فیزیکدانان برای حل مشاهدات گیجکننده کهکشانها، مدل ماده تاریک دو جزئی را پیشنهاد کردند
یک چارچوب نظری جدید پیشنهاد میکند که ماده تاریک حداقل از دو نوع ذره متقابل تشکیل شده است، که تناقضات دیرینه در مشاهدات کیهانی را حل میکند. این مدل به طور ظریفی هم هستههای پراکنده کهکشانهای کوتوله و هم تودههای متراکمی که باعث همگرایی گرانشی قوی میشوند را توضیح میدهد.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- فیزیکدانان نظری
- فیزیکدانانی که استدلال میکنند ماده تاریک به جای یک موجودیت یکپارچه، خانوادهای از ذرات متقابل است.
- مؤسسات تحقیقاتی رصدی
- مؤسساتی که بر توسعه مدلهای ریاضی و جمعآوری دادههای تلسکوپی مورد نیاز برای تأیید یا رد این نظریهها تمرکز دارند.
- رسانهها و تحلیلگران علمی
- مروجان علم که برجسته میکنند چگونه این پیشرفت، تنشهای مشاهداتی دیرینه را حل میکند.
زوایای پوششدادهنشده
- · سنتگرایان ماده تاریک سرد که معتقدند بازخورد باریونی (مانند انفجار ستارگان) میتواند ناهنجاریهای هسته کهکشان را بدون ابداع ذرات جدید توضیح دهد.
چرا مهم است
برای دههها، دانشمندان فرض میکردند که ماده تاریک نامرئی که جهان ما را شکل میدهد، یک ذره واحد و ساده است. این پیشرفت نشان میدهد که «بخش تاریک» در واقع خانوادهای پیچیده و متقابل از ذرات است، که درک ما از کیهان را اساساً بازنویسی کرده و نسل بعدی تلسکوپهای فضایی چند میلیارد دلاری را هدایت میکند.
نکات کلیدی
- مدل سنتی «ماده تاریک سرد» در توضیح هستههای پراکنده کهکشانهای کوتوله و تودههای متراکم ایجادکننده همگرایی مشکل دارد.
- یک نظریه جدید پیشنهاد میکند که ماده تاریک حداقل از دو نوع ذره متقابل تشکیل شده است—یکی سنگین و دیگری سبک.
- برخورد بین این ذرات باعث «جداسازی جرمی» میشود، که ذرات سبک را به بیرون و ذرات سنگین را به داخل میراند.
- این دینامیک به طور کامل هم هستههای پفکرده کهکشانهای کوتوله و هم ساختارهای فوقالعاده متراکم همگرایی را توضیح میدهد.
- این مدل همچنین توضیح میدهد که چرا کهکشان راه شیری پرتوهای گاما منتشر میکند در حالی که کهکشانهای کوتوله این کار را نمیکنند.
- فیزیکدانان پیشنهاد میکنند که جرم این ذرات ممکن است توسط هندسه یک بُعد پنجم پنهان تنظیم شده باشد.
