Skip to main content
همسوسازی هوش مصنوعیتغییر بازار کار۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۲۰· 7 دقیقه مطالعه· #1 از 4 در فرهنگ

فارغ‌التحصیلان فلسفه در بازار کار از علوم کامپیوتر پیشی گرفتند؛ شرکت‌های هوش مصنوعی متخصصان اخلاق استخدام می‌کنند

آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی به شدت در حال استخدام فارغ‌التحصیلان فلسفه برای طراحی «هوش مصنوعی مشروط» (Constitutional AI) و حل مسائل پیچیده همسوسازی اخلاقی هستند. این روند باعث شده است که نرخ بیکاری رشته فلسفه به زیر نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان علوم کامپیوتر برسد.

به قلم Yaser Shahrokhi

محققان همسوسازی هوش مصنوعی 40%فلاسفه دانشگاهی 35%طرفداران حکمرانی دموکراتیک 25%
محققان همسوسازی هوش مصنوعی
استدلال می‌کنند که گنجاندن چارچوب‌های فلسفی دقیق برای جلوگیری از آسیب رساندن مدل‌های هوش مصنوعی یا نشان دادن تملق‌گویی ضروری است.
فلاسفه دانشگاهی
این روند استخدام را تأییدی بر ارزش علوم انسانی و فرصتی برای مدرن‌سازی برنامه‌های درسی دانشگاه می‌دانند.
طرفداران حکمرانی دموکراتیک
هشدار می‌دهند که تکیه بر قوانین اساسی شرکتی خصوصی، اجماع عمومی را دور می‌زند و فاقد مشروعیت دموکراتیک است.

چرا مهم است

با توجه به اینکه سیستم‌های هوش مصنوعی نقش‌های اجتماعی پیچیده‌تری را بر عهده می‌گیرند، مهارت‌های مورد نیاز برای ساخت آن‌ها از برنامه‌نویسی صرف به سمت استدلال اخلاقی در حال تغییر است. این روند ارزش ماندگار علوم انسانی را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد که تفکر انتقادی و قضاوت اخلاقی در حال تبدیل شدن به برخی از پرتقاضاترین مهارت‌ها در اقتصاد مدرن هستند.

نکات کلیدی

  • نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان فلسفه (۵.۱٪) اکنون کمتر از نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان علوم کامپیوتر (۷.۰٪) است.
  • آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی برای حل مسائل پیچیده همسوسازی و ایمنی، به شدت در حال استخدام متخصصان اخلاق هستند.
  • فلاسفه به طراحی «هوش مصنوعی مشروط» کمک می‌کنند، که به مدل‌ها اصول مکتوبی برای ارزیابی خودشان می‌دهد.
  • ادغام فلسفه، نقص‌های هوش مصنوعی مانند تملق‌گویی (sycophancy) و توهم‌زایی (hallucination) را کاهش داده است.
  • دانشگاه‌ها برای پاسخگویی به تقاضای صنعت، در حال راه‌اندازی برنامه‌های مشترک تحصیلی هوش مصنوعی و فلسفه هستند.
  • منتقدان هشدار می‌دهند که قوانین اساسی هوش مصنوعی شرکتی فاقد مشروعیت دموکراتیک و نظارت عمومی هستند.
5.1%
نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان فلسفه (۲۰۲۴)
7.0%
نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان علوم کامپیوتر (۲۰۲۴)
16%
آگهی‌های PhilJobs با ذکر هوش مصنوعی (۲۰۲۵)
80 pages
طول قانون اساسی هوش مصنوعی شرکت انتروپیک

