پایان کنترل تسلیحات: چگونه انقضای پیمان «استارت جدید» یک سهراهی هستهای جهانی جدید را تحمیل میکند
انقضای پیمان «استارت جدید» باعث میشود که ایالات متحده و روسیه برای اولین بار در ۵۰ سال گذشته بدون محدودیتهای هستهای باقی بمانند. در حالی که زرادخانه چین به سرعت در حال گسترش است، امنیت جهانی از پیمانهای دوجانبه به چارچوبی پیچیده و سهجانبه برای مدیریت ریسک تغییر میکند.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران مدیریت ریسک
- معتقدند که دوران پیمانهای رسمی به پایان رسیده است و بر خویشتنداری غیررسمی و ارتباطات بحران تمرکز میکنند.
- نوسازیکنندگان سهراهی
- بر گسترش قابلیتها برای بازدارندگی همزمان در برابر تهدید ترکیبی از سوی چندین دشمن همتراز تمرکز دارند.
- مدافعان پیمان
- استدلال میکنند که محدودیتهای الزامآور قانونی و رژیمهای راستیآزمایی برای جلوگیری از یک مسابقه تسلیحاتی بیقید و شرط ضروری هستند.
زوایای پوششدادهنشده
- · کشورهای فاقد سلاح هستهای
- · دیپلماتهای جنوب جهانی
- · گروههای مدافع خلع سلاح
چرا مهم است
انقضای آخرین پیمان بزرگ هستهای، ساختار امنیت جهانی را به طور اساسی بازآرایی میکند و جهان را از یک رویارویی قابل پیشبینی دو قدرتی به یک پویایی بازدارندگی پیچیده سهجانبه سوق میدهد. درک این تغییر برای فهمیدن اینکه ملتهای مدرن چگونه خطرات درگیری، تهدیدات سایبری و هوش مصنوعی را در قرن بیست و یکم مدیریت خواهند کرد، حیاتی است.
نکات کلیدی
- پیمان «استارت جدید» در فوریه ۲۰۲۶ منقضی شد و محدودیتهای الزامآور قانونی بر زرادخانههای هستهای ایالات متحده و روسیه را حذف کرد.
- هم واشنگتن و هم مسکو اعلام کردهاند که به طور غیررسمی محدودیتهای تاریخی پیمان یعنی ۱۵۵۰ کلاهک مستقر شده را رعایت خواهند کرد.
- گسترش سریع هستهای چین، که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰۰۰ کلاهک برسد، یک پویایی بازدارندگی پیچیده سهجانبه ایجاد کرده است.
- کارشناسان امنیت جهانی تمرکز خود را از پیمانهای رسمی به «مدیریت ریسک» تغییر میدهند و بر ارتباطات و هنجارهای رفتاری تأکید میکنند.
- چارچوبهای ثبات آینده باید فناوریهای نوظهوری مانند هوش مصنوعی، جنگ سایبری و وسایل نقلیه گلاید مافوق صوت را در نظر بگیرند.
