بسته شواهد: دادههای بانک جهانی نشان میدهد که نیمی از اقتصادهای در حال توسعه از سال ۲۰۱۹ در کاهش شکاف درآمدی ناکام ماندهاند
تحلیلی جامع از گزارش «چشماندازهای اقتصادی جهانی» بانک جهانی در ژوئن ۲۰۲۶، که جزئیات دادههای پشت توقف همگرایی اقتصادی و مسیرهای مدلسازی شده برای بازیابی در دهه ۲۰۳۰ را شرح میدهد.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نهادهای چندجانبه
- بر دادههای ساختاری و نیاز به تأمین مالی بینالمللی گسترده برای پر کردن شکاف تمرکز دارد.
- سیاستگذاران اقتصادهای در حال توسعه
- بر تأثیر نامتناسب شوکهای خارجی و فروپاشی سرمایهگذاری خارجی تأکید میکند.
- تحلیلگران بازار
- بیثباتی ژئوپلیتیکی و آسیبپذیریهای زنجیره تأمین را به عنوان موانع اصلی رشد محور قرار میدهد.
زوایای پوششدادهنشده
- · صاحبان مشاغل محلی در کشورهای در حال توسعه
- · کارگران کشاورزی متأثر از هزینههای کود
چرا مهم است
همگرایی اقتصادی—فرآیندی که در آن کشورهای فقیرتر سریعتر از کشورهای ثروتمند رشد میکنند تا شکاف ثروت را ببندند—معیار اساسی توسعه جهانی است. معکوس شدن این روند به این معناست که میلیاردها نفر با تأخیر در دسترسی به مراقبتهای بهداشتی پیشرفته، زیرساختها و تابآوری اقلیمی مواجه میشوند و تمرکز نهادهای جهانی را به سمت نقدینگی اضطراری و کاتالیزورهای رشد جدید مانند هوش مصنوعی سوق میدهد.
نکات کلیدی
- تقریباً ۵۰ درصد از اقتصادهای در حال توسعه از سال ۲۰۱۹ نتوانستهاند شکاف درآمدی خود را با کشورهای پیشرفته کاهش دهند.
- بانک جهانی پیشبینی رشد جهانی خود برای سال ۲۰۲۶ را به ۲.۵ درصد کاهش داده و دلیل آن را شوکهای شدید عرضه ناشی از درگیریهای خاورمیانه عنوان کرده است.
- رشد سرمایهگذاری خصوصی در کشورهای در حال توسعه در دهه ۲۰۲۰ نسبت به دهه قبل بیش از نصف شده است.
- مدلهای اقتصادی نشان میدهند که پذیرش هوش مصنوعی و گذار به انرژی پاک میتواند باعث جهش بزرگ رشد در دهه ۲۰۳۰ شود.
گزارش «چشماندازهای اقتصادی جهانی» بانک جهانی در ژوئن ۲۰۲۶، یک واقعیت کلان اقتصادی تلخ را که اقتصاددانان سالها از آن بیم داشتند، رسمی کرده است: موتور تاریخی همگرایی اقتصادی جهانی کاملاً متوقف شده است. بر اساس دادههای اصلی این نهاد، تقریباً ۵۰ درصد از اقتصادهای در حال توسعه از سال ۲۰۱۹ نتوانستهاند شکاف درآمدی خود را با کشورهای پیشرفته کاهش دهند. این معیار به عنوان ابتداییترین وعده توسعه جهانی در نظر گرفته میشود، که بر اساس این اصل عمل میکند که کشورهای فقیرتر باید به طور طبیعی با نرخ درصدی سریعتری نسبت به اقتصادهای بالغ رشد کنند و در نهایت شکاف ثروت را ببندند. در عوض، دادهها نشاندهنده یک گسست سیستمی در این فرآیند جبرانی است و میلیاردها نفر را در شرایط اقتصادی راکد گرفتار کرده است، در حالی که جهان توسعهیافته همچنان ثروت خود را افزایش میدهد.[1]
این رکود نشاندهنده یک عقبگرد مهم و نگرانکننده از یک روند سهدههای است که دوران مدرن جهانیسازی را تعریف میکرد. پیش از همهگیری کووید-۱۹، شاخص جهانی جینی—معیار آماری استاندارد نابرابری درآمد—به طور مداوم کاهش یافته بود و از حدود ۷۰ واحد در سال ۱۹۹۰ به ۶۲ واحد تا سال ۲۰۱۹ رسید. این کاهش تاریخی عمدتاً ناشی از رشد سریع و پایدار در بازارهای نوظهور بود که صدها میلیون نفر را از فقر شدید نجات داد و طبقه متوسط جهانی رو به رشدی را ایجاد کرد. توقف ناگهانی این شتاب نشان میدهد که نیروهای ساختاری که قبلاً برابری جهانی را پیش میبردند، مانند تولید برونسپاری شده و رونق کالاها، دیگر برای غلبه بر بحرانهای ترکیبی دهه ۲۰۲۰ کافی نیستند.[6]
