رهبران بومی خواستار پروتکلهای فرهنگی برای هوش مصنوعی شدند تا از تصاحب دانش باستانی جلوگیری شود
در حالی که سیستمهای هوش مصنوعی به طور فزایندهای در حال جمعآوری دادههای جهانی هستند، جوامع بومی در حال ایجاد چارچوبهای حاکمیت دیجیتال برای محافظت از دانش اجدادی در برابر استخراج غیرمجاز هستند. پروتکلهای جدید با هدف تضمین این امر طراحی شدهاند که توسعه هوش مصنوعی ضمن احترام به مالکیت فرهنگی، از این فناوری برای احیای زبان و حفظ تنوع زیستی استفاده کند.
به قلم شاهین زند
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان حاکمیت داده بومی
- استدلال میکنند که دانش فرهنگی یک دارایی جمعی است که قبل از جذب توسط هوش مصنوعی، نیازمند رضایت و کنترل سختگیرانه جامعه است.
- حقوقدانان و متخصصان مالکیت فکری
- بر ناکافی بودن قوانین حق تکثیر فعلی برای محافظت از دانش بین نسلی تمرکز کرده و از چارچوبهای جدید علامت تجاری حمایت میکنند.
- چارچوبهای فناوری اخلاقی
- بر ایجاد راهحلهای فنی مانند تراستهای داده و مدلهای هوش مصنوعی مبتنی بر فرهنگ برای پر کردن شکاف بین نوآوری و سنت تأکید میکنند.
چرا مهم است
بدون حاکمیت داده قوی، گسترش سریع هوش مصنوعی خطر تداوم شکل جدیدی از استعمار دیجیتال را از طریق تجاریسازی دانش مقدس و سنتی به همراه دارد. ایجاد پروتکلهای هوش مصنوعی تحت رهبری بومیان تضمین میکند که جوامعی که هزاران سال از این دانش محافظت کردهاند، کنترل خود را بر کاربردهای آتی آن حفظ کرده و از پتانسیل فناورانه آن بهرهمند شوند.
در اجلاس تنوع زیستی COP16 در کالی، کلمبیا، گفتگویی پیشگامانه شکل گرفت که ارتباط کمی با حفاظت سنتی داشت و تماماً به الگوریتمها مربوط میشد. رهبران بومی، متخصصان فناوری و دانشمندان محیط زیست برای اولین اجلاس بینالمللی دانش اجدادی و هوش مصنوعی گرد هم آمدند تا با یک پارادوکس کاملاً مدرن روبرو شوند. همان سیستمهای یادگیری ماشینی که قادر به نقشهبرداری از اکوسیستمهای در معرض خطر هستند، در حال حاضر هزاران سال دانش سنتی را از اینترنت جمعآوری میکنند—اغلب بدون اجازه، بدون در نظر گرفتن زمینه و بدون پرداخت غرامت.[2]
این اجلاس اصطکاک فزاینده جهانی بین اشتهای سیریناپذیر صنعت فناوری برای دادههای آموزشی و حقوق قدیمیترین فرهنگهای جهان را برجسته کرد. همانطور که مدلهای هوش مصنوعی مولد، مجموعههای داده عظیمی را برای تولید متن، هنر و موسیقی مصرف میکنند، به طور معمول نمادهای بومی، تاریخ شفاهی و شیوههای زیستمحیطی را نیز جذب میکنند. این استخراج بیرویه، جنبشی یکپارچه را در میان جوامع بومی برانگیخته است تا خواستار پروتکلهای فرهنگی قوی شوند که نحوه دیجیتالی شدن و استفاده از میراث آنها توسط هوش مصنوعی را مدیریت کند.[1][2]
در قلب این جنبش، اصل حاکمیت داده بومی قرار دارد. در چارچوبهای قانونی غربی، داده اغلب به عنوان یک کالا در نظر گرفته میشود که میتواند به صورت فردی مالکیت، مجوز یا پس از عمومی شدن، آزادانه مورد بهرهبرداری قرار گیرد. با این حال، برای مردم بومی، دانش یک میراث جمعی و بین نسلی است که عمیقاً با هویت، معنویت و سرزمین پیوند خورده است. اجماع در حال ظهور در میان مدافعان حقوق دیجیتال توضیح میدهد که «حاکمیت داده به این معنی است که جوامع بومی کنترل اطلاعات خود را در دست دارند»، و تأکید میکند که جوامع باید تعیین کنند که دادههایشان چگونه ذخیره شود، چه کسی به آن دسترسی داشته باشد و در نهایت چگونه استفاده شود.[1]
