اولین بیمار پس از پیوند سلولهای جزیرهای مشتق از سلولهای بنیادی خود، به استقلال پایدار از انسولین دست یافت
در یک نقطه عطف تاریخی برای پزشکی بازساختی (Regenerative Medicine)، یک بیمار مبتلا به دیابت نوع ۱ پس از دریافت پیوند سلولهای تولیدکننده انسولین که از سلولهای بنیادی خودش مهندسی شده بودند، به استقلال کامل از انسولین دست یافت.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان پزشکی بازساختی
- این را به عنوان یک اثبات مفهوم بیولوژیکی قطعی میبینند که درمانهای کارکردی و بدون دارو برای بیماریهای خودایمنی غدد درونریز امکانپذیر است.
- متخصصان غدد بالینی
- خوشبینی محتاطانهای ابراز میکنند و بر نیاز به دادههای بلندمدت تأکید دارند تا مطمئن شوند بیماری خودایمنی زمینهای در نهایت سلولهای جدید را از بین نمیبرد.
- اقتصاددانان سلامت
- هشدار میدهند که فرآیند تولید سفارشی و چند ماهه مورد نیاز برای سلولهای اتوگراف، دسترسی تجاری گسترده را بدون جهشهای تکنولوژیکی بزرگ، از نظر مالی غیرممکن میسازد.
زوایای پوششدادهنشده
- · بیمارانی که در حال حاضر دیابت نوع ۱ را با درمان استاندارد انسولین مدیریت میکنند
- · مهندسان تولید زیستی که روی مقیاسبندی تولید سلول کار میکنند
چرا مهم است
برای دههها، هدف نهایی تحقیقات دیابت نوع ۱، دستیابی به یک درمان کارکردی بود که نیازی به سرکوب سیستم ایمنی سمی و مادامالعمر نداشته باشد. با استفاده موفقیتآمیز از سلولهای بازبرنامهریزیشده خود بیمار برای بازیابی تولید طبیعی انسولین، این پیشرفت قویترین شواهد را ارائه میدهد که میلیونها نفر در نهایت میتوانند از تزریقات روزانه و عوارض مزمن این بیماری رهایی یابند.
نکات کلیدی
- یک بیمار مبتلا به دیابت نوع ۱ با استفاده از سلولهای مهندسیشده از بدن خودش، به مدت بیش از یک سال به استقلال کامل از انسولین دست یافته است.
- ماهیت اتوگراف (مشتق از خود بیمار) سلولها به این معنی است که بیمار نیازی به داروهای سمی ضد پسزدگی ندارد.
- «زمان در محدوده» بیمار از ۴۳٪ به بیش از ۹۸٪ بهبود یافت و دورههای افت شدید قند خون به طور کامل حذف شدند.
- محققان از تکنیکهای میکروکپسولهسازی برای محافظت از سلولهای جدید در برابر پاسخ خودایمنی زمینهای بدن استفاده کردند.
- گسترش این درمان به دلیل هزینه بالا و فرآیند تولید سفارشی چند ماهه مورد نیاز برای هر بیمار، همچنان یک چالش بزرگ است.
