تغییر موتور رشد شرکتهای بزرگ غذایی: چرا آسیا و آمریکای لاتین از فروش آمریکای شمالی پیشی میگیرند
در حالی که مصرفکنندگان آمریکای شمالی از خرید کالاهای بستهبندیشده عقبنشینی میکنند، غولهای چندملیتی مواد غذایی قویترین رشد حجمی خود را در بازارهای نوظهور پیدا کردهاند. افزایش طبقه متوسط و نوآوریهای طعم فوقمحلی در آسیا و آمریکای لاتین، اولویتهای صنعت جهانی غذا را به طور اساسی بازتعریف میکنند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- استراتژیستهای غذایی چندملیتی
- استدلال میکنند که چرخش به سمت بازارهای نوظهور و فوقمحلیسازی محصولات برای بقای بلندمدت شرکت در میان رکود غرب ضروری است.
- مدافعان سلامت عمومی
- هشدار میدهند که گسترش تهاجمی شرکتهای چندملیتی مواد غذایی، رژیمهای غذایی به سبک غربی را صادر میکند و بیماریهای مرتبط با رژیم غذایی را در کشورهای در حال توسعه تشدید مینماید.
- تحلیلگران اقتصاد جهانی
- این تغییر را نتیجه طبیعی افزایش درآمدها و شهرنشینی میدانند که نشاندهنده انتقال گستردهتر نفوذ اقتصادی به جنوب جهانی است.
زوایای پوششدادهنشده
- · تولیدکنندگان محلی مواد غذایی در بازارهای نوظهور که با شرکتهای چندملیتی رقابت میکنند
- · کشاورزان خردی که تأمینکننده زنجیرههای تأمین محلیشده هستند
چرا مهم است
برای دههها، سوپرمارکت آمریکایی تعیینکننده روندهای غذایی جهانی و توسعه محصول بود. اکنون که مرکز ثقل به سمت جنوب و شرق متمایل شده است، مصرفکنندگان در سراسر جهان شاهد افزایش طعمهای محلیشده با الهام از فرهنگهای جهانی و فرمتهای بستهبندی جدیدی خواهند بود که برای جمعیتشناسی بازارهای نوظهور طراحی شدهاند.
نکات کلیدی
- حجم فروش مواد غذایی بستهبندیشده در آمریکای شمالی به دلیل تورم، تغییرات رژیم غذایی و داروهای GLP-1 راکد مانده است.
- آمریکای لاتین و آسیا اکنون موتورهای اصلی رشد حجمی صنعت جهانی غذا هستند.
- شرکتها به جای صرفاً صادرات محصولات آمریکایی، در حال فوقمحلیسازی دستورالعملها و طعمها هستند.
- برای دسترسی به مصرفکنندگان کمدرآمدتر، از بستهبندیهای کوچکتر و «نقاط قیمت جادویی» استفاده میشود.
- مقامات بهداشت عمومی هشدار میدهند که این گسترش، بیماریهای مرتبط با رژیم غذایی را در کشورهای در حال توسعه تشدید میکند.
- نوآوریهایی که برای بازارهای نوظهور توسعه یافتهاند، به طور فزایندهای به قفسههای غربی بازمیگردند.
