خروج بیش از ۱۳۰ نویسنده از انتشارات تاریخی گراسه فرانسه در اعتراض به استقلال سردبیری
در پی برکناری ناگهانی مدیرعامل دیرینه انتشارات گراسه، ائتلافی بزرگ از نویسندگان این شرکت را ترک کردند. این اقدام گفتوگویی جهانی را درباره مالکیت شرکتی و آزادی خلاقانه در صنعت نشر برانگیخته است.
به قلم تیم سردبیری کوهستان
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نویسندگان جدا شده
- نویسندگانی که استدلال میکنند مالکیت شرکتی در حال به خطر انداختن استقلال سردبیری تاریخی این نشان تجاری است.
- رهبری شرکت
- گروه مالکیتی که بر عملکرد مالی، همسویی استراتژیک و حقوق سهامداران تأکید دارد.
- ناظران صنعت
- انتشارات کوچکتر و کتابفروشانی که نگران تأثیرات ادغام رسانهها بر اکوسیستم ادبی هستند.
زوایای پوششدادهنشده
- · نویسندگان نوظهور
- · مقامات نظارتی فرانسه
چرا مهم است
این خروج بیسابقه، تنش فزاینده میان ادغام شرکتهای رسانهای و آزادی هنری را برجسته میکند. نتیجه این مناقشه میتواند سابقه جدیدی را برای چگونگی حفاظت نویسندگان از مالکیت فکری و استقلال سردبیری خود در عصر ابرشرکتها تعیین کند.
نکات کلیدی
- بیش از ۱۳۰ نویسنده برجسته به طور علنی روابط خود را با انتشارات گراسه فرانسه قطع کردهاند.
- این خروج گسترده در پی برکناری ناگهانی اولیویه نورا، مدیرعامل ۲۶ ساله این نشان تجاری، رخ داد.
- نویسندگان از ترس کنترل ایدئولوژیک فزاینده تحت مالکیت ونسان بولوره، میلیاردر، به این اقدام اشاره میکنند.
- رهبری شرکت از تغییر مدیریت دفاع کرده و به عملکرد مالی ضعیف اخیر اشاره میکند.
- بسیاری از نویسندگان جدا شده در حال بررسی راههای حقوقی برای به دست آوردن مجدد حقوق فهرست آثار پیشین خود هستند.
بیش از ۱۳۰ نویسنده برجسته به طور علنی روابط خود را با انتشارات گراسه (Éditions Grasset)، یکی از معتبرترین و تاریخیترین خانههای نشر فرانسه، قطع کردهاند. این اقدام نمایشی خیرهکننده از کنش جمعی بود. این خروج گسترده در پی برکناری ناگهانی اولیویه نورا (Olivier Nora)، سردبیر بسیار محترمی که ۲۶ سال رهبری این نشان تجاری را بر عهده داشت، در اواسط آوریل رخ داد. از نظر دنیای ادبیات، برکناری ناگهانی نورا صرفاً یک جابجایی شرکتی نبود، بلکه نشانهای بود مبنی بر اینکه ارزشهای بنیادین این انتشارات در معرض تهدید قرار گرفتهاند. این خروج، یک تصمیم هیئت مدیره را به یک گفتوگوی بینالمللی بسیار آشکار در مورد مرزهای کنترل شرکتی و لزوم استقلال خلاقانه تبدیل کرده است.[1][2][3]
امضاکنندگان این خروج شامل برخی از مشهورترین نامهای ادبیات معاصر فرانسه هستند که طیف گستردهای از ژانرها و فلسفهها را در بر میگیرند. از جمله آنها میتوان به ویرژینی دسپنت (Virginie Despentes)، رماننویس فمینیست، برنار-آنری لِوی (Bernard-Henri Lévy)، فیلسوف، و ونسا اسپرینگورا (Vanessa Springora)، نویسنده خاطرات تحسینشده و مهم فرهنگی «رضایت» (Consent) اشاره کرد. نویسندگان در یک نامه سرگشاده تند که در رسانههای بزرگ منتشر شد، اعلام کردند که دیگر آثار آتی خود را با این انتشارات منتشر نخواهند کرد. آنها جدایی خود را نه به عنوان یک اختلاف قراردادی استاندارد، بلکه به عنوان دفاعی ضروری از آزادی هنری قلمداد کردند و قاطعانه اظهار داشتند که از به خطر افتادن خروجی خلاقانه خود توسط برنامههای شرکتی در حال تغییر، امتناع میورزند.[1][3]
