هیئت سیاست دفاعی پنتاگون در تسخیر سرمایهگذاران فناوری و حامیان سیاست سختگیرانه در قبال چین
هیئت مشورتی جدید پنتاگون نشاندهنده یک انحراف ریشهای از هنجارهای سنتی نهاد دفاعی است و سرمایهگذاران خطرپذیر سیلیکون ولی و استراتژیستهای «اول آمریکا» را برای اولویتدهی به فناوری تجاری و بازدارندگی در اقیانوس آرام به این جایگاهها ارتقا داده است.
به قلم پریسا مرادی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- برهمزنندگان فناوری دفاعی
- استدلال میکنند که پنتاگون باید سرعت سیلیکون ولی و هوش مصنوعی تجاری را برای مقابله مؤثر با رقبای همتراز بپذیرد.
- واقعگرایان استراتژیک
- بر نیاز فوری به تغییر مسیر تمام منابع نظامی و برنامهریزی استراتژیک برای بازدارندگی چین در اقیانوس هند-آرام تمرکز میکنند.
- نهاد دفاعی سنتی
- هشدار میدهند که نرمافزار و فناوری تجاری نمیتوانند به طور کامل جایگزین مهمات سنگین، کشتیسازی و سختافزارهای نفیس مورد نیاز برای درگیریهای بزرگ شوند.
- ناظران اخلاقی
- تضاد منافع شدیدی را که با اجازه دادن به سرمایهگذاران فعال برای شکل دادن به سیاستهایی که میتواند سبد سهام خودشان را غنی کند، ایجاد میشود، برجسته میکنند.
چرا مهم است
هیئت سیاست دفاعی، برنامهریزی استراتژیک بلندمدت و اولویتهای تدارکاتی پنتاگون را شکل میدهد. این تغییر در فهرست اعضا نشان میدهد که میلیاردها دلار از هزینههای دفاعی آینده از سختافزارهای قدیمی به سمت سامانههای خودمختار، هوش مصنوعی و بازدارندگی در صحنه اقیانوس آرام هدایت خواهد شد، که مستقیماً بر پایگاه صنعتی دفاعی جهانی تأثیر میگذارد.
روند رویداد
پیش از-۲۰۲۰
هیئت سیاست دفاعی به طور سنتی تحت سلطه افسران عالیرتبه بازنشسته، دیپلماتهای سابق و محققان اندیشکدههای سنتی بود.
۲۰۲۱-۲۰۲۴
تأمین مالی سرمایهگذاری خطرپذیر برای فناوری دفاعی افزایش مییابد و یک اکوسیستم جدید از استارتآپهای دفاعی غیرسنتی ایجاد میکند.
۲۰۲۵
پنتاگون در پاسخ به نوسازی سریع نظامی چین، با فشار فزایندهای برای اصلاح فرآیندهای تدارکات کند خود مواجه میشود.
جولای ۲۰۲۶
وزیر دفاع هیئت ۱۸ نفره جدید را اعلام میکند که نشاندهنده یک چرخش نهادی قطعی به سمت فناوری تجاری و واقعگرایی اقیانوس آرام است.
وزارت دفاع رسماً فهرست اعضای هیئت سیاست دفاعی بازسازیشده خود را منتشر کرد، که نشاندهنده یکی از شدیدترین چرخشهای ایدئولوژیک و حرفهای در تاریخ این گروه مشورتی است. در حالی که این هیئت در گذشته معمولاً متشکل از افسران بازنشسته عالیرتبه، دیپلماتهای سابق و محققان اندیشکدههای سنتی بود، هیئت ۲۰۲۶ در عوض تحت تسلط سرمایهگذاران خطرپذیر سیلیکون ولی و واقعگرایان سیاست خارجی همسو با دکترین «اول آمریکا» قرار گرفته است. این هیئت ۱۸ نفره به عنوان یک کمیته مشورتی مستقل برای وزیر دفاع عمل میکند و وظیفه دارد دیدگاههای جایگزین در مورد برنامهریزی استراتژیک و نوسازی نیروها ارائه دهد.[1][2]
این بسته شواهد، چهار ادعای اصلی ناشی از انتصابات جدید را بررسی میکند: چرخش نهادی به سمت فناوری تجاری، تثبیت دکترین استراتژیک «اول اقیانوس آرام»، اختلال عمدی در کار پیمانکاران دفاعی سنتی، و اصطکاک اخلاقی ناشی از قرار دادن سرمایهگذاران فعال در نقشهای مشورتی. با تحلیل پیشینه اعضای منصوبشده و واکنشهای بازار به ارتقای آنها، تصویری واضح از پنتاگونی که تلاش میکند جدول زمانی نوسازی خود را به طور ریشهای تسریع کند، پدیدار میشود.[3][7]
