فیزیکدانان با موفقیت استخراج انرژی سیاهچاله را در آزمایشگاه بازسازی کردند
بیش از ۵۰ سال پس از آنکه راجر پنروز نظریه داد که میتوان از یک سیاهچاله چرخان انرژی برداشت کرد، دانشمندان با استفاده از یک مدل آنالوگ آزمایشگاهی، این سازوکار را با موفقیت به نمایش گذاشتند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان گرانش آنالوگ
- استدلال میکنند که آنالوگهای سیال و نوری از نظر ریاضی برای معادلات موج خاص، با فضازمان خمیده یکسان هستند و این آزمایشهای آزمایشگاهی را اثبات قطعی فیزیک زیربنایی میدانند.
- اخترفیزیکدانان نظری
- تأکید میکنند که در حالی که آزمایشهای آزمایشگاهی مکانیک موج را اثبات میکنند، سیاهچالههای گرانشی واقعی شامل انحنای فضازمان شدیدی هستند که نمیتوان آن را به طور کامل در یک بلور به تصویر کشید.
- مهندسان فرامواد
- فرایند پنروز را نه به عنوان یک کنجکاوی اخترفیزیکی، بلکه به عنوان یک طرح اولیه برای تقویتکنندههای نوری و دستگاههای آکوستیک نسل بعدی میبینند.
زوایای پوششدادهنشده
- · نویسندگان داستانهای علمی تخیلی
- · توسعهدهندگان سختافزار محاسبات کوانتومی
چرا مهم است
این دستاورد نه تنها یک نظریه بنیادی اخترفیزیک را اثبات میکند، بلکه مرزهای جدیدی را در مکانیک کوانتومی و فرامواد میگشاید و به طور بالقوه میتواند به روشهای نوینی برای تقویت نور و صدا در محاسبات پیشرفته منجر شود.
نکات کلیدی
- فیزیکدانان با موفقیت فرایند پنروز، روشی برای استخراج انرژی از یک سیاهچاله، را در آزمایشگاه به نمایش گذاشتند.
- این آزمایش از نور لیزر پیچیده و بلورهای نوری غیرخطی برای ایجاد یک آنالوگ مصنوعی از ارگوسفر چرخان سیاهچاله استفاده کرد.
- امواج نوری که به داخل گرداب مصنوعی شلیک شدند، با ۲۰ درصد انرژی بیشتر خارج شدند و نظریه سال ۱۹۶۹ را اثبات کردند.
- این دستاورد میتواند به فناوریهای جدیدی برای تقویت نور در محاسبات کوانتومی و مخابرات منجر شود.
برای دههها، سیاهچالهها به عنوان مسیرهای یکطرفه نهایی کیهان در نظر گرفته میشدند—تلههای کیهانی که هیچ چیز، حتی نور، نمیتواند از آنها بگریزد. اما در سال ۱۹۶۹، راجر پنروز، فیزیکدان ریاضی بریتانیایی، یک راه گریز رادیکال را مطرح کرد. او نظریه داد که اگر یک سیاهچاله در حال چرخش باشد، ممکن است بتوان مقداری از انرژی چرخشی آن را دزدید. این مفهوم، که به عنوان فرایند پنروز شناخته میشود، پیشنهاد میکرد که یک تمدن پیشرفته میتواند به طور نظری یک شیء را به هاله بیرونی سیاهچاله پرتاب کند، آن را به دو نیم تقسیم کند و یک نیمه را با انرژی بیشتری نسبت به شیء اصلی بازیابی کند. انرژی اضافی مستقیماً از چرخش سیاهچاله گرفته میشود.[1][5]
ریاضیات پشت نظریه پنروز محکم بود و در نهایت به دریافت جایزه نوبل فیزیک در سال ۲۰۲۰ توسط او کمک کرد. با این حال، آزمایش این نظریه غیرممکن به نظر میرسید. نزدیکترین سیاهچاله چرخان هزاران سال نوری فاصله دارد و مهندسی مورد نیاز برای ساخت یک ابرسازه در اطراف آن، کاملاً متعلق به قلمرو داستانهای علمی تخیلی است. برای مدت طولانی، فرایند پنروز یک کنجکاوی ریاضی درخشان اما غیرقابل آزمایش باقی ماند که محدود به تختهسیاهها و مقالات اخترفیزیک نظری بود.[5]
