پایان سلطه UNFCCC: مقایسه معاهده سوختهای فسیلی سانتا مارتا با دیپلماسی سنتی اقلیمی
در حالی که کنفرانس سانتا مارتا پیشگام یک معاهده الزامآور منع گسترش سوختهای فسیلی است، حکمرانی جهانی اقلیم در حال تقسیم شدن به دو مدل متمایز است. این تحلیل تطبیقی، چارچوب سنتی اجماع سازمان ملل را با پیشگامان جدید سیاستهای سمت عرضه مقایسه میکند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- پیشگامان سمت عرضه
- استدلال میکنند که هدف قرار دادن مستقیم استخراج سوخت فسیلی تنها مسیر علمی قابل اجرا برای جلوگیری از فروپاشی اقلیمی است.
- نهادگرایان اجماع
- معتقدند که توافقات جهانی، اگرچه کند هستند، اما برای حفظ مشارکت و پاسخگویی آلودهکنندگان اصلی ضروری هستند.
- عملگرایان اقتصادی
- بر خطرات مالی جدی تمرکز دارند که کشورهای در حال توسعه در صورت حذف تدریجی استخراج بدون تضمین درآمد جایگزین با آن مواجه خواهند شد.
زوایای پوششدادهنشده
- · دولتهای بزرگ نفتی
- · مدیران اجرایی صنعت سوخت فسیلی
چرا مهم است
به مدت سه دهه، اقدام جهانی اقلیمی متکی بر توافقات اجماعی سازمان ملل بوده که به جای استخراج، بر انتشار گازها تمرکز داشته است. چارچوب سانتا مارتا این مدل اجماع را دور میزند و یک «ائتلاف مایلان» ایجاد میکند که تغییرات سریعتر بازار را تحمیل میکند اما خطر گسست در وحدت دیپلماتیک جهانی را به همراه دارد.
نکات کلیدی
- کنفرانس سانتا مارتا یک معاهده الزامآور برای توقف استخراج جدید سوخت فسیلی را رسمیت میبخشد.
- چارچوب جدید، مدل کند و مبتنی بر اجماع سازمان ملل را به نفع یک «ائتلاف مایلان» دور میزند.
- در حالی که مدل سازمان ملل مشارکت جهانی را تضمین میکند، در برابر وتوی دولتهای نفتی آسیبپذیر است.
- معاهده جدید سمت عرضه فاقد مشارکت ابرقدرتهای بزرگی مانند ایالات متحده و چین است.
- کشورهای در حال توسعه در صورت عدم تأمین مالی عظیم گذار تحت مدل جدید، با خطرات اقتصادی شدیدی مواجه هستند.
کنفرانس سانتا مارتا در ژوئیه ۲۰۲۶ نقطه عطفی در دیپلماسی محیط زیست محسوب میشود. این اجلاس که به میزبانی کلمبیا—یک تولیدکننده بزرگ زغال سنگ و نفت که به طور چشمگیری استراتژی اقتصادی خود را تغییر داده است—برگزار شد، ساختار یک معاهده الزامآور منع گسترش سوختهای فسیلی (FFNPT) را رسمیت بخشید.[1][2]
این گردهمایی نشاندهنده اولین خروج سازمانیافته و تحت رهبری دولتها از سلطه کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی (UNFCCC) است. به جای مذاکره در مورد اهداف انتشار گازهای گلخانهای با ۱۹۸ کشور، چارچوب سانتا مارتا به صراحت سمت عرضه را هدف قرار میدهد: توقف اکتشاف و استخراج زغال سنگ، نفت و گاز.[4][6]
برای درک این شکاف، باید این دو چارچوب را در کنار هم مقایسه کنیم. مدل سنتی UNFCCC، که بر اساس توافقنامه پاریس ۲۰۱۵ بنا شده است، بر اساس اجماع جهانی عمل میکند. هر کشوری، از آسیبپذیرترین دولت جزیرهای گرفته تا بزرگترین دولت نفتی، باید متن نهایی را قبل از تصویب بپذیرد.[4][5]