برای دهه‌ها، قابل اعتمادترین توصیه شغلی به دانشجویان علوم انسانی یک دستورالعمل صریح سه کلمه‌ای بود: «برنامه‌نویسی یاد بگیر.» اما در حالی که هوش مصنوعی مولد شروع به خودکارسازی عمل مهندسی نرم‌افزار کرده است، بازار کار سیگنالی کاملاً متفاوت ارسال می‌کند. بر اساس داده‌های سال ۲۰۲۴ که توسط بانک فدرال رزرو نیویورک منتشر شده است، نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان علوم کامپیوتر در ایالات متحده به ۷ درصد افزایش یافته است. در همین حال، فارغ‌التحصیلان فلسفه—که مدت‌ها سوژه شوخی‌های مربوط به رشته‌های بدون شغل بودند—با نرخ بیکاری قابل توجه پایین‌تر ۵.۱ درصد مواجه هستند، که نشان‌دهنده تقاضای ناگهانی و شدید برای مهارت‌های شناختی خاص آن‌ها است.[2]

این وارونگی آماری یک اتفاق موقتی نیست؛ بلکه نتیجه مستقیم یک تغییر ساختاری در بخش فناوری است. آزمایشگاه‌های پیشرو که پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی جهان را می‌سازند، متوجه شده‌اند که بزرگترین موانع آن‌ها دیگر صرفاً محاسباتی یا ریاضی نیستند. با افزایش تصاعدی قابلیت‌های مدل‌ها، چالش‌های جلوگیری از تولید دستورالعمل‌های مضر، تقویت سوگیری‌های اجتماعی یا توهم‌زایی حقایق نادرست، به مسائل هنجاری پیچیده‌ای تبدیل شده‌اند. برای حل این مشکلات، شرکت‌های پیشرو مانند گوگل دیپ‌مایند (Google DeepMind)، اوپن‌ای‌آی (OpenAI) و انتروپیک (Anthropic) به شدت در حال استخدام متخصصان اخلاق، منطق‌دانان و فلاسفه اخلاق برای هدایت تیم‌های مهندسی خود هستند.[1]

تقاضا برای این مهارت‌ها به قدری شدید است که به طور فعال در حال تغییر شکل دانشگاه‌ها است. لوسیانو فلوریدی، استاد برجسته فلسفه در دانشگاه ییل، اخیراً خروج کارکنان از گروه‌های فلسفه دانشگاهی به بخش فناوری را به عنوان یک «خونریزی» توصیف کرد. دانشجویانی که در اخلاق و منطق تخصص دارند، اغلب قبل از اتمام دوره کارشناسی، پیشنهادات شغلی پرسودی از توسعه‌دهندگان هوش مصنوعی دریافت می‌کنند. در PhilJobs، اصلی‌ترین تابلوی کاریابی دانشگاهی برای این رشته، نسبت آگهی‌هایی که به هوش مصنوعی یا ایمنی فناوری اشاره می‌کنند، از تنها ۱ درصد در سال ۲۰۱۳ به ۱۶ درصد خیره‌کننده در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.[4]

فلاسفه دقیقاً در داخل غول‌های فناوری که توسط مزارع سرور پشتیبانی می‌شوند، چه می‌کنند؟ آن‌ها صرفاً مقالات سفید انتزاعی نمی‌نویسند یا به عنوان چهره‌های انطباق شرکتی خدمت نمی‌کنند. در عوض، آن‌ها به عنوان مهندسان متخصص عمل می‌کنند و ارزش‌های مبهم انسانی را به اهداف دقیق و قابل خواندن توسط ماشین ترجمه می‌کنند. کار روزانه آن‌ها شامل ساخت معیارهای ارزیابی دقیق، طراحی «طبقه‌بندی‌های امتناع» است که دقیقاً مشخص می‌کند یک هوش مصنوعی چه زمانی و چگونه باید درخواست کاربر را رد کند، و تدوین پروتکل‌های اختلاف. آن‌ها درخواست‌های خصمانه را تجزیه و تحلیل می‌کنند تا رفتار سطحی را از نیت مخرب زیربنایی تشخیص دهند و اطمینان حاصل کنند که مدل‌ها حتی زمانی که کاربران سعی در دور زدن موانع ایمنی دارند، به طور ایمن رفتار می‌کنند.[5]