دوران دیکته کردن سرنوشت صنعت جهانی غذا توسط سوپرمارکت آمریکایی به آرامی در حال پایان است. برای دههها، شرکتهای چندملیتی غذا و نوشیدنی به ایالات متحده و اروپای غربی به عنوان موتورهای اصلی رشد حجمی و نوآوری محصول خود متکی بودند. با این حال، اکنون یک واگرایی آشکار در ترازنامههای بزرگترین شرکتهای مواد غذایی بستهبندیشده جهان مشاهده میشود که نشاندهنده یک چرخش جغرافیایی تاریخی در نحوه تغذیه جهان است.[1][6]
در آمریکای شمالی، حجم مواد غذایی بستهبندیشده فروخته شده—تعداد واقعی جعبهها، کیسهها و بطریهایی که از قفسهها خارج میشوند—طی چند فصل گذشته راکد مانده یا کاهش یافته است. تحلیلگران صنعت به ترکیبی از عوامل اشاره میکنند: خستگی ناشی از تورم انباشتهشده که خریداران را به سمت برندهای خصوصی سوق میدهد، تغییر ساختاری جمعیتشناختی به سمت خرید مواد غذایی تازه از بخشهای محیطی فروشگاه، و افزایش پذیرش داروهای کاهش وزن GLP-1 که به طور طبیعی اشتها را برای تنقلات پرکالری سرکوب میکنند.[1][2]
در مقابل، روایت در بازارهای نوظهور، روایت گسترش انفجاری است. آمریکای لاتین و منطقه آسیا-اقیانوسیه در حال حاضر سهم اصلی رشد حجمی را برای تولیدکنندگان جهانی تنقلات و نوشیدنیها به خود اختصاص دادهاند. این افزایش ناشی از شهرنشینی سریع، افزایش درآمدهای قابل تصرف و اضافه شدن میلیونها مصرفکننده به طبقه متوسط در هر سال است که عادات غذایی را متحول کرده و تقاضا برای غذاهای آماده را افزایش میدهد.[2][4]
گزارشهای اخیر درآمدی از شرکتهای چندملیتی غذایی سطح بالا، این شکاف را به وضوح نشان میدهد. در حالی که بخشهای آمریکای شمالی اغلب برای حفظ رشد درآمد به افزایش قیمتها متکی بودهاند—که اغلب کاهش در فروش واقعی واحد را پنهان میکند—بخشهای برزیل، مکزیک، هند و آسیای جنوب شرقی، افزایشهای حجمی قوی و ارگانیک را گزارش میدهند. در این مناطق، مصرفکنندگان فعالانه در حال ارتقاء از کالاهای غیربستهبندیشده و بازارهای غیررسمی به جایگزینهای مارکدار و بستهبندیشده هستند.[1][2]
برای جذب این رشد، شرکتهای بزرگ غذایی رویکرد خود را نسبت به توسعه محصول به طور اساسی بازنگری میکنند. استراتژی از صرفاً صادرات محصولات آمریکایی به درگیر شدن در فوقمحلیسازی تغییر کرده است. آشپزخانههای تحقیق و توسعه دیگر فقط شیرینی یک فرمول جهانی را تنظیم نمیکنند؛ آنها دستورالعملهای کاملاً جدیدی را از پایه میسازند تا با ذائقههای منطقهای مطابقت داشته باشند و ادویههای محلی، پروفایلهای طعم سنتی و مواد اولیه دارای طنین فرهنگی را در خود جای دهند.[5][6]
این محلیسازی عمیقاً به ساختار آشپزی محصولات گسترش مییابد. یک چیپس سیبزمینی که در مکزیک فروخته میشود، ممکن است دارای پروفایلهای پیچیده، چندلایه فلفل چیلی و لیمو باشد که به طور خاص برای آن بازار توسعه یافته است، در حالی که یک بیسکویت در هند ممکن است با هل فرموله شده و به طور خاص طراحی شده باشد تا در چای داغ (چای ماسالا) بدون متلاشی شدن، قابل فرو بردن باشد. اینها موارد جدیدی نیستند؛ بلکه محرکهای اصلی سبد محصولات به شمار میروند.[5]

اینها موارد جدیدی نیستند؛ بلکه محرکهای اصلی سبد محصولات به شمار میروند.
