رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانزبان‌های باستانیتوضیح و تحلیل۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۲۱· 6 دقیقه مطالعه· #1 از 3 در فرهنگ

ابزار هوش مصنوعی تقریباً یک میلیون متن میخی اکدی که قبلاً غیرقابل دسترس بودند را فوراً ترجمه می‌کند

یک مدل جدید ترجمه ماشینی عصبی به محققان این امکان را می‌دهد که خط میخی اکدی ۵۰۰۰ ساله را مستقیماً و فوراً به نثر انگلیسی تبدیل کنند و آرشیو عظیمی از تاریخ باستانی بشر را رمزگشایی نمایند.

به قلم یاسر شاهرخی

آشورشناسان 40%زبان‌شناسان محاسباتی 35%حامیان علوم انسانی دیجیتال 25%
آشورشناسان
تأکید بر نیاز به نظارت انسانی برای تشخیص خطاهای هوش مصنوعی و تفسیر ظرافت‌های فرهنگی.
زبان‌شناسان محاسباتی
تمرکز بر پیروزی فنی به‌کارگیری شبکه‌های عصبی برای یک زبان چندارزشی و منقرض‌شده.
حامیان علوم انسانی دیجیتال
دفاع از دموکراتیزه کردن تاریخ باستان و رمزگشایی آرشیوهای موزه‌ها.

نکات کلیدی

  • باستان‌شناسان بیش از نیم میلیون لوح میخی را حفاری کرده‌اند، اما بیشتر آنها به دلیل کمبود متخصصان انسانی ترجمه نشده باقی مانده‌اند.
  • یک مدل جدید ترجمه ماشینی عصبی می‌تواند خط میخی اکدی را مستقیماً و فوراً به نثر انگلیسی ترجمه کند.
  • این هوش مصنوعی از همان معماری پردازش زبان طبیعی زیربنایی استفاده می‌کند که ابزارهای ترجمه تجاری مدرن را قدرت می‌بخشد.
  • این سیستم در معیار BLEU4 امتیاز ۳۷.۴۷ را کسب کرد، که نتیجه‌ای بسیار مؤثر برای یک مدل در مراحل اولیه است که روی یک زبان مرده کار می‌کند.
  • کارشناسان بر یک گردش کار مشارکتی تأکید می‌کنند و از هوش مصنوعی برای تولید ترجمه‌های اولیه سریع استفاده می‌کنند که محققان انسانی سپس می‌توانند آنها را تأیید کنند.

چرا مهم است

قرن‌هاست که زندگی روزمره، اختلافات حقوقی و باورهای معنوی بین‌النهرین باستان در پس یک خط پیچیده پنهان مانده که تنها چند صد نفر قادر به خواندن آن هستند. با خودکارسازی فرآیند ترجمه، هوش مصنوعی آماده است تا صدها هزار اثر باستانی خاموش را رمزگشایی کند و دسترسی به مهد تمدن بشری را برای عموم فراهم سازد.

همین حالا در گوشه‌ای از یک موزه، لوح گِلی‌ای قرار دارد که هیچ انسان زنده‌ای آن را نخوانده است. این لوح ممکن است یک فرمان سلطنتی، رسید یک تاجر برای محموله غلات، یا شاید مشق شب یک کودک باشد. برای هزاران سال، این صداها خاموش مانده‌اند، پشت یک سیستم نوشتاری چنان پیچیده که تنها چند صد نفر در کره زمین می‌توانند آن را بخوانند. اما به لطف فناوری‌ای که یک دهه پیش وجود نداشت، این مانع بین دنیای باستان و خواننده امروزی به سرعت در حال فروپاشی است.

مقیاس آنچه در طول زمان از دست رفته، حیرت‌آور است. باستان‌شناسان تخمین می‌زنند که بین نیم میلیون تا دو میلیون لوح میخی طی دو قرن گذشته از خاک بیرون کشیده شده‌اند. با این حال، از آنجا که تعداد آشورشناسان واجد شرایط در سطح جهان آنقدر کم است که در یک سالن سخنرانی جا می‌شوند، اکثریت قریب به اتفاق این متون هرگز به طور کامل مطالعه، ترجمه یا منتشر نشده‌اند. ما یک آرشیو عظیم از تاریخ بشر را به ارث برده‌ایم که به سادگی قادر به خواندن آن نیستیم.