برای دههها، سنگ بنای اساسی اخترفیزیک مدرن، مدل «ماده تاریک سرد» (CDM) بوده است. این چارچوب فرض میکند که ماده تاریک—ماده نامرئی که تقریباً ۸۵ درصد از کل ماده جهان را تشکیل میدهد—شامل یک نوع ذره سنگین و کند حرکت است که تقریباً منحصراً از طریق نیروی گرانش با بقیه کیهان تعامل دارد. در مقیاس ماکروسکوپی، مدل CDM موفقیتی چشمگیر داشته و ساختار بزرگ مقیاس شبکهای جهان و تابش زمینه کیهانی را به دقت پیشبینی کرده است. با این حال، با پیچیدهتر شدن ابزارهای نجومی، این نظریه یکپارچه شروع به نشان دادن شکافهای قابل توجهی کرده است. مشاهدات با دقت بالا از کهکشانهای منفرد و خوشههای ستارهای محلی، رفتارهای پیچیدهای را آشکار کردهاند که یک ذره منفرد و خنثی به سادگی نمیتواند آنها را توضیح دهد، و فیزیکدانان را مجبور به بازنگری در ماهیت بنیادی بخش تاریک کرده است.[1][2]
درگیری اصلی که این بحران نظری را هدایت میکند، بر دو مجموعه مشاهدات کاملاً متفاوت متمرکز است که مدل استاندارد نمیتواند آنها را با هم آشتی دهد. در یک سوی مقیاس کیهانی، اخترشناسانی که کهکشانهای کوتوله را مطالعه میکنند، به طور مداوم دریافتهاند که هستههای ماده تاریک آنها به طور غیرعادی پراکنده و پخش شده هستند. مدل سنتی ماده تاریک سرد به صراحت پیشبینی میکند که این کهکشانهای کوچک باید دارای نوکهای مرکزی بسیار متراکم و فشرده از ماده تاریک باشند. در سوی دیگر طیف، مطالعات همگرایی گرانشی قوی—که اندازهگیری میکند چگونه گرانش اجرام عظیم نور کهکشانهای پسزمینه را خم میکند—تودههای محلیشدهای از ماده تاریک را در خوشههای کهکشانی بزرگتر آشکار کرده است که بسیار متراکمتر و فشردهتر از آن چیزی هستند که مدل استاندارد اجازه میدهد. آشتی دادن این کهکشانهای کوتوله «بیش از حد پفکرده» با تودههای همگرایی «بیش از حد متراکم» سالهاست که اخترشناسان را گیج کرده و تنش عمیقی در کیهانشناسی مدرن ایجاد کرده است.[1][2]
اکنون، یک چارچوب نظری پیشگامانه که توسط فیزیکدانان در رصدخانه کوهستان بنفش آکادمی علوم چین پیشنهاد شده است، راهحلی شگفتانگیز و ظریف برای این پارادوکس کیهانی ارائه میدهد. این مدل جدید که در مجله Science Bulletin منتشر شده است، نشان میدهد که ماده تاریک یک موجودیت یکپارچه نیست، بلکه یک سیستم «دو جزئی» است که حداقل از دو نوع متمایز ذره تشکیل شده است. به طور خاص، محققان یک بخش تاریک را پیشنهاد میکنند که هم توسط یک ذره سنگین و هم یک ذره به طور قابل توجهی سبکتر پر شده است. با کنار گذاشتن این فرض که ماده تاریک یک ماده واحد و یکنواخت است، این تیم یک چارچوب ریاضی توسعه داده است که به طور طبیعی مشاهدات متناقضی را که این حوزه را آزار میداد، در خود جای میدهد و نشاندهنده یک تغییر پارادایم بالقوه در نحوه درک ما از جهان نامرئی است.[1][4][7]