فراتر از دستورالعملهای طعم، شرکتها در حال بازنگری کامل استراتژیهای بستهبندی خود برای برآورده کردن واقعیتهای اقتصادی بازارهای نوظهور هستند. مفهوم «نقطه قیمت جادویی»—یک ارزش پولی خاص و مقرونبهصرفه که مصرفکننده مایل است روزانه خرج کند—اندازه محصول را دیکته میکند. برای رسیدن به این اهداف در عین حفظ حاشیه سود، برندها از ساشههای کوچکتر و تکنفره استفاده میکنند که به مصرفکنندگان کمدرآمدتر اجازه میدهد بدون نیاز به هزینه اولیه زیاد، به برندهای برتر دسترسی پیدا کنند.[2][5]
زنجیرههای تأمین نیز به شدت در حال محلیسازی هستند. به جای تولید در غرب و صادرات جهانی، غولهای غذایی در حال ساخت مراکز تولید انبوه به طور مستقیم در سریعترین بازارهای در حال رشد خود هستند. این استراتژی آنها را از گلوگاههای حمل و نقل جهانی مصون میدارد، ردپای کربن را کاهش میدهد و پوشش طبیعی در برابر نوسانات ارزی که به طور تاریخی عملیات بازارهای نوظهور را تحت تأثیر قرار دادهاند، فراهم میکند.[1][6]
با این حال، این گسترش تهاجمی بدون اصطکاک قابل توجه نیست. سازمانهای بهداشت عمومی به طور فزایندهای در مورد هجوم سریع غذاهای فوقفرآوریشده به کشورهای در حال توسعه هشدار میدهند. اپیدمیولوژیستها خاطرنشان میکنند که با پذیرش رژیمهای غذایی آماده به سبک غربی توسط این مناطق، آنها به طور همزمان شاهد افزایش شدید بیماریهای غیرواگیر مرتبط با رژیم غذایی، مانند دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی عروقی هستند که بحرانهای سلامتی مشاهده شده در آمریکای شمالی را منعکس میکند.[3][6]
در پاسخ به این نگرانیهای سلامتی، چندین بازار نوظهور در حال پیشگامی در چارچوبهای نظارتی تهاجمی هستند. آمریکای لاتین، به ویژه، به یک زمین آزمایشی جهانی برای برچسبهای هشداردهنده سختگیرانه روی بستهبندی تبدیل شده است. کشورهایی مانند شیلی، مکزیک و کلمبیا برچسبهای سیاه و واضح شبیه علامت ایست را روی محصولاتی که قند، سدیم یا چربی اشباع بالا دارند، اجباری کردهاند و شرکتهای چندملیتی را مجبور میکنند تا دستورالعملهای خود را به سرعت بازسازی کنند تا از این بدنامی جلوگیری شود.[2][3]
علاوه بر این، غولهای جهانی با رقابت شدید تولیدکنندگان محلی و چابک مواد غذایی روبرو هستند. این بازیگران محلی اغلب درک عمیقتر و شهودیتری از ذائقههای منطقهای دارند، با هزینههای سربار کمتری فعالیت میکنند و میتوانند دستورالعملهای جدید را بسیار سریعتر از یک شرکت چندملیتی به بازار عرضه کنند. برای رقابت، شرکتهای بزرگ غذایی اغلب به جای تلاش برای نوآوری بیشتر، به خرید این برندهای محلی موفق روی میآورند.[4][5]
پیامد بلندمدت این تغییر جغرافیایی، پدیدهای است که به عنوان «نوآوری معکوس» شناخته میشود. با انتقال مرکز ثقل تحقیق و توسعه به آسیا و آمریکای لاتین، دستورالعملهای نوآورانه، ترکیبات طعم و فرمتهای بستهبندی که برای آن بازارها توسعه یافتهاند، شروع به مهاجرت مجدد به ایالات متحده و اروپا میکنند، که این امر ناشی از جمعیتهای داخلی فزاینده متنوع و تمایل عمومی مصرفکنندگان به طعمهای جهانی و جسورانهتر است.[5][6]
در نهایت، خطوط لوله تحقیق و توسعه بزرگترین شرکتهای غذایی جهان به طور فزایندهای ذائقههای مصرفکنندهای در بمبئی، جاکارتا یا سائوپائولو را بر مصرفکنندهای در شیکاگو یا لندن اولویت خواهند داد. دستورالعملهایی که دهه آینده فرهنگ غذایی جهانی را تعریف میکنند، در جنوب و شرق جهانی نوشته خواهند شد و آنچه جهان میخورد را به طور اساسی تغییر خواهند داد.[1][6]
روند رویداد
دهه ۲۰۱۰
شرکتهای چندملیتی با بلوغ بازارهای غربی، هدفگیری سنگین کشورهای بریکس (BRICS) را برای رشد آینده آغاز میکنند.