برجسته‌ترین نمونه این ادغام بین رشته‌ای، توسعه «هوش مصنوعی مشروط» (Constitutional AI) است. این چارچوب که توسط انتروپیک پیشگام شده است، تلاش می‌کند تا رفتار مدل را نه از طریق تعدیل دستی بی‌پایان توسط انسان، بلکه با دادن مجموعه‌ای از اصول راهنمای بنیادی به هوش مصنوعی برای ارزیابی خروجی‌های خودش، مدیریت کند. آماندا اسکل، که دارای دکترای فلسفه از دانشگاه نیویورک است، به عنوان فیلسوف مقیم انتروپیک خدمت می‌کند و در تدوین قانون اساسی جامع ۸۰ صفحه‌ای این شرکت نقش اساسی داشت. این سند به عنوان پایه و اساس اخلاقی برای کلود (Claude)، هوش مصنوعی مکالمه‌ای شاخص این شرکت، عمل می‌کند.[4][6]

برجسته‌ترین نمونه این ادغام بین رشته‌ای، توسعه «هوش مصنوعی مشروط» (Constitutional AI) است.

اسکل، که اغلب در داخل شرکت به عنوان «نجوای کلود» شناخته می‌شود، به شدت از چارچوب‌های تاریخی حقوق بشر و اخلاق فضیلت برای ساخت قوانینی استفاده کرد که هوش مصنوعی می‌تواند در طول مرحله آموزش خود به آن‌ها ارجاع دهد. به جای صرفاً کدگذاری سخت یک قانون سفت و سخت مانند «توهین‌آمیز نباش»، یک رویکرد مشروط از مدل می‌خواهد که هنگام مواجهه با درخواست‌های مبهم، ملاحظات متضاد—مانان شفافیت، ایمنی و مفید بودن—را بسنجد. این پایه فلسفی با دستاوردهای فنی ملموسی مرتبط شده است، از جمله کاهش قابل توجه در تملق‌گویی مدل، نقصی که در آن هوش مصنوعی کورکورانه با فرض اشتباه کاربر موافقت می‌کند تا صرفاً سازگار باشد.[3][6]

سایر آزمایشگاه‌های بزرگ نیز به سرعت در حال پیروی از این روند هستند. تیم ایمنی و همسوسازی هوش عمومی مصنوعی گوگل دیپ‌مایند فعالانه در حال استخدام محققانی با تخصص در مدل‌سازی جامعه‌فنی بین رشته‌ای است. هدف آن‌ها ایجاد محافظ‌های قوی در برابر خطرات وجودی و اطمینان از این است که مدل‌ها می‌توانند عدم قطعیت اخلاقی—موقعیت‌هایی که در آن قوانین اخلاقی با هم در تضاد هستند یا از نظر فرهنگی نامشخص باقی می‌مانند—را مدیریت کنند. با به کارگیری چارچوب‌های چند صد ساله، از پرسشگری سقراطی گرفته تا وظیفه‌گرایی کانتی، این تیم‌های همسوسازی تلاش می‌کنند تا فروتنی فکری را به هوش مصنوعی بیاموزند و اطمینان حاصل کنند که می‌داند چه زمانی باید به نادانی اعتراف کند، نه اینکه پاسخی ساختگی ارائه دهد.[2][3]

ادغام فلسفه در توسعه هوش مصنوعی همچنین بحث جذابی را در مورد دو چارچوب اخلاقی غالب برانگیخته است: وظیفه‌گرایی (deontology) و نتیجه‌گرایی (consequentialism). هوش مصنوعی مشروط به شدت بر وظیفه‌گرایی تکیه دارد و محدودیت‌های سخت‌گیرانه و مبتنی بر قانون را تعیین می‌کند که مدل نباید آن‌ها را نقض کند، صرف نظر از نیت کاربر یا نتیجه احتمالی. برعکس، زمینه‌هایی مانند رانندگی خودکار و هوش مصنوعی نظامی اغلب بر چارچوب‌های نتیجه‌گرایانه تکیه می‌کنند، جایی که سیستم آموزش داده می‌شود تا بهترین نتیجه ممکن را محاسبه و بهینه کند، حتی اگر برای جلوگیری از یک فاجعه بزرگ نیاز به نقض یک قانون کوچک باشد.[3]