این گلوگاه دقیقاً همان چیزی است که تیمی از دانشمندان کامپیوتر و باستان‌شناسان از دانشگاه تل آویو و دانشگاه آریل تصمیم گرفتند آن را بشکنند. این محققان در یک مطالعه برجسته که در مجله PNAS Nexus منتشر شد، اولین سیستم هوش مصنوعی را معرفی کردند که قادر به ترجمه مستقیم خط میخی اکدی به انگلیسی است. آنها با برخورد با این خط باستانی نه به عنوان یک شیء مرده، بلکه به عنوان یک مدل زبان غنی از داده، عملاً پلی بر فراز پنج هزاره سکوت بشری ساخته‌اند.[1][2]

برای درک عظمت این دستاورد محاسباتی، ابتدا باید مکانیسم خط میخی را درک کرد. این خط که حدود ۳۴۰۰ سال قبل از میلاد در بین‌النهرین ابداع شد، یک الفبای ساده مانند آنچه اکنون می‌خوانید نیست. بلکه یک خط بسیار پیچیده و چندارزشی است که در آن یک علامت گُوه‌ای شکل واحد می‌تواند چندین کارکرد کاملاً متفاوت داشته باشد که بسته به بافت پیرامونش تعیین می‌شود. این زبان ابهام عمیق است که برای دنیایی طراحی شده بود که نوشتن را یک مهارت تخصصی و تقریباً جادویی می‌دانست.[1]

خط میخی یک خط چندارزشی است، به این معنی که یک علامت واحد می‌تواند بسته به بافت خود، چندین کارکرد زبانی داشته باشد.
خط میخی یک خط چندارزشی است، به این معنی که یک علامت واحد می‌تواند بسته به بافت خود، چندین کارکرد زبانی داشته باشد.

یک علامت میخی واحد می‌تواند به عنوان یک واژه‌نگار (Logogram) که نشان‌دهنده یک کلمه کامل است، یک هجانگار (Syllabogram) که نشان‌دهنده یک هجای آوایی است، یا یک تعیین‌کننده (Determinative) که به طور ضمنی کلمه پس از خود را دسته‌بندی می‌کند، عمل کند. برای یک محقق انسانی، رمزگشایی این امر مستلزم سال‌ها مطالعه فشرده است تا به طور شهودی بافت هر توالی را درک کند. آموزش این کار به یک ماشین، نیازمند جهشی عظیم در پردازش زبان طبیعی است و کامپیوتر را مجبور می‌کند که فراتر از نمادهای فردی نگاه کند و ساختار گسترده‌تر جمله را تحلیل نماید.[1]

محققان با ساخت یک مدل ترجمه ماشینی عصبی—دقیقاً همان معماری زیربنایی که ابزارهای تجاری مانند گوگل ترنسلیت را قدرت می‌بخشد—با این ابهام مقابله کردند. آنها این سیستم را با استفاده از «مجموعه متون میخی غنی و حاشیه‌نویسی شده باز» (Open Richly Annotated Cuneiform Corpus) آموزش دادند و ده‌ها هزار جمله از پیش ترجمه شده را به شبکه عصبی خوراندند. با تحلیل این مجموعه‌های داده عظیم، هوش مصنوعی الگوهای نحوی ظریف در متون باستانی را آموخت و به تدریج یاد گرفت که چگونه معنای صحیح یک علامت چندارزشی را بر اساس علائم پیرامونش پیش‌بینی کند.[1][3]

این تیم برای آزمایش قابلیت‌های مدل، دو مسیر ترجمه متمایز را توسعه داد. مدل اول، معروف به «خط میخی به انگلیسی»، مستقیماً از نمایش‌های یونیکد علائم باستانی به انگلیسی مدرن ترجمه می‌کند. مدل دوم رویکردی گام‌به‌گام‌تر را در پیش می‌گیرد و ابتدا از یک نویسه‌گردانی لاتین خط میخی—یک املای آوایی که توسط محققان استفاده می‌شود—ترجمه می‌کند و سپس آن را به نثر انگلیسی تبدیل می‌نماید.[1][2]

این تیم برای آزمایش قابلیت‌های مدل، دو مسیر ترجمه متمایز را توسعه داد.