با بررسی دادههای جامع، ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، هشدار جدی به جامعه بینالمللی داد و اظهار داشت که در صورت عدم وقوع یک معجزه اقتصادی بیسابقه، دهه ۲۰۲۰ به عنوان «دهه از دست رفته» برای دهها کشور در حال توسعه ثبت خواهد شد. این عبارت عمداً یادآور رکود اقتصادی شدیدی است که آمریکای لاتین در دهه ۱۹۸۰ تجربه کرد و نشان میدهد که بحران کنونی یک افت موقت نیست، بلکه یک دوره طولانی از پتانسیل از دست رفته است. این ارزیابی نگرانیهای فزاینده در میان سیاستگذاران بینالمللی را تقویت میکند که دههها همگرایی اقتصادی که با تلاش زیاد بین کشورهای فقیرتر و ثروتمندتر به دست آمده بود، نه تنها متوقف شده، بلکه به طور فعال در قارههای مختلف در حال معکوس شدن است.[1][4]
ادعای اصلی گزارش بانک جهانی این است که شکاف ثروت برای آسیبپذیرترین کشورهای جهان به طور فعال در حال گسترش است و یک اقتصاد جهانی دو شاخه ایجاد میکند. این نهاد پیشبینی میکند که تا پایان سال ۲۰۲۶، یک چهارم کل اقتصادهای در حال توسعه، یک سوم اقتصادهای کمدرآمد و نیمی از کل کشورهای شکننده و متأثر از درگیری، بر اساس سرانه، فقیرتر از سال ۲۰۱۹ خواهند بود. این بدان معناست که برای بخش عظیمی از جمعیت جهانی، کل تولید اقتصادی دهه ۲۰۲۰ توسط تورم، درگیری و دستمزدهای راکد از بین رفته است و قدرت خرید و منابع کمتری نسبت به قبل از شروع همهگیری برای آنها باقی مانده است.[1][3]
واگرایی در دادهها هنگام مقایسه مسیرهای بازیابی سطوح مختلف اقتصادی آشکارتر میشود. پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۲۷، تولید ناخالص داخلی سرانه در اقتصادهای با درآمد بالا به طور کامل به مسیر پیشبینی شده قبل از همهگیری بازگردد و عملاً زخمهای اقتصادی اوایل دهه ۲۰۲۰ را پاک کند. در مقابل، اقتصادهای در حال توسعه تقریباً ۶ درصد زیر خطوط پایه مورد انتظار قبل از سال ۲۰۲۰ باقی خواهند ماند. این کسری ۶ درصدی نشاندهنده تریلیونها دلار فعالیت اقتصادی از دست رفته است که مستقیماً به معنای کمبود بودجه در سیستمهای بهداشتی، تأخیر در پروژههای زیرساختی و ناتوانی مداوم در سرمایهگذاری برای تابآوری اقلیمی است.[1][4]
نکته قابل توجه این است که دادههای کلی برای جهان در حال توسعه، شدت بحران را با گنجاندن دو استثنای بزرگ و با رشد بالا: چین و هند، پنهان میکند. از آنجا که این دو کشور سهم عظیمی از جمعیت جهانی را تشکیل میدهند و نرخهای رشد نسبتاً قوی را حفظ کردهاند، به طور مصنوعی میانگین عملکرد بلوک در حال توسعه را بالا میبرند. هنگامی که چین و هند از مجموعه دادهها حذف میشوند، اقتصادهای در حال توسعه باقیمانده تقریباً با یک دهه کامل همگرایی از دست رفته با سطوح درآمدی اقتصادهای پیشرفته روبرو هستند. این ظرافت آماری نشان میدهد که بحران به شدت در مناطقی مانند آفریقای زیر صحرا و بخشهایی از آمریکای لاتین متمرکز است، جایی که موانع ساختاری رشد ریشهدارتر هستند.[4]
کاتالیزور فوری برای کاهش شدید رتبه بانک جهانی در سال ۲۰۲۶، اثر ترکیبی درگیریهای ژئوپلیتیکی است. این نهاد در آخرین ارزیابی خود، پیشبینی رشد جهانی برای سال جاری را به تنها ۲.۵ درصد کاهش داده است. این رقم ضعیفترین عملکرد اقتصاد جهانی خارج از یک رکود جهانی کامل در تقریباً دو دهه اخیر است. این کاهش، منعکسکننده محیطی گستردهتر است که در آن تجارت بینالمللی کند میشود، سرمایهگذاری فرامرزی در حال عقبنشینی است و ریسک ژئوپلیتیکی بانکهای مرکزی را مجبور میکند تا سیاستهای پولی محدودکنندهای را حفظ کنند که سرمایه را از بازارهای نوظهور دور میکند.[1][3]