تضاد پارادایمها آشکار است. اخلاق بنیادی سیلیکون ولی—که اطلاعات باید آزاد باشند و جمعآوری دادههای عمومی استفاده منصفانه است—مستقیماً با پروتکلهای بومی مبنی بر کسب اجازه و قداست در تضاد است. هنگامی که سیستمهای هوش مصنوعی ضبطهایی از آیینهای سنتی یا شیوههای دارویی را جذب میکنند، زمینه فرهنگی آنها را از بین میبرند. خروجیهای حاصل میتوانند دانش مقدس را تجاریسازی کنند، محصولات تقلبی فرهنگی توهینآمیز تولید کنند و کلیشههای مضر را تداوم بخشند و عملاً شکل جدیدی از استعمار دیجیتال را خودکار سازند.[1]
نمونههای واقعی این اصطکاک در حال ظهور هستند. در یک مورد قابل توجه، شرکتهای فناوری سخنوران بومی را برای کمک به آموزش مدلهای زبان هوش مصنوعی به کار گرفتهاند، اما بعداً به دلیل توافقهای مبهم در مورد مالکیت داده با واکنش شدید مواجه شدند. هنگامی که یک سخنور بومی ساعتها صدا را برای آموزش یک الگوریتم شرکتی ارائه میدهد، این سؤال که چه کسی در نهایت مالک مدل زبان حاصل است، از نظر قانونی مبهم باقی میماند. بدون تدابیر حفاظتی صریح، جوامع در معرض خطر از دست دادن کنترل میراث زبانی خود پس از تغذیه آن به ماشین هستند.[1]
چشمانداز قانونی فعلی حمایت کمی ارائه میدهد. قوانین مالکیت فکری غربی برای محافظت از بیانهای ثابت و فردی برای مدت زمان محدود طراحی شدهاند، و بنابراین برای محافظت از تاریخ شفاهی سیال، جمعی و بین نسلی که از زمانهای بسیار دور وجود داشتهاند، نامناسب هستند. از آنجایی که دانش سنتی اغلب تحت قوانین غربی در «حوزه عمومی» قرار میگیرد، توسعهدهندگان هوش مصنوعی هنگام جمعآوری آن برای منافع تجاری با موانع قانونی کمی روبرو هستند.[1]
از آنجایی که دانش سنتی اغلب تحت قوانین غربی در «حوزه عمومی» قرار میگیرد، توسعهدهندگان هوش مصنوعی هنگام جمعآوری آن برای منافع تجاری با موانع قانونی کمی روبرو هستند.
در پاسخ به این خلاء قانونی، سازمانهای بومی در حال پیشگامی در استراتژیهای دفاعی خود هستند. کارشناسان حقوقی در حال بررسی استفاده از علائم جمعی و گواهینامهها برای تأیید اصالت محصولات بومی و جلوگیری از ورود محصولات تقلبی تولید شده توسط هوش مصنوعی به بازار هستند. در ایالات متحده، برخی گروهها از پایگاههای داده نشانهای قبیلهای در اداره ثبت اختراعات و علائم تجاری استفاده میکنند تا از ثبت نامناسب علائم تجاری نمادهای فرهنگی توسط توسعهدهندگان هوش مصنوعی شخص ثالث جلوگیری کنند.[1]
فراتر از مانورهای قانونی، جوامع در حال ساختن دژهای فناورانه هستند. چارچوبهای حاکمیت دیجیتال و تراستهای داده محلی در حال ایجاد هستند تا به گروههای بومی کنترل مطلق بر میراث دیجیتال خود را بدهند. با استفاده از سرورهای امن و در برخی موارد، فناوری بلاکچین، این تراستها تضمین میکنند که مجموعههای داده حساس—مانند ضبط آهنگهای مقدس یا دستورالعملهای دقیق دارویی—فقط تحت پروتکلهای فرهنگی سختگیرانه و تعریف شده توسط جامعه قابل دسترسی و تجزیه و تحلیل باشند.
جامعه بینالمللی در حال درک جدی بودن این مسئله است. مجمع دائمی سازمان ملل متحد در مورد مسائل بومی به صراحت خطراتی را که هوش مصنوعی برای حقوق بومیان ایجاد میکند، برجسته کرده و هشدار داده است که الگوریتمهای آموزش دیده بر اساس دادههای مغرضانه یا اروپامحور میتوانند زبانها را محو کرده و هویتها را نادرست جلوه دهند. مقامات سازمان ملل تأکید کردهاند که حقوق بشر و آزادیهای اساسی باید در طول کل چرخه عمر سیستمهای هوش مصنوعی محافظت شوند، که مستلزم مشارکت معنادار مردم بومی در حاکمیت هوش مصنوعی است.
