یونسکو: فقط ۱ لایحه از ۱۴۸ لایحه جهانی هوش مصنوعی به فرهنگ میپردازد؛ «خلاء قانونی» برای هنرمندان
گزارش جامع یونسکو در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که تنها یکی از ۱۴۸ لایحه جهانی هوش مصنوعی به موضوع فرهنگ پرداخته است، که این امر هنرمندان و تولیدکنندگان محتوا را در برابر هوش مصنوعی مولد (Generative AI) از نظر اقتصادی آسیبپذیر میکند. این یافتهها نقشه راهی را برای سیاستگذاران فراهم میکند تا شکاف نظارتی را پر کرده و از اقتصاد جهانی فرهنگ به ارزش ۲۵۴ میلیارد دلار محافظت کنند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سیاستگذاران فرهنگی
- استدلال میکنند که چارچوبهای بینالمللی باید به صراحت از تنوع فرهنگی و جبران خسارت هنرمندان در برابر اختلال هوش مصنوعی محافظت کنند.
- گروههای مدافع هنرمندان
- بر تهدید اقتصادی فوری برای هنرمندان تمرکز دارند و خواستار اجرای حق تکثیر و جبران خسارت عادلانه برای دادههای آموزشی هستند.
- مدافعان دسترسی دیجیتال
- بر نقش کتابخانهها و مراکز شمول دیجیتال در پر کردن شکاف بین شمال و جنوب جهانی تأکید میکنند.
- تحلیلگران نظارتی
- چشمانداز گستردهتر قانونگذاری هوش مصنوعی را بررسی میکنند و خاطرنشان میسازند که قوانین اولیه ایمنی فیزیکی و حریم خصوصی دادهها را بر تأثیر فرهنگی اولویت دادهاند.
زوایای پوششدادهنشده
- · توسعهدهندگان تجاری هوش مصنوعی
- · مدافعان هوش مصنوعی متنباز
چرا مهم است
در حالی که مدلهای هوش مصنوعی مولد در حال تغییر شکل اقتصاد جهانی هستند، هنرمندان، نویسندگان و موسیقیدانانی که آثارشان برای آموزش این سیستمها استفاده میشود، بدون حمایت قانونی رها شدهاند. درک این نقطه کور نظارتی، اولین گام برای ساختن یک اقتصاد دیجیتال عادلانه است که به جای استخراج، خلاقیت انسانی را جبران کند.
نکات کلیدی
- گزارش یونسکو در سال ۲۰۲۶ نشان داد که تنها ۱ لایحه از ۱۴۸ لایحه جهانی هوش مصنوعی به بخش فرهنگی میپردازد.
- این خلاء نظارتی، هنرمندان را در معرض استخراج دادههای بدون جبران توسط مدلهای هوش مصنوعی مولد قرار میدهد.
- بدون مداخلات سیاستی هدفمند، تولیدکنندگان موسیقی ممکن است تا سال ۲۰۲۸، ۲۴ درصد از درآمدهای خود را از دست بدهند.
- قانونگذاری اولیه هوش مصنوعی ایمنی فیزیکی و حریم خصوصی دادهها را در اولویت قرار داد و حق تکثیر و میراث هنری را به حاشیه راند.
- مدافعان اکنون در حال تلاش هستند تا «حاکمیت فرهنگی» در موج بعدی قوانین هوش مصنوعی گنجانده شود.
