کشش با تنش بالا، به اندازه وزنهبرداری عضله میسازد و باورهای قدیمی در مورد هیپرتروفی را دگرگون میکند
آزمایشهای بالینی نشان میدهند که کشش ایستا با شدت بالا و مدت طولانی، باعث رشد عضلانی و افزایش قدرت میشود که کاملاً مشابه وزنهبرداری سنتی است و درک ما از تنش مکانیکی را بازتعریف میکند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دانشمندان ورزش
- تمرکز بر مکانیسمهای فیزیولوژیکی که ثابت میکنند تنش غیرفعال همان مسیرهای آنابولیک تنش فعال را فعال میکند.
- مربیان تناسب اندام
- ضمن تأیید علم، تأکید میکنند که وزنهبرداری سنتی برای فرد عادی بسیار کارآمدتر و عملیتر است.
- متخصصان توانبخشی
- کشش با تنش بالا را به عنوان ابزاری انقلابی برای بیمارانی میبینند که نمیتوانند با خیال راحت تمرینات مقاومتی سنتی انجام دهند.
زوایای پوششدادهنشده
- · مربیان یوگا و حرکات اصلاحی
- · بیماران سالمند و بیحرکت
چرا مهم است
برای دههها، عضلهسازی به معنای بلند کردن وزنههای سنگین بود، که این امر افراد دارای آسیبدیدگی، تخریب مفاصل یا محدودیتهای فیزیکی را کنار میگذاشت. کشف اینکه کشش غیرفعال میتواند رشد عضلانی یکسانی ایجاد کند، مسیرهای انقلابی و کمفشاری را برای توانبخشی، طول عمر و تمرینات ورزشی باز میکند.
نکات کلیدی
- کشش ایستا با شدت بالا و مدت طولانی میتواند توده عضلانی و قدرت را به اندازه وزنهبرداری سنتی بسازد.
- تنش غیرفعال ناشی از کشش، همان مسیرهای رشد سلولی (mTOR) را فعال میکند که تنش فعال ناشی از وزنهبرداری فعال میکند.
- آزمایشهای بالینی از شرکتکنندگان خواستند که کششها را با شدت درد ۸ از ۱۰، به مدت ۱۵ تا ۶۰ دقیقه برای هر گروه عضلانی نگه دارند.
- اگرچه این کشف برای برنامههای روزانه باشگاه غیرعملی است، اما در حال ایجاد تحول در فیزیوتراپی و توانبخشی برای بیماران بیحرکت است.
- علاقهمندان به تناسب اندام با تأکید بر بخشهای عمیق و کشیده شده تمرینات وزنهبرداری سنتی، این علم را به کار میبرند.
برای دههها، مرز فیزیولوژیکی بین انعطافپذیری و رشد عضلانی مطلق در نظر گرفته میشد. تمرینات مقاومتی از طریق تنش مکانیکی فعال، توده و قدرت میساخت، در حالی که کشش ایستا صرفاً بافت را برای بهبود دامنه حرکتی دراز میکرد. اگر یک ورزشکار میخواست سطح مقطع عضلانی خود را افزایش دهد، باید وزنه میزد. کشش به گرم کردن یا سرد کردن محدود میشد و به عنوان ابزاری برای ریکاوری دیده میشد نه محرکی اصلی برای هیپرتروفی.[7]
اکنون این باور بنیادی توسط موجی از دادههای بالینی جدید در حال فروپاشی است. مجموعه رو به رشدی از تحقیقات نشان میدهد که کشش ایستا با تنش بالا و مدت طولانی میتواند باعث هیپرتروفی عضلانی و افزایش حداکثر قدرت شود که از نظر آماری با آنچه از طریق وزنهبرداری سنتی به دست میآید، یکسان است. این پدیده، که به عنوان هیپرتروفی با واسطه کشش شناخته میشود، دانشمندان ورزش را مجبور میکند تا تعریف محرک عضلهسازی را بازتعریف کنند.[4][7]
