هنجارهای حاکمیتتوضیح و تحلیلJul 12, 2026, 8:20 PM· 8 دقیقه مطالعه· #1 از 3 در متا

دکترین جدید مونرو: چگونه مداخله آمریکا در ونزوئلا هنجارهای چند دهه‌ای حاکمیت ملی را زیر پا می‌گذارد

دستگیری نظامی نیکولاس مادورو توسط ایالات متحده، که به عنوان یک اقدام اجرای قانون توجیه شد، منشور سازمان ملل را دور زده و نشان‌دهنده بازگشت به حوزه‌های نفوذ صریح در قاره آمریکا است.

به قلم تیم سردبیری کوهستان

مدافعان حقوق بین‌الملل 35%حامیان امنیت آمریکا 30%رقبای ژئوپلیتیک 20%حامیان خودمختاری منطقه‌ای 15%
مدافعان حقوق بین‌الملل
هشدار می‌دهند که نادیده گرفتن منشور سازمان ملل و بازتعریف حاکمیت، نظم مبتنی بر قوانین پس از جنگ جهانی دوم را از بین می‌برد.
حامیان امنیت آمریکا
استدلال می‌کنند که این مداخله یک اقدام ضروری اجرای قانون برای تأمین امنیت نیمکره در برابر تروریسم مواد مخدر و دشمنان خارجی است.
رقبای ژئوپلیتیک
«دکترین جدید مونرو» را به عنوان امپریالیسم عریان با هدف مقابله با چندقطبی‌گرایی و تصرف منابع می‌بینند.
حامیان خودمختاری منطقه‌ای
از یک اثر بازدارنده در سراسر منطقه می‌ترسند، جایی که هر دولتی که با واشنگتن همسو نباشد، با سرنگونی نظامی روبرو خواهد شد.

زوایای پوشش‌داده‌نشده

  • · غیرنظامیان ونزوئلایی که تحت وضعیت اضطراری زندگی می‌کنند
  • · واردکنندگان انرژی اروپایی که تحت تأثیر بازارهای متغیر نفت قرار گرفته‌اند

چرا مهم است

ایالات متحده با بازتعریف یک تهاجم نظامی به عنوان یک اقدام داخلی اجرای قانون، عملاً منشور سازمان ملل را نادیده گرفته است. این سابقه، نظم جهانی را از حاکمیت جهانی دور کرده و به سمت سیستمی سوق می‌دهد که در آن قدرت‌های بزرگ آشکارا حوزه‌های نفوذ انحصاری خود را کنترل می‌کنند.

نکات کلیدی

  • ایالات متحده نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا را در یک حمله نظامی با اسم رمز «عملیات قاطعیت مطلق» دستگیر کرد.
  • واشنگتن این حمله را به عنوان یک اقدام داخلی اجرای قانون توجیه کرد و شورای امنیت سازمان ملل و کنگره را دور زد.
  • این مداخله رسماً «متمم ترامپ» بر دکترین مونرو را عملیاتی می‌کند و برتری ایالات متحده در قاره آمریکا را تثبیت می‌نماید.
  • مقامات آمریکایی صراحتاً به نیاز به کنترل سهم ۱۹.۴ درصدی ونزوئلا از ذخایر جهانی نفت اشاره کردند.
  • این عملیات آمریکای لاتین را به شدت دو قطبی کرده و اتهامات امپریالیسم را از سوی چین و روسیه به دنبال داشته است.
  • کارشناسان حقوقی هشدار می‌دهند که این اقدام یک خلأ قانونی ایجاد می‌کند که عملاً هنجارهای حاکمیت پس از جنگ جهانی دوم را از بین می‌برد.
19.4%
سهم ونزوئلا از ذخایر اثبات‌شده جهانی نفت
13
کشورهای عضو ائتلاف «سپر قاره آمریکا» به رهبری ایالات متحده
30 million
جمعیت ونزوئلا که با گذاری نامشخص روبرو هستند
$300 million
درآمد اولیه نفتی که ایالات متحده پس از مداخله دریافت کرد

