسئله اعتبار دیپلماتیک یا شمول نمادین نیست؛ بلکه مستقیماً بر نحوه تخصیص سرمایه جهانی، میزان سختگیری شرایط اقتصادی ضمیمه وامهای اضطراری، و نحوه مدیریت بحرانهای مالی جهانی تأثیر میگذارد. با اعطای یک کرسی واقعی به کشورهای در حال توسعه در میز تصمیمگیری، پیمان قصد دارد جریانهای مالی جهانی را با واقعیتهای اقتصاد جهانی مدرن هماهنگتر کند و تضمین کند که نهادهایی که برای ریشهکن کردن فقر طراحی شدهاند، واقعاً به ملتهایی که آن را تجربه میکنند، پاسخگو باشند.[3]
یکی از محرکهای اصلی این اصلاحات مالی، بار سنگین بدهی حاکمیتی است. بسیاری از کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط در حال حاضر بیشتر از هزینههای مراقبتهای بهداشتی یا آموزش داخلی خود، صرف پرداخت بدهیهای خارجی میکنند و در چرخه توسعهنیافتگی گرفتار شدهاند. این پیمان یک بررسی جامع از معماری بدهی حاکمیتی را تشویق میکند و استفاده بیشتر از طرحهای مبادله بدهی را ترویج میدهد، جایی که در ازای تعهد به حفظ محیط زیست یا سازگاری با اقلیم، بدهیها کاهش مییابند.[3]
این بازسازی مالی ارتباط نزدیکی با اهداف توسعه پایدار (SDGs) دارد. با وجود شکاف مالی سالانه تخمینی ۴ تریلیون دلاری برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار تا سال ۲۰۳۰، مکانیسمهای فعلی برای بسیج سرمایه به طرز تأسفباری ناکافی بودهاند. این پیمان بر نیاز به افزایش تأمین مالی بلندمدت و مقرونبهصرفه تأکید میکند و بانکهای توسعه چندجانبه را ترغیب میکند تا مشوقهای داخلی را ایجاد کنند که به جای بهینهسازی صرف برای بازده مالی، به حداکثر رساندن تأثیر آنها بر اهداف توسعه پایدار گره خورده باشد.[3][5]
تحول حکمرانی جهانی که توسط این پیمان پیشبینی شده است، به خود سازمان ملل نیز گسترش مییابد، به ویژه شورای امنیت که به شدت قطبی شده است. برای دههها، ترکیب شورا منعکسکننده واقعیتهای ژئوپلیتیکی سال ۱۹۴۵ بوده است، به طوری که کمنمایندگی تاریخی آفریقا، آمریکای لاتین و منطقه آسیا-اقیانوسیه به شدت مشروعیت این نهاد را در نظر «جنوب جهانی» تضعیف کرده است. اگرچه این پیمان منشور سازمان ملل را به طور یکجانبه بازنویسی نمیکند یا فوراً حق وتو را سلب نمیکند، اما صریحترین اجماع چندجانبه در سالهای اخیر را فراهم میکند که شورای امنیت باید گسترش یابد و اساساً اصلاح شود تا در حفظ صلح و امنیت بینالمللی در یک جهان چندقطبی مرتبط باقی بماند.[5]
در یک رویکرد بدیع به سیاستگذاری بلندمدت، این پیمان شامل «اعلامیه نسلهای آینده» است. این ضمیمه یک تغییر مفهومی در حقوق بینالملل ایجاد میکند و تأکید دارد که ۱۰ میلیارد نفری که تخمین زده میشود تا پایان این قرن متولد شوند، حقوقی دارند که باید امروز حفظ شوند. این اعلامیه خواستار انتصاب یک فرستاده ویژه و ایجاد سازوکارهای جدیدی است تا اطمینان حاصل شود که پیامدهای بلندمدت تصمیمات امروز – به ویژه در مورد تغییرات اقلیمی و تخریب محیط زیست – به طور سیستماتیک ارزیابی میشوند.[5]