مدل UNFCCC: مزایا و معایب. مزیت اصلی سیستم سازمان ملل، جهانشمول بودن آن است. این سیستم ابرقدرتهای ژئوپلیتیک و تولیدکنندگان بزرگ سوخت فسیلی را در میز مذاکره نگه میدارد و هنجارهای گزارشدهی جهانی و مکانیسمهای مالی عظیمی مانند صندوق ضرر و زیان را ایجاد میکند.[4][5]
با این حال، شواهد علیه مدل اجماع، سرعت یخی و آسیبپذیری آن در برابر وتوها است. ۲۸ سال طول کشید تا نشستهای سالانه COP قبل از اینکه متن نهایی به صراحت به «گذار از سوختهای فسیلی» اشاره کند. منتقدان استدلال میکنند که این رویکرد حداقل مشترک، به آلودهکنندگان بزرگ اجازه میدهد تا پشت تعهدات مبهم «صفر خالص» پنهان شوند در حالی که فعالانه عملیات حفاری را گسترش میدهند.[1][5]
با این حال، شواهد علیه مدل اجماع، سرعت یخی و آسیبپذیری آن در برابر وتوها است.
مدل سانتا مارتا: مزایا و معایب. چارچوب FFNPT اجماع جهانی را به نفع یک «ائتلاف مایلان» کنار میگذارد. قدرت اصلی آن وضوح است: تعهدی الزامآور و بدون ابهام برای پایان دادن به اکتشافات جدید سوخت فسیلی و حذف تدریجی و عادلانه تولیدات موجود بر اساس ظرفیت یک کشور برای گذار.[1][6]
شواهدی که از این رویکرد حمایت میکنند، از بسیج سریع امضاکنندگان آن ناشی میشود. این بلوک که در ابتدا توسط وانواتو و تووالو رهبری میشد و اکنون توسط اقتصادهای بزرگی مانند کلمبیا تثبیت شده است، با دور زدن کارشکنی دولتهای نفتی، توانسته است در کسری از زمانی که UNFCCC برای توافق بر سر یک دستور کار نیاز دارد، قوانین عملیاتی سمت عرضه را تدوین کند.[2][6]
در مقابل، چارچوب سانتا مارتا با محدودیتهای ساختاری جدی مواجه است. در حال حاضر، بزرگترین منتشرکنندگان و تولیدکنندگان جهان—یعنی ایالات متحده، چین و عربستان سعودی—در آن مشارکت ندارند. بدون این بازیگران سنگین وزن، منتقدان استدلال میکنند که این معاهده در خطر تبدیل شدن به یک پیروزی اخلاقی به جای یک واقعیت تغییردهنده بازار است.[3][5]
علاوه بر این، بدهبستانهای اقتصادی شدید هستند. UNFCCC به کشورهای در حال توسعه اجازه میدهد تا با استفاده از سهمهای تعیینشده ملی (NDCs) انعطافپذیر، کاهش انتشار گازها را با رشد اقتصادی متعادل کنند. FFNPT خواستار کاهشهای سخت در عرضه است که میتواند اقتصاد تولیدکنندگان در حال توسعه را ویران کند، مگر اینکه تأمین مالی عظیم و بیسابقهای برای گذار تضمین شود.[3][6]
هر چارچوب در کجا بهتر عمل میکند: مدل UNFCCC زمانی مناسب است که هدف، ایجاد استانداردهای جهانی حسابداری کربن، بسیج تأمین مالی اقلیمی جهانی از کشورهای ثروتمند، و حفظ تعامل دیپلماتیک با ابرقدرتهای متخاصم باشد. این مدل، با وجود کندی، همچنان پایه و اساس ضروری حکمرانی جهانی اقلیمی است.[4][5]
روند رویداد
2015
توافقنامه پاریس تحت UNFCCC تصویب شد، که بر اهداف انتشار گازها بدون نام بردن صریح از سوختهای فسیلی تمرکز داشت.
