معاهده ۱۹۶۷ منسوخ شده است: چگونه توافقنامههای آرتمیس و تجاریسازی، رژیم جدیدی از قوانین فضایی را تحمیل میکنند
در حالی که شرکتهای خصوصی برای استخراج منابع ماه آماده میشوند، «معاهده فضای ماورای جو» مربوط به دوران جنگ سرد، تحت فشار جاهطلبیهای تجاری در حال فروپاشی است. در عوض، «توافقنامههای آرتمیس» به رهبری ایالات متحده و موجی از قوانین ملی، به سرعت در حال پایهگذاری یک ساختار حقوقی جدید برای منظومه شمسی هستند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان فضای تجاری
- استدلال میکنند که حقوق مالکیت صریح برای منابع فضایی استخراج شده از نظر قانونی تحت OST صحیح و برای تأمین مالی زیرساختهای فضای عمیق ضروری است.
- سنتگرایان معاهده
- معتقدند که فضا یک قلمرو مشترک جهانی است و استخراج یکجانبه منابع، اصل اشتراک منافع فضا برای تمام بشریت را نقض میکند.
- ائتلافهای رقیب
- چارچوب آرتمیس به رهبری ایالات متحده را رد میکنند و به دنبال ابتکارات قمری موازی و تحت رهبری دولت هستند که خارج از تفاسیر حقوقی غربی عمل میکنند.
زوایای پوششدادهنشده
- · گروههای بومی که از حفظ اجرام آسمانی به عنوان میراث طبیعی دستنخورده حمایت میکنند.
- · کشورهای در حال توسعه فاقد برنامههای فضایی که میترسند برای همیشه از اقتصاد فرازمینی محروم شوند.
چرا مهم است
چارچوب حقوقی حاکم بر فضای ماورای جو تعیین میکند که چه کسی اقتصاد چند تریلیون دلاری فرازمینی را کنترل خواهد کرد. بدون قوانین روشن، عجله برای استخراج منابع ماه و سیارکها خطر ایجاد درگیریهای ژئوپلیتیکی و انحصارات را به همراه دارد؛ اما با وجود این قوانین، بشریت میتواند به طور پایدار اکتشافات فضایی عمیق را تأمین مالی کند.
نکات کلیدی
- معاهده فضای ماورای جو ۱۹۶۷، تملک ملی اجرام آسمانی را ممنوع میکند اما در مورد استخراج منابع سکوت کرده است.
- توافقنامههای آرتمیس به رهبری ایالات متحده صراحتاً استخراج تجاری را مجاز میدانند و آن را متمایز از ادعاهای سرزمینی تفسیر میکنند.
- تا ژوئن ۲۰۲۶، ۶۸ کشور این توافقنامهها را امضا کردهاند و یک حقوق بینالملل عرفی جدید ایجاد کردهاند.
- چین و روسیه این توافقنامهها را رد کرده و ائتلاف قمری موازی خود را دنبال میکنند.
- کارشناسان برای دور زدن بنبست معاهده و مدیریت ترافیک فضایی مدرن، یک «COP فضایی» شبیه به کنفرانسهای اقلیمی پیشنهاد میکنند.
معاهده فضای ماورای جو (OST) در سال ۱۹۶۷ در دنیایی کاملاً متفاوت تدوین شد. این توافقنامه که در اوج جنگ سرد امضا شد، در درجه اول یک اقدام کنترل تسلیحات بود که برای جلوگیری از استقرار تسلیحات هستهای در مدار یا ادعای مالکیت ماه توسط ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی طراحی شده بود. برای دههها، اصول کلی و آرمانگرایانه آن با موفقیت بر قلمرو فضایی که کاملاً تحت سلطه دولتها بود، حکومت کرد.[6][7]
