رفتن به محتوای اصلی
تأمین مالی اقلیمیتحلیل و توضیح۲۱ تیر ۱۴۰۵، ۹:۲۱· 7 دقیقه مطالعه· در محیط زیست

مکانیسم مالی آب و هوایی جهانی: چرا بانک جهانی از اهداف هزینه‌ای به معیارهای نتیجه‌محور تغییر جهت می‌دهد؟

در پی فشار ایالات متحده و سایر سهامداران، بانک جهانی سهمیه ۴۵ درصدی وام‌دهی اقلیمی خود را کنار گذاشته و به جای آن بر ردیابی نتایج واقعی انتشار گازهای گلخانه‌ای و تاب‌آوری تمرکز کرده است.

به قلم بهنام امینی

وام‌گیرندگان کشورهای در حال توسعه 40%حامیان توسعه محوری 35%ناظران مالی اقلیمی 25%
وام‌گیرندگان کشورهای در حال توسعه
تاب‌آوری اقلیمی را جزء ضروری و جدایی‌ناپذیر بقای اقتصادی می‌دانند.
حامیان توسعه محوری
اولویت دادن به رشد اقتصادی سنتی و کاهش فقر نسبت به سهمیه‌های سختگیرانه اقلیمی.
ناظران مالی اقلیمی
از ردیابی نتایج حمایت می‌کنند اما هشدار می‌دهند که حذف سهمیه‌ها تأمین مالی سازگاری را تهدید می‌کند.

چرا مهم است

بانک جهانی بزرگترین تأمین‌کننده مالی اقلیمی در سطح جهان است. نحوه اندازه‌گیری و توزیع این وجوه مستقیماً تعیین می‌کند که آیا کشورهای در حال توسعه توانایی مالی برای ساخت تأسیسات حیاتی دفاع در برابر سیل، گذار به انرژی پاک و محافظت از اقتصاد خود در برابر آب و هوای شدید را دارند یا خیر.

بانک جهانی رسماً دستورالعمل اصلی خود را که مستلزم اختصاص ۴۵ درصد از وام‌های سالانه آن به پروژه‌های مرتبط با آب و هوا بود، کنار گذاشت. این تصمیم که درست پیش از انقضای چارچوب فعلی بانک در ۳۰ ژوئن نهایی شد، نشان‌دهنده تغییر مهمی در رویکرد بزرگترین وام‌دهنده چندجانبه جهان به گرمایش جهانی است. این اقدام که عمدتاً ناشی از فشار مستمر ایالات متحده بود، یک سیستم سهمیه‌بندی را که تأمین مالی اقلیمی بین‌المللی را در سه سال گذشته تعریف کرده بود، برچید. با این حال، این نهاد به جای کنار گذاشتن کامل مأموریت زیست‌محیطی خود، در پی مخالفت هماهنگ ائتلافی متشکل از بیش از ۱۰۰ کشور در حال توسعه و متحدان اروپایی، برنامه اقدام گسترده‌تر خود در زمینه تغییرات اقلیمی را تمدید کرد.[1][2][3]

برای درک اهمیت این تغییر سیاست، لازم است مکانیسم عملکرد خود بانک جهانی را بشناسیم. این نهاد به عنوان یک بانک توسعه چندجانبه (MDB)، سرمایه را از کشورهای ثروتمند سهامدار مانند ایالات متحده، ژاپن و آلمان جمع‌آوری می‌کند تا وام‌های کم‌بهره و کمک‌های مالی مستقیم به کشورهای در حال توسعه ارائه دهد. این سرمایه یارانه‌ای اغلب تنها منبع مالی قابل دوام برای بازسازی‌های زیرساختی عظیم در اقتصادهای نوظهور است. در طول دهه گذشته، بانک‌های توسعه چندجانبه به موتورهای اصلی تأمین مالی اقلیمی جهانی تبدیل شده‌اند که وظیفه دارند گذار از سوخت‌های فسیلی را تأمین مالی کنند و در عین حال مناطق آسیب‌پذیر را در برابر آب و هوای شدید تقویت نمایند.[1][2]

تحت سیستم سهمیه‌بندی که اکنون کنار گذاشته شده است، وام‌دهی اقلیمی بانک جهانی به سطوح بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. در سال ۲۰۲۱، بانک در ابتدا هدفی را تعیین کرد که ۳۵ درصد از منابع مالی خود را به پروژه‌هایی با منافع مشترک اقلیمی اختصاص دهد. تا سال ۲۰۲۳، این هدف به طور تهاجمی تا ۴۵ درصد افزایش یافت. این دستورالعمل در جابجایی سرمایه بسیار مؤثر بود: تنها در سال ۲۰۲۵، بانک جهانی رکورد ۳۹.۲ میلیارد دلار تأمین مالی اقلیمی توزیع کرد که بیش از دو برابر خروجی ۱۷.۲ میلیارد دلاری آن در سال ۲۰۲۰ بود. در آن سال، پروژه‌های مرتبط با آب و هوا در واقع ۴۸ درصد از کل بودجه بانک را تشکیل دادند که به راحتی از معیار داخلی فراتر رفت.[1]

تأمین مالی اقلیمی بانک جهانی بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ بیش از دو برابر شد.