شمول نسلهای آینده به عنوان یک ابزار بلاغی و حقوقی قدرتمند برای اقدام اقلیمی عمل میکند. با چارچوببندی یک محیط پاک، سالم و پایدار به عنوان یک حق بشری فر نسلی، این اعلامیه مبنایی را برای پاسخگو کردن دولتها و شرکتها در قبال سیاستهایی فراهم میکند که منافع اقتصادی کوتاهمدت را بر بقای بلندمدت سیاره اولویت میدهند. این امر تعهدات گستردهتر پیمان را برای گذار از سوختهای فسیلی و تسریع استقرار انرژیهای تجدیدپذیر تقویت میکند.[5]

همانطور که جامعه بینالمللی فاز اجرا را در سال ۲۰۲۶ طی میکند، تمرکز از مذاکره به پاسخگویی تغییر یافته است. پورتال همکاری دیجیتال سازمان ملل اکنون اجرای پیمان جهانی دیجیتال را ردیابی میکند و مشارکتهای دولتها، بخش خصوصی و جامعه مدنی را در برابر اهداف مورد توافق ترسیم مینماید. مکانیسمهای بررسی رسمی، از جمله بررسی WSIS+20 و پیگیریهای سطح بالا که برای سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ برنامهریزی شدهاند، ایجاد شدهاند تا اطمینان حاصل شود که تعهدات پیمان به پیشرفت قابل اندازهگیری تبدیل میشوند.[2]
علیرغم دامنه جامع و اجماع قاطعی که به دست آورد، پیمان برای آینده در مسیر تحقق کامل با موانع قابل توجهی روبرو است. از آنجایی که این یک اعلامیه سیاسی غیرالزامآور است تا یک معاهده رسمی، موفقیت آن کاملاً به اراده سیاسی پایدار و کمکهای مالی داوطلبانه کشورهای عضو بستگی دارد. منتقدان اشاره کردهاند که در حالی که این توافق در تشخیص شکستهای سیستمیک حکمرانی جهانی عالی عمل میکند، اغلب به تشویق انجام تعهدات موجود اکتفا میکند، به جای معرفی مکانیسمهای اجرایی سخت و الزامآور لازم برای مجبور کردن ملتهای بیمیل به اقدام.[3]
علاوه بر این، اصطکاک ژئوپلیتیکی که تدوین پیمان را پیچیده کرد – با ائتلاف کوچکی از کشورها که تلاش کردند اجماع را در لحظه آخر از مسیر خارج کنند – همچنان یک تهدید پایدار برای اجرای آن است. پر کردن شکاف بین لفاظیهای جاهطلبانه اجلاس سران آینده و واقعیتهای عملگرایانه دیپلماسی بینالمللی، نیازمند فشار مستمر از سوی جامعه مدنی، نظارت شفاف و تمایل واقعی از سوی کشورهای قدرتمند برای واگذاری مقداری از کنترل نهادی است.[3][5]
در نهایت، پیمان سازمان ملل برای آینده به عنوان گواهی بر ضرورت پایدار چندجانبهگرایی است. در عصری که با بحرانهای بدون مرز تعریف میشود – از سوگیری الگوریتمی و جنگ سایبری گرفته تا نکول بدهی حاکمیتی و نقاط اوج اقلیمی – هیچ کشوری نمیتواند خود را از پیامدهای شکست سیستمیک جهانی جدا کند. این پیمان با ارائه یک چارچوب یکپارچه برای همکاری دیجیتال، برابری مالی و اصلاحات نهادی، یک نقشه راه حیاتی برای مدیریت پیچیدگیهای قرن بیست و یکم و ساختن یک نظم جهانی انعطافپذیرتر ارائه میدهد.[1][5]
روند رویداد
2020
کشورهای عضو سازمان ملل اعلامیهای را برای هفتاد و پنجمین سالگرد تصویب میکنند و خواستار بهبود همکاری دیجیتال میشوند.