دانشگاه‌ها به سرعت در حال بازسازی برنامه‌های درسی خود برای آماده‌سازی دانشجویان برای این واقعیت جدید بین رشته‌ای هستند، و اذعان دارند که مسیرهای استاندارد علوم کامپیوتر دیگر تنها راه ورود به نقش‌های نخبه فناوری نیستند. مؤسساتی مانند دانشگاه کارنگی ملون، دانشگاه ایلینوی اربانا-شمپین و دانشگاه نورث‌ایسترن برنامه‌های مشترک تحصیلی «علوم کامپیوتر و فلسفه» یا «هوش مصنوعی و فلسفه» را راه‌اندازی کرده‌اند. این مسیرهای نوآورانه با منطق رسمی و استدلال اخلاقی شروع می‌شوند و سپس به یادگیری ماشینی عملی و تجزیه و تحلیل داده‌ها پیش می‌روند و فارغ‌التحصیلانی را تربیت می‌کنند که می‌توانند شکاف بین کد و وجدان را پر کنند.[4]

با این حال، ظهور فیلسوف شرکتی به طور جهانی مورد استقبال قرار نگرفته است و سوالات عمیقی را در مورد حکمرانی مطرح می‌کند. منتقدان هشدار می‌دهند که تکیه بر شرکت‌های خصوصی برای تدوین «قوانین اساسی» برای سیستم‌هایی که میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار می‌دهند، اجماع عمومی را دور می‌زند. گیلاد ابیری، یک محقق حقوقی، این پدیده را به عنوان «کسری جامعه سیاسی» شناسایی کرده است. او استدلال می‌کند که اگرچه قوانین اساسی هوش مصنوعی شرکتی شفافیت را افزایش می‌دهند و چارچوبی برای پاسخگویی فراهم می‌کنند، اما اساساً فاقد مشروعیت دموکراتیکی هستند که ناشی از قانون‌گذاری عمومی، نظارت نظارتی و بحث آزاد اجتماعی است.

علاوه بر این، برخی از طرفداران شفافیت استدلال می‌کنند که محدودیت‌های اخلاقی یک مدل لزوماً شرکت سازنده آن را محدود نمی‌کند. ممکن است یک هوش مصنوعی طوری برنامه‌ریزی شده باشد که به عنوان یک معترض باوجدان عمل کند و درخواست مضری را رد کند، اما خود شرکت همچنان تحت فرمان سودآوری حداکثری فعالیت می‌کند. منتقدان استدلال می‌کنند که عادی‌سازی حکمرانی خصوصی هوش مصنوعی، حمایت از ساختارهای دموکراتیک الزام‌آور را دشوارتر می‌کند، زیرا شرکت‌های فناوری می‌توانند به سادگی به فلاسفه مقیم و قوانین اساسی منتشر شده خود به عنوان دلیلی بر غیرضروری بودن مقررات خارجی اشاره کنند.

با وجود این بحث‌های جاری در مورد حکمرانی، روند بازار کار یک پیام واضح و امیدبخش ارسال می‌کند: قضاوت انسانی غیرقابل جایگزینی است. توانایی استدلال واضح، ارزیابی مبادلات مبهم و تشخیص استدلال‌های ضعیف در حال تبدیل شدن به یک مزیت برتر در نیروی کار مدرن است. در حالی که هوش مصنوعی به تجاری‌سازی وظایف فنی روتین و برنامه‌نویسی اولیه ادامه می‌دهد، صنعت فناوری در حال کشف مجدد یک حقیقت باستانی است. مهندسی تعیین می‌کند که یک ماشین قادر به انجام چه کاری است، اما فلسفه است که تعیین می‌کند واقعاً چه کاری باید انجام دهد.[2][3]

روند رویداد

  1. ۲۰۲۱

    انتروپیک آماندا اسکل، فیلسوف، را برای کمک به طراحی چارچوب اخلاقی مدل‌های هوش مصنوعی خود استخدام می‌کند.

  2. ۲۰۲۳

    انتروپیک چارچوب «هوش مصنوعی مشروط» خود را منتشر می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه مدل‌ها می‌توانند با استفاده از اصول مکتوب خوداصلاحی کنند.

