توضیح کوهستانجانشینی شیعهتوضیح و تحلیلJul 5, 2026, 6:21 AM· 9 دقیقه مطالعه· #2 از 2 در فرهنگ

سازوکار جانشینی: ایران چگونه رهبر بعدی خود را انتخاب خواهد کرد؟

پس از درگذشت آیت‌الله علی خامنه‌ای، مجلس خبرگان رهبری ایران با وظیفه خطیر انتخاب رهبر جدید روبرو است. این انتقال، تاب‌آوری مبانی الهیاتی جمهوری اسلامی را به چالش می‌کشد و جهان گسترده‌تر شیعه را دگرگون خواهد کرد.

به قلم تیم سردبیری کوهستان

عمل‌گرایان نهادی 40%سنت‌گرایان الهیاتی 30%تندروهای امنیتی 30%
عمل‌گرایان نهادی
تمرکز بر ثبات، تداوم و درایت سیاسی به جای ارشدیت الهیاتی سخت‌گیرانه.
سنت‌گرایان الهیاتی
تأکید بر ضرورت دانش عمیق مذهبی و پایبندی به فقه کلاسیک شیعه برای رهبر عالی.
تندروهای امنیتی
اولویت دادن به رهبری که نفوذ نظامی را حفظ کرده و درگیری‌های منطقه‌ای را به طور تهاجمی مدیریت کند.

زوایای پوشش‌داده‌نشده

  • · جامعه مدنی و جنبش‌های اعتراضی ایران
  • · گروه‌های اپوزیسیون دیاسپورا (خارج از کشور)

چرا مهم است

رهبر عالی ایران دارای اختیارات مطلق بر نیروهای نظامی، سیاست خارجی و برنامه هسته‌ای کشور است و در عین حال، راهنمای معنوی میلیون‌ها مسلمان شیعه در سراسر جهان محسوب می‌شود. درک چگونگی این انتقال، پویایی‌های قدرت داخلی را آشکار می‌کند که آینده ژئوپلیتیک خاورمیانه را برای دهه‌ها تعیین خواهد کرد.

نکات کلیدی

  • مجلس خبرگان رهبری ایران با ۸۸ عضو در حال حاضر مشغول مشورت برای انتخاب سومین رهبر عالی کشور است.
  • این انتقال، دکترین ولایت فقیه را به چالش می‌کشد، که اقتدار سیاسی مطلق را به یک فقیه ارشد اسلامی اعطا می‌کند.
  • بحث‌ها بر این متمرکز است که آیا رهبر بعدی نیازمند اعتبار الهیاتی بی‌نظیر است یا درایت امنیتی و اداری عمل‌گرایانه.
  • یک شورای موقت متشکل از رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضائیه و یک فقیه شورای نگهبان، وظایف اجرایی موقت را مدیریت می‌کند.
88
روحانیون در مجلس خبرگان
1989
سال آخرین انتقال رهبری
Article 109
صلاحیت‌های قانون اساسی برای رهبری

درگذشت آیت‌الله علی خامنه‌ای اولین انتقال رهبری در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹) را رقم زده است و فرآیند جانشینی پیچیده‌ای را آغاز می‌کند که ترکیبی از دولت‌داری مدرن و الهیات چند صد ساله شیعه است. خامنه‌ای نزدیک به چهار دهه به عنوان داور نهایی سیاست، استراتژی نظامی و دکترین مذهبی ایران خدمت کرد. غیبت ناگهانی او خلأ عمیقی را در رأس سیستمی ایجاد می‌کند که بر اساس اقتدار مطلق یک فقیه واحد طراحی شده است. در حالی که کشور این لحظه بی‌سابقه را پشت سر می‌گذارد، سازوکارهای جانشینی در زمان واقعی مورد آزمایش قرار می‌گیرند و نگاهی نادر به ساختار نهادی حاکم بر یکی از تأثیرگذارترین قدرت‌های خاورمیانه ارائه می‌دهند. این انتقال صرفاً یک جابجایی سیاسی نیست؛ بلکه یک رویداد الهیاتی است که پژواک آن بسیار فراتر از مرزهای ایران خواهد رفت و میلیون‌ها پیرو شیعه در سراسر جهان را که برای راهنمایی معنوی به رهبر عالی چشم دوخته‌اند، تحت تأثیر قرار خواهد داد.[7]