با این حال، امروزه واقعیتهای ژئوپلیتیکی و فناوری فضا به طور اساسی تغییر کرده است. مسابقه فضایی مدرن دیگر یک رقابت دوقطبی بین ابرقدرتها نیست، بلکه یک عرصه تجاری به سرعت در حال گسترش است که توسط شرکتهای خصوصی مانند اسپیسایکس (SpaceX)، بلو اوریجین (Blue Origin) و استارتاپهای نوظهور استخراج سیارکها هدایت میشود. در حالی که این شرکتها برای استخراج یخ ماه، هلیوم-۳ و فلزات کمیاب خاکی آماده میشوند، ساختار حقوقی بنیادی فضا تحت فشار جاهطلبیهای تجاری در حال فروپاشی است.[5][6]
نقطه اصلی اصطکاک در ماده دوم معاهده فضای ماورای جو نهفته است. این متن به صراحت «تملک ملی» فضای ماورای جو و اجرام آسمانی را از طریق ادعای حاکمیت، استفاده یا اشغال ممنوع میکند. اما این معاهده در مورد استخراج و مالکیت منابعی که از این اجرام برداشته میشوند، کاملاً سکوت کرده است. این ابهام، درست زمانی که استخراج منابع ماه و سیارکها از داستانهای علمی تخیلی به برنامههای تجاری شرکتی تبدیل میشوند، یک منطقه خاکستری حقوقی بزرگ ایجاد کرده است.[6][8]
بدون حقوق مالکیت واضح، شرکتهای خصوصی برای تأمین میلیاردها دلار سرمایهگذاری مورد نیاز برای زیرساختهای فضای عمیق با مشکل مواجه هستند. سرمایهگذاران به پیشبینیپذیری حقوقی نیاز دارند؛ آنها باید بدانند که اگر یک شرکت سرمایهای را صرف استخراج یخ آب در قطب جنوب ماه کند، واقعاً مالک آب استخراج شده است و میتواند آن را به عنوان سوخت موشک بفروشد. معاهده ۱۹۶۷ به سادگی این اطمینان تجاری را فراهم نمیکند.[6][8]
ایالات متحده با درک این موضوع که اصلاح معاهده فضای ماورای جو نیازمند اجماع جهانی است که از نظر سیاسی غیرممکن است، مکانیسم دیگری را انتخاب کرد: توافقنامههای آرتمیس. این توافقنامهها که در سال ۲۰۲۰ توسط ناسا و وزارت امور خارجه ایالات متحده راهاندازی شدند، مجموعهای از توافقنامههای دوجانبه و غیرالزامآور هستند که برای عملیاتی کردن OST در عصر مدرن طراحی شدهاند. آنها به عنوان یک چارچوب «قانون نرم» عملگرایانه برای هدایت اکتشافات غیرنظامی و استفاده تجاری از ماه، مریخ و سیارکها عمل میکنند.[4][7]
مهمترین بند توافقنامههای آرتمیس، بخش ۱۰ است که به صراحت اعلام میکند استخراج و استفاده از منابع فضایی ذاتاً به منزله «تملک ملی» تحت معاهده فضای ماورای جو نیست. با امضای این توافقنامهها، کشورها رسماً با این تفسیر موافقت میکنند که اگرچه نمیتوانید مالک زمین ماه باشید، اما میتوانید مالک خاک و یخی باشید که از آن استخراج میکنید—بسیار شبیه ماهیگیری در آبهای بینالمللی.[4][5]
این تفسیر به سرعت در سطح بینالمللی مورد پذیرش قرار گرفته است. تا ژوئن ۲۰۲۶، ۶۸ کشور توافقنامههای آرتمیس را امضا کردهاند، از جمله قدرتهای فضایی بزرگ مانند ژاپن، بریتانیا و ایتالیا، و همچنین مشارکتکنندگان نوظهوری مانند بوتسوانا که شصت و هشتمین امضاکننده شد. حجم بالای امضاکنندگان عملاً در حال ایجاد یک حقوق بینالملل عرفی جدید از طریق رویه دولتها است و اجماع جهانی را به سمت قانونیسازی صریح استخراج معادن فضایی سوق میدهد.[3][7]
این تفسیر به سرعت در سطح بینالمللی مورد پذیرش قرار گرفته است.