نکته مهم این است که این مدل «ماده تاریک دو جزئی خودتعاملی» فرض میکند که این ذرات متمایز کارهای بسیار بیشتری از صرفاً اعمال یک کشش گرانشی منفعل بر محیط اطراف خود انجام میدهند. این نظریه نشان میدهد که ذرات ماده تاریک سنگین و سبک از نظر فیزیکی با یکدیگر برخورد کرده و تعامل میکنند، تقریباً مانند توپهای بیلیارد روی میز. این برخوردهای مستقیم و جنبشی، یک فرآیند فیزیکی پویا به نام «جداسازی جرمی» را هدایت میکند، که اساساً نحوه توزیع ماده تاریک را در طول زمان کیهانی تغییر میدهد. در مدل استاندارد، ذرات ماده تاریک مانند ارواح از کنار یکدیگر عبور میکنند، اما در این چارچوب جدید، تعاملات فیزیکی آنها یک دینامیک سیال پیچیده و در حال تحول را در هالههای تاریکی که هر کهکشان را احاطه کردهاند، ایجاد میکند.[2][4]
جداسازی جرمی در حال حاضر یک پدیده مستند و کاملاً درک شده در اخترفیزیک مرئی است. این پدیده اغلب در خوشههای ستارهای کروی متراکم و باستانی مشاهده میشود، جایی که تعاملات گرانشی و برخوردهای نزدیک بین ستارگان باعث میشود ستارگان سنگینتر و پرجرمتر به تدریج به سمت مرکز گرانشی خوشه فرو روند. به طور همزمان، انرژی جنبشی منتقل شده در طول این برخوردها، ستارگان سبکتر و کم جرمتر را به سمت حاشیه خوشه به بیرون میراند. فیزیکدانان در رصدخانه کوهستان بنفش استدلال میکنند که یک مکانیسم مرتبسازی مشابه به طور نامرئی در بخش تاریک رخ میدهد که توسط برخوردهای بین اجزای ماده تاریک سنگین و سبک هدایت میشود.[2][7]
هنگامی که این جداسازی جرمی تاریک در مورد معمای پایدار کهکشانهای کوتوله به کار میرود، یک راهحل فوقالعاده منظم برای مشکل هسته پراکنده ارائه میدهد. در چاههای گرانشی نسبتاً کم عمق این کهکشانهای کوچک، ذرات ماده تاریک سنگین و سبک مکرراً با هم برخورد میکنند. در طول این تعاملات، انرژی جنبشی از ذرات سنگین به ذرات سبک منتقل میشود. ذرات سبکتر انرژیگرفته به بیرون پراکنده میشوند و عملاً مرکز کهکشان را خالی میکنند و چگالی کلی ماده تاریک را کاهش میدهند. این فشار دینامیکی به سمت بیرون، دقیقاً هستههای پراکنده و کمچگالی را ایجاد میکند که اخترشناسان واقعاً مشاهده میکنند و تنشی را که مدل استاندارد ماده تاریک سرد نمیتوانست توضیح دهد، کاملاً حل میکند.[1][2][4]
برعکس، مدل دو جزئی همچنین تودههای ماده تاریک با چگالی غیرمنتظره را که در جاهای دیگر جهان مشاهده میشود، توضیح میدهد. در خوشههای کهکشانی عظیم، جایی که محیط گرانشی کلی بسیار شدیدتر است و هالههای ماده تاریک بسیار بزرگتر هستند، فرآیند جداسازی جرمی نتیجه قابل مشاهده متفاوتی به همراه دارد. ذرات ماده تاریک سنگین انرژی جنبشی خود را از طریق برخوردها از دست میدهند و عمیقاً در چاه گرانشی فرو میروند و در مناطق مرکزی بسیار فشرده و فوقالعاده متراکم متمرکز میشوند. این جیبهای متمرکز ماده تاریک سنگین کاملاً با ساختارهای متراکمی که برای ایجاد اثرات شدید همگرایی گرانشی قوی که اخیراً توسط تلسکوپهای فضایی پیشرفته نقشهبرداری شدهاند، مطابقت دارند و نیمه دوم پارادوکس کیهانی را حل میکنند.[2][4]
برعکس، مدل دو جزئی همچنین تودههای ماده تاریک با چگالی غیرمنتظره را که در جاهای دیگر جهان مشاهده میشود، توضیح میدهد.
