تحقیقات جدید مغز، نظریههای چند دههای را به چالش میکشد؛ حلقههای بازخورد میتوانند منجر به هوش مصنوعی کممصرف شوند
محققان کشف کردهاند که مغز برای تصمیمگیری به جای یک سلسله مراتب ساده از بالا به پایین، از حلقههای بازخورد سریع و دوطرفه استفاده میکند. این طرح بیولوژیکی میتواند به مهندسان کمک کند تا نسل بعدی هوش مصنوعی را طراحی کنند که تنها کسری از انرژی مصرفی مدلهای فعلی را استفاده میکند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان علوم اعصاب
- تمرکز بر ترسیم واقعیتهای بیولوژیکی معماری سطح سیستمی مغز.
- مهندسان نورومورفیک
- تمرکز بر ترجمه کارایی بیولوژیکی به سیلیکون برای حل بحران انرژی هوش مصنوعی.
- توسعهدهندگان سنتی هوش مصنوعی
- تمرکز بر مقیاسبندی معماریهای پیشخور فعلی و تردید در مورد امکانپذیری نورومورفیک در کوتاهمدت.
زوایای پوششدادهنشده
- · اپراتورهای شبکه برق
- · ارائهدهندگان زیرساخت ابری
چرا مهم است
با رشد تصاعدی مدلهای هوش مصنوعی، نیازهای عظیم آنها به برق، شبکههای برق جهانی را تحت فشار قرار داده است. کشف اینکه چگونه مغز انسان تصمیمات پیچیده را تنها با ۲۰ وات برق میگیرد، یک طرح بیولوژیکی برای ساخت نسل بعدی هوش مصنوعی فراهم میکند که هم هوشمندتر و هم به شدت کممصرفتر است.
نکات کلیدی
- تحقیقات جدید، نظریهای را که مغز اطلاعات را در یک سلسله مراتب سخت و یکطرفه پردازش میکند، به چالش میکشد.
- سیگنالهای تصمیمگیری در قشر حسی-پیکری اولیه، یعنی اولین مرحله ادراک حسی، یافت شدند.
- مغز به حلقههای بازخورد دوطرفه متکی است که امکان گفتگوی مستمر بین مناطق حسی و شناختی را فراهم میکند.
- مهندسان امیدوارند از این معماری بیولوژیکی تقلید کنند تا هوش مصنوعی کممصرفی بسازند که قوانین فعلی مقیاسبندی توان را در هم میشکند.
صنعت هوش مصنوعی در حال حاضر درگیر یک رقابت تسلیحاتی مبتنی بر نیروی خام است و مراکز دادهای را میسازد که به طور فزایندهای عظیم هستند و مگاواتها برق برای آموزش و اجرای مدلها مصرف میکنند. در مقابل، مغز انسان – که به طور گسترده پیچیدهترین ساختار محاسباتی در جهان شناخته شده است – وظایف استدلال، ادراک و تصمیمگیری فوقالعاده پیچیدهای را انجام میدهد، در حالی که تقریباً با ۲۰ وات برق کار میکند، که تقریباً معادل یک لامپ یخچال است. سالهاست که مهندسان به دنبال مهندسی معکوس این کارایی بیولوژیکی برای حل بحران انرژی قریبالوقوع هوش مصنوعی بودهاند. اکنون، یک کشف مهم در مورد نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز، نظریههای تثبیت شده چندین دههای علوم اعصاب را به چالش میکشد و یک طرح جدید برای هوش مصنوعی کممصرف ارائه میدهد.[1][2][6]