این پارادایم اکنون تغییر کرده است. تیمی از فیزیکدانان با موفقیت مکانیک دقیق فرایند پنروز را در یک محیط آزمایشگاهی، با استفاده از یک آنالوگ نوری بسیار پیشرفته، به نمایش گذاشتند. محققان با ایجاد یک «ارگوسفر» مصنوعی—منطقهای از فضازمان پیچیده که یک سیاهچاله چرخان را احاطه کرده است—با استفاده از بلورهای نوری غیرخطی و نور لیزر پیچیده، توانستند تقویت دقیق انرژی را که پنروز ۵۷ سال پیش پیشبینی کرده بود، مشاهده کنند.[2][4]
برای درک چگونگی عملکرد این سازوکار، باید به کالبدشکافی یک سیاهچاله چرخان نگاه کرد. برخلاف یک سیاهچاله ثابت، یک سیاهچاله در حال چرخش، خود بافت فضازمان را با خود میکشد و یک گرداب چرخشی به نام ارگوسفر ایجاد میکند. در داخل این منطقه، فضا سریعتر از سرعت نور حرکت میکند. شیئی که وارد ارگوسفر میشود، مجبور است همراه با سیاهچاله بچرخد، صرف نظر از اینکه چقدر انرژی برای ثابت ماندن صرف کند.[1][5]
پنروز متوجه شد که اگر ذرهای وارد این منطقه آشفته شود و به دو نیم تقسیم گردد، قوانین فیزیک اجازه یک ترفند حسابداری عجیب را میدهند. یک قطعه میتواند مجبور به مسیری شود که به آن «انرژی منفی» نسبت به جهان خارج میدهد. هنگامی که این قطعه با انرژی منفی از افق رویداد عبور کرده و بلعیده میشود، سیاهچاله عملاً یک کسری را میبلعد. برای موازنه دفتر کل کیهانی، نیمه باقیمانده ذره به شدت به بیرون پرتاب میشود و انرژی اصلی به علاوه بخشی دزدیده شده از جرم چرخشی سیاهچاله را با خود حمل میکند.[5]
ترجمه این خشونت اخترفیزیکی به یک آزمایش رومیزی، نیازمند یک جهش مفهومی بود که اولین بار در سال ۱۹۷۱ توسط یاکوف زلدوویچ، فیزیکدان شوروی، پیشنهاد شد. او اظهار داشت که فرایند پنروز منحصراً مربوط به گرانش نیست. بلکه، این یک ویژگی بنیادی تعامل امواج با اجسام چرخان است. زلدوویچ نظریه داد که اگر امواج نور یا صدای پیچیده به سمت یک استوانه در حال چرخش سریع شلیک شوند، با انرژی بیشتری نسبت به انرژی ورودی بازتاب خواهند یافت، مشروط بر اینکه استوانه به اندازه کافی سریع بچرخد تا یک تغییر دوپلر چرخشی خاص را ایجاد کند.[1][6]
ایده زلدوویچ، که به عنوان ابرتابش چرخشی (Rotational Superradiance) شناخته میشود، درخشان بود اما از نظر فناوری در دهه ۱۹۷۰ دستنیافتنی بود. استوانه باید میلیاردها بار در ثانیه میچرخید تا امواج نور را تقویت کند، سرعتی که فوراً هر ماده شناخته شدهای را از هم میدرید. در نتیجه، این نظریه برای دههها به حال خود رها شد و منتظر ماند تا فناوری به ریاضیات برسد.[6]
ایده زلدوویچ، که به عنوان ابرتابش چرخشی (Rotational Superradiance) شناخته میشود، درخشان بود اما از نظر فناوری در دهه ۱۹۷۰ دستنیافتنی بود.
