تحلیل کوهستانتاکتیک فوتبالبازسازی برزیلJul 2, 2026, 7:23 PM· 9 دقیقه مطالعه· #7 از 7 در ورزش

بازسازی عمل‌گرایانه: چگونه دوریوال جونیور تعادل را به دی‌ان‌ای تاکتیکی برزیل بازگرداند

برزیل با فاصله گرفتن از «رابطه‌گرایی» آشفته، تحت هدایت دوریوال جونیور یک سیستم ساختاریافته ۴-۲-۳-۱ را پذیرفته است. سلسائو با تثبیت خط میانی توسط یک محور دوگانه منضبط، بستری امن برای اجرای حملات ویرانگر انتقالی خود ایجاد کرده است.

به قلم تیم سردبیری کوهستان

ساختارگرایان عمل‌گرا 45%طرفداران حملات انتقالی 35%خالص‌گرایان بازی رابطه‌ای 20%
ساختارگرایان عمل‌گرا
استدلال می‌کنند که فوتبال تورنمنت‌های بین‌المللی مستلزم فاصله گذاری دفاعی سختگیرانه و محور دوگانه است.
طرفداران حملات انتقالی
بر به حداکثر رساندن سرعت نخبه و توانایی یک در برابر یک وینگرهای برزیل از طریق بازی مستقیم تمرکز دارند.
خالص‌گرایان بازی رابطه‌ای
معتقدند برزیل باید به میراث فرهنگی خود یعنی سیالیت افراطی و «آپروکسیماسیون» تکیه کند.

زوایای پوشش‌داده‌نشده

  • · مربیان باشگاه‌های داخلی برزیل
  • · تیم‌های دفاعی رقیب در کونمبول

چرا مهم است

دهه‌هاست که تلاش برزیل برای کسب ششمین جام جهانی به دلیل عدم تعادل‌های تاکتیکی و ساده‌لوحی ساختاری به انحراف کشیده شده است. سیستم عمل‌گرایانه دوریوال جونیور ثابت می‌کند که موفقیت در سطح بین‌المللی به همان اندازه که به استعداد تهاجمی نیاز دارد، مستلزم انضباط دفاعی نیز هست و الگویی را برای چگونگی ایجاد تعادل میان استعدادهای فوق ستاره در تیم‌های ملی نخبه ارائه می‌دهد.

نکات کلیدی

  • دوریوال جونیور «رابطه‌گرایی» افراطی فرناندو دینیز را با یک سیستم عمل‌گرایانه و ساختاریافته ۴-۲-۳-۱ جایگزین کرد.
  • محور دوگانه منضبط در خط میانی، سپر دفاعی حیاتی را فراهم می‌کند که از کشیده شدن بیش از حد تیم در ضدحملات جلوگیری می‌کند.
  • خط دفاعی نامتقارن به یک مدافع کناری اجازه می‌دهد تا حمله کند، در حالی که دیگری برای امنیت در انتقال، به داخل متمایل می‌شود.
  • استراتژی تهاجمی به شدت بر انتقال‌های عمودی و مستقیم متکی است تا وینیسیوس جونیور و رودریگو را در فضاهای باز ایزوله کند.
4-2-3-1
آرایش اصلی دوریوال
2
هافبک‌های دفاعی در محور دوگانه
5
تعداد قهرمانی‌های جام جهانی برزیل

تیم ملی برزیل در آستانه چرخه جام جهانی ۲۰۲۶ فیفا، سنگین‌ترین بار روانی فوتبال بین‌المللی را به دوش می‌کشید: ۲۴ سال خشکسالی از آخرین قهرمانی جهانی‌شان. برای ملتی که فوتبال را ستون ذاتی فرهنگ خود می‌داند، دهه‌های گذشته با جستجوی بی‌وقفه برای یافتن هویت تاکتیکی مناسب همراه بوده است. سلسائو بین عمل‌گرایی خشک به سبک اروپایی و تلاش‌های بیش از حد رمانتیک برای احیای جادوی سیال گذشته در نوسان بود. با شروع جدی چرخه کنونی، تیم از یک بحران ساختاری عمیق رنج می‌برد، به طور معمول در انتقال‌ها آسیب‌پذیر بود و برای به حداکثر رساندن استعدادهای تهاجمی نسل طلایی خود تقلا می‌کرد.[1][6]

