رفتن به محتوای اصلی
تحلیل کوهستانروند تحولتحلیل داده۲۲ تیر ۱۴۰۵، ۱۷:۲۰· 7 دقیقه مطالعه· در ورزش

انقلاب داده‌ها: چگونه استعدادیابی جام جهانی از دفترچه‌ها به شبکه‌های عصبی تکامل یافت

هنر آماده‌سازی برای جام جهانی دستخوش تحولی رادیکال شده است، از پرونده‌های دست‌نویس گرفته تا ردیابی نوری و هوش مصنوعی. تحلیل داده‌های پیشرفته، اطلاعات تاکتیکی را دموکراتیزه کرده و به کشورهای نوظهور اجازه می‌دهد تا ساختارهای تیم‌های بزرگ و تاریخی فوتبال را به صورت سیستماتیک از هم بپاشند.

به قلم آناهیتا یوسفی

دانشمندان داده و تحلیلگران 40%استعدادیاب‌های سنتی و مربیان 30%نهادهای حاکم 30%
دانشمندان داده و تحلیلگران
استدلال می‌کنند که فوتبال اساساً یک پازل هندسی پیچیده است که می‌توان آن را از طریق ردیابی نوری و یادگیری ماشینی حل کرد.
استعدادیاب‌های سنتی و مربیان
معتقدند که اگرچه داده‌ها یک فیلتر قدرتمند هستند، اما عناصر روانشناختی و انسانی فوتبال تورنمنت قابل اندازه‌گیری نیستند.
نهادهای حاکم
بر دموکراتیزه شدن داده‌ها به عنوان ابزاری برای برابر کردن زمین بازی و بهبود رقابت‌پذیری جهانی این ورزش تمرکز دارند.

در اواسط قرن بیستم، جام جهانی فیفا جشنواره‌ای از ناشناخته‌ها بود. وقتی تیم‌های ملی به تورنمنت می‌رسیدند، اغلب اسرار تاکتیکی را با خود حمل می‌کردند که برای حریفانشان کاملاً بیگانه بود. بازی جهانی بسیار منطقه‌ای بود و اطلاعات به کندی در مرزها جابجا می‌شد.[2]

روش اصلی جمع‌آوری اطلاعات، استعدادیاب تنها بود که با یک دفترچه یادداشت و قلم به قاره‌های مختلف اعزام می‌شد. این تاکتیک‌دانان اولیه کاملاً به «آزمون چشمی» متکی بودند، آرایش‌های تیم را روی کاغذهای باطله ترسیم می‌کردند، پای غالب بازیکنان کلیدی را یادداشت می‌کردند و تلاش می‌کردند ریتم حریف را صرفاً از طریق مشاهده رمزگشایی کنند.[3]

این دوران کمبود اطلاعات به این معنی بود که نوآوری‌های تاکتیکی می‌توانستند بدون کنترل در یک تورنمنت گسترش یابند. یک سیستم جدید یا یک بازیکن غیرمتعارف می‌توانست یک قدرت بزرگ را از هم بپاشد، صرفاً به این دلیل که حریف هیچ مرجع قبلی برای آماده‌سازی یک ضد استراتژی نداشت. غافلگیری‌ها فقط ممکن نبودند؛ آنها یک عنصر اساسی در رقابت بودند.[2]

اولین تغییر بزرگ با گسترش تلویزیون‌های پخش و نوار VHS فرا رسید. تا دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، تبادل فیزیکی ضبط مسابقات به واحد پول جاسوسی فوتبال بین‌المللی تبدیل شد و به مربیان اجازه می‌داد بدون سوار شدن به پروازهای بین‌قاره‌ای، حریفان را مطالعه کنند.[3]

مربیان ساعت‌ها در اتاق‌های تاریک وقت می‌گذراندند و نوارها را به صورت دستی عقب می‌زدند تا خط دفاعی یا روال‌های ضربات ایستگاهی حریف را ردیابی کنند. اگرچه این تحلیل ویدیویی در آن زمان انقلابی بود، اما ذاتاً ذهنی بود و توسط زوایای دوربین پخش‌کننده محدود می‌شد، که عمدتاً توپ را دنبال می‌کرد نه ساختار بدون توپ تیم را.[2]

پیش از عصر دیجیتال، اطلاعات تاکتیکی به صورت دستی جمع‌آوری می‌شد و از طریق نوارهای فیزیکی به اشتراک گذاشته می‌شد.