این پیشرفت زمانی حاصل شد که محققان تلاش برای چرخاندن یک شیء فیزیکی را متوقف کردند و در عوض ویژگیهای نوری یک ماده را چرخاندند. در آزمایش جدید، فیزیکدانان از یک محیط نوری غیرخطی استفاده کردند—یک بلور تخصصی که ضریب شکست آن میتواند به سرعت توسط پالسهای لیزری شدید تغییر یابد. با شلیک دنبالهای از پالسهای لیزری دایرهای و زمانبندی شده دقیق به داخل بلور، آنها یک «فضازمان مؤثر» چرخان ایجاد کردند که اثر کششی ارگوسفر سیاهچاله را تقلید میکرد.[2][4]

به داخل این گرداب مصنوعی، تیم یک پرتو کاوشگر از نور پیچیده—فوتونهایی که تکانه زاویهای مداری را حمل میکنند—شلیک کرد. هنگامی که پرتو کاوشگر وارد میدان نوری چرخان شد، با فضازمان مصنوعی تعامل کرد. بخشی از انرژی موج جذب حالت «انرژی منفی» محیط چرخان شد، در حالی که بقیه به سمت آشکارسازها بازتاب یافت.[2][3]
نتایج غیرقابل انکار بودند. امواج نور بازتاب یافته با تقریباً ۲۰ درصد انرژی بیشتر از زمانی که وارد بلور شده بودند، خارج شدند. سیاهچاله مصنوعی مجبور شده بود بخشی از انرژی چرخشی خود را به نور فرار کننده بدهد، که کاملاً آینهدار ریاضیات فرایند پنروز بود. محققان با موفقیت انرژی را از یک آنالوگ آزمایشگاهی فضازمان خمیده برداشت کرده بودند.[2][4]
این نمایش نوری بر اساس آنالوگهای قبلی و کندتر ساخته شده است. در سال ۲۰۲۰، یک تیم دیگر با موفقیت نظریه زلدوویچ را با استفاده از امواج صوتی و یک حلقه چرخان از جاذبهای صوتی به نمایش گذاشت. از آنجا که صدا بسیار کندتر از نور حرکت میکند، سرعتهای چرخش فیزیکی مورد نیاز قابل دستیابی بود. با این حال، حرکت از امواج صوتی به میدانهای کوانتومی نوری، یک جهش عظیم در دقت و قابلیت کاربرد است و آزمایش را بسیار به مکانیک کوانتومی که بر سیاهچالههای واقعی حاکم است، نزدیکتر میکند.[1][6]
پیامدهای این آزمایش بسیار فراتر از تأیید اخترفیزیکی است. توانایی تقویت امواج نور با بازتاب آنها از میدانهای مصنوعی چرخان، مرز جدیدی را در فرامواد میگشاید. مهندسان در حال حاضر در حال نظریهپردازی در مورد چگونگی استفاده از این سازوکار برای ساخت کلاسهای کاملاً جدیدی از تقویتکنندههای نوری هستند که اجزای حیاتی در ارتباطات فیبر نوری و شبکههای محاسبات کوانتومی محسوب میشوند.[1][3]
علاوه بر این، آزمایشهای گرانش آنالوگ مانند این، یک زمین بازی منحصر به فرد را برای فیزیکدانان فراهم میکنند تا مرزهای بین نسبیت عام و مکانیک کوانتومی را بیازمایند. جام مقدس فیزیک مدرن، یک نظریه واحد گرانش کوانتومی است و سیاهچالهها نهاییترین میدان آزمایش هستند. با ایجاد سیاهچالههای مصنوعی در آزمایشگاه، محققان میتوانند مشاهده کنند که میدانهای کوانتومی در فضازمان خمیده چگونه رفتار میکنند، بدون نیاز به تلسکوپ.[4][6]
البته، محدودیتهایی برای رویکرد آنالوگ وجود دارد. یک بلور غیرخطی یک تکینگی واقعی نیست و جرم گرانشی خردکننده یک ستاره فروپاشیده را ندارد. اخترفیزیکدانان نظری هشدار میدهند که در حالی که مکانیک موجی فرایند پنروز اثبات شده است، اثرات شدید گرانش کوانتومی که ممکن است در نزدیکی یک افق رویداد واقعی رخ دهد، همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است.[6]
با این وجود، استخراج موفقیتآمیز انرژی از یک سیاهچاله مصنوعی به عنوان یک دستاورد تاریخی در فیزیک تجربی محسوب میشود. این دستاورد شکاف نیم قرنی بین ریاضیات نظری و واقعیت فیزیکی را پر میکند. دیدگاه راجر پنروز در مورد جهانی که در آن سیاهچالهها نه تنها نابودگرهای کیهانی، بلکه موتورهای بالقوه قدرت عظیم هستند، سرانجام محقق شد—نه در فواصل دور فضا، بلکه بر روی یک میز آزمایشگاهی.[1][4][5]
روند رویداد
1969
راجر پنروز نظریه میدهد که میتوان انرژی را از ارگوسفر یک سیاهچاله چرخان استخراج کرد.