ادعای ۱: هیئت سیاست دفاعی به طور مؤثر به سیلیکون ولی واگذار شده است تا مدل تدارکات مبتنی بر نرمافزار را تحمیل کند. شواهد برای این ادعا قوی است. از ۱۸ عضو جدید منصوبشده، هفت نفر یا شرکای فعال در شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر هستند که به شدت در فناوری دفاعی سرمایهگذاری کردهاند یا بنیانگذاران استارتآپهای دفاعی غیرسنتی هستند. این نشاندهنده تمرکز بیسابقهای از مدیران اجرایی فناوری تجاری در بالاترین سطح ساختارهای مشورتی پنتاگون است.[1][4]
استدلال اصلی که این تزریق فناوری را هدایت میکند این است که سیستم سنتی خرید پنتاگون برای عصر مدرن اساساً ناکارآمد است. طرفداران هیئت استدلال میکنند که هوش مصنوعی تجاری، دستههای پهپادی و فناوریهای فضایی مدار پایین زمین با سرعتی تصاعدی سریعتر از آنچه پیمانکاران اصلی سنتی میتوانند ارائه دهند، پیشرفت میکنند. با ارتقای صدای سرمایهگذاران خطرپذیر، وزارت دفاع تمایل خود را برای پر کردن «دره مرگ» (شکاف بوروکراتیکی که در آن استارتآپهای دفاعی امیدوارکننده قبل از تضمین یک قرارداد بزرگ دولتی، بودجهشان تمام میشود) نشان میدهد.[3][4]
ارزیابی شواهد این تغییر فناوری مستلزم بررسی جریانهای سرمایه اخیر است. تخمین زده میشود که تأمین مالی سرمایهگذاری خطرپذیر در فناوری دفاعی در سال ۲۰۲۵ به ۱۴.۵ میلیارد دلار رسیده است، که یک اکوسیستم عظیم از شرکتهای چابک مشتاق فروش به ارتش ایجاد کرده است. اعضای جدید هیئت علناً اعلام کردهاند که پنتاگون باید از خرید «سختافزارهای نفیس و دهساله» به سمت خرید «سامانههای قابل از دست دادن و مبتنی بر نرمافزار» که میتوانند در عرض چند روز، نه چند سال، از طریق بهروزرسانیهای بیسیم بهروز شوند، تغییر مسیر دهد.[4][7]
ادعای ۲: ترکیب هیئت، دکترین تندروانه «اول آمریکا» در قبال چین را نهادینه میکند و اقیانوس هند-آرام را بر تمام صحنههای دیگر اولویت میدهد. شواهد در اینجا نیز قوی است و در نوشتههای منتشر شده گسترده منصوبشدگان استراتژیک قابل مشاهده است. چندین عضو جدید از معماران برجسته «راهبرد انکار» هستند، چارچوبی که استدلال میکند ایالات متحده باید تقریباً به طور انحصاری بر بازدارندگی حمله چین به تایوان تمرکز کند، حتی به قیمت تعهدات در اروپا یا خاورمیانه.[2][5]
ادعای ۲: ترکیب هیئت، دکترین تندروانه «اول آمریکا» در قبال چین را نهادینه میکند و اقیانوس هند-آرام را بر تمام صحنههای دیگر اولویت میدهد.
این نشاندهنده انحرافی شدید از دکترینهای هژمونی لیبرال و ملتسازی است که مشخصه دولتهای قبلی بود. استراتژیستهای جدید در هیئت استدلال میکنند که ارتش ایالات متحده در حال حاضر بیش از حد تحت فشار است و از نظر ساختاری برای یک درگیری قدرت بزرگ در اقیانوس آرام ناهماهنگ است. حضور آنها در هیئت نشان میدهد که پنتاگون در حال آماده شدن برای اتخاذ تصمیمات دشوار در مورد آرایش نیروها است و احتمالاً توصیه به واگذاری نیروهای زمینی قدیمی به نفع داراییهای دریایی، هوافضا و خودمختار خواهد کرد.[5][6]
تحلیلگران سیاست خارجی خاطرنشان میکنند که این همسویی استراتژیک کاملاً مکمل چرخش فناوری است. «راهبرد انکار» در گستره وسیع اقیانوس آرام دقیقاً به نوع فناوریای نیاز دارد که منصوبشدگان سیلیکون ولی از آن حمایت میکنند: پهپادهای خودمختار دوربرد، ارتباطات شبکهای انعطافپذیر، و سامانههای هدفگیری مبتنی بر هوش مصنوعی که میتوانند در محیطهای جنگ الکترونیک بسیار مورد مناقشه عمل کنند.[6]
