چگونه چهار شرکت بزرگ حسابداری، سیستم جهانی اجتناب مالیاتی شرکتها را مهندسی کردند
در حالی که بزرگترین شرکتهای حسابداری جهان خود را حافظان شفافیت مالی معرفی میکنند، اما فعالانه طرحهای اجتناب مالیاتی را طراحی کرده و برای تصویب آنها لابی میکنند که سالانه میلیاردها دلار برای دولتها هزینه دارد.
به قلم شاهین فراهانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان عدالت مالیاتی
- فعالان و کارمندان سابق که چهار شرکت بزرگ را تسهیلکنندگان فعال فرار مالیاتی جهانی میدانند.
- مدافعان شرکتها
- نمایندگان صنعت که معتقدند به حداقل رساندن مالیات یک وظیفه امانتداری قانونی و ضروری است.
- اصلاحطلبان نظارتی
- تحلیلگران سیاستی که بر بستن شکافهای قانونی و افزایش شفافیت شرکتها تمرکز دارند.
تنش اصلی در قلب سیستم مالی جهانی، مسئله هویت است. چهار شرکت بزرگ حسابداری—Deloitte، PwC، EY، و KPMG—خود را به عنوان حافظان ضروری تجارت جهانی معرفی میکنند که وظیفه دارند صحت و شفافیت مالی بزرگترین شرکتهای جهان را تأیید کنند. با این حال، ائتلافی رو به رشد از اقتصاددانان، کارمندان سابق و مدافعان شفافیت، به واقعیتی کاملاً متفاوت اشاره میکنند. آنها استدلال میکنند که این شرکتها صرفاً حسابرسان منفعل نیستند، بلکه معماران فعال و بدون مجازات یک سیستم جهانی اجتناب مالیاتی شرکتها هستند که سالانه بین ۵۰۰ میلیارد تا ۱ تریلیون دلار از خزانههای عمومی را تخلیه میکند. این اختلاف نظر اساسی است: آیا این شرکتها صرفاً به مشتریان کمک میکنند تا قوانین پیچیده و قانونی مالیاتی را دور بزنند، یا طراحان اصلی یک انتقال ثروت سیستماتیک هستند که حاکمیت دولت-ملتها را تضعیف میکند؟[2][3][4]
استدلال اصلی علیه چهار شرکت بزرگ بر یک تضاد منافع ساختاری و حلنشده استوار است. این سازمانها به عنوان غولهای جهانی فعالیت میکنند، هم دفاتر حسابرسی را برای اطمینان از انطباق با مقررات اداره میکنند و همزمان بخشهای مشاوره مالیاتی بسیار سودآوری دارند. این بازوهای مشاورهای، طرحهای پیچیده و تهاجمی برنامهریزی مالیاتی را طراحی و میفروشند که سود شرکتها را از حوزههای قضایی که فعالیت اقتصادی در آنجا رخ میدهد، به پناهگاههای مالیاتی کممالیات یا بدون مالیات منتقل میکند. منتقدان استدلال میکنند که این نقش دوگانه به شرکتها اجازه میدهد تا هم به عنوان معمار و هم به عنوان مهندس بهینهسازی مالیاتی شرکتها عمل کنند و عملاً دانش عمیق خود از امور مالی بینالمللی را علیه همان دولتهایی که به حسابرسی آنها متکی هستند، به کار گیرند.[2][3]
این صرفاً یک اتهام حکایتی نیست؛ بلکه توسط تحقیقات آکادمیک قوی پشتیبانی میشود. یک مطالعه برجسته و داوریشده که در مجله «تجارت جهانی» منتشر شد، یک پیوند مستقیم و علّی بین استفاده یک شرکت چندملیتی از حسابرسان چهار شرکت بزرگ و اندازه شبکه پناهگاه مالیاتی آن شرکت برقرار کرد. محققان دریافتند شرکتهایی که این شرکتهای خاص را استخدام میکنند، به طور قابل توجهی در زمینه مالیات تهاجمیتر میشوند و از شرکتهای تابعه فراساحلی با نرخ بسیار بالاتری نسبت به شرکتهایی که توسط شرکتهای حسابرسی کوچکتر بررسی میشوند، استفاده میکنند. دادهها نشان میدهد که چهار شرکت بزرگ به جای پیشگامی در شفافیت شرکتی، عوامل کلیدی تسهیلکننده محرمانگی مالی و پیچیدگی هستند که زیربنای زیانهای عظیم درآمد جهانی است.[3]

مکانیسمهای این معماری مالیاتی بسیار پیچیده هستند و بر استراتژیهایی مانند قیمتگذاری انتقالی (transfer pricing)، هدایت مالکیت فکری و ساختارهای پیچیده شرکتی مانند «ساندویچ هلندی» بدنام متکی هستند. چهار شرکت بزرگ با دستکاری قانونی محل تحقق سود، به مشتریان چندملیتی خود کمک میکنند تا نرخهای مؤثر مالیاتی خود را در برخی موارد تقریباً به صفر برسانند. کارمندان سابق این صنعت، مانند جورج روزوانی، کارشناس مالیاتی استرالیایی، علناً این اقدامات را محکوم کردهاند. روزوانی این شرکتها را «حسابداران ثروت» توصیف کرده که از مأموریت اصلی خود بسیار دور شدهاند و استدلال میکند که اقدامات تهاجمی آنها در زمینه اجتناب مالیاتی بینالمللی، مستلزم تفکیک نظارتی بازوهای حسابرسی و مشاورهای آنها است.[2]
چهار شرکت بزرگ با دستکاری قانونی محل تحقق سود، به مشتریان چندملیتی خود کمک میکنند تا نرخهای مؤثر مالیاتی خود را در برخی موارد تقریباً به صفر برسانند.
