واگرایی بزرگ جنسیتی: چرا زنان و مردان جوان از نظر ایدئولوژیک از هم دور میشوند
یک تغییر جامعهشناختی جهانی در حال ایجاد یک شکاف ایدئولوژیک شدید بین زنان و مردان نسل زد است که ناشی از استقلال اقتصادی، حبابهای فیلتر الگوریتمی و هنجارهای فرهنگی در حال تغییر است.
به قلم آزاده رضایی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران جامعهشناسی
- استدلال میکنند که شکاف ایدئولوژیک یک تحول فرهنگی عمیق است که توسط استقلال اقتصادی و حبابهای فیلتر الگوریتمی هدایت میشود.
- شکاکان سیاسی
- بر تمایز بین برچسبهای نمادین و دیدگاههای سیاستی واقعی تأکید میکنند و نسبت به اغراق رسانهها هشدار میدهند.
- حامیان جوانان
- تأکید میکنند که زنان و مردان جوان هر دو به اضطرابهای ساختاری واقعی، هرچند متفاوت، در آموزش و اقتصاد واکنش نشان میدهند.
نکات کلیدی
- یک شکاف ایدئولوژیک قابل توجه بین زنان و مردان نسل زد در چندین دموکراسی توسعهیافته پدیدار شده است.
- در ایالات متحده، ۴۰ درصد از زنان جوان خود را لیبرال میدانند، در حالی که این رقم برای مردان جوان تنها ۲۵ درصد است.
- جامعهشناسان این تغییر را ناشی از افزایش استقلال اقتصادی زنان و اثرات قطبیکننده رسانههای اجتماعی الگوریتمی میدانند.
- دانشمندان علوم سیاسی اشاره میکنند که اگرچه شکاف در برچسبهای ایدئولوژیک بسیار زیاد است، اما زنان و مردان جوان همچنان در مورد بسیاری از سیاستهای خاص دیدگاههای مشابهی دارند.
دهها میلیون جوان بالغ که در یک شهر، یک کلاس درس و یک محیط کار حضور دارند، به طور فزایندهای جهان را از طریق لنزهای ایدئولوژیک کاملاً متفاوتی میبینند. در سراسر دموکراسیهای توسعهیافته، یک واگرایی سیاسی شدید بین زنان و مردان نسل زد ایجاد شده است که چشمانداز فرهنگی را تغییر داده و نحوه ارتباط جوانان با یکدیگر را دگرگون کرده است.[1][2]
دادههای گردآوری شده توسط فایننشال تایمز نشان میدهد که در کشورهایی در قارههای مختلف، شکاف ایدئولوژیک بین زنان و مردان جوان طی دهه گذشته به شدت افزایش یافته است. در مکانهایی مانند ایالات متحده، آلمان و بریتانیا، این واگرایی تقریباً به ۳۰ واحد درصد رسیده است که نشاندهنده یک انحراف تاریخی از نسلهای قبلی است که در آن زنان و مردان معمولاً همگام از نظر سیاسی حرکت میکردند.[1]
نظرسنجی گالوپ مقیاس داخلی این تغییر را تأیید میکند. در ایالات متحده، ۴۰ درصد از زنان ۱۸ تا ۲۹ ساله اکنون خود را لیبرال میدانند – بالاترین درصد ثبت شده در دهههای اخیر. در مقابل، تنها ۲۵ درصد از مردان جوان در همین گروه سنی برچسب لیبرال را میپذیرند، که یک شکاف ۱۵ درصدی پایدار ایجاد کرده و سازماندهی دانشگاهی و بلوکهای رأیدهی جوانان را بازتعریف کرده است.