مکانیسم اصلی بر تنش مکانیکی متمرکز است، که کاتالیزور اصلی رشد عضلانی است. هنگامی که یک عضله تحت مقاومت سنگین قرار میگیرد، هنگام انقباض در برابر بار، تنش فعال را تجربه میکند. این تنش مسیرهای سیگنالدهی سلولی – به ویژه مسیر mTOR – را فعال میکند که سنتز پروتئین را تحریک میکنند. با این حال، محققان کشف کردهاند که تنش غیرفعال، که با کشیدن عضله تا حداکثر دامنه و نگه داشتن آن در آنجا با شدت بالا به دست میآید، دقیقاً همین مسیرهای آنابولیک را فعال میکند.[2][5]
در یک تحلیل اخیر از این پدیده آمده است: «تنش مکانیکی در مرکز هیپرتروفی قرار دارد.» هنگامی که یک عضله تنش پایدار را در طولهای بلند تجربه میکند، با افزودن سارکومرها – واحدهای انقباضی بنیادی بافت عضلانی – به صورت سری و موازی، سازگار میشود. برای ماشینآلات سلولی مسئول ساخت بافت، تنش غیرفعال شدید تقریباً غیرقابل تشخیص از تنش فعال یک هالتر سنگین است.[6][7]
در حالی که دادههای انسانی جدید هستند، سابقه بیولوژیکی آن دههها پیش در مدلهای حیوانی تثبیت شد. از دهه ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰، محققان آزمایشهای گستردهای روی بلدرچینها و جوجهها انجام دادند و با استفاده از وزنههای کوچک یا دستگاههای سفارشی، کشش مداوم را به بالهای آنها اعمال کردند. نتایج خیرهکننده بود: کشش مداوم در برخی از مدلهای پرندگان تا ۳۱۸ درصد افزایش توده عضلانی ایجاد کرد. با این حال، از آنجایی که این پروتکلها شامل کشش عضله به مدت ۲۴ ساعت در روز و طی چندین هفته بود، دانشمندان ورزشی این یافتهها را برای فیزیولوژی انسان غیرعملی دانستند و نادیده گرفتند.[4]
جهش به کاربرد انسانی زمانی آغاز شد که محققان، به رهبری دکتر کنستانتین وارنکه (Konstantin Warneke)، تصمیم گرفتند آزمایش کنند که آیا پروتکلهای کششی کوتاهتر و شدیدتر میتوانند نتایج مشابهی به همراه داشته باشند. در یک مطالعه برجسته در سال ۲۰۲۲ که در مجله «فرانتیرز این فیزیولوژی» (Frontiers in Physiology) منتشر شد، شرکتکنندگان یک ارتز بوت تخصصی پوشیدند که عضلات ساق پای آنها را به مدت یک ساعت در روز، شش روز در هفته، در یک کشش ایستا و شدید نگه میداشت. پس از شش هفته، گروه کششی افزایش قابل توجهی در ضخامت عضله ساق پا و حداکثر قدرت ایزومتریک نشان دادند.[4]
این یافتهها بلافاصله در جامعه تناسب اندام با شک و تردید روبرو شد. منتقدان استدلال کردند که عضلات ساق پا، که به طور بدنامی سرسخت هستند و به راه رفتن روزانه عادت دارند، ممکن است یک استثنا باشند. علاوه بر این، یک ساعت کشش روزانه برای هر گروه عضلانی برای فرد عادی بسیار غیرعملی به نظر میرسید. در پاسخ، محققان یک مقایسه مستقیم و رو در رو بین کشش و وزنهبرداری سنتی را در یک گروه عضلانی متفاوت: سینه، طراحی کردند.[1][7]
این یافتهها بلافاصله در جامعه تناسب اندام با شک و تردید روبرو شد.