2021
دبیرکل سازمان ملل گزارش «دستور کار مشترک ما» را منتشر میکند و اجلاس سران آینده را پیشنهاد میدهد.
Jan 2023
هماهنگکنندگان مشترک برای رهبری فرآیند بیندولتی پیمان جهانی دیجیتال منصوب میشوند.
Sept 2024
رهبران جهان رسماً پیمان برای آینده و ضمائم آن را در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب میکنند.
July 2025
سازمان ملل نقشه اولیه اجرای پیمان جهانی دیجیتال را منتشر میکند.
2026
پورتال همکاری دیجیتال سازمان ملل به طور فعال انطباق ذینفعان و پیشرفت اجرا را ردیابی میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان جنوب جهانی
کشورهای در حال توسعه استدلال میکنند که سیستمهای مالی و فناوری جهانی کنونی ذاتاً استخراجی هستند و نیاز به اصلاح ساختاری دارند.
حامیان «جنوب جهانی» معتقدند که نهادهای برتون وودز کهنهپرست هستند و در دورهای طراحی شدهاند که بسیاری از کشورهای در حال توسعه هنوز مستعمره بودند. آنها استدلال میکنند که معماری مالی کنونی از طریق بدهی حاکمیتی فلجکننده، ثروت را استخراج میکند و مانع سرمایهگذاری در زیرساختهای داخلی میشود. برای این کشورها، موفقیت پیمان به این بستگی دارد که آیا اقتصادهای پیشرفته واقعاً قدرت رأیدهی در صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را واگذار خواهند کرد و آیا حکمرانی هوش مصنوعی به جای انحصار توسط شرکتهای بزرگ فناوری غربی، دموکراتیک خواهد شد.
اصلاحطلبان چندجانبه
دیپلماتها و مقامات سازمان ملل بر بهروزرسانی نهادهای پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از فروپاشی نظم بینالمللی مبتنی بر قوانین تمرکز دارند.
این گروه پیمان را به عنوان یک مکانیسم بقای ضروری برای سازمان ملل میبیند. آنها استدلال میکنند که بدون اصلاحات قابل توجه – مانند گسترش شورای امنیت برای گنجاندن نمایندگی دائمی برای آفریقا و آمریکای لاتین – سازمان ملل تمام مشروعیت خود را از دست خواهد داد و کشورها را به سمت بلوکهای چندجانبه و گسسته سوق خواهد داد. برای اصلاحطلبان چندجانبه، پیمان کمتر در مورد قانونگذاری فوری و الزامآور است و بیشتر در مورد تضمین یک اجماع سیاسی واحد است که سیستم باید برای مدیریت بحرانهای بدون مرز مانند تغییرات اقلیمی و جنگ سایبری تکامل یابد.
مدافعان حقوق دیجیتال
سازمانهای جامعه مدنی بر لزوم حمایت از حقوق بشر آنلاین و جلوگیری از گسستگی اینترنت جهانی تأکید میکنند.
در حالی که از فشار برای اتصال جهانی حمایت میکنند، مدافعان حقوق دیجیتال به شدت بر ماهیت کیفی فضای دیجیتال متمرکز هستند. آنها در مورد افزایش موج اقتدارگرایی دیجیتال و گسستگی اینترنت، جایی که دولتها اینترانتهای منزوی و تحت نظارت شدید میسازند، هشدار میدهند. این گروه از پیمان جهانی دیجیتال حمایت میکند تا به عنوان یک سنگر در برابر تجاوز دولت و انحصار شرکتها عمل کند و تضمین کند که توسعه هوش مصنوعی شامل چارچوبهای حفاظتی اخلاقی قوی باشد و تلاشها برای مبارزه با اطلاعات نادرست بهانهای برای سانسور نشود.
آنچه نمیدانیم
- این تعهدات غیرالزامآور با چه میزان اثربخشی به قوانین ملی الزامآور و کمکهای مالی واقعی تبدیل خواهند شد.