در ۵ فوریه ۲۰۲۶، معماری امنیت هستهای جهانی به آرامی از یک آستانه تاریخی و برگشتناپذیر عبور کرد. پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک جدید (New START) – آخرین توافق الزامآور قانونی باقیمانده که زرادخانههای هستهای ایالات متحده و روسیه را محدود میکرد – رسماً بدون وجود یک چارچوب جایگزین منقضی شد. برای اولین بار در بیش از نیم قرن، دو قدرت بزرگ هستهای جهان بدون محدودیتهای رسمی و مذاکرهشده بر نیروهای استراتژیک مستقر خود فعالیت میکنند، که نشاندهنده تغییری عمیق در نحوه برخورد جامعه بینالمللی با تهدید وجودی درگیری هستهای است.[1][5]
انقضای این پیمان، پایان قطعی دوران کنترل تسلیحات دوجانبه را رقم میزند که اواخر جنگ سرد و پیامدهای فوری آن را تعریف میکرد. با این حال، علیرغم نمادگرایی شوم این انقضا، نتیجه فوری آن یک مسابقه تسلیحاتی ناگهانی و بیقید و شرط نبوده است. در عوض، هم واشنگتن و هم مسکو قصد عملگرایانه خود را برای حفظ خویشتنداری غیررسمی اعلام کردهاند و محدودیتهای تاریخی پیمان را حتی بدون الزام قانونی رعایت میکنند. این وضعیت توقف، فرصتی حیاتی را برای سیاستگذاران فراهم میکند تا چشمانداز جدید را ارزیابی کنند.[1][2]
این گذار از پیمانهای رسمی به «مدیریت ریسک» غیررسمی، صرفاً یک تغییر بوروکراتیک نیست؛ بلکه یک بازآرایی اساسی در پویاییهای امنیت جهانی است. چارچوب دوجانبه قابل پیشبینی قرن بیستم به سرعت در حال جایگزینی با یک «سهراهی هستهای» بسیار پیچیدهتر است. این پارادایم جدید عمدتاً ناشی از ظهور سریع چین به عنوان یک قدرت هستهای همتراز است که محاسبات بازدارندگی حاکم بر روابط ابرقدرتها را برای دههها به طور اساسی تغییر میدهد. سیاستگذاران اکنون مجبورند در یک صفحه شطرنج سهبعدی حرکت کنند که در آن هر تصمیم استراتژیک به طور همزمان بر چندین دشمن تأثیر میگذارد.[2][6]
برای درک آنچه با انقضای این توافق از دست رفت، لازم است بدانیم که «استارت جدید» در عمل چگونه کار میکرد. این پیمان که در سال ۲۰۱۰ توسط روسای جمهور باراک اوباما و دیمیتری مدودف امضا شد، سقفهای ریاضی سختگیرانهای را بر نیروهای استراتژیک هر دو کشور تحمیل کرد. این پیمان هر طرف را به ۱۵۵۰ کلاهک هستهای استراتژیک مستقر شده و ۷۰۰ وسیله نقلیه پرتاب مستقر شده محدود میکرد؛ دستهای که شامل موشکهای بالستیک قارهپیما (ICBMs)، موشکهای بالستیک پرتابشده از زیردریایی و بمبافکنهای سنگین میشود. این سقفها یک خط پایه از توازن استراتژیک را تضمین میکردند.[1][5]
اما ارزش واقعی «استارت جدید» هرگز فقط اعداد خام نبود – بلکه سطح بیسابقهای از شفافیت بود که این پیمان طلب میکرد. این توافق تبادل منظم دادهها، اطلاعرسانی در مورد جابجایی موشکها و بازرسیهای دقیق در محل از تأسیسات نظامی را الزامی میکرد. این جریان مستمر و تأییدشده اطلاعات، نیاز هر یک از طرفین را به حدس زدن قابلیتهای طرف مقابل از بین میبرد. این پیمان با فراهم کردن یک پنجره شفاف به زرادخانه هر کشور، با جلوگیری از فرضیات بدبینانهای که میتوانند منجر به تشدید تصادفی شوند، بحرانها را تثبیت میکرد.[4][5]