در مرکز این انتقال، مجلس خبرگان رهبری قرار دارد؛ یک نهاد روحانی ۸۸ نفره که طبق قانون اساسی موظف به انتخاب، نظارت و در تئوری، عزل رهبر عالی است. این مجلس که تماماً از فقهای منتخب مردم از میان نامزدهای از پیش تأیید شده تشکیل شده است، تنها نهادی است که اختیار قانونی برای نامگذاری جانشین خامنه‌ای را دارد. پس از اعلام درگذشت رهبر عالی، مجلس بلافاصله موظف شد تا برای مشورت در مورد رئیس دولت بعدی تشکیل جلسه دهد. طبق اصل ۱۱۱ قانون اساسی ایران، این نهاد باید نامزدهای بالقوه را بر اساس دانش مذهبی، سلامت اخلاقی و توانایی‌های عملی رهبری ارزیابی کند. اهمیت این مذاکرات پشت درهای بسته بسیار زیاد است، زیرا فرد منتخب فرماندهی نیروهای مسلح، کنترل رسانه‌های دولتی و حرف آخر در مورد تمام سیاست‌های اصلی داخلی و خارجی را به ارث خواهد برد.[1][2]

گزارش‌ها حاکی از آن است که بخش عمده‌ای از بحث‌های کنونی بر روی مجتبی خامنه‌ای، دومین پسر ۵۶ ساله رهبر فقید، متمرکز است. مجتبی با وجود حفظ یک چهره عمومی بسیار کم‌رنگ برای دهه‌ها، مدت‌هاست که توسط تحلیلگران به عنوان یک چهره بسیار تأثیرگذار که در پشت صحنه در دفتر پدرش فعالیت می‌کند، دیده می‌شود. او دارای عنوان مذهبی حجت‌الاسلام – یک جایگاه روحانی میان‌رده – است و طی سال‌ها روابط عمیقی با دستگاه‌های امنیتی کشور برقرار کرده است. طرفداران نامزدی او استدلال می‌کنند که دانش عمیق او از سازوکارهای داخلی دولت و روابط تثبیت شده‌اش با فرماندهان کلیدی نظامی، او را به طور منحصر به فردی واجد شرایط می‌کند تا ثبات نهادی را در یک دوره پرنوسان تضمین کند. با این حال، ارتقای احتمالی او همچنین سؤالاتی را در مورد ظاهر جانشینی موروثی در جمهوری‌ای مطرح می‌کند که صراحتاً بر اساس سرنگونی یک سلطنت سلسله‌ای تأسیس شده است.[2][4]

وضعیت دقیق تصمیم مجلس خبرگان در هاله‌ای از گزارش‌های متناقض پنهان است که نشان‌دهنده حساسیت شدید این فرآیند است. چندین رسانه خبری منطقه‌ای ادعا کرده‌اند که مجلس قبلاً به اجماع رسیده است، و برخی گزارش می‌دهند که مجتبی خامنه‌ای اکثریت دو سوم لازم را در یک رأی‌گیری سریع و پشت درهای بسته به دست آورده است. در مقابل، مقامات و شبکه‌های رسانه‌ای دیگر این ادعاها را رد کرده و اظهار داشته‌اند که فرآیند بررسی صلاحیت‌ها همچنان فعالانه در حال انجام است و هیچ رهبر نهایی به طور رسمی تعیین نشده است. اعضای هیئت رئیسه مجلس علناً تأکید کرده‌اند که رویه‌های قانون اساسی با دقت رعایت می‌شوند و هرگونه اعلام زودهنگام صرفاً گمانه‌زنی است. این ابهام اطلاعاتی، تعادل ظریفی را که دولت باید بین نمایش تداوم و مدیریت بحث‌های جناحی داخلی برقرار کند، برجسته می‌سازد.[1][2][3]

برای درک کامل سازوکار و اهمیت این جانشینی، باید دکترین بنیادی جمهوری اسلامی را درک کرد: ولایت فقیه. این چارچوب الهیاتی فرض می‌کند که اقتدار سیاسی مشروع را نمی‌توان از اقتدار مذهبی جدا کرد. این دکترین استدلال می‌کند که دولت باید توسط یک فقیه برجسته حقوق اسلامی هدایت شود که تضمین کند تمام قوانین و حکمرانی به شدت به اصول الهی پایبند باشند. رهبر عالی صرفاً یک مدیر اجرایی سیاسی نیست؛ او حافظ ایدئولوژیک انقلاب است. این دکترین مفهوم انتزاعی ولایت مذهبی را به یک سیستم عینی از حاکمیت سیاسی مطلق تبدیل می‌کند و انتخاب ولی فقیه را به مهم‌ترین تصمیم در ساختار دولت ایران تبدیل می‌نماید.[5][6]