۲۰۲۰–۲۰۲۲
شوکهای زنجیره تأمین در دوران همهگیری، شرکتها را مجبور به تسریع محلیسازی مراکز تولیدی خود میکند.
۲۰۲۳–۲۰۲۴
تورم شدید در ایالات متحده مصرفکنندگان را به سمت برندهای خصوصی سوق میدهد و باعث کاهش فروش حجمی برندهای اصلی میشود.
۲۰۲۶
بازارهای نوظهور رسماً از آمریکای شمالی به عنوان محرک اصلی رشد حجمی ارگانیک برای شرکتهای بزرگ غذایی پیشی میگیرند.
بررسی عمیق دیدگاهها
استراتژیستهای غذایی چندملیتی
استدلال میکنند که چرخش به سمت بازارهای نوظهور و فوقمحلیسازی محصولات برای بقای بلندمدت شرکت در میان رکود غرب ضروری است.
مدیران اجرایی صنعت و تحلیلگران بازار، چرخش به سمت آسیا و آمریکای لاتین را نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت وجودی میدانند. با پیر شدن جمعیت آمریکای شمالی و افزایش آگاهی آنها نسبت به سلامتی، مسیرهای سنتی رشد حجمی از بین رفتهاند. استراتژیستها استدلال میکنند که با سرمایهگذاری سنگین در تحقیق و توسعه محلی و ساخت زنجیرههای تأمین منطقهای، شرکتها میتوانند وفاداری طبقه متوسط رو به رشد جهانی را جلب کنند و در عین حال خود را از نوسانات اقتصادی غرب مصون نگه دارند. آنها محلیسازی را نشانهای از احترام برای سنتهای آشپزی منطقهای میدانند تا صرفاً گسترش شرکتی.
مدافعان سلامت عمومی
هشدار میدهند که گسترش تهاجمی شرکتهای چندملیتی مواد غذایی، رژیمهای غذایی به سبک غربی را صادر میکند و بیماریهای مرتبط با رژیم غذایی را در کشورهای در حال توسعه تشدید مینماید.
سازمانهای بهداشت جهانی و اپیدمیولوژیستها این تغییر بازار را با نگرانی عمیقی مشاهده میکنند. آنها استدلال میکنند که «فوقمحلیسازی» دستورالعملها اغلب واقعیت تغذیهای پنهان را میپوشاند: بازاریابی تهاجمی غذاهای فوقفرآوریشده با قند، سدیم و چربیهای ناسالم بالا به جمعیتهایی که به طور تاریخی به آنها عادت نداشتهاند. مدافعان به افزایش نرخ چاقی و دیابت در آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی به عنوان پیامدهای مستقیم این چرخش شرکتی اشاره میکنند و استدلال میکنند که صنعت غذا صرفاً پیامدهای منفی خود را از شمال جهانی به جنوب جهانی منتقل میکند.
تحلیلگران اقتصاد جهانی
این تغییر را نتیجه طبیعی افزایش درآمدها و شهرنشینی میدانند که نشاندهنده انتقال گستردهتر نفوذ اقتصادی به جنوب جهانی است.
اقتصاددانان و تحلیلگران توسعه، چشمانداز در حال تغییر غذا را به عنوان یک شاخص تأخیری از یک روند کلان اقتصادی بسیار بزرگتر تلقی میکنند. توانایی مصرفکنندگان در هند، برزیل یا مکزیک برای خرید منظم غذاهای آماده بستهبندیشده و مارکدار، نشانه بارز تحرک رو به بالا و گذار از اقتصادهای غیررسمی و کشاورزی به خانوارهای شهری و دارای دو درآمد است. از این منظر، این واقعیت که شرکتهای بزرگ غذایی اکنون باید دستورالعملهای خود را برای مصرفکنندهای در جاکارتا به جای شیکاگو تنظیم کنند، گواهی بر توازن در حال تغییر قدرت خرید جهانی است.