یک بیمار مبتلا به دیابت نوع ۱ شدید و طولانیمدت، پس از یک روش آزمایشی پیشگامانه، رسماً به یک سال استقلال کامل از انسولین دست یافته است. این نقطه عطف که جزئیات آن در یک بهروزرسانی بالینی جدید و بازبینیشده توسط همتایان منتشر شده است، اولین باری است که یک انسان با استفاده از سلولهای تولیدکننده انسولین که کاملاً از بدن خودش مهندسی شدهاند، به صورت کارکردی از این بیماری درمان میشود.[1][7]
دیابت نوع ۱ یک بیماری خودایمنی است که در آن سیستم ایمنی بدن به اشتباه به سلولهای بتا در لوزالمعده (پانکراس) حمله کرده و آنها را از بین میبرد. بدون این سلولها، بدن نمیتواند انسولین تولید کند؛ هورمونی که برای انتقال گلوکز از جریان خون به داخل سلولها جهت تأمین انرژی ضروری است. برای زنده ماندن، بیماران باید قند خون خود را به دقت کنترل کرده و انسولین خارجی را از طریق تزریقات متعدد روزانه یا پمپ مداوم تزریق کنند.[4]
اگرچه انسولین مصنوعی از زمان کشفش در یک قرن پیش جان میلیونها نفر را نجات داده است، اما صرفاً یک ابزار مدیریتی ناقص است و نه یک درمان قطعی. حتی با وجود دستگاههای پیشرفته پایش مداوم قند خون و پمپهای خودکار، بیماران اغلب نوسانات خطرناکی در قند خون را تجربه میکنند. در طول دههها، این نوسانات میتوانند منجر به عوارض شدیدی از جمله نوروپاتی (آسیب عصبی)، نارسایی کلیه، بیماریهای قلبی عروقی و از دست دادن بینایی شوند.[3][6]
از لحاظ تاریخی، تنها راه برای بازیابی تولید طبیعی انسولین، پیوند سلولهای جزیرهای از یک اهداکننده عضو فوت شده بود؛ روشی که در اوایل دهه ۲۰۰۰ با عنوان «پروتکل ادمونتون» (Edmonton Protocol) پیشگام شد. با این حال، از آنجایی که سلولهای اهداکننده بافت خارجی محسوب میشوند، بیماران باید داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی سنگین و مادامالعمر مصرف کنند تا بدنشان پیوند را پس نزند. این داروها خطرات جدی از جمله افزایش آسیبپذیری در برابر عفونتها و سرطان را به همراه دارند و این روش را تنها به موارد بسیار حاد محدود میکنند.[5]
این پیشرفت جدید با استفاده از سلولهای «اتوگراف» (Autologous) – به این معنی که از بدن خود بیمار مشتق شدهاند – به طور کامل مشکل پس زدن را دور میزند. محققان کار خود را با استخراج سلولهای سوماتیک (پیکری) استاندارد، مانند سلولهای پوست یا خون، از بیمار آغاز کردند. آنها با استفاده از تکنیکی که برنده جایزه نوبل شده است، این سلولهای بالغ را در معرض ترکیبی خاص از پروتئینها و مواد شیمیایی قرار دادند و آنها را مجدداً به حالت سلول بنیادی پرتوان (Pluripotent Stem Cell) برنامهریزی کردند.[1][7]
هنگامی که سلولها به حالت سلول بنیادی «لوح سفید» بازگشتند، تیم آزمایشگاهی با دقت توسعه آنها را طی چندین ماه هدایت کرد. آنها با قرار دادن سلولهای بنیادی در معرض توالی دقیقی از فاکتورهای رشد که تکامل جنینی انسان را شبیهسازی میکنند، سلولها را وادار کردند تا به سلولهای جزیرهای لوزالمعده کاملاً کارآمد تمایز یابند؛ سلولهایی که شامل سلولهای بتای لازم برای حس کردن گلوکز و ترشح انسولین هستند.[1][5]
سلولهای جزیرهای اتوگراف حاصل، سپس به بدن بیمار پیوند زده شدند. جراحان به جای تلاش برای قرار دادن آنها در لوزالمعده آسیبدیده، سلولها را به یک محل جایگزین با عروق خونی فراوان – در این آزمایش، بافت ماهیچه شکم – تزریق کردند تا بتوانند به راحتی به جریان خون دسترسی پیدا کرده، سطح گلوکز را پایش کنند و انسولین را مستقیماً در گردش خون آزاد سازند.[2]
سلولهای جزیرهای اتوگراف حاصل، سپس به بدن بیمار پیوند زده شدند.