در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۲۶، ایالات متحده یک عملیات نظامی را به اجرا گذاشت که اساساً قوانین ژئوپلیتیک مدرن را بازنویسی کرد. تحت پوشش تاریکی شب، نیروهای عملیات ویژه آمریکا به اهدافی در کاراکاس حمله کردند و نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، و همسرش، سیلیا فلورس، را در عملیاتی با اسم رمز «قاطعیت مطلق» دستگیر کردند. این زوج متعاقباً برای مواجهه با اتهامات تروریسم مواد مخدر و قاچاق مواد مخدر به نیویورک منتقل شدند. با این حال، موج واقعی این حمله بسیار فراتر از سرنگونی رژیم چاویستا بود. واشنگتن با به کارگیری نیروی نظامی برای خارج کردن یک رئیس دولت مستقر، عملاً اجماع پس از جنگ جهانی دوم در مورد حاکمیت ملی را از بین برد و آن را با تأکید مدرن‌شده‌ای بر سلطه بر نیمکره جایگزین کرد.[7][8]

این مداخله به عنوان یک اقدام سنتی جنگی تلقی نشد. در عوض، شاخه اجرایی ایالات متحده این حمله را به عنوان یک اقدام فرامرزی اجرای قانون با هدف قرار دادن فراریان تحت تعقیب طبقه‌بندی کرد. این مانور حقوقی به دولت اجازه داد تا هم شورای امنیت سازمان ملل و هم کنگره آمریکا را دور بزند. واشنگتن با تعیین دولت ونزوئلا به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی، استدلال کرد که دارای اختیارات قانونی داخلی برای اقدام است و بدین ترتیب ممنوعیت‌های بین‌المللی در مورد استفاده از زور و دخالت در امور داخلی را نادیده گرفت.[4][5]

زمینه برای حمله ژانویه ماه‌ها قبل از طریق تنگ‌تر کردن حلقه محاصره اقتصادی و نظامی فراهم شده بود. از اواخر سال ۲۰۲۵، ایالات متحده یک محاصره دریایی را با هدف قرار دادن «ناوگان سایه» تانکرهایی که نفت خام تحریم‌شده ونزوئلا را صادر می‌کردند، آغاز کرد. نیروهای آمریکایی ده‌ها حمله مرگبار به کشتی‌های مظنون به قاچاق مواد مخدر در دریای کارائیب و اقیانوس آرام شرقی انجام دادند و حضور نظامی گسترده‌ای را در آب‌های بین‌المللی تثبیت کردند. این کارزار فشار حداکثری عملاً رژیم مادورو را منزوی کرد، جریان‌های اصلی درآمد آن را قطع نمود و ظرفیت عملیاتی آن را قبل از ورود اولین نیروها به کاراکاس کاهش داد.[7][8]

اصطکاک حقوقی کاملاً بر منشور سازمان ملل، به ویژه ماده ۵۱، متمرکز است که استفاده از زور را تنها در دفاع از خود در برابر حمله مسلحانه یا با مجوز صریح شورای امنیت مجاز می‌داند. از آنجایی که ونزوئلا حمله مسلحانه‌ای علیه ایالات متحده انجام نداده بود و صدور قطعنامه شورای امنیت به دلیل وتوی روسیه و چین غیرممکن بود، واشنگتن یک ساختار حقوقی جدید مهندسی کرد. ایالات متحده با طبقه‌بندی دولت ونزوئلا به عنوان یک شرکت جنایی فراملی، استدلال کرد که قوانین سنتی درگیری بین دولت‌ها اعمال نمی‌شود و عملاً قلمرو حاکمیتی ونزوئلا را به عنوان یک فضای بدون حاکمیت تحت نظارت پلیسی آمریکا در نظر گرفت.[5][6]

این مداخله شورای امنیت سازمان ملل را دور زد و سؤالاتی را در مورد دوام نظم مبتنی بر قوانین پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرد.
این مداخله شورای امنیت سازمان ملل را دور زد و سؤالاتی را در مورد دوام نظم مبتنی بر قوانین پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرد.