این درگیری بر نفوذ فزاینده ونسان بولوره (Vincent Bolloré)، غول رسانهای میلیاردر، و روند گستردهتر ادغام رسانهها متمرکز است. گروه ویوندی (Vivendi) متعلق به بولوره، شرکت لاگاردِر (Lagardère) را که شرکت مادر هاشِت لیور (Hachette Livre) و مالک گراسه است، در اواخر سال ۲۰۲۳ خریداری کرد. این خرید، بزرگترین کنگلومرای نشر فرانسه را تحت چتر یک امپراتوری رسانهای عظیم قرار داد که شامل شبکههای تلویزیونی، ایستگاههای رادیویی و روزنامههای ملی است. برای بسیاری در جامعه ادبی، این تصاحب نگرانیهای فوری را در مورد اینکه چگونه ساختار مالکیت جدید ممکن است بر جهتگیری سردبیری نشانهای تجاری که از نظر تاریخی مستقل بودهاند تأثیر بگذارد، ایجاد کرد و زمینه را برای درگیری کنونی فراهم ساخت.[2][3]
برای دههها، گراسه فوراً با جلد کتابهای زرد نمادین و فهرست آثاری که فعالانه طیف گستردهای از دیدگاههای سیاسی، اجتماعی و فلسفی را در بر میگرفت، قابل تشخیص بود. نویسندگان، نورا را معمار و محافظ این کثرتگرایی میدانستند. نویسندگان جدا شده در نامه سرگشاده خود، او را «چسبی» توصیف کردند که فضای فکری منحصربهفردی را در کنار هم نگه میداشت؛ فضایی که در آن نویسندگان با نظرات بسیار متفاوت میتوانستند به طور مسالمتآمیز و سازنده همزیستی کنند. رهبری او به عنوان یک دیوار آتش دیده میشد که فرآیند سردبیری را از فشارهای خارجی مصون نگه میداشت و به این نشان تجاری اجازه میداد تا شایستگی ادبی را بر انطباق ایدئولوژیک اولویت دهد.[2][3]
کاتالیزور مشخص برای برکناری نورا همچنان یک نقطه اختلاف شدید عمومی است. رهبری شرکت برای توجیه این تغییر، به معیارهای مالی عینی اشاره کرده است. بولوره در یک پاسخ سردبیری عمومی نادر، خاطرنشان کرد که عملکرد اقتصادی اخیر گراسه «بسیار ناامیدکننده» بوده است. او به کاهش سود عملیاتی و افت کلی درآمد اشاره کرد و استدلال نمود که این نشان تجاری برای عبور از یک فضای اقتصادی چالشبرانگیز، به مدیریت جدیدی نیاز دارد. از دیدگاه شرکت مادر، جایگزینی یک مدیر اجرایی با سابقه طولانی در دوره رکود مالی، یک رویه استاندارد و ضروری تجاری است.[3][4]
با این حال، ناظران صنعت و نویسندگان جدا شده به مکانیسم دیگری از کنترل اشاره میکنند: همسویی ایدئولوژیک و دخالت سردبیری. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که اختلاف شدیدی بر سر برنامه انتشار کتاب جدیدی از بوعلام صنصال (Boualem Sansal)، نویسنده فرانسوی-الجزایری که اخیراً به گراسه پیوسته بود، رخ داده است. این اختلاف ظاهراً بر سر زمان انتشار عمومی این کتاب، که جزئیات زندانی شدن اخیر صنصال در الجزایر را شرح میدهد، متمرکز بود. از نظر نویسندگان، این درگیری برنامهریزی، نمادی از یک نفوذ عمیقتر و سیستمیتر در تصمیمات روزمره سردبیری است که هویت یک ناشر را تعریف میکند.[1][3][4]
بر اساس اظهارات عمومی بولوره، نورا میخواست انتشار کتاب را تا اواخر سال ۲۰۲۶ به تأخیر بیندازد، در حالی که رهبری هاشِت بر تاریخ انتشار در ماه ژوئن اصرار داشت. بولوره استدلال کرد که هاشِت به عنوان مالک نهایی، حق مطلق دارد که چنین زمانبندیهای استراتژیکی را دیکته کند و مدیران سطح نشان تجاری را نادیده بگیرد. او این اختلاف را به عنوان یک مسئله سلسله مراتب شرکتی مطرح کرد و تأکید نمود که تصمیمات در یک شرکت در نهایت توسط مالکیت آن گرفته میشود. این دیدگاه، اصطکاک اساسی بین استقلال سنتی سردبیران ادبی و مکانیسمهای کنترل متمرکز کنگلومراهای رسانهای مدرن را برجسته میکند.[3][4]

بر اساس اظهارات عمومی بولوره، نورا میخواست انتشار کتاب را تا اواخر سال ۲۰۲۶ به تأخیر بیندازد، در حالی که رهبری هاشِت بر تاریخ انتشار در ماه ژوئن اصرار داشت.