دکترین ولایت فقیه به طور سیستماتیک توسط آیت‌الله روح‌الله خمینی در طول تبعید او در دهه ۱۹۷۰ تدوین شد و مسیر اسلام سیاسی مدرن را به طور اساسی تغییر داد. خمینی استدلال می‌کرد که در طول «غیبت» امام دوازدهم – شخصیت مسیحایی در تشیع دوازده امامی که اعتقاد بر این است که تا پایان زمان پنهن است – جامعه مسلمانان نمی‌تواند بدون رهبری صالح بماند. او فرض کرد که یک فقیه واحد و بسیار واجد شرایط باید ولایت جامع بر امت را بر عهده بگیرد و برای اجرای قانون اسلامی، از اختیارات اجرایی، قانونگذاری و قضایی استفاده کند. این مفهوم داربست ایدئولوژیک انقلاب ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) را فراهم کرد و یک استدلال الهیاتی نظری را به سنگ بنای قانون اساسی یک دولت-ملت مدرن تبدیل نمود.[5]

دکترین ولایت فقیه به طور سیستماتیک توسط آیت‌الله روح‌الله خمینی در طول تبعید او در دهه ۱۹۷۰ تدوین شد و مسیر اسلام سیاسی مدرن را به طور اساسی تغییر داد.

فرمول‌بندی خمینی یک تغییر پارادایم بزرگ در الهیات سنتی شیعه بود. برای قرن‌ها، نهاد روحانی غالب عمدتاً رویکردی انزواطلبانه نسبت به قدرت سیاسی داشت و استدلال می‌کرد که هر دولتی که قبل از بازگشت امام دوازدهم تأسیس شود، ذاتاً ناقص است و روحانیون باید به جای حکومت مستقیم سیاسی، بر دانش‌اندوزی و هدایت معنوی تمرکز کنند. خمینی با تأکید بر اینکه روحانیون دارای مأموریت الهی برای حکومت مستقیم هستند، قدرت را در دستان فقیه متمرکز کرد و سیستمی را ایجاد نمود که در آن مخالفت سیاسی می‌تواند با انحراف مذهبی برابر تلقی شود. بنابراین، بحران جانشینی کنونی نه تنها آزمونی برای مانور سیاسی، بلکه ادامه این آزمایش عمیق الهیاتی است.[5][6]

صلاحیت‌های خاص مورد نیاز برای رهبر عالی به صراحت در اصل ۱۰۹ قانون اساسی ایران مشخص شده است. این سند حکم می‌کند که رهبر باید دارای صلاحیت‌های علمی لازم برای صدور احکام مذهبی (فتوا) در مورد مسائل مختلف حقوق اسلامی باشد. فراتر از تسلط الهیاتی، نامزد باید عدالت، تقوا و درک عمیقی از مسائل سیاسی و اجتماعی معاصر را نشان دهد. قانون اساسی بر شجاعت، توانایی اداری و درایت عملی مورد نیاز برای رهبری یک دولت-ملت پیچیده تأکید می‌کند. این الزامات دوگانه – که هم نیازمند دانش مذهبی بی‌نظیر و هم درایت سیاسی زیرکانه است – مجموعه نامزدهای واجد شرایط را به شدت محدود می‌کند و مجلس خبرگان را مجبور می‌سازد تا اقتدار معنوی را در برابر مهارت‌های رهبری عمل‌گرایانه بسنجد.[6]

نامزدهای رهبری عالی باید تسلط عمیقی بر فقه اسلامی داشته باشند.
نامزدهای رهبری عالی باید تسلط عمیقی بر فقه اسلامی داشته باشند.