فراتر از ناهنجاریهای ساختاری کهکشانها، مدل دو جزئی همچنین به طور ظریفی یک معمای جداگانه و دهساله را حل میکند: مازاد پرتو گاما در کهکشان راه شیری. از سال ۲۰۱۴، تلسکوپ فضایی پرتو گاما فِرمی (Fermi) یک درخشش پایدار و غیرقابل توضیح از تابش پرانرژی را که از مرکز کهکشان خودمان ساطع میشود، شناسایی کرده است. برای سالها، اخترفیزیکدانان به طور گستردهای گمان میکردند که این تابش شدید محصول جانبی برخورد و نابودی ذرات ماده تاریک است که جرم خود را به انرژی خالص تبدیل میکنند. با این حال، اثبات این فرضیه به دلیل یک تناقض آشکار در دادههای مشاهداتی که مدل استاندارد به سادگی نمیتوانست آن را آشتی دهد، فوقالعاده دشوار بوده است.[1][5]
مانع اصلی پیش روی نظریه نابودی، سکوت کرکننده کهکشانهای کوتوله بود. اگر نابودی ماده تاریک واقعاً منبع پرتوهای گامای کهکشان راه شیری باشد، پس دقیقاً همان سیگنال پرانرژی باید به وضوح در کهکشانهای کوتولهای که به دور کهکشان ما میچرخند، قابل مشاهده باشد. این کهکشانهای ماهوارهای به شدت تحت سلطه ماده تاریک هستند و آنها را به آزمایشگاههای عالی برای تشخیص سیگنالهای نابودی تبدیل میکند. با این حال، با وجود سالها مشاهدات هدفمند، کهکشانهای کوتوله در طیف پرتو گاما کاملاً ساکت باقی میمانند، که باعث شد بسیاری از فیزیکدانان با اکراه ایده مسئولیت ماده تاریک در درخشش کهکشان راه شیری را کنار بگذارند.[1][5]
تحقیقات اخیر منتشر شده در مجله کیهانشناسی و فیزیک ذرات اخترفیزیکی (Journal of Cosmology and Astroparticle Physics) دقیقاً نشان میدهد که چگونه یک مدل دو جزئی این شکاف مشاهداتی را به طور کامل پر میکند. محققان پیشنهاد میکنند که اگر ماده تاریک از دو ذره متمایز تشکیل شده باشد، به احتمال زیاد هر دو نوع باید یکدیگر را پیدا کرده و برای نابودی و تولید پرتوهای گاما با هم تعامل داشته باشند. تحت این چارچوب، سیگنال تابشی حاصل به شدت به محیط محلی و تعادل خاص دو جزء ماده تاریک در هر کهکشان بستگی دارد، نه اینکه یک ثابت جهانی باشد که در هر جایی که ماده تاریک وجود دارد، رخ دهد.[5]
در یک کهکشان عظیم و پیچیده مانند راه شیری، چاه گرانشی عمیق، هم ذرات ماده تاریک سنگین و هم سبک را به مقادیر کافی و متعادل به دام میاندازد. این امر به دو جزء اجازه میدهد تا مکرراً با هم برخورد کرده و نابود شوند و درخشش پرتو گامای درخشانی را که توسط تلسکوپ فِرمی مشاهده میشود، تولید کنند. با این حال، در کهکشانهای کوتوله کوچکتر، دینامیک جداسازی جرمی یا تاریخچههای شکلگیری متفاوت ممکن است باعث شود یک نوع ذره کاملاً غالب باشد در حالی که دیگری به بیرون پرتاب یا تخلیه شده است. بدون حضور هر دو جزء به تعداد کافی، برخوردهای لازم بین گونهها نمیتواند رخ دهد و کهکشان کوتوله در طیف پرتو گاما کاملاً تاریک باقی میماند.[5]
مطالعه موازی دیگری که در Physical Review D توسط فیزیکدانان دانشگاه شفیلد و دانشگاه ایندیانا منتشر شده است، لایه دیگری از عمق نظری به این پارادایم در حال ظهور اضافه میکند و نشان میدهد که این ماهیت دو جزئی میتواند به یک بُعد پنجم پنهان مرتبط باشد. تیم تحقیقاتی پیشنهاد میکند که ماده تاریک در کنار یک ذره فرضی حامل نیرو به نام «فوتون تاریک» در یک بُعد فضایی پنهان وجود دارد که بیش از حد فشرده است و ابزارهای انسانی نمیتوانند مستقیماً آن را درک کنند. این هندسه فرا-بُعدی یک دلیل ریاضی بنیادی برای اینکه چرا ماده تاریک به طور طبیعی به اجزای سنگین و سبک تقسیم میشود، ارائه میدهد.[3][6][8]