با وجود این موفقیت آماری، هدف درصد ثابت، انتقادات فزاینده‌ای را از سوی دولت فعلی ایالات متحده به دنبال داشت. در طول نشست‌های بهاری بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در آوریل ۲۰۲۶، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، علناً خواستار کنار گذاشتن هدف ۴۵ درصدی شد. بسنت استدلال کرد که یک سهمیه هزینه‌ای خودسرانه، ناکارآمدی ایجاد می‌کند، تصمیم‌گیری‌های اقتصادی را مخدوش می‌سازد و نهاد را از مأموریت تاریخی اصلی خود یعنی کاهش فقر شدید و پیشبرد رشد اقتصادی پایه منحرف می‌کند. موضع ایالات متحده، که بنا بر گزارش‌ها توسط سایر سهامداران اصلی از جمله روسیه و عربستان سعودی حمایت می‌شد، دستورالعمل سختگیرانه اقلیمی را مانعی برای تأمین مالی دسترسی به انرژی اولیه و نیازهای توسعه سنتی دانست.[1][2]

تلاش برای لغو کامل این هدف با مقاومت شدید همان کشورهایی روبرو شد که بانک برای خدمت به آنها طراحی شده است. بلوکی متشکل از تقریباً ۱۰۰ کشور در حال توسعه، با حمایت چندین سهامدار اروپایی، استدلال کردند که تاب‌آوری اقلیمی و کاهش فقر دیگر مسائل جداگانه‌ای نیستند. برای یک کشور کم‌درآمد که با بالا آمدن سطح دریاها یا خشکسالی‌های طولانی‌مدت مواجه است، یک پروژه سازگاری اقلیمی—مانند یک کارخانه آب شیرین‌کن یا یک شبکه کشاورزی تقویت‌شده—اساساً یک پروژه بقای اقتصادی است. این کشورها با موفقیت لابی کردند تا برنامه اقدام تغییرات اقلیمی زیربنایی حفظ شود و اطمینان حاصل کنند که بانک یک نقشه راه نهادی برای ادغام اهداف اقلیمی در استراتژی‌های توسعه ملی حفظ می‌کند.[3]

تلاش برای لغو کامل این هدف با مقاومت شدید همان کشورهایی روبرو شد که بانک برای خدمت به آنها طراحی شده است.

مصالحه حاصل، نشان‌دهنده یک چرخش فلسفی از ردیابی ورودی‌ها به سمت اندازه‌گیری نتایج است. بانک جهانی با کنار گذاشتن سهمیه هزینه‌ای ۴۵ درصدی، از یک هدف مالی در سطح کل سبد پروژه‌ها فاصله گرفته و به سمت یک سیستم گزارش‌دهی مبتنی بر نتیجه حرکت می‌کند. در آینده، موفقیت بانک نه با حجم صرف دلارهایی که توزیع شده، بلکه با دو شاخص مشخص سنجیده خواهد شد: کاهش خالص انتشار گازهای گلخانه‌ای، و تعداد کل ذینفعانی که تاب‌آوری بهبودیافته در برابر خطرات اقلیمی برایشان فراهم شده است.

طرفداران این رویکرد جدید مبتنی بر نتیجه استدلال می‌کنند که استانداردهای کیفی بالاتری را برای پروژه‌های سبز اعمال خواهد کرد. یک هدف ورودی صرفاً اندازه‌گیری می‌کند که آیا پول تخصیص داده شده است یا خیر، که گاهی اوقات می‌تواند انگیزه‌ای برای تغییر نام وام‌های زیرساختی استاندارد به تأمین مالی اقلیمی برای رسیدن به سهمیه ایجاد کند. در مقابل، یک معیار نتیجه‌محور، نیازمند اثبات تجربی است که یک پروژه واقعاً خروجی کربن را کاهش داده یا یک جمعیت خاص را از یک تهدید زیست‌محیطی قابل اندازه‌گیری محافظت کرده است. بانک جهانی اعلام کرده است که کار اقلیمی آینده آن همچنان مشتری‌محور خواهد بود و بر به حداکثر رساندن تأثیر واقعی توسعه تمرکز خواهد کرد، نه بر ارضای معیارهای حسابداری داخلی.

بانک جهانی در حال گذار از ردیابی دلارهای هزینه شده به سمت اندازه‌گیری نتایج واقعی است.