نتایج بالینی چشمگیر و پایدار بودند. قبل از پیوند، بیمار به دوزهای قابل توجهی از انسولین مصنوعی روزانه نیاز داشت و از افت قند خون شدید و مکرر (هیپوگلیسمی) رنج میبرد؛ افتهای خطرناکی که میتوانند منجر به تشنج یا کما شوند. پس از این روش، سلولهای تازه پیوند شده تقریباً بلافاصله شروع به تولید انسولین کردند. تا روز ۷۵ پس از پیوند، نیاز بیمار به انسولین خارجی به صفر مطلق رسید.[1][2]
نکته حیاتی این است که چون سلولهای پیوند شده کد ژنتیکی دقیق بیمار را داشتند، سیستم ایمنی آنها را به عنوان «خود» تشخیص داد. بیمار بدون مصرف حتی یک دوز داروی ضد پسزدگی، به این استقلال کامل از انسولین دست یافت. این امر مانع اصلی را که از نظر تاریخی مانع از تبدیل شدن سلولدرمانی به یک درمان گسترده برای دیابت نوع ۱ شده بود، از میان برمیدارد.[1][5]
با این حال، یک پرسش بیولوژیکی مهم باقی میماند: مانع خودایمنی. از آنجایی که دیابت نوع ۱ اساساً یک بیماری خودایمنی است، محققان مدتها نگران بودند که حتی سلولهای اتوگراف نیز در نهایت توسط همان پاسخ ایمنی سرکشی که لوزالمعده اصلی بیمار را از بین برد، نابود شوند. برای کاهش این خطر، در این آزمایش از تکنیکهای فرار ایمنی موضعی و میکروکپسولهسازی استفاده شد تا جزایر جدید سلولی در برابر حمله خودایمنی محافظت شوند، در حالی که همچنان اجازه خروج انسولین داده میشد.[1][5]
دادههای متابولیک مربوط به سال اول استقلال از انسولین برای یک مداخله سلول بنیادی بیسابقه است. «زمان در محدوده» (Time-in-Range یا TIR) بیمار – معیار استاندارد طلایی که درصد زمانی را نشان میدهد که قند خون در سطح سالم قرار دارد – از خط پایه ۴۳ درصد قبل از آزمایش به بیش از ۹۸ درصد افزایش یافت. همچنین، سطح هموگلوبین A1c (HbA1c) بیمار، که معیاری برای اندازهگیری قند خون بلندمدت است، به سطوح غیردیابتی نرمال شد.[1][3]
شاید مهمتر از همه برای کیفیت زندگی بیمار، این بود که دورههای افت شدید قند خون (هیپوگلیسمی) به طور کامل حذف شدند. سلولهای بتای مهندسیشده یک پاسخ فیزیولوژیکی بینقص نشان دادند و به محض اینکه قند خون شروع به کاهش میکرد، تولید انسولین را متوقف میکردند؛ سطحی از دقت که حتی پیشرفتهترین پمپهای انسولین الگوریتمی نیز نمیتوانند آن را به طور کامل تکرار کنند.[2][4]

با وجود این پیروزی بالینی، گسترش این درمان برای ۸.۷ میلیون نفر در سراسر جهان که با دیابت نوع ۱ زندگی میکنند، یک چالش لجستیکی و اقتصادی عظیم را به وجود میآورد. سلولدرمانی اتوگراف یک داروی آماده مصرف نیست؛ بلکه یک فرآیند تولید بسیار شخصیسازیشده و سفارشی است. در حال حاضر، ایجاد رده سلولی یک بیمار ماهها کار در تأسیسات بسیار تخصصی «روشهای تولید خوب» (GMP) زمان میبرد.[6][7]