نقطه اوج این بحران هویتی در طول یک آزمایش کوتاه و آشفته با «رابطه‌گرایی» افراطی فرناندو دینیز رخ داد. دینیز تلاش کرد تا یک سیستم بسیار سیال و بدون موقعیت ثابت را پیاده‌سازی کند که در آن بازیکنان برای ترکیب در فضاهای تنگ، اطراف توپ جمع می‌شدند و بازی موقعیتی سنتی اروپایی را کنار می‌گذاشتند. اگرچه این ایده در تئوری زیبا بود، اما کمبود زمان تمرین در فوتبال ملی، تکمیل این سیستم را غیرممکن ساخت. برزیل از نظر ساختاری در معرض دید قرار گرفت، با شکاف‌های بزرگی در خط میانی و خط دفاعی که دائماً در برابر ضدحملات ساده آسیب‌پذیر بود. تیم کشیده، از هم گسیخته و از نظر دفاعی نفوذپذیر شد.[1][3]

فدراسیون فوتبال برزیل با درک نیاز به ثبات فوری، دوریوال جونیور، مربی کهنه‌کار را در ژانویه ۲۰۲۴ منصوب کرد. دوریوال، مربی با تجربه که موفقیت‌های داخلی بزرگی با فلامنگو کسب کرده بود، وظیفه داشت یک بازسازی عمل‌گرایانه را اجرا کند. مأموریت او تحمیل یک ایدئولوژی سخت و انقلابی نبود، بلکه بازگرداندن تعادل اساسی به تیمی بود که پایه‌های ساختاری خود را از دست داده بود. او باید بستری ایجاد می‌کرد که بتواند کیفیت فردی عظیم مهاجمان برزیل را حمایت کند، بدون اینکه دروازه پشتی را کاملاً باز بگذارد.[6][7]

به اعتراف خودش، دوریوال مربی‌ای است که سبک مربیگری خود را با بازیکنان موجود تطبیق می‌دهد، نه اینکه آنها را مجبور به پیروی از یک سیستم از پیش تعیین شده کند. این انعطاف‌پذیری عمل‌گرایانه، که یادآور رویکرد کارلو آنچلوتی است، بلافاصله تب تاکتیکی را در اردوی برزیل پایین آورد. دوریوال تشخیص داد که فوتبال بین‌المللی، که با فرصت‌های کوتاه آماده‌سازی و مسابقات حذفی پرمخاطره مشخص می‌شود، به تیم‌هایی پاداش می‌دهد که دارای فاصله گذاری دفاعی مستحکم و الگوهای تهاجمی واضح و قابل تکرار هستند.[3][6]

اساس بازسازی تاکتیکی دوریوال، یک آرایش پایه ساختاریافته، اما قابل انطباق، ۴-۲-۳-۱ یا ۴-۳-۳ است. این شکل بلافاصله به حفره‌های بزرگی که توسط رژیم قبلی ایجاد شده بود، رسیدگی کرد. به جای اینکه بازیکنان آزادانه در زمین پرسه بزنند، دوریوال مناطق مسئولیت‌پذیری روشنی را، به ویژه در یک سوم دفاعی و میانی، ایجاد کرد. تمرکز به سمت اطمینان از حفظ یک شکل فشرده توسط تیم در هنگام از دست دادن مالکیت، و هدایت حملات حریف به مناطق کناری که در آنجا می‌توانستند فشار شدید و هماهنگ اعمال کنند، تغییر یافت.[2][4]

موتور محرکه واقعی این برزیل احیا شده، محور دوگانه است؛ دو «وولانته» (هافبک دفاعی) که در پایه خط میانی فعالیت می‌کنند. بازیکنانی مانند برونو گیمارائش و ژوائو گومز وظیفه دارند استحکام دفاعی را فراهم کنند که به بقیه تیم اجازه می‌دهد کار خود را انجام دهند. گیمارائش، که به عنوان یک بازی‌ساز عقب‌نشین عمل می‌کند، ریتم خط میانی را کنترل می‌کند، مالکیت توپ را بازیافت می‌کند و هنگام شروع بازی از عقب، مقاومت در برابر پرس را ارائه می‌دهد. این محور دوگانه به عنوان یک سپر حیاتی برای مدافعان میانی عمل می‌کند و تضمین می‌کند که تیم هرگز در طول انتقال‌های سریع، کم تعداد گرفتار نشود.[2][5]

