روند جانشینی در ایران پس از درگذشت آیتالله علی خامنهای چگونه است؟
پس از درگذشت آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ایران سازوکار پیچیده قانون اساسی برای انتخاب جانشین او را فعال کرده است. در حالی که مجلس خبرگان رهبری ۸۸ نفره، رایزنیهای محرمانه خود را برای انتصاب رهبر بعدی آغاز میکند، یک شورای موقت رهبری به طور موقت قدرت را در دست گرفته است.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تندروهای نهادی
- تمرکز بر تداوم نظام، امنیت و حفظ وضع موجود ایدئولوژیک از طریق نامزدهای تأیید صلاحیت شده.
- وفاداران ضد سلسلهای
- مخالفت با جانشینی موروثی به عنوان نقض اصول اصلی ضد سلطنتی انقلاب ۱۳۵۷.
- منتقدان اصلاحطلب
- برجسته کردن فقدان نمایندگی دموکراتیک به دلیل رد صلاحیت گسترده نامزدهای میانهرو توسط شورای نگهبان.
زوایای پوششدادهنشده
- · جامعه مدنی ایران و فعالان دموکراسیخواه
- · اقلیتهای مذهبی در ایران
- · نسلهای جوانتر ایرانی که حکومت روحانیون را رد میکنند
چرا مهم است
رهبر جمهوری اسلامی ایران دارای اختیارات مطلق بر نیروهای مسلح کشور، برنامه هستهای و سیاست خارجی است. نتیجه این روند محرمانه جانشینی، به طور مستقیم بر ثبات خاورمیانه، بازارهای جهانی انرژی و امنیت بینالمللی برای دهههای آینده تأثیر خواهد گذاشت.
نکات کلیدی
- یک شورای موقت رهبری، شامل رئیسجمهور و رئیس قوه قضائیه، به طور موقت وظایف رهبر را بر عهده گرفته است.
- مجلس خبرگان رهبری ۸۸ نفره، طبق قانون اساسی موظف است جانشین دائمی را پشت درهای بسته انتخاب کند.
- شورای نگهبان در سال ۲۰۲۴ صلاحیت اعضای کنونی مجلس خبرگان را به شدت بررسی کرد و اکثریت محافظهکار تندرو را تضمین نمود.
- جانشینی احتمالی پدر به پسر، با حضور مجتبی خامنهای، به دلیل مبانی ضد سلطنتی جمهوری اسلامی، با مخالفت شدید روبرو است.
درگذشت آیتالله علی خامنهای روند جانشینی پیچیده و مبهمی را در ایران آغاز کرده است که تنها دومین باری است که جمهوری اسلامی مجبور به جایگزینی عالیترین مقام خود میشود. خامنهای که نزدیک به ۳۷ سال حکومت کرد، یک نظام سیاسی را به جا گذاشت که برای تضمین تداوم ایدئولوژیک طراحی شده بود، اما اکنون با فشارهای داخلی و خارجی بیسابقهای روبروست. بلافاصله پس از مرگ او، سازوکار قانون اساسی فعال شد که به طور موقت قدرت را به یک شورا منتقل میکند، در حالی که یک نهاد تخصصی روحانی وظیفه محرمانه انتخاب جانشین دائمی برای رهبری کشور را آغاز میکند.[1][3]
اهمیت این انتقال قدرت را نمیتوان دست کم گرفت. در نظام حکومتی منحصر به فرد ایران، رهبر عالی نه یک چهره تشریفاتی، بلکه داور نهایی سیاستهای دولت است. این جایگاه فرماندهی نیروهای مسلح، انتصاب رئیس قوه قضائیه، نظارت بر رسانههای دولتی و کنترل شورای نگهبان را بر عهده دارد. این تمرکز عظیم قدرت به این معناست که هر کسی که از روند جانشینی کنونی بیرون آید، به طور یکجانبه مسیر داخلی ایران، برنامه هستهای و موضع منطقهای آن را برای دهههای آینده شکل خواهد داد و این رویداد را به مهمترین واقعه سیاسی تاریخ معاصر کشور تبدیل میکند.[2][4]