اقتصاددانان سلامت هشدار میدهند که تحت الگوهای تولید فعلی، پیوند سلول بنیادی اتوگراف میتواند بیش از ۱ میلیون دلار برای هر بیمار هزینه داشته باشد. اگرچه این هزینه ممکن است در طول عمر بیمار با حذف هزینههای انسولین، پمپها و بستری شدنهای مرتبط با دیابت جبران شود، اما قیمت اولیه بالا، دسترسی فوری و گسترده را بدون جهشهای قابل توجه در تولید زیستی خودکار، بسیار بعید میسازد.[6][7]
مسیرهای نظارتی نیز یک مانع منحصر به فرد ایجاد میکنند. از آنجایی که این «دارو» یک بافت زنده است که به طور خاص برای یک فرد مهندسی شده، مدلهای سنتی کارآزمایی بالینی که برای داروهای تولید انبوه طراحی شدهاند، کاملاً قابل اجرا نیستند. آژانسهای نظارتی در حال حاضر در تلاشند تا چارچوبهای جدیدی را برای ارزیابی ایمنی و خلوص محصولات سلولی سفارشی، بدون نیاز به دههها تشریفات اداری دست و پا گیر، ایجاد کنند.[3][7]
برای رسیدگی به مسئله مقیاسپذیری، مسیرهای تحقیقاتی موازی به شدت روی ردههای سلول بنیادی آلوژنیک (اهداکننده) سرمایهگذاری میکنند. دانشمندان امیدوارند با استفاده از ویرایش ژنی CRISPR برای حذف پروتئینهای خاصی که باعث پسزدگی ایمنی میشوند، یک سلول جزیرهای «جهانی» و آماده مصرف ایجاد کنند که بتواند به صورت انبوه تولید شده و بدون نیاز به سرکوب سیستم ایمنی به هر بیماری داده شود. با این حال، آن سلولهای جهانی هنوز به استقلال پایدار و بدون دارو که در این آزمایش اتوگراف مشاهده شد، دست نیافتهاند.[5][7]
در حال حاضر، جامعه پزشکی در حال جشن گرفتن یک اثبات مفهوم عمیق است. این نمایش که میتوان بدن انسان را وادار کرد تا عملکرد غدد درونریز از دست رفته خود را بازسازی کند – و اینکه آن سلولها میتوانند با خیال راحت یک بیماری مزمن را بدون داروهای سمی درمان کنند – دیابت نوع ۱ را از یک وضعیت مادامالعمر غیرقابل درمان به یک مسئله مهندسی بیولوژیکی قابل حل مکانیکی تبدیل میکند.[1][4]
روند رویداد
1922
اولین استفاده موفقیتآمیز از انسولین مصنوعی خارجی برای درمان بیمار مبتلا به دیابت نوع ۱.
2000
«پروتکل ادمونتون» پیوند سلولهای جزیرهای اهداکننده را به عنوان یک درمان عملی تثبیت میکند، اگرچه نیازمند سرکوب شدید سیستم ایمنی است.
2014
محققان برای اولین بار با موفقیت سلولهای بتای لوزالمعده انسانی کارآمد را از سلولهای بنیادی در محیط آزمایشگاهی تولید میکنند.
2021
اولین بیمار پیوند سلول جزیرهای مشتق از سلول بنیادی آلوژنیک (اهداکننده) را دریافت میکند و به استقلال از انسولین دست مییابد اما نیازمند داروهای ضد پسزدگی است.
2026
اولین بیمار با استفاده از سلولهای بنیادی اتوگراف (خودش) بدون نیاز به سرکوب سیستم ایمنی، به استقلال پایدار از انسولین دست مییابد.
بررسی عمیق دیدگاهها
محققان پزشکی بازساختی
این را به عنوان یک اثبات مفهوم بیولوژیکی قطعی میبینند که درمانهای کارکردی و بدون دارو برای بیماریهای خودایمنی غدد درونریز امکانپذیر است.