کارشناسان حقوق بین‌الملل هشدار می‌دهند که این سابقه یک خلأ بزرگ در ساختار جهانی ایجاد می‌کند. اگر مداخلات نظامی بتوانند به طور قانونی به عنوان اقدامات پلیسی داخلی توجیه شوند، اصل اساسی برابری حاکمیتی عملاً باطل می‌شود. این توجیه بر این فرض استوار است که حاکمیت مشروط است—یعنی دولت‌هایی که شبکه‌های جنایی فراملی را پناه می‌دهند یا در حکومت مشروع شکست می‌خورند، حق خود را برای مصونیت ارضی از دست می‌دهند. این نشان‌دهنده یک تغییر قطعی از هنجارهای جهانی تأسیس‌شده در سال ۱۹۴۵ به سمت سیستمی است که در آن قدرت‌های بزرگ مرزهای حاکمیت را در حوزه‌های مربوط به خود دیکته می‌کنند.[1][4][5]

موتور ایدئولوژیک این تغییر، «دکترین جدید مونرو» است که رسماً در استراتژی امنیت ملی دولت در سال ۲۰۲۵ به عنوان «متمم ترامپ» تدوین شد. دکترین اصلی مونرو در سال ۱۸۲۳ به دنبال جلوگیری از استعمار اروپا در قاره آمریکا بود؛ اما نسخه ۲۰۲۶ به طور تهاجمی برتری ایالات متحده را تأیید می‌کند و صراحتاً هدف آن محروم کردن قدرت‌های خارجی—به ویژه چین و روسیه—از توانایی کنترل دارایی‌های استراتژیک در نیمکره غربی است. مقامات پنتاگون آشکارا در آمریکای لاتین گشت زده‌اند تا حمایت از این دکترین را جلب کنند و استدلال می‌کنند که امنیت ایالات متحده مستلزم مداخله فعال علیه قاچاق مواد مخدر و نفوذ خارجی است.[2][3][7]

موتور ایدئولوژیک این تغییر، «دکترین جدید مونرو» است که رسماً در استراتژی امنیت ملی دولت در سال ۲۰۲۵ به عنوان «متمم ترامپ» تدوین شد.

الزامات اقتصادی به طور ناگسستنی با این رویکرد امنیتی مرتبط هستند. مقامات آمریکایی به طور غیرمعمولی در مورد قصد خود برای کنترل ثروت طبیعی ونزوئلا، که شامل تخمین زده می‌شود ۱۹.۴ درصد از ذخایر اثبات‌شده نفت خام جهان است، شفاف بوده‌اند. پس از این حمله، دولت آمریکا برنامه‌هایی را برای بازاریابی نفت خام ونزوئلا اعلام کرد و در حال حاضر ۳۰۰ میلیون دلار درآمد اولیه نفتی را تضمین کرده است. آن‌ها استخراج نفت را به عنوان سازوکاری برای بازپرداخت هزینه‌های عملیات و خسارات ناشی از رژیم مادورو به ایالات متحده معرفی کردند. اینکه قدرت نظامی پیشرو جهان حق توسعه و فروش منابع حاکمیتی یک کشور دیگر را ادعا کند، نشان‌دهنده انحرافی شدید از هنجارهای دیپلماتیک مدرن است.[4][8]

محاسبات اقتصادی فراتر از صرفاً دستیابی به منابع است؛ این محاسبات عمیقاً به نیازهای ساختاری بخش انرژی ایالات متحده گره خورده است. به دلایل تاریخی، بسیاری از پالایشگاه‌های ساحل خلیج آمریکا به طور خاص برای فرآوری نفت خام سنگین و ترش که ونزوئلا تولید می‌کند، کالیبره شده‌اند. واشنگتن با اعمال کنترل بر این ذخایر، قصد دارد خوراک مطمئن و نزدیکی را برای زیرساخت‌های داخلی خود تأمین کند و در عین حال همان منابع را از رقبای جهانی محروم سازد. با این حال، شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکایی با تردید محتاطانه پاسخ داده‌اند، زیرا می‌دانند فعالیت در یک محیط نظامی‌شده و مورد مناقشه قانونی، خطرات مالی و اعتباری عظیمی به همراه دارد.[4]

با این حال، دستگیری یک رهبر مترادف با تغییر رژیم نیست. برخلاف تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق، که شامل صدها هزار سرباز برای برچیدن دولت بود، عملیات قاطعیت مطلق یک سرنگونی هدفمند بود. دستگاه دولتی ونزوئلا تا حد زیادی دست‌نخورده باقی مانده است. پس از خارج شدن مادورو، دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور، به عنوان رئیس‌جمهور موقت سوگند یاد کرد و وضعیت اضطراری ملی اعلام نمود و نیروهای مسلح را بسیج کرد. ایالات متحده اکنون با واقعیت پیچیده مدیریت یک دولت متخاصم و به شدت تحریم‌شده روبرو است، در حالی که تلاش می‌کند صنعت نفتی را احیا کند که به میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری بلندمدت نیاز دارد.[1][7][8]

