پایان نظم مالی پس از جنگ: چگونه «پیمان برای آینده» سازمان ملل، معماری جدید جهانی را تحمیل میکند
«پیمان برای آینده» گسترده سازمان ملل، سلطه ۸۰ ساله نهادهای برتون وودز را به چالش کشیده و یک سیستم مالی جهانی دموکراتیکشده را پیشنهاد میکند که با تابآوری اقلیمی و توسعه پایدار همسو باشد.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اصلاحطلبان جنوب جهانی
- استدلال میکنند که سیستم فعلی ثروت را از کشورهای در حال توسعه برای خدماتدهی به بدهی استخراج میکند و خواستار قدرت رأی برابر و کنوانسیونهای مالیاتی تحت رهبری سازمان ملل هستند.
- نهادگرایان سنتی
- معتقدند که نهادهای مالی باید وزن اقتصادی مشارکتکنندگان خود را منعکس کنند تا ثبات و واکنش سریع به بحران تضمین شود.
- مدافعان جامعه مدنی
- بر هزینه انسانی سیاستهای اقتصاد کلان تمرکز دارند و استدلال میکنند که مالیه جهانی باید به طور قانونی به اهداف اقلیمی و اجتماعی ملزم شود.
- تحلیلگران مستقل
- بدهبستانهای عملی بین مشروعیت دموکراتیک سازمان ملل و قدرت مالی نهادهای قدیمی را ارزیابی میکنند.
زوایای پوششدادهنشده
- · طلبکاران بخش خصوصی
- · دارندگان اوراق قرضه تجاری
- · سرمایهگذاران خرد بازارهای نوظهور
چرا مهم است
قوانین حاکم بر پول جهانی در حال بازنویسی هستند. موفقیت سازمان ملل در دموکراتیک کردن سیستم مالی تعیین خواهد کرد که آیا تریلیونها دلار به سمت تابآوری اقلیمی و توسعه محلی هدایت میشوند، یا در ساختارهای سنتی خدماتدهی به بدهی قفل خواهند ماند.
نکات کلیدی
- «پیمان برای آینده» سازمان ملل یک معماری مالی جهانی جدید را برای جایگزینی سیستم برتون وودز ۱۹۴۴ پیشنهاد میکند.
- کشورهای در حال توسعه استدلال میکنند که سیستمهای سهمیهبندی فعلی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، جنوب جهانی را به حاشیه رانده و ریاضت اقتصادی تنبیهی را تحمیل میکنند.
- چارچوب پیشنهادی سازمان ملل، بازسازی بدهی، تابآوری اقلیمی و همسویی سرمایه جهانی با اهداف توسعه پایدار را در اولویت قرار میدهد.
- منتقدان هشدار میدهند که انتقال اختیارات مالی به سازمان ملل میتواند کشورهای اصلی اهداکننده را بیگانه کرده و واکنش سریع به بحران را فلج کند.
برای هشت دهه، اقتصاد جهانی توسط نهادهای برتون وودز – صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی – که در سال ۱۹۴۴ برای بازسازی جهانی جنگزده تأسیس شدند، لنگر انداخته است. امروز، این نظم مالی پس از جنگ با چالشی بیسابقه از سوی «پیمان برای آینده» سازمان ملل روبرو است؛ یک توافق چندجانبه گسترده که برای تحمیل یک معماری جدید جهانی به تصویب رسیده است. در حالی که سازمان ملل با ابتکار اصلاحی UN80 و تعهد اخیر سویل در مورد تأمین مالی برای توسعه پیش میرود، جهان بین دو دیدگاه رقیب در مورد حکمرانی اقتصادی جهانی گرفتار شده است. مخاطرات بسیار زیاد است: شکاف مالی سالانه برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار (SDGs) به بیش از ۴ تریلیون دلار رسیده و کشورهای در حال توسعه به طور فزایندهای توسط بارهای بدهی غیرقابل تحمل فلج شدهاند. این تحلیل، سیستم قدیمی برتون وودز را با چارچوب نوظهور تحت حمایت سازمان ملل مقایسه میکند و به بررسی بدهبستانها، شواهد و شرایطی میپردازد که تحت آن هر مدل موفق یا شکست میخورد.[1][2][3][7]