در یک آزمایش در سال ۲۰۲۳ که در مجله اروپایی فیزیولوژی کاربردی (European Journal of Applied Physiology) منتشر شد، محققان ۸۱ شرکتکننده فعال را به یک گروه تمرین قدرتی سنتی، یک گروه کشش ایستا و یک گروه کنترل تقسیم کردند. گروه قدرتی تمرین هیپرتروفی استاندارد را برای عضله سینه (پکتورالیس ماژور) انجام دادند، در حالی که گروه کششی از یک تخته تخصصی برای نگه داشتن سینه در یک کشش با شدت بالا به مدت ۱۵ دقیقه در هر جلسه استفاده کردند. شدت این کشش بارگذاری شده و بسیار ناراحتکننده، روی ۸ از ۱۰ در مقیاس درد درک شده تنظیم شده بود.[3]
نتایج، دههها فرضیات فیزیولوژی ورزشی را زیر و رو کرد. آزمایشهای پس از مداخله هیچ تفاوت آماری بین گروه وزنهبرداری و گروه کششی در مورد حداکثر افزایش قدرت یا ضخامت عضلانی نشان نداد. هر دو گروه به یک میزان عضله ساختند و به یک میزان قدرت به دست آوردند. تنها تفاوت این بود که گروه کششی بهبود چشمگیری در انعطافپذیری نیز مشاهده کردند.[3]
یک بررسی سیستماتیک و متاآنالیز در سال ۲۰۲۴ که در مجله «اسپورتس مدیسین اوپن» (Sports Medicine Open) منتشر شد، دادههای ۴۲ مطالعه شامل بیش از ۱۳۰۰ شرکتکننده را جمعآوری کرد. این بررسی تأیید کرد که کشش ایستا مزمن، اثرات هیپرتروفی و قدرتی کوچک اما قابل توجهی را القا میکند. محققان یک رابطه دوز-پاسخ واضح را مشاهده کردند: مدت زمانهای کشش طولانیتر و دفعات بیشتر، رشد عضلانی بیشتری ایجاد میکند و تنش غیرفعال را به عنوان یک جایگزین معتبر برای تمرین مقاومتی فعال تثبیت میکند.[2]
با این حال، کاربرد عملی این یافتهها با یک هشدار مهم همراه است: شدت مورد نیاز. هیپرتروفی با واسطه کشش در طول یک یوگای ملایم پنج دقیقهای رخ نمیدهد. پروتکلهایی که عضله ساختند، شرکتکنندگان را ملزم میکردند که کشش با تنش بالا را در آستانه تحمل درد خود به مدت ۱۵ تا ۶۰ دقیقه برای هر گروه عضلانی تحمل کنند. برای اکثر افراد سالم، صرف یک ساعت تحمل یک کشش دردناک ساق پا بسیار کمتر کارآمد – و مسلماً کمتر لذتبخش – از انجام چهار ست حرکت سنگین ساق پا در ده دقیقه است.[1][6]
یک بررسی توسط نشریه علوم ورزشی «بیولین» (Biolayne) اشاره میکند: «اگرچه کشش طولانیمدت ممکن است منجر به افزایش اندازه عضله شود، زمان و ناراحتی مورد نیاز برای مؤثر بودن آن، آن را به یک جایگزین محکم برای تمرین مقاومتی سنتی تبدیل نمیکند.» برای فرد عادی باشگاهرو، وزنهبرداری سنتی همچنان کارآمدترین مسیر زمانی برای رشد عضلانی است.[6]

با این حال، این کشف در حال تغییر شکل نحوه انجام تمرینات مقاومتی سنتی است. با آگاهی از اینکه وضعیت کشیده شده بسیار آنابولیک است، بدنسازان و ورزشکاران به طور فزایندهای «کشش بارگذاری شده» را پذیرفته و بر بخش عمیق و کشیده شده حرکات سنتی خود تأکید میکنند. تمریناتی مانند ددلیفت رومانیایی عمیق، فلای دمبل با دامنه کامل، و شنای کسری (deficit push-ups) به طور خاص اولویتبندی میشوند زیرا عضله را در طولهای بلند در معرض تنش بالا قرار میدهند.[5][7]
فراتر از فضای باشگاه، پیامدهای بالینی عمیق هستند. برای جمعیتهایی که قادر به انجام تمرینات مقاومتی سنتی نیستند – مانند سالمندان، بیماران در حال بهبودی از جراحی، یا افراد دارای تخریب شدید مفصل – کشش با شدت بالا یک روش غیرفعال و کمفشار برای جلوگیری از آتروفی عضلانی و ساخت قدرت ارائه میدهد. اگر یک بیمار بیحرکت بتواند توده عضلانی خود را تنها با پوشیدن یک بریس ایجادکننده تنش حفظ کند یا حتی افزایش دهد، این میتواند توانبخشی اسکلتی-عضلانی را متحول کند.[2][7]
در نهایت، تأیید هیپرتروفی با واسطه کشش نشاندهنده یک تغییر پارادایم در درک ما از فیزیولوژی انسان است. این ثابت میکند که بدن به طور سختگیرانهای بین بلند کردن یک وزنه سنگین و مقاومت در برابر یک کشش عمیق تمایز قائل نمیشود. تنش، تنش است و هنگامی که با شدت و مدت کافی اعمال شود، بدن با ساخت عضلات قویتر و بزرگتر برای بقا، سازگار خواهد شد.[7]
روند رویداد
دهههای ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰
مطالعات حیوانی نشان میدهند که کشش مداوم بالهای پرندگان، توده عضلانی را تا ۳۱۸ درصد افزایش میدهد.