این کنترل خط میانی بسیار حیاتی است، زیرا سقف نهایی برزیل توسط استعداد تهاجمی آن تعریف می‌شود. ساختار پشت مهاجمان باید از کشیده شدن بیش از حد تیم جلوگیری کند. دوریوال با تثبیت خط میانی با دو بازیکن دفاعی منضبط، تضمین می‌کند که وقتی برزیل توپ را از دست می‌دهد، بلافاصله یک دفاع استراحتی (rest-defense) در جای خود دارد. این انضباط ساختاری همان چیزی است که مجموعه‌ای از افراد با استعداد را از یک تیم قهرمان در تورنمنت جدا می‌کند.[2]

در خط دفاعی، دوریوال یک سیستم مدافعان کناری نامتقارن را برای ایجاد تعادل بین عرض زمین و امنیت پیاده‌سازی کرده است. مارکینیوش، مدافع میانی باتجربه، خط دفاعی را سازماندهی می‌کند، اما مدافعان کناری نقش‌های متمایز و متضادی دارند. در سمت راست، دانیلو اغلب به داخل متمایل می‌شود تا در فاز ساخت بازی، یک خط دفاعی سه نفره موقعیتی تشکیل دهد. این موقعیت‌گیری محافظه‌کارانه یک لایه حفاظتی اضافی در برابر ضدحملات فراهم می‌کند و به مدافع کناری سمت چپ – که اغلب وندل یا گیلرمه آرانا است – اجازه می‌دهد تا بالاتر برود و از حمله حمایت کند.[2][3]

در خط دفاعی، دوریوال یک سیستم مدافعان کناری نامتقارن را برای ایجاد تعادل بین عرض زمین و امنیت پیاده‌سازی کرده است.

این عدم تقارن یک تاکتیک عمدی برای متراکم کردن مرکز زمین و ایجاد برتری عددی در جناح چپ است، جایی که برزیل ترجیح می‌دهد خطرناک‌ترین توالی‌های تهاجمی خود را آغاز کند. دوریوال با بالا بردن مدافع کناری چپ، بلوک دفاعی حریف را مجبور به جابجایی می‌کند و فرصت‌های ایزوله شدن را برای ویرانگرترین سلاح خود: وینیسیوس جونیور، ایجاد می‌کند.[3][4]

چهار مهاجم تحت هدایت دوریوال از مالکیت توپ کُند و بی‌ثمر فاصله گرفته‌اند و به نفع بهره‌برداری از سرعت ویرانگر و مستقیم بازی کردن حرکت کرده‌اند. ورود مربی جدید نشان‌دهنده تغییر مشخصی در خروجی تهاجمی بود؛ برزیل بسیار مایل‌تر شد که مالکیت توپ را در ازای نفوذ عمودی واگذار کند. مهاجمان تشویق می‌شوند که پشت آخرین مدافع بازی کنند و ضدحملات سریعی را آغاز کنند که از مهارت‌های نخبه دریبلینگ یک در برابر یک آنها استفاده کند.[3][4]

وینیسیوس جونیور کانون انکارناپذیر این رویکرد مستقیم است. او که در جناح چپ قرار گرفته، وظیفه دارد بلوک‌های دفاعی عمیق را با سرعت انفجاری و زمان‌بندی مناسب در محوطه جریمه، بی‌ثبات کند. سیستم دوریوال به طور واضح طراحی شده تا وینیسیوس را در برابر مدافع راست حریف ایزوله کند و به او فضا دهد تا در انتقال حمله کند و دوئل‌های حیاتی یک در برابر یک را ببرد. هنگامی که تیم توپ را به دست می‌آورد، اولین گزینه اغلب یک پاس عمودی سریع به ستاره رئال مادرید است.[2][4]

در حالی که وینیسیوس تهدید مستقیم را فراهم می‌کند، رودریگو انعطاف‌پذیری تاکتیکی لازم را ارائه می‌دهد. رودریگو که به طور اسمی به عنوان یک شماره ۱۰ یا مهاجم سمت راست بازی می‌کند، یک «نقش آزاد» دارد تا بین خطوط حرکت کند و در فضاهای نیمه (half-spaces) پرسه بزند. او اغلب به عقب می‌آید تا توپ را دریافت کند، خط میانی را به حمله متصل کرده و بازی ترکیبی سریع را آغاز کند. توانایی او در تغییر ریتم و یافتن فضاهای خالی، او را به بافت پیوندی حیاتی در خط حمله دوریوال تبدیل می‌کند.[2][5]