  3. ۲۰۲۴

    داده‌های بانک فدرال رزرو نیویورک نشان می‌دهد که فارغ‌التحصیلان فلسفه نرخ بیکاری پایین‌تری نسبت به فارغ‌التحصیلان علوم کامپیوتر دارند.

  4. ۲۰۲۵

    نسبت آگهی‌های شغلی فلسفه دانشگاهی که به ایمنی هوش مصنوعی اشاره می‌کنند به ۱۶ درصد می‌رسد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه صنعت هوش مصنوعی

شرکت‌های فناوری ادغام فلسفی را یک ضرورت عملی برای ساخت محصولات ایمن و قابل اعتماد می‌دانند.

برای آزمایشگاه‌های هوش مصنوعی پیشرو، فلسفه دیگر یک پیگیری آکادمیک انتزاعی نیست؛ بلکه یک جعبه ابزار مهندسی است. شرکت‌هایی مانند انتروپیک و گوگل دیپ‌مایند استدلال می‌کنند که با توانمندتر شدن مدل‌ها، راه‌حل‌های فنی به تنهایی نمی‌توانند از تولید محتوای مضر یا تقویت سوگیری‌ها جلوگیری کنند. این شرکت‌ها با استخدام متخصصان اخلاق برای تدوین «قوانین اساسی» و طبقه‌بندی‌های امتناع، معتقدند که به طور فعال خطرات وجودی را کاهش می‌دهند و محصولات تجاری می‌سازند که کاربران واقعاً می‌توانند به آن‌ها اعتماد کنند.

دیدگاه دانشگاهی

دانشگاه‌ها این روند را تأیید علوم انسانی و فرصتی برای مدرن‌سازی برنامه‌های درسی می‌دانند.

فلاسفه دانشگاهی، هجوم استخدام در صنعت فناوری را به عنوان یک اذعان دیرهنگام می‌بینند که تفکر انتقادی، منطق و استدلال اخلاقی مهارت‌هایی بادوام و با ارزش بالا هستند. مؤسسات به جای مقاومت در برابر این تغییر، با ایجاد برنامه‌های بین رشته‌ای که علوم کامپیوتر را با نظریه اخلاقی ادغام می‌کنند، از آن استقبال می‌کنند. اساتید استدلال می‌کنند که این رویکرد ترکیبی نسل جدیدی از فناوران را تربیت خواهد کرد که نه تنها می‌دانند چگونه سیستم‌های قدرتمند بسازند، بلکه می‌دانند چرا برخی سیستم‌ها باید یا نباید ساخته شوند.

نقد دموکراتیک

محققان حقوقی و طرفداران شفافیت هشدار می‌دهند که قوانین اساسی شرکتی، اجماع عمومی را دور می‌زنند.

منتقدان استدلال می‌کنند که اجازه دادن به شرکت‌های فناوری خصوصی برای تعریف مرزهای اخلاقی هوش مصنوعی، «کسری جامعه سیاسی» ایجاد می‌کند. اگرچه ممکن است یک قانون اساسی هوش مصنوعی شرکتی از نظر فلسفی دقیق باشد، اما فاقد مشروعیت دموکراتیکی است که از بحث عمومی و نظارت قانون‌گذاری ناشی می‌شود. علاوه بر این، شکاکان اشاره می‌کنند که در حالی که ممکن است یک مدل هوش مصنوعی توسط یک قانون اساسی محدود شود، شرکتی که مالک آن است همچنان توسط سود هدایت می‌شود، و این امر خودتنظیمی را به جایگزینی ناکافی برای چارچوب‌های قانونی الزام‌آور تبدیل می‌کند.

آنچه نمی‌دانیم

  • آیا تقاضا برای فلاسفه پس از تثبیت چارچوب‌های بنیادی همسوسازی هوش مصنوعی، به یک سطح ثابت خواهد رسید یا خیر.
  • قانون‌گذاران دولتی چگونه با «قوانین اساسی» هوش مصنوعی شرکتی در قوانین آینده برخورد خواهند کرد.
  • آیا نرخ بیکاری پایین‌تر برای فارغ‌التحصیلان فلسفه با سازگاری بازار کار با هوش مصنوعی مولد، پایدار خواهد ماند.