با این حال، رژیم راستیآزمایی در سالهای اخیر به طور قابل توجهی رو به زوال گذاشته بود. بازرسیها ابتدا در طول همهگیری کووید-۱۹ متوقف شدند و سپس در اوایل سال ۲۰۲۳ توسط روسیه در بحبوحه پیامدهای شدید ژئوپلیتیکی جنگ در اوکراین به طور کامل تعلیق شدند. انقضای رسمی پیمان در سال ۲۰۲۶ صرفاً واقعیتی را که سالها در حال شکلگیری بود، تثبیت کرد: دوران شفافیت متقابل و تأییدشده به پایان رسیده است و برنامهریزان دفاعی را وادار میکند که به طور فزایندهای به ابزارهای فنی ملی و اطلاعات ماهوارهای تکیه کنند.[2][5]
فروپاشی مدل پیمان دوجانبه عمدتاً ناشی از یک واقعیت ریاضی است که «استارت جدید» هرگز برای رسیدگی به آن طراحی نشده بود: ظهور یک قدرت هستهای بزرگ سوم. برای دههها، بازدارندگی جهانی اساساً یک بازی دو نفره بین واشنگتن و مسکو بود، جایی که توازن برابر با ثبات بود. امروز، چین درگیر یک گسترش تاریخی و بیسابقه نیروهای استراتژیک خود است که توازن قدرت جهانی را تغییر میدهد و هرگونه تلاش برای مذاکره در مورد محدودیتهای دوجانبه ساده را پیچیده میکند. این واقعیت چندقطبی، معماری قدیمی کنترل تسلیحات را اساساً منسوخ میکند.[3][6]
بر اساس برآوردهای دفاعی اخیر و اطلاعات منبع باز، پکن به طور چشمگیری برنامه نوسازی هستهای خود را تسریع کرده است. چین با فاصله گرفتن از وضعیت بازدارندگی تاریخی حداقلی خود، اکنون پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۳۰ زرادخانهای متشکل از حداقل ۱۰۰۰ کلاهک عملیاتی را مستقر کند. اگرچه این رقم هنوز به طور قابل توجهی کوچکتر از ذخایر ایالات متحده و روسیه است – که هر کدام تقریباً ۵۰۰۰ کلاهک در مجموع، شامل تسلیحات ذخیره و غیرمستقر دارند – مسیر سریع چین اساساً هندسه بازدارندگی جهانی را تغییر میدهد. سرعت محض این افزایش، برنامهریزان نظامی در واشنگتن و مسکو را مجبور کرده است تا مفروضات استراتژیک بلندمدت خود را دوباره تنظیم کنند.[4][6]
بر اساس برآوردهای دفاعی اخیر و اطلاعات منبع باز، پکن به طور چشمگیری برنامه نوسازی هستهای خود را تسریع کرده است.
این توازن در حال تغییر، هسته اصلی «سهراهی هستهای» را ایجاد میکند. در یک سیستم سنتی دو نفره، توازن عددی ثبات را تضمین میکند؛ هیچ طرفی نمیتواند حمله اول را بدون تضمین نابودی ویرانگر خود آغاز کند. اما در یک سیستم سه نفره، منطق ریاضی بازدارندگی شروع به فروپاشی میکند. اگر ایالات متحده زرادخانه هستهای خود را به اندازهای بزرگ کند که به طور همزمان روسیه و چین را بازدارد، مسکو و پکن ممکن است آن نیروی ترکیبی ایالات متحده را به عنوان یک تهدید وجودی ببینند و به طور بالقوه آنها را وادار به افزایش نیروهای خود در پاسخ کند.[6][7]
برعکس، اگر واشنگتن تصمیم بگیرد که تنها توازن عددی سختگیرانهای را با روسیه حفظ کند، برنامهریزان دفاعی نگرانند که این امر میتواند ایالات متحده را در برابر یک چالش استراتژیک هماهنگ از سوی مسکو و پکن آسیبپذیر سازد. این مسئله سهجسمی، مذاکره در مورد مدل قدیمی محدودیتهای عددی دوجانبه را امروزه عملاً غیرممکن میکند. هر کشور باید دائماً در برابر دو دشمن مستقل احتیاط کند، که شبکهای پیچیده از معضلات امنیتی ایجاد میکند که در آن نوسازی دفاعی یک کشور به عنوان یک تهدید تهاجمی توسط دیگران تلقی میشود.[4][6]