سیستم برتون وودز متکی بر ساختار حکمرانی مبتنی بر سهمیه است که در آن قدرت رأیدهی به صراحت به کمکهای مالی گره خورده و عملاً نفوذ ایالات متحده و کشورهای اروپایی را تثبیت میکند. این سیستم که پس از جنگ جهانی دوم طراحی شد، ثبات اقتصاد کلان، تعدیل ساختاری و استقرار سریع سرمایه عظیم در طول بحرانهای حاکمیتی را در اولویت قرار میدهد. برای دههها، این مدل به عنوان پشتوانه نهایی مالی برای اقتصاد جهانی عمل کرده و در مواقعی که بازارهای خصوصی دچار رکود میشوند، نقدینگی اضطراری فراهم میکند. این نهادها بر این فرض عمل میکنند که کسانی که سرمایه را تأمین میکنند باید شرایط استقرار آن را دیکته کنند و اطمینان حاصل شود که وجوه برای تثبیت ارزها، کاهش کسریها و بازگرداندن اعتماد بازار استفاده میشود. این رویکرد از بالا به پایین با موفقیت از گسترش بسیاری از بحرانهای مالی منطقهای جلوگیری کرده است، اما به دلیل پایبندی سختگیرانه به ارتدوکس اقتصادی غربی و عدم انطباق با جهان چندقطبی، به طور فزایندهای مورد انتقاد قرار گرفته است.[4][5]
چارچوب برتون وودز از نظارت متمرکز و تحت رهبری اهداکنندگان حمایت میکند تا اطمینان حاصل شود که سرمایه جهانی به طور کارآمد مستقر شده و به طور قابل اعتماد بازپرداخت میشود. طرفداران معتقدند که گره زدن قدرت رأیدهی به وزن اقتصادی، بزرگترین اقتصادهای جهان را ترغیب میکند تا سیستم را تأمین مالی کنند و تضمین میکند که نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول نقدینگی عمیق مورد نیاز برای نجات کشورهای در حال ورشکستگی و تثبیت بازارهای جهانی در طول وحشتهای شدید را در اختیار داشته باشند. این سیستم با اعمال شرایط سختگیرانه اقتصاد کلان – مانند کاهش هزینههای عمومی یا افزایش مالیات – کشورهای وامگیرنده را مجبور میکند تا به علل ریشهای عدم تعادلهای مالی خود رسیدگی کنند. مدافعان این مدل استدلال میکنند که بدون این الزامات سختگیرانه، وامهای اضطراری صرفاً سیاستهای دولتی ناپایدار را یارانهدهی میکنند و در نهایت منجر به فروپاشیهای مالی عمیقتر و گسترش بحران میشوند که به کل اقتصاد جهانی آسیب میرساند.[4][7]
انتقاد از مدل برتون وودز بر نمایندگی منسوخ و ماهیت تنبیهی وامدهی آن متمرکز است. منتقدان استدلال میکنند که این سیستم اقدامات ریاضتی شدیدی را بر کشورهای در حال توسعه تحمیل میکند و بازپرداخت بدهی به طلبکاران خارجی را بر سرمایهگذاری اجتماعی داخلی، تابآوری اقلیمی و حقوق اساسی بشر اولویت میدهد. علاوه بر این، سیستم سهمیهبندی، جنوب جهانی – که اکثریت قریب به اتفاق جمعیت جهان و سهم فزایندهای از تولید اقتصادی آن را تشکیل میدهد – را به طور سیستماتیک در تصمیمگیریها به حاشیه میراند. از آنجا که ایالات متحده حق وتوی مؤثری بر تصمیمات اصلی صندوق بینالمللی پول دارد، این معماری اغلب به جای یک داور بیطرف برای سلامت اقتصادی جهانی، به عنوان ابزاری برای نفوذ ژئوپلیتیکی غرب تلقی میشود. این عدم تعادل ساختاری منجر به اتهامات گستردهای شده است مبنی بر اینکه این سیستم ذاتاً استخراجی است و کشورهای فقیرتر را مجبور میکند تا توسعه بلندمدت خود را فدای اهداف کوتاهمدت اقتصاد کلان کنند.[2][3][6]