از لحاظ تاریخی، تفسیر این صلاحیت‌ها در مواقعی که ضرورت سیاسی ایجاب کرده، انعطاف‌پذیر بوده است. در قانون اساسی اصلی سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹)، رهبر عالی ملزم بود که مرجع تقلید، یا آیت‌الله العظمی – بالاترین رتبه اقتدار مذهبی در تشیع دوازده امامی – باشد. با این حال، با وخامت حال خمینی در سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹)، مشخص شد که هیچ یک از آیت‌الله‌های عظام موجود به طور کامل از دیدگاه سیاسی مطلق او حمایت نمی‌کنند. در نتیجه، قانون اساسی درست قبل از درگذشت او اصلاح شد تا الزام الهیاتی را کاهش دهد و به یک روحانی با رتبه پایین‌تر اما دارای اعتبار سیاسی قوی اجازه دهد تا این نقش را بر عهده بگیرد. این اصلاحیه محوری راه را برای علی خامنه‌ای، که در آن زمان آیت‌الله العظمی نبود، هموار کرد تا به رهبری عالی ارتقا یابد و سابقه‌ای را ایجاد کرد که نشان می‌دهد قابلیت اطمینان سیاسی می‌تواند بر سلسله مراتب سنتی روحانیت برتری یابد.[5]

این سابقه تاریخی برای بحث‌های کنونی پیرامون مجتبی خامنه‌ای و سایر نامزدهای بالقوه بسیار مرتبط است. امروز، بحث در نهاد روحانیت بر این متمرکز است که آیا رهبر بعدی باید دارای اعتبار الهیاتی شناخته شده جهانی باشد یا اینکه درایت امنیتی و تداوم نهادی حیاتی‌تر است. در حالی که گزارش شده است برخی از روحانیون سنتی در شهر حوزوی قم طرفدار نامزدهایی با دهه‌ها تدریس گسترده فقهی هستند، عناصر عمل‌گرا در دستگاه دولتی رهبری را در اولویت قرار می‌دهند که بتواند فشارهای شدید ژئوپلیتیک را مدیریت کند. اگر نامزدی با اعتبار مذهبی میان‌رده انتخاب شود، سابقه سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹) را تأیید می‌کند که جمهوری اسلامی همسویی ایدئولوژیک و کنترل اداری را بر پایبندی دقیق به ارشدیت سنتی روحانیت ارجح می‌داند.[4][7]

در حالی که مجلس خبرگان دارای اقتدار رسمی قانون اساسی برای انتخاب رهبر است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) نقشی عظیم، هرچند نانوشته، در شکل‌دهی به نتیجه ایفا می‌کند. طی سه دهه گذشته، سپاه از یک سازمان صرفاً نظامی به یک قدرت اقتصادی و سیاسی گسترده تبدیل شده که عمیقاً با دفتر رهبر عالی در هم تنیده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که فرماندهان ارشد سپاه فعالانه برای نامزدی فشار آورده‌اند که تداوم امتیازات نهادی و اهداف استراتژیک آن‌ها را تضمین کند. دستگاه نظامی جانشینی را نه تنها یک انتقال مذهبی، بلکه یک آسیب‌پذیری حیاتی امنیت ملی می‌داند که باید به شدت مدیریت شود تا از بی‌ثباتی داخلی یا بهره‌برداری خارجی جلوگیری شود.[2][4]

برای تضمین عملکرد مستمر دولت در حالی که مجلس در حال مشورت است، قانون اساسی ایران یک سازوکار اضطراری خاص را پیش‌بینی کرده است. طبق اصل ۱۱۱، یک شورای موقت رهبری بلافاصله برای بر عهده گرفتن وظایف اجرایی رهبر عالی تشکیل می‌شود. این هیئت سه‌نفره شامل رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضائیه و یک فقیه از شورای نگهبان است که توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام انتخاب می‌شود. در حالی که این نهاد موقت می‌تواند امور روزمره دولت را مدیریت کند و واکنش‌های نظامی را هماهنگ سازد، اساساً فاقد اقتدار معنوی و ایدئولوژیک مطلقی است که در یک رهبر عالی واحد متمرکز شده است. ماهیت موقت این شورا بر فوریت پیش روی مجلس خبرگان برای نهایی کردن انتخاب خود و بازیابی ساختار فرماندهی واحد تأکید می‌کند.[1][3]