تیم شفیلد و ایندیانا پدیدهای را توصیف میکنند که آن را «تشدید ماده تاریک» مینامند. در این چارچوب نظری پیشرفته، هندسه فیزیکی بُعد اضافی به طور طبیعی جرم ذرات مختلف ماده تاریک را تنظیم میکند. محققان این اثر را با یک آلت موسیقی مقایسه میکنند، جایی که شکل فیزیکی و طول یک سیم، فرکانسهای تشدید خاصی را که میتواند تولید کند، دیکته میکند. به همین ترتیب، شکل بُعد پنجم پنهان، جرمهای خاص ذرات ماده تاریک سنگین و سبک را دیکته میکند و آنها را در یک رابطه تشدیدی قفل میکند.[3][6][8]
نکته مهم این است که این تشدید هندسی نیاز به «تنظیم دقیق» دلخواه جرم ذرات را که بسیاری از مدلهای فیزیکی جایگزین را آزار میدهد، از بین میبرد. این نشان میدهد که ماهیت پیچیده و خودتعاملی اجزای ماده تاریک سنگین و سبک به طور طبیعی و ناگزیر از ساختار ریاضی بنیادی جهان ناشی میشود. این تشدید میتوانست تعاملات بین دو جزء ماده تاریک را در طول چگالی شدید کیهان اولیه به طور قابل توجهی افزایش دهد و شکلگیری اولین کهکشانها را شکل دهد، در حالی که به ذرات اجازه میدهد در جهان مدرن و گسترش یافته، عمدتاً خنثی و گریزان باقی بمانند.[3][6][8]
در حالی که مدل دو جزئی یک توضیح بسیار قانعکننده و یکپارچه برای ناهنجاریهای کیهانی متعددی که دانشمندان را برای دههها گیج کردهاند، ارائه میدهد، اما همچنان یک چارچوب نظری است که نیاز به آزمایش مشاهدهای دقیق دارد. این مدل فقط یک کنجکاوی ریاضی نیست؛ بلکه پیشبینیهای بسیار خاص و قابل آزمایشی در مورد توزیع ماده تاریک در مقیاسهای مختلف جهان انجام میدهد. برای حرکت از نظریه به واقعیت تثبیت شده، اخترفیزیکدانان اکنون باید به نسل بعدی رصدخانههای فضایی و زمینی نگاه کنند تا اثر انگشت قطعی جداسازی جرمی را در طبیعت پیدا کنند.[1][3]
اخترشناسان در حال حاضر در حال آمادهسازی برای استفاده از دادههای آتی تلسکوپ فضایی جیمز وب و رصدخانه ورا سی. روبین برای نقشهبرداری از همگرایی گرانشی با دقتی بیسابقه هستند. اگر مدل دو جزئی درست باشد، این بررسیهای کیهانی عظیم باید امضاهای خاص و محلیشده فرو رفتن ماده تاریک سنگین به مراکز خوشههای کهکشانی دوردست را شناسایی کنند. علاوه بر این، نظارت مستمر بر کهکشانهای کوتوله توسط رصدخانههای پرتو گاما نسل بعدی میتواند سیگنالهای ضعیف و نامنظمی را آشکار کند که وابستگی محیطی نابودی ماده تاریک را تأیید میکند و مدرکی قطعی برای یک بخش تاریک چند ذرهای ارائه میدهد.[2][4]
تغییر شتابان به سمت یک مدل ماده تاریک چند جزئی، نشاندهنده یک تغییر فلسفی عمیق در اخترفیزیک مدرن است. برای دههها، دانشمندان امیدوار بودند که بخش تاریک ساده، ظریف و یکپارچه باشد—یک ذره واحد برای توضیح ۸۵ درصد جهان. اما همانطور که جهان مرئی از مجموعهای پیچیده و متقابل از پروتونها، الکترونها، نوترینوها و فوتونها ساخته شده است، جهان تاریک نیز ممکن است شیمی پنهان و غنی خود را داشته باشد. با پذیرش این پیچیدگی، فیزیکدانان سرانجام شروع به گشودن عمیقترین اسرار کیهان کردهاند و جهانی را آشکار میسازند که بسیار پیچیدهتر و پویاتر از آن چیزی است که قبلاً تصور میشد.[1][2][3]
روند رویداد
1990s
مدل ماده تاریک سرد (CDM) به پارادایم استاندارد برای توضیح ساختار بزرگ مقیاس جهان تبدیل میشود.
2010s
مشاهدات با دقت بالا از کهکشانهای کوتوله، هستههای ماده تاریکی را آشکار میکند که به طور قابل توجهی کمتر از پیشبینی مدل CDM متراکم هستند.