شواهد، پیامدهای آشکار این عدم تعادل ساختاری را نشان میدهد. در سالهای اخیر، بدهی خارجی آفریقا از ۱.۵۲ تریلیون دلار فراتر رفته است، در حالی که نرخهای استقراض برای کشورهای در حال توسعه به طور قابل توجهی بالاتر از کشورهای ثروتمند است. خدماتدهی به بدهی ناشی از آن اغلب کشورها را مجبور میکند تا بودجههای حیاتی را از آموزش، مراقبتهای بهداشتی و زیرساختها منحرف کنند و چرخهای از فقر و شکنندگی اقتصادی را که ظاهراً این نهادها برای جلوگیری از آن طراحی شده بودند، تداوم بخشد. مطالعات سازمانهای جامعه مدنی نشان میدهد که ریاضت اقتصادی تحمیلشده توسط صندوق بینالمللی پول اغلب منجر به خصوصیسازی خدمات عمومی ضروری و فرسایش شبکههای ایمنی اجتماعی شده است. علاوه بر این، واکنش کند این سیستم به بحران اقلیمی – که تخریب محیط زیست را به جای یک ریسک اقتصادی اصلی، به عنوان یک عامل خارجی در نظر میگیرد – کشورهای آسیبپذیر اقلیمی را در چرخهای از استقراض صرفاً برای بازسازی پس از بلایای طبیعی فزاینده و مکرر گرفتار کرده است.[1][3][6]
در مقابل، معماری پیشنهادی «پیمان برای آینده» سازمان ملل به دنبال دموکراتیک کردن اساسی مالیه جهانی است. این چارچوب که توسط جنوب جهانی و ائتلاف گستردهای از سازمانهای جامعه مدنی حمایت میشود، خواستار تغییر از یک مدل از بالا به پایین و وسواسزده به تولید ناخالص داخلی (GDP) به یک رویکرد از پایین به بالا است که اهداف توسعه پایدار (SDGs) و عدالت اقلیمی را مستقیماً در ذات وامدهی بینالمللی ادغام میکند. این پیمان سیستمی را متصور است که در آن جریانهای مالی به جای تمرکز صرف بر بازدهی طلبکاران، با حقوق بشر و مرزهای سیارهای همسو باشند. با ارتقاء نقش مجمع عمومی سازمان ملل – جایی که هر کشوری یک رأی برابر دارد – معماری جدید قصد دارد انحصار کشورهای اهداکننده سنتی را شکسته و یک ساختار حکمرانی اقتصادی جهانی فراگیرتر، شفافتر و پاسخگوتر ایجاد کند.[1][2][7]
در مقابل، معماری پیشنهادی «پیمان برای آینده» سازمان ملل به دنبال دموکراتیک کردن اساسی مالیه جهانی است.
مدل «پیمان برای آینده» از نمایندگی عادلانه، بازسازی جامع بدهی حاکمیتی تحت نظارت سازمان ملل و ایجاد یک شبکه ایمنی مالی جهانی که از آسیبپذیرترینها محافظت کند، حمایت میکند. این پیمان طرفدار حرکت «فراتر از تولید ناخالص داخلی» برای اندازهگیری سلامت واقعی اقتصادی، فشار برای یک کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد همکاری مالیاتی بینالمللی برای مبارزه با جریانهای مالی غیرقانونی، و گسترش استفاده از حق برداشت ویژه (SDRs) برای ارائه نقدینگی بدون قید و شرط به کشورهای آسیبپذیر اقلیمی است. طرفداران تأکید میکنند که ثبات اقتصادی واقعی بدون رسیدگی به نابرابریهای سیستمی که فقر و تخریب محیط زیست را هدایت میکنند، قابل دستیابی نیست. این چارچوب با اولویت دادن به عدالت بدهی و توانمندسازی محلی، به دنبال تضمین این است که مالیه بینالمللی به جای ثروت متمرکز چند اقتصاد مسلط، در خدمت رفاه جمعی بشریت باشد.[1][6]