این روند در سطح جهانی یکنواخت نیست، اما فراگیر است. کره جنوبی شدیدترین نمود این شکاف را نشان میدهد، جایی که زنان جوان به طور قابل توجهی در مورد هنجارهای جنسیتی مترقیتر شدهاند، در حالی که مردان جوان به شدت محافظهکار باقی ماندهاند، که منجر به گسست بافت اجتماعی و قطبیسازی شدید سیاسی شده است.[1]
جامعهشناسان به چندین عامل کاتالیزور برای این قطبیسازی سریع اشاره میکنند. برای زنان جوان، جنبش «من هم» (#MeToo) به عنوان یک بیداری عمیق عمل کرد، که ارزشهای به شدت مترقی را تقویت کرد و به نسلی قدرت داد تا علیه نابرابریهای تاریخی و تعصبات نهادی صحبت کنند.[1][2]
این تحول فرهنگی توسط یک دگرگونی ساختاری اقتصادی پشتیبانی میشود. محققانی که «واگرایی بزرگ جنسیتی» را مطالعه میکنند، خاطرنشان میسازند که با دستیابی زنان به استقلال اقتصادی بیشتر و پیشی گرفتن آنها از مردان در ثبتنام دانشگاهی، ضرورت سنتی ازدواج برای بقای مالی تا حد زیادی از بین رفته است.
با تأمین درآمد خود، زنان جوان به طور فزایندهای قادرند برابریطلبی، ارزشهای مشترک و هوش هیجانی را در روابط خود در اولویت قرار دهند. این گزینشگری تازه، بازار دوستیابی را به طور اساسی تغییر داده، انتظارات پایه برای شراکت را بالا برده و باعث شده برخی از مردان جوان احساس کنند که جایگاه خود را از دست دادهاند.
با تأمین درآمد خود، زنان جوان به طور فزایندهای قادرند برابریطلبی، ارزشهای مشترک و هوش هیجانی را در روابط خود در اولویت قرار دهند.
در حالی که زنان جوان به طور قاطع به سمت چپ متمایل شدهاند، مردان جوان عمدتاً ثابت ماندهاند یا، در برخی مناطق، کمی به سمت راست گرایش پیدا کردهاند. به عنوان مثال، در آلمان، مردان زیر ۳۰ سال امروزی در مقایسه با گروههای سنی مسنتر، مخالفت بیشتری با مهاجرت نشان میدهند که نشاندهنده یک عقبنشینی ایدئولوژیک مشخص است.[1]
این واگرایی به شدت توسط ساختار اینترنت مدرن تشدید میشود. حبابهای فیلتر الگوریتمی در پلتفرمهایی مانند تیکتاک و یوتیوب محتوای بسیار متفاوتی را به کاربران زن و مرد ارائه میدهند و عملاً واقعیتهای دیجیتالی منزوی ایجاد میکنند که جهانبینیهای متضاد را تقویت میکنند.[2]
در این فضاهای دیجیتالی مردانه، «کارآفرینان فرهنگی» و اینفلوئنسرها در آنچه «منوسفر» (Manosphere) نامیده میشود، از اضطرابهای اقتصادی و اجتماعی واقعی بهرهبرداری میکنند. آنها اغلب روایتی را ترویج میکنند که افراطگرایی مترقی و فمینیسم را مقصر مشکلات پیش روی مردان جوان میداند و حس اجتماعی مبتنی بر شکایت را ارائه میدهند.
این اضطرابها کاملاً بیاساس نیستند. مردان جوان به طور فزایندهای در آموزش عالی عقب میمانند و با چشماندازهای اقتصادی متغیری روبرو هستند، که میتواند حس رنجش نسبت به نهادهای لیبرالی را که احساس میکنند دیگر در خدمت منافع آنها نیستند یا مشکلاتشان را به رسمیت نمیشناسند، دامن بزند.
با این حال، دانشمندان علوم سیاسی هشدار میدهند که این شکاف را صرفاً به عنوان یک گسست فاجعهبار تفسیر نکنیم. محققان به تمایز حیاتی بین «ایدئولوژی نمادین» – برچسبهای سیاسی که مردم انتخاب میکنند – و «ایدئولوژی عملیاتی» که منعکسکننده دیدگاههای واقعی آنها در مورد سیاستهای خاص است، اشاره میکنند.