2022
وانواتو و تووالو اولین دولت-ملتهایی شدند که خواستار معاهده منع گسترش سوختهای فسیلی در مجمع عمومی سازمان ملل شدند.
Dec 2023
کلمبیا رسماً معاهده FFNPT را در COP28 تأیید کرد و به بزرگترین تولیدکننده سوخت فسیلی تبدیل شد که به این بلوک میپیوندد.
Dec 2023
COP28 با اولین توافق سازمان ملل برای «گذار از» سوختهای فسیلی به پایان رسید، اگرچه منتقدان این زبان را بسیار ضعیف میدانند.
Jul 2026
کنفرانس سانتا مارتا برای تدوین ساختار قانونی الزامآور FFNPT در خارج از سیستم سازمان ملل تشکیل شد.
بررسی عمیق دیدگاهها
پیشگامان سمت عرضه
کشورهای جزیرهای و اقتصادهای مترقی استدلال میکنند که هدف قرار دادن استخراج تنها مسیر از نظر ریاضی قابل اجرا برای جلوگیری از فروپاشی اقلیمی است.
این ائتلاف، که به شدت در کنفرانس سانتا مارتا حضور داشت، استدلال میکند که تمرکز UNFCCC بر حسابداری انتشار گازها شکست خورده است. آنها به این واقعیت اشاره میکنند که تولید جهانی سوخت فسیلی با وجود دههها اجلاس سازمان ملل همچنان افزایش یافته است. آنها معتقدند با هدف قرار دادن سمت عرضه—به معنای واقعی کلمه باقی گذاشتن کربن در زمین—میتوانند یک گذار اقتصادی سریعتر را تحمیل کنند. آنها استدلال میکنند که انتظار برای توافق ۱۹۸ کشور بر سر حذف تدریجی، حکم مرگ برای کشورهای آسیبپذیر اقلیمی است، و این امر «ائتلاف مایلان» جدا شده را به یک ضرورت اخلاقی و عملی تبدیل میکند.
نهادگرایان اجماع
دیپلماتها و مقامات سازمان ملل معتقدند که تغییرات اقلیمی نیازمند همکاری جهانی، هرچند کند، است.
مدافعان مدل UNFCCC سرعت ناامیدکننده آن را تأیید میکنند اما استدلال میکنند که حکمرانی اقلیمی بدون بزرگترین اقتصادهای جهان بیمعنی است. آنها هشدار میدهند که یک چشمانداز دیپلماتیک متفرق میتواند به آلودهکنندگان اصلی بهانهای بدهد تا از تعهدات مالی اقلیمی جهانی، مانند صندوق ضرر و زیان، کنارهگیری کنند. از این منظر، رویکرد حداقل مشترک سازمان ملل یک ویژگی است، نه یک نقص، زیرا پایهای از پاسخگویی جهانی را ایجاد میکند که چارچوبهای سرکش نمیتوانند آن را تکرار کنند.
عملگرایان اقتصادی
اقتصاددانان در مورد شوک مالی شدیدی که حذف ناگهانی سمت عرضه برای تولیدکنندگان در حال توسعه ایجاد میکند، هشدار میدهند.
این گروه بر واقعیتهای مالی فوری گذار انرژی تمرکز دارد. در حالی که ممکن است با اهداف زیست محیطی FFNPT موافق باشند، هشدار میدهند که کشورهای در حال توسعه وابسته به صادرات سوخت فسیلی—مانند خود کلمبیا—در صورت توقف یکجانبه تولید، خطر فروپاشی اقتصادی را به جان میخرند. آنها استدلال میکنند که چارچوب سانتا مارتا از نظر اقتصادی خطرناک است مگر اینکه با انتقال مالی بیسابقه و الزامآور از سوی کشورهای ثروتمند برای جایگزینی درآمدهای صادراتی از دست رفته و تأمین مالی صنعتیسازی سبز همراه شود.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا اقتصادهای بزرگی مانند اتحادیه اروپا یا بریتانیا در نهایت به چارچوب سانتا مارتا خواهند پیوست یا خیر.