برای جلوگیری از خلاء خطرناک قدرت، اصل ۱۱۱ قانون اساسی ایران تشکیل فوری شورای موقت رهبری را الزامی میکند. این نهاد موقت طراحی شده است تا به عنوان رئیس جمعی دولت عمل کرده و تمام وظایف رهبر را در زمانی که این جایگاه خالی است، انجام دهد. این شورا تضمین میکند که دستگاه دولتی به کارکرد روان خود ادامه دهد، به ویژه در مورد دستورالعملهای فوری نظامی و امنیتی، و پلی حیاتی از ثبات را در طول دوره انتقال بسیار حساس فراهم میکند، زمانی که کشور در برابر تفرقه داخلی و تهدیدات خارجی آسیبپذیرترین حالت خود را دارد.[2][5]
ترکیب شورای موقت رهبری به طور دقیق توسط قانون تعریف شده است و رؤسای قوای مجریه و قضائیه را در کنار یک مقام مذهبی گرد هم میآورد. در حال حاضر، این شورا متشکل از مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، و آیتالله علیرضا اعرافی، عضو برجسته شورای نگهبان است. این سه نفر با هم وظیفه حفظ ثبات اداری، مدیریت پیامدهای فوری درگذشت خامنهای و نمایش یک جبهه متحد به مخاطبان داخلی و ناظران بینالمللی را بر عهده دارند.[1][2]
با این حال، این انتقال قدرت در شرایط فوقالعاده جنگی در حال وقوع است. در حالی که منطقه درگیر درگیری است و ایران با فشار نظامی مستقیم از سوی دشمنان روبروست، شورای موقت باید یک بحران ژئوپلیتیکی حیاتی را مدیریت کند. کارشناسان خاطرنشان میکنند که اگرچه دستورالعملهای قانون اساسی روی کاغذ واضح هستند، اما واقعیت اجرای یک انتقال بینقص در طول یک درگیری فعال، این روند را بسیار بداهه میسازد. اولویت فوری شورا، بقای نظام، حفظ بازدارندگی نظامی و اطمینان از این است که روند جانشینی توسط دخالت خارجی از مسیر خود خارج نشود.[3]
در حالی که شورای موقت رهبری در کوتاهمدت حکومت میکند، مسئولیت نهایی انتخاب رهبر بعدی بر عهده مجلس خبرگان رهبری است. این نهاد مشورتی ۸۸ نفره، به طور کامل از فقهای اسلامی یا مجتهدین تشکیل شده است. این مجلس که در ساختمان سابق سنا در تهران مستقر است، تنها نهادی در ایران است که به طور قانونی اختیار انتصاب، نظارت و، در تئوری، عزل رهبر را دارد و آن را به صحنه اصلی نبرد سیاسی آتی بر سر جهتگیری آینده جمهوری اسلامی تبدیل میکند.[1][5]
اعضای مجلس خبرگان رهبری توسط مردم ایران برای دورههای هشت ساله انتخاب میشوند. آخرین انتخابات برای ششمین دوره مجلس در مارس ۲۰۲۴ (اسفند ۱۴۰۲) برگزار شد. با این حال، ماهیت دموکراتیک این انتخابات به شدت توسط سازوکارهای سختگیرانه بررسی صلاحیت دولتی محدود میشود، که تضمین میکند این نهاد قویاً با هسته ایدئولوژیک جمهوری اسلامی همسو باقی بماند و از صداهای مخالف که ممکن است برنامههای جانشینی مورد نظر حاکمیت را به چالش بکشند یا از اصلاحات ساختاری حمایت کنند، عاری باشد.[4][5]
اعضای مجلس خبرگان رهبری توسط مردم ایران برای دورههای هشت ساله انتخاب میشوند.