در حالی که شکاف در ایدئولوژی نمادین بسیار زیاد است، واگرایی در ایدئولوژی عملیاتی به طور قابل توجهی کوچکتر است. به طور متوسط، تفاوت بین زنان و مردان جوان در مورد مسائل سیاستی مشخص تنها حدود ۵ واحد درصد است، در مقایسه با شکاف ۳۰ درصدی در خودشناسی ایدئولوژیک.
این دادهها نشان میدهد که زنان و مردان جوان هنوز در مورد بسیاری از مسائل اساسی اجتماعی توافق دارند، اما برندسازی فرهنگی اصطلاحات «لیبرال» و «محافظهکار» به شدت جنسیتی شده است و برچسبهای سیاسی را به نشانههای هویت اجتماعی تبدیل کرده است تا پلتفرمهای سیاستی سختگیرانه.[2]
علاوه بر این، برخی تحلیلگران استدلال میکنند که روایتهای رسانهای اغلب با چارچوببندی این شکاف به عنوان یک نبرد با حاصل جمع صفر بین دو جنس، آن را تشدید میکنند. این تمرکز شدید بر جنسیت میتواند مبارزات اقتصادی مشترک و طبقاتی را که به طور مساوی بر مردان و زنان جوان در یک محیط کلان اقتصادی چالشبرانگیز تأثیر میگذارد، پنهن کند.
با این وجود، اثرات جانبی این برندسازی ایدئولوژیک در حال حاضر در حال ظهور است. این قطبیسازی بر نحوه برخورد جوانان با روابط تأثیر میگذارد و به کاهش نرخ ازدواج و تولد در کشورهایی که شکاف در آنها شدیدتر است، کمک میکند، زیرا همسویی سیاسی به یک پیشنیاز برای شراکت تبدیل میشود.[1][2]
در نهایت، واگرایی جنسیتی کنونی منعکسکننده نسلی است که در حال مذاکره مجدد در مورد قرارداد اجتماعی در زمان واقعی است. همانطور که جوانان استقلال اقتصادی بیسابقه و مدیریت الگوریتمی را پشت سر میگذارند، مرزهای جدیدی را در مورد آنچه برایشان ارزش دارد، نحوه هویتیابی و انتظاراتشان از آینده ترسیم میکنند.[2]
پرسشهای متداول
آیا مردان و زنان جوان واقعاً به طور متفاوتی رأی میدهند؟
در حالی که برچسبهای خودشناسایی شده آنها به شدت متفاوت است، دادهها نشان میدهند که آنها هنوز در مورد بسیاری از مسائل سیاستی خاص توافق دارند. شکاف در ترجیحات سیاستی واقعی بسیار کوچکتر از شکاف در برچسبهای ایدئولوژیک است.
چرا این واگرایی ایدئولوژیک اکنون در حال وقوع است؟
محققان به ترکیبی از افزایش استقلال اقتصادی زنان، تأثیر فرهنگی جنبش #MeToo و الگوریتمهای رسانههای اجتماعی که محتوای متفاوتی را به مردان و زنان ارائه میدهند، اشاره میکنند.
آیا این روند در همه جا اتفاق میافتد؟
این پدیده عمدتاً در دموکراسیهای توسعهیافته، از جمله ایالات متحده، بریتانیا، آلمان و کره جنوبی مشاهده میشود، جایی که شکاف ایدئولوژیک در حال حاضر شدیدترین است.
چرا مهم است
گسترش شکاف ایدئولوژیک بین زنان و مردان جوان در حال تغییر شکل روابط دوستیابی، نرخ ازدواج و ائتلافهای سیاسی در سراسر جهان توسعهیافته است. درک ریشههای این پدیده به روشن شدن این تحول فرهنگی کمک میکند که میلیونها خانواده را تحت تأثیر قرار داده است.
منابع
[1]Financial Timesتحلیلگران جامعهشناسیA new global gender divide is emerging
مطالعه در Financial Times →
[2]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت سبک زندگی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