آغاز هزاره، اولین موج تحلیل کمی را به جام جهانی معرفی کرد. ارائه‌دهندگان اولیه داده شروع به ثبت رویدادهای مجزای مربوط به توپ کردند: پاس‌های کامل شده، تکل‌های برنده شده، مسافت کل طی شده و شوت‌های در چارچوب. فوتبال سرانجام شروع به شمارش اقدامات خود کرده بود.

با این حال، این داده‌های اولیه اغلب گمراه‌کننده بودند. آمار بالای مالکیت توپ یا مسافت‌های طی شده زیاد لزوماً با تسلط تاکتیکی ارتباط نداشت. صنعت به سرعت متوجه شد که شمارش رویدادها بدون زمینه فضایی، تصویری به طرز شگفت‌آوری ناقص از یک ورزش بسیار سیال و پویا ارائه می‌دهد.

انقلاب واقعی با فناوری ردیابی نوری فرا رسید. استادیوم‌های مدرن اکنون مجهز به آرایه‌های دوربین تخصصی هستند که مختصات دقیق توپ و هر ۲۲ بازیکن را چندین بار در ثانیه ثبت می‌کنند و یک دوقلوی دیجیتال پیوسته از مسابقه ایجاد می‌کنند.

این فناوری میلیون‌ها نقطه داده در هر بازی تولید می‌کند. ساختار اسکلتی بازیکنان را نقشه‌برداری می‌کند و جهت‌گیری لگن و شانه‌های آنها را ردیابی می‌کند تا شکل بدن و آگاهی بصری را قبل از دریافت پاس درک کند.

با تغییر تمرکز از بازیکنی که توپ را در اختیار دارد به ۲۱ بازیکن بدون توپ، ردیابی نوری هندسه پنهان این ورزش را روشن کرد. تحلیلگران سرانجام توانستند فواصل بین مدافعان، سرعت انتقال دفاعی یک تیم، و فضای دقیقی که یک مهاجم با یک حرکت فریبنده ایجاد می‌کرد را اندازه‌گیری کنند.

با تغییر تمرکز از بازیکنی که توپ را در اختیار دارد به ۲۱ بازیکن بدون توپ، ردیابی نوری هندسه پنهان این ورزش را روشن کرد.

این داده‌های فضایی باعث تولد معیارهای پیشرفته‌ای شد که اساساً نحوه ارزیابی عملکرد توسط تیم‌ها را تغییر داده است. گل‌های مورد انتظار (xG) کیفیت یک فرصت گلزنی را بر اساس داده‌های تاریخی کمی‌سازی می‌کند و واریانس پایان‌دهی استثنایی یا دروازه‌بانی را حذف می‌کند تا تسلط ساختاری زیربنایی یک تیم را آشکار سازد.

فناوری ردیابی نوری، جهت‌گیری دقیق بدن هر بازیکن را در زمین ترسیم می‌کند.

فراتر از شوت‌زنی، معیارهایی مانند تهدید مورد انتظار (xT) و مدل‌های کنترل زمین ارزیابی می‌کنند که چگونه یک تیم توپ را به مناطق خطرناک حرکت می‌دهد. این مدل‌ها احتمال گلزنی یک تیم از هر مالکیت توپ را محاسبه می‌کنند و ارزش فوق‌العاده‌ای به پاس‌های پیش‌رونده و دریبل‌هایی می‌دهند که خطوط دفاعی را می‌شکنند.[1]

برای آماده‌سازی جام جهانی، این مدل‌ها برای شناسایی آسیب‌پذیری‌های ساختاری به سلاح تبدیل می‌شوند. یک تحلیلگر می‌تواند از پایگاه داده سؤال کند تا دقیقاً پیدا کند که یک مدافع کناری حریف در طول انتقال‌های تهاجمی کجا فضا باقی می‌گذارد، یا کدام مدافع میانی از نظر آماری به احتمال زیاد در یک دوئل هوایی در برابر نوع خاصی از سانتر شکست می‌خورد.[3]

شاید عمیق‌ترین تأثیر انقلاب داده‌ها، اثر دموکراتیزه کننده آن بر فوتبال بین‌المللی بوده است. از لحاظ تاریخی، فدراسیون‌های ثروتمند دارای مزیت بزرگی در زیرساخت‌های استعدادیابی بودند و می‌توانستند ارتش‌هایی از تحلیلگران را در سراسر جهان برای ساخت پرونده‌های اختصاصی مستقر کنند.[2]

امروز، تمرکززدایی داده‌ها زمین بازی را برابر کرده است. فیفا به همه کشورهای شرکت‌کننده دسترسی به یک مجموعه داده یکنواخت و بسیار پیشرفته را از طریق یک مرکز متمرکز فراهم می‌کند و تضمین می‌کند که هر کادر مربیگری مواد خام مورد نیاز برای آماده‌سازی تاکتیکی نخبه را در اختیار دارد.