بخش قابل توجهی از این کاهش رشد مستقیماً به درگیریهای جاری مربوط به ایران و نزدیک شدن به بسته شدن تنگه هرمز، یک شریان حیاتی برای حمل و نقل جهانی انرژی، نسبت داده میشود. اقتصاددانان بانک جهانی این اختلال را بزرگترین شوک عرضه که اقتصاد جهانی در پنجاه سال گذشته با آن روبرو بوده، توصیف کردهاند. از آنجا که اقتصاد جهانی همچنان به شدت به صادرات انرژی خاورمیانه وابسته است، محدودیت این گلوگاه، شوکهای قیمتی فوری و آبشاری را در سراسر زنجیره تأمین جهانی ایجاد کرده است و به طور نامتناسبی بر کشورهایی که به شدت به سوخت وارداتی برای تأمین برق شبکههای خود و حمل و نقل وابسته هستند، تأثیر میگذارد.[2]
بخش قابل توجهی از این کاهش رشد مستقیماً به درگیریهای جاری مربوط به ایران و نزدیک شدن به بسته شدن تنگه هرمز، یک شریان حیاتی برای حمل و نقل جهانی انرژی، نسبت داده میشود.
این اختلال ژئوپلیتیکی نه تنها باعث افزایش سرسامآور هزینههای نفت و گاز طبیعی شده، بلکه قیمت ورودیهای حیاتی کشاورزی مانند کودها و مواد شیمیایی صنعتی را نیز بالا برده است. بر اساس دادهها، پیشبینی میشود که میانگین قیمت کودها تنها در سال جاری تا ۳۸ درصد افزایش یابد. برای کشورهای وابسته به واردات در سراسر آفریقا و آسیای جنوبی، این افزایش قیمت تهدید میکند که تولید کشاورزی را به شدت تحت فشار قرار دهد، به طور بالقوه بحرانهای امنیت غذایی را تحریک کند و دولتها را مجبور سازد تا ذخایر ارزی محدود خود را به جای پروژههای توسعه بلندمدت، صرف تأمین نیازهای اساسی کنند.[3][4]
فراتر از شوکهای عرضه فوری که تیتر اخبار را به خود اختصاص دادهاند، شواهد بانک جهانی به یک مسئله ساختاری عمیقتر و موذیانهتر اشاره دارد: فروپاشی مطلق سرمایه سرمایهگذاری که به سمت جهان در حال توسعه جریان مییابد. دادهها نشان میدهند که رشد سرمایهگذاری خصوصی در اقتصادهای در حال توسعه در طول دهه ۲۰۲۰ نسبت به نرخهای قوی مشاهده شده در دهه ۲۰۱۰ بیش از نصف شده است. بدون سرمایه خصوصی برای ساخت کارخانهها، تأمین مالی استارتآپهای فناوری و توسعه زیرساختها، این کشورها کاملاً قادر به ایجاد افزایش بهرهوری مورد نیاز برای رسیدن به اقتصادهای پیشرفته نیستند و در یک چرخه صادرات کالاهای کمارزش گرفتار میشوند.[1]
به طور همزمان، بدهی دولتی در این کشورهای آسیبپذیر به بالاترین حد خود رسیده است و توانایی بخش عمومی برای ورود به جایی که سرمایه خصوصی از آن گریخته است را به شدت محدود میکند. سیاستگذاران در مناطقی مانند آفریقای زیر صحرا پنج سال گذشته را صرف مبارزه با تورم وارداتی و ضعف شدید ارزی کردهاند و آنها را مجبور ساخته تا بخشهای عظیمی از بودجه ملی خود را صرفاً برای پرداخت بدهیهای موجود اختصاص دهند. این پویایی، کشورهای در حال توسعه را با ذخایر مالی بسیار نازکتر و جاذب شوک کمتری برای مدیریت بحران انرژی کنونی رها میکند و آنها را مجبور میسازد دقیقاً زمانی که اقتصادشان نیاز به محرک دارد، اقدامات ریاضتی را اجرا کنند.[2][4]