با درک این بنبست ساختاری، تمرکز در میان برنامهریزان استراتژیک بینالمللی به سرعت از «کنترل تسلیحات» سنتی به سمت چارچوب جدید «مدیریت ریسک» در حال تغییر است. به جای صرف سالها برای تلاش جهت مذاکره در مورد پیمانهای الزامآور قانونی که نیاز به تصویب سختگیرانه قانونگذاری دارند، آینده فوری ثبات هستهای به شدت به توافقات ضمنی، خویشتنداری یکجانبه و ایجاد هنجارهای رفتاری روشن متکی است. این رویکرد عملگرایانه اذعان دارد که اگرچه کاهشهای رسمی ممکن است در فضای کنونی از نظر سیاسی غیرممکن باشد، اما جلوگیری از تشدید تصادفی همچنان یک اولویت وجودی مشترک برای هر سه قدرت است.[2][3]
سابقه تاریخی برای این رویکرد در مدیریت ریسک هستهای وجود دارد. در ماههای پس از انقضای «استارت جدید»، مقامات روسی علناً اعلام کردند که تا زمانی که ایالات متحده نیز همین کار را انجام دهد، به رعایت محدودیتهای اصلی پیمان ادامه خواهند داد. واشنگتن نیز، در حالی که خواستار یک چارچوب مدرنتر و جامعتر است، به طور مشابه برای فراتر رفتن از سقف ۱۵۵۰ کلاهک اقدامی نکرده است. این پایبندی متقابل و تأییدنشده نشان میدهد که بازدارندگی میتواند حتی در یک خلأ دیپلماتیک نیز عمل کند، زیرا هیچ یک از طرفین در حال حاضر خواهان بار اقتصادی و استراتژیک عظیم ناشی از شروع مجدد یک مسابقه تسلیحاتی کمی نیستند.[1][2]
این وضعیت توقف غیررسمی، یک حائل حیاتی برای جامعه بینالمللی فراهم میکند. این امر ثابت میکند که ثبات از طریق منافع متقابل حفظ میشود، حتی در غیاب کامل اعتماد یا مکانیسمهای رسمی راستیآزمایی. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که خویشتنداری داوطلبانه ذاتاً شکننده است و تابع هوسهای سیاست داخلی است. بدون کانالهای ارتباطی نهادینهشدهای که پیمانها فراهم میکنند، یک بحران ناگهانی ژئوپلیتیکی یا سوءتفسیر از رزمایشهای نظامی میتواند به سرعت تشدید شود. این شکنندگی بر نیاز فوری به پروتکلهای ارتباطی جدید و قوی برای مدیریت بحران بین واشنگتن، مسکو و پکن تأکید میکند تا از سوءتفاهمهای فاجعهبار جلوگیری شود.[2][4]
علاوه بر این، ثبات استراتژیک مدرن مستلزم رسیدگی به مجموعهای از فناوریهای نوظهور است که «استارت جدید» به طور کامل آنها را نادیده گرفته بود. پیمان ۲۰۱۰ برای شمارش سیلوهای فیزیکی، زیردریاییها و بمبافکنهای سنگین طراحی شده بود. تهدیدات مبرم امروزی شامل وسایل نقلیه گلاید مافوق صوت است که میتوانند از رادارهای سنتی هشدار اولیه فرار کنند، داراییهای پیشرفته مستقر در فضا، و قابلیتهای سایبری پیچیدهای که به طور بالقوه میتوانند زیرساخت فرماندهی و کنترل یک کشور را در طول بحران کور کنند. این قابلیتهای نامتقارن به این معنی است که یک کشور میتواند بدون ساختن حتی یک کلاهک هستهای جدید، به برتری استراتژیک دست یابد و قوانین شمارش سنتی را برای میدان نبرد مدرن به شدت ناکافی میسازد.[3][5]