تیمی از محققان به رهبری یوری ولاسوف (Yurii Vlasov)، استاد مهندسی برق و کامپیوتر در دانشگاه ایلینوی اوربانا-شمپین (University of Illinois Urbana-Champaign)، شواهدی را کشف کردهاند که نشان میدهد تصمیمگیری در مغز بسیار زودتر از آنچه نظریههای سنتی پیشنهاد میکنند، آغاز میشود. این مطالعه که در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم (PNAS) منتشر شده است، فرض دیرینه مبنی بر اینکه مغز مانند یک نوار نقاله ساده و یکطرفه عمل میکند را از بین میبرد. این مدل سنتی «پایین به بالا» (bottom-up) نشان میداد که اندامهای حسی دادهها را جمعآوری کرده، به مناطق اولیه ادراکی منتقل میکنند و در نهایت آن را به قشر پیشانی (frontal cortex) میسپارند، جایی که «تفکر» و تصمیمگیری واقعی رخ میدهد.[1][3][4][5]
برای آزمایش این مدل سلسله مراتبی، تیم میانرشتهای ولاسوف آزمایشی را طراحی کرد که شامل موشهایی بود که در یک راهروی واقعیت مجازی حرکت میکردند. همانطور که موشها در محیط شبیهسازی شده حرکت میکردند و انتخابهایی انجام میدادند، محققان دینامیکهای زمانی سریع فعالیت عصبی آنها را ثبت کردند. اگر نظریه سنتی نوار نقاله درست بود، سیگنالهای تصمیمگیری تنها پس از تکمیل پردازش حسی در مناطق شناختی سطح بالاتر مغز ظاهر میشدند. در عوض، تیم مشاهده کرد که سیگنالهای تصمیمگیری مستقیماً در قشر حسی-پیکری اولیه (S1) – اولین مرحله ادراک حسی – فعال میشوند.[1][2]
وجود این سیگنالها در ناحیه S1 نشان میدهد که مغز به طور منفعلانه منتظر نمیماند تا یک تصویر کامل قبل از تصمیمگیری در مورد نحوه واکنش، مونتاژ شود. در عوض، محققان کشف کردند که مناطق حسی اولیه از طریق حلقههای بازخورد سریع و دوطرفه، به طور فعال تحت تأثیر مناطق بالاتر مغز قرار میگیرند. قشر پیشانی تنظیمات «از بالا به پایین» را به مناطق حسی بازمیگرداند و به مغز کمک میکند تا در زمان واقعی «تصمیم بگیرد» که چه چیزی را درک میکند. این امر به جای جریان یکطرفه سخت دادهها، یک گفتگوی ثابت و با سرعت بالا را در چندین ناحیه مغزی ایجاد میکند.[1][2][3]
این درک سطح سیستمی از هوش بیولوژیکی، یک نقص معماری اساسی را در نحوه طراحی بیشتر هوش مصنوعی مدرن آشکار میکند. مدلهای غالب هوش مصنوعی امروزی، از جمله مدلهای زبان بزرگ و شبکههای عصبی کانولوشنال که رونق فناوری فعلی را هدایت میکنند، عمدتاً سیستمهای «پیشخور» (feed-forward) هستند. در یک شبکه پیشخور، دادهها در یک جهت حرکت میکنند – از لایه ورودی، از طریق لایههای محاسباتی پنهان، به خروجی نهایی. هیچ گفتگوی بلادرنگ یا بازگشتی در طول فاز استنتاج وجود ندارد، که مستلزم آن است که سیستم مقادیر عظیمی از دادهها را به طور مداوم و ناکارآمد پردازش کند.[1][6]
این درک سطح سیستمی از هوش بیولوژیکی، یک نقص معماری اساسی را در نحوه طراحی بیشتر هوش مصنوعی مدرن آشکار میکند.