2014
تلسکوپ فضایی پرتو گاما فِرمی یک مازاد غیرقابل توضیح از تابش پرانرژی را در مرکز کهکشان راه شیری شناسایی میکند.
Early 2025
پیشنویسهای نظری شروع به پیشنهاد این میکنند که ساختارهای تشدید جرمی در ابعاد پنهان میتوانند رفتار ماده تاریک را توضیح دهند.
July 2026
فیزیکدانان مدلهای جامع دو جزئی را منتشر میکنند که ناهنجاریهای کهکشان کوتوله، همگرایی گرانشی و پرتو گاما را یکپارچه میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
نظریهپردازان بخش تاریک پیچیده
فیزیکدانانی که استدلال میکنند ماده تاریک به جای یک موجودیت یکپارچه، خانوادهای از ذرات متقابل است.
این گروه معتقد است که دوران یکپارچگی «ماده تاریک سرد» (CDM) به پایان رسیده است. آنها به شکست مداوم مدل تکذرهای در توضیح ساختارهای کهکشانی در مقیاس کوچک اشاره میکنند. آنها استدلال میکنند که با معرفی یک ذره دوم و تعاملات خودی، محاسبات به طور ظریفی هم مشکل هسته کهکشان کوتوله و هم مازاد پرتو گاما در راه شیری را حل میکند، بدون نیاز به اصلاحات موقت برای هر ناهنجاری مشاهداتی جدید.
اخترشناسان رصدی
محققانی که بر جمعآوری دادههای تلسکوپی مورد نیاز برای تأیید یا رد مدلهای نظری تمرکز دارند.
برای ناظران، ظرافت ریاضی در درجه دوم اهمیت نسبت به اثبات تجربی قرار دارد. این گروه در حال حاضر از تلسکوپ فضایی جیمز وب استفاده میکند و برای رصدخانه ورا سی. روبین آماده میشود تا همگرایی گرانشی را با دقتی بیسابقه نقشهبرداری کند. آنها استدلال میکنند که اگر جداسازی جرمی واقعاً در بخش تاریک رخ میدهد، امضاهای متمایز و قابل اندازهگیری در پروفایلهای چگالی خوشههای کهکشانی دوردست بر جای خواهد گذاشت که ابزارهای نسل بعدی میتوانند آنها را شناسایی کنند.
سنتگرایان مدل استاندارد
دانشمندانی که در مورد ابداع فیزیک جدید قبل از بررسی کامل توضیحات مرسوم هشدار میدهند.
اگرچه به صراحت در مطالعات جدید ذکر نشده است، اما گروه قوی از اخترفیزیکدانان نسبت به افزودن ذرات جدید به مدل استاندارد شک دارند. آنها استدلال میکنند که «بازخورد باریونی»—فیزیک پیچیده و درهمبرهم ماده معمولی، مانند انفجار ابرنواخترها و سیاهچالههای فعال—میتواند ماده تاریک را به اندازه کافی به اطراف هل دهد تا هستههای پراکنده کهکشانهای کوتوله را توضیح دهد. آنها ترجیح میدهند قبل از پذیرش یک بخش تاریک چند جزئی، تمام توضیحات اخترفیزیکی مرسوم را به طور کامل بررسی کنند.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا ذرات ماده تاریک سنگین و سبک میتوانند مستقیماً در آزمایشگاههای زیرزمینی شناسایی شوند یا خیر.
- نسبت جرمی دقیق بین دو جزء پیشنهادی ماده تاریک.
- اینکه آیا «فوتون تاریک» که واسطه این تعاملات است، تأثیر قابل مشاهدهای بر ماده مرئی دارد یا خیر.
اصطلاحات کلیدی
- ماده تاریک
- شکلی نامرئی از ماده که حدود ۸۵ درصد از جرم جهان را تشکیل میدهد و تنها از طریق اثرات گرانشی خود بر کهکشانهای مرئی قابل تشخیص است.