برای زیستشناسان سلولی و محققان پزشکی بازساختی، این نقطه عطف، دههها کار نظری را تأیید میکند. با اثبات اینکه بدن انسان میتواند بافت غدد درونریز اتوگراف (مشتق از خود) رشد یافته در آزمایشگاه را با موفقیت ادغام کند و قند خون خود را به طور کامل تنظیم نماید، این حوزه از یک آستانه حیاتی عبور کرده است. محققان تأکید میکنند که این امر دیابت نوع ۱ را از یک بیماری مزمن که نیازمند مدیریت شیمیایی مادامالعمر است، به یک مسئله مهندسی مکانیکی تغییر میدهد: ما اکنون میدانیم چگونه قطعات جایگزین را بسازیم؛ گام بعدی صرفاً یادگیری نحوه تولید کارآمد آنها است.
متخصصان غدد بالینی
خوشبینی محتاطانهای ابراز میکنند و بر نیاز به دادههای بلندمدت تأکید دارند تا مطمئن شوند بیماری خودایمنی زمینهای در نهایت سلولهای جدید را از بین نمیبرد.
پزشکانی که روزانه دیابت نوع ۱ را درمان میکنند، این پیشرفت را جشن میگیرند اما به بیماران در مورد تلقی آن به عنوان یک درمان فوری و دائمی هشدار میدهند. از آنجایی که این بیماری ناشی از یک سیستم ایمنی سرکش است که به طور خاص سلولهای بتا را شکار میکند، متخصصان غدد هشدار میدهند که ممکن است بدن در نهایت «دوباره یاد بگیرد» که به سلولهای اتوگراف تازه پیوند شده حمله کند. آنها دادههای بلندمدت بیمار را به دقت زیر نظر دارند تا ببینند آیا تکنیکهای فرار ایمنی موضعی در طول پنج یا ده سال دوام میآورند یا اینکه پاسخ خودایمنی در نهایت از دفاعها عبور میکند.
اقتصاددانان سلامت
هشدار میدهند که فرآیند تولید سفارشی و چند ماهه مورد نیاز برای سلولهای اتوگراف، دسترسی تجاری گسترده را بدون جهشهای تکنولوژیکی بزرگ، از نظر مالی غیرممکن میسازد.
از منظر بهداشت عمومی و اقتصادی، سلولدرمانی اتوگراف در حال حاضر یک معجزه بوتیک است تا یک راهحل مقیاسپذیر برای سلامت عمومی. اقتصاددانان سلامت اشاره میکنند که ایجاد رده سلولی یک بیمار ماهها زمان آزمایشگاهی اختصاصی در تأسیسات GMP با مقررات بالا نیاز دارد و هزینه هر بیمار را به میلیونها دلار میرساند. اقتصاددانان هشدار میدهند تا زمانی که تولید زیستی خودکار نشود، یا تا زمانی که سلولهای اهداکننده «جهانی» آماده مصرف به کمال نرسند، این درمان کارکردی برای اکثریت قریب به اتفاق ۸.۷ میلیون نفر مبتلا به این بیماری غیرقابل دسترس باقی خواهد ماند.
آنچه نمیدانیم
- سلولهای جزیرهای اتوگراف پیوند شده تا چه مدت زنده خواهند ماند و عملکرد خواهند داشت، قبل از اینکه احتمالاً تسلیم حمله خودایمنی زمینهای شوند که در ابتدا باعث دیابت شده بود.
- هزینه تجاری دقیق سلولدرمانی اتوگراف، که در حال حاضر مستلزم ماهها کار آزمایشگاهی سفارشی برای هر بیمار است.
- آیا این پروتکل خاص به همان اندازه در بیماران اطفال مؤثر خواهد بود یا خیر، زیرا سیستم ایمنی و نیازهای متابولیک آنها تفاوت قابل توجهی با بزرگسالان دارد.
اصطلاحات کلیدی
- اتوگراف (Autologous)
- مشتق شده از بدن همان فرد، به این معنی که بیمار به عنوان اهداکننده بافت خود عمل میکند.
- سلولهای جزیرهای
- خوشههایی از سلولها که در لوزالمعده (پانکراس) قرار دارند و شامل سلولهای بتا هستند که مسئول حس کردن قند خون و تولید انسولین میباشند.