نامه سرگشاده نویسندگان به صراحت این چارچوببندی شرکتی را رد کرد و اظهار داشت که آنها از تبدیل شدن به «گروگانهای یک جنگ ایدئولوژیک» امتناع میورزند. آنها نگرانی عمیق خود را ابراز کردند که گراسه به طور سیستماتیک در حال تبدیل شدن به ابزاری برای یک برنامه سیاسی خاص است. نویسندگان به تغییراتی که در سایر داراییهای رسانهای خریداری شده توسط ویوندی، مانند شبکه تلویزیونی CNews و روزنامه Journal du Dimanche، مشاهده شده است، اشاره کردند؛ رسانههایی که منتقدان استدلال میکنند تحت مالکیت بولوره خطوط سردبیری بهطور فزاینده محافظهکارانهای را اتخاذ کردهاند. برای امضاکنندگان، اخراج نورا آخرین مدرکی بود که نشان میداد کثرتگرایی تاریخی گراسه در حال برچیده شدن است.[1][3]
انتصاب جانشین نورا، این اضطرابها را در سراسر جامعه ادبی تشدید کرد. هاشِت لیور به سرعت ژان-کریستف تیری (Jean-Christophe Thiery) را به عنوان رئیس جدید گراسه معرفی کرد. تیری یک کارمند دولتی سابق و یک مدیر اجرایی رسانهای مورد اعتماد و با سابقه طولانی در امپراتوری بولوره است. او پیش از این به عنوان رئیس هیئت نظارت کانال+ خدمت کرده و در اجرای استراتژیهای رسانهای گستردهتر ویوندی طی دو دهه گذشته نقش مهمی داشته است. انتصاب او در رأس یک نشان تجاری ادبی معتبر، نشاندهنده یک تغییر واضح در نحوه مدیریت داراییهای نشر توسط شرکت مادر است.[2][5]
برخلاف نورا، که تمام دوران حرفهای خود را صرف ظرافتهای سردبیری ادبی و روابط با نویسندگان کرد، سابقه تیری به شدت در مدیریت رسانهای شرکتی و پخش تلویزیونی است. این انتقال، نشاندهنده یک تغییر گستردهتر در صنعت است؛ از خانههای نشر تحت رهبری سردبیران – جایی که دیدگاه ادبی کسبوکار را هدایت میکند – به ساختارهای شرکتی تحت مدیریت مدیران. در این پارادایم جدید، کارایی مالی، همافزاییهای بینرسانهای و همسویی سبد دارایی اغلب بر استقلال سنتی سردبیری اولویت دارند و اساساً رابطه بین یک ناشر و استعداد خلاق آن را تغییر میدهند.[5]
مکانیسم این خروج، یک اقدام کارگری نادر و بسیار هماهنگ در دنیای ادبیات است که به فردی بودن شهرت دارد. در حالی که نویسندگان اغلب برای پیشپرداختهای بهتر یا حمایت سردبیری متفاوت، ناشران خود را تغییر میدهند، یک جدایی هماهنگ و عمومی در این مقیاس تقریباً بیسابقه است. نویسندگان با حرکت به عنوان یک بلوک جمعی، از سرمایه فرهنگی ترکیبی خود برای به چالش کشیدن یک کنگلومرای چندملیتی استفاده کردهاند. اقدام آنها نشان میدهد که چگونه خالقان میتوانند برای اعمال فشار بر ساختارهای شرکتی سازماندهی شوند و یک برکناری اجرایی استاندارد را به یک بحث برجسته در مورد روح صنعت نشر تبدیل کنند.[1][2]