هوش مصنوعی لایه دیگری از پیچیدگی بیسابقه را معرفی میکند و نگرانیهای عمیقی را در مورد خودکارسازی سیستمهای هشدار اولیه و پرتاب ایجاد میکند. بنابراین، تلاشهای آتی برای کاهش ریسک احتمالاً کمتر بر شمارش کلاهکهای فردی و بیشتر بر ایجاد هنجارهای رفتاری الزامآور متمرکز خواهد بود. این موارد ممکن است شامل توافقات چندجانبه برای هدف قرار ندادن زیرساخت فرماندهی هستهای با حملات سایبری، یا پروتکلهای سختگیرانهای باشد که تضمین میکند «انسانها در حلقه تصمیمگیری» برای هرگونه تصمیمگیری در مورد استفاده هستهای به طور دائمی مورد نیاز باشند. سیاستگذاران امیدوارند با تنظیم رفتارها به جای صرفاً سختافزار، یک شبکه ایمنی انعطافپذیرتر برای عصر دیجیتال ایجاد کنند.[5][7]
مسیر پیش رو به ناچار مستلزم ادغام چین در این گفتگوهای کاهش ریسک خواهد بود. در حالی که پکن از لحاظ تاریخی در برابر مذاکرات رسمی کنترل تسلیحات مقاومت کرده است – با این استدلال که ایالات متحده و روسیه باید ابتدا زرادخانههای بسیار بزرگتر خود را به شدت کاهش دهند – فشار بینالمللی فزایندهای برای بحثهای سهجانبه وجود دارد. این مذاکرات لزوماً هدف توازن عددی نخواهند داشت، بلکه بر شفافیت، ارتباطات بحران و ایجاد درک متقابل از خطوط قرمز استراتژیک هر کشور تمرکز خواهند کرد. آوردن هر سه قدرت به میز مذاکره اکنون به عنوان پیشنیاز اساسی برای هر چارچوب پایدار امنیت جهانی تلقی میشود.[4][6]

انقضای «استارت جدید» یک حسابرسی جهانی را تحمیل میکند، اما بحرانی اجتنابناپذیر را تضمین نمیکند. گذار از یک جهان دوجانبه و متعهد به پیمان به یک جهان چندقطبی و مدیریتشده با ریسک، بدون شک با اصطکاک همراه است، اما همچنین واقعیت محیط امنیتی قرن بیست و یکم را به درستی منعکس میکند. معماری قدیمی برای یک جهان دوقطبی ساخته شده بود که دیگر وجود ندارد، و چسبیدن به آن ممکن است حس کاذبی از امنیت ایجاد کرده باشد. با اذعان به سهراهی جدید، برنامهریزان دفاعی میتوانند شروع به تدوین استراتژیهایی کنند که واقعاً تهدیدات امروز را مورد توجه قرار دهند، نه ارواح جنگ سرد را.[3][7]
با فراتر رفتن از سقفهای عددی سختگیرانه گذشته، سیاستگذاران فرصتی برای ساختن یک چارچوب انعطافپذیرتر و جامعتر دارند. این رویکرد جدید باید فناوریهای نوظهور، بازیگران همتراز متعدد و واقعیتهای عمیقاً پیچیده بازدارندگی مدرن را در نظر بگیرد. در حالی که انقضای این پیمان نشاندهنده پایان یک دوران است، همچنین صفحه دیپلماتیک را پاک میکند. پایان کنترل تسلیحات به شکلی که ما میشناختیم، ممکن است صرفاً اولین گام ضروری برای ساختن ثبات استراتژیک آینده باشد.[2][7]
روند رویداد
April 2010
ایالات متحده و روسیه پیمان «استارت جدید» را در پراگ امضا کردند و سقفهایی را برای کلاهکهای استراتژیک مستقر شده تعیین کردند.
February 2021
ایالات متحده و روسیه توافق کردند که «استارت جدید» را برای پنج سال دیگر تمدید کنند و تاریخ انقضا را به فوریه ۲۰۲۶ موکول کردند.
February 2023
روسیه مشارکت خود در تبادل دادهها و بازرسیهای در محل «استارت جدید» را در بحبوحه تنشهای ژئوپلیتیکی فزاینده به حالت تعلیق درآورد.
February 2026
«استارت جدید» رسماً منقضی شد و ایالات متحده و روسیه را برای اولین بار در بیش از ۵۰ سال بدون محدودیتهای الزامآور قانونی بر زرادخانههای هستهای خود رها کرد.