اصطلاحات کلیدی

هوش مصنوعی مشروط (Constitutional AI)
یک روش آموزشی که در آن به مدل هوش مصنوعی مجموعه‌ای بنیادی از اصول مکتوب داده می‌شود تا رفتار خود را ارزیابی و اصلاح کند.
تملق‌گویی (Sycophancy)
نقصی در مدل‌های هوش مصنوعی که در آن کورکورانه با فرضیات یا سوگیری‌های کاربر موافقت می‌کنند، به جای ارائه حقایق عینی.
وظیفه‌گرایی (Deontology)
یک چارچوب اخلاقی که اخلاقی بودن یک عمل را بر اساس پایبندی دقیق به قوانین، صرف نظر از نتیجه، قضاوت می‌کند.
نتیجه‌گرایی (Consequentialism)
یک چارچوب اخلاقی که اخلاقی بودن یک عمل را صرفاً بر اساس نتیجه یا پیامدهای آن قضاوت می‌کند.

پرسش‌های متداول

چرا نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان فلسفه کمتر از فارغ‌التحصیلان علوم کامپیوتر است؟

هوش مصنوعی مولد بسیاری از وظایف روتین برنامه‌نویسی را خودکار می‌کند، در حالی که تقاضا برای تفکر انتقادی، استدلال اخلاقی و همسوسازی هوش مصنوعی به شدت افزایش یافته و مهارت‌های فلسفی را بسیار ارزشمند کرده است.

یک فیلسوف در یک شرکت هوش مصنوعی دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟

آن‌ها در کنار مهندسان کار می‌کنند تا معیارهای ارزیابی را طراحی کنند، سیاست‌های امتناع را تدوین کنند و چارچوب‌های اخلاقی را بسازند که نحوه پاسخگویی مدل‌های هوش مصنوعی به درخواست‌های پیچیده یا مضر را کنترل می‌کند.

هوش مصنوعی مشروط چیست؟

این چارچوبی است که توسط انتروپیک پیشگام شده و به مدل هوش مصنوعی مجموعه‌ای خاص از قوانین مکتوب—یک قانون اساسی—می‌دهد تا رفتار خود را هدایت و خوداصلاحی کند، به جای اینکه کاملاً به تعدیل‌کنندگان انسانی متکی باشد.

آیا دانشگاه‌ها به دلیل این موضوع در حال تغییر رشته‌های خود هستند؟

بله، چندین دانشگاه بزرگ برنامه‌های مشترک تحصیلی را معرفی کرده‌اند که علوم کامپیوتر را با فلسفه ترکیب می‌کند تا نسل بعدی مهندسان ایمنی هوش مصنوعی را آموزش دهند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

محققان همسوسازی هوش مصنوعی 40%فلاسفه دانشگاهی 35%طرفداران حکمرانی دموکراتیک 25%
  1. [1]Built In NYCمحققان همسوسازی هوش مصنوعی

    Google DeepMind Hiring: Research Scientist, Multimodal Alignment, Safety, and Fairness

    مطالعه در Built In NYC
  2. [2]University of Richmondفلاسفه دانشگاهی

    Building Your Career in the Age of AI

    مطالعه در University of Richmond
  3. [3]Mediumطرفداران حکمرانی دموکراتیک

    From Coding to Philosophy: Why Big AI Labs Are Hiring Philosophers

    مطالعه در Medium
  4. [4]Pano Eduفلاسفه دانشگاهی

    The New Academic Vanguard: Interdisciplinary AI + Philosophy Programs

    مطالعه در Pano Edu
  5. [5]Tech Briefedمحققان همسوسازی هوش مصنوعی

    Why are AI companies hiring philosophers?

    مطالعه در Tech Briefed
  6. [6]India Timesمحققان همسوسازی هوش مصنوعی

    Why Anthropic hired a philosopher to build Claude's constitution

    مطالعه در India Times
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.