فراتر از صرفاً امتناع از امضای قراردادهای جدید، بسیاری از نویسندگان جدا شده اکنون در حال بررسی راههای حقوقی پیچیدهای برای به دست آوردن مجدد حقوق فهرست آثار پیشین خود هستند. تحت قراردادهای استاندارد نشر فرانسه، حقوق معمولاً برای مدت زمان حق تکثیر به ناشر گره خورده است، که استخراج گسترده را به یک نبرد حقوقی دشوار و پرهزینه تبدیل میکند. در صورت موفقیت، این تلاش میتواند یک سابقه حقوقی پیشگامانه ایجاد کند و به طور بالقوه قوانین مربوط به نحوه کنترل مالکیت فکری را هنگام تغییر مالکیت یک انتشارات یا تغییر اساسی هویت سردبیری آن، بازنویسی کند.[1][7]
پاسخ شرکت به این خروج قاطع و سازشناپذیر بوده است. بولوره در اظهارات عمومی خود، نویسندگان معترض را به عنوان «یک گروه کوچک که خود را بالاتر از همه و همه چیز میدانند» و با همگزینی داخلی مشخص میشوند، رد کرد. او تأکید کرد که گراسه به راحتی از این خروج جان سالم به در خواهد برد و جدایی نامهای شناخته شده صرفاً فضای کاتالوگ ارزشمندی را برای انتشار صداهای جدید و نوظهور ایجاد خواهد کرد. این موضعگیری بر این باور شرکتی تأکید دارد که ارزش برند انتشارات قویتر از شهرت فردی نویسندگان فعلی آن است.[4]
ارتباطات رسمی هاشِت لیور در طول این بحران لحنی کاملاً حرفهای را حفظ کرد. آرنو لاگاردِر (Arnaud Lagardère)، مدیرعامل، در یک بیانیه مطبوعاتی رسمی، از نورا برای دههها خدمتش تشکر کرد و نقش او در تثبیت هاشِت به عنوان یک رهبر در نشر فرانسه را ستود. در عین حال، لاگاردِر اعتماد کامل خود را ابراز کرد که تیری با موفقیت «برنامههای بلندپروازانه گراسه برای رشد» را رهبری خواهد کرد. پیامرسانی با دقت تنظیم شده با هدف نمایش ثبات و تداوم به سهامداران، این آشفتگی دراماتیک را به جای یک گسست ایدئولوژیک، به عنوان یک انتقال اجرایی بینقص جلوه داد.[6]

برای اکوسیستم نشر گستردهتر، خروج گراسه به عنوان یک مطالعه موردی با ریسک بالا در مورد پیامدهای ادغام رسانهها عمل میکند. کتابفروشان مستقل، ناشران رقیب و نمایندگان ادبی در سراسر اروپا از نزدیک این وضعیت را زیر نظر دارند. همانطور که کنگلومراهای چندملیتی به جذب انتشارات مستقل و نشانهای تجاری تاریخی ادامه میدهند، توازن قدرت بین مالکان شرکتی و استعداد خلاق در زمان واقعی در حال مذاکره مجدد است. نتیجه این مناقشه احتمالاً بر نحوه مدیریت تقاطع ظریف تجارت و فرهنگ توسط سایر خانههای نشر تأثیر خواهد گذاشت.[1][2]
در نهایت، اقدام جمعی نویسندگان، یک اختلاف هیئت مدیره را به یک کلاس درس عمومی در مورد ارزش استقلال سردبیری تبدیل کرده است. این نویسندگان با کنارهگیری از قراردادهای پرسود، اعتبار تثبیت شده و حمایت نهادی یک ناشر بزرگ، ریسک شخصی و حرفهای قابل توجهی را پذیرفتهاند. موضع متحد آنها پیام قدرتمندی را به صنعت میفرستد: وزن فرهنگی واقعی و ارزش ماندگار یک انتشارات نه در مالکیت شرکتی یا پشتوانه مالی آن، بلکه در یکپارچگی خالقانی است که صفحات آن را پر میکنند.[2]
روند رویداد
اواخر ۲۰۲۳
ویوندی خرید گروه لاگاردِر را تکمیل میکند و کنترل هاشِت لیور و نشانهای تجاری آن را به دست میآورد.