- جداسازی جرمی
- فرآیندی فیزیکی که در آن برخورد بین ذرات با جرمهای مختلف باعث میشود ذرات سنگینتر به مرکز یک سیستم فرو روند در حالی که ذرات سبکتر به سمت بیرون حرکت میکنند.
- همگرایی گرانشی
- خم شدن نور اجرام دوردست توسط گرانش شدید یک جرم پیشزمینه عظیم، مانند یک توده متراکم از ماده تاریک.
- فوتون تاریک
- یک ذره بنیادی فرضی که به عنوان حامل نیرو برای ماده تاریک عمل میکند، مشابه نحوه حمل نیروی الکترومغناطیسی توسط فوتونهای معمولی برای نور مرئی.
پرسشهای متداول
مدل «ماده تاریک سرد» چیست؟
این نظریه سنتی است که ماده تاریک شامل یک نوع ذره کند حرکت است که تقریباً منحصراً از طریق گرانش با جهان تعامل دارد.
چرا کهکشانهای کوتوله مدل قدیمی را به چالش میکشند؟
مشاهدات نشان میدهد که کهکشانهای کوتوله دارای هستههای ماده تاریک پراکنده و پخش شده هستند، در حالی که مدل سنتی ماده تاریک سرد پیشبینی میکند که آنها باید مراکز بسیار متراکم و فشرده داشته باشند.
مدل دو جزئی چگونه این مشکل را حل میکند؟
این مدل پیشنهاد میکند که ذرات ماده تاریک سنگین و سبک با هم برخورد میکنند. این برخوردها انرژی را منتقل کرده و ذرات سبکتر را به بیرون میرانند و هستههای پراکندهای را که در کهکشانهای کوتوله دیده میشود، ایجاد میکنند.
مازاد پرتو گاما در کهکشان راه شیری چیست؟
این یک درخشش غیرقابل توضیح از تابش پرانرژی در مرکز کهکشان ما است که فیزیکدانان گمان میکنند ناشی از برخورد و نابودی ذرات ماده تاریک با یکدیگر است.
منابع
[1]ScienceDailyرسانهها و تحلیلگران علمی
Dark Matter Comes in Two Forms?
مطالعه در ScienceDaily →[2]Hayadanرسانهها و تحلیلگران علمی
The mystery deepens: New model suggests dark matter is not made up of one type of particle
مطالعه در Hayadan →[3]Dataconomyرسانهها و تحلیلگران علمی
A new theory suggests that dark matter may be linked to a hidden fifth dimension
مطالعه در Dataconomy →[4]Science Bulletinفیزیکدانان نظری
Self-interacting two-component dark matter
مطالعه در Science Bulletin →[5]Journal of Cosmology and Astroparticle Physicsفیزیکدانان نظری
Gamma-ray excess and two-component dark matter
مطالعه در Journal of Cosmology and Astroparticle Physics →[6]Physical Review Dفیزیکدانان نظری
Resonant dark matter and hidden dimensions
مطالعه در Physical Review D →[7]Purple Mountain Observatoryمؤسسات تحقیقاتی رصدی
Two component self interacting dark matter model resolves galactic tensions
مطالعه در Purple Mountain Observatory →[8]University of Sheffieldمؤسسات تحقیقاتی رصدی
Dark matter resonance and extra dimensions
مطالعه در University of Sheffield →
بیشتر در علم
مشاهده همه 6 خبر →شیمی نجومی
ستارهشناسان اولین «قند واقعی» را در فضای بینستارهای کشف کردند؛ سرنخی برای ریشههای حیات
8 sources
فیزیک کوانتومی
فیزیکدانان با موفقیت استخراج انرژی سیاهچاله را در آزمایشگاه بازسازی کردند
6 sources
عصب-ایمنیشناسی
کشف ارتباط سلولهای ایمنی با انتقالدهندههای عصبی؛ مرز میان سیستم عصبی و ایمنی محو میشود
6 sources
نوآوری شیمیایی
کشف واکنش خودبهخودی پیوند گوگردی توسط شیمیدانان، راهگشای پلاستیکهای کاملاً قابل بازیافت
5 sources
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.