- سلولهای بنیادی پرتوان
- سلولهای اصلی که به حالت خام بازبرنامهریزی شدهاند و به آنها توانایی تبدیل شدن به تقریباً هر نوع سلول تخصصی در بدن انسان را میدهد.
- سرکوب سیستم ایمنی
- داروهای قوی که قدرت سیستم ایمنی بدن را کاهش میدهند و معمولاً برای جلوگیری از پسزدن اعضای پیوندی اهداکننده مورد نیاز هستند.
- زمان در محدوده (TIR)
- یک معیار بالینی که درصد زمانی را نشان میدهد که فرد مبتلا به دیابت، سطح قند خون خود را در محدوده سالم و هدف نگه میدارد.
پرسشهای متداول
آیا این یک درمان دائمی برای دیابت نوع ۱ است؟
این یک «درمان کارکردی» محسوب میشود. با این حال، از آنجایی که دیابت نوع ۱ یک بیماری خودایمنی است، محققان هنوز نمیدانند که آیا سلولهای پیوند شده برای تمام طول عمر بیمار زنده خواهند ماند یا اینکه سیستم ایمنی در نهایت راهی برای حمله به آنها پیدا خواهد کرد.
چرا بیمار نیازی به داروهای ضد پسزدگی ندارد؟
از آنجایی که سلولهای جزیرهای پیوند شده از سلولهای پوست یا خون خود بیمار مهندسی شدهاند، سیستم ایمنی آنها را به عنوان «خود» تشخیص میدهد و نه بافت خارجی، و در نتیجه از پاسخ طبیعی پسزدن عضو جلوگیری میشود.
این درمان چه زمانی برای عموم مردم در دسترس خواهد بود؟
این درمان هنوز در مراحل اولیه کارآزمایی بالینی قرار دارد. به دلیل فرآیند تولید پیچیده و بسیار شخصیسازیشده مورد نیاز برای رشد سلولهای هر بیمار، دسترسی تجاری گسترده احتمالاً هنوز سالها فاصله دارد.
منابع
[1]Nature Medicineمحققان پزشکی بازساختی
Sustained glycemic control following autologous CiPSC-derived islet transplantation
مطالعه در Nature Medicine →[2]ClinicalTrials.gov
Phase 1/2 Study of Autologous Stem Cell-Derived Islets for Type 1 Diabetes
مطالعه در ClinicalTrials.gov →[3]American Diabetes Associationمتخصصان غدد بالینی
Standards of Care in Diabetes—2026: Cell Therapy Advances
مطالعه در American Diabetes Association →[4]NIDDKمتخصصان غدد بالینی
Type 1 Diabetes: Current Treatments and Future Directions
مطالعه در NIDDK →[5]The Lancet Diabetes & Endocrinologyمحققان پزشکی بازساختی
Overcoming the immunosuppression hurdle in islet transplantation
مطالعه در The Lancet Diabetes & Endocrinology →[6]World Health Organizationاقتصاددانان سلامت
Global report on diabetes: 2026 update
مطالعه در World Health Organization →[7]Factlen Editorial Teamاقتصاددانان سلامت
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
بیشتر در سلامت
مشاهده همه 6 خبر →آپنه خواب
تأیید اولین داروی درمان آپنه انسدادی خواب توسط FDA
7 sources
سنولیتیکها
بسته شواهد: چگونه سلولهای CAR-T برنامهریزیشده، «سلولهای زامبی» را برای معکوس کردن پیری در موشها از بین میبرند
7 sources
انکولوژی کودکان
موفقیت بیسابقه در آزمایش CAR-T: حذف کامل تومور مغزی غیرقابل درمان در یک کودک
8 sources
علم طول عمر
مطالعهای مهم نشان میدهد که تغییرات کوچک و ترکیبی در خواب، رژیم غذایی و ورزش، سالها به عمر اضافه میکند
7 sources
هر زاویه. هر روز.
دریافت سلامت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.