ولاسوف اشاره کرد: «کد عصبی مغز هنوز عمدتاً یک زبان ناشناخته است»، اما درک این معماری توزیعشده و دوطرفه، نقشهراهی برای نحوه ساخت نسل بعدی شبکههای عصبی مصنوعی فراهم میکند. با تقلید از حلقههای بازخورد تودرتویی که توسط میلیاردها سال تکامل شکل گرفتهاند، مهندسان میتوانند به طور نظری سیستمهای هوش مصنوعی را توسعه دهند که در استدلال و تشخیص الگو به طور قابل توجهی بهتر عمل میکنند، در حالی که کسری از برق مورد نیاز مدلهای امروزی را مصرف میکنند.[1][3]
صرفهجویی در انرژی ذاتی این رویکرد بیولوژیکی ناشی از مفهوم محاسبات پراکنده و رویدادمحور است. از آنجایی که مناطق مغز از طریق حلقههای بازخورد در ارتباط دائمی هستند، نورونها نیازی به فعال شدن مداوم یا پردازش نویز پسزمینه نامربوط ندارند. آنها فقط در صورت لزوم فعال میشوند و پردازش خود را به صورت پویا بر اساس زمینه «از بالا به پایین» تنظیم میکنند. اگر شبکههای عصبی مصنوعی بتوانند تنظیمات دوطرفه مشابهی را با موفقیت پیادهسازی کنند، میتوانند در حالتهای کممصرف باقی بمانند تا زمانی که دادههای خاص و مرتبط، فعالسازی را تحریک کنند و مصرف برق پویا را به شدت کاهش دهند.[1][7]
این بینش بیولوژیکی، حوزه گستردهتر محاسبات نورومورفیک (neuromorphic computing) را تسریع میکند – شاخهای از مهندسی که به ساخت سختافزاری اختصاص دارد که از سازماندهی فیزیکی مغز تقلید میکند. برخلاف تراشههای سیلیکونی معمولی که حافظه و پردازش را جدا میکنند، تراشههای نورومورفیک تلاش میکنند این عملکردها را در یک مکان قرار دهند و از شبکههای عصبی «جهشی» (spiking) استفاده کنند که از طریق تکانههای الکتریکی گسسته ارتباط برقرار میکنند، بسیار شبیه به نورونهای بیولوژیکی. نمونههای اولیه اخیر از مؤسساتی مانند دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو (UC San Diego) قبلاً نشان دادهاند که سختافزار الهام گرفته از مغز میتواند با اجازه دادن به تعامل جمعی اجزا، سرعت و کارایی انرژی وظایف تشخیص الگو را بهبود بخشد.[6][7]
با این حال، ترجمه حلقههای بازخورد ظریف مغز پستانداران به معماری سیلیکونی مقیاسپذیر، همچنان یک چالش مهندسی بزرگ است. در حالی که مطالعه دانشگاه ایلینوی ثابت میکند که این حلقههای دوطرفه وجود دارند و برای تصمیمگیری کارآمد حیاتی هستند، زمانبندی و هماهنگی دقیق این دینامیکهای زمانی سریع هنوز به طور کامل درک نشده است. تیم ولاسوف قصد دارد فناوریهای جدیدی را برای اندازهگیری فعالیت عصبی در سطحی حتی دقیقتر توسعه دهد تا دقیقاً نحوه ظهور و همگامسازی این حلقهها در سطوح مختلف پردازش مغز را ترسیم کند.[3]
علاوه بر این، یک مانع ریاضی در توسعه هوش مصنوعی وجود دارد. از لحاظ تاریخی، محققان هوش مصنوعی دریافتهاند که معرفی حلقههای بازخورد پیچیده و بازگشتی در شبکههای عصبی مصنوعی، آموزش آنها را به طرز بدنامی دشوار میکند. الگوریتمهای استانداردی که برای آموزش هوش مصنوعی استفاده میشوند، مانند پسانتشار (backpropagation)، اغلب با مشکل «گرادیان محوشونده» (vanishing gradient) دست و پنجه نرم میکنند، زمانی که دادهها به طور مکرر به خود بازمیگردند و مدلها را ناپایدار میسازند. شبکههای پیشخور دقیقاً به این دلیل به استاندارد صنعتی تبدیل شدند که آموزش آنها با استفاده از محاسبات نیروی خام بر روی واحدهای پردازش گرافیکی (GPUs) مدرن آسانتر بود.[1][6]