قویترین استدلال متقابل از سوی چهار شرکت بزرگ و مدافعان آنها، ریشه در تمایز سختگیرانه بین فرار مالیاتی غیرقانونی و اجتناب مالیاتی قانونی دارد. این شرکتها معتقدند که آنها صرفاً راهنمایی تخصصی را در یک سیستم مالیاتی جهانی پیچیده، هزارتو مانند و اغلب متناقض ارائه میدهند. از این منظر، هیئتهای مدیره شرکتها وظیفه امانتداری (fiduciary duty) در قبال سهامداران خود دارند تا هزینهها، از جمله بدهیهای مالیاتی، را در چارچوب قانون به حداقل برسانند. صنعت حسابداری استدلال میکند که اگر دولتها از میزان درآمد مالیاتی جمعآوری شده ناراضی هستند، بار مسئولیت بر عهده قانونگذاران است که شکافهای قانونی را ببندند و معاهدات مالیاتی بینالمللی را هماهنگ کنند، نه اینکه حسابدارانی را مقصر بدانند که صرفاً در چارچوب قوانین مکتوب عمل میکنند.[4]
با این حال، این دفاع با دخالت عمیق چهار شرکت بزرگ در فرآیندهای سیاستگذاری که قرار است جلوی اجتناب مالیاتی را بگیرند، پیچیده میشود. بر اساس تحقیقات «دیدهبان شرکتهای اروپایی» (Corporate Europe Observatory)، این شرکتها به شدت در زیرساخت سیاست مالیاتی اتحادیه اروپا نفوذ کردهاند. آنها به طور معمول میلیونها یورو قرارداد تدارکات عمومی دریافت میکنند تا مطالعات و ارزیابیهای تأثیری را انجام دهند که مستقیماً به قانونگذاری مالیاتی دولتها جهت میدهد. این وضعیت سناریویی را ایجاد میکند که در آن تسهیلکنندگان اجتناب مالیاتی شرکتها، همزمان توسط مالیاتدهندگان پول میگیرند تا به دولتها در مورد نحوه تنظیم سیستم مالیاتی جهانی مشاوره دهند؛ پویاییای که مدافعان شفافیت آن را تضاد منافع عمیق میدانند.[1]

نفوذ چهار شرکت بزرگ فراتر از نقشهای مشاورهای به لابیگری فعال علیه اقدامات شفافسازی گسترش مییابد. هنگامی که اتحادیه اروپا گزارشدهی اجباری عمومی کشوری به کشوری (country-by-country reporting) را پیشنهاد کرد—ابزاری نظارتی که برای افشای انتقال سود با مجبور کردن شرکتها به اعلام درآمدها و پرداختهای مالیاتی خود در هر حوزه قضایی که در آن فعالیت میکنند، طراحی شده بود—غولهای حسابداری به شدت علیه آن لابی کردند. شرکتهایی مانند EY و Deloitte با استناد به نگرانیهای مربوط به حساسیت تجاری، برای چارچوبهای داوطلبانه یا الزامات افشای ضعیفتر فشار آوردند. این مقاومت، تنش بین موضع عمومی آنها در حمایت از اصلاحات مالیاتی جهانی و تلاشهای خصوصی آنها برای محافظت از ساختارهای مبهمی که به نفع مشتریان چندملیتی آنها است، را برجسته میکند.[1]
هزینه اجتماعی این معماری که به ظاهر قانونی است، سرسامآور است. صدها میلیارد دلار که سالانه به دلیل انتقال سود از دست میرود، نشاندهنده انتقال مستقیم ثروت از بودجههای عمومی به سهامداران خصوصی است. این درآمدهای از دست رفته، هزینههای اجتماعی هنگفتی را تحمیل میکند که به صورت کمبود بودجه برای زیرساختهای حیاتی، مراقبتهای بهداشتی عمومی و سیستمهای آموزشی در سراسر جهان نمایان میشود. تا زمانی که نقش دوگانه چهار شرکت بزرگ—به عنوان مشاوران مورد اعتماد دولت و استراتژیستهای تهاجمی مالیاتی شرکتها—به صورت ساختاری مورد توجه قرار نگیرد، مکانیسمهای زیربنایی اجتناب مالیاتی جهانی بعید است تغییر کند و تنش بین انطباق قانونی و پاسخگویی عمومی حلنشده باقی خواهد ماند.[2][4]
چرا مهم است
استراتژیهای اجتناب مالیاتی طراحی شده توسط «چهار شرکت بزرگ»، سالانه حدود ۵۰۰ میلیارد دلار از بودجههای عمومی جهانی را تخلیه میکند و مستقیماً منابع مالی موجود برای زیرساختها، مراقبتهای بهداشتی و آموزش را کاهش میدهد.