۲۰۲۲
دکتر کنستانتین وارنکه مطالعه برجستهای را منتشر میکند که نشان میدهد یک ساعت کشش روزانه ساق پا در انسان، به اندازه وزنهبرداری عضله میسازد.
۲۰۲۳
یک آزمایش روی عضله سینه تأیید میکند که ۱۵ دقیقه کشش سینه با شدت بالا، با دستاوردهای هیپرتروفی و قدرت تمرین پرس سینه برابری میکند.
۲۰۲۴
یک بررسی سیستماتیک از ۴۲ مطالعه، رسماً کشش ایستا مزمن را به عنوان یک جایگزین معتبر برای تمرین مقاومتی جهت رشد عضلانی تأیید میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دانشمندان ورزش
تمرکز بر مکانیسمهای فیزیولوژیکی که ثابت میکنند تنش غیرفعال همان مسیرهای آنابولیک تنش فعال را فعال میکند.
برای محققان، تأیید هیپرتروفی با واسطه کشش یک پیشرفت بیولوژیکی است. این ثابت میکند که مسیر سیگنالدهی mTOR – موتور سلولی رشد عضلانی – لزوماً به انقباض فعال فیبرهای عضلانی نیاز ندارد. با نشان دادن اینکه تنش مکانیکی غیرفعال میتواند باعث افزودن سارکومرها شود، دانشمندان اساساً تعریف محرک هیپرتروفی را گسترش دادهاند و شکاف بین مدلهای حیوانی چند دههای و فیزیولوژی انسان را پر کردهاند.
مربیان تناسب اندام
ضمن تأیید علم، تأکید میکنند که وزنهبرداری سنتی بسیار کارآمدتر و عملیتر است.
در حالی که مربیان و مربیان ورزشی اعتبار دادهها را به رسمیت میشناسند، در مورد کنار گذاشتن اتاق وزنه هشدار میدهند. پروتکلهای کششی مورد استفاده در این مطالعات از شرکتکنندگان میخواهد که تنش تقریباً غیرقابل تحمل (۸ از ۱۰ در مقیاس درد) را تا یک ساعت برای هر گروه عضلانی تحمل کنند. برای فرد عادی باشگاهرو، دستیابی به همان رشد عضلانی از طریق چهار ست وزنهبرداری سنگین کسری از زمان را میگیرد و به طور قابل توجهی قابل تحملتر است. با این حال، بسیاری از متخصصان اکنون «کشش بارگذاری شده» – تأکید بر بخش کشیده شده حرکات سنتی – را برای بهرهمندی از هر دو روش، در تمرینات خود گنجاندهاند.
متخصصان توانبخشی
کشش با تنش بالا را به عنوان ابزاری انقلابی برای بیمارانی میبینند که نمیتوانند با خیال راحت تمرینات مقاومتی سنتی انجام دهند.
در محیطهای بالینی، توانایی ساخت یا حفظ توده عضلانی بدون وزنهبرداری فعال یک تغییردهنده بازی است. بیماران سالمندی که با سارکوپنی روبرو هستند، افرادی که از جراحی ارتوپدی بهبود مییابند، یا بیمارانی که در گچ بیحرکت شدهاند، اغلب به سرعت عضله از دست میدهند زیرا نمیتوانند وزن تحمل کنند. با استفاده از ارتزهای کششی غیرفعال که عضله را تحت تنش نگه میدارند، فیزیوتراپیستها اکنون میتوانند یک محرک هیپرتروفی قوی ارائه دهند که از مفاصل محافظت میکند و نیاز به هیچ تلاش فعال از سوی بیمار ندارد.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا هیپرتروفی با واسطه کشش به طور یکسان در تمام گروههای عضلانی مؤثر است، یا اینکه عمدتاً به عضلات دو مفصلی مانند ساق پا و همسترینگ کمک میکند.