در جناح مقابل، بازیکنانی مانند رافینیا یا ساوینیو وظیفه دارند عرض زمین را به صورت افقی باز کنند. آنها با حفظ عرض دقیق در سمت راست، دفاع حریف را مجبور به گسترش می‌کنند، که به طور طبیعی شکاف‌های مرکزی بزرگ‌تری را برای بهره‌برداری رودریگو و ارسال پاس‌های نفوذی توسط محور میانی باز می‌کند. این موقعیت‌گیری عریض همچنین فضایی را برای هافبک میانی سمت راست ایجاد می‌کند تا با حرکات دیرهنگام و بدون یارگیری وارد محوطه جریمه شود.[4][5]

پست مهاجم نوک همچنان پیچیده‌ترین معمای دوریوال باقی مانده است. مربی بسته به وضعیت بازی، بین پروفایل‌های مختلف چرخشی ایجاد می‌کند. اندریک، پدیده جوان، حرکت انفجاری، یک خروجی مستقیم و غرایز تیز در محوطه جریمه ارائه می‌دهد و دائماً فضای پشت خط دفاعی را تهدید می‌کند. از طرف دیگر، یک نقطه کانونی سنتی‌تر مانند ایگور ژسوس می‌تواند برای درگیر کردن فیزیکی مدافعان میانی به کار گرفته شود و فضای ثانویه‌ای برای وینگرها ایجاد کند تا به داخل بزنند و شوت کنند.[2][5]

محور دوگانه به عنوان موتور محرکه عمل می‌کند و سپر دفاعی را فراهم می‌سازد که به مهاجمان برزیل اجازه می‌دهد بدرخشند.
محور دوگانه به عنوان موتور محرکه عمل می‌کند و سپر دفاعی را فراهم می‌سازد که به مهاجمان برزیل اجازه می‌دهد بدرخشند.

با وجود تأکید بر ساختار، دوریوال میراث فرهنگی فوتبال برزیل را به طور کامل کنار نگذاشته است. مفهوم «آپروکسیماسیون» (نزدیکی) – جمع شدن بازیکنان برای اجرای ترکیبات سریع و پاس‌های کوتاه – همچنان وجود دارد، اما اکنون در یک شبکه موقعیتی امن‌تر رخ می‌دهد. هنگامی که توپ وارد یک سوم نهایی می‌شود، به مهاجمان آزادی داده می‌شود تا موقعیت‌های خود را عوض کرده و خلاقانه ترکیب کنند، مشروط بر اینکه محور دوگانه و خط دفاعی نامتقارن در وظایف دفاعی خود در پشت سر آنها ثابت بمانند.[1][4]

ردپای آماری برزیل دوریوال منعکس کننده این تغییر عمل‌گرایانه است. این تیم اغلب درصد مالکیت توپ کلی کمتری نسبت به دوران‌های گذشته ثبت می‌کند، اما از نظر حملات پیشرونده به محوطه جریمه، رتبه بسیار بالاتری دارد. آنها کمتر به دنبال خسته کردن حریف با پاسکاری هستند و بیشتر بر ایجاد لحظات انتقالی با کیفیت بالا و سرعت زیاد تمرکز دارند. این یک تفسیر بی‌رحمانه و کارآمد از استعداد ذاتی برزیلی است.[3]

فراتر از تخته سیاه تاکتیکی، رویکرد دوریوال یک هدف روانشناختی حیاتی را دنبال کرده است. او با ساده‌سازی برنامه بازی و تعیین نقش‌های واضح، بار شناختی را بر دوش تیمی که تحت فشار عظیم و خفه‌کننده مردم و رسانه‌های برزیل عمل می‌کند، کاهش داده است. بازیکنان دیگر مجبور نیستند بیش از حد به حرکات رابطه‌ای پیچیده فکر کنند؛ آنها می‌توانند به یک پایه ساختاری محکم تکیه کنند و اجازه دهند غرایز طبیعی‌شان در یک سوم نهایی کنترل را به دست بگیرد.[1][7]

این آرایش عمل‌گرایانه و متعادل، فرمول‌های تاکتیکی را منعکس می‌کند که دو پیروزی آخر برزیل در جام جهانی را به ارمغان آورد. هم در سال ۱۹۹۴ و هم در ۲۰۰۲، سلسائو نه با حمله آشفته و تمام‌عیار، بلکه با یک پایه دفاعی مستحکم – که توسط هافبک‌های دفاعی منضبط تثبیت شده بود – پیروز شد که بستری امن را برای تعداد انگشت‌شماری از استعدادهای تهاجمی برتر فراهم کرد تا بازی‌ها را ببرند. دوریوال جونیور به صراحت این الگوی تاریخی را مورد مطالعه قرار داده است.[1][6]