انتقاد از چارچوب «پیمان برای آینده» بر پیچیدگی اجرای آن و خطر جدی تکهتکه شدن نهادی متمرکز است. شکاکان هشدار میدهند که انتقال اختیارات مالی به سازمان ملل – نهادی مبتنی بر اصل «یک کشور، یک رأی» – میتواند کشورهای اصلی اهداکننده را که سرمایه توسعه جهانی را تأمین میکنند، بیگانه سازد. بدون حمایت مشتاقانه ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سایر اقتصادهای بزرگ، سازمان ملل در معرض خطر ایجاد مأموریتهای بلندپروازانه بدون هیچ مکانیسم تأمین مالی واقعی برای اجرای آنها قرار میگیرد. منتقدان همچنین استدلال میکنند که سازمان ملل فاقد تخصص فنی، سرعت و چابکی لازم برای مدیریت بازسازیهای پیچیده بدهی حاکمیتی یا واکنش به بحرانهای ارزی سریعالوقوع است. این ترس ملموس وجود دارد که تضعیف اختیارات صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی میتواند منجر به یک سیستم مالی جهانی فلج شود، جایی که مذاکرات دیپلماتیک بیپایان جایگزین اقدام اقتصادی قاطع میشود.[4][5][7]

شواهد نشان میدهد که اگرچه این پیمان از شتاب سیاسی عظیمی برخوردار است، اما کاربرد عملی آن همچنان به شدت مورد مناقشه است. این توافق با موفقیت تعهداتی را برای بررسی مالیات جهانی میلیاردرها تضمین کرد و صندوق بینالمللی پول را تحت فشار قرار داد تا معماری بدهی حاکمیتی خود را به طور رسمی بازنگری کند. با این حال، مفاد کلیدی مربوط به بازسازی اجباری بدهی و تخصیص مجدد فوری سهمیههای رأیدهی در طول مذاکرات نهایی به شدت تضعیف شدند، که نشاندهنده مقاومت ریشهدار کشورهای دارای امتیاز برای واگذاری نفوذ مالی تاریخی خود است. در حالی که سازمان ملل با موفقیت اجلاسهای جهانی برگزار کرده و چارچوبهای هنجاری ایجاد نموده، بسیج واقعی ۴ تریلیون دلار مورد نیاز سالانه برای اهداف توسعه پایدار همچنان دستنیافتنی است. مبارزه مداوم برای اجرای تعهد سویل، دشواری عمیق تبدیل اجماع دیپلماتیک سطح بالا به تعهدات مالی الزامآور که جریان سرمایه جهانی را تغییر میدهد، نشان میدهد.[5][6]
تنش بین این دو معماری، یک بدهبستان اساسی بین کارایی مالی و مشروعیت دموکراتیک را نشان میدهد. سیستم برتون وودز قدرت مالی بینظیر و واکنش سریع به بحران را ارائه میدهد، اما از کمبود شدید دموکراتیک رنج میبرد که اکثریت جمعیت جهان را بیگانه میکند. در مقابل، اصلاحات تحت حمایت سازمان ملل مشروعیت جهانی و رویکردی جامع به توسعه انسانی ارائه میدهند، اما در حال حاضر فاقد بسیج سرمایه تضمینشده و چابکی فنی نهادهای قدیمی هستند. در حالی که اقتصاد جهانی به بلوکهای ژئوپلیتیکی رقیب تقسیم میشود، سیاستگذاران به طور فزایندهای مجبور به پیمایش این شکاف هستند و تلاش میکنند اصول فراگیر «پیمان برای آینده» را بر زیرساختهای مالی قوی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی پیوند بزنند.[2][4][7]
در نهایت، مدل برتون وودز زمانی که اقتصاد جهانی با بحرانهای نقدینگی حاد و سریعالوقوع مواجه است که نیاز به تزریق فوری و عظیم سرمایه دارند، به خوبی کار میکند. این مدل در سناریوهایی که کشورهای اهداکننده شرایط سختگیرانه تثبیت اقتصاد کلان را برای جلوگیری از گسترش بحران طلب میکنند و هدف اصلی بازگرداندن اعتماد کوتاهمدت بازار است، بسیار مؤثر است. هنگامی که یک کشور از بازارهای اعتباری خصوصی محروم شده و با فروپاشی قریبالوقوع ارز مواجه است، توانایی صندوق بینالمللی پول برای استقرار سریع میلیاردها دلار بیرقیب باقی میماند. با این حال، این مدل برای رسیدگی به چالشهای بلندمدت و سیستمی مانند سازگاری با تغییرات اقلیمی، فقر شدید و توسعه پایدار مناسب نیست. اتکای این مدل به ریاضت اقتصادی و بدهی با بهره بالا، آن را برای کشورهای آسیبپذیر که تلاش میکنند زیرساختهای تابآور بسازند، فعالانه نتیجه معکوس میدهد. هنگامی که هدف توانمندسازی اقتصادهای محلی یا تأمین مالی کالاهای عمومی جهانی است، مشروطسازی تنبیهی نهادهای برتون وودز فعالانه مانع پیشرفت میشود.[3][4][7]