پیامدهای منطقه‌ای، آمریکای لاتین را در امتداد خطوط ایدئولوژیک تند شکافته است. دولت‌های چپ‌گرای برزیل، کلمبیا و مکزیک این مداخله را به شدت محکوم کرده و نقض آشکار منشور سازمان ملل و تمامیت ارضی را ذکر کردند. در مقابل، دولت‌های راست‌گرای آرژانتین و اکوادور از این اقدام استقبال کرده و برکناری مادورو را گامی ضروری برای تثبیت منطقه‌ای می‌دانند که گرفتار بحران پناهجویان ونزوئلا و جنایات فراملی است. این دوقطبی شدن به طور فعال توسط واشنگتن مدیریت می‌شود، که ائتلاف «سپر قاره آمریکا» را تأسیس کرده است—ائتلافی متشکل از ۱۳ دولت نیمکره که در زمینه مبارزه با مواد مخدر و امنیت همکاری می‌کنند.[3][7]

برای رقبای ژئوپلیتیک، این مداخله به عنوان امپریالیسم عریان تلقی می‌شود. رسانه‌های دولتی چین و کانال‌های دیپلماتیک، دکترین جدید مونرو را به عنوان کارزاری برای دستکاری ساختاری توصیف کرده‌اند که حملات نظامی را با خفگی مالی در هم می‌آمیزد. پکن، که میلیاردها دلار بدهی ونزوئلا را که توسط محموله‌های نفتی تضمین شده است، در اختیار دارد، اکنون با چشم‌انداز قرار گرفتن این دارایی‌ها تحت کنترل بالفعل ایالات متحده روبرو است. این حمله تلاش‌های قدرت‌های غیرغربی را برای ایجاد شبکه‌های مالی جایگزین و مقاوم که از تحریم‌های آمریکا و دسترسی نظامی آن مصون باشند، تسریع کرده است.[6]

اثر بازدارنده عملیات قاطعیت مطلق در حال حاضر در سراسر کارائیب در حال گسترش است. کوبا، که برای حفظ اقتصاد شکننده خود به شدت به نفت یارانه‌ای ونزوئلا وابسته بود، اکنون به شدت در معرض خطر قرار گرفته است. ایالات متحده محاصره دریایی خود را تشدید کرده، عرضه نفت به این جزیره را قطع نموده و سیگنال می‌دهد که دولت‌های دیگری که با منافع واشنگتن همسو نیستند، ممکن است با سرنگونی جنبشی یا اقتصادی مشابهی روبرو شوند. پیام به نیمکره واضح است: واگرایی ایدئولوژیکی که نفوذ فرامنطقه‌ای را دعوت کند، دیگر تحمل نخواهد شد.[2][3][7]

در داخل، این عملیات بحث‌ها را در مورد محدودیت‌های قدرت اجرایی دوباره شعله‌ور کرده است. کارشناسان حقوقی خاطرنشان می‌کنند که اتکای دولت به سابقه تهاجم ۱۹۸۹ پاناما—جایی که نیروهای آمریکایی مانوئل نوریگا را دستگیر کردند—تعریف اجرای قانون را تا نقطه شکست گسترش می‌دهد. در حالی که وزارت دادگستری آمریکا ممکن است این عملیات را یک موفقیت قانونی بداند، پیامدهای استراتژیک بلندمدت همچنان بسیار بی‌ثبات باقی می‌مانند. ایالات متحده مسئولیت مسیر اقتصادی و سیاسی ملتی ۳۰ میلیون نفری را بدون داشتن یک برنامه واضح و با منابع کافی برای گذار دموکراتیک بر عهده گرفته است.[1][5]

در نهایت، مداخله در ونزوئلا نشان‌دهنده پایان توهم پس از جنگ سرد است که قوانین بین‌المللی به طور مساوی برای همه دولت‌ها اعمال می‌شود. ایالات متحده با احیای و مسلح کردن دکترین مونرو، رسماً یک واقعیت چندقطبی را پذیرفته است که توسط حوزه‌های نفوذ انحصاری تعریف می‌شود. هنجارهای حاکمیت و عدم مداخله به طور کامل محو نشده‌اند، اما به صراحت تابع منافع امنیتی و اقتصادی قدرت مسلط نیمکره شده‌اند.[1][4][5][6]

روند رویداد

  1. Nov 2025

    کاخ سفید یک استراتژی امنیت ملی منتشر می‌کند که «متمم ترامپ» بر دکترین مونرو را تدوین می‌کند.