با وجود این چالشها، هزینههای زیستمحیطی و مالی فزاینده هوش مصنوعی پیشخور، صنعت را مجبور میکند که به راهحلهای بیولوژیکی روی آورد. وزارت انرژی ایالات متحده و آزمایشگاههای ملی مختلف به طور فعال در حال تأمین مالی تحقیقات در مورد سیستمهای نورومورفیک هستند، با هدف توسعه هوش مصنوعی که بتواند با همان بودجه ۲۰ واتی ذهن انسان کار کند. اگر حلقههای بازخورد دوطرفه مشاهده شده در قشر حسی-پیکری اولیه با موفقیت مدلسازی ریاضی شده و در سیلیکون جاسازی شوند، این امر نشاندهنده یک تغییر پارادایم در محاسبات خواهد بود.[1][4][6]
پیامدهای این تحقیق بسیار فراتر از کاهش قبض برق مراکز داده عظیم است. هوش مصنوعی کممصرف و الهام گرفته از مغز میتواند یادگیری ماشینی پیشرفته را از فضای ابری جدا کند و امکان تصمیمگیری قدرتمند و بلادرنگ را مستقیماً در دستگاههای لبه (edge devices) فراهم سازد. از وسایل نقلیه خودران که میتوانند دادههای حسی را با سرعت بیولوژیکی پردازش کنند تا دستگاههای نظارت بر سلامت پوشیدنی که ناهنجاریها را بدون تخلیه باتری تشخیص میدهند، کاربردهای هوش مصنوعی کممصرف بسیار گسترده است. دانشمندان با نگاهی به معماری ذهن خودمان، کلید هوشمندتر و پایدارتر کردن هوش مصنوعی را پیدا میکنند.[2][5][7]
روند رویداد
۲۰۰۸
آکادمی ملی مهندسی، مهندسی معکوس مغز را به عنوان یکی از ۱۴ چالش بزرگ قرن ۲۱ معرفی میکند.
مارس ۲۰۲۶
محققان دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو یافتههای خود را در مورد یک پلتفرم سختافزاری الهام گرفته از مغز منتشر میکنند که حافظه و محاسبات را برای بهبود کارایی هوش مصنوعی ترکیب میکند.
جولای ۲۰۲۶
محققان دانشگاه ایلینوی مطالعه PNAS خود را منتشر میکنند که حلقههای بازخورد دوطرفه را در قشر حسی-پیکری اولیه نشان میدهد.
بررسی عمیق دیدگاهها
محققان علوم اعصاب
تمرکز بر ترسیم واقعیتهای بیولوژیکی معماری سطح سیستمی مغز.
برای متخصصان علوم اعصاب، این کشف یک تغییر اساسی در «نقشه» ذهن است. با اثبات اینکه سیگنالهای تصمیمگیری در قشر حسی-پیکری اولیه ظاهر میشوند، محققان از این ایده که مغز دارای مناطق تخصصی و مجزا است که منتظر نوبت خود برای پردازش دادهها هستند، فاصله میگیرند. در عوض، آنها شناخت را به عنوان یک گفتگوی بسیار همگامسازی شده در کل مغز میبینند که در آن تنظیمات از بالا به پایین به اندازه ورودی حسی از پایین به بالا اهمیت دارد.
مهندسان نورومورفیک
تمرکز بر ترجمه کارایی بیولوژیکی به سیلیکون برای حل بحران انرژی هوش مصنوعی.
مهندسان سختافزار، بودجه برق ۲۰ واتی مغز را به عنوان معیار نهایی میبینند. آنها استدلال میکنند که مسیر فعلی هوش مصنوعی – ساخت مراکز داده عظیم برای تأمین انرژی محاسبات نیروی خام و پیشخور – ناپایدار است. مهندسان نورومورفیک معتقدند که با اتخاذ حلقههای بازخورد دوطرفه و رویدادمحور مغز، میتوانند تراشههایی طراحی کنند که فقط هنگام پردازش فعالانهی جهشهای اطلاعاتی مرتبط، برق مصرف کنند و ردپای کربنی یادگیری ماشینی را به شدت کاهش دهند.
توسعهدهندگان سنتی هوش مصنوعی
تمرکز بر مقیاسبندی معماریهای پیشخور فعلی و تردید در مورد امکانپذیری نورومورفیک در کوتاهمدت.