قبل از اینکه هر نامزدی بتواند در برگه رأی مجلس خبرگان ظاهر شود، باید به شدت توسط شورای نگهبان بررسی صلاحیت شود. این نهاد نظارتی ۱۲ نفره قانون اساسی، به طور معمول میانهروها، اصلاحطلبان و هر کسی را که وفاداری کافی به نظام حاکم نداشته باشد، رد صلاحیت میکند. در آستانه انتخابات ۲۰۲۴، شورای نگهبان صدها نامزد، از جمله حسن روحانی، رئیسجمهور سابق را رد صلاحیت کرد و عملاً مجلس را با محافظهکاران تندرو پر کرد که انتظار میرود هنگام انتخاب رهبر بعدی، تداوم نظام را بر اعتدال سیاسی اولویت دهند.[2]
خامنهای در طول نزدیک به چهار دهه حکومت خود، به شدت بر ترکیب شورای نگهبان و مجلس خبرگان تأثیر گذاشت. خامنهای با انتصاب مستقیم شش فقیه شورای نگهبان، به طور غیرمستقیم فیلتری را کنترل میکرد که همه نامزدهای مجلس باید از آن عبور میکردند. در نتیجه، نهادی که اکنون وظیفه انتخاب جانشین او را دارد، عمدتاً توسط خود خامنهای چیده شده بود؛ یک استراتژی عمدی که طراحی شده بود تا اطمینان حاصل شود میراث ایدئولوژیک او مدتها پس از مرگش پایدار بماند و رهبر بعدی دیدگاه تندرو او را به اشتراک بگذارد.[2][4]
روند واقعی رایزنی در داخل مجلس خبرگان به طور کامل پشت درهای بسته و دور از نظارت عمومی انجام میشود. انتظار میرود جناحهای درون نهاد روحانیت و دستگاه امنیتی گستردهتر—به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)—درگیر مذاکرات شدید و محرمانه شوند. از آنجا که مجلس بدون شفافیت عمل میکند، مردم برای سنجش اینکه کدام نامزدها در میان بازیگران قدرت در این انتقال پرمخاطره در حال کسب نفوذ هستند، به درزهای استراتژیک اطلاعات، سیگنالدهی رسانههای دولتی و تغییرات ظریف در لفاظیهای سیاسی تکیه میکنند.[1][3]
یکی از مورد بحثترین جانشینان احتمالی، مجتبی خامنهای، پسر ۵۶ ساله رهبر فقید است. اگرچه او هرگز سمت رسمی دولتی نداشته است، اما مجتبی یک روحانی شیعه قدرتمند است که نفوذ قابل توجهی در پشت صحنه در دفتر رهبر و نهادهای امنیتی دارد. ارتباطات عمیق او وی را به یک مدعی جدی تبدیل میکند، اما ارتقای او خطرات ایدئولوژیک عمیقی را برای نظامی به همراه دارد که از لحاظ تاریخی به ریشههای انقلابی و ضد سلطنتی خود و رد قدرت سیاسی موروثی افتخار کرده است.[1]
انتقال قدرت از پدر به پسر احتمالاً واکنش شدید نه تنها منتقدان حکومت روحانیون، بلکه حامیان سرسخت نظام را نیز برانگیزد. جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) بر اساس رد صریح سلسله پهلوی و مفهوم سلطنت موروثی تأسیس شد. برای بسیاری از وفاداران، نصب مجتبی به عنوان رهبر، غیر اسلامی و خیانت به اصول بنیادین ضد سلسلهای انقلاب تلقی خواهد شد و به طور بالقوه پایگاه اصلی حمایت از نظام را در زمانی که به شدت به وحدت نیاز است، دچار شکاف میکند.[3]
با توجه به جنجال پیرامون جانشینی موروثی، چهرههای دیگری برای حاکمیت گزینههای مطمئنتری تلقی میشوند. آیتالله علیرضا اعرافی، که در حال حاضر عضو شورای موقت رهبری است، و محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه، اغلب به عنوان مدعیان اصلی ذکر میشوند. هر دو نفر دارای ارتباطات عمیق با دستگاه امنیتی، سوابق محافظهکاری تندرو بیعیب و نقص و تعهد اثبات شده به ایدئولوژی «مقاومت» هستند که دوران خامنهای را تعریف کرد، و این امر آنها را برای سپاه پاسداران و نخبگان روحانی که به دنبال حفظ موازنه قدرت فعلی هستند، بسیار مطلوب میسازد.[2][3]
ایران تنها یک بار پیش از این، این روند جانشینی خطرناک را پشت سر گذاشته است. در سال ۱۹۸۹ (۱۳۶۸)، پس از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی، آیتالله روحالله خمینی، مجلس خبرگان به سرعت خامنهای را که در آن زمان رئیسجمهور بود، به مقام رهبری رساند. آن انتقال به طرز چشمگیری آرام بود، عمدتاً به این دلیل که نظام توسط ضربه روحی اخیر جنگ ویرانگر هشت ساله ایران و عراق متحد شده بود و نیاز فوری به نمایش قدرت و ثبات به جهان خارج در طول یک دوره آسیبپذیری عمیق ملی وجود داشت.[3][4]