با این حال، کارشناسان تأمین مالی اقلیمی هشدار می‌دهند که حذف کف تضمین‌شده تأمین مالی، خطرات قابل توجهی را به همراه دارد، به ویژه برای پروژه‌هایی که بازده مالی فوری ایجاد نمی‌کنند. تلاش‌های کاهش انتشار (Mitigation)—مانند ساخت مزارع خورشیدی در مقیاس بزرگ یا شبکه‌های بادی—به طور فزاینده‌ای از نظر تجاری مقرون به صرفه هستند و احتمالاً بدون توجه به سهمیه‌های بانک، همچنان سرمایه جذب خواهند کرد. اما پروژه‌های سازگاری (Adaptation)، مانند برنامه‌های تاب‌آوری گرمایی شهری، دفاع در برابر سیل، و کشاورزی مقاوم در برابر آب و هوا، به شدت به سرمایه یارانه‌ای بالایی متکی هستند که هدف ۴۵ درصدی آن را تضمین می‌کرد.[2]

لابانی پراکاش جنا، مدیر طرح اقلیم و پایداری، با اشاره به اینکه این دفاعیات حیاتی ذاتاً دشوارتر است که از نظر تجاری برای سرمایه‌گذاران خصوصی جذاب شوند، خاطرنشان کرد که خطر واقعی متوجه تأمین مالی سازگاری و تاب‌آوری اقلیمی است. کشورهای آسیب‌پذیر نگرانند که بدون یک دستورالعمل سختگیرانه که بانک را مجبور به تخصیص تقریباً نیمی از سبد خود به تلاش‌های اقلیمی کند، تأمین مالی سازگاری ممکن است به آرامی به نفع وام‌های توسعه سنتی با بازده بالاتر، در اولویت پایین‌تری قرار گیرد.[2]

پروژه‌های سازگاری، مانند تأسیسات دفاع در برابر سیل، به شدت به سرمایه یارانه‌ای بانک‌های توسعه چندجانبه متکی هستند.

انتظار می‌رود بانک جهانی برای پر کردن این شکاف احتمالی، بیشتر به مدل‌های تأمین مالی ترکیبی (Blended Finance) تکیه کند. این مکانیسم از وام‌های یارانه‌ای بانک برای جذب ریسک اولیه یک پروژه سبز استفاده می‌کند و در نتیجه به مدیران دارایی خصوصی و بانک‌های تجاری این اطمینان را می‌دهد که سرمایه خود را سرمایه‌گذاری کنند. اگر بانک جهانی بتواند با موفقیت از مقادیر کمتری از پول خود برای آزادسازی ذخایر عظیم سرمایه خصوصی استفاده کند، می‌تواند از لحاظ نظری حجم کل تأمین مالی اقلیمی جهانی را حتی بدون سهمیه هزینه‌ای داخلی سختگیرانه حفظ کند.

اثربخشی نهایی این چرخش استراتژیک همچنان یک سوال باز است. برای تضمین پاسخگویی، هیئت مدیره بانک جهانی از گروه ارزیابی مستقل خود درخواست کرده است تا یک بررسی جامع از برنامه اقدام تغییرات اقلیمی که باقی مانده است، انجام دهد. این ممیزی مشخص خواهد کرد که آیا تغییر به معیارهای مبتنی بر نتیجه واقعاً به کشورهای مشتری کمک می‌کند تا گذار اقتصادی را طی کنند، یا اینکه از دست دادن هدف ۴۵ درصدی باعث شده است که این نهاد شتاب خود را از دست بدهد.[2]

در حال حاضر، بانک جهانی همچنان بزرگترین تأمین‌کننده مالی اقلیمی در جهان است. کنار گذاشتن مشهورترین هدف هزینه‌ای آن، خروج از عرصه اقلیمی نیست، بلکه یک آزمایش پرمخاطره در توسعه بین‌المللی است. بانک با این شرط‌بندی که ردیابی دقیق نتایج می‌تواند نتایج بهتری نسبت به یک سهمیه مالی صریح به همراه داشته باشد، در حال آزمایش مدلی جدید برای نحوه تأمین مالی حیاتی‌ترین زیرساخت‌های بقای اقتصاد جهانی است.[1]

$۳۹.۲ میلیارد
تأمین مالی اقلیمی بانک جهانی در سال ۲۰۲۵
۴۸%
سهم وام‌دهی سال ۲۰۲۵ با منافع مشترک اقلیمی
۴۵%
هدف تأمین مالی اقلیمی کنار گذاشته شده

آنچه نمی‌دانیم

  • هنوز مشخص نیست که بانک جهانی چگونه معیارهای جدید مبتنی بر نتیجه خود را در پروژه‌های بسیار متفاوت جهانی کمی‌سازی و استاندارد خواهد کرد.
  • ما هنوز نمی‌دانیم که آیا حذف کف ۴۵ درصدی منجر به کاهش قابل اندازه‌گیری در تأمین مالی پروژه‌های سازگاری غیرتجاری خواهد شد یا خیر.

منابع

پوشش منابع

3 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

وام‌گیرندگان کشورهای در حال توسعه 40%حامیان توسعه محوری 35%ناظران مالی اقلیمی 25%
  1. [1]Carbon Briefوام‌گیرندگان کشورهای در حال توسعه

    Q&A: How will the World Bank's abandoned finance goal affect climate action?

    مطالعه در Carbon Brief
  2. [2]Down To Earthوام‌گیرندگان کشورهای در حال توسعه

    World Bank drops 45 per cent climate finance target

    مطالعه در Down To Earth
  3. [3]Devexحامیان توسعه محوری

    Scoop: World Bank considers scrapping 45% climate finance target

    مطالعه در Devex

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.