گزارش اخیر سازمان ملل متحد این روایت فرار سرمایه را تأیید میکند و خاطرنشان میسازد که جامعه بینالمللی به طور فعال در بدترین زمان ممکن حمایت خود را پس میکشد. دادههای سازمان ملل نشان میدهد که بیست و پنج کشور پیشرفته کمکهای توسعهای خود به کشورهای فقیرتر را در سال ۲۰۲۵ کاهش دادهاند که منجر به کاهش کلی ۲۳ درصدی در کمکهای جهانی شده است. این بزرگترین انقباض سالانه در کمکهای توسعهای ثبت شده است و بر روند فزاینده انزواگرایی اقتصادی تأکید میکند، جایی که کشورهای ثروتمند، که با فشارهای داخلی خود روبرو هستند، تعهدات چندجانبهای را که به جهان در حال توسعه داده بودند، رها میکنند.[5]
با وجود دادههای تیره کوتاهمدت و واقعیت دهه از دست رفته، مدلهای بلندمدت بانک جهانی یک مسیر بسیار مبتنی بر شواهد برای خروج از رکود ارائه میدهند. این نهاد پیشبینی میکند که دهه ۲۰۳۰ میتواند به یک دوران طلایی برای ایجاد شغل و رشد اقتصادی تبدیل شود، اگر کشورهای در حال توسعه بتوانند با موفقیت سه نیروی تحولآفرین اقتصادی خاص را مهار کنند. بانک جهانی به جای تکیه بر مدلهای سنتی صادرات تولیدی گذشته، پیشنهاد میکند که یک رویکرد جهشی با استفاده از فناوریهای جدید میتواند به سرعت همگرایی را تسریع کرده و آسیبهای دهه ۲۰۲۰ را معکوس کند.[1]
اولین و برجستهترین این نیروها، پذیرش سریع جهانی هوش مصنوعی است. در حالی که هوش مصنوعی در حال حاضر در اقتصادهای پیشرفته متمرکز است، مدلهای بانک جهانی نشان میدهند که حتی اگر این فناوری نتواند به بلندپروازانهترین تبلیغات تحولآفرین خود دست یابد، ادغام پایه آن در زنجیرههای تأمین جهانی، سیستمهای آموزشی و خدمات عمومی، نرخ بهرهوری جهانی را به طور قابل توجهی بالاتر از میانگینهای کند دهه ۲۰۲۰ افزایش خواهد داد.[1]
برای کشورهای در حال توسعه، هوش مصنوعی پتانسیل این را دارد که دسترسی به تشخیصهای پزشکی در سطح تخصصی، بهینهسازی کشاورزی و آموزش خصوصی را بدون نیاز به دههها ساخت زیرساختهای سنتی، به سرعت مقیاسپذیر کند.[1]
نیروهای دوم و سوم شناسایی شده توسط مدلها، تحول جهانی انرژی پاک و ادغام عمیقتر تجارت منطقهای هستند. اگر کشورهای در حال توسعه بتوانند سرمایهگذاریهای عظیمی را که در حال حاضر به سمت زیرساختهای خورشیدی و استخراج مواد معدنی حیاتی جریان دارد، جذب کنند، میتوانند اساساً وابستگیهای سنتی به سوختهای فسیلی را که در حال حاضر آنها را در برابر شوکهای عرضه خاورمیانه آسیبپذیر میکند، دور بزنند.[3]
همراه با توافقنامههای تجاری منطقهای که تعرفهها را کاهش میدهند و لجستیک فرامرزی را بهبود میبخشند، این کشورها میتوانند زنجیرههای تأمین محلی و انعطافپذیری ایجاد کنند که ثروت را در قارههای خود حفظ میکند، به جای صادرات مواد خام با تخفیف.[1]
برای پر کردن شکاف خطرناک بین بحران کلان اقتصادی کنونی و بازیابی پیشبینی شده دهه ۲۰۳۰، بانک جهانی در حال استقرار سطوح بیسابقهای از نقدینگی اضطراری است. با اذعان به اینکه کشورهای در حال توسعه نمیتوانند در هوش مصنوعی یا انرژی پاک سرمایهگذاری کنند در حالی که با نکولهای بدهی فوری روبرو هستند، این نهاد اعلام کرده است که تا ۱۰۰ میلیارد دلار را طی یک دوره ۱۵ ماهه در دسترس قرار میدهد. این تسهیلات مالی عظیم به طور خاص کشورهایی را هدف قرار میدهد که بیشترین آسیب را از اثرات جانبی درگیری خاورمیانه دیدهاند و فضای تنفسی مالی لازم برای تثبیت اقتصادهایشان را فراهم میکند.[1][5]
روند رویداد
۲۰۱۹
شاخص جهانی جینی به ۶۲ میرسد که نشاندهنده پایان یک دوره سهدههای کاهش مداوم در نابرابری درآمد جهانی است.