همزمان با این توافقنامهها، کشورهای مختلف به طور تهاجمی در حال تصویب قوانین داخلی برای حمایت از بخشهای فضایی تجاری خود هستند. ایالات متحده با «قانون رقابتپذیری پرتاب فضایی تجاری» در سال ۲۰۱۵ پیشگام شد، که به شهروندان آمریکایی حق مالکیت، حمل و نقل و فروش منابع استخراج شده از سیارکها و ماه را اعطا کرد. لوکزامبورگ، ژاپن و امارات متحده عربی به سرعت با چارچوبهای مشابهی دنبال کردند که برای جذب استارتاپهای فضایی به حوزههای قضایی خود طراحی شده بودند.[5][8]
این روند در سالهای اخیر شتاب بیشتری گرفته است. در اواسط سال ۲۰۲۵، ایتالیا یک قانون جامع فضایی را تصویب کرد که به صراحت استفاده از منابع را تنظیم میکند و با جاهطلبیهای تجاری گستردهتر اروپا همسو است. همزمان، کمیسیون اروپا یک «قانون فضایی اتحادیه اروپا» را برای هماهنگسازی قوانین در سراسر کشورهای عضو پیشنهاد کرد تا اطمینان حاصل شود که شرکتهای اروپایی میتوانند در بازار منابع فرازمینی رقابت کنند بدون اینکه با ممنوعیتهای بینالمللی مواجه شوند.[5]
با این حال، این ساختار حقوقی به رهبری ایالات متحده مورد پذیرش جهانی قرار نگرفته است. توافقنامههای آرتمیس به طور قابل توجهی کمیته سازمان ملل در امور استفاده صلحآمیز از فضای ماورای جو (COPUOS) را دور زدهاند، که باعث ناامیدی سنتگرایانی شده است که استدلال میکنند حاکمیت فضایی باید یک فرآیند چندجانبه و مبتنی بر اجماع باقی بماند. منتقدان هشدار میدهند که رویکرد مبتنی بر ائتلاف، خطر تجزیه قوانین بینالمللی و اولویت دادن به منافع اقتصادی کشورهای ثروتمند و دارای قابلیت فضایی را بر جامعه بینالمللی گستردهتر به همراه دارد.[1][8]
علاوه بر این، معاهده فضای ماورای جو اعلام میکند که اکتشاف و استفاده از فضا باید «قلمرو تمام بشریت» باشد. برخی از حقوقدانان و کشورهای فاقد برنامه فضایی استدلال میکنند که استخراج تجاری یکجانبه این اصل را نقض میکند و پیشنهاد میکنند که مزایای منابع فرازمینی باید به طور عادلانه در سطح جهانی به اشتراک گذاشته شود، نه اینکه توسط اولین شرکتهایی که به سطح ماه میرسند، انحصاری شود.[5][8]

شکاف ژئوپلیتیکی نیز به همان اندازه شدید است. نه چین و نه روسیه توافقنامههای آرتمیس را امضا نکردهاند. در عوض، آنها در حال پیگیری چارچوب موازی خود، یعنی ایستگاه تحقیقات بینالمللی ماه (ILRS)، و جذب ائتلاف خود از کشورهای شریک هستند. این پویایی تهدید میکند که ماه را به دو حوزه نظارتی رقیب تقسیم کند، جایی که بلوکهای مختلف تحت تفاسیر کاملاً متفاوتی از قوانین بینالمللی عمل میکنند و خطر درگیری بر سر املاک اصلی ماه را افزایش میدهد.[5][7]
فراتر از استخراج منابع، ماهیت منسوخ شده معاهده ۱۹۶۷ خطرات عملیاتی جدی را به همراه دارد. دستورات مبهم این معاهده برای «توجه مقتضی» و «تداخل مضر» راهنمایی عملی کمی برای مدیریت هزاران ماهواره تجاری که اکنون مدار پایین زمین را شلوغ کردهاند، ارائه میدهد. هیچ پروتکل بینالمللی الزامآوری برای جلوگیری از برخورد، حذف فعال زبالهها، یا مدیریت ترافیک فضایی وجود ندارد و اپراتورها را مجبور میکند به هماهنگیهای موردی تکیه کنند.[2][6]
برای رسیدگی به این شکافهای سیستمی، برخی از کارشناسان حقوقی و محققان سیاستگذاری مدلهای حاکمیتی کاملاً جدیدی را پیشنهاد میکنند. تحلیلگران دانشگاه هاروارد پیشنهاد کردهاند که رویکرد «کنفرانس طرفین» (COP) را اتخاذ کنند، که منعکس کننده چارچوبی است که برای توافقنامههای بینالمللی تغییرات اقلیمی استفاده میشود. یک COP فضایی به کشورها اجازه میدهد تا بهروزرسانیهای سالانه، تدریجی و پروتکلهای فنی را بدون نیاز فلجکننده به اصلاح رسمی معاهده بنیادی ۱۹۶۷ مذاکره کنند.[2]
در نهایت، انتقال از یک تلاش علمی تحت رهبری دولت به یک اقتصاد تجاری تریلیون دلاری، مسیر قوانین فضایی را به طور دائم تغییر داده است. توافقنامههای آرتمیس و گسترش قوانین فضایی ملی، یک راهحل عملگرایانه، هرچند بحثبرانگیز، برای یک معاهده منسوخ شده است. همانطور که بشریت در اواخر این دهه حضور پایداری در ماه ایجاد میکند، قوانین راه نه توسط دیپلماتهای جنگ سرد، بلکه توسط کشورها و شرکتهایی که فعالانه در مرز ماه فعالیت میکنند، دیکته خواهد شد.[1][6]
روند رویداد
1967
معاهده فضای ماورای جو امضا شد و تملک ملی اجرام آسمانی و استقرار تسلیحات هستهای در مدار را ممنوع کرد.