پیامدهای این جانشینی بسیار فراتر از مرزهای ایران گسترش می‌یابد و مستقیماً بر چشم‌انداز ژئوپلیتیک گسترده‌تر خاورمیانه و جامعه جهانی شیعه تأثیر می‌گذارد. رهبر عالی ایران ادعای اقتدار فراملی منحصر به فردی دارد و به عنوان قطب‌نمای ایدئولوژیک برای شبکه وسیعی از شبه‌نظامیان متحد، احزاب سیاسی و نهادهای مذهبی در سراسر لبنان، عراق، یمن و فراتر از آن عمل می‌کند. رهبر جدید وظیفه پیچیده مدیریت «محور مقاومت» را به ارث خواهد برد، در حالی که باید تحریم‌های اقتصادی شدید و رویارویی‌های نظامی را نیز مدیریت کند. اینکه ولی فقیه آتی چگونه بین ایدئولوژی انقلابی و دولت‌داری عمل‌گرایانه تعادل برقرار کند، محیط امنیتی منطقه‌ای را برای نسل بعدی تعیین خواهد کرد.[6][7]

در نهایت، این انتقال نشان‌دهنده آزمون نهایی استرس برای تاب‌آوری نهادی جمهوری اسلامی است. این سیستم در آتش انقلاب شکل گرفت و با اقتدار کاریزماتیک بنیانگذارانش حفظ شد، اما اکنون باید ثابت کند که می‌تواند دومین انتقال قدرت نسلی را تحت فشار شدید خارجی با موفقیت اجرا کند. چه مجلس خبرگان به سرعت به سمت تثبیت قدرت در پشت یک فرد خودی با ارتباطات قوی حرکت کند و چه وارد یک مشورت طولانی برای ارضای جناح‌های رقیب شود، نتیجه، سازوکار الهیات سیاسی شیعه را بازتعریف خواهد کرد. جهان نظاره‌گر است تا ببیند آیا یک مدل حکمرانی که بر ولایت مطلقه یک فقیه واحد بنا شده است، می‌تواند بدون فروپاشی دولتی که برای محافظت از آن طراحی شده بود، به طور مسالمت‌آمیز این مسئولیت را منتقل کند یا خیر.[7]

روند رویداد

  1. 1970

    آیت‌الله روح‌الله خمینی به طور سیستماتیک دکترین ولایت فقیه را در طول تبعید خود در نجف تشریح می‌کند.

  2. 1979

    جمهوری اسلامی ایران تأسیس می‌شود و ولایت فقیه را در قانون اساسی جدید خود جای می‌دهد.

  3. 1989

    قانون اساسی اصلاح می‌شود تا الزام مرجع تقلید بودن رهبر عالی حذف شود و به علی خامنه‌ای اجازه دهد قدرت را به دست گیرد.

  4. March 2026

    درگذشت علی خامنه‌ای باعث می‌شود مجلس خبرگان برای اولین انتقال رهبری در نزدیک به چهار دهه تشکیل جلسه دهد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

سنت‌گرایان الهیاتی

علمایی که استدلال می‌کنند رهبر عالی باید دارای اعتبار مذهبی بی‌نظیر باشد.

از نظر روحانیون سنتی، به ویژه آن‌هایی که در حوزه‌های علمیه قم مستقر هستند، مشروعیت جمهوری اسلامی کاملاً بر اقتدار معنوی ولی فقیه استوار است. آن‌ها استدلال می‌کنند که کاهش الزامات الهیاتی برای جای دادن یک نامزد با مصلحت سیاسی، اساس بنیادین دولت را تضعیف می‌کند. از این منظر، رهبر باید یک استاد فقه اسلامی شناخته شده جهانی باشد که قادر به صدور فتوای مستقل باشد و تضمین کند که تمام اقدامات دولت به شدت با قانون الهی همسو باقی بماند.

عمل‌گرایان امنیتی و نهادی

جناح‌هایی که بقای دولت، تداوم نظامی و استراتژی ژئوپلیتیک را در اولویت قرار می‌دهند.

عناصر عمل‌گرا در داخل دولت، که به شدت تحت تأثیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) هستند، جانشینی را در درجه اول از دریچه امنیت ملی می‌بینند. آن‌ها استدلال می‌کنند که در عصر جنگ‌های منطقه‌ای شدید و تحریم‌های اقتصادی، رهبر عالی باید دارای توانایی اداری استثنایی و درک عمیقی از استراتژی نظامی باشد. برای این اردوگاه، روابط تثبیت شده یک نامزد با دستگاه امنیتی و توانایی او در حفظ انسجام داخلی بسیار حیاتی‌تر از رتبه او در سلسله مراتب سنتی روحانیت است.