مارس ۲۰۲۶
بوعلام صنصال، نویسنده فرانسوی-الجزایری، ناشر دیرینه خود گالیمار را ترک کرده و به انتشارات گراسه میپیوندد.
۱۴ آوریل ۲۰۲۶
هاشِت لیور رسماً جدایی اولیویه نورا، مدیرعامل ۲۶ ساله گراسه، را اعلام کرده و ژان-کریستف تیری را جایگزین او میکند.
۱۶ آوریل ۲۰۲۶
گروه اولیه ۱۱۵ نفری از نویسندگان یک نامه سرگشاده منتشر کرده و جدایی خود را از گراسه اعلام میکنند؛ این تعداد به سرعت به بیش از ۱۳۰ نفر میرسد.
۱۹ آوریل ۲۰۲۶
ونسان بولوره در روزنامه Journal du Dimanche از تغییر مدیریت دفاع کرده و به معیارهای مالی و اختلافات برنامهریزی اشاره میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
نویسندگان جدا شده
نویسندگانی که استدلال میکنند مالکیت شرکتی در حال به خطر انداختن استقلال سردبیری تاریخی این نشان تجاری است.
این ائتلاف، متشکل از بیش از ۱۳۰ رماننویس، مقالهنویس و فیلسوف، برکناری اولیویه نورا را به عنوان یک حمله مستقیم به آزادی خلاقانه میبینند. آنها استدلال میکنند که یک انتشارات باید یک فضای بیطرف باقی بماند که در آن ایدههای متنوع، حتی متضاد، بتوانند بدون دستورات ایدئولوژیک از بالا به پایین همزیستی کنند. آنها با کنارهگیری و تهدید به اقدام قانونی برای به دست آوردن مجدد فهرست آثار پیشین خود، تأکید میکنند که ارزش واقعی یک ناشر در مجموعه استعدادهای آن نهفته است، نه در شرکت مادر آن.
رهبری شرکت
گروه مالکیتی که بر عملکرد مالی، همسویی استراتژیک و حقوق سهامداران تأکید دارد.
نمایندگان هاشِت لیور و ساختار مالکیت گستردهتر ویوندی، تغییر مدیریت را به عنوان یک بازسازی شرکتی استاندارد که توسط معیارهای تجاری هدایت میشود، قلمداد میکنند. آنها به کاهش درآمدها و اختلافات بر سر برنامههای انتشار به عنوان کاتالیزورهای اصلی برکناری نورا اشاره میکنند. از این دیدگاه، شرکت مادر وظیفه امانتداری دارد که داراییهای خود را به طور کارآمد مدیریت کند، و جدایی نویسندگان معترض صرفاً فضای کاتالوگ را برای صداهای جدید و نوظهور باز میکند.
ناشران مستقل
انتشارات کوچکتر و کتابفروشانی که نگران تأثیرات ادغام رسانهها بر اکوسیستم ادبی هستند.
ناظران خارج از ساختار کنگلومرا، خروج گراسه را به عنوان نشانهای از روند گستردهتر به سوی ابرادغام در رسانههای اروپایی میبینند. کتابفروشان مستقل و ناشران رقیب نگرانند که وقتی یک نهاد شرکتی واحد شبکههای تلویزیونی، روزنامهها و نشانهای تجاری اصلی کتاب را کنترل میکند، یک چشمانداز فرهنگی یکنواخت ایجاد میشود. آنها از چارچوبهای نظارتی قویتر برای محافظت از تنوع سردبیری و اطمینان از مصون ماندن ادبیات از همافزاییهای شرکتی بینرسانهای حمایت میکنند.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا نویسندگان با موفقیت حقوق قانونی استخراج فهرست آثار پیشین خود را از گراسه به دست خواهند آورد یا خیر.