۲۰۲۰-۲۰۲۲
همهگیری کووید-۱۹ باعث انباشت بدهی جهانی گسترده و توقف همگرایی اقتصادی کشورهای در حال توسعه میشود.
۲۰۲۴-۲۰۲۵
کمکهای توسعه خارجی با کاهش بیسابقه ۲۳ درصدی مواجه میشود زیرا اقتصادهای پیشرفته بودجه را پس میکشند.
ژوئن ۲۰۲۶
بانک جهانی رسماً «دهه از دست رفته» را برای اقتصادهای در حال توسعه پیشبینی میکند و رشد جهانی ۲۰۲۶ را به ۲.۵ درصد کاهش میدهد.
۲۰۲۷ (پیشبینی شده)
مدلسازی نشان میدهد که اقتصادهای با درآمد بالا به مسیرهای تولید ناخالص داخلی قبل از همهگیری باز میگردند، در حالی که کشورهای در حال توسعه ۶ درصد پایینتر باقی میمانند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه نهادهای چندجانبه
بر دادههای ساختاری و نیاز به تأمین مالی بینالمللی گسترده برای پر کردن شکاف تمرکز دارد.
سازمانهایی مانند بانک جهانی و سازمان ملل «دهه از دست رفته» را یک واقعیت ریاضی میدانند که ناشی از بحرانهای ترکیبی است، اما نه یک وضعیت دائمی. مدلهای آنها تأکید میکنند که در حالی که دهه ۲۰۲۰ عمدتاً برای همگرایی از دست رفته است، مکانیسمهای ساختاری توسعه همچنان قابل اجرا هستند. آنها استدلال میکنند که گشایش دهه ۲۰۳۰ نیازمند تزریق نقدینگی فوری—مانند تسهیلات ۱۰۰ میلیارد دلاری بانک جهانی—همراه با پذیرش تهاجمی هوش مصنوعی و انرژی سبز برای دور زدن وابستگیهای سنتی به سوختهای فسیلی است.
دیدگاه کشورهای در حال توسعه
بر تأثیر نامتناسب شوکهای خارجی و فروپاشی سرمایهگذاری خارجی تأکید میکند.
برای سیاستگذاران در آفریقای زیر صحرا و سایر مناطق در حال توسعه، واگرایی به عنوان یک بحران فضای مالی تجربه میشود. آنها اشاره میکنند که پنج سال گذشته را صرف مبارزه با تورم وارداتی و ضعف ارزی کردهاند که عمدتاً ناشی از سیاستها و درگیریهایی است که در جهان توسعهیافته سرچشمه میگیرند. با نصف شدن سرمایهگذاری خصوصی و کاهش کمکهای خارجی با رکوردهای بیسابقه، این کشورها استدلال میکنند که از سرمایه لازم برای مشارکت در گذار به هوش مصنوعی یا انرژی پاک محروم شدهاند.
دیدگاه تحلیلگران بازار
بیثباتی ژئوپلیتیکی و آسیبپذیریهای زنجیره تأمین را به عنوان موانع اصلی رشد محور قرار میدهد.
تحلیلگران مالی و بازار به شدت بر شوکهای عرضه فوری، به ویژه نزدیک شدن به بسته شدن تنگه هرمز و درگیری گستردهتر خاورمیانه تمرکز میکنند. از این منظر، همگرایی ساختاری بلندمدت در درجه دوم اهمیت نسبت به واقعیت حاد افزایش سرسامآور قیمت نفت، گاز و کود قرار دارد. آنها استدلال میکنند که تا زمانی که این ریسکهای ژئوپلیتیکی حل نشوند، تورم بالا باقی خواهد ماند و بانکهای مرکزی را مجبور میکند شرایط پولی سختگیرانهای را حفظ کنند که به طور نامتناسبی بازارهای نوظهور را مجازات میکند.