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه آیا مجلس خبرگان در پشت درهای بسته به اجماع نهایی و یکپارچه در مورد یک نامزد واحد دست یافته است یا خیر.
  • روحانیون سنتی در قم چگونه به طور علنی واکنش نشان خواهند داد اگر نامزدی با اعتبار الهیاتی پایین‌تر ارتقا یابد.
  • میزان دقیق نفوذ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) بر فرآیند رأی‌گیری نهایی.

اصطلاحات کلیدی

Velayat-e Faqih
ولایت فقیه؛ دکترین بنیادی ایران که به یک روحانی ارشد، اقتدار سیاسی و مذهبی عالی اعطا می‌کند.
Assembly of Experts
مجلس خبرگان رهبری؛ یک نهاد ۸۸ نفره از علمای اسلامی که توسط مردم ایران انتخاب می‌شوند و طبق قانون اساسی مسئول انتخاب رهبر عالی هستند.
Marja' al-taqlid
مرجع تقلید؛ آیت‌الله العظمی یا «منبع تقلید»، که بالاترین سطح اقتدار مذهبی در تشیع دوازده امامی را نشان می‌دهد.
Occultation
غیبت؛ اعتقاد الهیاتی مبنی بر اینکه امام دوازدهم شیعیان توسط خداوند پنهان شده است و در پایان زمان برای برقراری عدالت باز خواهد گشت.
Hojjatoleslam
حجت‌الاسلام؛ یک عنوان میان‌رده برای روحانیون اسلامی، به معنای واقعی کلمه «حجت اسلام»، که رتبه‌ای پایین‌تر از آیت‌الله دارد.

پرسش‌های متداول

چه کسی در حال حاضر ایران را اداره می‌کند؟

یک شورای موقت رهبری متشکل از رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضائیه و یک فقیه شورای نگهبان، وظایف اجرایی را تا زمان انتخاب رهبر جدید مدیریت می‌کند.

آیا مردم می‌توانند به رهبر عالی رأی دهند؟

خیر. مردم ۸۸ عضو مجلس خبرگان رهبری را انتخاب می‌کنند، که به نوبه خود دارای اقتدار انحصاری قانون اساسی برای انتخاب رهبر عالی هستند.

آیا رهبر جدید باید از بستگان خامنه‌ای باشد؟

خیر. قانون اساسی جانشینی موروثی را الزامی نمی‌کند، اگرچه مجتبی خامنه‌ای، پسر رهبر فقید، به دلیل نفوذ سیاسی‌اش، بنا بر گزارش‌ها یکی از نامزدهای اصلی است.

رهبر عالی برای چه مدت خدمت می‌کند؟

رهبر عالی برای یک دوره مادام‌العمر منصوب می‌شود، اگرچه مجلس خبرگان رهبری از لحاظ نظری قدرت قانون اساسی برای عزل او را در صورت از دست دادن صلاحیت‌هایش دارد.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

عمل‌گرایان نهادی 40%سنت‌گرایان الهیاتی 30%تندروهای امنیتی 30%
  1. [1]Al Mayadeenتندروهای امنیتی

    Assembly names new leader following martyrdom of Sayyed Ali Khamenei

    مطالعه در Al Mayadeen
  2. [2]Middle East Monitorعمل‌گرایان نهادی

    Iran's Assembly of Experts selects Mojtaba Khamenei as new Supreme Leader

    مطالعه در Middle East Monitor
  3. [3]Rudawتندروهای امنیتی

    Assembly of Experts: A leader has not yet been chosen

    مطالعه در Rudaw
  4. [4]The Chosun Ilboعمل‌گرایان نهادی

    Mojtaba Khamenei seriously considered as successor

    مطالعه در The Chosun Ilbo
  5. [5]Cambridge University Pressسنت‌گرایان الهیاتی

    The principle of nass and Velayat-e Faqih in Shi'i theology

    مطالعه در Cambridge University Press
  6. [6]Trends Research & Advisoryسنت‌گرایان الهیاتی

    Velayat-e Faqih: Guardianship of the Islamic Jurist

    مطالعه در Trends Research & Advisory
  7. [7]Factlen Editorial Teamعمل‌گرایان نهادی

    Synthesis by Factlen editorial team

    مطالعه در Factlen Editorial Team
همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.