با این حال، ارتقای خامنهای در سال ۱۹۸۹ (۱۳۶۸) نیازمند تغییرات مهمی در قانون اساسی بود. در آن زمان، قانون اساسی حکم میکرد که رهبر باید یک *مرجع تقلید* باشد—بالاترین مقام روحانی در اسلام شیعه. خامنهای این رتبه معتبر را نداشت. برای تسهیل صعود او، قانون اساسی اصلاح شد تا کیاست سیاسی، توانایی اداری و وفاداری انقلابی بر سلسله مراتب مذهبی سختگیرانه اولویت یابد، که ماهیت این مقام را به طور اساسی تغییر داد و سابقهای برای جانشینیهای آینده ایجاد کرد.[4]
این سابقه تاریخی به این معناست که مجلس خبرگان کنونی انعطافپذیری لازم برای انتخاب رهبر بر اساس ضرورت سیاسی، و نه صرفاً ارشدیت الهیاتی، را دارد. قانون اساسی حکم میکند که مجلس باید رهبر جدید را «در اسرع وقت» انتخاب کند. با این حال، درگیری نظامی جاری و تهدید فیزیکی حملات هوایی در خاک ایران میتواند تشکیل رسمی این نهاد را به تأخیر اندازد، حکومت شورای موقت را طولانیتر کند و لایههایی از عدم قطعیت را به این روند اضافه کند، زیرا جناحها در سایه برای کسب مزیت مانور میدهند.[2][3]
در نهایت، روند جانشینی یک آزمون استرس عمیق برای طراحی نهادی جمهوری اسلامی است. این نظام با دقت ساخته شده بود تا از مرگ رهبر خود جان سالم به در ببرد، اما هرگز مجبور نبوده است این انتقال ظریف را در حالی که به طور همزمان یک جنگ فعال و حیاتی را مدیریت میکند، اجرا نماید. نتیجه نه تنها تعیین خواهد کرد که چه کسی دستگاه دولتی گسترده ایران را کنترل میکند، بلکه چشمانداز ژئوپلیتیکی خاورمیانه را برای یک نسل به طور قطعی بازسازی خواهد کرد، زیرا رهبر جدید هم یک زرادخانه نظامی قدرتمند و هم یک جامعه عمیقاً دوقطبی را به ارث خواهد برد.[2][3]
روند رویداد
1979
جمهوری اسلامی تأسیس میشود و نقش رهبر عالی را به عنوان عالیترین مرجع سیاسی و مذهبی تثبیت میکند.
June 1989
پس از درگذشت بنیانگذار، آیتالله روحالله خمینی، مجلس خبرگان علی خامنهای را به مقام رهبری میرساند.
March 2024
ایران انتخابات ششمین دوره مجلس خبرگان را برگزار میکند، در حالی که شورای نگهبان صدها نامزد میانهرو را رد صلاحیت کرده است.
February 2026
آیتالله علی خامنهای درگذشت، که اصل ۱۱۱ قانون اساسی و تشکیل شورای موقت رهبری را فعال میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
تندروهای نهادی
اولویت دادن به تداوم، بقای نظام و مقاومت در برابر تهدیدات خارجی.
این اردوگاه، که به شدت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و شورای نگهبان نمایندگی دارد، روند جانشینی را عمدتاً از دریچه امنیتی میبیند. آنها استدلال میکنند که ایران با تهدیدی حیاتی از سوی دشمنان خارجی روبروست و نمیتواند ریسک آزمایشهای سیاسی یا اصلاحات میانهرو را بپذیرد. در نتیجه، آنها از نامزدهایی با سوابق محافظهکاری بیعیب و نقص و ارتباطات عمیق با دستگاه امنیتی، مانند آیتالله علیرضا اعرافی یا محسنی اژهای، حمایت میکنند و تضمین میکنند که ایدئولوژی «مقاومت» هسته اصلی سیاست دولت باقی بماند.
منتقدان اصلاحطلب
استدلال میکنند که مجلس خبرگان به دلیل بررسی صلاحیت شدید، فاقد مشروعیت دموکراتیک است.
اصلاحطلبان و صداهای میانهرو اشاره میکنند که رد صلاحیت گسترده نامزدها توسط شورای نگهبان پیش از انتخابات مجلس خبرگان ۲۰۲۴، عملاً ماهیت نمایندگی این نهاد را از بین برد. با محروم کردن چهرههایی مانند حسن روحانی، رئیسجمهور سابق، حاکمیت تضمین کرد که مجلس به جای یک نهاد مشورتی که منعکس کننده دیدگاههای سیاسی متنوع مردم ایران باشد، به عنوان یک اتاق پژواک عمل کند. برای این اردوگاه، روند جانشینی کمتر یک انتخابات و بیشتر یک گزینش نخبگان است که مدتها قبل از مرگ خامنهای مهندسی شده است.