  2. Dec 2025

    ایالات متحده محاصره دریایی را آغاز کرده و تانکرهای نفتی تحریم‌شده را در کارائیب توقیف می‌کند.

  3. Jan 3, 2026

    نیروهای آمریکایی عملیات قاطعیت مطلق را آغاز کرده و نیکولاس مادورو را در کاراکاس دستگیر می‌کنند.

  4. Jan 5, 2026

    دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور، در بحبوحه اعلام وضعیت اضطراری به عنوان رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا سوگند یاد می‌کند.

  5. Feb 2026

    مقامات انرژی آمریکا برای تشریح برنامه‌های بازاریابی نفت خام ونزوئلا از کاراکاس بازدید می‌کنند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

تندروهای امنیتی آمریکا

این مداخله را به عنوان دفاعی ضروری از نیمکره غربی می‌بینند.

طرفداران «متمم ترامپ» استدلال می‌کنند که قوانین بین‌المللی سنتی در رسیدگی به واقعیت‌های تروریسم مواد مخدر فراملی و رقابت قدرت‌های بزرگ شکست خورده است. از این منظر، رژیم مادورو یک دولت حاکم نبود، بلکه یک سندیکای جنایی بود که منطقه را بی‌ثبات کرد و قدرت‌های خارجی متخاصم مانند چین و روسیه را به حیاط خلوت آمریکا دعوت نمود. آن‌ها این مداخله را به عنوان یک اقدام اجرای قانون از نظر حقوقی صحیح می‌بینند که بازدارندگی را احیا کرده و منابع انرژی حیاتی را برای ایالات متحده تأمین می‌کند.

مدافعان حقوق بین‌الملل

هشدار می‌دهند که این عملیات نظم مبتنی بر قوانین پس از جنگ جهانی دوم را از بین می‌برد.

کارشناسان حقوقی و نهادهای چندجانبه استدلال می‌کنند که تلقی یک تهاجم نظامی به عنوان «اقدام اجرای قانون» یک خلأ خطرناک در منشور سازمان ملل ایجاد می‌کند. آن‌ها معتقدند که نادیده گرفتن شورای امنیت و بازتعریف حاکمیت بر اساس منافع داخلی ایالات متحده، حقوق بین‌الملل را با پارادایم «قدرت حق می‌آورد» جایگزین می‌کند. این گروه هشدار می‌دهد که اگر دموکراسی پیشرو جهان آشکارا تمامیت ارضی را نقض کند، چک سفیدی برای سایر قدرت‌های جهانی فراهم می‌کند تا مداخلات مشابهی را در حوزه‌های نفوذ مورد نظر خود آغاز کنند.

رقبای ژئوپلیتیک

دکترین جدید مونرو را به عنوان امپریالیسم عریان و سرقت منابع توصیف می‌کنند.

دشمنان، به ویژه چین و روسیه، این مداخله را تلاشی مذبوحانه توسط یک قدرت هژمون رو به زوال برای حفظ کنترل بر جهان چندقطبی می‌دانند. پکن، که میلیاردها دلار بدهی ونزوئلا را در اختیار دارد، توقیف دارایی‌های نفتی توسط آمریکا را به عنوان دزدی دریایی با حمایت دولتی تلقی می‌کند. این دیدگاه استدلال می‌کند که مسلح کردن قدرت نظامی و مالی توسط واشنگتن در نهایت نتیجه معکوس خواهد داد و کشورهای غیرغربی را مجبور می‌کند تا ایجاد ساختارهای اقتصادی جهانی جایگزین و مصون از تحریم را تسریع بخشند.

آنچه نمی‌دانیم

  • آیا ایالات متحده میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری بلندمدت مورد نیاز برای بازسازی زیرساخت‌های فرسوده نفتی ونزوئلا را متعهد خواهد شد یا خیر.
  • دولت باقی‌مانده چاویستا تحت رهبری دلسی رودریگز چگونه در داخل کشور، در حالی که عملاً تحت قرنطینه مالی و نظامی ایالات متحده است، حکومت خواهد کرد.
  • آیا چین و روسیه در واکنش به توقیف دارایی‌های ونزوئلا که تضمین‌کننده وام‌های دولتی آن‌ها بوده‌اند، از نظر اقتصادی یا نظامی تلافی خواهند کرد یا خیر.