در حالی که هوش مصنوعی در حال تغییر شکل اقتصاد جهانی است، قانونگذاران برای ایجاد محدودیتهای نظارتی به سرعت وارد عمل شدهاند. بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، دولتها در سراسر جهان ۱۴۸ لایحه مجزا را برای تنظیم هوش مصنوعی تصویب کردند که موضوعاتی از وسایل نقلیه خودران گرفته تا سوگیریهای الگوریتمی در مراقبتهای بهداشتی و مالی را هدف قرار میدادند.[7][8]
با این حال، یک بررسی جامع سیاستگذاری جدید، یک نادیدهانگاری آشکار در این روند قانونگذاری را کشف کرده است. بر اساس گزارش «تغییر شکل سیاستها برای خلاقیت» یونسکو در سال ۲۰۲۶، از میان آن ۱۴۸ لایحه ملی هوش مصنوعی، تنها یک مورد فرهنگ را به عنوان موضوع اصلی خود معرفی کرده است.[1][5]
این غفلت، چیزی را ایجاد کرده است که این نهاد سازمان ملل آن را «خلاء نظارتی» یا «خلاء قانونی» برای هنرمندان، نویسندگان و تولیدکنندگان محتوای دیجیتال در سراسر جهان توصیف میکند. در حالی که ۸۵ درصد از کشورهای مورد بررسی، استراتژیهای فرهنگی دیجیتال گستردهای را اجرا کردهاند، مکانیسمهای خاص هوش مصنوعی مولد تا حد زیادی از دفاعیات قانونی بخش فرهنگ عبور کردهاند.[1][2][3][5]
پیامدهای اقتصادی این خلاء بسیار گسترده است. تجارت جهانی کالاهای فرهنگی اخیراً دو برابر شده و به ۲۵۴ میلیارد دلار رسیده است، و درآمدهای دیجیتال اکنون ۳۵ درصد از کل درآمد هنرمندان را تشکیل میدهد. با این حال، استفاده سریع از آثار دارای حق تکثیر توسط مدلهای زبان بزرگ و تولیدکنندگان تصویر، این بنیان را تهدید به بیثباتی میکند.[1][3][8]
بدون مداخلات سیاستی هدفمند، تأثیر مالی بر طبقه متوسط خلاق میتواند شدید باشد. یونسکو پیشبینی میکند که درآمد موسیقیدانان تا سال ۲۰۲۸ به دلیل گسترش محتوای مصنوعی و تولید شده توسط هوش مصنوعی، میتواند تا ۲۴ درصد کاهش یابد.[2][4]
متخصصان در بخش سمعی و بصری نیز با کاهش مشابهی روبرو هستند، با زیانهای درآمدی پیشبینی شده ۲۱ درصدی در همان دوره. در حالی که خروجیهای تولید شده توسط هوش مصنوعی بازارهای جهانی را پر میکنند، هنرمندان انسانی بازده کمتری از آثار اصلی خود کسب کرده و بیشتر در معرض نقض مالکیت فکری قرار میگیرند.[2][4]
چگونه بخش فرهنگ در موج اول مقرراتگذاری هوش مصنوعی نادیده گرفته شد؟ تلاشهای قانونگذاری اولیه به طور طبیعی ایمنی فیزیکی، حریم خصوصی دادهها و خطرات وجودی را در اولویت قرار دادند. قانونگذاران هوش مصنوعی مولد را در درجه اول به عنوان یک فناوری و یک مسئله امنیت ملی در نظر گرفتند و بر سیستمهای پرخطر مانند تشخیص چهره و زیرساختهای حیاتی تمرکز کردند.[7][8]
قانونگذاران هوش مصنوعی مولد را در درجه اول به عنوان یک فناوری و یک مسئله امنیت ملی در نظر گرفتند و بر سیستمهای پرخطر مانند تشخیص چهره و زیرساختهای حیاتی تمرکز کردند.
از آنجا که هنر، ادبیات و موسیقی اغلب از منظر حق تکثیر (کپیرایت) دیده میشوند تا ایمنی عمومی، در چارچوبهای کلی هوش مصنوعی به حاشیه رانده شدند. در نتیجه، استفاده غیرمجاز از دادههای فرهنگی برای آموزش مدلهای تجاری در حال حاضر در اکثر حوزههای قضایی در یک منطقه خاکستری قانونی عمل میکند و هنرمندان را مجبور میکند به جای تکیه بر حمایتهای قانونی، در دادگاههای مدنی به نبردهای پیچیده بپردازند.[4][8]
اضطراب در جامعه خلاق محسوس است. بر اساس دادههای یونسکو، ۷۹ درصد از متخصصان فرهنگی اکنون هوش مصنوعی را تهدیدی مستقیم برای معیشت خود میدانند. آنها استفاده بدون مجوز از دادههای دارای حق تکثیر و کاهش ارزش گستردهتر خلاقیت انسانی را به عنوان نگرانیهای اصلی خود ذکر میکنند.[3]
این آسیبپذیری با شکاف دیجیتال جهانی مداوم تشدید میشود. در حالی که ۶۷ درصد از جمعیت در کشورهای توسعهیافته مهارتهای دیجیتال ضروری را دارند، این رقم در کشورهای در حال توسعه به ۲۸ درصد کاهش مییابد.[1][2]