با نزدیک شدن به جام جهانی ۲۰۲۶ فیفا، هویت تاکتیکی برزیل روشن است. آنها دیگر آن تیم ساده‌لوح و بیش از حد باز نیستند که به راحتی در انتقال‌ها از هم بپاشد. آنها ماشینی بالغ، فشرده و آماده برای انتقال هستند که به طور خاص برای عبور از محیط طاقت‌فرسا و پرمخاطره فوتبال تورنمنت‌های حذفی ساخته شده است. دوریوال جونیور با بازگرداندن تعادل، برزیل را دوباره خطرناک کرده است.[1][2]

روند رویداد

  1. ژانویه ۲۰۲۴

    دوریوال جونیور به عنوان سرمربی تیم ملی برزیل، جانشین فرناندو دینیز می‌شود.

  2. مارس ۲۰۲۴

    برزیل سیستم تاکتیکی جدید دوریوال را با پیروزی مقابل انگلیس و تساوی مقابل اسپانیا به نمایش می‌گذارد.

  3. جولای ۲۰۲۴

    تیم ساختار ۴-۲-۳-۱ جدید خود را در شرایط تورنمنت در کوپا آمریکا آزمایش می‌کند.

  4. اکتبر ۲۰۲۴

    پیروزی‌های متوالی در مقدماتی جام جهانی، تغییر به سمت یک هویت عمل‌گرایانه‌تر و مبتنی بر انتقال را تثبیت می‌کند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

ساختارگرایان عمل‌گرا

استدلال می‌کنند که فوتبال تورنمنت‌های بین‌المللی مستلزم فاصله گذاری دفاعی سختگیرانه و محور دوگانه است.

تحلیلگران این اردوگاه تأکید می‌کنند که کمبود زمان تمرین در فوتبال ملی، اجرای بی‌نقص سیستم‌های پیچیده و سیال مانند رابطه‌گرایی را غیرممکن می‌سازد. آنها به موفقیت فرانسه در ۲۰۱۸ و آرژانتین در ۲۰۲۲ اشاره می‌کنند که ثابت می‌کند یک بلوک دفاعی مستحکم، که توسط هافبک‌های دفاعی منضبط محافظت می‌شود، پیش‌نیاز قهرمانی در جام جهانی است. از نظر آنها، ۴-۲-۳-۱ دوریوال تنها راه مسئولانه برای مدیریت استعدادهای برزیل است.

خالص‌گرایان بازی رابطه‌ای

معتقدند برزیل باید به میراث فرهنگی خود یعنی سیالیت افراطی و «آپروکسیماسیون» تکیه کند.

این دیدگاه برای از دست رفتن آزمایش تاکتیکی رادیکال فرناندو دینیز سوگواری می‌کند. خالص‌گرایان استدلال می‌کنند که مزیت رقابتی منحصر به فرد برزیل در توانایی ذاتی بازیکنانش برای ترکیب در فضاهای تنگ و بداهه‌پردازی خارج از شبکه‌های موقعیتی سختگیرانه اروپایی نهفته است. آنها تغییر به محور دوگانه ساختاریافته را تسلیم شدن در برابر عمل‌گرایی اروپایی می‌دانند و معتقدند «جینگا» (Ginga) واقعی برزیلی مستلزم آزادی برای کنار گذاشتن قوانین فضایی به نفع تجمع حول توپ است.

طرفداران حملات انتقالی

بر به حداکثر رساندن سرعت نخبه و توانایی یک در برابر یک وینگرهای برزیل از طریق بازی مستقیم تمرکز دارند.

برای این ناظران، بحث در مورد مالکیت توپ و ساختار خط میانی در درجه دوم اهمیت قرار دارد و هدف ساده است: رساندن توپ به وینیسیوس جونیور و رودریگو در فضای باز با بیشترین سرعت ممکن. آنها تمایل دوریوال به واگذاری مالکیت و جذب فشار را تحسین می‌کنند و اشاره می‌کنند که موفقیت رئال مادرید ثابت کرده است که این مهاجمان خاص زمانی ویرانگرتر هستند که به یک خط دفاعی عقب‌نشین حمله می‌کنند، نه اینکه سعی کنند با پاسکاری آهسته یک بلوک دفاعی مستقر را بشکنند.