ادعای ۳: هیئت جدید برای ایجاد اختلال در پایگاه صنعتی دفاعی سنتی طراحی شده است. شواهد برای این امر عمدتاً غیرمستقیم است اما به شدت توسط اضطراب بازار پشتیبانی میشود. پیمانکاران اصلی قدیمی مانند لاکهید مارتین، ریتیون و بوئینگ به چرخههای توسعه عظیم و چند دههای برای پلتفرمهایی مانند F-35 یا ناوشکنهای پیشرفته متکی هستند. اعضای جدید هیئت از نظر تاریخی به شدت منتقد این مدل بودهاند و آن را به عنوان یک سیستم انحصاری توصیف میکنند که تجهیزات گرانقیمت و منسوخ را تحویل میدهد.[3][7]
تحلیلگران صنعت دفاعی پیشنهاد میکنند که این هیئت احتمالاً به وزیر دفاع توصیه خواهد کرد که قراردادهای بزرگ و یکپارچه را به بخشهای کوچکتر و متمرکز بر نرمافزار تقسیم کند تا استارتآپهای غیرسنتی بتوانند در مناقصات شرکت کنند. اگرچه هیئت نمیتواند به طور یکجانبه قانون تدارکات را تغییر دهد، اما توصیههای آن در پیشنویس درخواستهای بودجه سالانه پنتاگون وزن قابل توجهی دارد و تهدیدی بلندمدت برای مدلهای درآمدی پیمانکاران اصلی سنتی محسوب میشود.[7]
ادعای ۴: گنجاندن سرمایهگذاران خطرپذیر فعال، تضاد منافع اخلاقی شدیدی ایجاد میکند. شواهد این اصطکاک فوری و بسیار مشهود است. گروههای نظارتی دولتی قبلاً هشدارهایی را مطرح کردهاند و اشاره کردهاند که چندین عضو هیئت وظایف امانتداری در قبال استارتآپهایی دارند که در صورت پذیرش توصیههای هیئت، میتوانند قراردادهای عظیم وزارت دفاع را برنده شوند. نگرانی این است که هیئت میتواند سیاست تدارکات را به گونهای شکل دهد که مستقیماً به نفع سبد سهام خودشان باشد.[8]
طرفداران مدل جدید یک دفاع صریح ارائه میدهند: حذف هر کسی که با فناوری مدرن ارتباط مالی دارد به این معنی است که پنتاگون تنها از افرادی مشاوره میگیرد که فناوری مدرن را درک نمیکنند. آنها استدلال میکنند که اعضای سنتی هیئت – که اغلب ژنرالهای بازنشستهای بودند که به عضویت هیئت مدیره پیمانکاران اصلی قدیمی درآمدند – دقیقاً همان تضاد منافع را داشتند، فقط برای فناوری قدیمیتر و کندتر.[3][8]
برای کاهش این نگرانیها، وزارت دفاع اعلام کرده است که همه اعضای هیئت مشمول الزامات سختگیرانه رد صلاحیت در مورد قراردادهای خاص خواهند بود. با این حال، منتقدان استدلال میکنند که نفوذ هیئت ساختاری است، نه معاملاتی؛ آنها نیازی ندارند که یک قرارداد خاص را به یک شرکت خاص اعطا کنند، اگر بتوانند کل استراتژی تدارکات را بازنویسی کنند تا به طور کلی به نفع اکوسیستم تحت حمایت سرمایهگذاران خطرپذیر باشد.[1][8]
عدم قطعیت نهایی پیرامون این بسته شواهد، محدودیت قدرت مشورتی است. هیئت سیاست دفاعی فضای فکری پنتاگون را تعیین میکند، اما قانون مجوز دفاع ملی را نمینویسد. آزمون واقعی این ائتلاف جدید سرمایهگذاران فناوری و تندروهای چین این خواهد بود که آیا چشمانداز استراتژیک آنها میتواند از اینرسی بوروکراتیک پنتاگون جان سالم به در ببرد و کنگره را تحت تأثیر قرار دهد تا قوانین تدارکات قانونی را اساساً بازنویسی کند.[2][7]
بررسی عمیق دیدگاهها
برهمزنندگان فناوری دفاعی
استدلال میکنند که پنتاگون باید سرعت سیلیکون ولی و هوش مصنوعی تجاری را برای مقابله مؤثر با رقبای همتراز بپذیرد.
این گروه معتقد است که پایگاه صنعتی دفاعی سنتی یک سیستم انحصاری است که سختافزارهای نفیس اما منسوخ را با تأخیر دهها ساله تحویل میدهد. آنها استدلال میکنند که جنگ مدرن توسط نرمافزار، هوش مصنوعی و دستههای خودمختار تعیین خواهد شد—فناوریهایی که استارتآپهای تجاری در حال حاضر از پیمانکاران اصلی قدیمی پیشی میگیرند. آنها با قرار دادن بنیانگذاران و سرمایهگذاران فناوری در هیئت مشورتی، معتقدند که پنتاگون میتواند قوانین تدارکات را بازنویسی کند تا فناوری را با سرعت بازار تجاری خریداری کند، نه با سرعت بوروکراسی دولتی.