با این حال، رابطه بین جوامع بومی و هوش مصنوعی صرفاً دفاعی نیست. هنگامی که هوش مصنوعی به صورت اخلاقی و با رضایت آزاد، قبلی و آگاهانه توسعه یابد، فرصتهای عمیقی برای حفظ و توانمندسازی فرهنگی ارائه میدهد. این فناوری میتواند برای دیجیتالی کردن میراث شکننده، ترجمه آرشیوهای تاریخی و پیوند دادن خرد اجدادی با چالشهای جهانی معاصر به کار گرفته شود.
احیای زبان به عنوان یک داستان موفقیت اصلی برجسته است. در نیوزیلند، نوآوران مائوری در «Te Hiku Media» ابزارهای تشخیص گفتار بسیار دقیقی ساختهاند که به عنوان یک معیار جهانی برای هوش مصنوعی مبتنی بر فرهنگ عمل میکند. با حفظ حاکمیت سختگیرانه بر دادههای زبانی خود و طراحی مشترک الگوریتمها، این جامعه اطمینان حاصل کرد که فناوری حاصله به مردم مائوری خدمت میکند، نه اینکه برای یک شرکت چندملیتی ارزش استخراج کند.
تقاطع خرد باستانی و نوآوری مدرن همچنین در حال تغییر شکل حفاظت از محیط زیست است. دانش بومشناختی سنتی شامل قرنها کشاورزی پایدار، حفظ آب و حفاظت از تنوع زیستی است. در اجلاس COP16، نسل جدیدی از دانشجویان بومی از یک برنامه تخصصی فارغالتحصیل شدند که آنها را برای ترکیب این دانش اجدادی با هوش مصنوعی و تصاویر ماهوارهای برای مدیریت پایدار قلمرو آموزش میدهد.[2]
با اعتبارسنجی مدلهای آب و هوایی تولید شده توسط هوش مصنوعی در برابر مشاهدات بومشناختی بومیان در محل، دانشمندان و رهبران جامعه میتوانند تلاشهای حفاظتی را بهینه کنند. این رویکرد مشارکتی نشان میدهد که هوش مصنوعی مجبور نیست جایگزین سیستمهای سنتی شود؛ بلکه میتواند گفتگویی ایجاد کند که انعطافپذیری اقلیمی را افزایش داده و از اکوسیستمهای در معرض خطر به طور مؤثرتری نسبت به هر یک از این رویکردها به تنهایی محافظت کند.[2]
در نهایت، فشار برای پروتکلهای فرهنگی بومی در هوش مصنوعی، درخواستی برای عاملیت است. رهبران بومی به دنبال توقف پیشرفت فناوری نیستند، بلکه میخواهند اطمینان حاصل کنند که به عنوان خالقان مشترک، و نه صرفاً سوژههای داده، در میز حاکمیت حضور داشته باشند. همانطور که هوش مصنوعی به تغییر شکل اقتصاد جهانی ادامه میدهد، گنجاندن اصول احترام، عمل متقابل و حاکمیت داده برای تضمین اینکه آینده دیجیتال، قدیمیترین فرهنگهای جهان را توانمند میسازد و نه استثمار، ضروری خواهد بود.[3]
نکات کلیدی
- مدلهای هوش مصنوعی به طور فزایندهای دادههای فرهنگی و بومشناختی بومیان را بدون اجازه یا غرامت جمعآوری میکنند.
- قوانین مالکیت فکری غربی تا حد زیادی قادر به محافظت از دانش جمعی و بین نسلی نیستند.
- جوامع بومی در حال ایجاد تراستهای داده و چارچوبهای حاکمیت دیجیتال برای کنترل دسترسی به میراث خود هستند.
- هوش مصنوعی، زمانی که به صورت اخلاقی توسعه یابد، با موفقیت برای احیای زبان بومی و حفظ تنوع زیستی استفاده میشود.
- سازمان ملل متحد هشدار داده است که هوش مصنوعی بدون گنجاندن معنادار صدای بومیان، خطر تداوم استعمار دیجیتال را به همراه دارد.
منابع
[1]American Bar Associationحقوقدانان و متخصصان مالکیت فکریArtificial Intelligence and Indigenous Cultural Appropriation: Legal Challenges and Emerging Protections
مطالعه در American Bar Association →
[2]The City Paper Bogotáمدافعان حاکمیت داده بومیCOP16 Summit on Ancestral Knowledge and Artificial Intelligence
مطالعه در The City Paper Bogotá →
[3]تیم سردبیری کوهستانچارچوبهای فناوری اخلاقیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