اصطلاحات کلیدی

دکترین مونرو
سیاست ۱۸۲۳ ایالات متحده که با استعمار اروپا در قاره آمریکا مخالفت می‌کرد و اخیراً به عنوان دستوری برای نفوذ انحصاری آمریکا در نیمکره غربی بازتفسیر شده است.
عملیات قاطعیت مطلق
عملیات نظامی ژانویه ۲۰۲۶ ایالات متحده که نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا را دستگیر کرد.
متمم ترامپ
یک الحاقیه مدرن به دکترین مونرو که حق ایالات متحده برای محروم کردن دشمنان خارجی از دسترسی به دارایی‌های استراتژیک در قاره آمریکا را تأیید می‌کند.
تروریسم مواد مخدر
ائتلاف ادعایی بین کارتل‌های مواد مخدر و گروه‌های مسلح یا بازیگران دولتی، که توسط ایالات متحده برای توجیه مداخله به عنوان یک اقدام اجرای قانون استفاده شد.
ماده ۵۱ منشور سازمان ملل
مقررات حقوق بین‌الملل حاکم بر حق دفاع از خود، که منتقدان استدلال می‌کنند ایالات متحده در عملیات ونزوئلا آن را نادیده گرفت.

پرسش‌های متداول

چرا ایالات متحده در ونزوئلا مداخله کرد؟

ایالات متحده به تروریسم مواد مخدر و نیاز به تأمین امنیت نیمکره در برابر دشمنان خارجی استناد کرد، در حالی که صراحتاً قصد خود برای کنترل منابع نفتی ونزوئلا را نیز بیان نمود.

آیا عملیات نظامی توسط سازمان ملل تأیید شد؟

خیر. ایالات متحده با تلقی دستگیری نیکولاس مادورو به عنوان یک اقدام داخلی اجرای قانون به جای اقدام جنگی، شورای امنیت سازمان ملل را دور زد.

دکترین جدید مونرو چیست؟

که رسماً «متمم ترامپ» نامیده می‌شود، یک موضع سیاست خارجی است که برتری ایالات متحده در قاره آمریکا و حق مداخله برای جلوگیری از قدرت‌های رقیب مانند چین و روسیه را تأیید می‌کند.

اکنون چه کسی مسئول ونزوئلا است؟

پس از دستگیری مادورو، دلسی رودریگز، معاون رئیس‌جمهور، به عنوان رئیس‌جمهور موقت سوگند یاد کرد، اگرچه ایالات متحده کنترل بالفعل بر صادرات نفت این کشور را اعمال می‌کند.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

4 دیدگاه شناسایی‌شده

مدافعان حقوق بین‌الملل 35%حامیان امنیت آمریکا 30%رقبای ژئوپلیتیک 20%حامیان خودمختاری منطقه‌ای 15%
  1. [1]Brookings Institutionمدافعان حقوق بین‌الملل

    Trump in Venezuela: another blow to international order

    مطالعه در Brookings Institution
  2. [2]The Washington Postحامیان امنیت آمریکا

    The 'Donroe Doctrine' and the destabilization of Latin America

    مطالعه در The Washington Post
  3. [3]Reutersحامیان امنیت آمریکا

    Pentagon seeks to rally Latin America behind new Monroe Doctrine

    مطالعه در Reuters
  4. [4]Chatham Houseمدافعان حقوق بین‌الملل

    Making Venezuelan oil great again

    مطالعه در Chatham House
  5. [5]Small Wars Journalمدافعان حقوق بین‌الملل

    U.S. capture of Nicolás Maduro raises questions about intervention, sovereignty, and executive power

    مطالعه در Small Wars Journal
  6. [6]Global Timesرقبای ژئوپلیتیک

    The new Monroe Doctrine: A specter haunting the Americas

    مطالعه در Global Times
  7. [7]European Parliamentary Research Serviceحامیان خودمختاری منطقه‌ای

    US military intervention in Venezuela and state of play

    مطالعه در European Parliamentary Research Service
  8. [8]Council on Foreign Relationsحامیان امنیت آمریکا

    U.S. Confrontation With Venezuela

    مطالعه در Council on Foreign Relations
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.