بسیاری از توسعهدهندگانی که روی مدلهای زبان بزرگ پیشرو امروزی کار میکنند، ظرافت حلقههای بازخورد بیولوژیکی را تأیید میکنند، اما به مشکلات ریاضی در تکرار آنها اشاره میکنند. معرفی حلقههای بازگشتی در شبکههای عصبی مصنوعی اغلب منجر به بیثباتی در آموزش میشود، مانند مشکل «گرادیان محوشونده». آنها استدلال میکنند که در حالی که محاسبات نورومورفیک یک مسیر تحقیقاتی بلندمدت امیدوارکننده است، آینده فوری هوش مصنوعی متکی بر بهینهسازی معماریهای پیشخور موجود و بهبود کارایی GPU است.
آنچه نمیدانیم
- زمانبندی و هماهنگی دقیق دینامیکهای زمانی سریع در داخل این حلقههای بازخورد.
- نحوه آموزش موفقیتآمیز شبکههای عصبی مصنوعی با حلقههای بازگشتی پیچیده بدون ایجاد بیثباتی ریاضی.
- زمان در دسترس قرار گرفتن تجاری سختافزار نورومورفیک مقیاسپذیر که قادر به مطابقت با عملکرد مدلهای پیشخور فعلی باشد.
اصطلاحات کلیدی
- قشر حسی-پیکری اولیه (S1)
- ناحیهای از مغز که مسئول دریافت و پردازش اطلاعات حسی از سراسر بدن است.
- معماری پیشخور (Feed-forward Architecture)
- طراحی هوش مصنوعی که در آن دادهها فقط در یک جهت، از ورودی به خروجی، بدون بازگشت حرکت میکنند.
- محاسبات نورومورفیک (Neuromorphic Computing)
- مهندسی کامپیوتر که از ساختار و عملکرد مغز انسان برای ساخت سختافزاری کارآمدتر الهام میگیرد.
- تنظیم از بالا به پایین (Top-down Regulation)
- فرآیندی که در آن عملکردهای شناختی سطح بالاتر، پردازش حسی سطح پایینتر را تحت تأثیر قرار داده و تعدیل میکنند.
پرسشهای متداول
حلقه بازخورد در مغز چیست؟
این یک جریان اطلاعاتی دوطرفه است که در آن مناطق تصمیمگیری سطح بالاتر، سیگنالها را به مناطق حسی اولیه بازمیگردانند تا به پردازش اطلاعات در زمان واقعی کمک کنند.
چرا هوش مصنوعی کنونی اینقدر پرمصرف است؟
بیشتر هوش مصنوعی مدرن از معماریهای پیشخور استفاده میکند که مقادیر عظیمی از دادهها را به طور مداوم در یک جهت پردازش میکنند و نیاز به محاسبات نیروی خام و مگاواتها برق دارند.
محققان چگونه این فعالیت مغزی را اندازهگیری کردند؟
آنها دینامیکهای زمانی سریع فعالیت عصبی را در موشها هنگام حرکت در یک محیط واقعیت مجازی و تصمیمگیری، ثبت کردند.
منابع
[1]Neuroscience Newsمحققان علوم اعصاب
Discovery Redefines the Architecture of Thought
مطالعه در Neuroscience News →[2]ScienceDailyمحققان علوم اعصاب
The Brain's Hidden Decision Network
مطالعه در ScienceDaily →[3]Mirage News
Scientists uncover evidence that could reshape how researchers think about both the brain and artificial intelligence
مطالعه در Mirage News →[4]Proceedings of the National Academy of Sciencesمحققان علوم اعصاب
Decision-making signals in the primary somatosensory cortex reveal bidirectional feedback loops
مطالعه در Proceedings of the National Academy of Sciences →[5]University of Illinois Urbana-Champaignمهندسان نورومورفیک
New insight into decision-making pathways in the brain may impact the way engineers think about artificial intelligence
مطالعه در University of Illinois Urbana-Champaign →[6]Los Alamos National Laboratoryمهندسان نورومورفیک
Neuromorphic computing, the next generation of AI, will be smaller, faster, and more efficient than the human brain
مطالعه در Los Alamos National Laboratory →[7]UC San Diegoمهندسان نورومورفیک
Brain-Inspired Hardware Could Help AI Keep Pace With Explosive Growth
مطالعه در UC San Diego →
هر زاویه. هر روز.
دریافت هوش مصنوعی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.