نتایج خیره‌کننده بود. با استفاده از معیار BLEU4 (ارزیابی دوزبانه زیر مطالعه) که ترجمه‌های ماشینی را در برابر معیارهای انسانی امتیازدهی می‌کند، مدل نویسه‌گردانی به امتیاز ۳۷.۴۷ دست یافت. در دنیای زبان‌شناسی محاسباتی، کسب امتیاز در محدوده بالای ۳۰ برای یک مدل در مراحل اولیه که روی یک زبان مرده کار می‌کند، بسیار مؤثر تلقی می‌شود؛ تقریباً هم‌تراز با ترجمه‌های تجاری اولیه زبان‌های زنده مانند اسپانیایی.[1][3]

این مدل در مدیریت جملات کوتاه و متوسط تا ۱۱۸ کاراکتر، به طور استثنایی ماهر بود. این سیستم با موفقیت از پس نحو پیچیده اکدی، که معمولاً فعل را در انتهای جمله قرار می‌دهد، برآمد و آن را به نثر روان انگلیسی با ساختار فاعل-فعل-مفعول بازسازی کرد. برای مورخانی که دهه‌ها را صرف باز کردن دستی این ساختارهای جمله‌ای معکوس کرده‌اند، تماشای خروجی فوری یک ترجمه منسجم انگلیسی توسط یک ماشین، چیزی کمتر از یک تغییر پارادایم در نحوه پردازش متون باستانی نیست.[1][2]

مدل ترجمه ماشینی عصبی، نمایش‌های یونیکد علائم باستانی را پردازش می‌کند تا نثر انگلیسی را پیش‌بینی کند.
مدل ترجمه ماشینی عصبی، نمایش‌های یونیکد علائم باستانی را پردازش می‌کند تا نثر انگلیسی را پیش‌بینی کند.

با این حال، این فناوری بدون نقص نیست و محققان در مورد محدودیت‌های فعلی آن شفاف هستند. با طولانی‌تر و پیچیده‌تر شدن جملات، شبکه عصبی برای حفظ بافت گسترده‌تر دچار مشکل می‌شود و منجر به پدیده‌ای می‌شود که برای هر کسی که از هوش مصنوعی مولد مدرن استفاده کرده آشناست: توهم‌زایی (Hallucinations).[1]

هنگامی که مدل رشته یک جمله طولانی اکدی را گم می‌کند، به تولید متنی روی می‌آورد که به نظر قابل قبول می‌رسد اما از نظر واقعی نادرست است. در زمینه ترجمه‌های باستانی، توهم‌زایی زمانی رخ می‌دهد که هوش مصنوعی جمله‌ای تولید می‌کند که از نظر نحوی در انگلیسی بی‌نقص است اما کاملاً از معنای واقعی خط میخی دور است.

در یک مورد آزمایشی قابل توجه، ترجمه انسانی به درستی خواند: «در روز ۲۱ پادشاه به خانه خدا نمی‌رود»، در حالی که هوش مصنوعی با اطمینان بخش منفی را حذف کرد و آن را اینگونه ترجمه نمود: «در روز ۲۱ پادشاه به خانه خدا می‌رود.»[2]

از آنجا که خروجی هوش مصنوعی بسیار معتبر به نظر می‌رسد، در صورت استفاده کورکورانه از این ابزار، این توهم‌زایی‌ها یک خطر واقعی ایجاد می‌کنند. به همین دلیل است که سازندگان و باستان‌شناسان مستقل بر رویکرد «انسان در حلقه» تأکید می‌کنند. هوش مصنوعی برای جایگزینی آشورشناس طراحی نشده است؛ بلکه برای عمل به عنوان یک دستیار پژوهشی خستگی‌ناپذیر طراحی شده که یک ترجمه اولیه سریع تولید می‌کند تا یک متخصص انسانی بتواند آن را تأیید، اصلاح و زمینه‌سازی کند.[2]

کارشناسان بر رویکرد «انسان در حلقه» تأکید دارند و از هوش مصنوعی برای تولید ترجمه‌های اولیه استفاده می‌کنند که سپس توسط محققان تأیید می‌شوند.
کارشناسان بر رویکرد «انسان در حلقه» تأکید دارند و از هوش مصنوعی برای تولید ترجمه‌های اولیه استفاده می‌کنند که سپس توسط محققان تأیید می‌شوند.