آنچه نمیدانیم
- بازارهای نوظهور تا چه حد برچسبهای هشداردهنده روی بستهبندی و مالیات بر غذاهای فوقفرآوریشده را گسترش خواهند داد.
- آیا پذیرش گسترده داروهای GLP-1 در نهایت به بازارهای نوظهور نیز خواهد رسید و رشد در آنجا را مختل خواهد کرد یا خیر.
- تغییرات اقلیمی چگونه بر زنجیرههای تأمین کشاورزی محلی که این شرکتها در حال ایجاد آنها هستند، تأثیر خواهد گذاشت.
اصطلاحات کلیدی
- رشد حجمی
- افزایش در تعداد واقعی واحدهای فیزیکی فروخته شده (جعبه، کیسه، بطری)، در مقابل رشد درآمدی که صرفاً ناشی از افزایش قیمتها باشد.
- محلیسازی
- فرآیند تطبیق دستورالعمل، پروفایل طعم و بستهبندی یک محصول برای برآورده کردن ترجیحات فرهنگی و اقتصادی خاص یک بازار محلی.
- نقطه قیمت جادویی
- یک هدف قیمتی خاص و بسیار مقرونبهصرفه (اغلب یک واحد پولی کوچک) که دیکته میکند محصول چگونه باید فرموله و بستهبندی شود تا خریدهای روزانه توسط مصرفکنندگان کمدرآمد تضمین شود.
- نوآوری معکوس
- روندی که در آن محصولات، دستورالعملها یا فناوریهایی که به طور خاص برای بازارهای نوظهور توسعه یافتهاند، در نهایت به بازارهای تثبیتشده غربی معرفی میشوند.
پرسشهای متداول
چرا حجم فروش مواد غذایی در آمریکای شمالی در حال کاهش است؟
حجم فروش به دلیل ترکیبی از خستگی ناشی از تورم، تغییر مصرفکنندگان به سمت غذاهای تازه محیطی فروشگاه، و افزایش استفاده از داروهای کاهش وزن GLP-1 که اشتها را سرکوب میکنند، در حال کاهش است.
آیا شرکتها دقیقاً همان محصولات را در خارج از کشور میفروشند؟
به ندرت. شرکتها به شدت در حال سرمایهگذاری در «محلیسازی» هستند و دستورالعملها، پروفایلهای طعم و اندازههای بستهبندی کاملاً جدیدی را متناسب با ذائقههای منطقهای و واقعیتهای اقتصادی ایجاد میکنند.
بازارهای نوظهور چگونه این غذاهای جدید را تنظیم میکنند؟
بسیاری از کشورها، به ویژه در آمریکای لاتین، برچسبهای هشداردهنده سختگیرانه روی بستهبندی (مانند علامتهای سیاه ایست) را برای هشدار به مصرفکنندگان در مورد سطوح بالای قند، سدیم و چربیهای اشباعشده اجرا کردهاند.
منابع
[1]Reutersاستراتژیستهای غذایی چندملیتی
Food giants pivot to emerging markets as US consumer spending cools
مطالعه در Reuters →[2]Bloombergاستراتژیستهای غذایی چندملیتی
Latin America and Asia Drive Volume Growth for Global Snack Makers
مطالعه در Bloomberg →[3]World Health Organizationمدافعان سلامت عمومی
Global Trends in Ultra-Processed Food Consumption and Dietary Shifts
مطالعه در World Health Organization →[4]World Bankتحلیلگران اقتصاد جهانی
Consumer Spending and Middle-Class Expansion in Emerging Markets 2026
مطالعه در World Bank →[5]McKinsey & Companyاستراتژیستهای غذایی چندملیتی
The Future of Food: Localization Strategies in Global FMCG
مطالعه در McKinsey & Company →[6]Factlen Editorial Teamتحلیلگران اقتصاد جهانی
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
هر زاویه. هر روز.
دریافت غذا و نوشیدنی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.