بررسی عمیق دیدگاهها
مدافعان پیمان
استدلال میکنند که محدودیتهای الزامآور قانونی و رژیمهای راستیآزمایی برای جلوگیری از یک مسابقه تسلیحاتی بیقید و شرط ضروری هستند.
این اردوگاه، که اغلب توسط سازمانهای سنتی کنترل تسلیحات و متحدان اروپایی نمایندگی میشود، انقضای «استارت جدید» را به عنوان یک فرسایش خطرناک در امنیت جهانی میبیند. آنها تأکید میکنند که بدون بازرسیهای اجباری در محل و تبادل دادهها، کشورها مجبورند به بدترین فرضیات در مورد قابلیتهای دشمنان خود تکیه کنند. آنها از بازگشت به میز مذاکره برای تعیین محدودیتهای عددی جدید و الزامآور قانونی حمایت میکنند و استدلال میکنند که خویشتنداری غیررسمی بیش از حد شکننده است که بتواند از یک بحران بزرگ ژئوپلیتیکی جان سالم به در ببرد.
طرفداران مدیریت ریسک
معتقدند که دوران پیمانهای رسمی به پایان رسیده است و بر خویشتنداری غیررسمی و ارتباطات بحران تمرکز میکنند.
تحلیلگران این اردوگاه استدلال میکنند که مدل پیمان دوجانبه در یک جهان چندقطبی با فناوریهای نوظهور منسوخ شده است. آنها به جای صرف سالها برای مذاکره در مورد سقفهای عددی سخت که تصویب سیاسی آنها دشوار است، از «مدیریت ریسک» حمایت میکنند. این شامل ایجاد خطوط قرمز ضمنی، حفظ خطوط ارتباطی باز نظامی-نظامی و تضمین تعهدات یکجانبه برای رعایت محدودیتهای تاریخی است. آنها خویشتنداری غیررسمی را نه به عنوان یک شکست، بلکه به عنوان یک سازگاری عملگرایانه با یک محیط امنیتی پیچیدهتر میبینند.
نوسازیکنندگان سهراهی
بر گسترش قابلیتها برای بازدارندگی همزمان در برابر تهدید ترکیبی از سوی چندین دشمن همتراز تمرکز دارند.
استراتژیستهای دفاعی متمرکز بر «سهراهی هستهای» استدلال میکنند که ایالات متحده باید ساختار نیروی خود را به طور اساسی بازنگری کند تا گسترش سریع هستهای چین را در نظر بگیرد. آنها معتقدند که حفظ توازن تنها با روسیه دیگر کافی نیست اگر پکن و مسکو نیروهای استراتژیک خود را هماهنگ کنند. این دیدگاه از نوسازی سهگانه هستهای، سرمایهگذاری در دفاع موشکی پیشرفته و احتمالاً گسترش زرادخانه مستقر شده حمایت میکند تا اطمینان حاصل شود که بازدارندگی در برابر دو رقیب همتراز به طور همزمان حفظ میشود.
آنچه نمیدانیم
- ایالات متحده و روسیه تا چه زمانی به پایبندی داوطلبانه و غیررسمی خود به محدودیتهای تاریخی «استارت جدید» ادامه خواهند داد.
- آیا چین در نهایت موافقت خواهد کرد که در مذاکرات سهجانبه کاهش ریسک یا مذاکرات رسمی کنترل تسلیحات شرکت کند.
- پیشرفتها در هوش مصنوعی و قابلیتهای سایبری چگونه سرعت و قابلیت اطمینان سیستمهای فرماندهی و کنترل هستهای را تغییر خواهد داد.
اصطلاحات کلیدی
- ثبات استراتژیک
- وضعیت که در آن هیچ کشوری انگیزهای برای آغاز حمله اول هستهای ندارد، زیرا انجام این کار یک پاسخ تلافیجویانه ویرانگر را تضمین میکند.