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه آیا محور دوگانه می‌تواند انضباط دفاعی خود را در برابر خطوط میانی نخبه و مالکیت‌محور کشورهای برتر اروپایی حفظ کند یا خیر.
  • دوریوال چگونه چرخش مهاجم نوک بین اندریک انفجاری و مهاجمان سنتی‌تر را به طور دائمی حل خواهد کرد.

اصطلاحات کلیدی

رابطه‌گرایی (آپروکسیماسیون)
یک سبک تاکتیکی که به جای حفظ موقعیت‌یابی فضایی سختگیرانه، بر جمع شدن بازیکنان در نزدیکی توپ برای ترکیب تمرکز دارد.
محور دوگانه
دو هافبک دفاعی که در کنار هم بازی می‌کنند تا از دفاع محافظت کرده و توپ را توزیع کنند.
مدافعان کناری نامتقارن
یک سیستم دفاعی که در آن یک مدافع کناری در زمین بالا می‌رود تا حمله کند، در حالی که دیگری عقب می‌ماند تا یک خط دفاعی سه نفره موقعیتی تشکیل دهد.
وولانته
اصطلاح برزیلی برای هافبک دفاعی، که برای ایجاد تعادل ساختاری حیاتی است.

پرسش‌های متداول

چرا برزیل تاکتیک‌های خود را پیش از جام جهانی ۲۰۲۶ تغییر داد؟

برزیل با عدم تعادل‌های ساختاری و آسیب‌پذیری دفاعی تحت سیستم‌های سیال قبلی دست و پنجه نرم می‌کرد. دوریوال جونیور برای پیاده‌سازی یک رویکرد عمل‌گرایانه و متعادل که از دفاع محافظت کرده و استعداد تهاجمی را به حداکثر برساند، آورده شد.

برزیل تحت هدایت دوریوال جونیور از چه آرایشی استفاده می‌کند؟

این تیم عمدتاً از آرایش ۴-۲-۳-۱ یا ۴-۳-۳ استفاده می‌کند که توسط یک محور دوگانه در خط میانی برای ایجاد ثبات دفاعی تثبیت شده است.

سیستم جدید چگونه به وینیسیوس جونیور کمک می‌کند؟

تاکتیک‌ها برای ایزوله کردن وینیسیوس در جناح چپ در برابر مدافعان کناری حریف طراحی شده‌اند و به او فضا می‌دهند تا از دریبلینگ نخبه و سرعت خود در انتقال بهره ببرد.

آیا برزیل هنوز با استعداد ذاتی سنتی خود بازی می‌کند؟

بله، اما در چارچوبی ساختاریافته‌تر. به مهاجمان همچنان آزادی داده می‌شود تا در یک سوم نهایی ترکیب و خلاقیت به خرج دهند، مشروط بر اینکه خط میانی و دفاعی شکل خود را در پشت سر آنها حفظ کنند.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

ساختارگرایان عمل‌گرا 45%طرفداران حملات انتقالی 35%خالص‌گرایان بازی رابطه‌ای 20%
  1. [1]Factlen Editorial Teamساختارگرایان عمل‌گرا

    Synthesis by Factlen editorial team

    مطالعه در Factlen Editorial Team
  2. [2]Mundial Analyticsساختارگرایان عمل‌گرا

    Brazil World Cup 2026 Team Analysis

    مطالعه در Mundial Analytics
  3. [3]Total Football Analysisخالص‌گرایان بازی رابطه‌ای

    Brazil national team Dorival Junior tactical analysis

    مطالعه در Total Football Analysis
  4. [4]MBP School of Coachesطرفداران حملات انتقالی

    Tactical Analysis of Brazil National Team

    مطالعه در MBP School of Coaches
  5. [5]FIFAطرفداران حملات انتقالی

    Brazil coach Dorival Junior facing lineup quandary

    مطالعه در FIFA
  6. [6]Forbesساختارگرایان عمل‌گرا

    Brazil And Dorival Junior Need To Rebuild, Starting Against England

    مطالعه در Forbes
  7. [7]The Guardianطرفداران حملات انتقالی

    Brazil coach Dorival Júnior: 'It's going to be the most exciting day of my life'

    مطالعه در The Guardian
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.