- آیا اقتصادهای پیشرفته واقعاً قدرت رأیدهی در نهادهای برتون وودز را به کشورهای در حال توسعه واگذار خواهند کرد یا خیر.
- هیئت علمی بینالمللی مستقل در مورد هوش مصنوعی چگونه توصیههای خود را در برابر منافع تجاری شرکتهای بزرگ فناوری اجرا خواهد کرد.
اصطلاحات کلیدی
- پیمان جهانی دیجیتال (GDC)
- یک چارچوب جامع سازمان ملل با هدف کاهش شکاف دیجیتال، حکمرانی هوش مصنوعی و حمایت از حقوق بشر آنلاین.
- معماری مالی بینالمللی (IFA)
- سیستم جهانی حکمرانی مالی، که عمدتاً توسط صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی هدایت میشود و نحوه جریان سرمایه و بدهی بین کشورها را دیکته میکند.
- زیرساخت عمومی دیجیتال (DPI)
- سیستمهای دیجیتال بنیادی – مانند هویت دیجیتال، سیستمهای پرداخت و پلتفرمهای تبادل داده – که عملکردها و خدمات اساسی در سطح جامعه را امکانپذیر میسازند.
- اعلامیه نسلهای آینده
- ضمیمهای به پیمان که به طور رسمی حقوق میلیاردها نفری را که هنوز متولد نشدهاند، به ویژه در مورد پایداری اقلیمی و محیط زیستی، به رسمیت میشناسد.
- نهادهای برتون وودز
- بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، که در سال ۱۹۴۴ برای بازسازی اقتصاد پس از جنگ تأسیس شدند و اکنون هدف اصلاحات حکمرانی توسط کشورهای در حال توسعه هستند.
پرسشهای متداول
آیا پیمان سازمان ملل برای آینده یک معاهده الزامآور قانونی است؟
خیر، این یک اعلامیه سیاسی غیرالزامآور است. موفقیت آن به تعهدات داوطلبانه و اراده سیاسی پایدار ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل بستگی دارد.
این پیمان چگونه به هوش مصنوعی میپردازد؟
از طریق پیمان جهانی دیجیتال، یک هیئت علمی بینالمللی مستقل در مورد هوش مصنوعی تأسیس میکند و گفتگوهای جهانی را ترویج میدهد تا اطمینان حاصل شود که توسعه هوش مصنوعی ایمن، عادلانه و به نفع کشورهای در حال توسعه است.
معنای این پیمان برای اصلاحات مالی جهانی چیست؟
این پیمان خواستار بازسازی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی برای اعطای قدرت رأی بیشتر به کشورهای در حال توسعه است و استراتژیهای جدیدی را برای کاهش بارهای سنگین بدهی حاکمیتی کشورهای کمدرآمد تشویق میکند.
چرا اعلامیه نسلهای آینده اهمیت دارد؟
این اعلامیه چارچوبی را معرفی میکند تا ارزیابی شود که چگونه تصمیمات سیاسی امروز – به ویژه در مورد تغییرات اقلیمی و استخراج منابع – بر ۱۰ میلیارد نفری که تخمین زده میشود تا پایان قرن متولد شوند، تأثیر خواهد گذاشت.
منابع
[1]United Nationsاصلاحطلبان چندجانبه
Global Digital Compact: Commitments and Actions
مطالعه در United Nations →[2]Geneva Internet Platformمدافعان حقوق دیجیتال
Unpacking the Global Digital Compact
مطالعه در Geneva Internet Platform →[3]Konrad-Adenauer-Stiftungاصلاحطلبان چندجانبه
UN Pact for the Future: Multilateral reform plan without guarantee of success
مطالعه در Konrad-Adenauer-Stiftung →[4]South Centreحامیان جنوب جهانی
Leading Global Artificial Intelligence Governance from Outcomes to Impact
مطالعه در South Centre →[5]Factlen Editorial Teamمدافعان حقوق دیجیتال
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
هر زاویه. هر روز.
دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.