- اینکه FFNPT چگونه الزامات سمت عرضه خود را به طور قانونی بر ملتهای مستقل اعمال خواهد کرد.
- اینکه آیا وجود یک معاهده رقیب، مذاکرات در اجلاس بعدی COP سازمان ملل را تسریع خواهد کرد یا به تأخیر خواهد انداخت.
اصطلاحات کلیدی
- UNFCCC
- کنوانسیون چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی، معاهده مادر توافقنامه پاریس ۲۰۱۵.
- سیاست اقلیمی سمت عرضه
- استراتژیهایی که هدفشان کاهش استفاده از سوخت فسیلی از طریق محدود کردن استخراج و تولید زغال سنگ، نفت و گاز است، به جای اینکه فقط انتشار گازهای تولید شده توسط آنها را هدف قرار دهند.
- سهمهای تعیینشده ملی (NDCs)
- برنامههای اقدام اقلیمی فردی و اهداف کاهش انتشار گازها که توسط هر کشور تحت توافقنامه پاریس ارائه میشود.
- مدل اجماع
- فرآیند تصمیمگیری که در آن همه طرفهای شرکتکننده باید با متن نهایی موافقت کنند، که اغلب منجر به مصالحههایی برای تطبیق با کشورهای مخالف میشود.
پرسشهای متداول
معاهده منع گسترش سوختهای فسیلی چیست؟
این یک توافق بینالمللی پیشنهادی است که هدف آن توقف صریح گسترش اکتشافات جدید زغال سنگ، نفت و گاز و حذف تدریجی تولیدات موجود است.
این معاهده چه تفاوتی با توافقنامه پاریس دارد؟
توافقنامه پاریس بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای از طریق اجماع جهانی تمرکز دارد، در حالی که FFNPT سمت عرضه (استخراج سوخت فسیلی) را از طریق ائتلافی از کشورهای مایل هدف قرار میدهد.
چرا کلمبیا میزبان این اجلاس است؟
کلمبیا، که به طور سنتی یک تولیدکننده بزرگ سوخت فسیلی بوده، یک چرخش اقتصادی تاریخی انجام داده تا از این معاهده حمایت کند و خود را به عنوان رهبری برای کشورهای در حال توسعه که از استخراج فاصله میگیرند، معرفی کند.
آیا FFNPT جایگزین نشستهای COP سازمان ملل خواهد شد؟
خیر. کارشناسان FFNPT را به عنوان یک «جناح رادیکال» مکمل میبینند که در کنار UNFCCC عمل میکند و به طور بالقوه سیستم سازمان ملل را تحت فشار قرار میدهد تا زبان قویتری اتخاذ کند.
منابع
[1]The Guardianپیشگامان سمت عرضه
Colombia hosts historic Santa Marta summit to formalize Fossil Fuel Treaty
مطالعه در The Guardian →[2]Al Jazeeraپیشگامان سمت عرضه
Island nations and Latin American allies bypass UN consensus on climate action
مطالعه در Al Jazeera →[3]Reutersعملگرایان اقتصادی
Analyzing the economic trade-offs of the new Fossil Fuel Non-Proliferation Treaty
مطالعه در Reuters →[4]Factlen Editorial Teamنهادگرایان اجماع
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →[5]Foreign Policyنهادگرایان اجماع
The Fracturing of Global Climate Diplomacy: Can the UN Hold the Center?
مطالعه در Foreign Policy →[6]Nature Climate Changeعملگرایان اقتصادی
Evaluating the efficacy of supply-side climate agreements versus emissions targets
مطالعه در Nature Climate Change →
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