با خودکارسازی پرزحمت‌ترین و زمان‌برترین بخش‌های فرآیند رمزگشایی، این فناوری محققان را آزاد می‌گذارد تا بر تفسیر دقیق متون تمرکز کنند. این گردش کار مشارکتی می‌تواند از لحاظ نظری به جامعه کوچک جهانی متخصصان اجازه دهد تا صدها هزار لوح خوانده نشده را در کسری از زمانی که به صورت دستی طول می‌کشد، پردازش کنند. به جای صرف ساعت‌ها برای شناسایی علائم، یک باستان‌شناس می‌تواند وقت خود را صرف تحلیل اهمیت تاریخی یک معاهده سلطنتی یا دفتر کل تجاری تازه کشف شده کند.[3][4]

پیامدهای این فناوری بسیار فراتر از دیوارهای دانشگاهی است. با قوی‌تر و در دسترس‌تر شدن این مدل‌های ترجمه، آنها دری را برای پروژه‌های علوم انسانی دیجیتال باز می‌کنند که به دانشجویان، مورخان آماتور و عموم مردم اجازه می‌دهد مستقیماً با منابع اولیه مهد تمدن تعامل داشته باشند. ما به سوی آینده‌ای حرکت می‌کنیم که در آن هر کسی با اتصال به اینترنت ممکن است بتواند از یک پایگاه داده موزه پرس‌وجو کند و افکار ویرایش نشده یک شهروند بابلی را بخواند.[4]

اصطلاحات کلیدی

خط میخی (Cuneiform)
قدیمی‌ترین سیستم نوشتاری شناخته شده جهان که با علائم گُوه‌ای شکل ساخته شده بر روی لوح‌های گِلی مشخص می‌شود.
زبان اکدی (Akkadian)
یک زبان سامی منقرض شده که در بین‌النهرین باستان صحبت می‌شد و شامل گویش‌های بابلی و آشوری است.
چندارزشی (Polyvalence)
ویژگی‌ای که در آن یک علامت نوشتاری واحد، بسته به بافت خود، معانی یا خوانش‌های آوایی متعددی دارد.
نویسه‌گردانی (Transliteration)
فرآیند نمایش کاراکترهای یک سیستم نوشتاری با استفاده از الفبای دیگری، مانند تبدیل خط میخی به خط لاتین.
ترجمه ماشینی عصبی (NMT)
رویکردی به ترجمه خودکار که از یک شبکه عصبی مصنوعی برای پیش‌بینی احتمال یک توالی از کلمات استفاده می‌کند، مشابه فناوری پشت گوگل ترنسلیت.

روند رویداد

  1. ۳۴۰۰ ق.م

    خط میخی در بین‌النهرین باستان پدیدار می‌شود و به اولین سیستم نوشتاری شناخته شده جهان تبدیل می‌گردد.

  2. ۷۵ م.

    آخرین متن میخی که تاریخ آن به طور مطمئن مشخص شده، نوشته می‌شود، پیش از آنکه این خط و زبان اکدی منقرض شوند.

  3. قرن نوزدهم

    محققان اروپایی پس از قرن‌ها گمنامی، با موفقیت خط میخی را رمزگشایی می‌کنند.

  4. اکتبر ۲۰۲۰

    محققان یک مدل هوش مصنوعی را منتشر می‌کنند که قادر به نویسه‌گردانی خط میخی اکدی به خط لاتین با دقت ۹۷٪ است.

  5. مه ۲۰۲۳

    یک تیم تحقیقاتی مشترک اسرائیلی اولین مدل ترجمه ماشینی عصبی را منتشر می‌کند که قادر به ترجمه مستقیم اکدی به انگلیسی است.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

زبان‌شناسان محاسباتی

تمرکز بر پیروزی فنی به‌کارگیری شبکه‌های عصبی برای یک زبان چندارزشی و منقرض‌شده.

برای دانشمندان کامپیوتر، این پیشرفت در امتیازات BLEU4 و توانایی مدل در مدیریت نحو منحصر به فرد اکدی نهفته است. آموزش یک سیستم ترجمه ماشینی عصبی نیازمند مجموعه‌های داده عظیمی است که برای زبان‌های مرده کمیاب هستند. محققان با نگاشت موفقیت‌آمیز علائم پیچیده و وابسته به بافت به نثر انگلیسی، ثابت کرده‌اند که پردازش زبان طبیعی می‌تواند پل ارتباطی میان هزاره‌ها باشد و راه را برای رمزگشایی سایر خطوط گمشده توسط هوش مصنوعی هموار کند.