2015
ایالات متحده «قانون رقابتپذیری پرتاب فضایی تجاری» را تصویب کرد و به شهروندان آمریکایی حق مالکیت منابع فضایی استخراج شده را اعطا کرد.
October 2020
ناسا و وزارت امور خارجه ایالات متحده توافقنامههای آرتمیس را با هشت کشور امضاکننده بنیانگذار راهاندازی کردند.
June 2025
ایتالیا یک قانون جامع فضایی داخلی را تصویب کرد که با تلاشهای اروپا برای تنظیم و حمایت از سرمایهگذاریهای فضایی تجاری همسو است.
June 2026
بوتسوانا شصت و هشتمین کشوری شد که توافقنامههای آرتمیس را امضا کرد و این چارچوب را به عنوان حقوق بینالملل عرفی تثبیت نمود.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان فضای تجاری
استدلال میکنند که حقوق مالکیت صریح برای منابع فضایی استخراج شده از نظر قانونی تحت OST صحیح و برای تأمین مالی زیرساختهای فضای عمیق ضروری است.
این گروه، که شامل ناسا، شرکتهای هوافضای خصوصی و کشورهای متحد است، ممنوعیت «تملک ملی» در معاهده فضای ماورای جو ۱۹۶۷ را فقط مربوط به قلمرو میدانند، نه مواد استخراج شده. آنها استدلال میکنند که همانطور که ناوگانهای ماهیگیری میتوانند ماهی تن را از آبهای بینالمللی صید کنند بدون اینکه ادعای حاکمیت بر اقیانوس داشته باشند، شرکتهای فضایی نیز میتوانند یخ ماه را استخراج کنند بدون اینکه ادعای مالکیت ماه را داشته باشند. آنها تأکید میکنند که بدون اطمینان حقوقی مالکیت، بخش خصوصی هرگز میلیاردها دلار مورد نیاز برای ساخت زیستگاههای پایدار ماه یا زیرساختهای حمل و نقل مریخ را به خطر نخواهد انداخت.
سنتگرایان معاهده
معتقدند که فضا یک قلمرو مشترک جهانی است و استخراج یکجانبه منابع، اصل اشتراک منافع فضا برای تمام بشریت را نقض میکند.
حقوقدانان و کشورهای فاقد برنامه فضایی در این گروه نگران هستند که توافقنامههای آرتمیس تلاشی یکجانبه توسط کشورهای ثروتمند برای بازنویسی قوانین بینالمللی در خارج از سازمان ملل باشد. آنها به ماده اول معاهده فضای ماورای جو اشاره میکنند که فضا را «قلمرو تمام بشریت» اعلام میکند. سنتگرایان استدلال میکنند که عجله اولویتدار برای منابع ماه به ناچار منجر به انحصار و درگیری ژئوپلیتیکی خواهد شد و در عوض از یک چارچوب چندجانبه حمایت میکنند که تضمین کند مزایای اقتصادی استخراج فضایی به طور عادلانه در سطح جهانی توزیع شود.
ائتلافهای رقیب
چارچوب آرتمیس به رهبری ایالات متحده را رد میکنند و به دنبال ابتکارات قمری موازی و تحت رهبری دولت هستند که خارج از تفاسیر حقوقی غربی عمل میکنند.
این دیدگاه که عمدتاً توسط چین و روسیه رهبری میشود، توافقنامههای آرتمیس را به عنوان گسترش هژمونی آمریکا در منظومه شمسی میبیند. این کشورها به جای امضای توافقنامه تدوین شده توسط ایالات متحده، شرکای خود را برای ایستگاه تحقیقات بینالمللی ماه (ILRS) جذب میکنند. این گروه بر این فرض عمل میکند که حاکمیت فضایی باید چندقطبی باشد و آنها فعالانه در حال ساخت یک ساختار حقوقی و عملیاتی موازی هستند که اجماع غربی در مورد نحوه مدیریت قلمرو و منابع ماه را به چالش میکشد.
آنچه نمیدانیم
- دادگاههای بینالمللی یا نهادهای داوری چگونه در صورت بروز اختلاف بر سر یک سایت استخراج ماه که توسط نهادهای تجاری رقیب ادعا شده است، حکم خواهند داد.
- آیا مدل پیشنهادی «COP فضایی» میتواند کشش دیپلماتیک کافی برای جایگزینی فرآیند بنبست کوپوس (COPUOS) سازمان ملل به دست آورد.