- کدام خانههای نشر رقیب این هجوم عظیم استعدادهای ادبی برجسته را جذب خواهند کرد.
- چگونه جدایی این نامهای تثبیت شده بر دوام مالی بلندمدت گراسه تأثیر خواهد گذاشت.
اصطلاحات کلیدی
- نشان تجاری (Imprint)
- یک نام تجاری که تحت آن یک سبد خاص از کتابها منتشر میشود و اغلب با هویت سردبیری خاص خود در داخل یک کنگلومرای نشر بزرگتر فعالیت میکند.
- ادغام رسانهها (Media Consolidation)
- فرآیندی که طی آن تعداد کمتری از افراد یا سازمانها سهم فزایندهای از بازار رسانههای جمعی را کنترل میکنند.
- فهرست آثار پیشین (Back Catalog)
- مجموعهای از کتابهایی که قبلاً توسط یک نویسنده یا یک انتشارات منتشر شدهاند و همچنان در چاپ باقی مانده و فروش ایجاد میکنند.
- استقلال سردبیری (Editorial Independence)
- آزادی سردبیران و ناشران برای اتخاذ تصمیمات خلاقانه و محتوایی بدون دخالت مالکان شرکتی یا منافع سیاسی.
پرسشهای متداول
چرا نویسندگان انتشارات گراسه را ترک کردند؟
بیش از ۱۳۰ نویسنده در اعتراض به برکناری ناگهانی مدیرعامل دیرینه این نشان تجاری، اولیویه نورا، و با اشاره به نگرانیها در مورد استقلال سردبیری و کنترل ایدئولوژیک شرکتی، آنجا را ترک کردند.
مالک انتشارات گراسه کیست؟
گراسه یک نشان تجاری از هاشِت لیور است که متعلق به گروه لاگاردِر میباشد. لاگاردِر اخیراً توسط ویوندی، یک کنگلومرای رسانهای تحت کنترل ونسان بولوره، میلیاردر فرانسوی، خریداری شده است.
عامل مشخص برکناری مدیرعامل چه بود؟
در حالی که رهبری شرکت به عملکرد مالی و اختلاف برنامهریزی بر سر کتابی از بوعلام صنصال اشاره کرد، نویسندگان جدا شده معتقدند که این اخراج یک حرکت ایدئولوژیک برای همسو کردن ناشر با استراتژی رسانهای محافظهکارانهتر ویوندی بوده است.
آیا نویسندگان میتوانند کتابهای قدیمی خود را با خود ببرند؟
بسیاری از نویسندگان جدا شده در حال بررسی گزینههای حقوقی برای به دست آوردن مجدد حقوق آثار منتشر شده قبلی خود هستند، اگرچه قراردادهای استاندارد نشر فرانسه این فرآیند را پیچیده و دشوار میسازد.
منابع
[1]The Guardianنویسندگان جدا شده
More than 100 writers quit French publisher in protest against rightwing owner Vincent Bolloré
مطالعه در The Guardian →[2]Publishing Perspectivesناظران صنعت
A Prominent French Publisher Is Dismissed, Alarming Authors and Media Watchers
مطالعه در Publishing Perspectives →[3]Chytomoناظران صنعت
Writers quit Éditions Grasset after leadership change
مطالعه در Chytomo →[4]RTSرهبری شرکت
"Grasset continuera" avec "de nouveaux auteurs" malgré les départs, affirme Vincent Bolloré
مطالعه در RTS →[5]Actualitteناظران صنعت
Un proche de Bolloré remplace Olivier Nora à la tête de Grasset
مطالعه در Actualitte →[6]Hachetteرهبری شرکت
Hachette Livre Group announces the departure of Olivier Nora from Editions Grasset
مطالعه در Hachette →[7]The Canaryنویسندگان جدا شده
Revolt at French publishers Grasset as 140 authors quit in protest against far-right owner
مطالعه در The Canary →
هر زاویه. هر روز.
دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.