این نابرابری به این معنی است که هنرمندان در جنوب جهانی (Global South) دو برابر در معرض خطر هستند. آنها نه تنها فاقد زیرساختهای دیجیتال برای رقابت با حجم گسترده محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی هستند، بلکه عبارات فرهنگی محلی آنها اغلب بدون جبران خسارت برای آموزش مدلهایی که عمدتاً متعلق به غولهای فناوری غربی هستند، استخراج میشوند.[2][8]
یکسانسازی فرهنگ (Homogenization) یک خطر ثانویه، اما به همان اندازه عمیق است. هنگامی که سیستمهای هوش مصنوعی بر روی مجموعهدادههای محدود و غالب آموزش میبینند، تمایل دارند خروجیهای استاندارد و قابل پیشبینی تولید کنند که هنرمندان کمتر شناخته شده و زبانهای اقلیت را به حاشیه میراند.[1][6]
با این حال، شناسایی این خلاء قانونی به عنوان کاتالیزوری برای اقدام عمل میکند. با کمیسازی دامنه دقیق شکاف نظارتی، گزارش یونسکو یک نقشه راه مشخص برای سیاستگذاران فراهم میکند تا حمایتهای فرهنگی را در نسل بعدی قوانین هوش مصنوعی ادغام کنند.[1][8]

گروههای مدافع و نهادهای فرهنگی در حال حاضر بر اساس این یافتهها بسیج شدهاند. سازمانهایی مانند فدراسیون بینالمللی انجمنها و مؤسسات کتابخانهای (IFLA) در حال تلاش هستند تا کتابخانهها به عنوان مراکز ضروری برای شمول دیجیتال شناخته شوند و اطمینان حاصل کنند که جوامع محلی کنترل روایتهای فرهنگی خود را حفظ کرده و آموزش لازم برای حرکت در چشمانداز مبتنی بر هوش مصنوعی را دریافت میکنند.[6]
اجماع در حال ظهور به سمت چارچوبی از «حاکمیت فرهنگی» اشاره دارد—این اصل که ملتها باید فعالانه از میراث هنری خود در برابر استخراج الگوریتمی محافظت کنند. در حالی که دولتها قوانین جدیدی را تدوین میکنند، تمرکز از صرفاً کاهش خطرات فنی هوش مصنوعی به دفاع فعال از خلاقیت انسانی که زیربنای اقتصاد جهانی فرهنگ است، تغییر میکند.[3][6][8]
روند رویداد
2005
یونسکو کنوانسیون حفاظت و ترویج تنوع بیانهای فرهنگی را تصویب کرد و مبنایی برای حقوق فرهنگی ایجاد نمود.
2016–2023
دولتها در سطح جهان ۱۴۸ لایحه مرتبط با هوش مصنوعی را تصویب کردند که عمدتاً بر حریم خصوصی دادهها، سیستمهای خودران و ایمنی فیزیکی تمرکز داشتند تا فرهنگ.
2024–2025
تجاریسازی سریع هوش مصنوعی مولد منجر به استخراج گسترده هنر، موسیقی و ادبیات دارای حق تکثیر برای آموزش مدلهای تجاری شد.
Feb 2026
یونسکو چهارمین گزارش «تغییر شکل سیاستها» خود را منتشر کرد و رسماً «خلاء قانونی» را که هنرمندان را در معرض اختلال هوش مصنوعی قرار میدهد، شناسایی نمود.
بررسی عمیق دیدگاهها
سیاستگذاران فرهنگی
نهادهای بینالمللی که برای حمایتهای صریح فرهنگی در قوانین هوش مصنوعی تلاش میکنند.
سازمانهایی مانند یونسکو و «فرهنگ اکشن اروپا» استدلال میکنند که برخورد با هوش مصنوعی صرفاً به عنوان یک مسئله فناوری یا امنیتی، تأثیر عمیق آن بر میراث انسانی را نادیده میگیرد. آنها از رویکردی مبتنی بر حقوق حمایت میکنند که در آن حاکمیت فرهنگی محافظت شود و اطمینان حاصل شود که الگوریتمها هنر جهانی را یکسان نمیکنند و هنرمندان هنگام استفاده از آثارشان به عنوان داده آموزشی، عادلانه جبران خسارت میشوند.
گروههای مدافع هنرمندان
هنرمندان و گروههای صنعتی که خواستار تضمینهای اقتصادی فوری هستند.
برای طبقه متوسط خلاق، رونق هوش مصنوعی یک تهدید اقتصادی وجودی است. شبکههای مدافع تأکید میکنند که استخراج غیرمجاز مواد دارای حق تکثیر، انتقال گسترده ثروت از هنرمندان فردی به پلتفرمهای فناوری است. آنها برای الزامات شفافیت سختگیرانه لابی میکنند و از توسعهدهندگان هوش مصنوعی میخواهند که دادههای آموزشی خود را افشا کرده و مدلهای مجوزی با جبران خسارت مستقیم ارائه دهند.
مدافعان دسترسی دیجیتال
نهادهایی که بر پر کردن شکاف دیجیتال و حفظ دانش محلی تمرکز دارند.