نکات کلیدی
- چهار شرکت بزرگ حسابداری مسئول حسابرسی اکثریت بزرگترین شرکتهای چندملیتی جهان هستند.
- تحقیقات آکادمیک، استفاده از حسابرسان چهار شرکت بزرگ را با افزایش قابل توجهی در استفاده یک شرکت از پناهگاههای مالیاتی فراساحلی مرتبط میداند.
- منتقدان استدلال میکنند که این شرکتها با تضاد منافع عمل میکنند، زیرا هم به عنوان حسابرسان مالی و هم به عنوان استراتژیستهای مالیاتی تهاجمی فعالیت میکنند.
- غولهای حسابداری اغلب قراردادهای عمومی را برای مشاوره به دولتها در مورد همان قوانین مالیاتی که به مشتریان خود کمک میکنند تا از آنها عبور کنند، تضمین میکنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
مدافعان عدالت مالیاتی
فعالان و کارمندان سابق که چهار شرکت بزرگ را تسهیلکنندگان فعال فرار مالیاتی جهانی میدانند.
این گروه، که شامل سازمانهایی مانند شبکه عدالت مالیاتی و کارمندان سابق صنعت مانند جورج روزوانی است، استدلال میکند که چهار شرکت بزرگ با یک تضاد منافع اساسی عمل میکنند. آنها معتقدند که این شرکتها با ایفای نقش همزمان به عنوان حسابرس و استراتژیست مالیاتی، فعالانه شبکههای فراساحلی و مکانیسمهای انتقال سود را طراحی میکنند که خزانههای عمومی را تخلیه میکند. مدافعان در این فضا اغلب خواستار تفکیک ساختاری این شرکتها هستند تا وظایف حسابرسی آنها از بازوهای مشاوره مالیاتی سودآورشان جدا شود تا از مهندسی همان شکافهای قانونی که به آنها اعتماد شده تا بر آنها نظارت کنند، جلوگیری شود.
دفاع شرکتها
نمایندگان صنعت که معتقدند به حداقل رساندن مالیات یک وظیفه امانتداری قانونی و ضروری است.
مدافعان صنعت حسابداری بر تمایز قانونی سختگیرانه بین فرار مالیاتی غیرقانونی و اجتناب مالیاتی قانونی تأکید میکنند. از این منظر، شرکتهای چندملیتی وظیفه امانتداری در قبال سهامداران خود دارند تا هزینههای عملیاتی، از جمله بدهیهای مالیاتی، را به حداقل برسانند. آنها استدلال میکنند که چهار شرکت بزرگ صرفاً راهنمایی تخصصی را در یک سیستم مالیاتی جهانی بسیار پیچیده، تکهتکه و اغلب متناقض ارائه میدهند. این گروه معتقد است اگر دولتها مایل به جمعآوری درآمد بیشتری هستند، مسئولیت بر عهده قانونگذاران است که معاهدات مالیاتی بینالمللی را هماهنگ کنند، نه اینکه مشاورانی را که طبق قوانین مکتوب عمل میکنند، مجازات کنند.
اصلاحطلبان نظارتی
تحلیلگران سیاستی که بر بستن شکافهای قانونی و افزایش شفافیت شرکتها تمرکز دارند.
اصلاحطلبان نظارتی به جای تمرکز صرف بر تفکیک شرکتهای حسابداری، محیط قانونی را هدف قرار میدهند که به انتقال سود اجازه رشد میدهد. سازمانهایی مانند «دیدهبان شرکتهای اروپایی» بر نیاز به شفافیت سیستماتیک، مانند گزارشدهی اجباری عمومی کشوری به کشوری، تأکید میکنند که شرکتهای چندملیتی را مجبور میکند محل کسب سود و پرداخت مالیات خود را افشا کنند. این گروه به ویژه منتقد «درب گردان» بین چهار شرکت بزرگ و مقامات مالیاتی دولتی هستند و استدلال میکنند که اصلاحات واقعی تا زمانی که معماران اجتناب مالیاتی برای تدوین قوانین ضد اجتناب استخدام میشوند، غیرممکن است.
منابع
[1]Corporate Europe Observatoryاصلاحطلبان نظارتی
Accounting for influence: how the Big Four are embedded in EU policy-making on tax avoidance
مطالعه در Corporate Europe Observatory →[2]Michael West Mediaمدافعان عدالت مالیاتی
'Tax avoidance' masters revealed: EXCLUSIVE
مطالعه در Michael West Media →[3]Journal of World Businessاصلاحطلبان نظارتی
Tax haven networks and the role of the Big 4 accountancy firms
مطالعه در Journal of World Business →[4]تیم سردبیری کوهستاناصلاحطلبان نظارتی
تحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاهها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.