واقعگرایان استراتژیک
بر نیاز فوری به تغییر مسیر تمام منابع نظامی و برنامهریزی استراتژیک برای بازدارندگی چین در اقیانوس هند-آرام تمرکز میکنند.
واقعگرایان در هیئت استدلال میکنند که ایالات متحده به طور خطرناکی بیش از حد گسترش یافته است و باید دکترینهای هژمونی لیبرال سه دهه گذشته را کنار بگذارد. تمرکز اصلی آنها «راهبرد انکار» است—اطمینان از اینکه ارتش ایالات متحده قابلیتهای خاص مورد نیاز برای جلوگیری از حمله چین به تایوان را دارد. این دیدگاه اصرار دارد که هر دلاری که صرف ملتسازی یا صحنههای ثانویه میشود، دلاری است که از بازدارندگی اقیانوس آرام دزدیده شده است، و آنها ادغام فناوری ارزان و خودمختار را تنها راه حل ریاضی قابل اجرا برای مقابله با ظرفیت عظیم کشتیسازی چین میدانند.
نهاد دفاعی سنتی
هشدار میدهند که نرمافزار و فناوری تجاری نمیتوانند به طور کامل جایگزین مهمات سنگین، کشتیسازی و سختافزارهای نفیس مورد نیاز برای درگیریهای بزرگ شوند.
در حالی که نیاز به نرمافزار بهتر را تأیید میکنند، تحلیلگران دفاعی سنتی در مورد «تکبر سیلیکون ولی» هشدار میدهند که فرض میکند درگیریهای پیچیده ژئوپلیتیکی را میتوان صرفاً با کد و پهپادهای تجاری حل کرد. آنها استدلال میکنند که بازدارندگی یک قدرت بزرگ همچنان نیازمند انبارهای عمیق مهمات سنگین، زیردریاییهای با نیروی هستهای، و هواپیماهای رادارگریز نسل پنجم است—پلتفرمهایی که ذاتاً سالها طول میکشد تا ساخته شوند و نیازمند مقیاس صنعتی عظیمی هستند که فقط پیمانکاران اصلی قدیمی میتوانند فراهم کنند. آنها نگرانند که هیئت جدید توصیه به واگذاری سختافزارهای اثباتشده به نفع مفاهیم فناوری اثباتنشده کند.
ناظران اخلاقی
تضاد منافع شدیدی را که با اجازه دادن به سرمایهگذاران فعال برای شکل دادن به سیاستهایی که میتواند سبد سهام خودشان را غنی کند، ایجاد میشود، برجسته میکنند.
مدافعان شفافیت دولتی استدلال میکنند که قرار دادن سرمایهگذاران خطرپذیر فعال در هیئت سیاست دفاعی یک نقض اخلاقی ساختاری است. حتی اگر اعضا خود را از اعطای قراردادهای خاص رد صلاحیت کنند، ناظران اشاره میکنند که این افراد میتوانند به پنتاگون توصیه کنند که میلیاردها دلار را به سمت بخشهای دقیقی (مانند هوش مصنوعی یا پهپادهای خودمختار) هدایت کند که شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر آنها سهام عظیمی در آنها دارند. آنها استدلال میکنند که این امر سیستمی را ایجاد میکند که در آن استراتژی دفاع عمومی به طور زیرکانه تحریف میشود تا بازده سرمایهگذاری خصوصی را تضمین کند.
منابع
[1]Department of DefenseSecretary of Defense Announces New Defense Policy Board Members
مطالعه در Department of Defense →
[2]Defense Newsنهاد دفاعی سنتیPentagon overhauls Defense Policy Board with tech and 'America First' figures
مطالعه در Defense News →
[3]The Wall Street Journalبرهمزنندگان فناوری دفاعیTech Investors and China Hawks Dominate New Pentagon Advisory Board
مطالعه در The Wall Street Journal →
[4]TechCrunchبرهمزنندگان فناوری دفاعیDefense tech VCs secure unprecedented influence in new Pentagon board
مطالعه در TechCrunch →
[5]Reutersواقعگرایان استراتژیکUS Defense Policy Board appointments signal hardline shift on China
مطالعه در Reuters →
[6]Foreign Affairsواقعگرایان استراتژیکThe Strategic Implications of an 'America First' Defense Policy Board
مطالعه در Foreign Affairs →
[7]Breaking Defenseنهاد دفاعی سنتیWhat the new Defense Policy Board means for traditional primes
مطالعه در Breaking Defense →
[8]Politicoناظران اخلاقیSilicon Valley takes a seat at the Pentagon's top advisory table
مطالعه در Politico →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