1971
یاکوف زلدوویچ پیشنهاد میکند که فرایند پنروز را میتوان با استفاده از امواج پیچیده و یک استوانه در حال چرخش سریع آزمایش کرد.
2020
محققان در دانشگاه گلاسکو با موفقیت نظریه زلدوویچ را برای اولین بار با استفاده از امواج صوتی به نمایش میگذارند.
2026
فیزیکدانان اولین نمایش نوری فرایند پنروز را با استفاده از میدانهای نور کوانتومی و فضازمان مصنوعی به دست میآورند.
بررسی عمیق دیدگاهها
محققان گرانش آنالوگ
استدلال میکنند که آنالوگهای سیال و نوری از نظر ریاضی برای معادلات موج خاص، با فضازمان خمیده یکسان هستند و این آزمایشهای آزمایشگاهی را اثبات قطعی فیزیک زیربنایی میدانند.
برای فیزیکدانانی که در زمینه گرانش آنالوگ کار میکنند، تمایز بین یک سیاهچاله «واقعی» و یک گرداب نوری آزمایشگاهی از نظر ریاضی در مورد سینماتیک موج بیربط است. از آنجا که معادلات حاکم بر انتشار نور در بلور غیرخطی با معادلات حاکم بر میدانهای اسکالر در فضازمان کِر (چرخان) یکسان است، محققان استدلال میکنند که آزمایش آزمایشگاهی یک تحقق فیزیکی واقعی از فرایند پنروز است. آنها این آزمایشهای رومیزی را نه به عنوان شبیهسازیهای صرف، بلکه به عنوان اثباتهای فیزیکی واقعی نظریههایی میبینند که در غیر این صورت برای همیشه غیرقابل آزمایش باقی میماندند.
اخترفیزیکدانان نظری
تأکید میکنند که در حالی که آزمایشهای آزمایشگاهی مکانیک موج را اثبات میکنند، سیاهچالههای گرانشی واقعی شامل انحنای فضازمان شدیدی هستند که نمیتوان آن را به طور کامل در یک بلور به تصویر کشید.
اخترفیزیکدانان دستاورد آزمایشگاهی را جشن میگیرند اما مرز سختگیرانهای بین سیستمهای آنالوگ و کیهانشناسی واقعی قائل هستند. آنها اشاره میکنند که یک بلور غیرخطی دارای یک تکینگی گرانشی واقعی نیست و همچنین شامل واکنش متقابل شدید فضازمان که هنگام تعامل اجرام عظیم با یک سیاهچاله واقعی رخ میدهد، نمیباشد. در حالی که این آزمایش مکانیک موجی ابرتابش چرخشی را کاملاً تأیید میکند، نظریهپردازان محض استدلال میکنند که اسرار نهایی فرایند پنروز—به ویژه نحوه تعامل آن با تابش هاوکینگ و گرانش کوانتومی در افق رویداد—تنها با مشاهده خود کیهان قابل حل است.
مهندسان فرامواد
فرایند پنروز را نه به عنوان یک کنجکاوی اخترفیزیکی، بلکه به عنوان یک طرح اولیه برای تقویتکنندههای نوری و دستگاههای آکوستیک نسل بعدی میبینند.
برای مهندسان و فیزیکدانان کاربردی، منشأ فرایند پنروز در ترمودینامیک سیاهچاله تنها یک داستان پسزمینه جالب است. تمرکز آنها کاملاً بر کاربرد عملی ابرتابش چرخشی است. با اثبات اینکه میتوان انرژی را به طور قابل اعتماد از یک میدان مصنوعی چرخان استخراج کرد، این تحقیق یک سازوکار جدید برای تقویت سیگنالها بدون محیطهای تقویتکننده شیمیایی یا الکتریکی سنتی فراهم میکند. مهندسان فرامواد در حال حاضر در حال طراحی «تقویتکنندههای پنروز» هستند که میتوانند قدرت سیگنالهای کوانتومی شکننده را در رایانههای نوری نسل بعدی تقویت کنند و یک پدیده کیهانی را به یک فناوری تجاری تبدیل کنند.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا یک تمدن فرازمینی پیشرفته واقعاً یک ابرسازه برای برداشت انرژی از یک سیاهچاله واقعی ساخته است یا خیر.