گروههایی مانند فدراسیون بینالمللی انجمنها و مؤسسات کتابخانهای (IFLA) تأکید میکنند که انقلاب هوش مصنوعی به طور نامتناسبی به نفع شمال جهانی است. آنها استدلال میکنند که بدون سرمایهگذاری مستمر در سواد دیجیتال و زیرساختهای کتابخانهای محلی، جوامع در جنوب جهانی صرفاً به منابع داده برای مدلهای هوش مصنوعی غربی تبدیل خواهند شد، نه مشارکتکنندگان فعال در اقتصاد خلاق دیجیتال.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا توسعهدهندگان بزرگ هوش مصنوعی داوطلبانه با مدلهای صدور مجوز انتخابی برای دادههای فرهنگی موافقت خواهند کرد، پیش از آنکه قانون جدید آنها را مجبور کند.
- دولتهای ملی با چه سرعتی میتوانند لوایح اصلاح شده هوش مصنوعی را که به طور خاص به حق تکثیر و حاکمیت فرهنگی میپردازند، تدوین و تصویب کنند.
- سازوکار دقیق جبران خسارت عطف به ماسبق برای هنرمندان در جنوب جهانی، بابت دادههایی که قبلاً توسط مدلهای هوش مصنوعی موجود استخراج شدهاند.
اصطلاحات کلیدی
- هوش مصنوعی مولد
- سیستمهای هوش مصنوعی که قادر به ایجاد متن، تصویر یا صدای جدید بر اساس الگوهای آموخته شده از حجم عظیمی از دادههای موجود هستند.
- خلاء نظارتی
- وضعتی که در آن تغییرات سریع فناوری یا اجتماعی بدون وجود قوانین یا مقررات برای مدیریت آنها رخ میدهد و طرفهای آسیبدیده را بدون حمایت رها میکند.
- حاکمیت فرهنگی
- حق و توانایی یک ملت یا جامعه برای محافظت، کنترل و حفظ میراث فرهنگی و بیانهای خلاقانه خود.
- یکسانسازی الگوریتمی
- فرآیندی که طی آن سیستمهای هوش مصنوعی، که بر روی مجموعهدادههای غالب آموزش دیدهاند، محتوای استاندارد تولید میکنند که تنوع فرهنگی و زبانی را کاهش میدهد.
پرسشهای متداول
چرا هنرمندان به دلیل هوش مصنوعی درآمد خود را از دست میدهند؟
سیستمهای هوش مصنوعی مولد بر روی حجم عظیمی از آثار دارای حق تکثیر و بدون جبران خسارت آموزش میبینند، که این امر به پلتفرمها اجازه میدهد محتوای مصنوعی تولید کنند که مستقیماً با هنرمندان انسانی رقابت میکند.
چند قانون هوش مصنوعی واقعاً از هنرمندان محافظت میکند؟
بر اساس گزارش یونسکو در سال ۲۰۲۶، از ۱۴۸ لایحه ملی هوش مصنوعی که بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ در سطح جهان تصویب شده، تنها یکی به طور صریح بر فرهنگ و بخش خلاق تمرکز داشته است.
تأثیر این وضعیت بر جنوب جهانی چیست؟
هنرمندان در کشورهای در حال توسعه با دو مشکل روبرو هستند: فقدان زیرساختهای دیجیتال برای رقابت با محتوای هوش مصنوعی، و استخراج بدون جبران دادههای فرهنگی محلی آنها توسط شرکتهای فناوری خارجی.
توصیه یونسکو به دولتها چیست؟
یونسکو از کشورها میخواهد که حمایتهای فرهنگی را در استراتژیهای هوش مصنوعی خود ادغام کنند، تا از پرداخت عادلانه به هنرمندان و حفظ تنوع زبانی و فرهنگی اطمینان حاصل شود.
منابع
[1]UNESCOسیاستگذاران فرهنگی
Re|Shaping Policies for Creativity: 2026 Global Report
مطالعه در UNESCO →[2]UN Newsگروههای مدافع هنرمندان
AI threatens creators' livelihoods, warns new UN culture report
مطالعه در UN News →[3]Culture Action Europeسیاستگذاران فرهنگی
UNESCO: Re|Shaping Policies for Creativity 2026
مطالعه در Culture Action Europe →[4]Creatives Uniteگروههای مدافع هنرمندان
AI set to slash creators' revenues by up to 24% by 2028, UNESCO warns
مطالعه در Creatives Unite →[5]NetInfluencerگروههای مدافع هنرمندان
A Single AI Law Addresses Culture Globally Amid Creator Revenue Threats
مطالعه در NetInfluencer →[6]IFLAمدافعان دسترسی دیجیتال
Culture remains a blind spot in AI policy, UNESCO warns
مطالعه در IFLA →[7]Royal Society Publishingتحلیلگران نظارتی
The global landscape of AI legislation and regulatory frameworks
مطالعه در Royal Society Publishing →[8]Factlen Editorial Teamتحلیلگران نظارتی
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.