این بدان معناست که کشورهای نوظهور فوتبال مانند کیپ ورد (Cape Verde) یا ازبکستان (Uzbekistan) به همان داده‌های پایه ردیابی نوری و رویدادها دسترسی دارند که غول‌های سنتی مانند برزیل یا آلمان. مزیت دیگر در این نیست که چه کسی می‌تواند بیشترین داده را جمع‌آوری کند، بلکه در این است که چه کسی می‌تواند آن را به مؤثرترین شکل تفسیر کند.[3]

این دموکراتیزه شدن، کاهش شکاف استعدادی در جام جهانی را توضیح می‌دهد. کشورهای کوچک‌تر از داده‌ها برای ساخت بلوک‌های دفاعی بسیار سازمان‌یافته و از نظر ریاضی دقیق استفاده می‌کنند که نبوغ فردی حریفان فوق ستاره را خنثی می‌کند. آنها محرک‌های دقیق پرس کردن را شناسایی می‌کنند که برای ایجاد گردش توپ در مناطق با ارزش بالا لازم است، و انضباط تاکتیکی را به یک عامل تساوی‌بخش بزرگ تبدیل می‌کنند.[1]

دسترسی متمرکز به داده‌ها به ملت‌های نوظهور اجازه داده است تا شکاف تاکتیکی خود را با قدرت‌های تاریخی ببندند.

با وجود تسلط الگوریتم‌ها، عنصر انسانی استعدادیابی همچنان ضروری است. داده‌ها می‌توانند آنچه یک بازیکن انجام می‌دهد را با دقت قابل توجهی آشکار کنند، اما اغلب در توضیح «چرایی» روانشناختی پشت اقدامات آنها مشکل دارند.

استعدادیاب‌های سنتی اکنون با تمرکز لیزری مستقر می‌شوند. به جای تماشای یک بازیکن برای دیدن اینکه آیا او از نظر فنی با استعداد است – واقعیتی که داده‌ها قبلاً تأیید کرده‌اند – آنها تماشا می‌کنند تا انعطاف‌پذیری روانی، رهبری در شرایط سخت، و مهارت‌های ارتباطی را ارزیابی کنند.[2]

«آزمون چشمی» ارزیابی می‌کند که یک مدافع چگونه به ارتکاب یک اشتباه حیاتی واکنش نشان می‌دهد، یا یک مهاجم در طول یک دوره طولانی بدون گل چگونه رفتار می‌کند. این ویژگی‌های انسانی غیرقابل لمس اغلب موفقیت را در بوته آزمایش پرفشار یک مسابقه حذفی جام جهانی دیکته می‌کنند، جایی که برنامه‌های تاکتیکی اغلب به هرج و مرج تبدیل می‌شوند.[3]

ترکیب داده‌ها و استعدادیابی سنتی، نژاد جدیدی از آماده‌سازی تاکتیکی را ایجاد کرده است. مدیر مدرن جام جهانی بین الگوریتم و استعدادیاب یکی را انتخاب نمی‌کند؛ آنها از الگوریتم استفاده می‌کنند تا دقیقاً به استعدادیاب بگویند کجا را نگاه کند.

استعدادیاب‌های امروزی، مشاهده سنتی را با بینش‌های الگوریتمی در زمان واقعی ترکیب می‌کنند.

با نگاه به آینده، هوش مصنوعی آماده است تا تکامل بعدی را در آماده‌سازی تورنمنت هدایت کند. مدل‌های یادگیری ماشینی در حال آموزش دیدن هستند تا الگوهای تاکتیکی پیچیده را به طور خودکار تشخیص دهند و چرخش‌های موقعیتی ظریف حریف را قبل از اینکه حتی یک تحلیلگر انسانی متوجه شود، علامت‌گذاری کنند.

این سیستم‌های هوش مصنوعی می‌توانند هزاران سناریوی مسابقه را شبیه‌سازی کنند، پیش‌بینی کنند که چگونه یک مربی حریف احتمالاً آرایش خود را در پاسخ به یک گل عقب افتادن تغییر می‌دهد، یا دقیقه دقیقی را شناسایی کنند که معمولاً در آن یک پروفایل خاص از تعویض را معرفی می‌کنند.[1]

همانطور که جام جهانی به گسترش و تکامل خود ادامه می‌دهد، میدان نبرد قاطعانه از زمین بازی به اتاق سرور منتقل شده است. کشورهایی که پیروز می‌شوند، آنهایی خواهند بود که بر تعادل ظریف بین قطعیت سرد داده‌ها و شعر غیرقابل پیش‌بینی بازی انسانی مسلط شوند.[3]