- سهگانه هستهای (Nuclear Triad)
- ساختار نیروی نظامی سهشاخهای متشکل از موشکهای هستهای پرتابشده از خشکی، زیردریاییهای مسلح به موشک هستهای و هواپیماهای استراتژیک حامل بمبهای هستهای.
- وسیله نقلیه پرتاب (Delivery Vehicle)
- فناوری – مانند موشک بالستیک قارهپیما (ICBM) یا بمبافکن سنگین – که برای انتقال یک کلاهک هستهای به هدف خود استفاده میشود.
- هدفگیری ضد نیرویی (Counterforce Targeting)
- یک استراتژی هستهای متمرکز بر هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی و هستهای دشمن، به جای جمعیتهای غیرنظامی، برای محدود کردن توانایی آنها در تلافی.
- تلهمتری
- فرآیند ارتباطات خودکار که طی آن دادهها از موشکها در طول آزمایشهای پروازی جمعآوری شده و به ایستگاههای نظارتی منتقل میشوند؛ به اشتراک گذاشتن این دادهها یک اقدام کلیدی شفافیت تحت «استارت جدید» بود.
پرسشهای متداول
پیمان «استارت جدید» چه بود؟
«استارت جدید» که در سال ۲۰۱۰ امضا شد، یک توافق دوجانبه بین ایالات متحده و روسیه بود که هر کشور را به ۱۵۵۰ کلاهک هستهای استراتژیک مستقر شده و ۷۰۰ وسیله نقلیه پرتاب مستقر شده محدود میکرد، در حالی که بازرسیهای منظم را الزامی میساخت.
چرا این پیمان در سال ۲۰۲۶ منقضی شد؟
این پیمان در سال ۲۰۲۱ برای یک دوره پنج ساله نهایی تمدید شد. تنشهای ژئوپلیتیکی، به ویژه پس از جنگ در اوکراین، گفتگوها را متوقف کرد و مانع از مذاکره برای یک توافق جانشین قبل از ضربالاجل فوریه ۲۰۲۶ شد.
آیا یک مسابقه تسلیحاتی هستهای جدید رخ خواهد داد؟
لزوماً خیر. هم ایالات متحده و هم روسیه اعلام کردهاند که به طور غیررسمی به رعایت محدودیتهای تاریخی ادامه خواهند داد. کارشناسان معتقدند تمرکز از مسابقات تسلیحاتی رسمی به سمت «مدیریت ریسک» و ثبات بازدارندگی در حال تغییر است.
چین چگونه بر کنترل تسلیحات آمریکا و روسیه تأثیر میگذارد؟
چین به سرعت در حال گسترش زرادخانه هستهای خود است و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰۰۰ کلاهک برسد. این امر یک «سهراهی» ایجاد میکند که در آن حفظ سقفهای دوجانبه بین ایالات متحده و روسیه دشوار است، در حالی که هر دو باید یک قدرت سوم در حال ظهور را نیز بازدارند.
منابع
[1]Arms Control Associationمدافعان پیمان
New START Expires Without U.S. Response to Russian Offer
مطالعه در Arms Control Association →[2]International Institute for Strategic Studiesطرفداران مدیریت ریسک
New START expiry and the future of arms control
مطالعه در International Institute for Strategic Studies →[3]Brookings Institutionطرفداران مدیریت ریسک
The end of New START and the future of arms control
مطالعه در Brookings Institution →[4]Atlantic Councilنوسازیکنندگان سهراهی
New START has expired. What comes next for US-Russia arms control?
مطالعه در Atlantic Council →[5]European Policy Centreمدافعان پیمان
The end of New START should be the start of Europe's nuclear reckoning
مطالعه در European Policy Centre →[6]Center for Strategic and International Studiesنوسازیکنندگان سهراهی
Managing the China-India-Pakistan Nuclear Trilemma
مطالعه در Center for Strategic and International Studies →[7]Factlen Editorial Teamنوسازیکنندگان سهراهی
Synthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