- اگر یک کشور غیر امضاکننده توافقنامههای آرتمیس به طور فیزیکی در عملیات استخراج تجاری دخالت کند، چارچوب حقوقی چگونه سازگار خواهد شد.
اصطلاحات کلیدی
- Outer Space Treaty (OST)
- یک توافقنامه بینالمللی در سال ۱۹۶۷ که اساس قوانین بینالمللی فضا را تشکیل میدهد و سلاحهای کشتار جمعی در مدار و ادعاهای سرزمینی بر اجرام آسمانی را ممنوع میکند.
- Artemis Accords
- مجموعهای از توافقنامههای دوجانبه غیرالزامآور به رهبری ایالات متحده که اصول اکتشافات فضایی غیرنظامی را تعیین کرده و صراحتاً استخراج منابع فضایی را مجاز میدانند.
- National Appropriation
- اقدامی که یک کشور برای ادعای حاکمیت یا مالکیت بر یک قلمرو انجام میدهد، که صراحتاً در فضا توسط معاهده ۱۹۶۷ ممنوع شده است.
- Soft Law
- اسناد یا توافقنامههای شبهحقوقی که فاقد نیروی الزامآور قانونی هستند اما هنجارها و انتظارات بینالمللی قوی را ایجاد میکنند.
- In Situ Resource Utilization (ISRU)
- روشی برای جمعآوری، پردازش و استفاده از موادی که در اجرام نجومی دیگر (مانند ماه یا مریخ) یافت میشوند تا جایگزین موادی شوند که در غیر این صورت باید از زمین آورده شوند.
- Conference of the Parties (COP)
- یک نهاد حاکمیتی در یک کنوانسیون بینالمللی (اغلب در تغییرات اقلیمی استفاده میشود) که به طور منظم برای مذاکره در مورد بهروزرسانیهای تدریجی و پروتکلها تشکیل جلسه میدهد.
پرسشهای متداول
آیا استخراج معدن از ماه برای یک شرکت قانونی است؟
تحت توافقنامههای آرتمیس به رهبری ایالات متحده و چندین قانون ملی، بله. این چارچوبها معاهده فضای ماورای جو ۱۹۶۷ را به گونهای تفسیر میکنند که مالکیت زمین ماه را ممنوع میکند، اما استخراج و مالکیت خود منابع را مجاز میداند.
چه کسی قوانین فضایی را اجرا میکند؟
در حال حاضر، هیچ پلیس بینالمللی فضایی وجود ندارد. قوانین فضایی به صورت داخلی اجرا میشوند؛ کشورها مسئول صدور مجوز و نظارت بر فعالیتهای فضایی شرکتهای خصوصی خود هستند.
آیا چین و روسیه توافقنامههای آرتمیس را امضا کردهاند؟
خیر. هر دو کشور از امضای چارچوب تحت رهبری ایالات متحده خودداری کردهاند و در عوض در حال ایجاد ائتلاف خود برای ایستگاه تحقیقات بینالمللی ماه (ILRS) هستند.
چرا معاهده ۱۹۶۷ منسوخ تلقی میشود؟
این معاهده در طول جنگ سرد برای اکتشافات تحت رهبری دولت نوشته شد و فاقد قوانین روشنی برای مسائل مدرن مانند استخراج تجاری، مدیریت زبالههای فضایی و صورتهای فلکی بزرگ ماهوارههای خصوصی است.
منابع
[1]Factlen Editorial Teamسنتگرایان معاهده
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →[2]Harvard Universityسنتگرایان معاهده
Is the Outer Space Treaty obsolete?
مطالعه در Harvard University →[3]Freshfieldsحامیان فضای تجاری
Botswana becomes 68th State signatory to the Artemis Accords
مطالعه در Freshfields →[4]NASAحامیان فضای تجاری
The Artemis Accords
مطالعه در NASA →[5]Opinio Jurisحامیان فضای تجاری
A new generation of national laws and international agreements on commercial space mining
مطالعه در Opinio Juris →[6]Clyde & Coحامیان فضای تجاری
Launching rockets: law, liability and the Outer Space Treaty
مطالعه در Clyde & Co →[7]Wikipediaائتلافهای رقیب
Artemis Accords
مطالعه در Wikipedia →[8]Oil, Gas & Energy Lawسنتگرایان معاهده
The Artemis Accords and the Commercial Mining of Space Resources
مطالعه در Oil, Gas & Energy Law →
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.