وفاداران ضد سلسلهای
مخالفت با جانشینی موروثی به عنوان نقض اصول بنیادین انقلاب ۱۳۵۷.
حتی در میان حامیان سرسخت جمهوری اسلامی، مقاومت قابل توجهی در برابر ایده جانشینی مجتبی خامنهای به جای پدرش وجود دارد. این دیدگاه استدلال میکند که انقلاب ۱۳۵۷ صراحتاً برای سرنگونی سلطنت پهلوی و پایان دادن به حکومت سلسلهای در ایران به وقوع پیوست. آنها معتقدند که ارتقای یک پسر به مقام رهبری، مشروعیت ایدئولوژیک نظام را به طور مرگباری تضعیف میکند و آن را در نظر پایگاه اصلی حامیانش غیر اسلامی و ریاکارانه جلوه میدهد.
آنچه نمیدانیم
- با توجه به درگیری نظامی جاری و تهدیدات امنیتی، مجلس خبرگان چه زمانی رسماً برای رأیگیری تشکیل جلسه خواهد داد.
- آیا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) مستقیماً در روند رایزنیهای روحانیون دخالت خواهد کرد یا خیر.
- آیا مجلس خبرگان، مانند سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹)، برای تطبیق با یک نامزد خاص، اصلاح مجدد قانون اساسی را در نظر خواهد گرفت.
اصطلاحات کلیدی
- رهبر عالی
- عالیترین مرجع سیاسی و مذهبی در ایران که فرماندهی نیروهای مسلح را بر عهده دارد و حق وتو بر سیاستهای اصلی را داراست.
- مجلس خبرگان رهبری
- نهادی منتخب متشکل از ۸۸ روحانی که مسئول انتخاب رهبر عالی هستند.
- شورای نگهبان
- نهادی ۱۲ نفره که صلاحیت نامزدهای انتخاباتی را بررسی میکند و تضمین میکند که قوانین با موازین شرع مطابقت داشته باشند.
- شورای موقت رهبری
- یک نهاد موقت سه نفره که وظایف رهبر عالی را در طول دوره خالی بودن این مقام بر عهده میگیرد.
- مرجع تقلید
- بالاترین مقام روحانی در اسلام شیعه دوازده امامی.
پرسشهای متداول
مجلس خبرگان رهبری چیست؟
این نهادی ۸۸ نفره متشکل از فقهای اسلامی است که توسط مردم انتخاب میشوند و وظیفه انتصاب و نظارت بر رهبر عالی را بر عهده دارند.
چه کسی در حال حاضر ایران را اداره میکند؟
یک شورای موقت رهبری سه نفره، متشکل از رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و یک عضو شورای نگهبان، به طور موقت وظایف رهبر عالی را انجام میدهد.
آیا پسر رهبر میتواند جانشین او شود؟
در حالی که مجتبی خامنهای یک چهره قدرتمند است، جانشینی پدر به پسر بسیار جنجالی است زیرا جمهوری اسلامی بر اساس رد سلطنت موروثی تأسیس شده است.
شورای موقت تا چه زمانی حکومت خواهد کرد؟
قانون اساسی مجلس خبرگان را ملزم میکند که رهبر جدید را «در اسرع وقت» انتخاب کند، اما شرایط جنگی ممکن است دوره موقت را طولانیتر کند.
منابع
[1]PBS Newsمنتقدان اصلاحطلب
Inside Iran's succession process and who could be the country's next supreme leader
مطالعه در PBS News →[2]Carnegie Endowment for International Peaceتندروهای نهادی
Who Will Be Iran's Next Supreme Leader?
مطالعه در Carnegie Endowment for International Peace →[3]The Washington Postتندروهای نهادی
Who runs Iran now? An uncertain path to new supreme leader after Khamenei's death
مطالعه در The Washington Post →[4]Middle East Instituteوفاداران ضد سلسلهای
The supreme leader's role in the succession process
مطالعه در Middle East Institute →[5]Wikipediaوفاداران ضد سلسلهای
Assembly of Experts
مطالعه در Wikipedia →
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.