- چگونگی تعامل ریاضی فرایند پنروز با تابش هاوکینگ در مرز دقیق افق رویداد.
- اینکه آیا تکنیک تقویت نوری میتواند به اندازه کافی کارآمد مقیاسپذیر شود تا در سختافزار تجاری محاسبات کوانتومی استفاده شود یا خیر.
اصطلاحات کلیدی
- فرایند پنروز (Penrose Process)
- یک سازوکار نظری که توسط راجر پنروز پیشنهاد شد تا انرژی را از تکانه چرخشی یک سیاهچاله در حال چرخش استخراج کند.
- ارگوسفر (Ergosphere)
- منطقه آشفته فضازمان درست در خارج از افق رویداد یک سیاهچاله چرخان، جایی که خود فضا سریعتر از سرعت نور به همراه کشیده میشود.
- گرانش آنالوگ (Analogue Gravity)
- شاخهای از فیزیک که از سیستمهای آزمایشگاهی، مانند سیالات یا بلورهای نوری، برای تقلید رفتار ریاضی فضازمان خمیده و سیاهچالهها استفاده میکند.
- ابرتابش چرخشی (Rotational Superradiance)
- پدیدهای که در آن یک موج از یک شیء در حال چرخش سریع بازتاب مییابد و با انرژی بیشتری نسبت به آنچه شروع کرده بود، خارج میشود و تکانه را از چرخش میدزدد.
پرسشهای متداول
آیا واقعاً میتوانیم زمین را با یک سیاهچاله واقعی تأمین انرژی کنیم؟
خیر. نزدیکترین سیاهچاله شناخته شده هزاران سال نوری فاصله دارد، که رسیدن به آن، چه رسد به ساخت یک ابرسازه برداشت انرژی در اطراف آن، غیرممکن است.
آیا دانشمندان یک سیاهچاله واقعی در آزمایشگاه ایجاد کردند؟
خیر. آنها یک «آنالوگ» ایجاد کردند—سیستمی که با استفاده از نور و بلورها، ریاضیات چرخش یک سیاهچاله را کاملاً تقلید میکند، اما بدون گرانش خردکننده.
اگر نمیتوانیم از سیاهچالههای واقعی استفاده کنیم، این کشف چه فایدهای دارد؟
سازوکاری که برای تقویت امواج در آزمایشگاه استفاده شد، میتواند برای ساخت تقویتکنندههای نوری بسیار کارآمد برای اینترنت فیبر نوری و رایانههای کوانتومی سازگار شود.
منابع
[1]Factlen Editorial Teamمهندسان فرامواد
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →[2]Physical Review Lettersمحققان گرانش آنالوگ
Observation of the Optical Penrose Process in a Nonlinear Medium
مطالعه در Physical Review Letters →[3]arXivمحققان گرانش آنالوگ
Superradiant amplification of twisted light in analogue spacetime
مطالعه در arXiv →[4]MIT Newsمحققان گرانش آنالوگ
Physicists extract energy from a synthetic black hole
مطالعه در MIT News →[5]NobelPrize.orgاخترفیزیکدانان نظری
Roger Penrose - Facts and Biographical Information
مطالعه در NobelPrize.org →[6]Nature Physicsاخترفیزیکدانان نظری
Analogue gravity and the limits of the Penrose process
مطالعه در Nature Physics →
بیشتر در علم
مشاهده همه 5 خبر →عصب-ایمنیشناسی
کشف ارتباط سلولهای ایمنی با انتقالدهندههای عصبی؛ مرز میان سیستم عصبی و ایمنی محو میشود
6 sources
نوآوری شیمیایی
کشف واکنش خودبهخودی پیوند گوگردی توسط شیمیدانان، راهگشای پلاستیکهای کاملاً قابل بازیافت
5 sources
اخترشیمی
کشف مولکولهای آلی پیچیده سالم در بقایای ابرنواختری توسط «آلما»، بازنویسی نظریه شکلگیری ستارگان
6 sources
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.