نکات کلیدی

  • استعدادیابی اولیه جام جهانی متکی بر ناظران تنها و یادداشت‌های دست‌نویس بود که باعث می‌شد غافلگیری‌های تاکتیکی رایج باشند.
  • ظهور ردیابی نوری، تحلیل را از رویدادهای مربوط به توپ به هندسه فضایی هر ۲۲ بازیکن تغییر داد.
  • معیارهای پیشرفته مانند تهدید مورد انتظار (xT) به تیم‌ها اجازه می‌دهد تا آسیب‌پذیری‌های ساختاری خاصی را در حریفان شناسایی کنند.
  • توزیع متمرکز داده‌ها، هوش تاکتیکی را دموکراتیزه کرده و به کشورهای کوچک‌تر کمک می‌کند تا با قدرت‌های تاریخی رقابت کنند.

روند رویداد

  1. ۱۹۵۰s-۱۹۷۰s

    استعدادیابی تقریباً به طور کامل متکی بر یادداشت‌های دست‌نویس و «آزمون چشمی» ناظران تنها بود.

  2. ۱۹۸۰s-۱۹۹۰s

    گسترش نوارهای VHS به مربیان اجازه داد تا حریفان را از طریق فیلم‌های پخش شده مطالعه کنند.

  3. اوایل ۲۰۰۰s

    داده‌های کمی پایه معرفی شدند، که رویدادهای مجزا مانند پاس‌ها، تکل‌ها و مسافت طی شده را ردیابی می‌کردند.

  4. ۲۰۱۰s

    ردیابی نوری و گل‌های مورد انتظار (xG) نحوه ارزیابی تسلط فضایی و کیفیت شانس توسط تیم‌ها را متحول کرد.

  5. ۲۰۲۰s-اکنون

    مدل‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی شروع به پیش‌بینی الگوهای تاکتیکی و کنترل زمین در زمان واقعی کردند.

۲۹
نقاط داده ردیابی شده برای هر بازیکن در ثانیه
۱۱,۰۰۰+
رویدادهای مسابقه ثبت شده در هر بازی جام جهانی
۵۰+
تحلیلگران اختصاصی استخدام شده توسط فدراسیون‌های سطح بالا

پرسش‌های متداول

گل‌های مورد انتظار (xG) چیست؟

گل‌های مورد انتظار (xG) معیاری است که کیفیت یک فرصت گلزنی را با محاسبه احتمال تاریخی تبدیل شدن یک شوت از آن مکان و زمینه خاص به گل، ارزیابی می‌کند.

ردیابی نوری در فوتبال چگونه کار می‌کند؟

استادیوم‌ها مجهز به آرایه‌های دوربین تخصصی هستند که مختصات دقیق توپ را ثبت کرده و تا ۲۹ نقطه اسکلتی را در هر ۲۲ بازیکن چندین بار در ثانیه نقشه‌برداری می‌کنند.

آیا تیم‌ها داده‌های تاکتیکی خود را به اشتراک می‌گذارند؟

در حالی که تیم‌ها تحلیل‌های اختصاصی خود را محرمانه نگه می‌دارند، فیفا یک مرکز متمرکز فراهم می‌کند که به همه کشورهای شرکت‌کننده امکان دسترسی به داده‌های پایه ردیابی نوری و رویدادهای یکسان را می‌دهد.

آیا داده‌ها جایگزین استعدادیاب‌های سنتی فوتبال شده‌اند؟

خیر. از داده‌ها برای فیلتر کردن و شناسایی الگوهای تاکتیکی استفاده می‌شود و به استعدادیاب‌های سنتی اجازه می‌دهد تا مشاهدات حضوری خود را بر ارزیابی انعطاف‌پذیری روانی و رهبری بازیکن متمرکز کنند.

منابع

پوشش منابع

3 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

دانشمندان داده و تحلیلگران 40%استعدادیاب‌های سنتی و مربیان 30%نهادهای حاکم 30%
  1. [1]Journal of Sports Sciencesنهادهای حاکم

    The impact of advanced tracking metrics on international tournament outcomes

    مطالعه در Journal of Sports Sciences
  2. [2]The Athleticاستعدادیاب‌های سنتی و مربیان

    The World Cup Stood as a Break From U.S. Politics. Then Trump Got Involved.

    مطالعه در The Athletic
  3. [3]تیم سردبیری کوهستاناستعدادیاب‌های سنتی و مربیان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت ورزش اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.