آنچه نمیدانیم
- مدت زمان نهایی و مقیاس درگیری خاورمیانه، که همچنان شدت شوکهای عرضه جهانی انرژی و کود را تعیین میکند.
- با توجه به کمبودهای موجود در زیرساختهای دیجیتال، اقتصادهای در حال توسعه دقیقاً چه میزان افزایش بهرهوری را از هوش مصنوعی کسب خواهند کرد.
- آیا اقتصادهای پیشرفته کاهش تاریخی اخیر در کمکهای توسعه خارجی را معکوس خواهند کرد تا به تأمین مالی گذار به انرژی پاک کمک کنند.
اصطلاحات کلیدی
- همگرایی اقتصادی
- تئوری اقتصادی و روند تاریخی که در آن کشورهای فقیرتر با نرخهای سریعتری نسبت به کشورهای ثروتمند رشد میکنند و به تدریج شکاف ثروت را میبندند.
- شاخص جینی
- یک معیار آماری برای نابرابری اقتصادی، که در آن ۰ نشاندهنده برابری کامل و ۱۰۰ نشاندهنده نابرابری کامل است.
- تولید ناخالص داخلی سرانه
- کل تولید اقتصادی یک کشور تقسیم بر جمعیت آن، که به عنوان یک شاخص استاندارد برای سطح زندگی متوسط استفاده میشود.
- شوک عرضه
- یک رویداد غیرمنتظره که به طور ناگهانی عرضه یک محصول یا کالا را تغییر میدهد و منجر به تغییر غیرمنتظره در قیمت میشود.
پرسشهای متداول
منظور بانک جهانی از «دهه از دست رفته» چیست؟
این اصطلاح به دهه ۲۰۲۰ اشاره دارد، دورهای که در آن تقریباً نیمی از اقتصادهای در حال توسعه در کاهش شکاف درآمدی با کشورهای پیشرفته ناکام خواهند ماند و دههها پیشرفت را معکوس میکنند.
چرا اقتصادهای در حال توسعه عقب میمانند؟
این واگرایی ناشی از ترکیبی از بدهیهای دوران همهگیری، فروپاشی سرمایهگذاری خارجی و شوکهای شدید عرضه ناشی از درگیریهای ژئوپلیتیکی است که قیمت انرژی و مواد غذایی را افزایش داده است.
آیا هیچ کشور در حال توسعهای از این روند فرار کرده است؟
بله. هنگامی که چین و هند در دادههای کلی گنجانده میشوند، تصویر جهانی بهتر به نظر میرسد، اما حذف این دو استثنای بزرگ، رکود شدیدی را که بقیه جهان در حال توسعه با آن روبرو هستند، آشکار میکند.
بانک جهانی چگونه قصد دارد به این بحران رسیدگی کند؟
این نهاد در حال استقرار تا ۱۰۰ میلیارد دلار تأمین مالی اضطراری طی ۱۵ ماه است تا به کشورهای آسیبپذیر کمک کند تورم را مدیریت کرده و اقتصاد خود را تثبیت کنند.
آیا امیدی به از سرگیری همگرایی اقتصادی وجود دارد؟
مدلهای بانک جهانی نشان میدهند که دهه ۲۰۳۰ میتواند شاهد جهش قوی باشد اگر کشورهای در حال توسعه با موفقیت هوش مصنوعی را ادغام کنند، به انرژی پاک روی آورند و تجارت منطقهای را تعمیق بخشند.
منابع
[1]World Bankنهادهای چندجانبه
Global Economic Prospects — June 2026
مطالعه در World Bank →[2]The Washington Postتحلیلگران بازار
World Bank says war on Iran dents prospects for growth
مطالعه در The Washington Post →[3]The Guardianتحلیلگران بازار
Global economic growth will slow to 2.5% this year as a result of the war in the Middle East
مطالعه در The Guardian →[4]BusinessDayسیاستگذاران اقتصادهای در حال توسعه
Africa's catch-up with rich nations stalls as World Bank warns of “lost decade”
مطالعه در BusinessDay →[5]AP Newsتحلیلگران بازار
Gap between rich and poor nations is growing even wider, UN report says
مطالعه در AP News →[6]United Nations Department of Economic and Social Affairsنهادهای چندجانبه
SDG 10: Reduce inequality within and among countries
مطالعه در United Nations Department of Economic and Social Affairs →
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.