- حداقل آستانه دقیق زمان و شدت مورد نیاز برای فعال کردن رشد عضلانی از طریق کشش.
- مقایسه پایبندی طولانیمدت به پروتکلهای کششی با درد بالا در مقایسه با وزنهبرداری سنتی در طول چندین سال.
اصطلاحات کلیدی
- هیپرتروفی با واسطه کشش
- رشد عضلانی که با اعمال تنش غیرفعال پایدار و با شدت بالا بر عضله در حداکثر طول آن تحریک میشود.
- تنش مکانیکی
- فشار فیزیکی وارد شده بر فیبرهای عضلانی، چه به صورت فعال (با انقباض در برابر وزنه) و چه به صورت غیرفعال (با کشیده شدن)، که باعث رشد عضلانی میشود.
- سارکومرها
- واحدهای انقباضی اساسی فیبرهای عضلانی، که بدن برای افزایش اندازه و قدرت عضلات آنها را تکثیر میکند.
- مسیر mTOR
- یک مسیر سیگنالدهی سلولی مرکزی که رشد سلولی و سنتز پروتئین را در پاسخ به استرس مکانیکی تنظیم میکند.
- قدرت ایزومتریک
- حداکثر نیرویی که یک عضله میتواند بدون تغییر طول خود تولید کند، مانند فشار دادن به یک شیء غیرقابل حرکت.
پرسشهای متداول
آیا میتوانم برنامه وزنهبرداری خود را با کشش جایگزین کنم؟
اگرچه از نظر فنی امکانپذیر است، اما بسیار ناکارآمد است. مطالعات از شرکتکنندگان خواستند که کششهای ناراحتکننده و با شدت بالا را به مدت ۱۵ تا ۶۰ دقیقه برای هر گروه عضلانی تحمل کنند تا به دستاوردهای یک جلسه ۱۰ دقیقهای وزنهبرداری برسند.
آیا یوگای معمولی یا سرد کردن ۵ دقیقهای عضله میسازد؟
خیر. کشش با مدت زمان کوتاه و شدت پایین، انعطافپذیری را بهبود میبخشد اما تنش مکانیکی کافی برای فعال کردن سیگنالدهی سلولی مورد نیاز برای رشد عضلانی را فراهم نمیکند.
«کشش بارگذاری شده» چیست؟
کشش بارگذاری شده شامل استفاده از وزنه برای کشیدن عضله به یک کشش عمیق (مانند پایینترین نقطه فلای دمبل) و نگه داشتن آن در آنجا است، که مقاومت فعال را با تنش کششی غیرفعال ترکیب میکند.
اگر وزنهبرداری سریعتر است، چرا این کشف مهم است؟
این کشف یک جایگزین پیشگامانه برای توانبخشی ارائه میدهد. بیماران سالمند، ورزشکاران آسیبدیده یا افراد بیحرکت که نمیتوانند وزنههای سنگین بلند کنند، میتوانند از دستگاههای کشش غیرفعال برای جلوگیری از تحلیل عضلانی و ساخت قدرت استفاده کنند.
منابع
[1]Men's Healthمربیان تناسب اندام
Can Static Stretching Build Muscle? A New Case Study Says Yes
مطالعه در Men's Health →[2]Sports Medicine Openدانشمندان ورزش
Effects of Chronic Static Stretching on Maximal Strength and Muscle Hypertrophy: A Systematic Review and Meta-Analysis
مطالعه در Sports Medicine Open →[3]European Journal of Applied Physiologyدانشمندان ورزش
Comparison of the effects of long-lasting static stretching and hypertrophy training on maximal strength, muscle thickness and flexibility
مطالعه در European Journal of Applied Physiology →[4]Frontiers in Physiologyدانشمندان ورزش
Influence of Long-Lasting Static Stretching on Maximal Strength, Muscle Thickness and Flexibility
مطالعه در Frontiers in Physiology →[5]Built With Scienceمربیان تناسب اندام
Stretch Mediated Hypertrophy: The Science of Muscle Growth
مطالعه در Built With Science →[6]Biolayneمربیان تناسب اندام
Muscle growth from stretching
مطالعه در Biolayne →[7]Factlen Editorial Teamمتخصصان توانبخشی
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
هر زاویه. هر روز.
دریافت تناسب اندام اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.