آشورشناسان

تأکید بر نیاز به نظارت انسانی برای تشخیص خطاهای هوش مصنوعی و تفسیر ظرافت‌های فرهنگی.

در حالی که باستان‌شناسان از این تسریع استقبال می‌کنند، نسبت به اتکای بیش از حد به خروجی‌های خودکار هشدار می‌دهند. متون میخی اغلب آسیب‌دیده، تکه‌تکه یا به گویش‌های بسیار محلی نوشته شده‌اند که مدل را گیج می‌کند. از آنجا که هوش مصنوعی می‌تواند ترجمه‌های انگلیسی کاملاً روان اما کاملاً نادرست تولید کند، محققان استدلال می‌کنند که این فناوری باید یک ابزار «انسان در حلقه» باقی بماند—یک دستیار قدرتمند که رونویسی اولیه را سرعت می‌بخشد اما تفسیر نهایی تاریخی را به متخصصان انسانی واگذار می‌کند.

حامیان علوم انسانی دیجیتال

دفاع از دموکراتیزه کردن تاریخ باستان و رمزگشایی آرشیوهای موزه‌ها.

از این منظر، ارزش واقعی ابزار هوش مصنوعی در دسترسی است. قرن‌هاست که تاریخ بین‌النهرین باستان پشت یک مانع زبانی پنهان مانده که تنها چند صد دانشگاهی می‌توانستند از آن عبور کنند. این فناوری با خودکارسازی ترجمه صدها هزار لوح منتشر نشده که در انبارهای موزه قرار دارند، نویدبخش باز کردن دنیای باستان به روی دانشجویان، مورخان آماتور و عموم مردم است و آثار باستانی خاموش را به داستان‌های انسانی قابل خواندن تبدیل می‌کند.

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه شبکه عصبی با چه اثربخشی می‌تواند برای مدیریت لوح‌های گِلی به شدت آسیب‌دیده یا تکه‌تکه آموزش داده شود.
  • اینکه آیا این مدل می‌تواند با موفقیت برای ترجمه سایر زبان‌های میخی باستانی، مانند سومری یا ایلامی، سازگار شود یا خیر.
  • اینکه موزه‌ها و دانشگاه‌ها با چه سرعتی این ابزارهای هوش مصنوعی را در گردش کار رسمی فهرست‌نویسی و انتشار خود ادغام خواهند کرد.

پرسش‌های متداول

آیا هوش مصنوعی می‌تواند هر لوح میخی را به طور کامل ترجمه کند؟

خیر. اگرچه در جملات کوتاه و متوسط عملکرد فوق‌العاده‌ای دارد، اما در متون طولانی‌تر دچار مشکل می‌شود و گاهی اوقات می‌تواند معانی نادرست «توهم‌زایی» کند.

آیا این فناوری جایگزین باستان‌شناسان انسانی خواهد شد؟

کارشناسان موافقند که هوش مصنوعی بهتر است به عنوان یک ابزار مشارکتی برای تسریع ترجمه‌های اولیه استفاده شود، نه به عنوان جایگزینی برای تفسیر دقیق محققان انسانی.

چرا ترجمه زبان اکدی اینقدر دشوار است؟

این زبان برای ۲۰۰۰ سال صحبت نشده است و علائم میخی آن چندارزشی هستند، به این معنی که یک نماد واحد می‌تواند بسته به بافت، نشان‌دهنده یک کلمه، یک هجا یا یک دسته باشد.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

آشورشناسان 40%زبان‌شناسان محاسباتی 35%حامیان علوم انسانی دیجیتال 25%
  1. [1]PNAS Nexusزبان‌شناسان محاسباتی

    Translating Akkadian to English with neural machine translation

    مطالعه در PNAS Nexus
  2. [2]The Jerusalem Postآشورشناسان

    Israeli researchers use AI to translate ancient Akkadian cuneiform

    مطالعه در The Jerusalem Post
  3. [3]The Times of Israelحامیان علوم انسانی دیجیتال

    Groundbreaking AI project translates 5,000-year-old cuneiform at push of a button

    مطالعه در The Times of Israel
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانحامیان علوم انسانی دیجیتال

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.