برعکس، چارچوب «پیمان برای آینده» زمانی که هدف، توسعه پایدار بلندمدت، تابآوری اقلیمی و حکمرانی جهانی عادلانه است، به خوبی مناسب است. این معماری برتر برای تضمین این است که جریانهای مالی مستقیماً به نفع اقتصادهای محلی باشند و کشورهای با درآمد کم و متوسط را برای مذاکره در مورد شرایط بهتر و حفظ کنترل بر منابع طبیعی خود توانمند سازد. هنگام رسیدگی به بحرانهای بههمپیوستهای که نیاز به اجماع گسترده چندجانبه دارند – مانند تعیین کفهای مالیاتی جهانی یا تعریف مجدد پیشرفت اقتصادی فراتر از تولید ناخالص داخلی – رویکرد فراگیر و تحت رهبری سازمان ملل، مشروعیت سیاسی لازم را فراهم میکند. این مدل زمانی که مداخله مالی سریع و بدون اجماع مورد نیاز است، مناسب نیست. از آنجا که مدل سازمان ملل متکی بر توافق گسترده چندجانبه است و نتایج اجتماعی را بر بازده مالی سختگیرانه اولویت میدهد، ممکن است برای بسیج سرمایه فوری لازم برای متوقف کردن یک فروپاشی ناگهانی بازار با مشکل مواجه شود. در لحظات وحشت شدید مالی، الزام به مشورت با ۱۹۳ کشور عضو میتواند واکنش را فلج کند و آن را برای سرعت بحرانهای مدرن نامناسب سازد.[1][5][7]
روند رویداد
ژوئیه ۱۹۴۴
کنفرانس برتون وودز، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را برای حکمرانی بر اقتصاد جهانی پس از جنگ تأسیس میکند.
سپتامبر ۲۰۱۵
سازمان ملل دستور کار ۲۰۳۰ و اهداف توسعه پایدار (SDGs) را تصویب میکند.
سپتامبر ۲۰۲۴
مجمع عمومی سازمان ملل «پیمان برای آینده» را تصویب میکند و خواستار یک معماری مالی جهانی جدید و فراگیر میشود.
ژوئیه ۲۰۲۵
چهارمین کنفرانس بینالمللی تأمین مالی برای توسعه در سویل، اجرای ملموس اصلاحات مالی پیمان را پیگیری میکند.
مارس ۲۰۲۶
سازمان ملل ابتکار اصلاحی UN80 را برای هماهنگی بهتر حکمرانی جهانی و بانکهای توسعه چندجانبه راهاندازی میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
اصلاحطلبان جنوب جهانی
طرفداران دموکراتیک کردن مالیه جهانی برای پایان دادن به استخراج تاریخی ثروت.
این ائتلاف سیستم برتون وودز را یادگار دوران استعماری میداند که به طور سیستماتیک از طریق خدماتدهی بدهی گزاف، ثروت را از کشورهای در حال توسعه استخراج میکند. آنها استدلال میکنند که ثبات اقتصادی واقعی بدون قدرت رأی برابر غیرممکن است و خواستار آن هستند که بازسازی بدهی حاکمیتی و همکاری مالیاتی بینالمللی تحت نظارت مجمع عمومی سازمان ملل، جایی که هر کشوری یک رأی برابر دارد، منتقل شود.
نهادگرایان سنتی
مدافعان سیستم قدیمی که ثبات مالی و نظارت اهداکنندگان را در اولویت قرار میدهند.
نهادگرایان معتقدند که سازمانهای مالی جهانی برای عملکرد مؤثر باید وزن اقتصادی مشارکتکنندگان خود را منعکس کنند. آنها هشدار میدهند که تضعیف کنترل اقتصادهای بزرگ مانند ایالات متحده و اتحادیه اروپا باعث میشود که این کشورها سرمایه خود را خارج کنند و سازمان ملل را با مأموریتهای توسعه بلندپروازانه اما بدون پول واقعی برای تأمین مالی آنها تنها بگذارند. آنها بر توانایی بینظیر صندوق بینالمللی پول در متوقف کردن وحشتهای سریع بازار تأکید میکنند.
مدافعان جامعه مدنی
فعالانی که بر حقوق بشر و تأثیرات اقلیمی سیاست اقتصاد کلان تمرکز دارند.
این گروه بر هزینه انسانی معماری مالی فعلی تمرکز دارد و استدلال میکند که ریاضت اقتصادی تحمیلشده توسط صندوق بینالمللی پول با تحمیل کاهش بودجه در مراقبتهای بهداشتی و آموزش، مکرراً حقوق بشر را نقض میکند. آنها از تلاش «پیمان برای آینده» برای حرکت «فراتر از تولید ناخالص داخلی» حمایت میکنند و اصرار دارند که مالیه جهانی باید به طور قانونی به اهداف تابآوری اقلیمی و شبکههای ایمنی اجتماعی ملزم شود، نه اینکه صرفاً بر بازپرداخت طلبکاران تمرکز کند.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا ایالات متحده و کشورهای اروپایی واقعاً با کاهش قدرت رأی خود در صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی موافقت خواهند کرد یا خیر.
- چگونه یک مکانیسم بازسازی بدهی حاکمیتی تحت رهبری سازمان ملل، طلبکاران تجاری خصوصی را به طور قانونی ملزم خواهد کرد.
- اینکه آیا مالیات جهانی پیشنهادی بر میلیاردرها میتواند در حوزههای قضایی مالیاتی بینالمللی رقیب اجرا شود یا خیر.
اصطلاحات کلیدی
- نهادهای برتون وودز
- صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی که در سال ۱۹۴۴ برای مدیریت اقتصاد جهانی پس از جنگ تأسیس شدند.
- سیستم سهمیهبندی
- ساختار حکمرانی صندوق بینالمللی پول که در آن قدرت رأیدهی یک کشور بر اساس کمک مالی و اندازه اقتصادی آن تعیین میشود.
- حق برداشت ویژه (SDRs)
- یک دارایی ذخیره بینالمللی که توسط صندوق بینالمللی پول برای تکمیل ذخایر رسمی کشورهای عضو آن ایجاد شده است.
- بازسازی بدهی حاکمیتی
- فرآیندی که طی آن یک کشور شرایط توافقات بدهی خود را برای جلوگیری از نکول تغییر میدهد، که اغلب شامل دورههای بازپرداخت طولانیتر یا کاهش مانده بدهی است.
- مشروطسازی
- سیاستهای اقتصاد کلانی، مانند ریاضت اقتصادی یا خصوصیسازی، که کشورهای وامگیرنده باید برای دریافت وامهای اضطراری صندوق بینالمللی پول اجرا کنند.
پرسشهای متداول
«پیمان برای آینده» سازمان ملل چیست؟
یک توافق چندجانبه گسترده که توسط سازمان ملل برای مدرنسازی حکمرانی جهانی، از جمله اصلاحات عمده در معماری مالی بینالمللی و بازسازی بدهی حاکمیتی، به تصویب رسیده است.
چرا کشورهای در حال توسعه خواستار اصلاحات هستند؟
کشورهای در حال توسعه با بارهای بدهی فلجکننده و هزینههای استقراض بالا مواجه هستند و استدلال میکنند که سیستمهای سهمیهبندی فعلی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی آنها را در تصمیمگیریهای اقتصادی جهانی به حاشیه میرانند.
آیا صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی جایگزین خواهند شد؟
خیر. «پیمان برای آینده» به دنبال اصلاح این نهادها است تا آنها را فراگیرتر سازد و وامدهی آنها را با اهداف توسعه پایدار همسو کند، نه اینکه آنها را به طور کامل جایگزین نماید.
«فراتر از تولید ناخالص داخلی» در این زمینه به چه معناست؟
به توسعه معیارهای جدیدی برای پیشرفت اقتصادی اشاره دارد که پایداری محیط زیست، رفاه انسانی و نابرابری را در نظر میگیرد، به جای اتکای صرف به تولید ناخالص داخلی.
منابع
[1]UN Universityاصلاحطلبان جنوب جهانی
A pact that promises a safe planet for the future?
مطالعه در UN University →[2]Policy Center for the New Southاصلاحطلبان جنوب جهانی
The Global South and the New Multilateralism
مطالعه در Policy Center for the New South →[3]Bretton Woods Projectمدافعان جامعه مدنی
UN80 reform process and the international financial architecture
مطالعه در Bretton Woods Project →[4]Brookings Institutionنهادگرایان سنتی
Reforming the international financial architecture
مطالعه در Brookings Institution →[5]Egmont Instituteنهادگرایان سنتی
The UN Pact for the Future: A Modest Boost for Global Governance Reform
مطالعه در Egmont Institute →[6]Center for Economic and Social Rightsمدافعان جامعه مدنی
The UN Pact for the Future and the Fight for Fiscal Justice
مطالعه در Center for Economic and Social Rights →[7]Factlen Editorial Teamتحلیلگران مستقل
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









